زردآلو Prunus armeniaca

زردآلو

Prunus armeniaca

زردآلو مختص آسیای مرکزی می باشد، محل منشأ یا خاستگاه نخست آن تصور می شده که در تپه های چین غربی باشد. جمعیت های جنگلی در تپه های آسیای جنوب غربی، ( شامل ارمنستان، زیرا که گیاه شناس غربی گونه ها را نام گذاری کرد )، به عنوان مراکز ثانوی تنوع در نظر گرفته شده اند. هر چند، محدوده ی زردآلو های جنگلی، کل آسیای مرکزی و قسمتی از آسیای جنوب غربی می باشد، زردآلو در تپه های شمالی چین، و در نوار های پهناور میان تپه ها، کوه ها و فلات های آسیای مرکزی تا کوههای قفقاز، بین دریای خزر و دریای سیاه به صورت نیمه جنگلی و جنگلی یآفت شده است. زردآلو های جنگلی، خیلی شبیه به واریته های کاشت شده یا محیات می باشند اکثرشان، نه همه ی آنها، مغز تلخی در داخل هسته دارند. اکثر قسمت های رشته های زردآلو، خیلی خشک هستند و زردآلوهای خشک می توانند جزئی از رژیم غذایی انسان به حساب آورده شوند. نخستین ثبت اهلی سازی زردآلو، دلیل کش ت آن در چین حدود 4000 سال قبل می باشد. می توانیم تخمین بزنیم که طوایف آسیای مرکزی، قائمه های سنتی را ایجاد می کردند تا بخش هایی از جنگلهای زردآلو را هزار سال پیش از این برداشت کنند. در چین، انسانها میوه هایی را انتخاب می کردند که هسته ی آنها تلخ نبود و نیز میوه های خوبی بودند. در برخی از دره های مجزای آسیای مرکزی، کوههای Pamir، روغن زردآلو، روغن عمده و اصلی برای پخت و پز شده بود؛ و در چین، هسته های شیرین ارقام غذایی با ارزشی به حساب می آمدند.

ادامه نوشته

موز Musa x paradisiacal

 موز

Musa x paradisiacal

از بین30 یا بیشتر گونه های موز، تنها دو تا از گونه ها خوراکی می باشند. یک موز جنگلی وجود دارد که فقط فوق مدار رأس السرطان برج جدی در نواحی نیمه استوایی آفریقا در جنگلهای باران ی از سواحل غربی سرتاسر شرق، می روید. این گونه، Ensete ventricosum ( قبلاً Musa ventricosum )، خوشه های میوه های تخم دار خشکی را با مقدار کمی از گوشت میوه ی خشک و بی مزه ای را ایجاد می کند که تنها در زمانهای قحطی و خشکسالی خورده می شود.

 

میوه های موز جنگلی دو گونه ی خوراکی، پر از دانه های سیاه رنگ سفت، به اندازه ی نخود فرنگی های کوچک می باشند که در مغز ساقه ی نشاسته ای و اسیدی شیرین کار گذاشته شده اند. اندازه ی میوه ها، طبق تعداد دانه هایی که حضور دارند، فرق می کند. دانه های بیشتر، میوه را بزرگتر می کنند. گل هایی که گرده افشانی نکرده اند، کوچک و بدون قشر باقی می مانند. در حدود برخی قسمت های جمعیت های جنگلی یکی از نیاهای موز امروزی ( Musa acuminate )، ژنی وجود دارد که گیاه را قادر می سازد که میوه ی بی هسته ای را از گل هایی که گرده افشانی نکرده اند، شکل دهد. تنها گلهای خوشه ای که گرده افشانی کرده اند، میوه های دانه داری را شکل می دهند؛ بقیه، بی دانه یا بی هسته می شوند. اندکی از اجزا در جمعیت جزئی گیاهان که قادر بودند میوه های خوردنی اما بی هسته ای را از گل های گرده افشانی نکرده خوشه ای بوجود آورند، باز هم تغییرات دیگری را ایجاد می کنند. بخش مادینه یا مادگی همه ی گل های خوشه ای، نازا یا عقیم می شوند. از اینرو، هیچ گلی دانه ای را شکل نمی دهد، و همه ی گل ها، میوه های کربوهیدرات دار و خوراکی و کاملاً بدون دانه ای را تشکیل می دهند.

ادامه نوشته

سیب Malus pumila ( M.domestica

 سیب

Malus pumila ( M.domestica )

در دامنه ی کوههای نواحی ترکستان، جنگلهایی از درختان میوه وجود دارد. در برخی نواحی، درختان گردو ( juglansregia )، و همچنین سیب، جنگل کامل و یکپارچه ای را شکل می دهند. سطح وسعت سیب جنگلی وسیع می باشد. در کوه های قفقاز، میوه های سیب جنگلی، نسبتاً کوچک می باشند، اما آنهایی که در ترکستان موجود می باشند، نسبتاً بزرگ هستند. در آنجا تک تک درختان میوه هایی به بار می آورند که در برابر گونه های کشت شده، دارای کیفیت نامرغوبی نمی باشند. برخی، بطور حیرت انگیزی اندازه ی خیلی بزرگی دارند، و درختان بطور استثنائی پر بار می باشند. سرتاسر طیف گذار، بطور نمونه از سیب کوچک، سیب ترش تا سیب کش ت شده یا محیات،‌ نوع کاملاً خوراکی محسوب شده است. از جمله ی سیب های جنگلی، Malus pumila، با گوشتی به رنگ  سرخ ارغوانی می باشد. بدین سو، فرآیند کامل تولید از سیب های جنگلی تا گونه های مقبول انسانی، با پیوند زنی بین گونه ها، همراه با جهش، بدون مداخله ی انسان صورت گرفته است.

ادامه نوشته

گلابی آسیایی Pyrus pyrifolia ( syn. Serotina )

گلابی آسیایی

Pyrus pyrifolia ( syn. Serotina )

گلابی از کوهها، تپه های پایه کوه، و فلات های آسیای مرکزی و آسیای جنوب غربی نشأت گرفته است. همراه با سیب، امروزه زردآلو ها، انگور ها، و میوه های کوچک مختلفی از لحاظ اقتصادی یا تجاری سودمند نمی باشند. گلابی آسیایی، احتمالاً در تپه های غربی چین نشأت یا سرچشمه گرفته است.

 

گونه های گلابی عموماً در درختان و جنگلهای آسیای جنوب غربی فراوان می باشند. گونه های گلابی به نظر قادر می باشند تا بدون دشواری زیادی با همدیگر پیوند زده شوند، و برخی از گلابی ها آسیایی عملاً هیبرید ها یا دورگه های مجتمعی بین P.pyrifolia،  P. ussuriensis، و P. bretschneideri می باشند.

ادامه نوشته

اوکادو

 اوکادو

 

Persea Americana

اوکادو احتمالاً ناشی از یک فورم جنگلی ابتدایی می باشد که حالا منحصر به نواحی پست هوندوراس و قسمتهایی از کاستاریکا می باشد. سه نژاد ممتاز از اوکادو وجود دارد. فورم های جنگلی ابتدایی نژاد مکزیکی، در قسمت های جنوبی مکزیک یآفت شدند، فورم های جنگلی ابتدایی نژاد گواتمالیایی، در قسمت های مجزای مکزیک، گواتمالا، و هندوراس یآفت شدند. بهمین نحو، فورم های جنگلی ابتدایی نژاد هند غربی، در کلمبیا یآفت شدند. اوکادوی جنگلی در ناحیه ی طبیعی خودش، میوه های کوچک، هسته ی بزرگ، و گوشت اندکی دارد. گردآورندگان، این میوه های خیلی مغذی را از زمان های اولیه پر ارزش می دانستند. مدارک قدیمی از ارتباط انسان با اوکادو، از رسوبات غارها در دره ی Tehuacan نزدیک Puebla در مکزیک می باشد. این رسوبات، به تاریخ بیش از 12000 سال پیش می باشد. اظهاراتی از مکان های وابسته به باستان شناسی وجود دارد که اوکادو بقدر میوه های با اندازه ی برزگتر از زمان 6000 سال پیش، انتخاب شده است. میوه ی اوکادو یک میوه ی رویایی برای انسان و حیوان می باشد؛ خیلی طاقت فرسا است، به راحتی قابل هضم است، در تمام منحنی سال میوه می دهد ( در نواحی حاره ای )، سمیتی ندارد، و ماهها روی درخت باقی می مانند.

ادامه نوشته

انگور Vitis vinifera, V. species

 انگور

Vitis vinifera, V. species

انگور مختص کوههای آسیای مرکزی می باشد. آسیای مرکزی، خانه ی طبیعی میوه های خیلی مهم می باشد. انگور های جنگلی، عموماً برای خوردن مناسب می باشند، در هر دو فورم سیاه و سفید رخ می دهند. شکی نیست که اجداد ما بهره ی خوبی از برداشت پائیزی این درختان مو برده اند، بویژه زمانی که آنها می توانستند به خوبی به بالای درختان آلوی جنگلی یا گلابی جنگلی بروند. وقتی که درختان جنگلی برگریز پائیزی در مناطقی بریده می شدند تا راهی برای زراعت و کشاورزی را بسازند، بهترین نوع درختان مو، و درختانی که آنها پرورش می دادند، نگه داشته می شدند. انگور یا مو، در بخش های غربی جنوب غربی آسیا، حدود 6000 سال پیش از عرضه اش، خانگی شده بود. یونانی ها احتمالاً حدود 3000 سال پیش به کش ت این میوه دست یافتند و بعد از آن سرتاسر دریای مدیترانه در امتداد کانال های دریایی فنیقی، گسترش یافت. کش ت مو، بوسیله ی رومی ها سرتاسر اروپا رواج پیدا کرد، و صومعه ها در اروپا، یکی از مخازن دانش کش ت و واریته ها شدند. اسپانیایی ها و پرتقالی ها، انگور ها را در تمام مستعمرات شمالی، مرکزی و جنوبی آمریکا با خود می بردند.

آمریکای شمالی، غنی از گونه ی vitis می باشد، و زمانی که انگور آسیایی در قرن هفدهم وارد کرانه ی دریای آتلانتیک شد، بویژه زمانی که گونه ی وارد شده در معرض بسیاری از بیماریها در کش ور جدیدش بود، گونه ها را جهت پیوند زنی با گونه ی محلی گرد هم آوردند. جوانه های این پیوند زنی های خود بخودی،‌ بخاطر مقاومت بیماری fox محلی، انگور مشک، انگور های ریوربنک یا ساحل رودخانه ای، و شیرینی و اندازه ی بیش از حد انگور های آسیایی اروپاییایی، مورد توجه قرار گرفته اند. واریته ی خیلی شناخته شده ی Concord انگور، مثالی از این گونه می باشد.

ادامه نوشته

توت سیاه یا شاه توت

توت سیاه یا شاه توت

 

گونه های Rubus و هیبرید های مجتمع

گونه ی شاه توت که اجداد خیلی دور ما با آن آشنا بوده اند، Rubus pinnatus است. میوه های سیاه براق خودش را در حاشیه های جنگل ها تولید می کند. گونه های متعدد شاه توت، مختص مناطقی می باشند که مستقیماً از میان اروپا و آسیا امتداد دارند ( برخی از گونه ها در این مناطق، محلی یا ناحیه ای می باشند ). شاه توت ها افزوده ی فصلی مفیدی برای رژیم غذایی ما می باشند. شاه توت ها خیلی خیلی به تازگی، اهلی یا خانگی شده اند، شاه توت های جنگلی، همیشه در سیاج بند ها یا ردیف خاربن ها و حاشیه ی درختزار ها یا جنگل ها موجود بودند، و برخی از گونه ها، علف های هرز مهاجم چراگاه ها و مزارع بوده اند، بنابراین، تصور این که آنها را عمداً بکاریم، احمقانه به نظر می آید. اما با افزآیش شهر نشینی، دسترسی به توت های جنگلی خیلی کاهش یافت، و از اواخر 1860به بعد، تلاش هایی شد تا نهال های توت جنگلی بزرگتر و بهتری را پیدا کنند تا بویژه در آمریکا، آنها را به باغات بیاورند. آن از هیبرید های طبیعی در آمریکا، و از گزینش و پیوند زنی بین گونه های جنگلی در اروپا می باشد که اکثر شاه توت های بازرگانی ما از آن ناشی می شود. منصفانه خواهد بود بگوییم که شاه توت های امروزی، خیلی از توت های جنگلی متفاوت نمی باشند، بجز در اندازه.

 

شاه توت ها تاریخ مصرف خیلی کوتاهی دارند. آنها با دست به دست کردن و حمل و نقل، آسیب می بینند، و گیاهان امکان دارند تماماً در معرض معدود بیماریهایی باشند. زمانی که شرایط مطلوب می باشد، آنها خیلی خیلی پر بار می شوند. عرضه ی تازه ی توت ها، بالتبع نسبتاً پر خرج و هزینه می باشد.

 

ادامه نوشته

گیلاس  Prunus avium

گیلاس

 

 

Prunus avium

نخستین گونه های نیایی Prunus، احتمالاً در آسیای مرکزی رخ داده اند و به آلو، زردآلو، هلو ، لوزتین، و گیلاس سرچشمه می یابند. کانون خاستگاه یا منشأ گیلاس ، احتمالاً بخش های غربی آسیای مرکزی می باشد، و کانون خاستگاه ثانوی، اروپا می باشد. گیلاس ترش ( اغلب گیلاس دم کوتاه، یا گیلاس کلاغ زنگی یا آشفته، نامیده می شود ) Prunus cerasus، ، شاید بوسیله ی تزریق ژن از گونه ی Prunus دیگری از آسیای مرکزی از گیلاس شیرین نموپیدا کرده است.

گیلاس ها، احتمالاً نزدیک به2500 سال پیش، در قسمت های غربی ترکیه و یونان خانگی شده اند. رومی ها، گونه های بیشماری از گیلاس های پر کیفیت را شناسایی و ارزش گذاری کردند، و آنها این فورم ها را سرتاسر امپراطوری خود پخش کردند. با نابودی و تنزل امپراطوری روم، گیلاس ها از نظر افتادند، و در قرن سیزدهم، تنها گونه های متداول شیرین و ترش، مورد شناخت تاریخ نویسان قرار گرفتند. هر چند نظر ها برگشت و در قرن شانزدهم، آنها بطور گسترده در اروپا کش ت شدند. مهاجران اروپایی آنها را به آمریکای شمالی بردند، جایی که گیلاس های شیرین در سواحل غربی اقیانوس آرام مورد توجه بودند،‌ و گونه های ترش برای کلاغ زنگی، در شرق مورد توجه بودند.

 

گیلاس های کش ت شده یا محیات، پایه یا پایگاه ژنی نسبتاً محدود و باریکی دارند، بویژه گیلاس های ترش، و واریته های داخل یک دسته ی خاص، همگی نسبتاً شبیه به همدیگر هستند. در گیلاس های شیرین، گونه های Heart و گونه های Bigarreau وجود دارد. Heart ها، نرمتر و آبدار تر از Bigarraeu های سفت می باشند. گیلاس های ترش، تند یا ترش تر از اسید نمی باشند. گیلاس دم کوتاه، عصاره ی رنگی دارد، Amarelle ( درخت گیلاس )، عصاره ی بی رنگ دارد. گونه های دوکی، هیبریدی بین گیلاس های شیرین و ترش می باشند. گیلاس فصل نسبتاً کوتاهی دارد، تاریخ مصرف کوتاهی دارد، به هنگام بارندگی ترک بر می دارد، در مواقع نامناسب با بارش تگرگ از بین می رود، توسط پرندگان مورد آسیب قرار می گیرد، به آسانی ضربه می بیند، و چیدن آن می تواند پرهزینه باشد. شکی نیست که نگهداری گیلاس پر هزینه می باشد ولی، هیچ چیزی همانند یک گیلاس مزه نمی دهد؛ گیلاس های تازه، در فصل خودشان لذت بخش و دلپذیر می باشند.

ادامه نوشته

انبه Mangifera indica

انبه

Mangifera indica

 

انبه متعلق به گروهی از گونه های درختان جنگل های بزرگ مختص یک منطقه ای می باشد که از شمال شرقی هند، سرتاسر آسیای جنوب شرقی و گینه ی نو امتداد دارد. برخی از 40 گونه، یا گونه های بیشتری، میوه هایی دارند که جنگلی برداشت می شوند ولی فقط انبه ی M. indica، یک گیاه خانگی می باشد.

 

انبه های جنگلی، میوه هایی دارند که خیلی ریشه دار، با تراکم زیادی از صمغ های ترپانتینی می باشند. برخی مانند M. quadifera، مواد دارویی تند ناشناخته ی مقوی در گوشت میوه دارند. برخی از گونه های جنگلی بزرگ هستند، بقیه کوچک، با میوه های با اشکال مختلف می باشند. میوه های با فیبر کم، نسبتاً بی هسته و کوچک و عاری از صمغ، که ما امروزه داریم،‌ پی آمد گزینش هزار ساله ی انسان می باشد. جوانه های انبه، خیلی متغیر می باشند.

 

انبه ها در طول میوه نشینی به یک دوره ی خشک نیاز دارند، آنها همچنین به حالات نیمه گرمسیری و گرمسیری بدون یخبندان نیاز دارند. گمان می رود که بازرگانان یا مسافران پرتقالی، احتمالاً در قرن شانزدهم، انبه را از هند به آفریقای شرقی، آفریقای غربی، و سپس به مستعمراتشان در آمریکا برده باشند. انبه در قرن هجدهم در هند غربی، و در قرن نوزدهم در فلوریدا کش ت شد.

ادامه نوشته

انجیر Ficus carcia

 انجیر

 

Ficus carcia

انجیر مختص نواحی جنوبی عربستان می باشد.F. vogelii گونه ای از آفریقای گرمسیر و بعلاوه نواحی شرقی آفریقای جنوبی می باشد. آن، میوه های زرد و کوچک خود را در جنگلهای ساحلی، در زمین های شنی، و نیز در محل های باتلاقی، تولید می کند. میوه های سبز مایل به زرد بی طعم و مزه ی F. soldanella ی آفریقای جنوبی وجود دارد که کوچک می باشند.

گونه ی دیگری از انجیرها، انجیر مصری F. sycomorus، در مصر و کش ور های مدیترانه ای شرقی رشد پیدا کرده اند. میوه ها گلابی شکل ، شیرین و اندکی معطر هستند، اما آنها در رتبه ی پائین تری از انجیر معمولی قرار دارند.

ادامه نوشته

کیوی Actinidia deliciosa, A. chinensis, A. arguta

کیوی

 

Actinidia deliciosa, A. chinensis, A. arguta

کیوی مختص آسیای شرقی می باشد، جایی که در آنجا حدود 40 گونه از کیوی وجود دارد. برخی بی مزه، برخی شیرین، برخی تند، برخی به اندازه ی گیلاس ، و برخی هم به اندازه ی میوه های بازرگانی درجه پائین می باشند. مردم همیشه این میوه ها را برداشت می کردند، و در قسمت هایی از روسیه، حداقل یک کیوی مقاوم به سرما، Actinidia kolomikta، هنوز از جنگل های درختان سوزنی برگ برداشت می شود. مقدار ویتامین C، بین گونه ها و همچنین بین گیاهان منفرد یا منحصر بفرد در یک گونه، متفاوت می باشد. برخی از معمول ترین کیوی های جنگلی، مخصوصاً Actinidia kolomikta، A. arguta، و A. chinensis، مقادیر قابل توجهی از ویتامین C را دارا می باشند.

ادامه نوشته

لیمو ترش Citrus limon

 لیمو ترش

 

Citrus limon

لیمو از گیاهان نیایی، احتمالاً در آسیای جنوب شرقی بوجود آمده است. لیموی کش ت شده یا محیات، احتمالاً هیبرید طبیعی از دو گونه ی جنگلی می باشد، بیش از همه محتمل بر لیمو ترش C. aurantifolia و لیموی  C. medica می باشد. برخی بر این باورند که آن منحصراً از گونه های نیایی C. medica بوجود آمده است. نخستین اشارات ذکر شده از لیمو، در یک نوشته ی سانسکریت در هند، از 2800 سال پیش بود. در عصر میانی، لیمو همراه با کانال های کش تیرانی از خاورمیانه به اسپانیا و آفریقای شمالی رفت. اسپانیایی ها و پرتقالی ها خیلی زود آنرا به مستعمرات خود در آمریکای جنوبی و دریای کارائیب وارد

ادامه نوشته

پرتقال Citrus sinensis

 پرتقال

 

Citrus sinensis

فورم های نیایی جنگلی پرتقال های شیرین پیدا نشده است. قابلیت خوردن، همچون دسته ای در مرکبات گسترش یافت. پرتقال شیرین، یکی از بهترین ها می باشد. نخستین نگارش های تاریخی پرتقال، در نوشتجات چینی  4400 سال پیش می باشد.

 

با بوجود آمدن توافق زراعی و داد و ستد زمین و دریا بین اروپایی ها، دریای مدیترانه از جنوب غربی تا جنوب آسیا تا چین بزرگتر شد که موجب گسترش پرتقال در تمامی این مناطق شد. مکتشفان اسپانیایی و پرتقالی، در قرن های 15 و 16، پرتقال را به مستعمرات جهان جدید در جزایر کارائیب و آمریکای جنوبی بردند. اواخر، در قرن هجدهم، کش ت مرکبات در فلوریدا پیش از این برقرار شده بود، و فقط وارد کالیفرنیا شد. پرتقال در قرن نوزدهم، توسط مهاجرنشینان بریتانیایی وارد استرالیا شد و و کمی بعد، از استرالیا وارد نیوزیلند شد.

ادامه نوشته

گلابی

 گلابی

 

 

Pyrus communis

گونه های گلابی، عموماً در درختان و جنگلهای آسیای مرکزی و جنوب غربی، به وفور یآفت می شوند. گلابی های نیایی، Pyrus communis، در جنگلهای بخشهایی از آسیای مرکزی و جنوب غربی، به صورت جنگلی و خودرو رشد می کنند. میوه های جنگلی P. communis، همانند اکثر گونه های جنگلی، خوراکی نمی باشند، آنها کوچک، ریگ دار، سفت و سخت، تند و ترش مزه می باشند. سایر گونه ها مانند P. nivalis گلابی برفی، و P. serotina گلابی آسیایی، گمان می رفت که بطور طبیعی با P. communis پیوند زده شوند تا فورم های اولیه ی گلابی را که ما الآن می شناسیم، بوجود آورند. سایر گونه ها ممکن است همچنین پیچیده شده باشند، بویژه P. ussuriensis. از بین 22 گونه ی عجیب Pyrus، فقط گلابی های اروپایی، آسیایی و Ussuri ( P. ussuriensis ) خانگی شده اند.

ادامه نوشته

خربزه، طالبی

خربزه، طالبی

Cucumis melo

 

چند گونه از جنس Cucumis در آفریقا وجود دارد و خربزه ی جنگلی که انسانها سرانجام خانگی کردند، مختص نواحی گرمسیری sub Saharan آفریقای شرقی می باشد. باور بر این بود که نسبت به سایر محصولات  کمی دیر خانگی شده باشد، اما وقتی که خانگی شد، فورم های زیاد و متغیری بوجود آمد. آن در فصل های خشک و طولانی نقاطی از هند و جنوب غربی آسیا نتیجه بخش بود. در حقیقت، آن در هند خانگی شد، و هند به عنوان دومین کانون گونه های جنگلی در نظر گرفته شد. از آسیای جنوب غربی، تا یونان وایتالیا و همه ی نقاط تاریخی مدیترانه ای ، گسترش یافت.

ادامه نوشته

توت فرنگی  Fragaria ananassa

توت فرنگی

 

Fragaria ananassa

چهل گونه یا گونه های بیشتری از توت فرنگی، همگی کم یا بیش خوردنی می باشند، و یکی از شایع ترین آنها یعنی F vesca، توت فرنگی درختی، در آفریقای شمالی یآفت می شود. هر جا که ما در نواحی معتدل سیر کردیم، توت فرنگی های درختی و علفی یآفت می شد. بهترین آنها، F. vesca، F. viridis، و F.moschata بودند. توت فرنگی های علفی همانطور که از نامشان بر می آید، بزرگتر از فورم های موجود توت فرنگی های درختی یا چوبی اروپایی نمی باشند، ولی طعم و رنگ متفاوتی دارند. تماماً اندکی از واریته ها از این دیباچه ها برگزیده شده اند، و آنها همگی به خوبی در میان باغ های امروزی گسترده شدند.

میوه ی توت فرنگی، در کل منبع سرشاری از اسید پانتوتنیک ویتامین B نمی باشند، اما مقدار سودمند و مفیدی از آن را دارا هستند. نصف یک توت فرنگی خوراکی، تقریباً یک سوم از حداقل نیاز روزانه ی یک فرد بزرگسال را تأمین می کند.

 

توت فرنگی ها مقدار خیلی مناسبی از ویتامین C را دارا می باشند؛ پنج عدد توت فرنگی، بهتر از نصف آن، نیاز روزانه ی یک فرد بزرگسال را تأمین می کند.

ادامه نوشته

هلو

هلو

Prunus persica

گونه های Prunus نیایی که موجب بوجود آمدن بادام و هلو شده اند، احتمالاً مختص آسیای مرکزی می باشند. هلو های جنگلی چین، تغییر پذیری بزرگی را ، با میوه های یک دست، نوک دار، گرد، پوست قرمز، سفید، و گوشت میوه ی زرد یا سفید نشان می دهند. دو گونه ی دیگر، P. ferganensis آسیای مرکزی و P. mira آسیای غربی نیز، میوه های خوراکی دارند، ولی آنها نامرغوب تر از هلو می باشند.

 

تقریباً همه ی جوانه های هلو ، میوه های ارزنده ای را تولید می کنند، و طولی نمی کش د که میوه دهی کنند،  از اینرو روستایی ها میوه های بزرگتر و خوش طعمی را بر می گزینند که خیلی زود میوه ها را حاصل می کنند. تاجران در جاده ی ابریشم، هلو را از چین تا کش میر و سرتاسر کوههای آسیایی تا عراق ( که در زمان های خیلی قدیم با نام ایران شناخته می شد ) بردند. زمانی که به ایران و کش ورهای مجاور رسید، شناخته نشده بود، ولی طولی نکشید که بومی آنجا شد. حدود 3400 سال پیش، در اسناد مصری از آن نامبرده شده بود، هرچند آن می بایستی به زمانهایی قبل از آن زمان می رسید. گسترش تا اروپا از طریق آسیای جنوب غربی و خاورمیانه، حتمی و غیر قابل اجتناب بود. هلو ، احتمالاً توسط الکساندر کبیر، بعد از جنگ های حماسی در آسیای مرکزی، وارد یونان شده است. اروپایی ها بر این عقیده اند که هلو متعلق به ایران بوده است، بنابراین این میوه را چینی، persica نامیده اند که به معنای ایران یا پرشیا می باشد. هلو از اروپا توسط مکتفشان و مهاجر نشینان اسپانیایی و پرتقالی قرن های شانزدهم تا هفدهم، به دنیای جدید وارد شد. به طور قابل توجهی، اسپانیایی ها هلو را وارد نواحی شمالی فلوریدا، یا سواحل جرجیای ایالات متحده کردند.

ادامه نوشته

آناناس  Ananus communis

 آناناس

Ananus communis

برخی راجع به آناناس این تصور را دارند که آناناس برگرفته از گونه ی Ananus حوزه ی گرمسیری پاراگوئه یا Parana می باشد. نیاهای جنگلی A. bracteatus، A. paraguezensis، و Pseudananas sp ی مناطق گرمسیری آمازون، همگی میوه های خوردنی، اما دانه دار دارند. مردم بومی مناطق گرمسیری آمریکا، آناناس را با کاشتن شاخه های نورسته و تاج گذاری به مدت خیلی طولانی، پرورش می دادند. آناناس های خود بارور تغییر پذیر، به طور عجیبی به مقدار 3000 دانه ی سخت دارند. مردم این را می دانند، آنها فورم های بی دانه را ترجیح می دهند، آنها مقدمتاً این گونه ها را گسترش می دهند. در حقیقت مردم بومی آمریکای جنوبی، واریته هایی را با رنگ گوشت متفاوت، مقدار اسیدیته ی متفاوت، و طعم و مزه ی متفاوت، انتخاب کردند.

 

ادامه نوشته

بررسی اثرات نوع و زمان پوشش خوشه در جلوگیری یا کاهش احتمالی خسارت عارضه خشکیدگی خوشه خرما

بررسی اثرات نوع و زمان پوشش خوشه در جلوگیری یا کاهش احتمالی خسارت عارضه خشکیدگی خوشه خرما

 

  چکیده

 

در چند ساله اخیر عارضه پژمردگی و خشکیدگی خوشه خرما مهمترین معضل تولیدکنندگان خرما در استانهای کرمان، هرمزگان، خوزستان، بوشهر، فارس و سیستان و بلوچستان بوده است. عارضه معمولاً در مرحله تبدیل خارک به رطب مشاهده می‏شود. بررسیهای مقدماتی نشان داده است که عوامل آب و هوایی در بروز و تشدید عارضه و رعایت نکات به زراعی در نخلستانها در کاهش خسارت آن بسیار موثر می‏باشند. 

در این تحقیق اثرات دو فاکتور نوع و زمان پوشش خوشه‏های خرما بصورت آزمآیش فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 8 تکرار و بر روی ارقام مضافتی در جیرفت، مرداسنگ در رودان هرمزگان و کبکاب در بوشهر در طی سالهای 1381-1380 مورد مطالعه قرار گرفت. فاکتور پوشش شامل چهار نوع پوشش سبد حصیری، کیسه کنفی، کیسه پلاستیکی و کیسه توری پارچه‏ای در مقایسه با شاهد بدون پوشش و فاکتور زمان پوشش شامل پوشش خوشه‏ها در مرحله کیمری و اوایل مرحله خارک بود. نمونه‏برداری به منظور تعیین میزان خسارت عارضه در تیمارهای آزمایشی در زمان برداشت محصول صورت گرفت.

داده‏های دو ساله آزمآیش تجزیه مرکب گردید و میانگین تیمارها با استفاده از آزمون چند دامنه‏ای دانکن مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج مربوط به سه منطقه آزمآیش بشرح زیر است. 

اثر فاکتور پوشش بر روی کاهش خسارت عارضه در ارقام مرداسنگ در رودان هرمزگان، مضافتی در جیرفت و کبکاب در بوشهر معنی‏دار گردیده است. اثر فاکتور زمان پوشش در مناطق هرمزگان و جیرفت معنی‏دار نبوده ولی در منطقه بوشهر معنی‏دار گردیده است.

 در منطقه رودان، پوشش کیسه پلاستیکی با میانگین خسارت 8/23%  در گروه A ، پوششهای حصیری و توری پارچه‏ای به ترتیب با 17/31% و 57/34% در گروه AB ، کنفی با 31/49% در گروه BC  و شاهد با میزان 4/58 درصد در گروه  C قرار گرفتند.

ادامه نوشته

عارضه پژمردگی و خشکیدگی خوشه خرما

عارضه پژمردگی و خشکیدگی خوشه خرما

عارضه پژمردگی و خشکیدگی خوشه خرما برای اولین بار در سال 1368 از شهرس تان کهنوج گزارش گردید. این عارضه در چند ساله اخیر یکی از مهمترین معضلات تولیدکنندگان خرما ی کش ور بویژه در مناطق عمده تولید آن شامل استانهای کرمان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان، سیستان وبلوچستان و فارس بوده و خسارت قابل توجه و اقتصادی به این محصول وارد نموده است. میزان خسارت عارضه در نخلستانهای مناطق آلوده ودر سالهای مختلف از صفر تا 85% در نوسان بوده است. اکثریت ارقام مرغوب و تجاری کش ور نظیر مضافتی، خاصی، کبکاب، مرداسنگ ، برحی و استعمران نسبت به این عارضه حساس هستند که مهمترین علائم و ویژگی های آن عبارت است از:

۱- پژمردگی ناگهانی میوه ها و خوشه های خرما در زمان تبدیل میوه از مرحله خارک به رطب و نهایتاً خشکیدگی  میوه ها و خوشه های آلوده، ظهور نوارهای قهوه ای رنگ روی قسمت فوقانی یا گاهاً تحتانی دم خوشه در برخی ارقام ضمناً هیچ گونه علائمی روی برگ، تنه و تاج درختان آلوده مشاهده نمی گردد.

 

۲ - نتایج تحقیقات انجام شده نشان داد که با انجام مدیریت صحیح نخلستان بویژه عوامل بهزراعی نظیر آبیاری شب هنگام با دور 7 -4 روز یکبار، تنک خوشه به روش حذف یک سوم نوک خوشه ها در مرحله گرده افشانی، رعایت نسبت برگ به خوشه ( یک خوشه به ازاء 10 -8 برگ) تغذیه بهینه درختان براساس آزمون خاک در اواخر زمستان با کودهای پتاسه، فسفر، ازته و کودهای ریزمغذی نظیر آهن، روی، مس و منگنز و محلول پاشی با کلرور کلسیم به نسبت 2 در هزار بعد از مرحله حبابوک، پوشش خوشه ها و حتی الامکان دم خوشه ها با پوشش های حصیری و پلاستیکی رنگ روشن در مرحله تغییر رنگ میوه ها، میانه کاری با یونجه (رقم بغدادی یا نیک شهری)، مبارزه بموقع با سوسک کرگدنی و کنه تارتن خرما ، آرآیش صحیح و بموقع خوشه ها (8-6 هفته بعد از گرده افشانی)، احداث بادشکن در اطراف باغات جدیدالاحداث و رعایت سایر اصول بهزراعی شامل هرس برگ و هرس دمبرگ می توان میزان خسارت را تا حد قابل تحمل کاهش داد.

ادامه نوشته

میوه‏های گرمسیری

میوه‏های گرمسیری

 

بخش بهنژادی – بهزراعی

 

1ـ در بررسی مقایسه عملکرد ارقام موز  نتایج نشان داد بیشترین عملکرد مربوط به رقم دوارف‌کاوندیش با54170 کیلوگرم و کمترین عملکرد مربوط به رقم هاریچال با27780 کیلوگرم در هکتار بود..

 

2-در احداث کلکسیون واریته‏های برتر کنار کش ور در استان خوزستان نتایج نشان داد 7 فنوتیپ از واریته‏های برتر شناسایی شده شامل واریته‏هایAT01, AT11, AT13, AT14, AT15, AT25 و AT27 جهت توسعه برنامه تحقیقاتی روی این محصول در مؤسسه کش ت شدند .

 

3-در بررسی  تعیین بهترین زمان و روش پیوند درخت کنار  نتایج نشان داددر شرایط استان خوزستان, بهترین زمان برای پیوند کنار، اواسط فصل بهار و بهترین روش پیوند ، پیوند پوستی (تی, تی معکوس و لوله‌ای) توصیه ‌گردید.

 

4-در بررسی  تعیین خواص کمی و کیفی میوه توده‌های محلی کنار کش ور و معرفی ارقام برتر  نتایج نشان داد حدود 60 واریته مطلوب در شهرس تانهای مختلف استان شناسایی گردید که از بین این 60 تک درخت، تعداد 29 واریته با کدهای AT1 تا AT29 به عنوان واریته‌های برتر شناسایی و معرفی شدند.از مجموع 29 فنوتیپ شناسایی شده، تعداد 12 فنوتیپ با توجه به احتمال متمایز بودن آنها (واریته‌های مجزا) و همچنین به دلیل دارا بودن صفات برتر میوه، جهت کش ت و توسعه در مناطق کُنارخیز معرفی شدند. 

 

ادامه نوشته

یافته های علمی در مورد استحصال قند از چغندرقند

یافته های علمی در مورد استحصال قند از چغندرقند

عنوان یافته تحقیقاتی : سولفات آلومنیوم با 18 ملکول آب بعنوان محلول زلال کننده جایگزین سواستات سرب

مقدمه : از سالها قبل محققین و دست اندرکاران صنعت قند بدلیل سمیت و مشکلات زیست محیطی کار با سرب و ترکیبات آن درصدد جایگزینی ترکیبات سرب توسط محلولهائی با درجه پائین و حد مجاز سمیت توام با اثر زلال کنندگی مطلوب بوده اند. در ایران با توجه به 35 کارخانه قند چغندری و 2 کارخانه قند نیشکری بهمراه تعداد قابل توجهی آزمایشگاههای کیفی همه ساله قریب به 500 هزار نمونه آزمآیش تجزیه قند صورت می پذیرد. با احتساب اینکه در هر مورد آزمآیش 200 سانتی متر مکعب سواستات سرب مصرف می شود. حجم و ابعاد مصرف سواستات سرب ا زنظر سمیت و آلودگی محیط از طریق آب و خاک و هوا ضرورت و اهمیت عدم استفاده از ترکیبات سرب و جایگزینی توسط محلول زلال کننده مناسب محسوس و مشخص می شود.

 

دستگاه توزین نسبی محلول زلال کننده

شرح یافته و توصیه های کاربردی :ترکیبات مختلف با خاصیت زلال کنندگی و سمیت پائین (کلرورآلومنیوم – سولفات آلومینوم – استات روی – استات روی + آب آهک) بعنوان تیمار اصلی و دزهای مختلف (تیمار فرعی) بهمراه شاهد سولفات سرب در اندازه گیری درصد قند – سدیم – پتاسیم – ازت آمینه بر روی خمیرچغندرقند - خلال و ملاس مورد بررسی قرار گرفت. سولفات آلومینیوم بعنوان محلول زلال کننده جایگزین مشخص گردید غلظت آلومنیوم مصرفی در ترکیب سولفات برابر 3/0 تا 5/0 گرم در لیتر است. چنانچه از سولفات آلومنیوم با 18 ملکول آب استفاده گردد ،4 گرم سولفات آلومنیوم در لیتر توصیه می گردد.

اهمیت اقتصادی : جلوگیری از آلودگی محیط زیست به ترکیبات سمی بخصوص ترکیبات سرب و رادیواکیتو از الزامات می باشد.

ادامه نوشته

ریز ازدیاد کلونی ژنوتیپهای منتخب به روش کشت درون شیشه -کشت بافت چغندر قند

یافته های نو در مورد کشت بافت چغندر قند

عنوان یافته تحقیقاتی: ریزازدیاد کلونی ژنوتیپهای منتخب به روش کشت درون شیشه

مقدمه: چغندرقند یک گیاه دو ساله و دگرگشن است. تکثیر غیر جنسی این گیاه به روش ریزازدیاد کلونی در شرایط درون شیشه موجب دستیابی به یکنواختی بیشتر در اجرای آزمایشهای ترکیب پذیری و نیز حفظ منابع ژنتیکی مورد نیاز برنامه های بهنژادی این گیاه می گردد. تولید جوانه های نا به جا از بافتهای گوناگون امکان پذیر است. با توجه به این که صفات زراعی بوته های انتخاب شده در سال اول مورد بررسی قرار می گیرد استفاده از بآفت ساقه گلدهنده پس از اجرای این بررسیها بهترین نتایج را حاصل می آورد. بآفت ساقه گلدهنده بوته های مورد نظر پس از نمونه برداری در آزمایشگاه استریل می گردد و در محیط های غذایی منتخب حاوی هورمونهای رشد در چرخه ازدیاد قرار می گیرد.

شرح یافته وتوصیه های کاربردی: آزمایشهای به اجرا در آمده موجب کسب نتایج معتبر و قابل تکرار در زمین ه مراحل مختلف کش ت در شرایط آزمایشگاهی گردیده است. ساقه گلدهنده گیاه ورنالیزه شده چغندرقند پس از شستشو و استریلیزاسیون با محلول الکل 70% و سپس با هیپوکلریت سدیم 2-1% و آبکشی با آب استریل در محیطهای 1- القا جوانه های رویشی 2- ازدیاد جوانه ها 3- ریشه زایی حاوی ترکیب نمکهای اصلی و فرعی, هورمونهای رشد، قند و ماده آگار کشت می گردند. میزان ازدیاد جوانه ها در ژنوتیپها متغیر است اما در هر چرخه 4 هفته, این میزان بین 5 و 7 برابر می باشد. نگهداری جوانه ها در محیط سردخانه و نور ملایم امکان پذیر می باشد.

روش ازدیاد و نگهداری جوانه های رویشی حاصل از ریزازدیاد کلونی ژنوتیپهای برتر در شرایط درون شیشه در حال حاضر بخشی از عملیات مورد نیاز در برنامه های بهنژادی بسیاری از گیاهان از جمله چغندرقند می باشد.

ادامه نوشته

یافته های نو درمورد بهزراعی چغندر قند

یافته های نو درمورد بهزراعی چغندر قند

عنوان یافته تحقیقاتی: میزان پتاس مورد نیاز در زراعت چغندرقند

مقدمه : از دیرباز از مناطق زراعی ایران همواره به عنوان غنی ترین خاکها از نظر پتاسیم نام برده شده است. بهمین جهت در طی سالها زراعت چغندرقند، از این عنصر پرنیاز گیاه شاید در مقادیر بسیار جزئی استفاده گردیده است، این امر در حالی اتفاق می افتد که پتاسیم بعنوان عنصر قندساز در گیاهان به شمار میرود و می تواند اثر جانشینی برای سدیم در خاک و گیاه داشته باشد. از طرف دیگر این عنصر در افزآیش شادابی اندام هوائی و در نتیجه فعال سازی منابع فتوسنتز ی نقش اساسی دارد. علاوه بر این متخصصین خاکشناسی معتقدند که اگر چه این عنصر در خاک فراوان است ولی بدلایل برخی فرآیندهای شیمیایی خاک این عنصر قابل استفاده گیاه نمی باشد. لذا در تعیین مقدار پتاسیم موردنیاز گیاه مقدار پتاسیم قابل جذب به عنوان ملاک تصمیم گیری مطرح می باشد.

ادامه نوشته

تکثیر خرما به روش کشت بآفت

تکثیر خرما به روش کشت بآفت

 

          

         

 کشت بآفت گیاهی عبارت است از تکنیکی که برای تولید و تکثیر گیاه کامل از بخش هایی مانند سلول یا بآفت گیاه استفاده می شود . این نوع تکثیر موسوم به تکثیر خرد یا ریزازدیادی بوده و با دو روش تولید گیاهک از طریق اندام زائی و جنین رویشی یا گیاهک زائی امکان پذیر می باشد . در هر دو روش وجود یک محیط آزمایشگاهی استریل و استفاده از هوای تصفیه شده الزامی است . خوشبختانه در سال های اخیر تکنولوژی تولید نهال کشت بآفت خرما به کشور وارد شده و به حالت بومی درآمده است .

 

          

 

فوائد تکثیر خرما به روش کشت بافت

 

1)   درختان خرما ی حاصل از کشت بآفت کاملاً شبیه به والدین می باشد(True To Type) بنابراین کلیه صفات والد نظیر مقدار محصول؛ وضعیت رشد؛ مقاومت به بیماری و آفات به گیاهان  تولید شده منتقل می شود .

2)      امکان تولید انبوه نهال شبیه به گیاه مادری وجود دارد .

3)      واریته های کمیاب خرما را می توان در مقیاس وسیع تولید کرد .

4)      تکثیر نخل خرما به روش کش ت بآفت را می توان در هر زمان و هر فصل انجام داد بنابراین تحت تاثیر شرایط فصلی نمی باشد .

5)      مدت زمان تولید نهال به حد قابل ملاحظه ای کاهش می یابد .

6)   امکان تولید ارقام ماده برتر و سالم ؛ واریته های مقاوم به بیماری ؛شوری و تنش های محیطی و همچنین تولید انبوه پایه های نر پرگرده با ویژگی های متازنیایی مطلوب وجود دارد .

7)      نهال کش ت بآفت دارای سیستم ریشه ی توسعه یافته می باشد بنابراین درصد بقاء آنها در مزرعه حدود 100% است.

8)      نهال کش ت بآفت در هرزمان از سال قابل کاشت در زمین اصلی می باشد .

9)      هویت نهال حاصل از کش ت بآفت مشخص و تضمین شده است .

10)   انتقال نهال راحت تر و هزینه آن کمتر است .

ادامه نوشته

یافته های نو درمورد گیاهپزشکی چغندر قند

یافته های نو درمورد گیاهپزشکی چغندر قند

 

عنوان یافته تحقیقاتی : تهیه منابع مقاومت به بولتینگ در رگه های منوژرم چغندرقند

مقدمه : در ایران اصلاح و تولید بذر منوژرم و تک جوانه چغندرقند از سال 1336 شروع شده است. شادروان مهندس قره باغی در سال 1335 در مسافرت به آمریکا مقداری از بذر منوژرم ژنتیکی که توسط آقای ساویتسکی تهیه شده بود به ایران آورد و این بذر مبنای بررسی های تهیه و اصلاح بذر منوژرم در کش ور می باشد. با وجود دو کارخانه قند در استان خوزستان و وجود امکان کش ت مکانیزه در حوزه عمل کارخانه های قند اهواز و دزفول مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه بذر چغندرقند اصلاح ارقام منوژرم مقاوم به بولت (ساقه روی) را در برنامه تحقیقات به نژادی خود قرار داد. با ارزیابی رگه های منوژرم تولیدی در منطقه صفی آباد و دست یابی به رگه های مقاوم به ساقه روی نسبت به انجام مقایسه عملکرد آنها اقدام شده است.

شرح یافته و توصیه های کاربردی : از رگه های منوژرم تولید شده در ستاد مؤسسه هر سال براساس نتایج بدست آمده از ارزیابی رگه ها به منظور تعیین مقاومت به بولت(ساقه روی) و پس از ازدیاد آنها در کرج در شرایط کاملاً ایزوله در قطعات مجزا شده توسط اسکرینهای پارچه ای جهت انجام آزمایشات مقاسه محصولی به مرکز تحقیقات کشاورزی صفی آباد ارسال گردیده است از نتایج حاصله از آزمایشات معلوم گردیده است که :

رگه های منوژرم دیپلوئید

ادامه نوشته

کشت توت فرنگى به روش هایدروپونیک

کشت توت فرنگى به روش هایدروپونیک

هیدروپونیک یا کش ت بدون خاک فناورى کش ت گیاهان در محلول هایى است که همه مواد غذایى مورد نیاز گیاه براى رشد بهینه با استفاده از محیط نگهدارنده مانند سنگ ریزه، ورمیکولایت، پشم سنگ ، پیت ماس، خاک اره، فیبر نارگیل و غیره مى باشد. پرورش دهندگان به طور وسیعى در سراسر دنیا از این روش براى تولید بسیارى از محصولات باغبانى استفاده مى کنند. استفاده بهینه و مناسب از آب و عناصر غذایى از مزایاى کش ت بدون خاک است. همچنین در جاهایى که خاک مناسب وجود ندارد نیز این روش قابل استفاده است.

ادامه نوشته

پایلوت کشت بافت گیاهان گرمسیرى و زینتى از طریق کش ت بآفت

پایلوت کشت بآفت گیاهان گرمسیرى و زینتى از طریق کش ت بآفت

 

 

کشت سلول و بآفت گیاهى که با عنوانهاى کش ت این ویترو و یا کش ت استریل نیز مطرح مى شود، ابزارى مهم در مطالعات پایه و کاربردهاى تجارى است. در حال حاضر به عملیاتى نظیر کش ت سلولها، بآفت ها و اندام هاى استریل و اجزاى آنها تحت شرایط مطلوب فیزیکى و شیمیایى در آزمایشگاه، "کشت بآفت گیاهى" اطلاق مى شود.

استفاده از فن آورى کش ت بآفت براى تکثیر رویشى گیاهان یا ریزازدیادى مهمترین کاربرد تجارى این فناورى است. با این فن آورى مى توان از یک گیاه میلیونها گیاه جدید، با کیفیت خوب و در زمان کوتاه تولید کرد. کش ت بآفت سلولى با ارائه تئورى سلولى در قرن 19 آغاز گردید. این تئورى عنوان مى کند که سلول واحد ساختمانى مستقل و عملى یک موجود است. کاربرد تجارى کش ت بآفت در سال 1960 در آمریکا با ریزازدیادى ارکیده آغاز شد.

به طور کلى امتیازهاى روش ریزازدیادى را مى توان در موارد زیر خلاصه کرد:

-         گیاهان تکثیر شده به روش کش ت بآفت از قدرت رشد بالایى نسبت به گیاهانى که به روش هاى سنتى تکثیر مى شوند برخوردارند.

-         ازدیاد آن گروه از گیاهانى که با روش هاى سنتى به سختى تکثیر شده و یا از نظر اقتصادى مقرون به صرفه نیستند.

-         تکثیر و تولید تعداد زیادى از کلون هاى با ژنتیک معین.

-         بذور از ریسک کمترى براى جوانه زدن برخوردارند.

-         آزاد شدن از قیود اقلیمى موجود از نظر فصل و زیستگاه و در تمام طول سال مى توان گیاه تولید کرد.

-         حمل و نقل مواد گیاهى را راحت تر مى کند.

-         نگهدارى دراز مدت و میان مواد گیاهی.

-     تکنیک هاى کش ت بآفت در تولید گیاهان عارى از ویروس ، دستکارى ژنتیکى، هیبریداسیون سوماتیکى، اصلاح نباتات و مطالعات پایه استفاده مى شوند.

 براى برقرارى ارتباط بین تحقیق و عملیات کاربردى، مرکز پژوهشهاى بیوتکنولوژى خلیج فارس پایلوت کش ت بآفت گیاهى را براى تکثیر انبوه برخى از گونه هاى باغبانى و عرضه به بازار راه اندازى کرد. از گونه هاى باغبانى که تا کنون در این مرکز تولید شده اند مى توان به محصولات میوه اى مانند موز و انگور و گیاهان زینتى مانند فیکوس بنجامین، اسپاتیفیلیوم، ارکیده، بنفشه آفریقایى، رز، هاورتیا و غیره اشاره کرد. این گیاهان جوان در گلدان هاى کوچک مناسب براى نهالستانهایى هستند که تا زمان رسیدن به اندازه استاندارد قابل فروش پرورش یابند.  

                                                                               

اٌرگانا یک محصول جدید از این پایلوت مى باشد. این گیاه زینتى در لوله شیشه اى است که همه مواد لازم براى رشد گیاه در ژل غذائى داخل لوله وجود دارد و نیازى به دادن آب ، غذا و هوا به آن نمیباشد.

 


 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی

 

ادامه نوشته

هوازدگی 2

توجه : ادامه از پست قبل

معمولاً کیمبرلیت‌ها به علت اثر هوازدگی و فرسایش رنگهای گوناگونی به خود می گیرند و به همین جهت معدنکاران الماس آن را باتوجه به درجة هوازدگی با  زمین ه رنگهای گوناگون مشخص می کنند و نمونه خیلی فرسایش یافته کیمبرلیت را      زمین ه زرد و نمونه‌های کمتر فرسایش یافته را زمین ه آبی می شناسند . نمونه فرسایش نیافته کیمبرلیت معمولاً سنگ ی سخت ، خاکستری تیره تا آبی رنگ با ساخت مشخص آذرین است . کانی‌های تشکیل دهنده کیمبرلیت در درجة اول الیوین ( فورستریت الیوین ، وفایالیت ) است از کانیهای دیگر فلوگوپیت ها غنی از پتاسیم ومنیزیم است .

الماس درداخل این سنگ هابه صورت پراکنده وجود دارد و با فرسایش سنگ از آنهاجداشده ودرداخل پلاسرهابه صورت جدایآفت می شود . نیز در داخل تنوره های کیمبرلیت غالباً قطعاتی از سنگ های مسیر توده بصورت زینولیت و نودول‌ هایی (گرهگ هایی) از ترکیبات بسیار غنی از آهن و منیزیممشاهده می شوند . اندازه               دانه های الماس در داخل کیمبرلیتها از حد میکروسکپی تا دانه های تقریباًِ به وزن 300قیراط می رسد و معمولاً بصورت ماکل یآفت می شود .

دوام یک سنگ ساختمانی پایداری آن در مقابل تهاجم شیمیایی و عوامل هوازدگی است .

متاسفانه دوام سنگ که باید مهمترین عامل در انتخاب سنگ باشد ، اغلب مورد توجه قرار نمی گیرد . بسیاری از ساختانی گران قیمت وجود دارد که در انتخاب سنگ آنها به این موضوع توحه نشده و از این ناحیه متضرر شده اند . از عوامل طبیعی که روی این موضوع اثر می گذارند ، ساخت ، بآفت و ترکیب کانی شناسی را می توان نام برد . موقعیت نصب سنگ در ساختمان و کاربرد آن نیز عامل دیگری است که روی دوام سنگ موثر است . علاوه بر این ، شرایط آب و هوایی نیز بسیار مهم است . در آب و هوای گرم و مرطوب ، هوازدگی شیمیایی و در آب و هوای سرد و خشک ، هوازدگی فیزیکی مؤثرتر است .

هر ضعفی در ساختار سنگ اثر تهاجم عوامل هوازدگی را سرعت می بخشد . بنابراین سطوح درزه ها ، سطوح لایه بندی ، سطوح گسل یا هر نوع شکاف ناشی از گسل یا چین خوردگی ( شامل ترکهای برشی ) همگی شرایط مناسب را برای تأثیر عوامل هوازدگی و یخبندان به وجود می آورند .

 

سنگ ممکن است دارای دانه های هم اندازه از نوع درشت دانه یا ریزدانه ، یا دارای بآفت پرفیری ( دانه های نامساوی ) باشد . سنگ های درشت دانه زودتر از سنگ های ریزدانه گسیخته می شوند ، بخصوص به تغییرات دما حساس اند . این نوع گسیختگی حداقل تا حدودی به علت تفاوت ضرایب انبساطی کانیهای سازنده سنگ مربوط می باشد .

سنگ ها همچنین ممکن است متراکم یا متخلخل باشند . سنگ متراکم دیرتر از سنگ متخلخل متلاشی می شود . سنگ های متراکم تقریبا غیرقابل نفوذند ، لذا عوامل هوازدگی نمی تواند سریعا عمل نماید . از طرف دیگر ، سنگ های با تخلخل باز و مویین ، آب را به سادگی جذب می کنند و بر اثر یخبندان دچار ترک خوردگی می شوند .

از آنجایی که کانیهای مختلف دارای مقاومتهای متفاوتی در برابر هجوم عوامل هوازدگی می باشند ، طبیعی است که سنگ ها به دلیل دارا بودن کانیهای سازنده متفاوت ، دارای مقاومتهای گوناگونی نیز در برابر هوازدگی اند و آنهایی که دارای کانیهای با مقاومت کمتر هستند ، زودتر بر اثر عوامل مختلف آسیب می بینند .

 

. پیریت بر اثر هوازدگی به علت اکسیداسیون و هیدراکسیون به لیمونیت تبدیل می شود . مقادیر اندک این کانی با توزیع پراکنده آسیبی به سنگ نمی زنند ، اما اگر مقدار آن زیاد باشد یا این که به صورت متمرکز وجود داشته باشد ، تغییر پیریت به لیمونیت باعث ایجاد حفره هایی در سنگ می شود . علاوه بر این ، لیمونیت در سطح نمایان سنگ اغلب با آب شسته می شود و روی سطح سنگ ایجاد آبله می نمایند . به علاوه با تجزیه پیریت ، مقداری اسید سولفوریک تشکیل می شود که اگر سنگ حاوی کربناتها باشد ، مورد تهاجم اسید آزاد شده قرار می گیرد .

وقتی پیریت به سولفات آهن تغییر می کند ، سولفات تولید شده به سادگی محلول بوده و به وسیله تبخیر رطوبت به سطح سنگ منتقل می شود و باعث ایجاد شوره زدگی در سطح سنگ می شود . البته تمام شووره های موجود در سطح سنگ را نمی توان به این علت نسبت داد .

اگر مقدار پیریت کم بوده و به طور پراکنده در سنگ موجود باشد ، آسیبی به سنگ نخواهد زد , اما تغییر پیریت به لیمونیت موجود ایجاد یک رنگ زرد ملایم در سنگ خواهد شد ، البته در اینجا باید گفت که کربناتهای آهن نیز بر اثر هوازدگی به لیمونیت تبدیل می شوند .

بر اساس مطالب فوق بایستی از مصرف سنگ هایی که دارای مقادیر قابل توجهی از پیریت هستند به عنوان سنگ ساختمانی اجتناب کرد .

سنگ ساختمانی خوب باید در برابر یخبندان مقاومت داشته باشد ، گسیختگی به وسیله یخبندان به علت جذب آب به داخل خلل و فرج سنگ و یخ زدن آن رخ می دهد . این موضوع به علت تغییر حجم آب در هنگام یخ زدن است که حدودا 9% حجم اولیه افزآیش می یابد و در نتیجه یک تنش داخلی درونسنگ به وجود می آید .

سنگ های آهکی و دولومیتهای متراکم و همین طور آنهایی که فاقد ناخالصی اند دارای دوام خوبی هستند ولی دوام آنها از گرانیتها و ماسه سنگ های متراکم کمتر است . سنگ آهک در ابتدا با فرآیند حل شدن هوازده می شود . تاثیر باران یا آب های سطحی ممکن است کند و تدریجی باشد ، اما احتمالا به شکل کاملا غیر یکنواخت رخ می دهد .

اگر بخشی از سنگ سیلیسی شده باشد ، این قسمتها در برابر فرآیند انحلال بیش از بخشهای کربناتی مجاور مقاومت می کنند و ظاهر سنگ به صورت غیریکنواخت و آبله رو در می آید . دولومیتها معمولا به این سادگی هوازده نمی شوند . برخی از دانه های درشت ممکن است تجزیه و دانه ها جدا شوند . برخی از کانیهای مضر باعث آسیب دیدن سنگ و کاهش ارزش آن می شوند که در بخشهای قبلی توضیح داده شد .

مناطق مختص کیمبرلیت ها جنوب آفریقا بنام کیمبرلی است مکانی که در سال 1870 بیشترین توجه را نسبت به الماس های زینتی داشته است منطقه ای که 200 میلیون قیراط از زمان کش ف آن استخراح شده است . کیمبرلی یکی از مناطق اصلی برای مطالعه درونی پیدآیش کانی الماس شده است . اگر چه 90 درصد از الماس های دنیا پلاسری است ولی منشا همه آنها هوازدگی بر روی سنگهای کیمبرلیتی است . تعریف سنگ های کیمبرلیتی بدلیل غیر معمول بودن ترکیب شیمیایی و منشاء آنها مشکل است .

آندزیتها سنگ هایی هستند که بصورت گدازه های آتش فشانی و گاهی بصورت سنگ های نفوذی کم عمق مانند دایک و سیل دیده می شوند. کانیهای درون سنگ اغلب تجزیه و متلاشی می شوند (اما این واکنش همیشگی نیست) گاهی بصورت پولک و گاهی بصورت بلورهای جدا از هم دیده می شوند. در نتیجه تخریب و دگر سانی آندزیتها خاکها ی رسی و حاصلخیز تولید می گردد.

وجود خمیره شیشه ای باعث تجزیه و فرسودگی سنگ در ابعاد وسیع در منطقه می گردد. خمیره شیشه ای یکی از عوامل موثر در تسریع هوازدگی و تخریب نمونه سنگ برداشت شده از منطقه می باشد.

 

 

2-بیابان ‌ها: در بیابان ها ماسه از هوازدگی سازندهای سنگ بستر ماسه‌ای حاصل می‌شود.و ایجاد تپه‌های ماسه‌ای می‌کند.

تعیین سن خاکها :

     سرعت تشکیل خاک:

   پرسشی که اغلب در رابطه با از دست دادن خاک به وسیله فرسایش پیش می آید، آن است که مدت زمان لازم برای تشکیل 2 تا 3 سانتی متر خاک چقدر است؟ خاک شناسان در این مورد بر اساس اینچ یا سانتی متر فکر نمی کنند بلکه در این رابطه افقها، لایه ها و پروفیلها را در نظر می گیرد. تفاوتی که بین سرعت تشکیل خاک بر روی سنگ های یکپارچه و ته نشستهای غیر یکپارچه وجود دارد آشکار است.

   کلارک با بررسی مواد محلول در رودخانه ها این گونه نتیجه گیری کرد که سطح اراضی کره زمین در هر 30000 سال به اندازه 30 سانتی متر پایین می رود. مقادیر زیادی از مواد باید از خاکها ی کامل جوان و مسن خارج شده باشند. عواملی که بر سرعت پدیده پدوژنز تاثیر دارند شامل شدت هوازدگی فساد و پسروی و ماندگی پدولوژیکی باشد. شدت هوازدگی در واحد حجم خاک برای پروفیلهای کم عمق که تکوین آنها به کندی از سنگ های آذرین ریز بآفت انجام شده بیشتر از پروفیلهای کم عمقتری است که با سن و اقلیم همسان از سنگ های درشت بآفت گابرو تشکیل شده است. پسروی شامل فرآیندهای برگشتی است مانند آنچه که در مورد شور شدن دوباره فصلی خاکی که تدریجا آبشویی شده ملاحظه می گردد. ماندگی پدولوژیکی خاک به پایداری آن در برابر شرایط تغییر یافته محیطی گفته می شود.

   مقاطع خاک:

   بیشتر خاک ها دارای پروفیل یا سکانسی از لایه های افقی مشخص هستند. این افق ها نتیجه فرایند های حمل مواد بوسیله آب و فعالیت موجودات زنده هستند. بطور کلی 5 افق عمودی در یکخاک نمونه(Typical) وجود دارد که شامل افق های O ,A ,B ,C ,R می باشد.

   افقO: بالاترین لایه در اکثر خاک هاست که اصولا حاوی گیاهان، سطوح مختلفی از مواد تجزیه شده و هوموس ها می باشد.

   افق A: در زیر افقO افق A قرار دارد. این لایه اساسا از ذرات کانیایی تشکیل شده که دارای 2 ویژگی هستند. اولا در این لایه هوموس و دیگر مواد ارگانیکی با ذرات کانیایی مخلوط شده و ثانیا این زون، یک زون جابجایی است که در آن آب ذرات ریزتر و مواد محلول را حمل کرده و آنها را در لایه زیرین ته نشست داده است. بنابراین افق A از نظر رنگی تیره و از نظر بافتی سبک و متخلخل است. افق A عموما به 2 بخش، افق تیره تر بالایی با تجمع مواد آلی و افق پایینی که نشانگر فقدان مواد بدلیل انتقال آنها توسط آب است متمایز می شود.

   افق B: یک لایه خاک حاوی مواد معدنی است که اصولا بوسیله ته نشینی تشکیل شده است. این لایه مواد حل شده توسط آب را از افق A دریآفت می کند و دارای دانسیته حجمی بالاتری نسبت به افق A بدلیل غنی شدگی اش از ذرات رس می باشد. افق B معمولا بوسیله اکسیدهای آهن و آلومینیم یا بوسیله کربنات کلسیم ته نشین شده از افق A رنگی می شود.

   افق C: اساسا از سنگ مادر هوازده شده ای تشکیل شده که توسط فرایندهای خاک زایی یا جابجایی یا تشکیل مواد ارگانیکی بطور موثر تحت تاثیر قرار نگرفته است.

   افقR: حاوی سنگ بستر غیر هوازده است.

ادامه زمین شناسی دریایی

اقیانوس‌ها و دریاها بیش از 360 میلیون کیلومتر مربع یعنی حدود 71 درصد سطح زمین را پوشانده‌اند. بنابراین اهمیت آن‌ها به عنوان مهمترین تشکیل دهنده هیدروسفر در زندگی بشر غیر قابل انکار است. زندگی انسان به طور مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به دریا و اقیانوس می باشد و اصولا بر اساس شواهد زمین ‌شناسی، پیدآیش اولین اشکال حیات یا کمپلکس‌های ارگانیک که به صورت بقایای فسیلی در اسلیت‌ها و شیست‌های کربن‌دار آرکئن به جا مانده‌اند و به عنوان شکلی از حیات تلقی شده اند، در رابطه با واکنش بین هیدروسفر و اتمسفر بوده است. سن کهن‌ترین سنگ های رسوبی دارای ترکیبات کربن دار به حدود 7/3 میلیارد سال قبل باز می گردد که بنظــــر می رسد مربوط به ساختمان جلبک‌های اولیه باشد. حدود 8/1 آلی 2 میلیارد سال قبل، گسترش فرایند فتوسنتز و در نتیجه توسعه گیاهان سبز موجب تحول عمده در تشکیل حیات و تنوع زیستی گردید. بالاخره اولین موجودات با ساختمان پیچیده و عالی‌تر مانند ماهی‌های زرّه‌دار در دریاها و اقیانوس‌های کهن زاده شده‌اند و به حیات خویش ادامه داده‌اند. طی دوران‌های زمین ‌شناسی دیرینه زیستی، میانه زیستی تا نوزیستی و عهد حاضر، حیات موجودات همواره وابسته به آب و در مرحله اول وجود و بقای اقیانوس‌ها بوده است و اهمیّت آب به حدی است که خداوند متعال در کتاب آسمانی ما مستقیما به آن اشاره فرموده است.

 

 

     بهره گیری از اقیانوس‌ها تنها محدود به فرایندهای زیستی نمی باشد بلکه تحولات و وقایع زمین‌شناسی طی دوران‌ها و ادوار زمین ‌شناسی همواره به گسترش حوضه‌های اقیانوسی یا از میان رفتن آنها(مانند اقیانوس کهن تتیس) و ظهور جزایر، خشکی‌ها و قاره‌ها در نتیجه فرایندهای زمین ‌ساختی و کوهزایی وابسته بوده است. این تحولات زمین ‌شناسی در قالب تکتونیک صفحه‌ای توجیه کننده ظهور خشکی‌ها و قاره‌ها به عنوان بستری مناسب برای زندگی زیست‌مندان خشکی بوده است.

   چرخه فرسایشی خشکی‌ها و حمل رسوبات به دریا و فرایند رسوب‌گذاری از جمله پدیده‌های مهمزمین ‌شناسی است که به طور مستمر در زمین صورت می گیرد. هوازدگی ، فرسایش، رسوب‌گذاری و بالاخره دیاژنز یا سخت‌شدگی رسوبات منجر به تشکیل انواع سنگ ‌های رسوبی و همچنین تشکیل برخی کانسارها و ذخائر معدنی در بستر دریاها و اقیانوس‌هــــا می‌گردد. این رسوبات مجددا در چرخه‌ای نو با انباشتگی و چین‌خوردگی از آب خارج شده و تشکیل سرزمین ی جدید می‌دهند و بدین ترتیب این تحولات چرخه‌ای همواره پویا باقی می‌مانند. از کل آب‌های هیدروسفر حدود 97 درصد مربوط به وزن آب‌های موجود در دریاها و اقیانوس‌ها است و چرخش آب در هیدروسفر موجب تغییرات ژئوشیمیایی از جمله هوازدگی و حمل مواد جامد و محلول می گردد. ذرّات رسوبی که از سطح خشکی‌ها وارد محیط رسوبــی می گردند دارای تنوّع بسیار می باشند ولی در این میان ترکیبات سیلیکاته مانند ذرات تخریبی سیلیسی و رس‌ها اهمیت زیادی داشته و همراه با کانیهای سنگ ین و عناصر فلزی در محیط رسوبی انباشته می‌شوند نموده است. ترمومتری زوج گارنت - بیوتیت حرارت آنها را در محدوده C 870 تا C 950 نشان می دهد. آنالیز میکروپروب از بیوتیت های موجود در انکلاو سنگمیزبان، ماهیت پرآلومین ماگما نشان می دهد. دیوریت های منطقه بدون هورنبلند هستند و از تقریق ماگمای گرانیتی حاصل شده اند . توده های گرانیتوئیدی مورد مطالعه ترکیب پرآلومین داشته و از نوع S محسوب می شوند. براساس عناصر نادر خاکی محیط تکتونیکی از نوع قوس آتشفشانی (VAG) دارند. REE ، نسبتهای La/LuEu/Sm در توده های نفوذی الیگو درز مشابه با محدوده تعیین شده آنها در حاشیه قاره می باشد. به منظور تعیین سهم هوازدگی شیمیایی در توده های نفوذی مورد مطالعه از شاخص دگرسانی (CIA) استفاده شد که این شاخص، به جزء دیوریت های منطقه که در مرحله حد واسط آلتراسیون هستند، سهم هوازدگی شیمیایی توده ها را در مرحله ضعیف تعیین نموده است. نتایج حاصل از مقایسه سنگ های گرانیتوئیدی الیگودرز، کلاه قاضی اصفهان و شیرکوه یزد نشان می دهد که این توده ها ماهیت پرآلومین داشته و از نوع S به شمار می آیند هر چند که، از لحاظ مقادیر عناصر اصلی و ترکیب کانی شناسی تفاوت های جزیی دارند. توده های نفوذی شمال، شمال غرب و شمال شرق الیگودرز به صورت چهار توده در سطح زمین رخنمون دارند. بزرگترین آنها توده أی است که در بین روستاهای ده مزارع و خورهه واقع شده است. سن این تود ه های نفوذی را بعد از کرتاسه تعیین نموده اند، زیرا آنها رسوبات قاعدهء کرتاسه را تحت تأثیر حرارت خود دگرگون نموده اند. براساس آنالیز مدال ترکیب کانی شناسی این توده ها به ترتیب فراوانی گرانودیوریت، گرانیت (مونیزوگرانیت و سیینوگرانیت )، تونالیت و دیوریت می باشد. دایکهایی از جنس آپلیت، دلریت و رگه هایی از جنس سیلیس ، این گرانیتوئیدها را قطع نموده اند. مهمترین اثر حرارتی این توده ها بر سنگدر بر گیرنده، دگرگونی مجاورتی در حد رخساره آلبیت - اپیدوت هورنفلس است. توده های گرانیتوئیدی انکالاوهای مد ور تا بیضی شکل دارند که این انکلاوها براساس بآفت و ترکیب، از نوع میکروگرانولار فلسیک می باشند. این توده ها از لحاظ کانی شناسی در تطابق قوی با سنگ در برگیرنده خود هستند. براساس آنالیز میکروپروب احتمال فلسیک بودن آنها تقویت می شود.

داده های آنالیز میکروپروب گارنت، نوع آنها را آلماندین - گارنت تعیین نموده است. ترمومتری زوج گارنت - بیوتیت حرارت آنها را در محدوده C 870 تا C 950 نشان می دهد. آنالیز میکروپروب از بیوتیت های موجود در انکلاو سنگ میزبان، ماهیت پرآلومین ماگما نشان می دهد.

دیوریت های منطقه بدون هورنبلند هستند و از تقریق ماگمای گرانیتی حاصل شده اند . توده های گرانیتوئیدی مورد مطالعه ترکیب پرآلومین داشته و از نوع  S محسوب می شوند. براساس عناصر نادر خاکی محیط تکتونیکی از نوع قوس آتشفشانی (VAG) دارند. REE ، نسبتهای La/Lu, Eu/Sm در توده های نفوذی الیگو درز مشابه با محدوده تعیین شده آنها در حاشیه قاره می باشد.

به منظور تعیین سهم هوازدگی شیمیایی در توده های نفوذی مورد مطالعه از شاخص دگرسانی (CIA) استفاده شد که این شاخص، به جزء دیوریت های منطقه که در مرحله حد واسط آلتراسیون هستند، سهم هوازدگی شیمیایی توده ها را در مرحله ضعیف تعیین نموده است.

نتایج حاصل از مقایسه سنگ های گرانیتوئیدی الیگودرز، کلاه قاضی اصفهان و شیرکوه یزد نشان می دهد که این توده ها ماهیت پرآلومین داشته و از نوع S به شمار می آیند هر چند که، از لحاظ مقادیر عناصر اصلی و ترکیب کانی شناسی تفاوت های جزیی دارند.

هر جا که سنگ کره یا هوا ،‌آب یا موجودات زنده در تماس باشد. دز سنگ ها تخریب فیزیکی وشیمیایی بوجود می آید. از این رو سنگ ها در محل خود تغییراتی می کنند که به آن هوازدگی می گویند. هوازدگی معمولاً موجب تشکیل قشری از مواد نرم و ناپیوسته بر روی سنگ های اصلی می شود و عمل فرسایش یعنی جابه جا کردن مواد آسانتر می کند.

معمولاً هوازدگی را با توجه به عوامل ایجاد آن به دو نوع فیزیکی و شیمیایی تقسیم می کنند.

 

  هوازدگی فیزیکی :

در این نوع هوازدگی ،‌سنگ ها به قطعات کوچکتر ولی با همان ساختمان و ترکیب شکسته و خرد می شوند. به نظر می رسد مهمترین عامل مؤثر در هوازدگی ، انجماد آب در داخل درز و شکاف سنگ ها باشد. با عمل انجماد، تقریباً 9 درصد به حجم آب افزوده می شود . هر چه تعداد دفعات انجماد و ذوب در داخل شکاف سنگ ها بیشتر باشد. تخریب سنگ ها سریعتر انجام می گیرد.

 

 

 

  

اثر فرسایش بر حاصلخیزی خاک

اثر فرسایش بر حاصلخیزی خاک

« مقدمه »

     تفاوت زراعی و تنوع نتیکی از دیر باز به عنوان ارکان سیستمهای تولید کشاورزی سنّتی و موفق به شمار می آمده اند. در نیمه اول قرن بیستم، تفاوت زراعی مورد توجه بسیار قرار داشت و تا چند دهه پیش نیز پژوهشهای مربوط به تناوب همچنان ادامه داشت با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم، کودها ازته نسبتاً ارزان قیمت به بازار معرفی شدند و بدین ترتیب جاذبه ای اقتصادی موجب جای گزینی کودها با تناوب زراعی گردید و تحقیقات و ترویج نیز بر همین مبنا متمرکز شدند. این امر تا بدین جا پیش رفت که امروزه بسیاری از زراعین، حاصلخیزی خاک را با میزان مصرف کود برابر می دانند.

     قبل از معرفی کودهای شیمیایی ، استفاده از بقولات در تناوب برای بهبود حاصلخیزی خاک به عنوان یک شیوه مهم و رایج مدیریتی به شمار می آمد. به منظور افزآیش ازت و در نتیجه بهبود حاصلخیزی خاک، از دو نوع بقولات استفاده می شد. در بقولات یکساله دانه ای و بقولات علوفه ای چند ساله به عنوان کود سبز.

     آنچه که اجرای تناوب زراعی را در حال حاضر پیچیده می سازد وجود برخی عوامل اقتصادی است که مزایای بیولوژیک این شیوه مدیریتی را تحت الشعاع قرار می دهند، یقیناً هیچ کشاورزی راضی به جای گزین کردن محصولات پر بازده خود مثل غلات با دیگر گیاهان به نسبت کم بازده نیست. البته در نظام هایی که تناوب اجرا می شود در مقایسه با نظام های تک کش تی حتّی اگر کود ازت در آن ها به اندازه کافی مصرف شده باشد. عملکرد محصولات غالباً 10 تا 40 درصد بیشتر است

ادامه نوشته

هوازدگی 2

توجه : ادامه از پست قبل

معمولاً کیمبرلیت‌ها به علت اثر هوازدگی و فرسایش رنگهای گوناگونی به خود می گیرند و به همین جهت معدنکاران الماس آن را باتوجه به درجة هوازدگی با  زمین ه رنگهای گوناگون مشخص می کنند و نمونه خیلی فرسایش یافته کیمبرلیت را      زمین ه زرد و نمونه‌های کمتر فرسایش یافته را زمین ه آبی می شناسند . نمونه فرسایش نیافته کیمبرلیت معمولاً سنگ ی سخت ، خاکستری تیره تا آبی رنگ با ساخت مشخص آذرین است . کانی‌های تشکیل دهنده کیمبرلیت در درجة اول الیوین ( فورستریت الیوین ، وفایالیت ) است از کانیهای دیگر فلوگوپیت ها غنی از پتاسیم ومنیزیم است .

الماس درداخل این سنگ هابه صورت پراکنده وجود دارد و با فرسایش سنگ از آنهاجداشده ودرداخل پلاسرهابه صورت جدایآفت می شود . نیز در داخل تنوره های کیمبرلیت غالباً قطعاتی از سنگ های مسیر توده بصورت زینولیت و نودول‌ هایی (گرهگ هایی) از ترکیبات بسیار غنی از آهن و منیزیممشاهده می شوند . اندازه               دانه های الماس در داخل کیمبرلیتها از حد میکروسکپی تا دانه های تقریباًِ به وزن 300قیراط می رسد و معمولاً بصورت ماکل یآفت می شود .

دوام یک سنگ ساختمانی پایداری آن در مقابل تهاجم شیمیایی و عوامل هوازدگی است .

متاسفانه دوام سنگ که باید مهمترین عامل در انتخاب سنگ باشد ، اغلب مورد توجه قرار نمی گیرد . بسیاری از ساختانی گران قیمت وجود دارد که در انتخاب سنگ آنها به این موضوع توحه نشده و از این ناحیه متضرر شده اند . از عوامل طبیعی که روی این موضوع اثر می گذارند ، ساخت ، بآفت و ترکیب کانی شناسی را می توان نام برد . موقعیت نصب سنگ در ساختمان و کاربرد آن نیز عامل دیگری است که روی دوام سنگ موثر است . علاوه بر این ، شرایط آب و هوایی نیز بسیار مهم است . در آب و هوای گرم و مرطوب ، هوازدگی شیمیایی و در آب و هوای سرد و خشک ، هوازدگی فیزیکی مؤثرتر است .

هر ضعفی در ساختار سنگ اثر تهاجم عوامل هوازدگی را سرعت می بخشد . بنابراین سطوح درزه ها ، سطوح لایه بندی ، سطوح گسل یا هر نوع شکاف ناشی از گسل یا چین خوردگی ( شامل ترکهای برشی ) همگی شرایط مناسب را برای تأثیر عوامل هوازدگی و یخبندان به وجود می آورند .

 

سنگ ممکن است دارای دانه های هم اندازه از نوع درشت دانه یا ریزدانه ، یا دارای بآفت پرفیری ( دانه های نامساوی ) باشد . سنگ های درشت دانه زودتر از سنگ های ریزدانه گسیخته می شوند ، بخصوص به تغییرات دما حساس اند . این نوع گسیختگی حداقل تا حدودی به علت تفاوت ضرایب انبساطی کانیهای سازنده سنگ مربوط می باشد .

سنگ ها همچنین ممکن است متراکم یا متخلخل باشند . سنگ متراکم دیرتر از سنگ متخلخل متلاشی می شود . سنگ های متراکم تقریبا غیرقابل نفوذند ، لذا عوامل هوازدگی نمی تواند سریعا عمل نماید . از طرف دیگر ، سنگ های با تخلخل باز و مویین ، آب را به سادگی جذب می کنند و بر اثر یخبندان دچار ترک خوردگی می شوند .

از آنجایی که کانیهای مختلف دارای مقاومتهای متفاوتی در برابر هجوم عوامل هوازدگی می باشند ، طبیعی است که سنگ ها به دلیل دارا بودن کانیهای سازنده متفاوت ، دارای مقاومتهای گوناگونی نیز در برابر هوازدگی اند و آنهایی که دارای کانیهای با مقاومت کمتر هستند ، زودتر بر اثر عوامل مختلف آسیب می بینند .

 

. پیریت بر اثر هوازدگی به علت اکسیداسیون و هیدراکسیون به لیمونیت تبدیل می شود . مقادیر اندک این کانی با توزیع پراکنده آسیبی به سنگ نمی زنند ، اما اگر مقدار آن زیاد باشد یا این که به صورت متمرکز وجود داشته باشد ، تغییر پیریت به لیمونیت باعث ایجاد حفره هایی در سنگ می شود . علاوه بر این ، لیمونیت در سطح نمایان سنگ اغلب با آب شسته می شود و روی سطح سنگ ایجاد آبله می نمایند . به علاوه با تجزیه پیریت ، مقداری اسید سولفوریک تشکیل می شود که اگر سنگ حاوی کربناتها باشد ، مورد تهاجم اسید آزاد شده قرار می گیرد .

وقتی پیریت به سولفات آهن تغییر می کند ، سولفات تولید شده به سادگی محلول بوده و به وسیله تبخیر رطوبت به سطح سنگ منتقل می شود و باعث ایجاد شوره زدگی در سطح سنگ می شود . البته تمام شووره های موجود در سطح سنگ را نمی توان به این علت نسبت داد .

اگر مقدار پیریت کم بوده و به طور پراکنده در سنگ موجود باشد ، آسیبی به سنگ نخواهد زد , اما تغییر پیریت به لیمونیت موجود ایجاد یک رنگ زرد ملایم در سنگ خواهد شد ، البته در اینجا باید گفت که کربناتهای آهن نیز بر اثر هوازدگی به لیمونیت تبدیل می شوند .

بر اساس مطالب فوق بایستی از مصرف سنگ هایی که دارای مقادیر قابل توجهی از پیریت هستند به عنوان سنگ ساختمانی اجتناب کرد .

سنگ ساختمانی خوب باید در برابر یخبندان مقاومت داشته باشد ، گسیختگی به وسیله یخبندان به علت جذب آب به داخل خلل و فرج سنگ و یخ زدن آن رخ می دهد . این موضوع به علت تغییر حجم آب در هنگام یخ زدن است که حدودا 9% حجم اولیه افزآیش می یابد و در نتیجه یک تنش داخلی درونسنگ به وجود می آید .

سنگ های آهکی و دولومیتهای متراکم و همین طور آنهایی که فاقد ناخالصی اند دارای دوام خوبی هستند ولی دوام آنها از گرانیتها و ماسه سنگ های متراکم کمتر است . سنگ آهک در ابتدا با فرآیند حل شدن هوازده می شود . تاثیر باران یا آب های سطحی ممکن است کند و تدریجی باشد ، اما احتمالا به شکل کاملا غیر یکنواخت رخ می دهد .

اگر بخشی از سنگ سیلیسی شده باشد ، این قسمتها در برابر فرآیند انحلال بیش از بخشهای کربناتی مجاور مقاومت می کنند و ظاهر سنگ به صورت غیریکنواخت و آبله رو در می آید . دولومیتها معمولا به این سادگی هوازده نمی شوند . برخی از دانه های درشت ممکن است تجزیه و دانه ها جدا شوند . برخی از کانیهای مضر باعث آسیب دیدن سنگ و کاهش ارزش آن می شوند که در بخشهای قبلی توضیح داده شد .

مناطق مختص کیمبرلیت ها جنوب آفریقا بنام کیمبرلی است مکانی که در سال 1870 بیشترین توجه را نسبت به الماس های زینتی داشته است منطقه ای که 200 میلیون قیراط از زمان کش ف آن استخراح شده است . کیمبرلی یکی از مناطق اصلی برای مطالعه درونی پیدآیش کانی الماس شده است . اگر چه 90 درصد از الماس های دنیا پلاسری است ولی منشا همه آنها هوازدگی بر روی سنگهای کیمبرلیتی است . تعریف سنگ های کیمبرلیتی بدلیل غیر معمول بودن ترکیب شیمیایی و منشاء آنها مشکل است .

آندزیتها سنگ هایی هستند که بصورت گدازه های آتش فشانی و گاهی بصورت سنگ های نفوذی کم عمق مانند دایک و سیل دیده می شوند. کانیهای درون سنگ اغلب تجزیه و متلاشی می شوند (اما این واکنش همیشگی نیست) گاهی بصورت پولک و گاهی بصورت بلورهای جدا از هم دیده می شوند. در نتیجه تخریب و دگر سانی آندزیتها خاکها ی رسی و حاصلخیز تولید می گردد.

وجود خمیره شیشه ای باعث تجزیه و فرسودگی سنگ در ابعاد وسیع در منطقه می گردد. خمیره شیشه ای یکی از عوامل موثر در تسریع هوازدگی و تخریب نمونه سنگ برداشت شده از منطقه می باشد.

 

 

2-بیابان ‌ها: در بیابان ها ماسه از هوازدگی سازندهای سنگ بستر ماسه‌ای حاصل می‌شود.و ایجاد تپه‌های ماسه‌ای می‌کند.

تعیین سن خاکها :

     سرعت تشکیل خاک:

   پرسشی که اغلب در رابطه با از دست دادن خاک به وسیله فرسایش پیش می آید، آن است که مدت زمان لازم برای تشکیل 2 تا 3 سانتی متر خاک چقدر است؟ خاک شناسان در این مورد بر اساس اینچ یا سانتی متر فکر نمی کنند بلکه در این رابطه افقها، لایه ها و پروفیلها را در نظر می گیرد. تفاوتی که بین سرعت تشکیل خاک بر روی سنگ های یکپارچه و ته نشستهای غیر یکپارچه وجود دارد آشکار است.

   کلارک با بررسی مواد محلول در رودخانه ها این گونه نتیجه گیری کرد که سطح اراضی کره زمین در هر 30000 سال به اندازه 30 سانتی متر پایین می رود. مقادیر زیادی از مواد باید از خاکها ی کامل جوان و مسن خارج شده باشند. عواملی که بر سرعت پدیده پدوژنز تاثیر دارند شامل شدت هوازدگی فساد و پسروی و ماندگی پدولوژیکی باشد. شدت هوازدگی در واحد حجم خاک برای پروفیلهای کم عمق که تکوین آنها به کندی از سنگ های آذرین ریز بآفت انجام شده بیشتر از پروفیلهای کم عمقتری است که با سن و اقلیم همسان از سنگ های درشت بآفت گابرو تشکیل شده است. پسروی شامل فرآیندهای برگشتی است مانند آنچه که در مورد شور شدن دوباره فصلی خاکی که تدریجا آبشویی شده ملاحظه می گردد. ماندگی پدولوژیکی خاک به پایداری آن در برابر شرایط تغییر یافته محیطی گفته می شود.

   مقاطع خاک:

   بیشتر خاک ها دارای پروفیل یا سکانسی از لایه های افقی مشخص هستند. این افق ها نتیجه فرایند های حمل مواد بوسیله آب و فعالیت موجودات زنده هستند. بطور کلی 5 افق عمودی در یکخاک نمونه(Typical) وجود دارد که شامل افق های O ,A ,B ,C ,R می باشد.

   افقO: بالاترین لایه در اکثر خاک هاست که اصولا حاوی گیاهان، سطوح مختلفی از مواد تجزیه شده و هوموس ها می باشد.

   افق A: در زیر افقO افق A قرار دارد. این لایه اساسا از ذرات کانیایی تشکیل شده که دارای 2 ویژگی هستند. اولا در این لایه هوموس و دیگر مواد ارگانیکی با ذرات کانیایی مخلوط شده و ثانیا این زون، یک زون جابجایی است که در آن آب ذرات ریزتر و مواد محلول را حمل کرده و آنها را در لایه زیرین ته نشست داده است. بنابراین افق A از نظر رنگی تیره و از نظر بافتی سبک و متخلخل است. افق A عموما به 2 بخش، افق تیره تر بالایی با تجمع مواد آلی و افق پایینی که نشانگر فقدان مواد بدلیل انتقال آنها توسط آب است متمایز می شود.

   افق B: یک لایه خاک حاوی مواد معدنی است که اصولا بوسیله ته نشینی تشکیل شده است. این لایه مواد حل شده توسط آب را از افق A دریآفت می کند و دارای دانسیته حجمی بالاتری نسبت به افق A بدلیل غنی شدگی اش از ذرات رس می باشد. افق B معمولا بوسیله اکسیدهای آهن و آلومینیم یا بوسیله کربنات کلسیم ته نشین شده از افق A رنگی می شود.

   افق C: اساسا از سنگ مادر هوازده شده ای تشکیل شده که توسط فرایندهای خاک زایی یا جابجایی یا تشکیل مواد ارگانیکی بطور موثر تحت تاثیر قرار نگرفته است.

   افقR: حاوی سنگ بستر غیر هوازده است.

ادامه زمین شناسی دریایی

اقیانوس‌ها و دریاها بیش از 360 میلیون کیلومتر مربع یعنی حدود 71 درصد سطح زمین را پوشانده‌اند. بنابراین اهمیت آن‌ها به عنوان مهمترین تشکیل دهنده هیدروسفر در زندگی بشر غیر قابل انکار است. زندگی انسان به طور مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به دریا و اقیانوس می باشد و اصولا بر اساس شواهد زمین ‌شناسی، پیدآیش اولین اشکال حیات یا کمپلکس‌های ارگانیک که به صورت بقایای فسیلی در اسلیت‌ها و شیست‌های کربن‌دار آرکئن به جا مانده‌اند و به عنوان شکلی از حیات تلقی شده اند، در رابطه با واکنش بین هیدروسفر و اتمسفر بوده است. سن کهن‌ترین سنگ های رسوبی دارای ترکیبات کربن دار به حدود 7/3 میلیارد سال قبل باز می گردد که بنظــــر می رسد مربوط به ساختمان جلبک‌های اولیه باشد. حدود 8/1 آلی 2 میلیارد سال قبل، گسترش فرایند فتوسنتز و در نتیجه توسعه گیاهان سبز موجب تحول عمده در تشکیل حیات و تنوع زیستی گردید. بالاخره اولین موجودات با ساختمان پیچیده و عالی‌تر مانند ماهی‌های زرّه‌دار در دریاها و اقیانوس‌های کهن زاده شده‌اند و به حیات خویش ادامه داده‌اند. طی دوران‌های زمین ‌شناسی دیرینه زیستی، میانه زیستی تا نوزیستی و عهد حاضر، حیات موجودات همواره وابسته به آب و در مرحله اول وجود و بقای اقیانوس‌ها بوده است و اهمیّت آب به حدی است که خداوند متعال در کتاب آسمانی ما مستقیما به آن اشاره فرموده است.

 

 

     بهره گیری از اقیانوس‌ها تنها محدود به فرایندهای زیستی نمی باشد بلکه تحولات و وقایع زمین‌شناسی طی دوران‌ها و ادوار زمین ‌شناسی همواره به گسترش حوضه‌های اقیانوسی یا از میان رفتن آنها(مانند اقیانوس کهن تتیس) و ظهور جزایر، خشکی‌ها و قاره‌ها در نتیجه فرایندهای زمین ‌ساختی و کوهزایی وابسته بوده است. این تحولات زمین ‌شناسی در قالب تکتونیک صفحه‌ای توجیه کننده ظهور خشکی‌ها و قاره‌ها به عنوان بستری مناسب برای زندگی زیست‌مندان خشکی بوده است.

   چرخه فرسایشی خشکی‌ها و حمل رسوبات به دریا و فرایند رسوب‌گذاری از جمله پدیده‌های مهمزمین ‌شناسی است که به طور مستمر در زمین صورت می گیرد. هوازدگی ، فرسایش، رسوب‌گذاری و بالاخره دیاژنز یا سخت‌شدگی رسوبات منجر به تشکیل انواع سنگ ‌های رسوبی و همچنین تشکیل برخی کانسارها و ذخائر معدنی در بستر دریاها و اقیانوس‌هــــا می‌گردد. این رسوبات مجددا در چرخه‌ای نو با انباشتگی و چین‌خوردگی از آب خارج شده و تشکیل سرزمین ی جدید می‌دهند و بدین ترتیب این تحولات چرخه‌ای همواره پویا باقی می‌مانند. از کل آب‌های هیدروسفر حدود 97 درصد مربوط به وزن آب‌های موجود در دریاها و اقیانوس‌ها است و چرخش آب در هیدروسفر موجب تغییرات ژئوشیمیایی از جمله هوازدگی و حمل مواد جامد و محلول می گردد. ذرّات رسوبی که از سطح خشکی‌ها وارد محیط رسوبــی می گردند دارای تنوّع بسیار می باشند ولی در این میان ترکیبات سیلیکاته مانند ذرات تخریبی سیلیسی و رس‌ها اهمیت زیادی داشته و همراه با کانیهای سنگ ین و عناصر فلزی در محیط رسوبی انباشته می‌شوند نموده است. ترمومتری زوج گارنت - بیوتیت حرارت آنها را در محدوده C 870 تا C 950 نشان می دهد. آنالیز میکروپروب از بیوتیت های موجود در انکلاو سنگمیزبان، ماهیت پرآلومین ماگما نشان می دهد. دیوریت های منطقه بدون هورنبلند هستند و از تقریق ماگمای گرانیتی حاصل شده اند . توده های گرانیتوئیدی مورد مطالعه ترکیب پرآلومین داشته و از نوع S محسوب می شوند. براساس عناصر نادر خاکی محیط تکتونیکی از نوع قوس آتشفشانی (VAG) دارند. REE ، نسبتهای La/LuEu/Sm در توده های نفوذی الیگو درز مشابه با محدوده تعیین شده آنها در حاشیه قاره می باشد. به منظور تعیین سهم هوازدگی شیمیایی در توده های نفوذی مورد مطالعه از شاخص دگرسانی (CIA) استفاده شد که این شاخص، به جزء دیوریت های منطقه که در مرحله حد واسط آلتراسیون هستند، سهم هوازدگی شیمیایی توده ها را در مرحله ضعیف تعیین نموده است. نتایج حاصل از مقایسه سنگ های گرانیتوئیدی الیگودرز، کلاه قاضی اصفهان و شیرکوه یزد نشان می دهد که این توده ها ماهیت پرآلومین داشته و از نوع S به شمار می آیند هر چند که، از لحاظ مقادیر عناصر اصلی و ترکیب کانی شناسی تفاوت های جزیی دارند. توده های نفوذی شمال، شمال غرب و شمال شرق الیگودرز به صورت چهار توده در سطح زمین رخنمون دارند. بزرگترین آنها توده أی است که در بین روستاهای ده مزارع و خورهه واقع شده است. سن این تود ه های نفوذی را بعد از کرتاسه تعیین نموده اند، زیرا آنها رسوبات قاعدهء کرتاسه را تحت تأثیر حرارت خود دگرگون نموده اند. براساس آنالیز مدال ترکیب کانی شناسی این توده ها به ترتیب فراوانی گرانودیوریت، گرانیت (مونیزوگرانیت و سیینوگرانیت )، تونالیت و دیوریت می باشد. دایکهایی از جنس آپلیت، دلریت و رگه هایی از جنس سیلیس ، این گرانیتوئیدها را قطع نموده اند. مهمترین اثر حرارتی این توده ها بر سنگدر بر گیرنده، دگرگونی مجاورتی در حد رخساره آلبیت - اپیدوت هورنفلس است. توده های گرانیتوئیدی انکالاوهای مد ور تا بیضی شکل دارند که این انکلاوها براساس بآفت و ترکیب، از نوع میکروگرانولار فلسیک می باشند. این توده ها از لحاظ کانی شناسی در تطابق قوی با سنگ در برگیرنده خود هستند. براساس آنالیز میکروپروب احتمال فلسیک بودن آنها تقویت می شود.

داده های آنالیز میکروپروب گارنت، نوع آنها را آلماندین - گارنت تعیین نموده است. ترمومتری زوج گارنت - بیوتیت حرارت آنها را در محدوده C 870 تا C 950 نشان می دهد. آنالیز میکروپروب از بیوتیت های موجود در انکلاو سنگ میزبان، ماهیت پرآلومین ماگما نشان می دهد.

دیوریت های منطقه بدون هورنبلند هستند و از تقریق ماگمای گرانیتی حاصل شده اند . توده های گرانیتوئیدی مورد مطالعه ترکیب پرآلومین داشته و از نوع  S محسوب می شوند. براساس عناصر نادر خاکی محیط تکتونیکی از نوع قوس آتشفشانی (VAG) دارند. REE ، نسبتهای La/Lu, Eu/Sm در توده های نفوذی الیگو درز مشابه با محدوده تعیین شده آنها در حاشیه قاره می باشد.

به منظور تعیین سهم هوازدگی شیمیایی در توده های نفوذی مورد مطالعه از شاخص دگرسانی (CIA) استفاده شد که این شاخص، به جزء دیوریت های منطقه که در مرحله حد واسط آلتراسیون هستند، سهم هوازدگی شیمیایی توده ها را در مرحله ضعیف تعیین نموده است.

نتایج حاصل از مقایسه سنگ های گرانیتوئیدی الیگودرز، کلاه قاضی اصفهان و شیرکوه یزد نشان می دهد که این توده ها ماهیت پرآلومین داشته و از نوع S به شمار می آیند هر چند که، از لحاظ مقادیر عناصر اصلی و ترکیب کانی شناسی تفاوت های جزیی دارند.

هر جا که سنگ کره یا هوا ،‌آب یا موجودات زنده در تماس باشد. دز سنگ ها تخریب فیزیکی وشیمیایی بوجود می آید. از این رو سنگ ها در محل خود تغییراتی می کنند که به آن هوازدگی می گویند. هوازدگی معمولاً موجب تشکیل قشری از مواد نرم و ناپیوسته بر روی سنگ های اصلی می شود و عمل فرسایش یعنی جابه جا کردن مواد آسانتر می کند.

معمولاً هوازدگی را با توجه به عوامل ایجاد آن به دو نوع فیزیکی و شیمیایی تقسیم می کنند.

 

  هوازدگی فیزیکی :

در این نوع هوازدگی ،‌سنگ ها به قطعات کوچکتر ولی با همان ساختمان و ترکیب شکسته و خرد می شوند. به نظر می رسد مهمترین عامل مؤثر در هوازدگی ، انجماد آب در داخل درز و شکاف سنگ ها باشد. با عمل انجماد، تقریباً 9 درصد به حجم آب افزوده می شود . هر چه تعداد دفعات انجماد و ذوب در داخل شکاف سنگ ها بیشتر باشد. تخریب سنگ ها سریعتر انجام می گیرد.

 

 

 

  

هوازدگی 3

هوازدگی شیمیایی :

در هوازدگی شیمیایی ، ترکیب سنگ ها و کانیها تغییر می کند و در نتیجه آن ، مواد جدید بوجود می آید. هوازدگی شیمیایی است. گر چه آب خالص غیرفعال است ،‌اما وجود مقدار کمی از مواد محلول، آن را فعال می کند. ترکیب کانی ها با آب ، یکی از مهم ترین واکنشهای شیمیایی به خصوص در کانیهای سیلیکاتی است. در اثر این واکنش ،‌از فلدسپات ها خاک رس بوجود می آید.

یکی دیگر از عوامل هوازدگی شیمیایی انحلال است. آب یکی از فراوانترین حل کننده ها در طبیعت است. البته باز هم آب خالص سنگ ها و کانیها چندان مؤثر نیست ولی آب با همراه داشتن مقداری کربن دی اکسید خاصیت اسیدی پیدا می کند که در این صورت قدرت انحلال آن زیاد می شود و می تواند بر بیشتر کانی ها اثر بگذارد و آن ها را تغییر دهد.

سنگ ها و کانیهای محلول در آب در نواحی مرطوب با سرعت بیشتری تخریب می شود.

از راه های دیگر هواشناسی شیمیایی ترکیب شدن اکسیژن با کانی هاست. البته وجود آب و گرما سبب سرعت اینگونه واکنشها می شود. به همین جهت ، این نوع هوازدگی در مناطق گرم و مرطوببیشتر دیده می شود. سنگ ها و کانی های آهن دار زودتر از سایر کانی ها با اکسیژن هوا ترکیب شده و ویژگی های خود را از دست می دهند.

موجودات زنده نیز می توانند موجب تغییرات شیمیایی در سطح مواد زمین شوند.

کشش زمین می تواند مواد حاصل از هوازدگی را جابه جا کند. هر ذره ای که بر اثر هوازدگی از سنگهای اصلی پوسته زمین جدا می شود. دارای انرژی ذخیره شده ای است که آن را در جهت شیب زمینبه حرکت در می آورد، کش ش زمین پس از باران های سیل آسا و مداوم در دامنه های پر شیب یا در دامنه های کوههایی که به علت استخراج موادمعدنی یا جاده سازی شیب تند یافته اند، اثر بیشتر داری دارد. در این ریزش، گاهی توده های بسیار بزرگی از مواد در سراشیبی کوهها به پایین می لغزد که به این نوع حرکت ها "زمین لرزه" گویند. گاهی زمین لغزه ها، خساراتی را به بار می آورند. کش شزمین حتی در دامنه های کم شیب سبب جابه جایی مواد می شود که به آن جنبش کند مواد یا "خزش" می گویند، رطوبت مواد هوا زده،‌این نوع جنبش را تسریع می کند.

   خاک :

حاصل عمل هوازدگی ،‌بوجود آمدن خاک است. جز گیاهان تک سلولی ساکن آب و گلسنگ ها بقیه ی گیاهان به خاک نیاز دارند از این رو خاک راپلی بین دنیای زنده و دنیای غیرزنده می دانند. برای تشکیل خاک هوازدگی فیزیکی و شیمیایی هر دو مؤثرند.

الف: آب چگونه سنگ را متلاشی می کند؟

وقتی آب در شکاف سنگ ها نفوذ می کند بر اثر سرما منجمد می شود و به علت افزآیش حجم(9 درصد افزآیش حجم) فشار زیادی به سنگ وارد کرده و سنگ را متلاشی می کند.

 ب: رشد بلور چگونه سنگ را متلاشی می کند؟

رشد بلورثانویه در شکاف سنگ ها بخصوص در نواحی بیابان ی موجب ایجاد فشار به سنگ ها شده و انرژی را متلاشی می کند.

ج: دما چگونه سنگ را متلاشی می کند؟

تغییر دما در شبانه روز موجب انبساط و انقباض ناگهانی سنگ شده و آن را متلاشی می کند.

د: گیاهان چگونه سنگ را متلاشی می کنند؟

ریشه گیاهان در شکاف سنگ ها نفوذ کرده و بر اثر رشد به سنگ فشار می آورد و آن را متلاشی می کند.

 

ه: جانوران حفار(مورچه - موریانه - موش و ...):

 با بالا آوردن ذرات زیرزمین ی به سطح زمین آنها را در معرض آب و هوا قرار می دهند و دچار هوازدگیمی شود.

 و: انسان چگونه سنگ را متلاشی می کند؟

با عمل راهسازی- استخراچ معادن

مناطق سرد:

   سیستم شکل زایی نواحی سرد بر اساس یک حد آستانه ای خاص طبقه بندی می شود. اگر برف در زمستان ببارد و در تابستان ذوب شود پس فرایندهای مجاور یخچالی در منطقه وجود دارد. اگر بارش برف در زمستان زیاد باشد و در تابستان ذوب نگردد، در نتیجه یخچالها در این مناطق تشکیل می شود.

   1-سیستم مجاور یخچالی:

   در این نواحی یخ می تواند به دو صورت سبب تغییر شکل ناهمواریها شود،اولین حالت وجود زمینهای پرمافراست ، یعنی زمین هایی که به طور دائم در زمستان و تابستان دارای دمای زیر صفر درجه سانتی گراد هستند. دومین حالت مربوط به یخبندان و ذوب یخ به طور سالانه وبر اساس دوره های کوتاه مدت است.

   "پینگوها " برآمدگی های ناشی از افزآیش حجم قطعه یخ های تفکیک شده می باشد که بالا آمدنزمین را به همراه دارند.

   پدیده آب شدن یخ سبب فرو نشینی زمین می گردد و عمومی ترین شکل این پدیده تشکیل دریاچه های حاصل از ذوب یخ می باشد.

   پدیده"ژلی فلکسیون" جریان قطعات سنگ طی ذوب یخ در تابستان است که رسوبات تخریبی دارای زاویه 1تا 3 درجه هستند و سطح وسیعی به وسعت چندین کیلومتر مربع را می پوشانند.

   2-سیستم یخچالی:

   از عوامل مناسب برای تشکیل یخچالها بارش زیاد برف و درجه حرارت پایین در تابستان می باشد.فرسایش و هوازدگی به صورت یخبندان شدید و تخریب مکانیکی نیز به طور متوسط ظاهر می شود ولی تخریب شیمیایی در آن بسیار کم است.

   اساسی ترین حالت سطوح یخی، گنبد های محدبی شکل است که در مقیاس قاره ای ممکن است، ارتفاع آن به 4 هزار متر نیز برسد. از اشکال دیگرمی توان به سکو های یخی که بر اثر لایه های شناور یخ به وجود آمده اند، اشاره کرد.

   سطوح سایشی، اسکرها و تیل ها از چهره های ژئومورفیکی یخچالی می باشند.

ژئومورفولوژی اقلیمی:

   در سطح زمین فرایند های مختلفی از فرسایش و رسوبگذاری موثرند. این فرایند ها ممکن است اشکال برجستگی های موجود را تغییر دهند یا برجستگی های تازه ای ایجاد کنند. در این مبحث فرایند های اصلی توضیح داده شده اند.

      

هوازدگی :

   این پدیده در حد فاصل زمین و کره جو ایجاد می شود. در این شرایط کانی ها در مجاورت اتمسفر، هیدروسفرو بیوسفر قرار می گیرند. این امر تغییراتی در حالتهای تخریبی یا پلاستیکی آنها ایجاد کرده وسبب افزآیش حجم و کم شدن وزن مخصوص و اندازه ذرات آنها می شود و در نتیجه به پیدآیش کانی های جدیدی که در این شرایط دارای پایداری بیشتری نسبت به کانی های اولیه هستند منجر می شود.

   - هوازدگی فیزیکی :

   این نوع از هوازدگی شامل تنش های زمین شناسی، فشار های همه جانبه تکتونیکی، تنش های ناشی از تابش خورشید و یخ زدن سریع آب می باشد.

   تنش های زمین شناسی وقتی به وجود می آیند که سنگ های کریستالی(مثل گرانیت ها و مرمرها) متبلور شوند یاتبلور دوباره یابند یا سنگ های رسوبی (مثل ماسه سنگ های توده ای سست وبه هم پیوسته، آرکوزها و آهک ها) تحت فشار های همه جانبه تکتونیکی زیاد یا تحت فشارفوق العاده لایه های بالایی پدیده دیاژنزیاسنگ شدگی را تحمل کنند. فرسایش سطحی و کم شدن بار باعث کم شدن فشار بر آن و باعث ایجاد شبکه ای از درزها و ترک ها می شود.

   گرادیانهای حرارتی نیز باعث انبساط خطی و توده ای سنگ ها می شود. تنش های به وجود آمده، بر اثر رشد بلورها در هوازدگی عمدتا دو منبع دارد. یکی بلورهای یخ و دیگری بلورهای نمک. همچنین تنش های بیولوژیکی که هوازدگی فیزیکی را افزآیش می دهند در دو دسته اصلی گیاهی وجانوری می باشند که شامل کرم ها و گل سنگ می باشد.

 

 

مناطق حاره ای مرطوب:

   مناطق مرطوب استوائی با تغییرات درجه حرارت سالانه پایین تر از 10 درجه سانتی گراد و معمولا 1 تا 2 ماه بارندگی کمتر از 50 میلی متر مشخص می شود.

   عمق تخریب شیمیایی معمولا در نواحی مرطوب استوائی زیاد است و هیچ صخره سنگ ی در این محیط ها ظاهر نمی شودو بیانگر این مطلب است که شدت تجزیه به طور قابل ملاحظه ای سریعتر از حمل و نقل است که دلائل آن بدین ترتیب است:

   1-قابلیلت نفوذ زیاد آب (بیش از 90 درصد در محل) به دلیل پوشش گیاهی فراوان، حتی در شیب های 70 درجه در رطوبت بالا و زمان طولانی منجر به اشباع کامل خاک می شود.

   2-بالا بودن سطح زمین و درجه حرارت خاک، که طبق قانون دانت هوف به ازای افزآیش هر10 درجه حرارت میزان واکنش شیمیایی 5/2 برابر مقدار اولیه می شود.

   3-به علت افزآیش شدت واکنش بیوشیمیایی که بر اثر تجزیه هوموس مقدار CO2 خاک به 5 برابر مقدار آن در خاک های نواحی متعدل می رسد و باعث تشدید شرایط اسیدی و عمل واکنش شیمیاییبر روی سنگ مادر می شود.

   4-یکی ازآثار مهم تشدید واکنش شیمیایی تولید موادفراوان قابل شستشو از جمله کوارتز است که خرده سنگ های ماسه ای به ضخامت تقریبی دومتر زیر پوشش هوموسی در جنگل های باران ی ایجاد می شود که سبب ناپایداری درختان تنومند می شود. همچنین خاصیت اسیدی موجود در آب همراه با تجزیه هوموس باعث تحرک زیاد اکسیدهای آهن و رسوب ورقه ای آهن در لایه های تخریب یافته می شود. یکی دیگر از انواع هوازدگی شیمیایی در نواحی استوایی شستشوی سیلیس از کانی های سیلیکاته می باشد.

   در شیب های مناطق حاره ای تراکم پوشش گیاهی سبب کاهش حرکت خزش می گردد. مگر وقتی که عواملی مانند باران تند یا زلزله و عواملی مانند سنگ ینی بار شیب حتی بر اثر افزآیش بار پوششگیاهی بر آن اثر بگذارند.

   در مناطق مرطوب حاره با وجودی که پوشش گیاهی مانع جریان سطحی آبها می شود، تراکم زهکشی نسبت به زمین های معتدله مرطوب بیشتر است.

   حمل بار جامد رودخانه ای در مناطق مرطوب حاره ای در طی زمان کوتاه و هنگام تخلیه افزآیش می یابد، یعنی2 درصد افزآیش تخلیه سبب جابجایی بیش از 50 درصد کل بار جامد می شود.

   رودخانه های مناطق مرطوب حاره ای غالبا فاقد ذرات درشت هستند. که در فقدان ذرات درشتهوازدگی شیمیایی بسیار موثر است. همچنین در این مناطق تغییرات عمق رودخانه از عرض آن سریعتر است، چون وجود پوشش گیاهی و رس فراوان مانع از گسترش عرضی آبراهه می شوند، ولی در پایین دست رود در مناطق مرطوب حاره ای با افزآیش مقدار تخلیه کمی بیش از محیط های مرطوباست.

   از چهره های ژئومورفیکی منطقه ای می توان به رودخانه های کم شیب، وسیع و حوضه های سیلابی آن با چندین کیلومتر وسعت که پستی و بلندیهایی دارد، اشاره کرد و رودخانه ها کناره های پرشیبی(حدود40 درصد) دارند و عموما به وسیله پوشش گیاهی فشرده ای تثبیت شده اند.

مناطق حاره ای خشک و مرطوب:

   فرایند هوازدگی در این مناطق بیشتر شیمیایی است و متوسط نیمرخ های هوازدگی زمین بین 25 متر در نواحی مرطوب و 6 متر در بخش های خشک تر است. فرایند هوازدگی شیمیایی بیشتر در مناطقی است که نوسان های فصلی سطح آب به نحو غیر قابل پیش بینی بالا می آید وسپس به آرامی فرو می نشیند  

هوازدگی زمین بین 25 متر در نواحی مرطوب و 6 متر در بخش های خشک تر است. فرایند هوازدگیشیمیایی بیشتر در مناطقی است که نوسان های فصلی سطح آب به نحو غیر قابل پیش بینی بالا می آید وسپس به آرامی فرو می نشیند. نوسان سطح آب امکان می دهد که موادمحلول در آبها بر اثر مهاجرت در منطقه غرقابی جابجا شوند.

   ضخامت محلی پدیده هوازدگی تحت تاثیر عواملی همچون نوع سنگ که به طور عادی در ماسهسنگ ها در حدود 100 متر و برای سنگ های آذرین و دگرگونی 30 متر است و تخلخل سنگ ها نیز به سهولت نوسان های سطح آب می شود عاملی همچون درز و شکاف سنگ ها نیز کارهوازدگی را تسهیل می کند و میزان بارندگی نقش عمده ای درحداکثر افزآیش عمق پدیده هوازدگی دارد. عوارض توپوگرافی به مقدار زیاد در تنظیم و گسترش جریانهای سطحی آب موثر است. در مناطق مرطوب تر عمیق ترین فرسایش و هوازدگی ،غالبا در زیر آبراهه های فصلی کوچکی قرار دارند که دارای شیب کمی است. درحالی که در زیر جریانهای پهن رودخانه ای که ذرات ریز سطح آن راپوشانده اند، عمقهوازدگی کمتر است. از چهره های ژئومورفیکی آن می توان به شیب های نامنظم و غیر یکنواخت،واریزه های درشت بصورت موازی هم قرار دارند.

   یکی از آثار مشخص ژئومورفیکی در مناطق حاره ای خشک_ مرطوب و نیمه خشک ایجاد قشر های سخت شده دوری کراست هاست. پدیده تشکیل قشر سخت، به طور ثانوی، در کناره های دره و در ترازهای پست تر توپوگرافی ظاهر می شود. ترکیب دوری کراستها از نظر نسبت مواد تشکیل دهنده آنها مانند آلومینیم، آهن، سیلیس و کلسیم فرق دارد وشامل 4 نوع می باشد:رو می نشیند. نوسان سطح آب امکان می دهد که موادمحلول در آبها بر اثر مهاجرت در منطقه غرقابی جابجا شوند.

   ضخامت محلی پدیده هوازدگی تحت تاثیر عواملی همچون نوع سنگ که به طور عادی در ماسهسنگ ها در حدود 100 متر و برای سنگ های آذرین و دگرگونی 30 متر است و تخلخل سنگ ها نیز به سهولت نوسان های سطح آب می شود عاملی همچون درز و شکاف سنگ ها نیز کارهوازدگی را تسهیل می کند و میزان بارندگی نقش عمده ای درحداکثر افزآیش عمق پدیده هوازدگی دارد. عوارض توپوگرافی به مقدار زیاد در تنظیم و گسترش جریانهای سطحی آب موثر است. در مناطق مرطوب تر عمیق ترین فرسایش و هوازدگی ،غالبا در زیر آبراهه های فصلی کوچکی قرار دارند که دارای شیب کمی است. درحالی که در زیر جریانهای پهن رودخانه ای که ذرات ریز سطح آن راپوشانده اند، عمقهوازدگی کمتر است. از چهره های ژئومورفیکی آن می توان به شیب های نامنظم و غیر یکنواخت،واریزه های درشت بصورت موازی هم قرار دارند.

   یکی از آثار مشخص ژئومورفیکی در مناطق حاره ای خشک_ مرطوب و نیمه خشک ایجاد قشر های سخت شده دوری کراست هاست. پدیده تشکیل قشر سخت، به طور ثانوی، در کناره های دره و در ترازهای پست تر توپوگرافی ظاهر می شود.

هوازدگی شمیایئ

مراحلی که طی ان عوامل شمیایی سنگ را تخریب و تجزیه میکنند به نام هوازدگی شیمیایی معروف اند .

در این نوع هوازدگی وجود اب یکی از عوامل اساسی است زیرا اب با عناصر موجود در هوا و زمینترکیب میشود و اسیدها و بازهای مختلف را تولید میکنند که این مواد باعث فعل و انفعالات شمیایی و تغییر سنگ ها میشوند .

بر عکس هوازدگی فیزیکی هوازدگی شمیایی در اعماق نیز اثر میکند به طوری که در نواحی کوهستانی گاهی اثرات ان تا اعماق صد متری نیز دیده میشود .به طور کلی میتوان گفت که این نوعهوازدگی حتی در نواحی خشکنیز بیشتر از سایر انواع در تخریب سنگ ها موثر است .

هوازدگی شمیایی باعث تغییرات ذیل میشود:

ازدیاد حجم همراه با ایجادفشار های درونی وتغییر شکل در سنگ ها ـتشکیل مواد سبکترـ خرد شدنسنگ ها ودر نتیجه ایجاد سطح ازاد بیشتر جهت تاثیر سایر انواع هوازدگی ـ تشکیل کانی های با ثبات تر در شرایط موجود ـ هز بین رفتن جلای کانیها .

هوازدگی شمیایی را به انواع زیر تقسیم میکنند :

الف)اکسیداسیون (دگرسانی) alteratian: هنگامی که دو عامل اب و هوا وجود داشته باشد عمل اکسیداسیون که در ضمن جز معمولیترین تغییرات در سنگ هاست انجام میگیرد .یکی از مشخصترین مراحل ان تاثیر اب اکسیژن دار بر سولفورهاست که در نتیجه ان سولفور به سولفات و کربنات و اکسید تجزیه میشود .

ب)هیدراته شدن : تاثیر اب بر کانیها است در نتیجه ان کانی اب جذب میکند. به عنوان یکی از عمولی ترین حالات تبدیل انیدریت به ژیپس و یا تبدیل هماتیت به لیمونیت را نام برد :

 


 

 

 

منبعمرکز مقالات کشاورزی

ادامه نوشته

هوازدگی 1

هوازدگی

 

  جابجایی:

   هنگامی که آب ها در داخل خاک به سمت پایین حرکت می کنند، باعث انتقال شیمیایی و مکانیکی مواد می شوند. فرایند انتقال مواد بوسیله باد و باران ، ذرات ریز مانند رس یا مواد حل شده را به سطوح پایین تر در خاک منتقل می کند. به فرایند ته نشست این ذرات ریز در سطوح پایین تر خاک ته نشینی (illuviation) گفته می شود. آبهای نفوذی که به سمت پایین حرکت می کنند باعث انتقال مواد مغذی و مواد شیمیایی پیچیده در خاک می شوند، مانند کوچکترین ذرات. این مواد حل شده از لایه های سطحی جدا شده و توسط آبهای زیر زمین ی در سطوح پایین تر ته نشست پیدا می کنند. انتقال شیمیایی کامل این مواد از خاک "Leaching" نامیده می شود.

   حاصلخیزی خاک مستقیما متاثر از PH از طریق انحلال بیشتر مواد غذایی است. در PH پایین تر از 5/5 بیشتر مواد غذایی به شدت قابل انحلال بوده و به آسانی از مقطع خاک شسته می شوند. در PHهای بالاتر مواد غذایی غیر قابل انحلال شده و گیاهان نمی توانند به آسانی از آنها استفاده کنند. حداکثر حاصلخیزی خاک در PH بین 6- 2/7 اتفاق می افتد.

   رنگ خاک:

   خاک ها متمایل به داشتن تغییرات مشخصی در رنگ هم در جهت افقی و هم در جهت عمودی هستند. رنگی شدن خاک ها بدلیل فاکتورهای گوناگونی ایجاد می گردد. خاک مرطوب نواحی استوایی عموما قرمز تا زرد است که علت آن اکسیده شدن آهن یا آلومینیم می باشد. در علفزارهای مناطق معتدل مقادیر بسیار زیاد هوموس باعث تیره شدن خاک می شود. شسته شدن زیاد آهنباعث می شود خاک های مناطق جنگلی، خاکستری شوند. سطح بالای آب در خاک باعث احیای آهنشده و این خاک ها متمایل به داشتن رنگ های ظاهرا آبی_ خاکستری یا آبی متمایل به سبز هستند. مواد آلی رنگ خاک را سیاه می کنند. ترکیب اکسید آهن و محتوی آلی باعث می شود که بیشتر انواع این خاک ها رنگ قهوه ای داشته باشند. دیگر مواد رنگ زا که گاهی حضور دارند شامل: سفید مربوط به کربنات کلسیم، سیاه مربوط به اکسید منگنز و سیاه که مربوط به ترکیبات کربن دار می باشد.

   فرآیندهای تشکیل خاک:

   1) فرآیندهای بیرونی تشکیل خاک

 

تعریف   هوازدگی

 

 

 

 

 


      به دگرگونی فیزیکی و شیمیایی سنگ ها و کانیها در سطح زمین یا نزدیک آن هوازدگی گفته می شود. این فرآیند باعث خرد شدن سنگ ها و تجزیه و تغییراتی در کانیهای اولیه و ثانویه می شود و آنها را به حالت پایدارتری در محیط خودشان می رساند. انواع هوازدگی شامل فیزیکی و شیمیایی است.

   الف) هوازدگی فیزیکی : شامل خرد شدن سنگ ها بدون تغییر شیمیایی و مینرالوژیکی است که در آن فقط سنگ ها به قطعات کوچکتر تقسیم می شوند. عوامل اصلی شکسته شدن سنگ ها، تنشهای درون سنگ به علل:

   - نوسان دمای شب و روز

   - فشار ناشی از یخ زدن در سنگ ها

   - فشار حاصل از رشد بلورها

   - ته نشست محلولها در درز و شکاف سنگ

   - رشد ریشه گیاه

   ب) هوازدگی شیمیایی : شامل تغییر در ساختار شیمیایی و کانی شناختی سنگ ها می شود و فرآیندهای آن عبارتند از:

   - اکسیداسیون و احیاء

   - آبگیری(هیدرولیز)

   - انحلال

   - کلات شدن(پیوند یک یون فلزی با یک کمپلکس آلی)

   بطور کلی هر دو فرآیند فوق در تشکیل خاک نقش مهمی دارند ولی در این بین نقش هوازدگیشیمیایی بعلت تنوع عوامل آن مهمتر است.

   فرآیندهایی هوازدگی که اساسا در خاک رخ می دهند عبارتند از:

   - چرخه اکسیداسیون و احیاء

   - جابجایی آلومینیوم از ساختمان رس به داخل هیدروکسدهای آبدار از طریق جایگاه های تبادلی

   - خروج پتاسیم از لایه های میکا

   - ته نشست آلومینیوم بین لایه ای در کانیهای رسی

   - تشکیل گیبسیت و سیلیسی شدن دوباره

   - تشکیل کانیهای ثانویه آهن

   2) فرآیندهای درونی تشکیل خاک:

   این فرآیندها که به فرآیندهای پدوژنی نیز معروفند شامل به دست آوردن و از بین رفتن ماده ها از یک پیکره خاک است که بر اساس چهار پدیده فروساییدگی، افزآیش ضخامت خاک، ویژگیهای ژئومورفی حد واسط یا جابجایی درون یک خاک صورت می گیرد.

   فرآیندهای پدوژنی شامل افزآیش مواد آلی و کانی به خاک، تلفات این مواد از خاک، انتقال این مواد از نقطه ای به نقطه دیگر و دگرگونی مواد آلی و کانی درون خاک می باشد.

   فرآیندهای جابجایی مواد در خاک شامل:

   - آبشویی - فرسایش سطحی - غنی شدگی

   - انباشتگی - آهک زدایی - سیلیس زدایی

   - شورزدایی – شورشدن

ادامه نوشته

فرسایش خاک

فرسایش خاک

تعریف فرسایش خاک : واژه (اروژن) Erosion

در زبان انگلیسی یا اروزیون در زبان فرانسه به معنی فرسایش می‌باشد و دارای منشأ لاتین و معنی تحت الفظی آن به معنی ساییدگی و خوردگی است .

فرسایش ، کاهش ضخامت لایه سطحی خاک به وسیله رواناب یا باد است . فرسایش فرآیندی است که در آن ذرات خاک توسط عوامل فرساینده از بستر اصلی خود جدا شده و توسط یکی از عوامل انتقال دهنده به مکان دیگری حمل می‌شود . چنانچه عامل جدا کننده ذرات باد و یخچال باشد به ترتیب فرسایش بادی و یخچالی گویند . فرسایش آبی به دلیل مدیریت نامناسب زمین ، تخریب پوشش گیاهی ، عدم کنترل جریان آب ، صورت می‌گیرد و منجر به رواناب سطحی و انتقال خاک می‌شود ، که از اثرات خارجی این پدیده می‌توان رسوب در سرها و آبراهه‌ها ، سیل و آلودگی آب را نام برد .

ادامه نوشته

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک  2

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک

 

      تاثیر کود سبز بر مواد غذایی خاک:

مقدار ازتی که با کاشت لگومینوزها بخاک وارد می شود از گیاهی به گیاه دیگر بر طبق شرایط محیطی کش ت متفاوب است و میزان آن به تکامل گیاه، زمان برگردانیدن آن به خاکو طول دورة رشد بستگی دارد. متوسط مقدار ازتی که گیاهان کود سبز خانوادة لگومنیوزها در کاشت فی مابین بخاک اضافه می نمایند حدود صد کیلوگرم در هکتار برآورد نموده اند ـ و مقدار آن در یونجه به عنوان گیاه اصلی تا 200 کیلوگرم و شبدر100 تا 150 کیلوگرم در هکتار می باشدکود سبز با دوره رویشی کوتاه بطور متوسط 70ـ50 کیلوگرم ازت تولید می نماید و این مقدار در شرایط مساعد 120-80 کیلوگرم می باشد ـ بطور کلی گیاه اصلی فقط 40-15کیلوگرم ازت از خاک می توانند جذب کنند. در هر حال عوامل تثبیت ازت عبارتند ازگونة‌گیاه ـ تراکم بوته ـ رقابت علف های هرز ـ محیط و وضعیت عناصر غذایی خاک بخصوص مقدار ازتیکه خاک در اختیار باکتری ها می گذارد بستگی دارد ـ گیاهان غیر لگومنیوز معمولاً 
40-50 
کیلو ازت از خاک جذب می کنند که حدود 15 کیلوگرم آن با زیر خاک نمودن بقایایگیاهی آن به خاک اضافه می شود و اگر تمام اندام های گیاهی آن بعنوان کود سبز بخاکداده شود تمام این مقدار ازت به خاک بر می گردد. دادن کود سبز به خاک فعالیت میکروبهای مفید خاک را تشدید نموده و باعث تصفیه گاز کربنیک، آمونیاک، نیترات و ترکیبات غذایی می شود.فعالیت میکروبهای چون ازت باکتر که ازت خاک را زیاد می کند حساسیت فوق العاده ای بمقدار مواد کربن خاک دارند بنحویکه هرچه کربن خاک بیشتر باشد فعالیت آنها بیشتر خواهد بود. مواد آلی که از طریق گیاهان کود سبز به خاک وارد می شوند تأثیر چندانی بر روی مقدار، فسفر، پتاس و آهک خاک ندارند و مستقیماً قادر به اضافه نمودن این گونه موادمعدنی به خاک نمی باشند و به همین جهت توصیه می شود به گیاهان کود سبز خانوادةلگومنیوزها فسفر و پتاس و به غیر لیگومنیوزها علاوه بر آن کود ازت داده  می شود.کاشت گیاهان کودسبز بویژه آنهایی که ریشة عمیق دارند مواد معدنی از جمله فسفر وپتاسیم اعماق خاک را جذب کرده و به طبقات بالا انتقال می دهند. بدین ترتیب در خاکها یسبک که مواد غذایی به اعماق خاک منتقل می شوند گیاهان کود سبز این خانواده با ریشه عمیق که دارند آنها را به سطح دوباره بر می گردانند و از شسته شدن آنها تا اندازه ای جلوگیری می کننددر حقیقت گیاهان کود سبز بدلیل قدرت رویشی فوق العاده و دارا بودن ریشة عمیق و قوی خود می توانند مقدار زیادی از عناصر محلولی که در شرایط عادی در اثر شستشو تلف می گردند معرف نمایند و همچنین این گیاهان می توانند فسفات های غیر محلول و عناصر کم معرف از قبیل روی و غیرة تثبیت شده را تا حد زیادی استفاده کنند لذا برگردانیدن این گیاهانبخاک قابلیت جذب این عناصر را برای گیاه بیشتر می نمایند. مواد آلی کود سبز در گیاهانخیلی سریع تجزیه می شوند. با افزآیش شدید فعالیت میکروارگانیسم های خاک مقادیرزیادی CO2 تولید  می گردد و CO2 یکی از مهمترین عوامل رشد و نمود گیاه است که افزآیش آن تأثیر در عمل فتوسنتز گیاهان داشته و سبب افزآیش عمل کرد می گردد. با افزآیش فعالیت بویولوژیکی خاک مقدار CO2 طبقات بالای خاک افزآیش می یابد و قسمت دیگر CO2 با تولید اسید کربونیک سبب حلالیت بیشتر مواد غذایی خاک می شود. از طرف دیگر تبدیل کربنات به بی کربنات pH خاک نیز کاهش می یابد. و این امر در خاک های قلیاییاهمیت داردتشدید فعالیت بیولوژیکی خاک و ازدیاد میکروارگانیسم ها سبب افزآیش ترکیبات آلیمترشحه میکروارگانیسم ها می شوند و این ترکیبات تاثیر زیادی در تحلیل ترکیبات سختخاک دارند و در نهایت سبب تغذیة بهتر فسفرها و عناصر کم مصرف توسط گیاه می گردد برخی از ترکیبات مثل اسید ایندوی استیک جزو هورمونهای رشد می باشند که تأثیر مستقیم در رشد و نمو گیاه داردمصرف کود سبز در خاک های سبک بویژه در مناطقمرطوب بسیار مناسب است

ادامه نوشته

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک4

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک

 

      تاثیر کود سبز بر مواد غذایی خاک:

مقدار ازتی که با کاشت لگومینوزها بخاک وارد می شود از گیاهی به گیاه دیگر بر طبق شرایط محیطی کش ت متفاوب است و میزان آن به تکامل گیاه، زمان برگردانیدن آن به خاکو طول دورة رشد بستگی دارد. متوسط مقدار ازتی که گیاهان کود سبز خانوادة لگومنیوزها در کاشت فی مابین بخاک اضافه می نمایند حدود صد کیلوگرم در هکتار برآورد نموده اند ـ و مقدار آن در یونجه به عنوان گیاه اصلی تا 200 کیلوگرم و شبدر100 تا 150 کیلوگرم در هکتار می باشدکود سبز با دوره رویشی کوتاه بطور متوسط 70ـ50 کیلوگرم ازت تولید می نماید و این مقدار در شرایط مساعد 120-80 کیلوگرم می باشد ـ بطور کلی گیاه اصلی فقط 40-15کیلوگرم ازت از خاک می توانند جذب کنند. در هر حال عوامل تثبیت ازت عبارتند ازگونة‌گیاه ـ تراکم بوته ـ رقابت علف های هرز ـ محیط و وضعیت عناصر غذایی خاک بخصوص مقدار ازتیکه خاک در اختیار باکتری ها می گذارد بستگی دارد ـ گیاهان غیر لگومنیوز معمولاً 
40-50 
کیلو ازت از خاک جذب می کنند که حدود 15 کیلوگرم آن با زیر خاک نمودن بقایایگیاهی آن به خاک اضافه می شود و اگر تمام اندام های گیاهی آن بعنوان کود سبز بخاکداده شود تمام این مقدار ازت به خاک بر می گردد. دادن کود سبز به خاک فعالیت میکروبهای مفید خاک را تشدید نموده و باعث تصفیه گاز کربنیک، آمونیاک، نیترات و ترکیبات غذایی می شود.فعالیت میکروبهای چون ازت باکتر که ازت خاک را زیاد می کند حساسیت فوق العاده ای بمقدار مواد کربن خاک دارند بنحویکه هرچه کربن خاک بیشتر باشد فعالیت آنها بیشتر خواهد بود. مواد آلی که از طریق گیاهان کود سبز به خاک وارد می شوند تأثیر چندانی بر روی مقدار، فسفر، پتاس و آهک خاک ندارند و مستقیماً قادر به اضافه نمودن این گونه موادمعدنی به خاک نمی باشند و به همین جهت توصیه می شود به گیاهان کود سبز خانوادةلگومنیوزها فسفر و پتاس و به غیر لیگومنیوزها علاوه بر آن کود ازت داده  می شود.کاشت گیاهان کودسبز بویژه آنهایی که ریشة عمیق دارند مواد معدنی از جمله فسفر وپتاسیم اعماق خاک را جذب کرده و به طبقات بالا انتقال می دهند. بدین ترتیب در خاکها یسبک که مواد غذایی به اعماق خاک منتقل می شوند گیاهان کود سبز این خانواده با ریشه عمیق که دارند آنها را به سطح دوباره بر می گردانند و از شسته شدن آنها تا اندازه ای جلوگیری می کننددر حقیقت گیاهان کود سبز بدلیل قدرت رویشی فوق العاده و دارا بودن ریشة عمیق و قوی خود می توانند مقدار زیادی از عناصر محلولی که در شرایط عادی در اثر شستشو تلف می گردند معرف نمایند و همچنین این گیاهان می توانند فسفات های غیر محلول و عناصر کم معرف از قبیل روی و غیرة تثبیت شده را تا حد زیادی استفاده کنند لذا برگردانیدن این گیاهانبخاک قابلیت جذب این عناصر را برای گیاه بیشتر می نمایند. مواد آلی کود سبز در گیاهانخیلی سریع تجزیه می شوند. با افزآیش شدید فعالیت میکروارگانیسم های خاک مقادیرزیادی CO2 تولید  می گردد و CO2 یکی از مهمترین عوامل رشد و نمود گیاه است که افزآیش آن تأثیر در عمل فتوسنتز گیاهان داشته و سبب افزآیش عمل کرد می گردد. با افزآیش فعالیت بویولوژیکی خاک مقدار CO2 طبقات بالای خاک افزآیش می یابد و قسمت دیگر CO2 با تولید اسید کربونیک سبب حلالیت بیشتر مواد غذایی خاک می شود. از طرف دیگر تبدیل کربنات به بی کربنات pH خاک نیز کاهش می یابد. و این امر در خاک های قلیاییاهمیت داردتشدید فعالیت بیولوژیکی خاک و ازدیاد میکروارگانیسم ها سبب افزآیش ترکیبات آلیمترشحه میکروارگانیسم ها می شوند و این ترکیبات تاثیر زیادی در تحلیل ترکیبات سختخاک دارند و در نهایت سبب تغذیة بهتر فسفرها و عناصر کم مصرف توسط گیاه می گردد برخی از ترکیبات مثل اسید ایندوی استیک جزو هورمونهای رشد می باشند که تأثیر مستقیم در رشد و نمو گیاه داردمصرف کود سبز در خاک های سبک بویژه در مناطقمرطوب بسیار مناسب است

ادامه نوشته

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک 5

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک

 

      تاثیر کود سبز بر مواد غذایی خاک:

مقدار ازتی که با کاشت لگومینوزها بخاک وارد می شود از گیاهی به گیاه دیگر بر طبق شرایط محیطی کش ت متفاوب است و میزان آن به تکامل گیاه، زمان برگردانیدن آن به خاکو طول دورة رشد بستگی دارد. متوسط مقدار ازتی که گیاهان کود سبز خانوادة لگومنیوزها در کاشت فی مابین بخاک اضافه می نمایند حدود صد کیلوگرم در هکتار برآورد نموده اند ـ و مقدار آن در یونجه به عنوان گیاه اصلی تا 200 کیلوگرم و شبدر100 تا 150 کیلوگرم در هکتار می باشدکود سبز با دوره رویشی کوتاه بطور متوسط 70ـ50 کیلوگرم ازت تولید می نماید و این مقدار در شرایط مساعد 120-80 کیلوگرم می باشد ـ بطور کلی گیاه اصلی فقط 40-15کیلوگرم ازت از خاک می توانند جذب کنند. در هر حال عوامل تثبیت ازت عبارتند ازگونة‌گیاه ـ تراکم بوته ـ رقابت علف های هرز ـ محیط و وضعیت عناصر غذایی خاک بخصوص مقدار ازتیکه خاک در اختیار باکتری ها می گذارد بستگی دارد ـ گیاهان غیر لگومنیوز معمولاً 
40-50 
کیلو ازت از خاک جذب می کنند که حدود 15 کیلوگرم آن با زیر خاک نمودن بقایایگیاهی آن به خاک اضافه می شود و اگر تمام اندام های گیاهی آن بعنوان کود سبز بخاکداده شود تمام این مقدار ازت به خاک بر می گردد. دادن کود سبز به خاک فعالیت میکروبهای مفید خاک را تشدید نموده و باعث تصفیه گاز کربنیک، آمونیاک، نیترات و ترکیبات غذایی می شود.فعالیت میکروبهای چون ازت باکتر که ازت خاک را زیاد می کند حساسیت فوق العاده ای بمقدار مواد کربن خاک دارند بنحویکه هرچه کربن خاک بیشتر باشد فعالیت آنها بیشتر خواهد بود. مواد آلی که از طریق گیاهان کود سبز به خاک وارد می شوند تأثیر چندانی بر روی مقدار، فسفر، پتاس و آهک خاک ندارند و مستقیماً قادر به اضافه نمودن این گونه موادمعدنی به خاک نمی باشند و به همین جهت توصیه می شود به گیاهان کود سبز خانوادةلگومنیوزها فسفر و پتاس و به غیر لیگومنیوزها علاوه بر آن کود ازت داده  می شود.کاشت گیاهان کودسبز بویژه آنهایی که ریشة عمیق دارند مواد معدنی از جمله فسفر وپتاسیم اعماق خاک را جذب کرده و به طبقات بالا انتقال می دهند. بدین ترتیب در خاکها یسبک که مواد غذایی به اعماق خاک منتقل می شوند گیاهان کود سبز این خانواده با ریشه عمیق که دارند آنها را به سطح دوباره بر می گردانند و از شسته شدن آنها تا اندازه ای جلوگیری می کننددر حقیقت گیاهان کود سبز بدلیل قدرت رویشی فوق العاده و دارا بودن ریشة عمیق و قوی خود می توانند مقدار زیادی از عناصر محلولی که در شرایط عادی در اثر شستشو تلف می گردند معرف نمایند و همچنین این گیاهان می توانند فسفات های غیر محلول و عناصر کم معرف از قبیل روی و غیرة تثبیت شده را تا حد زیادی استفاده کنند لذا برگردانیدن این گیاهانبخاک قابلیت جذب این عناصر را برای گیاه بیشتر می نمایند. مواد آلی کود سبز در گیاهانخیلی سریع تجزیه می شوند. با افزآیش شدید فعالیت میکروارگانیسم های خاک مقادیرزیادی CO2 تولید  می گردد و CO2 یکی از مهمترین عوامل رشد و نمود گیاه است که افزآیش آن تأثیر در عمل فتوسنتز گیاهان داشته و سبب افزآیش عمل کرد می گردد. با افزآیش فعالیت بویولوژیکی خاک مقدار CO2 طبقات بالای خاک افزآیش می یابد و قسمت دیگر CO2 با تولید اسید کربونیک سبب حلالیت بیشتر مواد غذایی خاک می شود. از طرف دیگر تبدیل کربنات به بی کربنات pH خاک نیز کاهش می یابد. و این امر در خاک های قلیاییاهمیت داردتشدید فعالیت بیولوژیکی خاک و ازدیاد میکروارگانیسم ها سبب افزآیش ترکیبات آلیمترشحه میکروارگانیسم ها می شوند و این ترکیبات تاثیر زیادی در تحلیل ترکیبات سختخاک دارند و در نهایت سبب تغذیة بهتر فسفرها و عناصر کم مصرف توسط گیاه می گردد برخی از ترکیبات مثل اسید ایندوی استیک جزو هورمونهای رشد می باشند که تأثیر مستقیم در رشد و نمو گیاه داردمصرف کود سبز در خاک های سبک بویژه در مناطقمرطوب بسیار مناسب است

ادامه نوشته

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک  3

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک

 

      تاثیر کود سبز بر مواد غذایی خاک:

مقدار ازتی که با کاشت لگومینوزها بخاک وارد می شود از گیاهی به گیاه دیگر بر طبق شرایط محیطی کش ت متفاوب است و میزان آن به تکامل گیاه، زمان برگردانیدن آن به خاکو طول دورة رشد بستگی دارد. متوسط مقدار ازتی که گیاهان کود سبز خانوادة لگومنیوزها در کاشت فی مابین بخاک اضافه می نمایند حدود صد کیلوگرم در هکتار برآورد نموده اند ـ و مقدار آن در یونجه به عنوان گیاه اصلی تا 200 کیلوگرم و شبدر100 تا 150 کیلوگرم در هکتار می باشدکود سبز با دوره رویشی کوتاه بطور متوسط 70ـ50 کیلوگرم ازت تولید می نماید و این مقدار در شرایط مساعد 120-80 کیلوگرم می باشد ـ بطور کلی گیاه اصلی فقط 40-15کیلوگرم ازت از خاک می توانند جذب کنند. در هر حال عوامل تثبیت ازت عبارتند ازگونة‌گیاه ـ تراکم بوته ـ رقابت علف های هرز ـ محیط و وضعیت عناصر غذایی خاک بخصوص مقدار ازتیکه خاک در اختیار باکتری ها می گذارد بستگی دارد ـ گیاهان غیر لگومنیوز معمولاً 
40-50 
کیلو ازت از خاک جذب می کنند که حدود 15 کیلوگرم آن با زیر خاک نمودن بقایایگیاهی آن به خاک اضافه می شود و اگر تمام اندام های گیاهی آن بعنوان کود سبز بخاکداده شود تمام این مقدار ازت به خاک بر می گردد. دادن کود سبز به خاک فعالیت میکروبهای مفید خاک را تشدید نموده و باعث تصفیه گاز کربنیک، آمونیاک، نیترات و ترکیبات غذایی می شود.فعالیت میکروبهای چون ازت باکتر که ازت خاک را زیاد می کند حساسیت فوق العاده ای بمقدار مواد کربن خاک دارند بنحویکه هرچه کربن خاک بیشتر باشد فعالیت آنها بیشتر خواهد بود. مواد آلی که از طریق گیاهان کود سبز به خاک وارد می شوند تأثیر چندانی بر روی مقدار، فسفر، پتاس و آهک خاک ندارند و مستقیماً قادر به اضافه نمودن این گونه موادمعدنی به خاک نمی باشند و به همین جهت توصیه می شود به گیاهان کود سبز خانوادةلگومنیوزها فسفر و پتاس و به غیر لیگومنیوزها علاوه بر آن کود ازت داده  می شود.کاشت گیاهان کودسبز بویژه آنهایی که ریشة عمیق دارند مواد معدنی از جمله فسفر وپتاسیم اعماق خاک را جذب کرده و به طبقات بالا انتقال می دهند. بدین ترتیب در خاکها یسبک که مواد غذایی به اعماق خاک منتقل می شوند گیاهان کود سبز این خانواده با ریشه عمیق که دارند آنها را به سطح دوباره بر می گردانند و از شسته شدن آنها تا اندازه ای جلوگیری می کننددر حقیقت گیاهان کود سبز بدلیل قدرت رویشی فوق العاده و دارا بودن ریشة عمیق و قوی خود می توانند مقدار زیادی از عناصر محلولی که در شرایط عادی در اثر شستشو تلف می گردند معرف نمایند و همچنین این گیاهان می توانند فسفات های غیر محلول و عناصر کم معرف از قبیل روی و غیرة تثبیت شده را تا حد زیادی استفاده کنند لذا برگردانیدن این گیاهانبخاک قابلیت جذب این عناصر را برای گیاه بیشتر می نمایند. مواد آلی کود سبز در گیاهانخیلی سریع تجزیه می شوند. با افزآیش شدید فعالیت میکروارگانیسم های خاک مقادیرزیادی CO2 تولید  می گردد و CO2 یکی از مهمترین عوامل رشد و نمود گیاه است که افزآیش آن تأثیر در عمل فتوسنتز گیاهان داشته و سبب افزآیش عمل کرد می گردد. با افزآیش فعالیت بویولوژیکی خاک مقدار CO2 طبقات بالای خاک افزآیش می یابد و قسمت دیگر CO2 با تولید اسید کربونیک سبب حلالیت بیشتر مواد غذایی خاک می شود. از طرف دیگر تبدیل کربنات به بی کربنات pH خاک نیز کاهش می یابد. و این امر در خاک های قلیاییاهمیت داردتشدید فعالیت بیولوژیکی خاک و ازدیاد میکروارگانیسم ها سبب افزآیش ترکیبات آلیمترشحه میکروارگانیسم ها می شوند و این ترکیبات تاثیر زیادی در تحلیل ترکیبات سختخاک دارند و در نهایت سبب تغذیة بهتر فسفرها و عناصر کم مصرف توسط گیاه می گردد برخی از ترکیبات مثل اسید ایندوی استیک جزو هورمونهای رشد می باشند که تأثیر مستقیم در رشد و نمو گیاه داردمصرف کود سبز در خاک های سبک بویژه در مناطقمرطوب بسیار مناسب است

ادامه نوشته

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک - ادامه از پست قبل

کود سبز و اثرات آن بر مواد غذایی خاک

 

      تاثیر کود سبز بر مواد غذایی خاک:

مقدار ازتی که با کاشت لگومینوزها بخاک وارد می شود از گیاهی به گیاه دیگر بر طبق شرایط محیطی کش ت متفاوب است و میزان آن به تکامل گیاه، زمان برگردانیدن آن به خاک و طول دورة رشد بستگی دارد. متوسط مقدار ازتی که گیاهان کود سبز خانوادة لگومنیوزها در کاشت فی مابین بخاکاضافه می نمایند حدود صد کیلوگرم در هکتار برآورد نموده اند ـ و مقدار آن در یونجه به عنوان گیاه اصلی تا 200 کیلوگرم و شبدر100 تا 150 کیلوگرم در هکتار می باشدکود سبز با دوره رویشی کوتاه بطور متوسط 70ـ50 کیلوگرم ازت تولید می نماید و این مقدار در شرایط مساعد 120-80 کیلوگرم می باشد ـ بطور کلی گیاه اصلی فقط 40-15 کیلوگرم ازت از خاک می توانند جذب کنند. در هر حال عوامل تثبیت ازت عبارتند ازگونة‌گیاه ـ تراکم بوته ـ رقابت علف های هرز ـ محیط و وضعیت عناصر غذایی خاک بخصوص مقدار ازتی که خاک در اختیار باکتری ها می گذارد بستگی دارد ـ گیاهان غیر لگومنیوز معمولاً 
40-50 
کیلو ازت از خاک جذب می کنند که حدود 15 کیلوگرم آن با زیر خاک نمودن بقایای گیاهی آن بهخاک اضافه می شود و اگر تمام اندام های گیاهی آن بعنوان کود سبز بخاک داده شود تمام این مقدار ازت به خاک بر می گردد. دادن کود سبز به خاک فعالیت میکروبهای مفید خاک را تشدید نموده و باعث تصفیه گاز کربنیک، آمونیاک، نیترات و ترکیبات غذایی می شود.فعالیت میکروبهای چون ازت باکتر که ازت خاک را زیاد می کند حساسیت فوق العاده ای بمقدار مواد کربن خاک دارند بنحویکه هرچه کربن خاک بیشتر باشد فعالیت آنها بیشتر خواهد بود. مواد آلی که از طریق گیاهان کود سبز به خاک وارد می شوند تأثیر چندانی بر روی مقدار، فسفر، پتاس و آهک خاکندارند و مستقیماً قادر به اضافه نمودن این گونه مواد معدنی به خاک نمی باشند و به همین جهت توصیه می شود به گیاهان کود سبز خانوادة لگومنیوزها فسفر و پتاس و به غیر لیگومنیوزها علاوه بر آنکود ازت داده  می شود.کاشت گیاهان کودسبز بویژه آنهایی که ریشة عمیق دارند مواد معدنی از جمله فسفر و پتاسیم اعماقخاک را جذب کرده و به طبقات بالا انتقال می دهند. بدین ترتیب در خاکها ی سبک که مواد غذایی به اعماق خاک منتقل می شوند گیاهان کود سبز این خانواده با ریشه عمیق که دارند آنها را به سطح دوباره بر می گردانند و از شسته شدن آنها تا اندازه ای جلوگیری می کننددر حقیقت گیاهان کود سبز بدلیل قدرت رویشی فوق العاده و دارا بودن ریشة عمیق و قوی خود می توانند مقدار زیادی از عناصر محلولی که در شرایط عادی در اثر شستشو تلف می گردند معرف نمایند و همچنین این گیاهان می توانند فسفات های غیر محلول و عناصر کم معرف از قبیل روی و غیرة تثبیت شده را تا حد زیادی استفاده کنند لذا برگردانیدن این گیاهان بخاک قابلیت جذب این عناصر را برایگیاه بیشتر می نمایند. مواد آلی کود سبز در گیاهان خیلی سریع تجزیه می شوند. با افزآیش شدید فعالیت میکروارگانیسم های خاک مقادیر زیادی CO2 تولید  می گردد و CO2 یکی از مهمترین عواملرشد و نمود گیاه است که افزآیش آن تأثیر در عمل فتوسنتز گیاهان داشته و سبب افزآیش عمل کرد می گردد. با افزآیش فعالیت بویولوژیکی خاک مقدار CO2 طبقات بالای خاک افزآیش می یابد و قسمت دیگر CO2 با تولید اسید کربونیک سبب حلالیت بیشتر مواد غذایی خاک می شود. از طرف دیگر تبدیل کربنات به بی کربنات pH خاک نیز کاهش می یابد. و این امر در خاک های قلیایی اهمیت داردتشدید فعالیت بیولوژیکی خاک و ازدیاد میکروارگانیسم ها سبب افزآیش ترکیبات آلی مترشحه میکروارگانیسم ها می شوند و این ترکیبات تاثیر زیادی در تحلیل ترکیبات سخت خاک دارند و در نهایت سبب تغذیة بهتر فسفرها و عناصر کم مصرف توسط گیاه می گردد برخی از ترکیبات مثل اسید ایندوی استیک جزو هورمونهای رشد می باشند که تأثیر مستقیم در رشد و نمو گیاه داردمصرف کود سبز درخاک های سبک بویژه در مناطق مرطوب بسیار مناسب است

ادامه نوشته

تعیین شار فرسایش و انتشار ذرات خاک با استفاده از خصوصیات خاک و شبیه سازی سرعت و جهت باد

تعیین شار فرسایش و انتشار ذرات خاک با استفاده از خصوصیات خاک و شبیه سازی سرعت و جهت باد

 

مقدمه

پدیده فرسایش بادی یا به عبارت دیگر حساسیت اراضی نسبت به باد مانند بسیاری از پدیده های طبیعت مورد توجه دانشمندان جهان قرار گرفته ، و تاکنون مخصوصاٌ در دهه های اخیر سعی و تلاش زیادی در زمین ه کمی کردن معیارهای شناسایی این پدیده بعمل آمده است . توانائی پیش بینی دقیق فرسایش خاک برای بسیاری منظورها ، از جمله برنامه های حفاظتی ، منابع طبیعی و کاهش آلودگی هوایی ناشی از طوفان ضروری است ( 6) چپیل (4) با استفاده از تونل باد نشان داد کهفرسایش پذیری خاک کاملاٌ تحت تأثیر توزیع اندازه خاکدانه های خشک قرار می گیرد . هاگن (5) چگونگی فرسایش بادی و سآیش خاکدانه را در تونلهای باد مورد مطالعه قرارداده واظهار داشت که سآیش و انتشار به عنوان منابع حرکت خاک عمل می کنند . اسکیدمور و لیتون (9) تأثیر پایداری خاکدانه ها در حالت خشک را بر میزان فرسایش بادی در ده خاک ایالت کانزاس آمریکا مورد ارریابی قرار داده ، و مدلی را جهت پیش بینی پایداری خاکدانه ها  با استفاده از خصوصیات خاک در شرایطفرسایش است . وی اظهار میدارد که فقط از طریق پیش بینی پایداری خاکدانه و سله ها میتوان به پیشرفتهای خوبی در زمین ه معادلات شار سائیدگی دست یآفت . از طرف دیگر پیش بینی ساعتی سرعت و جهت باد ، با استفاده از شبیه سازی و مدلهای استوکاستیک ویبل (2) با تخمین بسیار عالی ( باد بعنوان عامل اصلی فرساینده ) در ترکیب با عامل خاک فرسایش پذیر ) بعنوان پیش بینیفرسایش در منطقه بسیار مهم میباشد . لذا در این تحقیق شار سآیش و شار انتشار ذرات خاک درخاکها ی گوناگون در منطقه یزد ، که به نوعی پیش ینی فرسایش بادی با استفاده از آمار باد تاریخی و شبیه سازی شده این منطقه نیز میباشد ، محاسبه گردید .

 

مواد و روشها

 

نمونه برداری از محدوده اراضی واقع در تپه های شنی واقع در شمال شهرس تان یزد و همچنین اراضی کشاورزی در نقاطی با کیفیت مناسب خاک انجام گرفت ( 2) . خصوصیات فیزیکوشیمیایی اینخاکها نظیر توزیع اندازه خاکدانه ها ، درصد ماده آلی ، کربنات کلسیم معادل ، بآفت خاک  ، حداکثر ارتفاع پستی و بلندی خاک یا (Z max )   در هر کدام از اراضی و میزان شکستگی اولیه خاکدانه در هر یک از خاکها اندازه گیری شد ( 2 ) .  چنانچه شرایط فرسایش بادی فراهم باشد و سرعت باد نیز از 8 متر بر ثانیه بیشتر شود ، ذرات خاک شروع به حرکت می کنند ( 7 ) در این مرحله با توجه به نتایج بدست آمده از پیش بینی سرعت و جهت باد با استفاده از مدل ویبل و شبیه سازی استوکاستیک ( که با استفاده از آمار سی ساله ایستگاه سینوپنتیک یزد انجام دادیم ) و با در نظر گرفتن سرعتهای بیشتر از 8 متر بر ثانیه ( بادهای فرساینده ) (1) میزان شارانتشار (Gem) و شارسایش(Gan  ) محاسبه و مجموع آنها تعیین گردید.( 1 )

 

نتایج و بحث

ضرایب همبستگی بین شارهای محاسبه شده با استفاده از آمار داده های شبیه سازی شده سالهای 1980 -1966  و همچنین با داده های تاریخی سالهای 1981 تا 1995 در ماههای پر باد و در کل سال ، نشان دهنده همبستگی خوبی بین آنها میباشد . خاک Sandy Loam   مساعدترین خاک از نظرفرسایش پذیری در میان خاکها ی مورد آزمآیش در این تحقیق بود. از نر مقایسه میان خواص مختلفخاکها ی مورد آزمآیش ، تغییرات بآفت خاک و از همه مهمتر درصد رس در این زمین ه نقش تعیین کننده دارد . بنابراین می بینیم خاک Sandy Loam از جهات دو خصوصیت ذکر شده ، وضعیت نامناسبی را نسبت به خاکها ی دیگر دارد . بیشتر بودن مقدار (Gen) نسبت به

(Gan  ) در خاک Loamy sand  به این دلیل است که درصد ذرات آزاد کوچکتر از 1/0 میلیمتر این خاکبیشتر و میزان خاکدانه کمتر است ( تپه های شنی ) این محاسبات و نظایر آن در ماههای پربادتر نتایج بهتری را نسبت به ماههای کم باد ، برای داده های شبیه سازی شده و تاریخی نشان میدهد ، با توجه به ضرایب همبستگی تعیین شده و با وجود اینکه ماه آگوست ، یکی از ماههای کم باد به حساب می آید ، همبستگی نشان داده شده بین این داده ها متوسط است ولی در ماههای پرباد و در کل سال ضرایب همبستگی نشان دهنده همبستگی خوبی بین داده های ذکر شده هستند و نشان دهنده اعتبار مدل شبیه سازی باد و محاسبه فرسایش میباشند . بین سرعت و جهت باد تاریخی و شبیه سازی شده اختلاف کوچکی وجود دارد ولی داده های ذکر شده تطابق خوبی را نشان می دهند . در ماههای کم بادی همچون آگوست تطابق داده های سرعت و جهت باد تاریخی و شبیه سازی شده نسبت به ماههای پرباد کمتر است که با توجه به اینکه فرسایش بادی با توان سوم سرعت باد متناسب است ، بنابراین تفاوت های کوچک در سرعتهای باد ، در محاسبه شار فرسایش بادی ، به اختلاف بزرگی تبدیل شده و موجب میشوند همبستگی نشان داده شده بین این داده ها ، در محاسبه شار فرسایش بادی ، به اختلاف بزرگی تبدیل شده و موجب میشوند همبستگی نشان داده شده بین این داده ها ، در ماههای کم بادی همچون آگوست نسبت به ماههای پر باد کمتر باشد . بنابراین با توجه به نتایج حاصل از ترکیب این دو مدل ، میتوان به نتایج ارزشمندی در پیش بینی فرسایش بادی منطقه دست یآفت .

ادامه نوشته

مطالعه حساسیت خاک سطحی  اراضی منطقه رودشت اصفهان به فرسایش بادی

مطالعه حساسیت خاک سطحی  اراضی منطقه رودشت اصفهان به فرسایش بادی

 

مقدمه

بخش وسیعی از کش ور ایران را مناطق خشک و نیمه خشک فرا گرفته است . فرسایش بادی  از مهمترین عوامل تخریب و هدر رفت خاک در این مناطق به شمار میرود ، لذا یافتن راههایی که بتواند این فرآیند را کنترل و یا به حداقل ممکن کاهش دهد ، امری جدی محسوب میگردد . تعیین فرسایش پذیری اراضی و شناخت عوامل مؤثر بر آن ( براساس اطلاعات واقعی و دقیق در مورد شدت و مقدار فرسایشفعلی منطقه ) می تواند اساس برنامه جامع حفاظت خاک و اولویت بندی مراحل اجرایی آن قرار گیرد . در حال حاضر روشهای تجربی متنوعی جهت برآورد فرسایش پذیری اراظی ارائه گردیدهاند ( 1 و 4 ) که علیرغم اینکه از نظر کاربردی راحت و ساده اند ، در مناطقی با خاکها ی فرسایش یافته و یا اراضی کویری به دلیل نقش حفاظتی سنگ ریزه ها وسله های نمکی از کاربری مناسبی برخوردار نمی باشند ( 1 ) . نتایج حاصل از تونل باد قابل حمل در صحرا ، دقیق و مطمئن تربوده و تا حد امکان تأثیر کلیه پارامترها و اثرات متقابل آنها به ویژه اثرات بآفت و ساختمان به خوبی دخالت داده میشود ( 1 ) .فرسایش پذیری خاک سطحی ، مهمترین فاکتور مؤثر در کلیه مدلهای برآورد فرسایش بادی میباشد که متأثر از مرفولوژی و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک سطحی مانند بآفت و ساختمان ( 2 ) ، مقدار و انرژی ذرات ساینده ( 5 ) ، دانسیته و پایداری مکانیکی سله سطحی ( 2 و 5 ) ، پوشش سطحیخاک با عوامل غیر قابل فرسایش ( سنگ ریزه ، کلوخه و بقایای گیاهی ) و زبری سطح ( 3 ) ، رطوبتخاک سطحی ( 2 ) و اثرات متقابل آنها میباشد . این تحقیق به منظور مطالعه سرعت آستانه فرسایشو فرسایش پذیری نسبی اراضی منطقه رودشت اصفهان و تأثیر مرفولوژی و خصوصیات خاک سطحی بر آن و نیز مطالعه تأثیر دستکاری نمودن خاک سطحی اراضی منطقه بر تشدید فرسایش پذیری آن و در نهایت ارائه راهکارهای مناسب و کاربردی جهت کاهش تخریب و هدر رفت خاک منطقه انجام گرفت .

ادامه نوشته

کمی نمودن رسوبات فریاشی یافته بادی در منطقه شرق اصفهان

کمی نمودن رسوبات فریاشی یافته بادی در منطقه شرق اصفهان

فرسایش خاک به وسیله باد اساساٌ یک فرآیند جریان و سیر مواد میباشد که در طی این فرآیند خاک از سطح قابل فرسایش برداشت و به حالتهای گوناگون ( تعلیق ، جهش و خزش سطحی ) در پاسخ به تنش برشی باد و بمباران ذرات خاکی که قبلاً در جریان باد وارد شده اند حمل میشوند و به دنبال آن ته نشینی مجدد رسوبات حمل شده توسط باد صورت میگیرد ( 3) . مقادیر مواد حمل شده به وسیله روشهای حمل به سرعت باد ، چگالی ذره و بآفت سطحی خاک بستگی دارد . برای مطالعه فرسایش بادی منطقه و طرح و ارریابی فن آوریهای کنترل فرسایش بادی به مشاهده های جزیی تر حمل رسوبات ناشی از وزش باد د آن منطقه نیاز است . حمل ذرات ناشی از وزش باد در منطقه معمولاٌ به وسیله تله های رسوب گیر نمونه برداری میشوند . ( 2 و 4 ) .

اگر چه تله های رسوب گیری تشریح شده در منابع از نظر شکل و اندازه متفاوت هستند ، ولی عموماً شامل یک آزآیش عمودی از تله های رسوب گیر میباشند . هر تله در طول مدت یک واقعه فرسایش بادی مواد در حال حرکت در ارتفاع معینی را جمع آوری می کند . از وزن مواد به دام افتاده و مدت وزش طوفان ، دبی جرم ذرات به صورت افقی اندازه گیری میشوند . نرخ حمل ذرات در نقطه مورد مشاهده به وسیله جمع کردن نیمرخ دبی جرم ذرات افقی در طول ارتفاع بدست می آید . هدف از این مطالعه کمی کردن حمل ذرات ناشی از وزش باد در طول دوره های معین در منطقه شرق اصفهان و کاربرد چندین مدل جهت محاسبه نرخ حمل ذرات میباشد . علاوه براین ارتباط بین توزیع عمودی رسوبات فرسایش یافته بادی و ارتفاع رسوب به وسیله نمونه بردار BSNE    تعیین گردید .

 

مواد و روشها

مطالعه تحت  شرایط منطقه و آزمایشگاه انجام گردید . مجموعه ای از نمونه بردارهای از نوع BSNE1  در اواسط اسفند ماه 1377 در قسمت شرقی پایگاه شهید بابایی اصفهان در منطقه ای هموار ، پوشیده از رسوبات بادی به ضخامت 5 تا 30 سانتیمتر و تقریباٌ عاری از پوشش گیاهی نصب گردید که به دور از موانع جهت مزاحمت از وزش باد میباشد . نمونه های مواد خاکی از خاک فرسایش یافته در طی 10 دوره نمونه برداری از 17/12/1377 تا 3/5/1379 در ارتفاعات 24/0 ، 6/0 ، 08/1 ، 60/1 ، 2،3 و 4  متر از سطح زمین با استفاده از نمونه بردار BSNE جمع آوری گردید . خاکها ی منطقه عموماً در فامیل فاین – لومی ، جیپسک هاپلو سالیدز ، با 31 درصد شن ، 41 درصد لای ، 28 درصد رس ، 5/16 درصد کربنات کلسیم و 1/33 درصد گچ قرار می گیرند . قبل از استفاده از نمونه بردار BSNE در صحرا با استفاده از یک تونل بادی مدار باز راندمان تله اندازی ( p    )  آن تعیین و نمونه بردار واسنجی گردید از رسوبات منطقه مورد مطالعه جهت آزمآیش واسنجی استفاده گردید . متوسط راندمان تله اندازی  نمونه بردار با بادهایی با سرعت 2/5 تا /7 متر بر ثانیه 51/0 بدست آمد ( 1) . ارتباط بین مقدار مواد انتقال یافته به وسیله باد و ارتفاع نمونه بردار با استفاده از مدلهای مختلف ( توانی ، معکوس ، لگاریتمی و نمایی و .... ) به وسیله برنامه spss مورد آزمون قرار گرفت . مقدار کل مواد انتقال یافته به وسیله باد ( عرض Q,g/cm)  به ازای یک سانتیمتر عرض دهانه نمونه بردار در ارتفاع 24/0 تا 4  متر ی از سطح زمین جمع آوری میگردد به وسیله انتگرال گیری معادلات رگرسیون برازش شده در محدوده ارتفاع 24/0 تا 4 متر محاسبه گردید . جهت محاسبه  مقدار نقل و انتقال کل جرم ذرات ( عرض Qt.) محدوده ارتفاع 24/0 تا 4 متر محاسبه گردید . جهت محاسبه مقدار نقل و انتقال کل جرم ذرات ( عرض Qt.g/cm ) در نقطه نمونه برداری بایستی مقدار Q   محاسبه شده به وسیله راندمان تله اندازی نمونه بردار تصحیح گردد . (n=Q/Qt)  نرخ  نقل و انتقال کل جرم ذرات ( روز و عرض mt,g/cm )  به وسیله تقسیم مقدار Qt به تعداد روز نمونه برداری بدست می آید . این مقدار بیانگر جرم کل رسوبات ناشی از وزش باد در ارتفاع 4 متری است که از نواری با پهنای یک سانتیمتر به طور عمودی در متوسط جهت باد به ازای ک روز عبور می کند . البته فرض براین است که قدار سهم رسوبی که در ارتفاع بالاتر از 4 متر منتقل میشود نسبت به جرم کل حمل شده می تواند در نظر گرفته نشود .

 

ادامه نوشته

روشهای اندازه گیری زبری سطح خاک (Soil surface roughness )  و کاربرد آن در فرسایشبادی

روشهای اندازه گیری زبری سطح خاک (Soil surface roughness )  و کاربرد آن در فرسایشبادی

 

مقدمه

ناهمواریهایی که در اثر وجود کلوخه ها در سطح زمین ، یا جوی و پشته هایی که توسط شخم ایجا میشود را زبری سطح خاک گویند . زبری سطح خاک تأثیرات معنی داری بر روی فرسایش آبی و بادی دارد ( 9 ) اثراث زبری سطح خاک بر روی فرسایش بادی به خوبی مشخص شده است ( 4 ) انواع زیری مؤثر در فرسایش بادی شامل زبری تصادفی (Random Roughness 0  و زبری جهت دار شده (Oriented Roughness )  است زبری تصادفی ، ناشی از خاکدانه ها و کلوخه هاست و زبری جهت دار ، بوسیله ابزار شخم زدن و مسیرهای چرخ وسایل شخم بوجود می آید ( 3 ) کمی کردن داده های زبری شامل دو مرحله جمع آوری داده های ارتفاعی سطح خاک و تجزیه و تحلیل داده ها براساس شاخص های توصیف کننده زبری میباشد.موارد یاد شده در مدلهایی نظیرEQ ( Wind erosion Equation ) و (WindWEPS  ( Erosion prediction system    به کار برده میشوند ( 12 ) . بنابراین اولین مرحله از کار ، جمع آوری داده های ارتفاعی سطح خاک میباشد ، که در اینجا روشهای متداول اندازه گیری زبری سطح خاک در فرسایش بادی ، بیان و سپس مورد بررسی قرار میگیرند .

 

 

مواد و روشها

روشهای  اندازه گیری زبری سطح خاک را به دو روش کلی تقسیم بندی می کند . زوش تماسی (contact )  ، مانندPin meter و  chain method  و روش غیر تماسی ( noncontact )   مانند روشهای اولتراسونیک ( 7 ) و اپتیکال یا تصویری نظیر روش لیزری ( 2 ) . از میان روشهای مختلف اندازه گیری زیری سطح خاک که معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند ، روشهای لیزری Pin meter و  chain methodمتداول میباشند . دقت دستگاه لیزری 25/0 میلیمتر است ، و با تغییرات شیب سطح زمین ، دقت آن کاهش می یابد (8) این دستگاه به دو نفر برای برپا کردن آن که حدود 2 ساعت طول می کش د ، نیاز دارد و22 ترانسکت را در مدت یک ساعت میتواند اندازه گیری کند . هر چند پیشرفت های خوبی در اینزمین ه شده است ( 2 ) ، اما سیستم لیزری ، گران و با تکنولوژی بالاست و تهیه ، آموزش و نگهداری آن مشکل میباشد . لذا این وسیله همانگونه که هم اکنون نیز معمول است بیشتر در آزمایشگاهها استفاده میشود یکی از آسانترین و از اولین وسایل اندازه گیری تغییرات نیمرخ سطح خاک Pin meterاست ( 6 ) ، سیر تکاملی ثبت کردن داده های این وسیله شامل ثبت دستی ( که وقت گیر و همراه با خطای بسیار است ) و ثبت الکترونیکی ، ثبت دیجیتالی ( ثبت با استفاده از عکس و برنامه کامپیوتریPMP (Pin Meter Program )  میباشد ( 13) . مطالعاتی که بوسیله صالح (9) به منظور بوجود آوردن یک روش ساده ، ارزان و سریع براساس تعاریف موجود ( 5 ) و (1) و برای تعیین زبری خاک انجام شد منجر به ابداع روش Chain method   گردید . در این روش ، یک زنجیر به طول L1   وقتی که بر روی یک سطح زبر قرار می گیرد ، دارای فاصله افقی کوتاهتری (L2),  نسبت به طول L1 خواهد شد . اختلاف بین L1 وL2

ادامه نوشته

پیش بینی سرعت و جهت بادهای فرساینده در ایران

پیش بینی سرعت و جهت بادهای فرساینده در ایران

مقدمه

فرسایش  بادی یک معضل جدی در بیشتر مناطق خشک و نیمه خشک دنیا و ایران است . توانائی پیش بینی دقیق فرسایش بادی خاک برای بسیاری منظورها ، از جمله برنامه های حفاظتی ، منابع طبیعی ، و کاهش آلودگی هوا ناشی از طوفان ضروری است ( 3 ) .  از آنجایی که نیروی باد در طول سال ، ماه وحتی روز تا حد زیادی تغییر می نماید ، و همچنین قدرت فرسایندگی باد بستگی به توان سوم سرعت باد دارد . به منشور پیش بینی و کنترل فرسایش بادی در هر منطقه توزیع سرعت باد حائز اهمیت میباشد . همچنین علاوه برسرعت باد ، دانستن چگونگی تغییرات جهت باد در منطقه نیز امری ضروری است . زیرا نسبت جهت باد به جهت اضلاع زمین ، بادشکن ها ، ردیف کاشت گیاهان ، وشخم زمین ، نقش مهمی را در پیش بینی مقدار و جهت فرسایش بادی ایفا می کند ( 4) . مدل های مختلفی برای نشان دادن توزیع سرعت باد استفاده شده است . بی شک توزیع ویبل یکی از گسترده ترین توزیع هایی است که تا بحال برای نشان  دادن پراکندگی سرعت باد مورد استفاده قرار گرفته است ( 5 ) . اهداف این پژوهش عبارت بودند از : 1 ) شبیه سازی ساعتی سرعت و جهت باد به روش استوکاستیک با استفاده از توزیع ویبل ، به منظور استفاده در مدل WEPS  ، برای پیش بینی فرسایشبادی در شهرهای مختلف ایران ، 2) آزمون اعتبار سنجی توزیع ویبل و مدل کامپیوتری windpred  ، در پیش بینی ساعتی سرعت و  جهت باد ، . 3) ترسیم نقشه های سرعت و جهت بادهای فرساینده درایران .

 

مواد و روشها

ابتدا 38  شهر که دارای حداقل 10 سال آمار ساعتی سرعت و جهت باد بودند ، انتخاب گردیدند . در مرحله بعد تعداد سال آماری هر شهری به دو دوره برابر تقسیم گردید ، بطوریکه از دوره اول برای شبیه سازی و از دوره دوم برای آزمون اعتبار سنجی مدل ( با استفاده از معنی دار بودن  و نبودن ضرائب همبستگی ) استفاده شد . سپس با استفاده از توزیع ویبل ، شبیه سازی سرعت و جه باد بصورت ساعتی توسط برنامه Windpred  ( 2 و 1 ) انجام گرفت . تابع توزیع تجمعی ویبل F (U)  به صورت زیر میباشد :

(1)                                                            [-(u/c)k]F(u)=1-exp

که در این معادله u  سرعت باد ( متر بر ثانیه )  ، c، پارامتر مقیاس ( با واحد سرعت ) ، و k  پارامتر شکل ( بدون واحد ) ، میباشند ( 6 ) . در هرمرحله بعد ، دوره های باد آرام حذف و فراوانی باد در هر گروه سرعتی نرمالیزه گردیدند . بنابراین :

(2)                                    [-(u/c)k]= 1-exp [ (F(u)-F0 ) / (1-F0)] F1(u)  =

که در آن F1(u)  توزیع تجمعی در حالتی است که دوره های باد آرام حذف شده است ، و F0 فراوانی دوره های باد آرام میباشد . پارامترهای k, c  به روش حداقل مربعات و بکارگیری تابع توزیع تجمعی محاسبه شدند ( معادله 2 ) .

با استفاده از پارامترهای توزیع ویبل (c,k)  فراوانی سرعت باد در هر ماه و در سال بصورت تجمعی و نرمال شده بدست آمد . به منظور شبیه سازی جهت باد ، اعداد بین صفر و یک بصورت تصادفی انتخاب ، و با جدول توزیع تجمعی جهت باد مقایسه گردیدند . برای شبیه سازی سرعت باد براساس جهت باد تعیین شده ، پارامترهای c،k  توزیع ویبل برای آن جهت خاص از جدول های تعیین شده قبلی ، بدست امد و از معادله زیر استفاده گردید :

ادامه نوشته

کلیاتی درباره خاک

کلیاتی درباره خاک


 

 

فهرست

صفحه

موضوع تحقیق

1

فهرست

2

بآفت خاک

3

نیروی جاذبه بین ذرات خاک

4

تجزیه مکانیکی خاک

4

قانون استوکز

5

معادله استوکز

6

محدودیت های مورد نظر در کاربر معادله

7

ترکیب مکانیکی خاک

7

رس های خاک

8

ساختمان خاک

9

عوامل پایداری ساختمان خاک

9

کانی های رس

10

هوا

11

مواد آلی خاک

12

منابع و مآخذ

13

 

 

 

 

 

 

بآفت خاک:

پخش جامد خاک مجموعه بسیار پیچیده أی از مواد معدنی و آلی بوده و ترتیب قرار گرفتن ذرات کمیت و کیفیت ویژگیهایی از قبیل تخلخل ، ساختمان و وزن مخصوص ظاهری خاک را تعیین می کند اندازه ذرات جامد در خاک از چند انگسترم تا چند دسی متر نوسان دارد.

مواد آلی خاک از بقایای جانوری و گیاهی در مراحل مختلف تجزیه و کون و فساد و میکرو ارگانیسم هائی که مسئول این تجزیه هستند مرکب است. مواد آلی تأثیر غیر قابل انکاری در خواص فیزیکی خاکداشته و فراوانی یا کمبود آن در نفوذ آب به خاک ظرفیت نگهداری رطوبت و کیفیت آب در خاک و ایجاد خاکدانه ها مؤثر است. از تجزیه مواد آلی ، ترکیبات حاصل می شوند که مانند ملاتی ذرات خاک را به یکدیگر می چسبانند. برخی از اجزاء متشکله مواد آلی لیگنن ، سلولز ، چربیها و انواع مومها نباتی تجزیه شده و به تدریج که برخی تجزیه پذیر به عناصر ساده‌أی تبدیل می شوند اجزاء دیگر مواد آلی که به سهولت تجزیه پذیر نیستند در خاک تراکم حاصل می نمایند این مواد از نظر ازت و پروتئین بسیار فقیر بوده و شاید همین کمبود دلیلی بر مقاومت آن است مقدار هوموس در خاک بین 1/. تا 5 درصد متغیر است و به رغم اندازه های گوناگونی که دارد یک کلوئید محسوب می شود( صفحه 1 فیزیک خاک).

 

 

 

 

 

نیروی جاذبه بین ذرات خاک:

انواع مختلفی از نیروها در حد فاصل بین ذرات خاک یا سطوح ذرات رسی اعمال می شود. به عبارت دیگر منشاء این نیروها متفاوت است ولی همة آنها الکتریکی است قویترین این نیروها، نیروی یونی یا کوکب می باشد که بین دو اتم با بار الکتریکی

متفاوت به وجود می‌آید این نیرو با عکس العمل مجذور فاصله بین دو اتم کاهش می یابد و ما قوا اتم ها از شبکه در تبلور است.

نیروی جاذبه بین ملکولهائی که از نظر الکتریکی خنثی است ، با نیروی Vandedwaal و London که به اختصار (V-L) نامیده می شود مشخص می گردد. این ملکول‌ها دو قطبی نبوده لذا مقداری نیروی جاذبه تابع بار الکتریکی آنها نیست این نیرو با توان هفتم فاصله بین دو ملکولی نسبت معکوس دارد و دامنه نفوذ آن فوق العاده کوچک می باشد بدیهی است این نکته را باید به خاطر داشت که گر چه ملکول هایی که نیروی (V-L) در آ“ها مؤثر است ذاتاً دو قطبی نمی باشند ولی حرکت سریع الکترون ها سبب می شود که در توجیه خاصی از ملکول ها ، یک حالت دو قطبی موقتی به وجود آید. چنین محاسبه شده است که از فاصله بیش از صد انگسترم ، یک اتم نمی تواند اتم دیگری را دو قطبی کند (ص 59 روابط آب و خاک).

ادامه نوشته

گیاه کرچک عضوی از خانواده فرفیون - الیاف ساقه کتان

گیاه کرچک عضوی از خانواده فرفیون-الیاف ساقه کتان:

گیاه کرچک عضوی از خانواده فرفیون، گیاه زبر و یک ساله است که در نواحی معتدل افراشته می‏شود. دانه کرچک حاوی روغن سبک بی رنگ یا روغن سبز رنگ است. مصارف عمده کرچک عبارتند از: بعضی از انواع گیاه کرچک تزئینی هستند، ولی بیشتر آنها برای تولید دانه گیاه کرچک که از آن روغن کرچک استخراج می‏شود کش ت داده می‏شود. روغن کرچک یک مسهل قوی است ولی استفاده عمده آن به عنوان یک ماده خام صنعتی است. روغن کرچکی که آب آن گرفته شده باشد، به عنوان یک ماده خشک کننده سریع رنگها و جلا دهنده در تولید روغن‏های روان کننده مقاوم در برابر درجه حرارت زیاد، پلاستیک‏ها، مایعات لزج، قارچ کش ها، محصولات لاستیکی، صابونها و مواد نرم کننده پلاستیکها استفاده می‏شود. تفاله کرچک یک نوع پودر محسوب می‏شود و اگر سمیت آن گرفته شود به عنوان یک غذای حیوانی مورد استفاده قرار می‏گیرد. دانه‏های حاوی یک پروتئین سمی به نام رایسین است. علائم مسموم یت با آن: تهوع، اسهال، دل پیچه زیاد. خواص سمی آن با حرارت زایل می‏شود. دانه‏های کرچک حاوی چندین عامل آلرژی زا بوده که قادرند تب یونجه شدید، آسم و کهیر در اشخاص حساس شده ایجاد کنند. موقعی که روغن کرچک استخراج می‏شود رایسین و آلرژی زاهای موجود در دانه‏ها در تفاله یا گوشت میوه باقی می‏مانند به طوری که روغن تجاری مخاطره‏آمیز نیست.

ادامه نوشته

در انتخاب یک گیاه به عنوان کود سبز باید به نکات زیر توجه داشت

در انتخاب یک گیاه به عنوان کود سبز باید به نکات زیر توجه داشت

-      انتخاب کند رشد بودن یا تند رشد بودن گیاه با توجه به مدت زمانی که زمین بلا  استفاده است

-      فصل مناسب : زیرا همه رقم ها قادر به رشد و یا زنده ماندن در زمستان نیستند

-      وضعیت خاک از لحاظ مقدار ازت و اینکه به ازت نیاز دارد یا نه

-      نوع خاک و میزان زهکشی آن

-      در دسترس بودن بذر گیاه و به صرفه بودن قیمت آن

-      مقدار رطوبت خاک یا مقدار آبی را که می توانیم تامین کنیم .

-      اثر آللوپاتی گیاه کود سبز بر روی محصول بعدی

ادامه نوشته

روش استفاده از کود سبز

روش استفاده از کود سبز

 

روش کاشت :

 

در هر زمان قبل از زمستان که شرایط برای رشد مناسب باشد می توان آنرا کشت کرد تقریبا تا اواسط پاییز .

روش کاشت از این قرار است که می توان زمین را در لایه سطحی به وسیله کلتیواتور یا یک دیسک آماده کرد و مقدار بذر را بسته به نوع کود سبز در سطح زمین پاشید و آنرا لایه سبکی خاک داد تقریبا مثل کش ت علوفه . البته در زمین هایی که برای بار اول است که در آنها کود سبز استفاده می شود یا به عبارتی فعالیت های ارگانیک در آن صورت نگرفته به طور یقین جمعیت میکروبی خاک مخصوصا ریزوبیومها و عوامل تجزیه کننده مواد آلی کم است بنابراین پیشنهاد می شود در این شرایط باکتریهای مذکور را هنگام کش ت کود سبز به زمین اضافه کنید

بعد از گذشت 4 هفته از کش ت ، گیاه به صورت گیاه چه ای در آمده قبل از تشکیل اولین گل باید آنرا بهزمین برگردانیم زیرا در این مرحله گیاهان ترد و ضعیف هستند و بافتهای آنها به راحتی تجزیه می شودکود سبز به مدت زمان 1 تا 4 هفته بسته به نوع آن تا 6 هفته برای تجزیه شدن زمان لازم دارد که البته این محدوده بستگی به دمای تهویه خاک دارد که هر چه بیشتر باشد سرعت تجزیه نیز بیشتر می شود .

عمق شخم برای بر گرداندن کود سبز به زمین در خاکها ی سنگ ین 15 تا 20 سانتی متر و در خاکها ی سبک بین 25 تا 35 سانتی متر است .

بهترین زمان برای برگرداندن کود سبز به زمین زمانی است که تثبیت ازت و رشد گیاه در پیشینه و تخلیه آب زمین توسط گیاه در کمترین وضعیت باشد و همچنین با توجه به شرایط محیطی و رطوبت و دمای خاک زمان کافی برای تجزیه آن تا قبل از کش ت بعدی وجود داشته باشد . اگر گیاه کود سبزمسنتر شود مقدار بیشتری مواد آلی و نیتروژن را به خاک می دهد ولی دوره رها سازی آن بیشتر طول می کش د ولی گیاهان جوانتر و دارای ساقه نازکتر می توانند زودتر تجزیه شوند ولی در عوض ازتکمتری را تثبیت می کنند .

ادامه نوشته

فواید کود سبز

فواید کود سبز

 

کود سبز یک روش دیرینه کشاورزی است که استفاده از آن فواید زیادی را به همراه دارد . یک هکتار کودسبز معمولا بین 25 تا 50 تن شاخه ، برگ و انساج گیاهی تازه تولید می کند و این بقایا را وارد خاکمی کند که خود حدودا برابر با 10 تا 20 تن کود حیوانی بود که این مقادیر حدود 1تا 2 تن هموس بهخاک بیافزاید .

یکی از مهمترین فواید کود سبز بهبود خواص فیزیکی خاک می باشد . بالا رفتن هموس باعث تشکیلخاک دانه ها می شود و لوله های مویین خاک بیشتر شده و تهویه و نفوذ پذیری خاک را افزآیش می دهند . کود سبز از دو طریق بر میزان تلفات ناشی از آب شویی تاثیر می گذارد یکی از طریق انتقال آب از خاک به اتمسفر بر اثر تعرق ، و دیگری از طریق جذب عناصر غذایی از محلول خاک و جلوگیری از انتقال آن به زه آبها ، در صورتی که محصول دارای سایه انداز (کانوپی ) گسترده باشد و سطح خاک را به طور کامل بپوشاند  ،‌ تعرق مکانیزم اصلی اتلاف رطوبت خاک خواهد بود . اتلاف رطوبت خاک از راه تعرق موجب کاهش نفوذ آب به پایینتر از محدوده ریشه شده و در نتیجه میزان تلفات ناشی از آب شویی را کاهش می دهد .

از برخورد مستقیم قطرات باران با خاک جلوگیری کرده و مانع از دیس پرس خاک توسط قطرات بارانمی شوند و هچنین از طریق بهبود خاک دانه ها نیز باعث جلوگیری و مقاومت خاک در برابر دیس پرس می شوند این گیاهان از فرسآیش بادی نیز به وسیله پوششی که در روی خاک دارند جلوگیری کرده و همچنین به وسیله این پوشش مانع از تشکیل روا ناب شده و آب جذب شده توسط خاک را افزآیشمی دهند . بقولات به خاطر رشد ریشه ای زیادی که دارند می توانند مواد غذایی شسته شده که عمدتا کلسیم و ازت است را که در لایه های پایین تر خاک هستند جذب کرده در خود نگهداری کنند و بعد از برگرداندن آنها به خاک آنها را در لایه های سطحی رها سازند و آنها را مجددا به جریان می اندازند و در نتیجه بر قابلیت دسترسی و استفاده از این عناصر توسط محصولات بعدی تاثیر می گذارند .

موردی دیگر  از فواید کود سبز در زمین های است که به خاطر کمبود اکسیژن خاک مشکل دینیتریفیکاسیون دارند . وجود شرایط بی هوازی در خاک ،‌ که لازمه انجام فرآیند دینیتریفیکاسیون است ، می توان ناشی از رطوبت زیادی خاک باشد ؛ زیرا چنین وضعیتی مانع ورود اکسیژن (O) بهخاک می شود .البته ، میزان رطوبتی که خاک دریآفت می نماید بستگی به شرایط اقلیمی منطقه دارد. شیب زمین ، پوشش گیاهی ، و بآفت و ساختمان خاک نیز از جمله عوامل موثر بر میزانرطوبت خاک بوده و از این رو توان انجام دینیتریفیکاسیون در آن را تحت تاثیر قرار می دهند . استفاده ازکود سبز با بهبود ساختمان خاک و ایجاد تهویه مناسب می تواند تاثیر مثبتی بر زهکش خاک داشته باشد و با تاثیر مطلوب بر ساختمان خاک ظرفیت اکسیژن پذیری آن را افزآیش داده و همچنین با تعرق مقداری از آب را به صوت بخار از زمین خارج کرده و از این رو موجب کاهش میزان دینیتریفیکاسیون می شوند

یکی دیگر از فواید کود سبز افزآیش ازت خاک است البته این در موردی صادق است که گیاه مورد استفاده لگوم باشد . نیتروژن برای هر گیاه لازم است تا بتواند رشد کند . سالانه 110 میلیون ازت برای تولید غذا در جهان استفاده می شود ولی تنها قسمت کمی از این مقدار توسط کودهای شیمیاییجایگزین می شود . قسمت عمده این ازت توسط لگوم ها جایگزین می شود . لگوم ها تقریبا تنهاگیاهانی هستند که می توانند مشکل ازت را با توجه منبع نامحدود ازت که همان جو است رفع کنند. در صورت در تناوب قرار ندادن این گیاهان با غیر لگوم ها مجبور به جایگزین کردن ازت خاک توسط کودشیمیایی هستیم که منبعی محدود و  تولید آن به انرژی زیادی نیاز دارد که مشکلات زیست محیطیزیادی به دنبال دارد .

گیاهان لگوم با توجه به رابطه همزیستی که با باکتری های تثبیت کننده ازت دارند منبع خوبی برای افزآیش ازت خاک هستند این باکتری ها که شامل انواع ریزوبیوم ها هستند می توانند ازت موجود درجو را به صورت قابل جذب برای گیاه در آورده و در عوض مقداری از گیاه مواد غذایی که عمدتا قندها هستند برای ادامه زندگی خود دریآفت کند که با توجه به مقدار ازتی که به گیاه می دهد این مقدار قند قابل مقایسه نیست . گیاه این مقدار ازت را در طول دوره رویش خود جذب کرده و بعدا به زمین بر می گرداند البته تنها ازت نیست که این مسیر را طی می کند بلکه عناصر دیگری مثل فسفر ، کلسیمو عناصر کم مصرف نیز توسط گیاه از لایه های زیر زمین جمع آوری شده و به قسمتهای فوقانی می دهد همچنین این سیکل از شستشوی مواد غذایی در طول فصل رویش جلوگیری می کند .

در حقیقت کودهای سبز چه لگوم و چه غیر لگوم باشند مانند یک گاو صندوق عمل می کنند که مواد غذایی را در زمانی که گیاه محصول در زمین نیست در خود نگهداری کرده و آنرا بعدا در اختیار گیاهمحصول قرار می دهند .

ادامه نوشته

کود سبز چند مزیت دیگر نیز دارد از جمله

کود سبز چند مزیت دیگر نیز دارد از جمله

-   در مقایسه با کود دامی ارزانتر و مصرف آن آسانتر است . یک بسته بذر کود سبز بسیار ارزانتر و سبکتر از مقدار معادل کود دامی است

-      زمان خاصی از فصل کش ت را اشغال نمی کند

-      از علف هرز جلوگیری می کند از 2 طریق یکی از طریق اثر آللوپاتی و دیگری سایه اندازی و رقابت با علف های هرز

-   کاهش جمعیت بیماری ها و تعدادی از آفات گیاهی. در میان زارعین اعتقاد بر این است که تناوب گیاهان زراعی خطر شیوعحشرات ، بیماریهای گیاهی ، نماتدها و علفهای هرز را کاهش می دهد . تحقیقات به عمل آمده نشان داده شده است که این کاهش از طریق شکسته شدن چرخه تولید مثلی این ارگانیسمها صورت می گیرد.

ادامه نوشته