کنترل بیولوژیک شته ها

کنترل بیولوژیک شته ها


شته ها

شته ها متعلق به خانواده آفیدیده (
Aphididae) هستند و تعدادی از آن‌ها از مهم‌ترین آفات محصولات گلخانه‌ای محسوب میشوند. مهم‌ترین دشمنان طبیعی شتهها زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفی دیئیده(Aphidiidae) هستند که در برخی از منابع بعنوان زیر خانوادهها آفیدئینه (Aphidiinae) از خانواده براکونیده (Braconidae) ذکر میشود. در این خانوادهها تعدادی از گونهها از جنسهای مختلف مانند زنبورهای جنس پروان(Proan) ، لایزیفلبوس(Lysiphlebus) ، افدروس (Ephedrus) و تری‌اکسیس (Trioxys) وجود دارند که صرفاً پارازیتوئید گونههای مختلف شتهها هستند.

بطور کلی زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفیدیده به طول حدود 2 تا 3 میلیمتر و عموماً به رنگ سیاه هستند. این زنبورها بعد از جفت گیری تخم‌شان را در داخل بدن شتهها قرار میدهند و بصورت ایندو پارازیتوئید یا پارازیتوئید داخلی لاروهایشان در داخل بدن شتهها رشد و نمو میکنند تا اینکه به مرحله حشره کامل برسند. بعد از رشد و نمو کامل لارو در داخل بدن شتهو تبدیل به شفیره، بدن شته بصورت مومیایی و به رنگ زرد تا قهوه­ای بنظر میرسد. درحالیکه بدن شتههای دیگر پارازیته شده توسط برخی از زنبورهای پارازیتوئید به رنگ سیاه درمی‌آید. همچنین زنبور کامل همانند زنبورهای پارازیتوئید شپشک­ها بعد از رشد و نمو کامل لارو با ایجاد یک سوراخ در پوست بدن شته، از آن خارج می­شود. بطور کلی در شرایط معمولی و دمای حدود 25 تا 30 درجه سانتی‌گراد، مرحله زندگی این زنبورها حدود 15 تا 20 روز به طول می‌انجامد.

خانواده آفلینیده (
Aphelinidae) از دیگر زنبورهای پارازیتوئید شتهها هستند که از نظر اندازه کوچک‌تر از زنبورهای خانواده آفیدئیده هستند و طول بدن‌شان عموماً حدود یک میلی‌متر است. در این خانواده گونههای آفلینوس (Aphelinus) و آفلینوس آسیکیس (Aphelinus asychis) از پارازیتوئیدهای شتهها محسوب میشوند و از نظر بیولوژیک بسیار شبیه به زنبورهای خانواده آفیدئیده میباشند. با این تفاوت که بعضی از گونههای زنبورهای خانواده آفیلینیده (Aphelinidae) اِکتوپارازیتوئید هستند یعنی تخم‌شان را روی بدن شتهها قرار میدهند تا لاروشان بصورت خارجی از بدن شتهها تغذیه ­­کنند.

گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشهای از خانواده­سسیدومیئیده (
Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهم‌ترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود 2 میلی‌متر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها میکنند.

گروه دیگری از دشمنان طبیعی شتهها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشهای از خانواده­سسیدومیئیده (
Cecidomyiidae) به نام آفیدولتسآفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal) از مهم‌ترین شکارگرهای شتهها است که در شرایط گلخانهای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود 2 میلی‌متر است و در جنس ماده شاخکها کوتاه است. نرها دارای شاخکهای بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شتهها ترشح میشود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخمهایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شتهها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها میکنند.

طول بدن لارو سن اول در حدود 3/0 میلی‌متر و لاروهای کامل حدود دو تا سه میلی‌متر هستند. لاروهای اولیه از پورهسنین اول شتهها و لاروهای کامل از کلیه مراحل مختلف شتهها تغذیه میکنند. مرحله جنینی آن‌ها حدود 2 تا 3 روز طول میکشد و بطور کلی این پشهها حدود 60 گونه از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند، به عبارت دیگر پلی‌فاژ(
Polyphage)هستند.

از دیگر شکارگرها که برای کنترل شتهها مورد استفاده قرار میگیرند بال‌توریهای خانواده کرایزوپیده (
Chrysopidae) مخصوصاً گونهای بنام کرایزوپرلاکارنئا(Chrysoperla carnea) است. این گونه تخمهایش را که دارای ساقهای بوده، در زیر یا روی سطح برگ گیاهان قرار میدهد و بعد از آنکه لاروها خارج شدند با قطعات دهانی مکنده خودشان به تغذیه از شتهها می‌پردازند. (بر خلاف کفشدوزکها که تمام بدن شته را مورد تغذیه قرار میدهند این بال‌توریها با قطعات دهانی مکنده خودشان محتویات بدن شته ها را مورد تغذیه قرار میدهند و پوست یا جسد آ‌ن‌ها را استفاده نمی‌کنند.)

سپس در زیر برگ گیاهان در داخل یک پیله ابریشمی تبدیل به شفیره میشوند که بعد از سپری شدن مرحله شفیرگی که ممکن است حدود یک تا دو هفته طول بکشد حشرات کامل ظاهر میشوند.

از دیگر دشمنان طبیعی شته ها، سنهای خانواده آنتوکوریده (
Anthocoridae)هستند. سن­ها از راسته همی‌پترا مخصوصاً گونههایی از جنس اوریوس (Orius) مانند اوریوس ایندی­سیوس(Orius indisiosus) از شتهها در گلخانهها و روی گیاهان زینتی تغذیه میکنند.

این سنها هم مانند بال‌توریها دارای قطعات دهانی زننده مکنده هستند و خرطوم و استایلِت­های مربوط به آروارههای بالا و پایین خود را داخل بدن شتهها فرو میکنند و محتویات و مایع بدن شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند.

از دیگر دشمنان طبیعی شته ها که احتمالاً اکثر مردم آن‌ها را در طبیعت مشاهده کردهاند کفشدوزکها هستند. گونههایی از کفشدوزکها مانند کفشدوزک هفت نقطهای ککسینلا سپتمپونکتاتا (
Coccinella septempunctata) و هیپودامیا وریه‌گاتا (Hyppodamia variegata) هم در مرحله لاروی و هم در مرحله حشره کامل از شتهها تغذیه میکنند و از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شتهها هستند.

عموماً کفشدوزکها طیف وسیعی از شتهها را مورد تغذیه قرار میدهند و از یک گونه خاص از شتهها تغذیه نمی‌کنند. اگر در محیط گلخانه‌ای فقط 2 یا 3 نوع کفشدوزک رها شود تمام شته‌ها را از بین می‌برند. بطوریکه کفشدوزک 7 نقط

ادامه نوشته

کنترل بیولوژیک

کنترل بیولوژیک
- طبیعی؛
- کاربردی.
کنترل بیولوژیک پدیده‌ای طبیعی است که هدف آن تنظیم جمعیت موجودات می‌باشد. کنترل بیولوژیک ممکن است به صورت طبیعی یا با دخالت انسان اتفاق بیافتد، که به این نوع کنترل، کنترل بیولوژیک کاربردی اطلاق می‌شود.

 

کنترل بیولوژیک یا (Biological Control) شامل سه موضوع اصلی است:
1– انواع موجودات آفت هدف؛
2– انواع دشمنان طبیعی؛
3– روش‌های بکارگیری دشمنان طبیعی

- انواع موجودات آفت هدف
الف) بطور کلی حشرات مهم‌ترین گروه از موجوداتی هستند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان هدف مطرح بوده‌اند. آفات (حشرات) به دلیل ازدیاد، تنوع گونه و مهاجرت به نقاط جدید موجبات ورود حشرات شکارگر از مناطق دیگر را برای کنترل‌شان ایجاد کرده‌اند.
اما مهم‌ترین راسته‌ای که تعدادی از گونه‌های آن تحت کنترل بیولوژیک قرار گرفته‌اند راسته (
Hemiptera) می‌باشد.
در جلسات قبل گفته شده که راسته (
Homoptera) در بر گیرنده شته‌ها، شپشک‌ها، سفیدبالک‌ها و پسیل‌ها می‌باشند. همین حشرات هستند که در روی گیاهان زینتی جزء مهمترین آفات محسوب می‌شوند لذا امکان کنترل بیولوژیک آفات گیاهان زینتی بسیار زیاد است.
چرا بیشترین برنامه کنترل بیولوژیک برعلیه حشرات راسته (
Homoptera) صورت می گیرد؟
بدلیل اینکه تعداد زیادی از گونه‌های راسته (
Homoptera) به همراه گیاهان زینتی و محصولاتکشاورزی از منطقه پراکنش بومی خود وارد منطقه جدیدی شدند که فاقد دشمنان طبیعی بودند. لذا برای مبارزه با این آفات، دشمنان طبیعی این حشرات نیز از منطقه پراکنش آن‌ها به منطقه جدید وارد شدند تا تحت کنترل در آیند. در ضمن بسیاری از حشرات این راسته مانند شپشک‌ها غیر متمرکز بوده بنابراین امکان کنترل بیولوژیک آن‌ها فراهم است.
ب) گروه دیگری از حشرات مورد نظر در برنامه‌های کنترل بیولوژیک کنه‌ها هستند. مخصوصاً سه خانواده (
Eriophidae)، (Tarsonemidae) ،(Tetranychidae) جزء مهم‌ترین کنه‌های گیاهخوار هستند که بر علیه آن‌ها کنترل بیولوژیک انجام شده است.
ج) دسته دیگر این حشرات، حلزون‌ها و راب‌ها هستند که به آن‌ها لیسَک نیز گفته می‌شود. برای کنترل بیولوژیک حلزون‌ها و راب‌ها کوشش‌هایی انجام شده است ولی نتیجه بخش نبوده است.
د) گروه دیگری از موجودات مورد بحث، علفهای هرز هستند، بطور کلی ۱۱۶ گونه از علفهای هرز در ۳۲ خانواده با عنوان هدف برنامه‌های کنترل بیولوژیک تاکنون مطرح بوده‌اند که ۵۰ درصد آن‌ها متعلق به سه خانواده
Cactacea ، Mimosacea ، Asteraceae هستند.
ذ) علاوه بر این‌ها، بیماری‌های گیاهی و مهره‌داران هم می‌توانند از اهداف برنامه‌های کنترل بیولوژیک باشند، حتی انسان می‌تواند در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به عنوان یک هدف قلمداد شود.

مبحث دوم انواع موجوداتی هستند که برای کنترل بیولوژیک آفاتی که ذکر کردیم مورد استفاده قرار می‌گیرند.
الف) حشرات پارازیتوئید از عمومی‌ترین دشمنان طبیعی آفات به شمار می‌آیند که در برنامه‌های کنترل بیولوژیک به روش‌های مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرند. برنامه‌های کنترل بیولوژیک در مورد حشرات پارازیتوئید بیشتر درباره‌ی دو راسته (
Hymenoptera) یا بال‌غشائیان و زنبورها یا (Diptera) می‌باشد.
در راسته (
Hymenoptera)، زنبورهای بالا خانواده (Ichneumonoidae) و بخصوص دو خانواده (Braconidae) و(Ichneumonidae) دارای اهمیت بیشتری هستند.
در خانواده (
Braconidae)، تمام گونه‌های زیر خانواده‌ی (Aphidiinae) بدون استثنا پارازیتوئید، شپشک‌ها هستند و در برنامه‌های کنترل بیولوژیک آفات گلخانه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرند.
از خانواده زنبورها، بالا خانواده (
Chalcidoidea) از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند. در این بالا خانواده، خانواده‌های (Encyrtidae), (Pteromalidae), (Aphelinidae) و (Eulophidae) از مهم‌ترین دشمنان طبیعی آفات گیاهان زینتی هستند.
گروه دیگری از پارازیتوئیدها، متعلق به راسته (
Diptera) یا دو بالان خانواده (Tachinidae) فوق‌العاده حائز اهمیت هستند.
ب) گروه دیگر از دشمنان طبیعی، حشرات شکارگر هستند که از انوع گونه‌های گیاهخوار تغذیه می‌کنند. مهم‌ترین شکارگرها در راسته (
Hemiptera) مثل خانواده(Anthocoridae) خانواده (Nabidae)در راسته (Coleoptera)خانواده (Coccinellidae) که به آن‌ها کفشدوزک‌ها اطلاق می‌شود و تعدادی دیگر از خانواده‌ها مثل خانواده (Carabidae) و در راسته بال‌توری‌ها خانواده (Chrysopidae) بخصوص بال‌توری (Chrysoperla carnea) و در راسته (Diptera) خانواده‌های(Syrphidae) و (Cecidomyiidae) از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند.
ج) گروه دیگر از عوامل بیماری‌زا، بندپایان هستند. مهم‌ترین عوامل بیماری‌زای بندپایان مربوط به ویروس‌ها، نماتدها، تک سلولی‌ها، قارچ‌ها و باکتری‌ها هستند.
در بین باکتری‌ها، باکتری‌های گونه(
Bacillus) مانند (Bacillus Thuringiensis) (Bacillus anisopliae), sphaerieus) (Bacillus، از جمله باکتری‌هایی هستند که برای کنترل گروه‌های مختلفی از حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرند.
در گروه ویروس‌ها، شانزده خانواده از ویروس‌ها با حشرات ارتباط دارند ولی خانواده (
Baculoviridae)
دارای اهمیت بیشتری است و برای کنترل حشرات مورد استفاده قرار می‌گیرد.
اما دلیل اینکه ویروس‌ها مانند باکتری‌ها براحتی تولید نمی‌شوند چیست؟
ویروس‌ها برای تولید مثل نیاز به جسم موجود زنده دارند، یعنی آن‌ها در داخل موجود زنده تکثیر پیدا می‌کنند در حالیکه باکتری‌ها براحتی بر روی مخمرها تکثیر می‌شوند. به همین دلیل استفاده از باکتری‌ها در کنترل بیولوژیک حشرات توسعه یافته و کاربرد بیشتری دارد.
د) گروه دیگر از دشمنان طبیعی قارچ‌ها هستند بخصوص قارچ‌های خانواده (
Entomophthoraceae) و زیر گروه‌های (Zyg

ادامه نوشته

سپردار زرد شرقي مركبات

سپردار زرد شرقي مركبات


Aonidiella orientalis


(
Hom.: Diaspididae)

يكي از آفات مهم مركبات خوزستان، فارس (باروس)، هرمزگان، بوشهر و سيستان و بلوچستانمي‌باشد. به تعداد زيادي گياهان علفي و درختچه‌هاي مثمر و غير مثمر نيز حمله مي‌نمايد. ليمو شيرين به اين آفت حساس، ليموترش نيمه حساس يا نيمه مقاوم و ترنج، نارنگي، پرتقال و نارنج مقوم مي‌باشند. اين شپشك بيشتر روي ميوه و برگ مشاهده مي‌شود. مهمترين عامل بقاي شپشك و فعاليت آن دماي مناسب مي‌باشد و در مناطقي كه دما به زير صفر مي‌رسد قادر به فعاليت نيست. شروع فعاليت بسته به دماي منطقه از اول يا آخر فروردين آغاز و در نسلهاي اول و دوم بيشتر روي برگها و نسلهاي سوم، چهارم و پنجم بر روي ميوه‌ها ديده مي‌شوند. زمستان گذراني به صورت ماده‌هاي كامل بر روي برگها و يا ميوه‌ها مي‌باشد.

مبارزه
1ـ زنبور پارازيتوئيد مراحل اول پورگي
Enoarsia aurantii (Hym.: Aphelinidae)
2ـ كفشدوزك‌هاي شكارچي
Exoehomus nigromaeulatus
E. quadripustulatus
Chilocorus bipustulatus
Exoehomus undulatus



پروانه مینوزبرگ مرکبات: Phyllocnistis citrella
حشره کامل خاکستری رنگ وعرض آن با بالهای بازحدود8 میلیمتراست.بالهای جلویی دارای دونوارباریک خاکستری تیره وبالهای عقبی آن سفید با مژه های خاکستری کمرنگ درکنار بالها می باشد.این حشره درنواحی گرمسیردرتمام مدت سال فعالیت می کند ولی درشرایط شمال کشورازاوایل خرداد تا اواخر آبان ماه فعالیت دارد.زمستان گذرانی حشره درجنوب درزمستان های سرد بصورت حشره کامل ودرشمال بصورت لاروسن آخروشفیره می باشد.پروانه مینوزمرکبات درپشت وروی برگهای جوان تخم گذاری می کند.تخم ها درمدت2تا13 روزدرشرایط جنوب و2-10 روزدرشرایط شمال ایران تفریخ می شوند.طول دوره لاروی درشرایط شمال ایران5-20 روزودرشرایط جنوب بین5/4-23 روزمی باشد.طول دوره پیش شفیرگی وشفیرگی درشرایط جنوب5-24 روزودرشمال ایران6-20 روزمی باشد. این آفت درشرایط شما ل ایران تا 6 نسل ودرشرایط جنوب 6 -10 نسل تولید می کند.
خسارت:
لارهای مینوزبرگ مرکبات بعد ازتفریخ با ایجاد کانال دراپیدرم برگ ازپارانشیم داخل آن تغذیه می کند.تغذیه آفت باعث چین خوردگی برگها وایجاد دالانهای رنگ پریده روی آنها می شود.خسارت عمده این آفت درخزانه های بذری انتظا روپیوندی مرکبات وباغهای جدیدالاحداث است روی درختان مسن سم پاشی توصیه نمی شود.درصورت شدت آلودگی پروانه مینوزدربعضی مواقع روی میوه خسارت می زند.
مبارزه:
1- زراعی: افزایش میزان کود شیمیایی بخصوص کودازته قبل از اواسط بهمن،آبیاری در
طول ماههای بهمن واسفند،عملیات هرس مرکبات حتی الامکان تا اواسط بهمن،آبیاری ملایم درطول تابستان وپاییزوکاهش میزان مصرف کودهای شیمیایی دراین فصل(درشرایط جنوب)
2- بیولوژیکی:درحال حاضرزنبورها
Baryscapus sp .،Tetrstichus sp وPnigalio sp. ازجنوب ایران وزنبورهایPnigalio sp. وChrysocharis sp.ازشمال کشورگزارش شده است ومیزان کارایی زنبورها درکنترل آفت درحا ل حاضردردست بررسی می باشد.
3- کنترل شیمیایی:برای مبارزه شیمیایی درحال حاضرازسموم کونفیدور،ورتمیک وکنسالت به نسبت 75/0-5/0 درهزاراستفاده می شود سم پاشی با ظهوراولین علائم خسارت باید انجام گیرد،وچون دوره کامل شدن یک نسل خیلی کوتاه است معمولاَ سم پاشی هر10 روزیکبارتا اواخرفصل فعالیت آفت انجام می گیرد.

 

پروانه مینوز مرکبات Citrus leaf-miner

Phyllocnistis citrella


Lep: Gracillariidae

این حشره در مناطق گرمسیردر تمام فصول سال فعال است. هر کجا که سرمای زمستانهوجود داشته باشد زمستان را به صورت حشرات کامل در زیر برگهای خشک وپناهگاههای دیگر به سر می برد. حشرات کامل معمولاً تخم های خود را در سطح زیرین برگ و در داخل پارانشیم قرار می دهند. دوره جنینی تخم 2 تا 13روز به طول می انجامد . لاروها پس از خروج زیر کوتیکول برگ دالان های کج ومعکوج ایجاد می کنند.دوره لاروی بین 4.5 تا 23روز و شفیرگی 5 تا24 روز به طول می انجامد.طول دوره رشدی حشره متناسب با درجه حرارت واز2تا 8 هفته متغیرمی باشد و میتواند سالیانه 8 تا 11 نسل در سال داشه باشد. پروانه های مینوز بیشترین خسارت را در نهالستان های مرکبات ایجاد می کنند. روی درختان مسن وپارور اهمیت چندانی ندارد. گاهی برگهای جوان را مانند شته لوله می کنند ویا در بعضی از قسمتها خشکیدگی ایجاد می نمایند.
کنترل شیمیایی: مصرف سموم زیر برای نهالستانها پیشنهاد می شود.

نام عمومی سم


نام تجاری


فرمولاسیون


مقدار مصرف


1. دیفلوبنزورون


دیمیلین


wp25%


5/. درهزار+ 3/. درصد روغن


2. ایمیداکلوپراید


کونفیدور


SC35%


4/. درهزار + 3/. درصد روغن





فتیله نارنجی(دارخور)
Cytospora canker

بیماری فتیله نارنجی روی درختان گیلاس در سال 1325 توسط اسفندیاری از کرج جمع آوری و گزارش شده است. دارای مزبانهای مختلفی از جمله گردو، چنار، تبریزی، گیلاس، زردآلو، قیسی و سیب می‌باشد. هنگام حمله قارچ شاخه‌های مبتلا از قسمت پایین شکسته و یا قطع ویا مورد حمله حشرات قرار می‌گیرند. برگهای شاخه‌ی آلوده پژمرده و سبز خشک می‌شوند و سپس فتیله(
cirrhus) ‌های نارنجی، زرد یا قهوه‌ای عامل بیماری که در واقع اسپورهای قارچ است، درسطح شاخه‌ها ظاهر می‌شوند. براثر حمله قارچ، شاخه‌ها و سرشاخه‌ها ضعیف و خشک شده و علائم دای بک die-Bach در آنها ظاهر می‌شود. بر روی شاخه و تنه نیز زخم و شانکرهایی ممکن است بوجود آید. مقاومت درختان مسن بیشتر است ولی درختان مسن و ضعیف تر بیشتر دچار بیماری می‌شوند. در مراحل آخر پوست تنه وشاخه درمحل شانکر از چوب جدا شده و قسمتهای بالای شانکر می‌خشکد. آلودگی بیشتر در فصول پاییز و زمستان حادث می‌شود.


عوامل بیماری گونه‌های مختلف جنس
Cytospora می‌باشند. گونه‌ها شامل:

1-
Cytospora persoonii

2-
C. juglandicola

3-
C. juglandina

4-
C. rubescens

5-
C. ambiens

6-
C. cincta



عوامل مکانیکی نظیر تگرگ، محل تغذیه حیوانات و حشرات، هرس نامنظم، سرما وگرما ، یخبندان که منجر به ترک و شکاف پوست درختان می‌شوند باعث تسریع در آلودگی میزبانها می‌گردد، البته ورود انگل به گیاه بطور مستقیم و طبیعی از راه کوتیکول و منافذ بافتهای پوششی صورت می‌گیرد.(عکسها مربوط به مناطق خفر و میمند می باشد.)



کنترل :

هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری کند درپیشگیری از بیماری موثر است. تقویت درخت و رعایت اصول زراعی صحیح (عدم احداث باغ در زمینهای آهکی و کم عمق و آبیاری منظم) و مبارزه با آفات کمک بزرگی برای جلوگیری از ضعف درخت می‌باشد.

درمورد مبارزه شیمیایی می‌توان گفت که برداشتن بافتهای آلوده و فاسد پوست درخت درمحل شانکرها با ابزار مناسب و بلافاصله پانسمان آن با چسب مخصوص حاوی 3% ماده موثره
Thiophanate-metyl در فصل مناسب درسالم سازی درختهای مبتلا(بخصوص سیب) رضایت بخش می‌باشد. همچنین ازسموم مثل کاپتان به نسبت 2در هزار نیز می‌توان استفاده کرد.

1- ترکیب بردو   2درصد

2- اکسی کلرورمس
WP35% و 5-3در هزار

3- تیوفانات متیل
WP70% و 0.5-0.6درهزار

4- بنومیل
WP50% و یک در هزار

توصیه: بهترین زمانها برای سمپاشی پاییز پس از ریزش گلبرگها و اواخر بهار به مقدار 2-1 نوبت می‌باشد.

 

 

 

ادامه نوشته

اثبات ويروسي بودن بيماري گياهان

براي اثبات ويروسي بودن بيماري گياهان ابتدا بايد ثابت شود كه ميكروارگانيسنهاي ديگر در بروز آن نقش ندارند.
براي اينكار از روش هاي مختلف شناسايي استفاده مي شود:
Symptomatology -
- خواص مرفولوژيكي ميكروارگانيسم
- خواص فيزيكوشيميايي
- تستهاي
serology : در اين روش يك ويروس مشخص با آنتي ژن با هم تركيب ميشود و عصاره گياه را در حضور آنتي سرم همان ويروس قرار مي دهند.در صورت رنگي شدن آنتي ژن ويروس قابل شناسايي است.
در روش
ELISA كه از متداولترين روشهاي سرولوژي است در جهت تشخيص ويروسها و باكتريهاي گياهي و حيواني مورد استفاده قرار مي گيرد.
ELISA براي كشف هر جسمي كه آنتي ژنيك است استفاده مي شود.
در اين روش بطور غير مستقيم آنتي ژن بطور مستقيم با آنتي بادي متصل شده به آنزيم در تماس نخواهد بود و بين اين دو آنتي بادي قرار مي گيرد.
روش وسترن بلات تاييدي براي اليزاست.
آآزمايشات ته نشيني اغلب در كشف ويروسها , باكتريها , اسپيروپلاسماها بكار برده مي شود ولي براي شناخت موارد شيميايي كاربرد زيادي ندارد.
- در روش
PCR كه براي كارهاي مولكولي استفاده مي شود ابتدا RNA يا DNA ويروس و باكتري را استخراج كرده پس با استفاده از آنزيم پليمراز آنرا تكثير مي كنيم .در اين روش با حجم كم نمونه مي توان آزمايش را انجام داد.

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

بیماری ریزبرگی یا استابورن مرکبات Stubborn

بیماری ریزبرگی یا استابورن مرکبات Stubborn

این بیماری قبلا جز بیماری های ویروسی و شبه ویروسی شناخته میشد.ولی مشخص شده که عامل آن یک فیتوپلاسمای فنری شکل به نام
Spiroplasma citri است.
این بیماری به اغلب ارقام مرکبات حمله کرده و پایه های پونسیروس علائم خفیف تری نشان میدهند.این بیماری در تمام مناطق مرکبات خیز شمال و جنوب گزارش شده است.
علائم شامل کم شدن فاصله میان گره ها ، کوچک شدن و قلبی و فنجانی شدن برگها ، زرد شدن فاصله بین رگبرگها (مانند علائم کمبود روی) ، ریزش برگها ، گل دادن بی موقع میوه گیاه ، بدشکلی و نامتقارن شدن میوه ها ، چروکیده شدن و نازا بودن بذر ها ، نازک شدن پوست در محل گلگاه ، سبز ماندن قسمت گلگاه زمانی که بقیه قسمت های میوه تغییر رنگ داده است و به طور کلی کاهش محصول از علائم بیماری است.
به طور کلی همه یان علائم یکجا بر روی یک گیاه دیده نمی شود.
عامل بیماری یک فیتوپلاسما است که رشته یا و فنری شکل است که بر خلاف سایر فیتوپلاسماها بر روی محیط کشت رشد میکند.به وسیله پیوندک و چند گونه زنجره از جمله زنجره چغندر قند
Circulifer tenelus است.
مبارزه :
پیشگیری از انتقال بیماری به وسیله پیوندک و مبارزه با ناقلین

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

اگزوکورتیس Exocortis

اگزوکورتیس Exocortis

یکی از بیماریهای مهم ویروئیدی شایع و در شمال ایران است.بر روی پایه های پونسیروس خسارت زیادی میزند.
علائم بیماری به صورت قطور شدن تنه درخت در زیر نقطه پیوند دیده میشود.در این قسمت پوسته لایه لایه شده و جدا شده و ممکن است صمغ در این محل تشکیل شود.پیچ خوردن برگها ، ترک خوردن میوه لیمو و ریزش میوه از علائم دیگر این بیماری است.این ویروئید از طریق مکانیکی به وسیله ادواتکشاورزی (چاقوی پیوند و ...) و جعبه های میوه و ... منتقل میشود.درخت آلوده معمولا 8-3 سال بعد از آلودگی علائم را نشان میدهد.
معالجه این بیماری امکان پذیر نیست و استفاده از پیوندکهای سالم و ضد عفونی ادوات و وسائل باغبانی از روش های پیشگیری است.این ویروئید در پایه نارنج آلودگی نهفته دارد.در نتیجه توصیه میشود از کشت مرکبات با پایه پونسیروس در محل هایی که قبلا مرکبات با پایه نارنج کشت داده شده ، خودداری شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

بیماری جاروک لیمو ترش :

بیماری جاروک لیمو ترش :

اولین بار در کشور عمان و امارات متحد عربی و سپس هندوستان گزارش شد.در ابتدا با مطالعاتی که انجام شد عامل بیماری یک شبه مایکوپلاسما معرفی شد.عامل بیماری ابتدا از طریق پیوند و سس انتقال داده شد.برای عامل بیماری پادتن های تک همسانه ای طراحی شد.همچنین شناسانگرهای
DNA برای عامل بیماری ساخته شد.
با استفاده از این پادتنها و شناسانگرها عامل بیماری در زنجرکهای جمع آوری شده در مناطق بررسی و ثابت شده که این زنجرکها به عنوان ناقل احتمالی عامل بیماری شناخته شد ولی در آزمایشگاه موفق به انتقال بیماری توسط زنجرکها نشدند.عامل این بیماری بر اساس اندازه ژنوم ، تعیین ترادف
DNA و RNA یک فیتوپلاسما به نام Phytoplasma aurantifolia نامگذاری شد.
در ایران این بیماری در استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان گزارش شده و باعث مرگ بسیار زیادی درخت لیمو ترش شده است.
علائم بیماری به طور کلی عبارت است از جارویی شدن ساقه به معنی افزایش تدریجی تعداد شاخه های جانبی و برگ با فاصله کوتاه از یک قسمت شاخه و زرد شدن برگها و ریز شدن آنها میباشد.این حالت ابتدا در یک شاخه گیاه دیده شده و سپس در سایر قسمت های گیاه گسترش پیدا میکند.شاخه های جارویی شده گل و میوه تولید نمی کنند.و بعد از مدتی برگها خشک شده و سرشاخه ها دچار خشکیدگی و مرگ میشوند.
مبارزه :
اولین گام اساسی در کنترل بیماری شناختن کانون بیماری و انهدام آن
استفاده از پایه و پیوندک سالم و جلوگیری از ورود آلوده ها به منطقه سالم
مبارزه با ناقلین
استفاده از ارقام مقاوم

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

بیماری کریستا کورتیس Crista cortis

بیماری کریستا کورتیس Crista cortis

این بیماری توسط نهالها و پیوندکهای وارداتی از کشورهای حوزه مدیترانه به شمال ایران وارد شده و علادم بسیار شبیه کیسه کور است.با این تفاوت که این بیماری بر روی پایه نارنج علائم ایجاد نمی کند و شکافها به تعداد بیشتر ، کوچکتر و عمیق تر ایجاد میشود.(نسبت به کیسه کور)
با برداشتن قسمت پوست این حفرات یک سری برآمدگی ها یا برجستگیهایی به صورت مضرس در زیر پوست دیده میشود.گاهی بر روی برگها علائم نقش برگ بلوطی هم ایجاد میشود. عامل بیماری هنوز خالص سازی و سالم سازی نشده است و از طریق پیوندک آلوده منتقل میشود.

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

بیماری لکه حلقوی مرکبات Ring Spot

بیماری لکه حلقوی مرکبات Ring Spot

در این بیماری لکه های زرد نا منظم و یا نقوش نقطه ای و خطی ریز یا لکه های گرد با رنگ روشن که حاشیه مشخصی دارند (بر روی برگها) گاهی اوقات بر روی تنه درخت هم پوست اندازی دیده میشود.عامل بیماری یک ویروس رشته ای و انعطاف پذیر است و از طریق پیوندک ، دانه گرده و بذر منتقل میشود.برخی از سویه های این ویروس به وسیله شته هم منتقل میشود که در آرژانتین دیده شده است.این بیماری در استان فارس دیده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

بيماری پيچيدگی برگ هلو

بيماری پيچيدگی برگ هلو که به فارسی بيماری لب شتری و يا بيماری باد سرخ هلو ناميده می شود ، اولين بار در اوايل قرن نوزدهم در اروپا شناخته شده است و در آمريکا نيز بيماری مزبور زودتر از ساير بيماری های هلو مشخص گرديده است و در سال 1845 از ايالات شرقی آمريکا و در سال 1855 از ايالت کاليفرنيا گزارش شده است . در ايران نيز احتمالاً بيماری از قديم الايام وجود داشته است ولی اولين گزارش کتبی مربوط به سال 1325 از اسفندياری می باشد . بيماری پيچيدگی برگ هلو با آنکه در بعضی از مناطق جهان به علت نا مساعد بودن شرايط محيطی وجود ندارد ولی خسارت آن در اروپا و قسمت هايی از چين ، افريقا ، استراليا ، آمريکای جنوبی، آمريکای شمالی و زلاند نو شديد می باشد . در ايران بيماری از نواحی آذربايجان ، سواحل دريای خزر ، استان های مرکزی ، اصفهان ، خراسان و زنجان گزارش شده و احتمال می رود که در بعضی مناطق هلو کاری ديگر نيز وجود داشته باشد .
علائم بيماری
خسارت بيماری شامل پيچيدگی ، تورم و تغيير رنگ و ريزش برگ ها و آلودگی جوانه ها و سر شاخه ها و سرانجام ضعف کلی درخت می باشد . درختان جوان بيش از درختان پير در برابر اين بيماری حساس هستند و به طور کلی بيماری در مناطق گرم وخشک اهميت اقتصادی ندارد . مشخص ترين علائم بيماری روی برگ ها ظاهر می شود ، به اين که در بهار برگ ها پيچيده و پهنک در بعضی از قسمت ها متورم ، کلفت و به رنگ سفيد ، زرد يا قرمز در می آيد . به همين جهت در اصطلاح زبان فارسی بيماری لب شتری ناميده می شود . ميوه ها نيز ممکن است آلوده شود و قبل از موعد مقرر بريزند . برگ های آلوده به بيماری زود ريخته و برگ هائی که بعداً تشکيل می گردند سالم باقی می مانند . نشانه های بيماری ممکن است فقط روی تعدادی از برگ های هر درخت ظاهر شود ولی عملاًتمام برگ ها را مبتلا می گرداند . موقعی که برگ های آلوده به رنگ قرمز يا ارغوانی در آمدند تشکيل اسپورهای قارچ عامل بيماری در سطح فوقانی شروع می شود . بارقارچ به صورت گرد خاکستری رنگی سطح برگ را می پوشاند و در همين موقع برگ ها به رنگ قهوه ای روشن درآمده و خزان می کند. اين ريزش برگ بستگی به شرايط آب وهوائی دارد . به طوری که در هوای گرم وخشک برگ ها زودتر و معمولاً در اوايل تير ماه يا در مرداد ماه می ريزد و اگر مقدار زيادی از برگ ها خزان کند برگ های جديدی از جوانه های خواب تشکيل و ظاهر می شود . شاخه های جوان مبتلا نيز کمی متورم شده و رشدشان متوقف می گردد و يا اينکه به رشد خود ادامه داده و لکه ها به صورت شانکر باقی می مانند .
شکوفه ها و ميوه های جوان آلوده نيز اغلب قبل از موعد می ريزد . روی پوست ميوه های بزرگتر ، قسمت های تغيير رنگ يافته و چروکيده ای ظاهر می شود .



عامل بيماری
قارچ عامل پيچيدگی برگ هلو اولين بار در سال 1875 توسط برکلی به نام
Ascomyces deformans مشخص گرديده اما اين نام با آنکه بعداً در سال 1869 توسط فوکل به Exoascus deformans تغيير يآفت ، تولازنه درسال 1866نام اين قارچ را Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند ميسيليوم و هيف های رويشی اين قارچ با قارچ های ديگر متفاوت و مشخص می باشد . هيف های نسبتاً کوتاه ، خميده ، پيچيده و طويل آنها بسيار متغير و بندهای هيف نيز نامنظم می باشد و اين نوع هيف ها را معمولاً در بآفت پارانشيم برگ می توان يآفت . هيف های زايشی يا آسک زای قارچ روی هيف های رويشی تکامل يافته تشکيل می گردد . هيف های رويشی زير اپيدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رويند . اين هيف ها در بين سلول های اپيدرمی نفوذ کرده و آزادانه بين اپيدرم و کوتيکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمايند . سپس بزودی لايه هيمنيوم بين بآفت اپيدرم و کوتيکول تشکيل می گردد . آنگاه هيمنيوم در بآفت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکيل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغير و به طول 17-36 ميکرون و عرض 7-15 ميکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بين 3-7 ميکرون است تشکيل می شود . آسکوسپورها عموماً به طريق جوانه زدن تندش می يابند و توليد کنيدی می کنند .
چرخه بيماری
گلميک می نويسد که قارچ عامل بيماری پيچيدگی برگ هلو زمستان را به صورت ميسليوم روی شاخه ها و بدون اينکه داخل بآفت شوند به سر می برد . در بهار همزمان با بارندگی های فصلی کنيدی هائی توسط ميسليوم روی برگ های جوان تشکيل می شود . در بهار های پر باران آلودگی وشيوع بيماری شدت دارد . موقعی که قارچ مدتی در برگ گسترش يآفت در بين بآفت اپيدرم و کوکتيکول لايه قارچی متراکم و سفيدی به نام هيمنيوم تشکيل می دهد که در آن آسک و در داخل آسک آسکوسپور ايجادمی گردد. آسکوسپورها تقريباً اوائل خردادماه از داخل آسک خارج شده و توسط باد روی شاخه و يا درختان مجاور انتقال می يابند و در آنجا جوانه زده و توليد ميسليوم هائی را که زمستان گذرانی قارچ را به عهده دارند می کند . بعضی ها گفته اند که زمستان گذرانی اين قارچ به وسيله اسپورهائی که در اواخرتابستان و قبل از خزان برگ ها تشکيل می گردد انجام می شود . اين اسپورها روی فلس های جوانه ها يا در سطح شاخه های جوان بسر برده و در بهار با بارش باران شسته شده و روی جوانه های برگ قرار می گيرند و با فراهم شدن شرايط محيطی مساعد جوانه زده و آلودگی شروع می شود . اندرسون می نويسد به طور کلی در مناطقی که فصل بهار در آنجا شبنم و بارندگی کم وهوا نسبتاً گرم باشد عموماً شرايط برای شيوع بيماری پيچيدگی برگ هلو نامساعد است .
مبارزه
1 ــ برای کنترل بيماری پيچيد

ادامه نوشته