روش تربيت بن ساي ساقه راست متقارن

 

 

در اين روش درخت در يك مسير مستقيم رشد مي كند . ريشه ها نيز در همه جهات عمود بر ساقه گسترده شده اند . در اين روش ، درخت را به گونه اي تربيت مي كنند كه درختي رشد كرده در شرايط كاملاً مناسب و طبيعي ، در ذهن تداعي شود . براي ايجاد شكل ساقه راست متقارن ، بايد پايين ترين شاخه را در حدود يك سوم ارتفاع تنه حفظ كرد و با سيم پيچي مانع حركت آن به سمت جلو شود. آشفتگي شاخهها باعث پنهان شدن قسمت عقبي وپشت درخت ميشود. تعيين اولين شاخه مهم است زيرا موقعيت شاخه دوم با توجه به شاخه اول معين ميشود. دومين شاخه بلند در قسمت ديگر وكمي بالاتر باشد. اين شاخه بايد كمي به قسمت پشت متمايل باشدو به گونهاي پرورش داده شود، كه مقداري از قسمت زير شاخه در ديد ناظر قرار گيرد. اين شاخه به تاج درخت عمق ميبخشد. سومين شاخه در قسمت عقب و كمي بالاتر از دومين شاخه قرار ميگيرد. چهارمين شاخه در راستاي دومين شاخه است. شاخههاي ديگر نيز به همين ترتيب و به صورت متناوب قرار خواهند گرفت. شاخهنها نبايد در ديد ناظر بالاي سر يكديگر قرار گيرند زيرا در اين صورت به يك ميزان از نور خورشيد و جريان هوا، بهرهمند نخواهند شد.

 

روش ساقه راست نامتقارن

 

 

 

در اين روش، مانند روش متقارن، درخت رو به بالا رشد ميكند ولي تنه داراي انحناهاي بسيار زيبايي است. انحناها بيشتر به صورت زيگزاگ است. اما شاخهها وضعيتي مشابه با روش متقارن دارند. در اين روش راس ساقه اندكي به يك طرف كج شده است.

 

روش اريب

 

 

 

اين روش بسيار آسان است و براي افراد مبتدي در نظر گرفته ميشود، در زماني كوتاه نيز ميتوان آن را ايجاد كرد. در اين روش تنه درخت با انحنايي حدود 45 درجه به طرف راست يا چپ متمايل ميشود. بدين ترتيب تنه ابتدا به يك طرف مايل شده و دوباره بعد از طي فاصله كوتاه درمسير اولي قرار ميگيرد. اولين شاخه، قوي و نيرومند است و در مكاني كه انحناي تنه شروع ميشود، واقع شده است. اين شاخه يا به صورت افقي گسترده ميشوديا روبه بالا متمايل ميگردد و بيشترين نور را دريافت ميكند. روش تنه كج، درختي را درذهن القا ميكند كه در اثر نيروهاي طبيعي، به اين شكل درآمده است.

 

 

 

گستردگي ريشه بيشتر در خلاف انحناي تنه است. اين روش خلق يك بنساي و يك نمونه جالب را براي هنرمندان امكانپذير ميسازد.

 

 

روش بادزده

 

 

 

در روش بادزده، يك بنساي را بايد آن گونه شكل داد كه همانند يك درخت يا گروهي از درختان باشد كه در يك مكان بادخيز يا در مجاور ساخل يا در نوك تپه رشد كردهاند.

در اين روش تنه مستقيم است، ولي با زمين زاويه ميسازد( عمود بر زمين نيست). زاويه خط تنه از راستاي شاقولي حدود 45 درجه است. راس ساقه نيز در مسيرخميدگي است. شاخهها بايد همچنان به صورت افقي حفظ شوند. خميدگي درخت و وضع شاخهها، اين تصور را درذهن ناظر القا ميكند كه درخت در پيكاري طولاني با بادهاي شديد است.

 

روش نردباني

 

اين روش، كه بسيار ساده است، براي بنساي كردن گياهاني كه از طريق خوابانيدن ريشهدار شدهاند. استفاده ميشود. اين گياهان را به گونهاي تربيت ميكنند كه تمام شاخههاي آنها در يك جهت قرار گيرند. سپس تنه گياه را به صورت افقي، به طوري كه شاخهها رو به بالا قرار گيرند، دريك ظرف قرار ميدهند و روي آن خاك ميريزند. براي تسريع ريشهزدايي، در زير هر شاخه قسمتي از تنه را زخمي ميكنند.

 

ميتوان بين شاخهها قطعات سنگ قرار داد تا بنساي نماي كوهستاني به خود بگيرد. بدين ترتيب سيماي يك جنگل در ذهن القا ميشود.

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

قبل از شروع پرورش بونسای باید چیزهایی را بدانید

محل کاشت

 

آیا درختتان را در خاک می کارید؟ یا دوست دارید بر روی یک صخره بروید؟ آیا دوست دارید ریشه های آن در معرض دید باشد؟

آسان ترین روش، کاشت مستقیم درخت در خاک است، البته چگونگی محل رویش را بیشتر طبیعت درخت تعیین می کند. درختی مانند کاج در طبیعت بر روی صخره های کوهستانی می روید و مسلّماً در حالت مینیاتوری آن هم، جذّاب تر است که در شرایط مشابهی دیده شود.

درخت های کشیده و عمودی معمولاً در خاک می رویند و مقداری از ریشۀ آن ها بیرون از خاک می زند؛ در سبک های خمیده و افتاده معمولاً ریشه ها آشکار هستند، زیرا گیاهانی که در این سبک کاشته می شوند، روی سطوح صخره ها می رویند و یا در وضعیتی هستند که خاک اطراف ریشه شسته شده است.

نگاه هنرمندانه : تعادل، راستا، شکل

تمام اجزای یک گیاه، اعم از تنه، ریشه ها و شاخ و برگ، همه باید دست به دست هم دهند و اثری یکدست ایجاد کنند. عناصر اساسی این تأثیر نیز عبارتند از : تعادل، نسبت، شکل، خط و در نهایت ظاهر به کمال رسیدۀ آن.

 

 

 

تعادل و نسبت، به چگونگی قرار گرفتن شاخه ها و برگ ها، محل درخت در ظرف و تنوّع اندازه های درختان بستگی دارد. دقت کنید که تعادل با تقارن فرق می کند؛ شما به ندرت با یک بونسای متقارن مواجه می شوید. حتّی تعادل به معنای توزیع یکسان نیز نمی باشد و ممکن است یک شاخۀ سنگین در یک سو با یک انحنا در شاخۀ دیگری به تعادل برسند. راستای یک گیاه، نشان دهندۀ این است که چگونه نوک درخت با تنۀ آن ارتباط دارد. شکل یا طرح کلّی بونسای باید همواره ترکیبی از یک مثلّث نا متقارن باشد.

تمام این عوامل باید به شکل موزون و هماهنگی با هم آمیخته شوند که در ادامۀ موضوع به بررسی جوانب مشخص و خاص هر درخت، شیوه های کاشت و سبک خاص هر یک می پردازیم.

 

 

 

تــنــــــه

چون هیچ یک از قسمت های یک بونسای به اندازۀ تنۀ آن اهمیت ندارند، لذا ساختمان تنه به طور یقین ویژگی اصلی و محوری در آرایش یک درخت و سبک آن خواهد بود. تنه ای کلفت دلالت بر درختی بالغ دارد (حالا بالغ باشد یا نه فرقی ندارد) امّا تنۀ بیش از اندازه کلفت درخت را از حالت طبیعی خارج می کند. قاعدۀ خوبی که در این باره به دست آمده می گوید که ارتفاع درخت باید چیزی حدود شش برابر قطر (پهنا) آن در قسمت پایه باشد. ارتفاع کلّی بونسای شما نیز به طرح و سبک، ضخامت درخت و میزان گستردگی شاخه های پایینی بستکی دارد.

از کاشتن و پرورش درختان در وضعیتی که تنه ای کاملاً استوانه ای دارند خودداری کنید، یعنی ضخامت تنه در بالا و پایین آن یکی نباشد. همچنین بدانید که درختانی که در طول تنۀ آن ها انحناهای زیاد وجود دارد نیز، به زیبایی درختانی که تنها یکی دو انحنا داشته باشند نخواهند بود.

در بیشتر موارد یک انحنای موضعی در قسمت خاص، از انحنای کلّی در تنه زیباتر خواهد بود و هرگز نباید انحنای درخت به سمت جلو باشد.

 

 

تنه باید به شکل طبیعی و زیبا رفته رفته تا نوک درخت باریک شود و البته بالای درخت نباید نوک تیز به نظر آید.

اگر درخت خیلی بلند باشد، باید قسمت بالایی آن را با برش باریک و مخروطی جدا کرد و سطح برش باید به سمت پشت درخت باشد.

اگر نوک درخت بیش از اندازه کوتاه است و با سایر قسمت ها تناسب ندارد، بهتر است که تنه را از بالای یک شاخۀ محکم و به سمت جلوی درخت قطع کنید و با سیم بندی که در ادامه آن را شرح می دهم، آن شاخۀ محکم و قوی را بالا ببرید تا نوک تازه ای برای درخت شما تشکیل دهد و جای تنل اصلی را بگیرد.

مطلوب ترین تنه ها، آنهایی هستند که پیر به نظر آیند و بلاهایی را که طبیعت و آب و هوا بر سرشان آورده به خوبی نشان دهند. اگر روی تنه نشانه هایی از سیم بندی نادرست با هرس بی رویه وجود داشته باشد، به زیبایی بونسای لطمه خواهد خورد؛ به موازات این که مهارت بیشتری کسب می کنید، می توانید روش های بهتری برای القای تصور پیری در درخت پیدا کنید.

 

 

 

با کندن پوست درخت در محل های مناسب، می توانید حالت های "جین" و "شاری" (دو نوع چوب مرده که برای هر درختی مانند ریش های سفید یک پیرمرد است) را به وجود آورید.

 

جین، انتهای مردۀ تنه یا شاخه است. این حالت در نوک درخت های برگ سوزنی موثرتر است. شاری، محل چوب مرده در یک تنه و یا شاخۀ زنده است.

 

برخی از علاقه مندان به بونسای برای هرس کردن و سرشاخه زدن از هیچ ابزاری استفاده نمی کنند و به جای آن شاخه ها را با پبچاندن و متلاشی کردن آن ها هرس می کنند تا به این صورت به نظر بیاید که گویا درخت بر اثر عامل طبیعی مانند رعد و برق به این وضع در آمده. البته این روش به درد تازه کارها نمی خورد و ممکن است درخت را از بین ببرید.

شاخه ها

شاخه ها، نشان دهندۀ این حقیقت مسلّم هستند که بونسای، مینیاتور سادۀ یک درخت نیست. در طبیعت، شاخۀ درختان همواره به شکل انبوه و پراکنده رشد می کند. بر عکس آن درختان، بونسای شما باید شاخه های کمی داشته باشد که با دقت در فضاهای اطراف درخت جهت داده شده اند و جای آن ها مشخص گردیده است. الگوی شاخسار، در واقع طرح کلّی درخت است و این مکان را به درختانی می دهد که تمام برتری و امتیازات خود را به نمایش بگذارند.

 

 

در سبک های عمودی و خمیده، پایین ترین شاخه باید از نقطۀ طول یک سوّم درخت شروع شده باشد. این شاخه باید بزرگترین شاخه بوده، به سمت چپ یا راست و کمی به جلو متمایل باشد. در سبک خمیده یا منحنی، این شاخه ها باید در جهت مخالف انحنا با خمیدگی داشته باشد. سپس شاخه ای تقریباً کوچکتر در جهت شاخۀ پایینی با زاویۀ کمی به سمت جلوی درخت کشیده باشد. بین این دو شاخه می تواندشاخه ای باشد که به سمت پشت درخت بروید.

 

 

این الگوی عمومی را می توان تا بالای درخت تکرار کرد، اما شاخه ها باید همچنان کوتاهتر و کوتاهتر شوند. شاخه هایی که مستقیماً به سمت جلوی درخت می رویند، به ویژه در شاخه های پایینی، حالت ناخوشایندی دارند. شاخه های کوچک و به سمت جلو در قسمت بالایی درخت، شاخه های تزیینی نام دارند و اگر باعث زیباتر شدن درخت شوند می توان آن ها را حفظ کرد.

 

شاخه هایی که معمولاً روبروی شاخه های دیگر می رویند، نباید در یک سطح باشند بلکه باید کمی بالاتر و یا پایین تر باشند. ضمناً دو شاخه نباید درست در یک سمت تنه روی هم قرار گیرند.

 

در سبک های افتاده و نیمه افتاده، شاخه های نزدیک به ریشه، باید بزرگتر باشند و همچنین شاخه هایی که به نوک درخت نزدیکتر می شوند، باید کوتاهتر باشند.

بالاترین بخش درخت معمولاً شاخۀ بزرگی است که در پشت تنه به سمت بالا روییده است و این درست پیش از آن که حالت افتادگی به سمت پایین در تنه درخت شکل بگیرد.

شاخه ها، همچنین باید از لحاظ اندازه و طول فرق داشته باشند و فاصلۀ آن ها در قسمت فوقانی به نسبت قسمت های پایین تر کم باشد.

 

 

معمولاً شاخۀ پایینی بزرگتر است و شاخۀ بعدی کوتاهتر و باز شاخه های بعدی به همین نسبت کوتاهتر می شوند تا بدین شکل بونسای شما زیبا و دارای سبک شود.

روش کار به این ترتیب است که مجموع طول دو شاخۀ بزرگ تر که معمولاً دو شاخۀ پایینی هستند، باید نصف ارتفاع درخت باشد.

 

 

اما شما ممکن است یک درخت نسبتاً کوتاه با تنه ای ضخیم داشته باشید و در این حالت مجموع طول دو شاخۀ گفته شده بیش از ارتفاع درخت خواهد بود، زاویۀ شیب هم برای تماس شاخه ها باید تقریباً یکی باشد. از آنجا که شاخه های درختان برگ سوزنی، زمانی که جوان هستند به سمت بالا و زمانی که پیر می شوند به پایین متمایل می شود، بهتر است که از شاخه های پایینی آن ها را به سمت پایین پرورش دهید.

برگ ها

نقش برگ ها در بونسای این است که مکمّل شاخه ها و تنۀ گیاه باشند و این قسمت ها را بهتر به نمایش بگذارند. برگ های انبوه، همه جای درخت و در واقع ساختمان درخت شما را از دید پنهان می سازند و البته برگ های پراکنده و با فاصله، نشان دهندۀ درخت بیمار هستند. برگ های مطلوب برای بونسای شما، برگهایی کوچک و نزدیک به هم هستند که در گروه های انبوه می رویند.

آن ها باید نشان دهندۀ شادابی و سلامت گیاه باشند، بدون آن که درخت را در پوشش خود پنهان نمایند.

می توانید حتّی محل رویش برگ ها را کنترل کنید، تا حدی بر اندازۀ آن ها نیز می توانید نظارت داشته باشید، امّا از آنجا که کنترل شما بر اندازۀ برگها محدود است، بهتر است که همواره درختانی را که ذاتاً برگ های کوچکی دارند انتخاب نمایید.

 

شما ممکن است از اندازۀ برخی از برگ ها کمی بکاهید، امّا به هیچ وجه نمی توانید در اندازۀ گل ها و میوه ها تغییر ایجاد کنید. از میان درختان گل دار و میوه دار، انواع کوتاه آن ها معمولاً برای بونسای مناسبتر خواهند بود. هر چند ممکن است عجیب به نظر برسد درخت گیلاسی که با ارتفاع 20 سانتیمتر پر از گیلاسهایی به اندازۀ معمولی باشند. این بونسای هرگز با یک سرو کوهی و یا ی ژاپنی قابل مقایسه نخواهد بود و مسلّماً بیش از آن که زیبا و متحیّر کننده باشد، خنده دار خواهد بود.

ریشه ها

 

 

 

حتّی وقتی بونسای شما در سبکی که ریشه های درخت بیرون هستند، نروییده باشد؛ شکل و چگونگی آن بخش از ریشه ها، که بیروه هستند، بسیار مهم است. باید بتوانید محل پیوند ریشه ها را با پایۀ درخت و همچنین بخش های بالایی ریشه های بزرگ را که از پایۀ درخت خارج شده اند و به خاک فرو می روند، ببینید.

درختی با ریشه های سطحی بسیار، نمونه ای خوب محسوب می شود. ریشه ها باید در تمام جهات و البته با اندازه ها و شکل ها و فواصل مختلف از درخت بیرون زده باشند. اگر ریشه ای بیرون از خاک آمده است که به طور استثنایی بزرگ است، باید در پشت درخت باشد و هرگز نباید در بخش جلویی دیده شود.

جلو و پشت درخت

 

 

تصور این که درختی در جنگل، جلو و پشت داشته باشد، نسبتاً عجیب است. اما چون بونسای یک هنر در پرورش گیاه است و در واقع کپی از طبیعت نیست، جلو و پشت درخت دارای اهمیت می شود.

اوّلین قسمتی که باید پرورش دهنده مورد توجه قرار دهد جلوی درخت است.

ظروف

ظروفی که بری بونسای خود انتخاب می کنید، چون به اندازۀ هر عنصر دیگر در این درخت اهمیّت دارد، باید هماهنگی کامل با گل و گیاه داشته باشد. به عبارتی اگر ظرف درست انتخاب شود، نباید به هیچ وجه از جلوۀ بونسای بکاهد و وقتی کسی به آن نگاه می کند توجه او به ظرف جلب نشود.

در اوایل تاریخچۀ بونسای، این گیاه کوچک بیشتر بهانه ای بود برای نشان دادن زیبایی کار کوزه گر و گلدان های زیبا و با رنگ های برّاق برای این کار در نظر گرفته می شد.

امروزه این ظروف تزیینی بیشتر برای گیاهان گل دار، میوه دار و یا درختان برگ ریز به کار می روند. درختان همیشه سبز با ظروف سادۀ قهوه ای، قرمز آجری، خاکستری و ارغوانی کم رنگ زیباتر به نظر می رسند و برای درختان برگ ریز، شما می توانید از گلدان های برّاق نیز استفاده کنید، امّا گلدان نباید بهتر از درخت به نظر برسد. برای گیاهانی با برگ های تیره و انبوه، از رنگ های تیره تر، و برای گیاهانی با برگ های کم و روشن از رنگ های روشن تر استفاده نمایید.

شکل و اندازۀ کلدان بسیار مهم است. مجدداً تاکید می کنم که اصل مهم، این است که گلدان با مجموعه هماهنگی داشته باشد و زیبایی آن به تنهایی ملاک نیست. برای سبکی که بونسای به شکل افتاده است، از ظروف گرد و یا ظروفی که اظلاع برابر دارند استفاده کنید که فقط چند سانتیمتر عمق داشته باشند تا از مشاهدۀ آن به بیننده احساس هماهنگی و تعادل دست دهد.

برای سبک های عمودی و گروهی از گلدان های گرد، مستطیل و یا بیضی استفاده نمایید.

عمق ظرف معمولاً به اندازۀ ضخامت پایۀ تنه است. در کاشت درختان به صورت گروهی باید این عمق به اندازۀ ضخامت کلفت ترین درخت باشد.

امّا طول گلدان؛ برای درختان عمودی تکی، باید دو سوّم ارتفاع بلندترین درخت باشد و در سبک چند تنه ای و گروهی نیز باید این اندازه نسبت به بلند ترین درخت سنجیده شود.

برای آن که بتوانید ظرف مناسب را پیدا کنید، باید بینش و تصوّر لازم را به دست آورید. در سایر مراحل و کارهایی که برای درختتان انجام می دهید نیز این یک امر مهم و اساسی است که از کار خود تصویری در ذهن داشته باشید و زیبایی هر درخت به این دلیل است که سلیقۀ فردی در آن منعکس شده و مطمئن باشید که تمام سلیقه ها زیبا است.

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )