جوندگان زیان آور

جوندگان زیان آور

جوندگان به گروهی از جانوران پستاندار گفته می شود که از روی خصوصیات دندانها از سایر گروهها متمایز می شوند. بدین ترتیب که در فک پائین دارای جفت و در فک بالا دارای یک یا دو جفت دندان ثنایا می باشند. این دندانها درشت و فاقد ریشه بوده و ارتفاع آن همیشه ثابت است. در این جانوران دندان آسیاب مطلقاً وجود ندارد و جای آنها روی فک خالی و نمایان است. در اغلب جوندگان رودة کور خیلی رشد کرده است. از نظر طبقه بندی جوندگان به دو زیر راسته تقسیم می شوند:

الف-زیر راستة
Duplicidentata

که در فک بالا دو جفت دندان ثنایا دارند که جفت دوم به صورت ستونهای کوچکی در پشت دندانهای جفت اول قرار گرفته اند و خرگوشها از این گروهند.

ب-زیر راستة
Sipmlicidentata

که در فک بالا فقط یک جفت دندان ثنایا دارند. انواع موشها در این گروه طبقه بندی شده اند. در زیر فقط به شرح مختصری راجع به گونه هائی از این زیر راسته که درکشاورزی اهمیت دارند می پردازیم:

موش مغان
Microtus Socialis و Microtus arvalis

موش کلاهو
Clitellus fulvus

موش تاترا
Tatera indica

موش ورامین
Nesokia indica

موش سیاه
Rathus rathus

موش سیاه
Rathus rathus

موش خانگی
Mus musculus

مریونها
Meriones Spp.

موش شکول
Glis-glis Caspicus

مبارزه با موشها:

1-تعیین نوع موش:

اول از همه باید نوع موشی را که در نظر است برای دفع آن مبارزه کنیم، مشخص سازیم. زیرا تا نوع موش مشخص نشود، تعیین نوع مبارزه و طعمه و حتی نوع سم غیر ممکن خواهد بود. مثلاً می دانیم برای مبارزه با موش کا اهو از فتوکسین استفاده می شود و تلفات هم تا 90 درصد می رسد ولی همین سموم را اگر در مبارزه با موش ورامین یا موش مغان به کار برند تلفات حداکثر به 60-50 درصد می رسد و یا برای مبارزه با موش انباری یا موش ورامین حداکثر 5-3 درصد فسفوردوزنگ مخلوط می کنند. بنابراین برای انجام یک مبارزه باید قبل از هر چیز نوع موش منطقه را شناخت تا مبارزه با موفقیت انجام شود.

2-فصل مبارزه:

فصل مبارزه خود اهمیت زیادی دارد. مثلاً برای مبارزه با موش مغان در طول پائیز و زمستان طعمة گندم با فسفوردوزنگ تا 98 درصد تلفات می دهد ولی همین طعمه در بهار 45-35 درصد تلفات وارد می آورد زیرا موشها در این فصل رغبتی به خوردن مواد پر کالری ندارند و در فصل بهار و تابستان طعمه هائی که براساس علف سبز تهیه می شوند نتیجه بهتری می دهند و یا در موش ورامین در فصل پائیز و زمستان مصرف طعمه با مغز گردو نتیجه مطلوبی می دهد ولی در بهار و تابستان گردپاشی لانه ها تلفاتی تا حدود 99-98 درصد می دهد. بنابراین باید دقت کامل به فصل مبارزه نمود و بعد طرز مبارزه را انتخاب کرد.

3-محل زندگی موشها:

انتخاب سم بایستی بر حسب محل زندگی موشها باشد. اگر مبارزه در صحرا و دور از آبادی انجام می شود،‌ انتخاب نوع سم آسان است ولی اگر همین موش در محل زندگی انسان و شهرها دیده شود باید حتماً از سمومی که برای انسان و دام بی خطرند استفاده شود. مثلاً موش خانگی وقتی که به مزارع حمله می کند می توان از سموم فسفوردوزنگ به نسبت 3% استفاده کرد ولی اگر این موش در منازل دیده شود باید زا سموم بی خطر مانند ترکیبات وارفاین-کومارین و برمولین و غیره استفاده کرد.

4-غلظت سم:

دستوراتی که برای مبارزه با موش داده می شود از روی مطالعات زیادی به دست آمده است که هم از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه باشد و هم مؤثر واقع شود. لذا پیروی از دستورات صادر شده اجباری است. مثلاً‌ موش مغان با اینکه جثه کوچکی دارد در دستورات مبارزه طعمه را با 10 درصد فسفوردوزنگ آلوده می سازند. زیرا با تراکم زیادی که این موش در هکتار دارد جمع وزن زندة موش در هکتار بالا است و باید طعمه را با دُز حداکثر مصرف کرد. در صورتی که با مبارزه با موش ورامین که جثة نسبتاً درشتی دارد،‌ دُز فسفوردوزنگ مصرفی 50 درصد خواهد بود. چون با توجه به تراکم موش در هکتار جمع وزن موجود زنده در هکتار خیلی کمتر از موش اولی است و مصرف سم زیادی از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نمی باشد.

5-بیولوژی:

قبل از اقدام به مبارزه، بیولوژی موش مورد نظر را کاملاً مورد توجه قرار دهید تا از نقاط ضعف آن حداکثر استفاده را برای بالا بردن نتیجة مبارزة بدست آورید. مثلاً مبارزه شیمیایی با موش کلاهو یا موش شکول در فصولی که قسمتی یا همة موشها به خواب زمستانه رفته اند بی نتیجه است و باید از مبارزة مکانیکی استفاده نمود.

6-رعایت کامل اصول زراعی:

برای جلوگیری از خسارت موشها مخصوصاً در باغات و مزارع صیفی، پاک کردن مزارع از علف هرز یا زدن شخم عمیق در پائیز اهمیت زیادی دارد و از تراکم موشها در بهار خواهد کاست.

7-دقت برای انتخاب ماده برای طعمه:

در این امر در صحرا و برای مبارزه با موشهای صحرائی می توان فرمولهای کلی توصیه کرد. مثلاً می گوییم در مبارزه با موش مغان در فصل زمستان به عنوان طعمه گندم مصرف کرد و در بهار از طعمة سبز استفاده نمود. این دستور کلی است و نتیجة مطلوب هم می دهد. ولی در مبارزه با موشهای خانگی یا انباری وضع اینطور نیست و نمی توان فرمول کلی برای انتخاب طعمه بدست آورد و در هر مورد باید کسی که مبارزه را سرپرستی می کند قبل از طعمه گذاری با انجام آزمایشهائی نوع طعمه مورد لزوم خانه یا انبار را پیدا کند. اگر موشی در انباری دیده شد باید قبلاً چند نوع ماده بدون سم در گوشه و کنار انبار قرار داد و دو یا سه روز مراقب بود که موشها به کدام طعمه توجه خواهند داشت. پس از پیدا کردن نوع غذای مورد علاقه موشهای این انبار یا منزل، طعمه را براساس آن ماده تهیه می کنند. در اینجا باید متذکر شد که موش خانگی یا انباری به انواع غذاهای مختلف دسترسی دارد. اگر کمبودی احساس کند ممکن است از خانه ها و انبارهای مجاور آن را تهیه کند لذا انتخاب طعمه برای اینگونه اماکن 3-2 روز مطالعه مقدماتی لازم دارد.

 

 

 

فرمولهای مبارزه با جوندگان و طرز تهیه آنها:

1-طعمه گندم مسموم:

برای تهیه طعمه 100 کیلوگرم گندم و 2 لیتر روغن پارافین و 10 کیلو فسفوردوزنگ مورد احتیاج است. برای تهیه اول 2 لیتر روغن را با 100 کیلوگرم گندم با پاروک خوب مخلوط کرده و سپس فسفوردوزنگ را به تدریج به گندم اضافه کرده و با پاروک هم می زنند تا سم با گندم به طور یکنواخت مخلوط شود. از این طعمه برای مبارزه با موش مغان در فصل پائیز و زمستان از قرار 2-1.5 کیلو طعمه در هکتار به طور دست پاش استفاده می کنند. طعمه تهیه شده را در همان روز باید مصرف نمود. اگر بخواهند با این طعمه با موشهای جنس
Meriones در پائیز و زمستان استفاده کنند به جای 10 درصد فسفور دوزنگ باید میزان فسفور دوزنگ را تا 5 درصد تقلیل داد.

چنانچه بخواهند از این طعمه در مبارزه با موش خانگی که در مزارع زندگی می کنند یا موش جنگلی استفاهد کنند، میزان فسفوردوزنگ را تا 3 درصد باید پائین آورد.

2-طعمه با مغز گردو:

10 کیلو مغز گردو و 200 گرم روغن پارافین، 0.5 کیلو فسفودوزنگ و طرز تهیه مثل طعمه گندم می باشد. این طعمه را می توان در فصل پائیز و زمستان برای مبارزه با موش ورامین در باغات بکار برد. برای این کار طعمه را با قاشقک در داخل لانه های فعال می گذارند. در این روش باید کلیه لانه ها را یک روز قبل از انجام مبارزه کوبید و روز بعد طعمه گذاری را فقط در سوراخهائی که باز شده اند،‌ یعنی لانه های فعال انجام داد. مقدار مصرف طعمه در یک هکتار حدود 0.5 تا یک کیلوگرم طعمه خواهد بود.

3-طعمة سبز:

علف سبز (هر نوع علف هرز یا گیاه زراعی فرق نمی کند) 100 کیلوگرم، فسفوردوزنگ مخلوط با خاکستر یا پودر تالک حدود 10 کیلوگرم در این طریقه ابتدا پودر تالک و فسفوردوزنگ را با هم به خوبی مخلوط می مکنند سپس کارگری که مجهز به دستکش و ماسک و یک سطل با ظرفیت حدود یک کیلوگرم، کار را شروع می کنند. کارگر ضمن عبور از مزرعه به محض برخورد با لانه فعال، مقداری علف چیده و آن را به اندازة سوراخ خروجی موش گلوله کرده و یک طرف گلوله را با مخلوط سم و تالک آغشته کرده و طرف آلوده با سم را داخل سوراخ موش کرده و راه ورود لانه را می بندد و سراغ سوراخ بعدی می رود. در این روش باید یک روز قب از مبارزه کلیه لانه ها را لگد کوب کرد و روز بعد فقط در سوراخهای باز شده طعمه گذاری کرد. این طریقة مبارزه را در فصل بهار و تابستان برای موش مغان، موش آبی و مریونها می توان به کار برد. با این مقدار می تون 12-10 هکتار را مبارزه کرد.

4-طعمة سیب زمینی یا هویج:

10 کیلوگرم سیب زمینی یا هویج و 0.5 کیلوگرم فسفودوزنگ مورد احتیاج است. ابتدا هویج یا سیب زمینی را به قطعات کوچکی به اندازه حبه قند تقسیم می کنند. سپس فسفوردوزنگ را به تدریج روی این قطعات پاشیده و با پاروک آن را به هم می زنند تا سم بطور یکنواخت با طعمه مخلوط شود و باید بلافاصله طعمه گذاری را شروع کرد. این روش را می توان برای موش آبی یا موشهای خانگی در مزارع در فصل تابستان و پائیز بکار برد و طعمه گذاری را باید طرف عصر انجام داد.

5-طعمه با یونجة خشک

یونجه خشک 10 کیلوگرم، ملاس چغندرقند یک لیتر،‌فسفودوزنگ یک کیلوگرم مورد احتیاج خواهد بود. این روش را در روزهای برقی برای مبارزه با خرگوش می توان بکار برد. برای تهیه طرف صبح روی یونجه خشک ملاس چغندرقند یا محلول 10 درصد شیره را به تدریج پاشیده و یونجه را زیر و رو می کنند تا محلول به طور یکنواخت یونجه را خیس کند. سپس روی آن را با گونی یا نایلون می پوشانند و تا عصر به همان حال می گذارند تا یونجه ها رطوبت بردارند. طرف غروب یونجه ها را به دسته های کوچک (10-8 ساقة یونجه در هر دسته) تقسیم می کنند. سپس فسفور دوزنگ را روی آن پاشیده و آرام آرام بهم می زنند. این طعمه را طرف غروب در سطح باغی که مستور از برف می باشد و مورد حملة خرگوشها قرار می گیرد پخش می کنند. در هر 10 متر مربع یک دستة کوچک یونجه کافی است. صبح روز بعد طعمه هائی که مورد استفاده خرگوش قرار نگرفته است باید از سطح باغ جمع آوری و معدوم شود.

6-طعمه با نان و مربا:

ادامه نوشته

کنترل بیولوژیک

کنترل بیولوژیک

 



مقدمه
امروزه با استفاده گسترده از مواد شیمیایی در باغات و مزارع که منجر به ریشه کن شدن نسل موجودات و عوامل بیماری زا میشود بیم این است که حشرات ومیکرو ارگانیسمهای مفید نیز برای همیشه از بین بروند. این در حالی است که واژه مفید و غیر مفید را ما انسانها بر حسب نیاز های مصرفی خود ابداع کرده ایم .اعتقاد بسیاری از دانشمندان این است که تنوع زیستی بیشتر بین موجودات برابر است با سلامتی بیشتر محیط زیست. یقینا یک فضای سبز با تنوع بیشتر بقای بیشتری خواهد داشت. بنابراین سعی آنها در جلوگیری از ریشه کن شدن بعضی از حشرات و پاتوژنهایی است که در یک سیستم باعث خسارت به گیاهان می شوند.
تعریف
کنترل بیو لوژیک عبارت است از استفاده از یک عامل بیماریزا یا یک حشره به منظور کاهش خسارت ناشی از یک نوع آفت . این روش مخصوصا برای محل هایی مثل گلخانه ها و محیط های بزرگ مصنوعی مناسب است . هدف از کنترل بیو لوژیک ریشه کن کردن آفاتی که به گیاهان آسیب وارد می کنند نیست بلکه هدف کاهش جمعیت آنها به حدی است که کمترین خسارت را به کشاورز یا محیط زیست وارد کند. در حقیقت این روشی است که با عکس العمل محیطی بین موجودات زنده آفات را کنترل می کند.در یک محیط طبیعی یعنی جایی که بشر کمترین دخالت را در اکوسیستم دارد آفات و بیماری های گیاهی همیشه وجود دارند اما در صورت عدم دخالت مستقیم بشر جمعیت آنها همیشه در حال تعادل و به حد نرمال است.
یکی از عوامل مهم برای شروع کار کنترل بیولوژیک آشنایی با مراحل مختلف رشد آفات و شناسایی مرحله ای است که آنها بیشترین خسارت را به گیاهان وارد می کنند. بیشتر روش های کنترل بیو لوژیک بر پایه جذب بیشتر حشرات مفید در مزارع و باغات پایه ریزی شده اند. موجودات زنده ای که بیشتر برای کنترل بیولوژیک استفاده می شوند عبارتند از انگل ها،شکارچی ها، پاتوژن ها و خورنده علف های هرز(
Weed feeder). کشاورزان می توانند آنها را از طریق پست خریداری نمایند .موجوداتی که برای این منظور استفاده می شوند می توانند شکارچی یا انگل باشند.
کنترل بیو لوژیک از دیدگاه اقتصادی
کنترل بیولوژیک از نظر اقتصادی روشی بهینه است. حتی در صورت عدم موفقیت کامل در مزرعه نسبت سود به هزینه
B/C در این روش 11:1 است. بر اساس یک مطالعه تخمین زده می شود که در این روش برنامه های با موفقیت کامل در ازای یک واحد سرمایه 32 واحد سود را باز می گردانند.( 32:1 B/C) این درحالی است که در تحقیق مشابهی نسبت سود به سرمایه در کنترل شیمیایی آفات فقط 5/2 به 1 است.
کنترل بیولوژیک با استفاده از حشرات
برای شروع این روش باید از روش زندگی حشرات یعنی انگل یا شکارچی بودن،سیکل زندگی و مکان هایی که آنها برای زندگی ترجیح می دهند مطلع باشیم .حشرات راه های مختلفی برای تغذیه از سایر حشرات ابداع کرده اند. شکارچی ها مستقیما حمله میکنند و قربانی خود را می بلعند در حالی که انگل ها در روی بدن حشره دیگر تخم گذاری می کنند و هنگامی که لاروها از تخم بیرون آمدند از اندام های داخلی بدن حشره میزبان تغذیه می کنند.
نمونه ای از حشرات شکارچی

کنترل بیولوژیک زنبور پلیستز(
Polistes)از طریق کفشدوزک(Ladybug)
کفشدوزک ها مخصوصا لارو های آنها شته - هایی مثل
Greenfly و Blackfly راشکار می کنند و از کرم ،پوسته بدن و لارو های کوچک آنها تغذیه می کنند. کفشدوزک ها شبیه سوسک هستند و با رنگ سیاه و قرمز بیشتر دیده می شوند. لاروهای آنها در ابتدا خیلی کوچکند ولی تا 17 میلی متر رشد می کنند. بدن آنها پوشیده از رنگ های سیاه یا خاکستری با لکه های مشخص قرمز یا نارنجی است. آنها بیشتر در باغات یآفت میشوند و در زمستان در سوراخ ساقه های درختان به خواب می روند.
نمونه ای از حشرات انگل
کنترل بیولوژیک حشره
White fly با استفاده از زنبور Encarsia formosa .این حشره یک زنبور کوچک است که به شکل انگل از حشره White fly تغذیه می کند. White fly نوعی حشره کوچک است که از آفات مهم گلخانه ای است. این حشره از شیره گیاهیتغذیه می کند و باعث پژمردگی و تشکیل تودهای کپکی سیاه بر روی گیاه می شود.این روش مخصوصا در صورت هجوم کم حشره مفید است و تا مدت زیادی محافظت ایجاد می کند. مکانیسم کنترل به این صورت است که زنبور روی پوسته لارو White fly تخم گذاری می کند. بعد از خروج لارو ها از تخم، آنها از لارو White fly تغذیه کرده و قبل از تبدیل آنها به شفیره آنها را از بین می برند. باید بلافاصله بعد از مشاهده اولین حشره بالغ White fly نسبت به رها سازی زنبورها اقدام کرد تا کنترل به نحو موثری صورت بگیرد. کنترل بیو لوژیک علف های هرز
کنترل بیولوژیک علف های هرز یکی از روش های کنترل علف های هرز است ،که از طریق قرار دادن آنها در معرض دشمنان طبیعی انجام می شود. بسیاری از علف های هرزی که امروزه در محیط های اطراف ما وجود دارند بومی مناطق دیگر بوده اند و از طریق بذر ، اندام رشد رویشی، باد، آب،حشرات و... به مناطق دیگر منتقل شده است.متاسفانه با انتقال علف های هرز به مناطق جدید دشمنان طبیعی آنان به همراه آنان منتقل نمی شوند در نتیجه آنها به راحتی قادر به رشد و نمو هستند، و حیات گیاهان بومی و مطلوب را به خطر می اندازند.
کنترل بیولوژیک روش هایی را پیشنهاد می کند تا تعادل طبیعی بین علف های هرز و محیط آنها برقرار شود. که از طریق معرفی حشرات و بیماری هایی است که به گیاهان مضر حمله می کنند.
_ یک روش کنترل شامل استقرار یک جمعیت از دشمنان طبیعی علف هرز است که قادر به ادامه حیات در محیط جدید می باشند.هدف ایجاد ممانعت برای رشد علف های هرز ،مخصوصا در مورد علف هایی که زمین های غیر زراعی را اشغال کرده اند،است.این روش با افزایش جمعیت یک عامل بیولوژیک (که معمولا یک حشره است )اجرا شده و تا زمانی که جلوی افزایش علف هرز را بگیرد ادامه می یابد . کنترل بیولوژیک علف هرز روشی تدریجی وطولانی است و تا 20 سال به طول می انجامد. اما در شرایط درست سودمند ترین و اقتصادی ترین روش کنترل است با توجه به اینکه اگر از عامل صحیحی برای کنترل استفاده شود کمترین خسارتی به محیط زیست وارد نمی کند.
_روش دوم به کار بردن یک دشمن طبیعی است که ، مثل علفکشها با علف هرزمستقیما در تماس باشد، مانند عوامل بیماری زای گیاهی. این روش بیشتر برای کنترل علف های هرز غلات و در مزارع استفاده می شود. در کانادا عوامل بیماری زایی که برای این منظور استفاده می شوند حتما باید در آن منطقه وجود داشته باشند و اجازه ورود از مناطق ذیگر را ندارند. شرایط مورد نیازی که یک عامل بیماری زا برای استفاده در روش کنترل بیولوژیک باید داشته باشد این است که با روش انتخاب توده ایجواب دهد و بعد از به کار بردن روی علف های هرز اثر قابل قبولی داشته باشد.
_کنترل بیولوژیک همچنین می تواند به طور غیر مستقیم از طریق اعمال روش های زراعی انجام شود .به این طریق که با سیستم کشت حفاظتی یا بدون شخم و جلوگیری از چرای دام در فصل های بخصوص باعث افزایش دشمنان طبیعی و میکرو ارگانیسم های خاک می شوند.
کنترل بیو لوژیک علف های هرز یک فرایند طولانی ،تدریجی و گران است اما تحقیقات نشان داده است که بازگشت سرمایه در این روش به طور کلی و در پایان کار 50:1 است و شاید تا 100:1. کنترل بیولوژیک در صورتی موفق است که قدرت رشد و فراوانی علف های هرز و همچنین هزینه های اقتصادی که آنها به کشاورزان تحمیل می کنند را کاهش دهد.

مراحل انتخاب یک عامل کنترل بیولوژیک قبل از آزاد شدن در محیط

انتخاب دشمنان طبیعی که از علف هرز یا آفت مورد نظر تغذیه می کنند.
انجام مطالعات گسترده روی عامل بیولوژیک تا زمانی که مطمئن شوند که تنها به علف هرز یا آفت مورد نظر حمله می کند.

ادامه نوشته

کنترل بیو لوژیک

کنترل بیو لوژیک


مقدمه
امروزه با استفاده گسترده از مواد شیمیایی در باغات و مزارع که منجر به ریشه کن شدن نسل موجودات و عوامل بیماری زا میشود بیم این است که حشرات ومیکرو ارگانیسمهای مفید نیز برای همیشه از بین بروند. این در حالی است که واژه مفید و غیر مفید را ما انسانها بر حسب نیاز های مصرفی خود ابداع کرده ایم .اعتقاد بسیاری از دانشمندان این است که تنوع زیستی بیشتر بین موجودات برابر است با سلامتی بیشتر محیط زیست. یقینا یک فضای سبز با تنوع بیشتر بقای بیشتری خواهد داشت. بنابراین سعی آنها در جلوگیری از ریشه کن شدن بعضی از حشرات و پاتوژنهایی است که در یک سیستم باعث خسارت به گیاهان می شوند.
تعریف
کنترل بیو لوژیک عبارت است از استفاده از یک عامل بیماریزا یا یک حشره به منظور کاهش خسارت ناشی از یک نوع آفت . این روش مخصوصا برای محل هایی مثل گلخانه ها و محیط های بزرگ مصنوعی مناسب است . هدف از کنترل بیو لوژیک ریشه کن کردن آفاتی که به گیاهان آسیب وارد می کنند نیست بلکه هدف کاهش جمعیت آنها به حدی است که کمترین خسارت را به کشاورز یا محیط زیست وارد کند. در حقیقت این روشی است که با عکس العمل محیطی بین موجودات زنده آفات را کنترل می کند.در یک محیط طبیعی یعنی جایی که بشر کمترین دخالت را در اکوسیستم  دارد آفات و بیماری های گیاهی همیشه وجود دارند اما در صورت عدم دخالت مستقیم بشر جمعیت آنها همیشه در حال تعادل و به حد نرمال است.
یکی از عوامل مهم برای شروع کار کنترل بیولوژیک آشنایی با مراحل مختلف رشد آفات و شناسایی مرحله ای است که آنها بیشترین خسارت را به گیاهان وارد می کنند. بیشتر روش های کنترل بیو لوژیک بر پایه جذب بیشتر حشرات مفید در مزارع و باغات پایه ریزی شده اند. موجودات زنده ای که بیشتر برای کنترل بیولوژیک استفاده می شوند عبارتند از انگل ها،شکارچی ها، پاتوژن ها و خورنده علف های هرز(
Weed feeder). کشاورزان می توانند آنها را از طریق پست خریداری نمایند .موجوداتی که برای این منظور استفاده می شوند می توانند شکارچی یا انگل باشند.
کنترل بیو لوژیک از دیدگاه اقتصادی
کنترل بیولوژیک از نظر اقتصادی روشی بهینه است. حتی در صورت عدم موفقیت کامل در مزرعه نسبت سود به هزینه
B/C در این روش 11:1 است. بر اساس یک مطالعه تخمین زده می شود که در این روش برنامه های با موفقیت کامل در ازای یک واحد سرمایه 32 واحد سود را باز می گردانند.( 32:1 B/C) این درحالی است که در تحقیق مشابهی نسبت سود به سرمایه در کنترل شیمیایی آفات فقط 5/2 به 1 است.
کنترل بیولوژیک با استفاده از حشرات
برای شروع این روش باید از روش زندگی حشرات یعنی انگل یا شکارچی بودن،سیکل زندگی و مکان هایی که آنها برای زندگی ترجیح می دهند مطلع باشیم .حشرات راه های مختلفی برای تغذیه از سایر حشرات ابداع کرده اند. شکارچی ها مستقیما حمله میکنند و قربانی خود را می بلعند در حالی که انگل ها در روی بدن حشره دیگر تخم گذاری می کنند و هنگامی که لاروها از تخم بیرون آمدند از اندام های داخلی بدن حشره میزبان تغذیه می کنند.
نمونه ای از حشرات شکارچی

کنترل بیولوژیک زنبور پلیستز(
Polistes)از طریق کفشدوزک(Ladybug)
کفشدوزک ها مخصوصا لارو های آنها شته هایی مثل
Greenfly و Blackfly راشکار می کنند و از کرم ،پوسته بدن و لارو های کوچک آنها تغذیه می کنند. کفشدوزک ها شبیه سوسک هستند و با رنگ سیاه و قرمز بیشتر دیده می شوند. لاروهای آنها در ابتدا خیلی کوچکند ولی تا 17 میلی متر رشد می کنند. بدن آنها پوشیده از رنگ های سیاه یا خاکستری با لکه های مشخص قرمز یا نارنجی است. آنها بیشتر در باغات یآفت میشوند و در زمستان در سوراخ ساقه های درختان به خواب می روند.
نمونه ای از حشرات انگل
کنترل بیولوژیک حشره
White fly با استفاده از زنبور Encarsia formosa .این حشره یک زنبور کوچک است که به شکل انگل از حشره White fly تغذیه می کند. White fly نوعی حشره کوچک است که از آفات مهم گلخانه ای است. این حشره از شیره گیاهیتغذیه می کند و باعث پژمردگی و تشکیل تودهای کپکی سیاه بر روی گیاه می شود.این روش مخصوصا در صورت هجوم کم حشره مفید است و تا مدت زیادی محافظت ایجاد می کند. مکانیسم کنترل به این صورت است که زنبور روی پوسته لارو White fly تخم گذاری می کند. بعد از خروج لارو ها از تخم، آنها از لارو White fly تغذیه کرده و قبل از تبدیل آنها به شفیره آنها را از بین می برند. باید بلافاصله بعد از مشاهده اولین حشره بالغ White fly نسبت به رها سازی زنبورها اقدام کرد تا کنترل به نحو موثری صورت بگیرد. کنترل بیو لوژیک علف های هرز
کنترل بیولوژیک علف های هرز یکی از روش های کنترل علف های هرز است ،که از طریق قرار دادن آنها در معرض دشمنان طبیعی انجام می شود. بسیاری از علف های هرزی که امروزه در محیط های اطراف ما وجود دارند بومی مناطق دیگر بوده اند و از طریق بذر ، اندام رشد رویشی، باد، آب،حشرات و... به مناطق دیگر منتقل شده است.متاسفانه با انتقال علف های هرز به مناطق جدید دشمنان طبیعی آنان به همراه آنان منتقل نمی شوند در نتیجه آنها به راحتی قادر به رشد و نمو هستند، و حیات گیاهان بومی و مطلوب را به خطر می اندازند.
کنترل بیولوژیک روش هایی را پیشنهاد می کند تا تعادل طبیعی بین علف های هرز و محیط آنها برقرار شود. که از طریق معرفی حشرات و بیماری هایی است که به گیاهان مضر حمله می کنند.
_ یک روش کنترل شامل استقرار یک جمعیت از دشمنان طبیعی علف هرز است که قادر به ادامه حیات در محیط جدید می باشند.هدف ایجاد ممانعت برای رشد علف های هرز ،مخصوصا در مورد علف هایی که زمین های غیر زراعی را اشغال کرده اند،است.این روش با افزایش جمعیت یک عامل بیولوژیک (که معمولا یک حشره است )اجرا شده و تا زمانی که جلوی افزایش علف هرز را بگیرد ادامه می یابد . کنترل بیولوژیک علف هرز روشی تدریجی وطولانی است و تا 20 سال به طول می انجامد. اما در شرایط درست سودمند ترین و اقتصادی ترین روش کنترل است با توجه به اینکه اگر از عامل صحیحی برای کنترل استفاده شود کمترین خسارتی به محیط زیست وارد نمی کند.
_روش دوم به کار بردن یک دشمن طبیعی است که ، مثل علفکشها با علف هرزمستقیما در تماس باشد، مانند عوامل بیماری زای گیاهی. این روش بیشتر برای کنترل علف های هرز غلات و در مزارع استفاده می شود. در کانادا عوامل بیماری زایی که برای این منظور استفاده می شوند حتما باید در آن منطقه وجود داشته باشند و اجازه ورود از مناطق ذیگر را ندارند. شرایط مورد نیازی که یک عامل بیماری زا برای استفاده در روش کنترل بیولوژیک باید داشته باشد این است که با روش انتخاب توده ایجواب دهد و بعد از به کار بردن روی علف های هرز اثر قابل قبولی داشته باشد.
_کنترل بیولوژیک همچ

ادامه نوشته

Agropyron desertorum

Agropyron desertorumگیاهی است که نسبت به خشکی و سرما مقاومت زیادی دارد . روی انواع خاکها به غیر از خاکهای رسی سنگین و یا شنی به خوبی رشد کرده و تا حدودی نسبت به قلیایی بودن خاک مقاوم است . ارزش غذایی آن چنانچه پیش از مرحله ی ظهور گل مورد استفاده ی دام قرار بگیرد خیلی خوب است .تا کنون ۸ واریته ی اصلاح شده از این گیاه شناخته شده که واریته ی nordan از نظر مقاومت به خشکی و تولید علوفه دارای ارزش خاصی می باشد . عمق مناسب کاشت ۵/۱ سانتی متر و مقدار بذر جهت بذر کاری ۶ کیلوگرم در هکتار می باشد این گیاه حرارتهای ۲۰- تا ۴۰+ درجه ی سانتی گراد را تحمل مینماید.
Agropyron cristatum مهمترین واریته ی آن Fairway نام دارد که از نظر خصوصیات رشد شبیه Agropyron desertorum بوده فقط در نواحی مرتفع تر رشد مینماید و می توان برای مقاصد حفاظت خاک نیز از این گیاه استفاده نمود . این گیاه دارای ساقه های کوتاه با تعداد برگهای بیش از Agropyron desertorum می باشد . عمق کاشت و میزان بذر و قدرت تحمل سرما و گرما در این گیاه شبیه Agropyron desertorum می باشد .
Agropyron riparium گیاهی است ریزوم دار که می توان به عنوان گیاه مرتعی و نیز جهت حفاظت خاک از آن استفاده نمود .نسبت به خشکی و قلیایی بودن خاک مقاومت زیادی دارد . مهمترین واریته ی آن Sodar نام دارد . عمق مناسب کاشت ۵/۱-۱ سانتی متر و مقدار بذر برای بذر کاری ۶ کیلوگرم در هکتار می باشد و درجه حرارت های بین ۱۵- تا ۴۰+ درجه ی سانتی گراد را تحمل می نماید .
Agropyron sibiricum گیاهی است دایمی دارای خصوصیات مشابه Agropyron desertorum . مقاومت به خشکی این گیاه بسیار جالب توجه است به نحوی که در شرایط حدود ۲۰۰ میلی متر بارندگی نیز به خوبی رشد می کند . سایر خصوصیات این گیاه نظیر Agropyron cristatum می باشد با این تفاوت که سرمای کمتر از ۲۵- درجه ی سانتی گراد را تحمل می نماید .
Agropyron aucheri گیاهی است ریزوم دار و بسیار خوشخوراک ولی تولید علوفه ی آن خیلی کم است . در شرایط طبیعی به خوبی رشد کرده و منطقه ی وسیعی را می پوشاند ولی نتیجه ی حاصل از بذر کاری رضایت بخش نبوده است . بذر این گیاه در عمق ۵/۱ سانتی متری خاک و به میزان ۶ کیلوگرم در هکتار می شود و حرارت های بین ۲۰- و +۴۰ درجه ی سانتی گراد را تحمل می کند .
Agropyron tauri این گیاه دایمی و بسیار مقاوم بوده و اذ آن جهت بذرکاری در مناطق سنگی و کوهستانی و خاکهای فرسایش یافته می توان استفاده نمود . دوره ی استفاده ی گیاه اوایل بهار می باشد . عمق مناسب کاشت ۵/۱ سانتی متر و میزان کاشت بذر ۶ کیلوگرم در هکتار می باشد . حرارت های ۲۰- تا ۳۸+ درجه ی سانتی گراد را تحمل می نماید .
Agropyron trichophorum گیاهی است با ارزش غذایی خوب و چون دارای ریزوم می باشد علاوه بر تولید علوفه برای حفاظت خاک نیز از آن استفاده می شود . گیاهی است که خشکی و گرمای زیاد خاکهای فقیر و قلیایی را تحمل می نماید . واریته ی اصلاح شده ی آن Topar معروف است . گیاهی است با ساقه های بلند و پر برگ که در ارتفاعات مختلف از سطح دریا رشد می کند . دوره ی بهره برداری آن بهار تا اواسط تابستان می باشد . عمق مناسب کاشت ۵/۱ سانتی متر و مقدار مناسب بذر جهت بذر کاری ۸ کیلو گرم در هکتار است . این گیاه حرارت های بین ۱۸- تا ۴۰ + درجه ی سانتی گراد را به خوبی تحمل می نماید .
Agropyron elongatum این گیاه نسبت به خشکی و قلیاییت خاک مقاومت زیادی دارد و در طول مدت تابستان و اوایل پاییز علف سبزی را برای تغذیه ی دام تولید می کند . به دلیل خنثی بودن ساقه و برگها زیاد خوشخوراک نبوده و ارزش غذایی آن نیز کم است . واریته ی اصلاح شده ی آن Alker نام دارد . عمق مناسب کاشت ۲ سانتی متر و مقدار بذر جهت بذرکاری ۱۰ کیلوگرم در هکتار است و حرارت های ۲۰- و ۴۰+ درجه ی سانتی گراد را تحمل می نماید .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

چچم

چچم
گياهي 1-2ساله كه درخاكهاي لومی –شنی وسرشارازازت رشدميكنددوره رويش آن

فصل بهار است

برگها:بصورت كشيده شيارداروفاقدكرككه جوانترين برگ بشكل لوله اي ميباشد

ساقه:معمولاتوخالي صاف كهدرزيرگل آذين كمي زبروخشن طول ساقه بين100-300
cmاست

گل:بشكل گل آذين سنبله مركب مشاهده مي شود

دوره گلدهي :اوايل تابستان

مناطق انتشاردرايران:تهران-ورامين-كرج-شمال ايران ونواحي مركزي وغربي

مناطق انتشاردرجهان: جنوب وغرب اروپا-شمال آمريكا-آسيا-نواحي مديترانه ای

 

 

 

 

چچم:
اندامهای رویشی:
گیاهی یکساله،علفی،به ارتفاع 45 تا 60 سانتی متر که توسط بذر تکثیر می گردد.پهنک برگ به عرض 3 تا 6 میلیمتر، کمی خشن به خصوص در سطح فوقانی آن ،غلاف برگها نیز صاف و بدون کرک است.و دو لبه آن در یک طرف روی هم قرار می گیرند.ریشه ها ظریف و فیبری شکل هستند.

 

اندامهای زایشی :
گل آذین سنبله،نسبتا طویل،و دارای سنبلک هایی است که در دو ردیف مقابل محور اصلی سنبله قرار می گیرند.سنبلکها کوچک و مسطح ،گلوم خارجی آن هم اندازه یا بلندتر از سنبلک بوده و دارای نوک تیزی است.بذرهای این گیاه بیضی باریک و کشیده ، قهوه ای رنگ و به اندازه 3 تا 6 میلیمتر است که معمولا در انتهای آن ریشک کوتاهی دیده می شود.

 

محل رشد و پراکنش:
علف هرزی است که در مزارع گندم،مراتع،کنار جاده ها و زمین های بایر می روید.و معمولا مشکل جدی و مهمی ایجاد نمی کند.گیاهی است سمی و مصرف آن توسط دام ممکن است منجر به مسمومیت شدید حیوان شود.

 

 

 

 

 

چچم Lolium temulentum
نام انگلیسی
Along-Along
(برای دیدن تصویر در اندازه کامل روی آن کلیک کنید)
چچم یا گیج دانه گیاهی است یکساله و تک لپه ای از خانواده گندمیان(
Poaceae یاGramineae) که از طریق بذر تکثیر می یابد. ساقه راست یا کمی گسترده،منفرد و چند تایی دارد.ارتفاع ان به 30 تا60و گاهی90سانتی متر میرسد.
برگ و غلاف برگ صاف و ظاهراً سبز،فاقد مو و ضمائم، و پهنک آن مسطح و باریک است.سنبله های این گیاه قائم،سخت، و مسطح و طول انها از30سانتیمتر متجاوز است.سنبلچه های چچم بر خلاف سایر گیاهان این جنس که دراز و کشیده اند، مسطح،پهن، وفشرده اند که6تا8گل درآنها دیده میشود.این سنبلچه ها سبز رنگ هستند. و به طور منفرد و متناوب در دو ردیف روی ساقه گل دهنده و در کنار فرورفتگی ان قرار گرفته اند. به قسمتی که لبه باریک آنها مقابل محور ساقه واقع شده سنبله را مسطح می نماید. طول محور گل10تا30سانتی متر است.گلومها سخت و عموما مساوی سنبلچه یا درازتر از ان هستند.طول گلوم گاهی به 3میلیمتر میرسد. انتهای گلومل تحتانی نوک تیز، خشک و غشایی است. گاهی ریشک دارد وگاهی بدون ریشک است. گلومل فوقانی ان دارای دو دندانه است.دانه چچم داخل دو گلومل قرار دارد و بر خلاف سایر گونه هاقطور، بادکرده،شیاردار و عاری از موست.طول بذر چچم2تا6میلیمتر است.
چچم در اراضی زیر کشت غلات و سایر محصولات، زمینهای قابل چرا یا مراتع دائمی واراضی بایر می روید. در مزارع گندم،علاوه بر اینکه مانند سایر علفهای هرز،آب،نور،و مواد غذایی خاک را که باید برای گیاه زراعی مصرف شود جذب میکند دانه های با محصول مخلوط میشود و به دلیل سمی بودن برای انسان و دام ایجاد مسمو میت میکند که در این حالت ارزش غذایی محصول را به طور قابل توجهی میکاهد.سمیت ان مربوط به وجود تمولین اسید و یکی از گلوکوزیدها به نام ساپونین میباشد که برای انسان و دام خطرناک است. قارچ
Endoconium temulentum که در دوره حیات چچم به صورت همزیست با ان نشو و نما میکند میسیلیومهای خود را وارد اعضای ان میکند و بی انکه به بافتهای چچم صدمه ای برساند داخل دستگاه تولید مثل گیاه شده دانه ها را نیز آلوده می کند.
(برای دیدن تصویر در اندازه کامل روی آن کلیک کنید)
روشهای کنترل:
برای مبارزه با این علف هرز میتوان قبل از کشت از علفکش ترفلان به میزان2.5لیتر در هکتار و یا بعد از رویش از علفکش دالاپون به میزان5تا8 کیلوگرم در هکتار استفاده کرد. همچنین در مزارع غلات از دیکلوفوپ متیل (ایلوکسان)
EC36% به میزان2.5لیتر در هکتار استفاده میشود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

این هم در مورد چاودار.فقط ببخشید که کمه

این هم در مورد چاودار.فقط ببخشید که کمه

اغلب چاودارهای زراعی دیپلوئید هستند2
n=14 و زراعت چاودارهای تتراپلوئید نیز در سطح محدودی در اروپا متداول است.
چاودار زراعی یک گیاه یکساله دیپلوئید روزبلند می باشد.
چاودار بسیار خودعقیم است بنابراین دگرگشن می باشد.
چاودار مقاومترین غله به سرماست و با شرایط آب و هوایی نامساعد و خاکهای فقیر غیر حاصلخیز و شنی سازگاری نشان می دهد.
سیستم ریشه ای چاودار بسیار انبوه و گسترده تر از گندم می باشد و به همین جهت از آب بهتر استفاده می کند.
حداقل دما برای جوانه زنی چاودار 3 تا 5 درجه سانتیگراد است.
ازت آمونیاکی مطلوب ترین فرم ازت جهت چاودار است.
سنبلچه های چاودار حاوی دو گل هستند.

 

چاودار
جنس : چاودار تیره : گندم
Poaceae
دارای سنبله دراز مرکب از سنبلکهاست (بلندتر و باریکتر از گندم)
گلومل داخلی تقریبا به اندازه گلومل خارجی است .
ریشک دراز نازک برسی گرد و زبر است .
روی هر سنبله فرعی ۳ گل وجود دارد .فرمول گل (فرمول عمومی تیره گندم) :
CA0 CO0 A3 G1


چاودار
تغذيه انسان و حيوان. استفاده به عنوان علوفه سبز تازه و يا سيلويي. تا چند هفته نان چاودار تازه مي مانند. سطح زير كاشت آن كم شده. عملكرد جهاني2 تن در هكتار در حالي كه در ايران عملكرد بين 700 تا 1500 كيلو گرم است. علت كاهش سطح زير كاشت: 1. كيفيت نانوايي كم 2. به علت مقاومت به سرما در كشورهاي گرم سير توجه اي به آن نمي شود. ريشه چاودار مثل گندم سطحي است و در خاك اندكي بيش تر از گندم توسعه مي يابد. داراي ساقه هاي گره دار است و ساقه هاي آن حدود 60 تا 200 سانتيمتر ارتفاع دارد. گياه چاودار داراي سنبله است. اين گياه جزو گياهان دگر گشني طقبه بندي مي شود. آب و هوا: چاودار در مناطق كوهستاني و سردسير كشت مي شود به شكلي كه مي توان در بعضي مناطق تا ارتفاع 2400 اين گياه را كاشت. تحل سرماي چاودار زياد است به نحوي كه تا سرماي 40 درجه زير صفر را تحمل مي كند. حداقل رطوبت لازم براي چاودار 42.5% است. آب مورد نياز چاودار بيشتر از گندم است يعني براي توليد يك كيلو گرم ماده خشك چاودار نياز به 634 ليتر آب مي باشد.
براي رشد و نمو احتياح به خاك قوي ندارد. معمولا در خاكهاي شني و كم عمق كه گندم رشد خوبي ندارد، كاشت مي شود. طبيعي است كه چاودار در خاك هاي قوي رشد خوبي دارد. با خاك هاي اسيدي تا
PH=5.5 نيز مشكلي ندارد. گردش زراعي چاودار مثل گندم است. كشت چاودار در شهريور ماه انجام مي شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

جودوسر (يولاف) Oat

جودوسر (يولاف) Oat
نام علمی
Avena sativa

كليات گياه شناسي
جو دوسر از قديم الايام توسط مردم ژرمن و اسلاو كشت ميشده است . گياهي است يكساله كه ارتفاع آن تا يك متر مي رسد ميوه آن خوشه اي و دراز و داراي غلافي دو سر مي باشد .
جو دو سر دو نوع مي باشد كه بنام بهاره و پايئزه ناميده مي شود اين گياه علوفه خوبي براي حيوانات مخصوصا اسب است .
تركيبات شيميايي:جو دو سر داراي حدود 7% مواد چرب ، 14% مواد ازته و 60% مواد شناسته اي مي باشد . بعلاوه ارسنيك ف اسيد اگزاليك و يد نيز در آن وجود دارد .
خواص داروئي:جو دو سر از نظر طب قديم ايرا معتدل يعني نه سرد است و نه گرم . البته عده اي عقيده دارند كه اين گياه كمي خشك است .
1)جو دو سر طبق تحقيقاتي كه جديدا انجام رگفته در كاهش كلسترول خون اثر معجزه آسايي درد .
2)مقوي اعصاب است .
3)ضد عفوني كننده بدن مي باشد.
4)تقويت كننده بدن مي باشد .
5)ادرار آور و ملين است و يوست رابرطرف مي كند.
6)مقوي قلب و خون است .
7)تسكين دهنده درد است .
8)جوشانده جو دو سر در برطرف كردن بيماريهاي پوستي و اخلاط خوني نيز موثر است .
9)براي لاغر شدن هر روز جو دو سر بخورد .
10)اگزما را درمان مي كند .
11)براي درمان زخ هايي كه يدر خوب مي شوند جو دو سر را در كرده و با شراب سفيد مخلوط كنيد و روي اين قبيل زخم ها بگذاريد .
12)و بالاخره اين گياه اثر ضد سرطان درد . استفاده مدام اين گياه از سرطان جلوگيري مي كند.
مضرات : مضرات خاصي براي آن بيان نشده است .

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

آيا همه علف كشها داراي ديسك مشابهي از جهت ايجاد مقاومت دارند؟

آيا همه علف كشها داراي ديسك مشابهي از جهت ايجاد مقاومت دارند؟

جواب: به نظر مي آيد كه پتانسيل مقاومت علف كش با برخي روشهاي عملكردي نسبت به بقيه بيشتر است. بازدارندگان
ALS و بازدارندگان ACC آز دو گروهي هستند كه داراي يك ديسك بالاتري نسبت به سايرين هستند و بايستي با دقت بيشتري استفاده شوند. خطر مقاومت تريازين نيز به دليل سالهاي زيادي كه تريازين استفاده شده است بالاتر است. اگر چه ساير علف كشها ممكن است روشهاي عملكردي با ديسك پايين تري داشته باشند، بايستي دقت كرد كه استفاده بيش از حد يا سوء استفاده از اين علف كشها نشود. براي مثال، گليفوسات احتمالاً روش عملكردي كم خطرتري را دارد. چند سال قبل، اذعان شد كه مقاومت گليفوساتي اتفاق نمي افتد. بهر حال، اكنون دو گونه علف با بيوتيپهاي مقاوم به گليفوسات وجود دارد.
سؤال: در كجا من مي توانم يك ليست درستي از علفهاي مقاوم به علف كش پيدا كنم؟

جواب:
Ian Heap داراي وب سايتي است كه اطلاعات، ليستها و خلاصه اي از علفهاي مقاوم به علف كش را در خود دارد.

 

مقاومت به علف كش: يك چالش جديد در كنترل شيميايي

مقدمه: علف كشها يكي از مؤثرترين ابزارهاي كشاورزان اند كه مي توانند درجنگ با علفها از آن استفاده كنند. استفاده از اين مواد شيميايي كشاورزي بطور قابل توجهي در سال هاي اخير بويژه در كشورهايي كه داراي سيستم كشاورزي پيشرفته تري هستند، افزايش يافته است.

ورود جمعيتهاي علفي مقاوم به علف كشهاي يكسان كه بطور موثر درگذشته آنها را كنترل مي كرد. يك مسأله جدي براي صنعت علف كش و براي استفاده كنندگان اين محصولات است. اين مرور به بررسي مختصري بر بررسي تاريخي بر روي تكامل تدريجي مقاومت به علف كشها، اهميت و گسترش مشكل، عناصري كه ورود جمعيتهاي مقاوم را تحت تاثير قرار مي دهد، مكانيسم هاي فيزيولوژي مسئول اين پديده و چند پيشنهاد براي جلوگيري يا كاهش ايجاد مقاومت علفي به اين مواد شيميايي كشاورزي، مي پردازد.

مقاومت، توانايي يك جمعيت گياهي در عدم تاثير پذيري از يك علف كش در نتيجه استفاده مداوم و پيوسته از علف كش براي مدتي طولاني است. اين نوع مقاومت متفاوت از مقاومتي است كه يك گونه هرگز توسط علف كشي كه در معرض آن قرار نگرفته است كنترل نمي شود (مقاومت طبيعي).
بنابراين مقاومت به جمعيتي از گونه ها بر مي گردد كه قبلاً حساس بوده است و سپس از استفاده از علف كش ديگر نمي توان آنرا با همان ميزان علف كش يا روزهاي بالاتر كنترل كرد.

اولين گزارش در مورد مقاومت به علف كش از سال 1970 است يعني زماني كه ريان 1970 نشان داد كه جمعيتهاي خاصي از
Senecio Vulgaris در ايالت واشنگتن آمريكا را حتي با روزهاي زياد سيمازين ديگر نمي توان كنترل كرد. بررسي هاي پيونيرر همراه باريان وراد و سويچ نشان داد كه اين جمعيتها نه تنها به سيمازين مقاوم اند بلكه به ساير تريازينها نيز مقاوم اند.

در سال 1980، حدود 250000 هكتار در واشنگتن برآورد شد كه تحت پوشش جمعيتهاي
Senecio مقاوم به تريازين ها هستند. پس از آن گزارشهاي مربوط به مقاومت به تريازين ها به طور قابل توجهي افزايش يافته است. در مجارستان كه بزرگترين توليد كننده ذرت بلوك سوسياليستي است، استفاده از تريازين ها متوقف شده است (بجز بصورت مخلوط با ساير علف كشها) و اين بدليل اين است كه بيش از 75% زمينهاي در نظر گرفته شده براي كشاورزي مورد هجوم گونه هاي مقاوم آمارانتوس قرار گرفته اند. حداقل 55 گونه علف در بيش از 20 كشور برآورد مي شود كه به اين گروه از علف كشها مقاوم اند.
علفهايي كه بخصوص به همه خانواده هاي علف كشهاي مهم مقاوم اند در جدول يك ذكر شده است. حتي اين زمان كه تعدادي از موارد مقاوم به علف كش افزايش يافته است. زنگ خطر به اندازه آفت كشها به صدا در نيامده است. در 1980، جمعيتهاي حداقل 428 گونه از حشرات و كرم هاي مقاوم به آفت كش شناسايي شده اند. اين جمعيتها متعلق به 14 راسته و 83 خانواده مهم كشاورزي و دامپزشكي بود.

 

 

فاكتورهاي تعيين كننده انتخاب بيوتيپهاي مقاوم به علف كشها:

اجزاء اصلي كه باعث ظهور مقاومت بيوتيپها به علف كشها مي شود به طور مفصل توسط گرسل 1978 و گرسل وبعل 1982 شرح داده شده است. مهمترين اين فاكتورها عبارتند از:

1ـ فشار انتخاب:

فشار انتخاب نتيجه مرگ و مير موثر است. ميزان مرگ و مير از لحاظ دانه ها يا عوامل انتشاري در انتهاي دوره رشد مي باشد و بلافاصله پس از استفاده از علف كشها نيست. اگر ژنهاي مقاومت بزودي در جمعيت يآفت شود، مرگ و مير موثر باعث احتمال انتخاب افراد مقاوم منتخب تر و بيشتر مي شود. بايستي توجه داشت كه ژنهاي كمك كننده مقاومت علف كش معمولاً در جمعيت علفهاي حتي قبل از استفاده از علف كش وجود دارد و به دليل ورود نمونه هاي مقاوم از ساير نواحي يا ايجاد توسط علف كش نمي باشد. اين فقط فشار انتخابي است كه توسط علف كش تحميل مي شود و باعث بسط و توسعه جمعيت مقاوم مي گردد.

2ـ وجود علف كش در خاك:

علف كشهايي كه اثر رسوبي طولاني دارند باعث مي شوند كه بر روي جمعيت علفي بيش از علف كشهايي كه به آساني در خاك پراكنده شده و با باد برده مي شوند، فشار انتخابي داشته باشند. اين احتمالاً يكي از دلايلي است كه چرا مقاوم جمعيت علفي به گروهي از علف كشها بتازگي در سولفو نيلو راز كشف شده است. اگر علف كش زياد پايا نيست، بانك دانه در خاك احتمال تكثير بيوتيپهاي مقاوم را با حفظ يك جمعيت زيادي از افراد و حساس كه بلافاصله پس از اينكه علف كش اثر بيولوژيكي است را از دست داد رشد و توليد مثل مي كنند، كاهش مي دهد. علف كشهايي كه بلافاصله در خاك غير فعال مي شوند لزوماً عاري و بري از مسأله مقاومت نيستند. براي مثال، علف هايي مقاوم به پاراكوت وجود دارد. اين بيوتيپهاي مقاوم اغلب بر اثر استفاده منظم و پيوسته پاراكوت بوجود مي آيند يعني شرايطي كه معادل با فشار انتخابي بالا است.

3ـ فاكتورهاي بيولوژيكي:

برخي از خصوصيات علفها باعث تاخير در بسط و توسعه مقاومت به علف كش مي شوند. همانطور كه قبلاً ذكر شد. اگر چه مسأله مقاومت به علف كش در سالهاي اخير بدتر شده است، اصولاً به بدي مقاومت به قارچ كشها و حشره كشها نيست. علفها معمولاً قدرت توليد مثل بالايي دارند، كه حتي در شرايط محيطي كه براي رشد گياه ايده آل نيست حفظ مي شود. وقتي كه به دليل برخي از استراتژيهاي كنترل جمعيت علفها در منطقه كاهش مي يابد، تعداد اندكي كه از دست علف كشها فرار مي كنند مادر به توليد دانه هاي كافي هستند كه مي توانند بقاء بانك دانه را در خااك تضمين كند و اجازه جاودان سازي گونه ها را بدهد. اين انعطاف جمعيتها به شدت رقت (يعني اندكي و كمي) دانه هاي مقاوم كه با استفاده مداوم از يك علف كش خاص انتخاب شده اند را تحت تاثير قرار مي دهد. عمر طولاني و خواب دانه در خاك نيز انتخاب بيوتيپهاي مقاوم به علف كشها را به تاخير مي اندازد

 

در پايان، عدم تطابق يا توانايي رقابتي كم علفهاي مقاوم، در مقايسه با علفهاي حساس، فاكتور ديگري است كه بسط و توسعه مقاومت علف كش را به تاخير مي اندازد. وقتي كه ژني (كه باعث مقاومت مي شود) جانشين ژن ديگري (كه مسول حساسيت است) در جمعيت شود، فرد جديد معمولاً شايستگي كمتري دارد چرا كه در مقايسه با نوع اوليه داراي معايب فيزيولوژيكي است. اين معايبها ژن جديد را در فركانس (يعني تكرار و ميزان پراكندگي) بسيار پاييني در جمعيت نگه مي دارد.

بنابراين، منطقي است كه نتيجه بگيريم كه اگر افراد مقاوم شايستگي بيشتري داشتند، در غياب فشار انتخابي (علف كش)، آنها نوع غالب جمعيت شوند، و علف كش هرگز بطور موثر گونه هاي علفي را در اولين مكان كنترل نمي كند. پس شايستگي يعني موفقيت توليد مثل يا آن بخش از ژنهايي كه يك فرد در بانك ژنتيكي جمعيت باقي مي گذارد. دو جزء اصلي آن بقاء توليدمثل است.

در بررسي هاي اوليه كه توسط كونارد و رادوسوويچ (1979)، رادوسويچ و هولت (1982)، انجام گرفت، اين موضوع ذكر شد كه بيوتيپهاي مقاوم به تريازين نسبت به بيوتيپهاي حساس ماده خشك كمتري توليد مي كنند، كه اين حالت هم در شرايط رقابتي و هم غير رقابتي صادق است. بيوتيپهاي مقاوم همچنين بيش از آنكه با رقابت در بين خودشان تحت تاثير قرا

ادامه نوشته

یولاف یا جو دوسر با نام علمی: Avena sativa گیاهی است از خانواده گندمیان که دارای گلهای بسیار ریز و ن

یولاف یا جو دوسر با نام علمی: Avena sativa گیاهی است از خانواده گندمیان که دارای گلهای بسیار ریز و نامشخص است. این گلها در دستجاتی که اصطلاحا سنبله نامیده می شود قرار گرفته اند و هر سنبله توسط دو برگچه کوچک که پوش یا گلوم است پوشیده می شود و دارای زواید دراز نخی شکلی به نام ریشک هستند. یولاف در بیشتر نقاط کشور رویش دارد و دانه های آن خاصیت دارویی فراوانی دارند. دانه های این گیاه دارای اسیدهای چربی مانند اسید پالمتیک، اسید اولئیک و اسید لینولئیک است و به میزان زیادتری هیدراتهای کربن مانند نشاسته را در ترکیبات خود داراست. گیاهی علفی یکساله است که به عنوان گیاه علوفه ای مهم کشت می شود. ریشه های آن افشان و ساقه های آن بند بند و توخالی است که هرکدام به یک خوشه منتهی می شود برگ های آن باریک است و قسمت پائینی آنها به صورت غلافی دور ساقه را احاطه می کند.

دانهٔ یولاف غذاى بسیار سریع‌الهضم بوده و بدون اینکه در حیوان چاقى ایجاد کند در اعمال جنسى حیوان مؤثر است. یولاف غذاى مناسب براى دام‌هاى کارى و جوان در حال رشد است. بلغور یولاف سبب افزایش تخم‌گذارى در طیور تخمى و دانهٔ درسته آن آثار کانى بالیسم و پرخورى را کاهش مى‌دهد. میزان یولاف در جیرهٔ طیور تخم‌گذارى ۱۰-۲۰ % در جیره طیور گوشتى در حدود ۱۰% است.

میوه آن مثل بقیه گندمیان کاریوبس است. موطن اصلی آن اروپای شرقی است و بجز مناطق حاره در تمام دنیا و همچنین ارتفاعات کشت می شود. برای مصارف دارویی خصوصأ از دانه ها و در بعضی موارد از کاه آن استفاده می شود. برای بدست آوردن دانه های آن خوشه رسیده را خشک و می کوبند، سپس دانه ها را کوبیده و الک کرده و سپس تحت فشار قرار می دهند و بشکل گرانولهایی شبیه به کریستالهای برف که به فلوکون معروف است در می آورند. این فلوکون ها محتوی نشاسته، گلوکونین ها(1)، ترکیبی از ویتامینهای گروه ب، اسیدپانتوتنیک و کاروتن ها(2) است.

ادامه نوشته

آيا من مي توانم از ميزان علف كش بيشتري براي كنترل علف مقاوم استفاده كنم؟

آيا من مي توانم از ميزان علف كش بيشتري براي كنترل علف مقاوم استفاده كنم؟

جواب: خير. بيوتيپ هاي مقاوم اغلب چندين برابر بيش از بيوتيپ هاي و طبيعي به علف كش مقاوم اند. در آزمايشات گلخانه اي، بايستي ميزان
Accent حدود 20 برابر بيشتر استفاده كرد تا دم روباهي غول پيكر مقاوم به ALS در همان سطح دم روباهي غول پيكر حامل كنترل كرد. با تاجريزي سياه شرقي مقاوم به ALS ميزان Raptor بايستي 133 برابر بيشتر كرد تا به همان سطح كنترل تاجريزي حامل دست يافت. برگ مخملي مقاوم به آترازين و يسكونزين نيز حدود 100 برابر مقاوم تر از برگ مخملي حامل است، نتوانستيم اين علف كشها را آنقدر زياد كنيم تا بتواند اين بيوتيپهاي مقاوم را بكشد اگر چه كه اين حد بالا نيز قانوني بود.

سؤال: اگر ما استفاده از آن علف كش را براي 10 سال متوقف كنيم آيا مقاومت از بين مي رود؟

جواب: بطور واقع گرايانه، مقاومت دوباره شروع مي شود. چرا كه مقاومت هميشگي است زيرا درصد زيادي از دانه هاي در خاك حاوي ژنهاي حامل مقاومت اند. توجه داشته باشيد كه در يك منطقه 50% دانه در خاك مقاوم و 50% حساس اند. اگر چه علف كشهاي متفاوت در اين سال اسپري شده اند، حدود 50% دانه هايي كه از آن فرار مي كنند هنوز مقاوم باقي مانده اند و علاوه بر اين كه دانه هاي مقاوم همچنان در خاك باقي مي ماند دانه هاي مقاومتري را براي سالهاي آتي توليد مي كنند. زماني كه تغيير ژنتيكي بسوي اين مقاومت اتفاق افتاده است، اين مقاومت در آن سطح باقي مي ماند.

بيوتيپهاي مقاوم به تريازين يك استشاد هستند چرا كه آنها نسبتاً نيرو و قدرت كمتري دارند و دانه هاي كمتري نسبت به بيوتيپهاي حساس توليد مي كنند. پس از سالها، مقاومت به تريازين ممكن است به آرامي كاهش يابد، اما اگر تريازين مجدداً استفاده شوند اين مقاومت به سرعت افزايش پيدا مي كند.

سؤال: اگر يك دانه به علف كش مقاوم است، چگونه مي توان آن را كنترل كرد؟

جواب: معمولاً علف هاي مقاوم به علف كش به ساير علف كشهايي كه به روش يكساني عمل مي كنند مقاوم اند. بهر حال، شما قادريد كه علف مقاوم به علف كشهايي كه روش عملكردي متفاوتي دارند كنترل كنيد. براي مثال، ديكامبا(يك تنظيم كننده رشد) لامسبكواترهاي معمول مقاوم به تريازين را كنترل مي كند. نمونه هايي از علفهاي مقاوم در ساير قسمتهاي كشور يا دنيا وجود دارند كه داراي مقاومت چند گانه اند. با يك مقاومت چند گانه، يك بيوتيپ ممكن است به دو يا چند روش عملكردي متفاوت مقاوم باشد، مثلاً يك بيوتيپ كه هم به تريازينها و هم به بازدارندگان
ALS مقاوم است.

سؤال: چگونه مي توان از مقاومت جلوگيري كرد؟

جواب: تنها روشي كه بطو ركامل مي توان از مقاومت جلوگيري كرد استفاده نكردن از علف كشها است. هر زمان كه علف كشي استفاده مي شود يك شانس براي افزايش بيوتيپي مقاوم بوجود مي آيد. بهر حال، ما مي توانيم چندين كار را براي به تأخير انداختن مقاومت انجام دهيد: 1) استفاده از
IPM و اسپري مجدد مناطق تنها در صورت لزوم، 2) ايجاد چرخش در بين علف كشهاي با روشهاي مختلف عملكرد، 3) مخلوط كردن علف كشهاي با روش

ادامه نوشته