واژگان
عمومی گیاه پزشکی...
پاتولوژي
گياهي: (Plant Pathology )
پاتولوژي گياهي به علم مطالعهي بيماريهاي گياهي گفته ميشود، اين علم عوامل
بيماريزا، چگونگي ايجاد بيماري، چگونگي فعل و انفعلات، ارتباط ميان گياه
ميزبان و عوامل توليدكنندهي بيماري آن و درنهايت روشهاي مبارزه با آنها
را مورد بررسي قرارميدهد.
2-بيماريشناسي گياهي: (phytopathology )
علم مطالعهي بيماريهاي گياهان، شناسايي، مطالعه و مبارزه با عوامل زيانآور به گياه
و فرآوردههاي گياهي و آثار ناشي از اين عوامل.
3-بيماري گياهي: (Plant Disease)
4-بيماري فيزيولوژيكي: (physiological
disease) هرگونه اختلال در فيزيولوژي گياه كه عامل آن موجود زنده
نباشد مانند اختلال ناشي از كمبود مواد غذايي، سرمازدگي و آلودگي هوا. بديهي است
همه بيماريها جنبه فيزيولوژيكي دارند ولي اصطلاح دربيماري فيزيولوژيكي اغلب به
معنايي است كه دربالا آورده شده
5-بيمارگر: (Pathogen)
پاتوژنها به دو گروه زنده Animate و غيرزنده Inanimate تقسيمبندي ميشوند
كه عامل توليد بيماري هستند.
6- پارازيتيسم: (Parasitism)
رابطهي ميان انگل و ميزبان كه دراكثر مواقع به ضرر ميزبان تمام ميشود.
7-پارازيت: (Parasit)
يا انگل به موجودي گفته ميشود كه حداقل يك قسمت از چرخهي زندگي خود را داخل يا
روي موجود زندهي ديگر كه به آن ميزبان يا host گفته ميشود به
سرميبرد و تمام يا قسمتي از موادغذايي موردنياز خود را از آن موجود كسب كند.
8-انگلهاي اجباري: (Obligate
Parasite)
يعني برخي از پاتوژنها مانند ويروسها، نماتدها و عدهاي از قارچها براي تغذيه و
تكميل چرخهي زندگي خود، وابستگي كامل به سلول زندهي ميزبان دارند و درمحيط غذايي
غيرزنده قادر به رشد نميباشند.
9-ساپروفيت اجباري: (Obligate
Saprophyte)
قادر به تغذيه از سلول زنده نميباشند بلكه موادآلي موردنياز خود را از منابع
غيرزنده يا بقاياي پوسيده تامين ميكنند مانند باكتريها، مايكوپلاسماها و بسياري
از قارچها كه قادرند هم از سلول گياهي و هم درمحيط غيرزنده رشد كنند.
10- دورهي بيماري:
فواصلي كه درتوسعهي يك بيماري رخ ميدهند را دوره يا چرخهي بيماري مينامند كه
شامل مراحل زيراست:
الف/ تلقيح: (Inoculation)
عبارت از تماس عامل بيماريزا با گياه است. عامل بيماريزا را
مايهي تلقيح ميگويند.
ب/ رخنه: (Penetration)
رخنه عبارت از ورود عامل بيماريزا مستقيم يا از منافذ طبيعي و زخمها به داخل
ميزبان صورت ميگيرد. قارچها، نماتدها و گياهان گلدار انگل ميتوانند به داخل گياه
نفوذ كنند. محل تماس قارچ با سطح گياه
كمي متورم شده و آپرسوريوم (Appresorium) تشكيل ميشود
ازمحل آپرسوريوم يك هيف ظريفي به نام ميخ رخنه خارج شده و به كمك آن وارد گياه
ميشود. گياهان انگل گلدار نيز آپرسوريوم و ميخ رخنه توليد ميكنند.
تمام باكتريها و بسياري از قارچها توسط روزنههاي هوايي، آبي، عدسكها و زخم
وارد گياه ميشوند ويروسها و بعضي از باكتريها و
پاتوژنهاي ديگر ميتوانند توسط نيش حشرات به داخل بآفت ميزبان
رخنه كنند.
ج/ عفونت: (Infection)
عفونت مرحلهاي است كه پاتوژن درداخل ميزبان با سلولهاي حساس ارتباط برقراركرده،
غذاي خود را ازآنها جذب ميكند. گياه دراين مرحله مكانيسم
دفاعي مختلفي ازخود آشكار ميسازد.
د/دورهي نهفتگي بيماري: (Latent Period)
مدت زمان بين تلقيح تاظهور علايم بيماري را دورهي نهفتگي يا كمون ميگويند.
ن/ تهاجم: (Invasion)
دراين مرحله عوامل بيماريزا بهصورتهاي گوناگون و به درجات متفاوت در بآفت ميزبان
خود پخش ميشوند.
و/ توليدمثل: (Reproduction)
نحوهي توليدمثل درانگل متفاوت است. باكتريها بهصورت تقسيم دوتايي سلول و بهندرت
ازطريق جنسي تكثير ميشوند. قارچها ازطريق توليد اسپورهاي جنسي و غيرجنسي و
ميكوپلاسماها، پروتزوآها با تقسيم ساده تكثير ميشوند ويروسها و ويروئيدها ازطريق
همانندسازي (replication) با استفاده از
تقسيم سلول، نماتدها با تخمگذاري و گياهان گلدار انگل با توليد بذر توليدمثل ميكنند.
هـ/ انتشار پاتوژن: (Transmission)
انتشار انگلها مانند زئوسپورهاي قارچ، باكتري، نماتد
ميتوانند مسآفت كوتاهي را طي كنند اما دراكثر مواقع انگلها به
صورت غيرفعال توسط باد، باران، حشرات، آب آبياري، بذر، غده
و نشاءهاي آلوده، جانوران و ادوات كشاورزي و باغباني انتشار پيدا ميكنند.
ي/ زمستان گذراني: (Over
wintering)
انگلهاي گياهان چندساله زمستان را در گياهان ميگذرانند. قارچهايي كه انگل
گياهان يكساله هستند ممكن است زمستان را به شكل اسپور، ميسليوم درحالت خواب،
اسكلرت (سختينه) درروي بقاياي گياهي و يا دربذر و غده سپري كنند، باكتريها نيز
درداخل بذر، غده، گياهان آلوده و خاك زمستان را ميگذرانند.
نماتدها در بيشتر مواقع بهصورت تخم درخاك و يا بهندرت بهشكل
لارو در بذر زمستان گذراني ميكنند. ويروسها در حشرات
ناقل، گياهان ميزبان، بذر و غده زمستان را ميگذرانند...
- بيرنگي: (etiolation)
ازبين رفتن رنگ سبز گياه به علت رشد درتاريكي يا دراثر مواد توليد شده
در ميكروارگانيزمها
12- سبزردي يا كلروز: (chlorosis)
به از بين رفتن جزئي يا كلي رنگ سبز اندامهاي گياهي دراثر كمبود موادغذايي يا
حملهي پاتوژنها با وجود نور كافي گفته ميشود. كلروز با برطرف شدن عامل آن محو
شده و گياه رنگ طبيعي خود را به دست ميآورد.
13- ملانوز: (melanose)
به قهوهاي يا سياه شدن غده و اندامهاي گوشتي ميگويند، اين بيماري دراثر كمبود
اكسيژن پديد ميآيد.
14-موزائيك: (mosaic)
ايجاد لكههاي زرد در پيكرهي سبز پهنك را موزائيك مينامند كه از بيماريهاي
ويروسي است.
-15پلاسيدگي:
(wilting)
درگياهاني ديده ميشود كه ريشه يا آوندهايشان مورد حمله قرارگرفته باشند.
16-لكهدارشدن برگ و ميوه:بسيارياز انگلها توليد لكه دربرگ و ميوه
ميكنند. اندازه، شكل، رنگ، لكهها ميتوانددرتشخيص بيماري مهم باشد.
17-ريزش اندامهاي گياهي: ريزش برگ، گل،جوانه، ميوه
در صورتي كه غيرطبيعي و ناشي ازبيماري است كه بياندازه باشد.
18-نانيسم: (nanisme) نانيسم يا
كوتولگي اندامهاي گياهي دراثر كاهش تعدادي ازسلولهاي گياهي هيپوپلازي (hypoplasia) و يا كوچك شدن
اندازهي سلولها هيپوتروفي (hypotrophy) پديد ميآيد.
19-ژيگانتيسم: (gigantism) عبارت از
رشدبياندازهي اندامهاي گياهي دراثر افزايش تعداد سلولها هيپرپلازي (hyperplasia) ويا رشد بياندازهي
سلول هيپرتروفي (hypertrophy) ميباشد.
ژيگانتيسم در اثر افزايشازت خاك، عوامل نامساعد محيط، بيماريهاي باكتريايي
و... بوجود ميآيد.
20-عدم تقارندربرگ:با ازبين رفتن تقارن بين دوقسمت پهنك بوجود ميآيد.
21-جارويي شدن:شاخهها از فواصل نزديك بهم رشدكرده، شكل جارو به خود ميگيرند.
22- روزت: (rosette)فاصلهي ميان
گره هاكم شده و برگها بهصورت كپهاي مانندگلبرگهاي گل سرخ شده.
23-تاوليشدن:بآفت ميان رگبرگها رشد فوق
العادهاي پيدا كرده و در روي پهنكبه شكل تاول ظاهر ميشود.
24-غده يا گال(سرطان):دراثر تحريك سلولها وعمل هيپروتروفي يا هيپرپلازي بوجودميآيد.
25-تغييراستحكام بآفت گياهي: دراثر بيماري
ممكن است بآفت گياهي استحكام خود را
ازدستداده، پوسيده شود.
26-نكروز: (necrosis)نكروز دراثر
مرگ سلولهاي گياه بوجود ميآيد كه بهصورتبآفت مرده
يا لكهي قهوهاي خشك ظاهر ميشود.
27-بلايت يا بادزدگي: (blight) مرگ سريع
برگ،جوانه، شاخه و اندام گياهي ميگويند.
28-شانكر: (canker)به ناحيهي
مرده نكروتيك فرورفته با حاشيهي مشخص در پوستريشه، تنه يا شاخه ميگويند.
29-مرگ سرشاخه: (dieback) مرگ سريع
سرشاخههااز انتها به پائين گسترش مييابد.
30-آنتراكنوز: (anthracnose)به لكههاي زخم
مانند نكروتيك روي برگ، ساقه، ميوه ياگل ميگويند.
31-جرب:(scab) لكههاي موضعي
روي برگ، ميوه، غده و يا سايرقسمتهاي گياه كهبهطور عمده كمي
برجسته يا فرورفته بوده و ترك خورده نيز ميباشند.
وارت: (wart)زگيل33-زنگ: (rust)تاولهايشبيه
به زنگ آهن درروي برگ و يا ساير اندامهاي هوايي گفته ميشود.
34-سفيدك: (mildew)لكههاي زرد يا
نكروتيك (خشك) روي برگ، ساقه و ميوه اند كه بهطورمعمول با
ريسه يا اندامهاي بارده قارچ همراههستند.
35-لكه: (blotch)قسمتهاي
نسبتاًوسيع ونامنظم تغيير رنگ يافته يا مرده روي اندامهاي گياه
36-موميايي: (mummy)ميوهاي كه
براثر حملهي قارچپوسيده و سپس چروكيده و خشك شده باشد.
37-سياهك: (smut)بيماري ناشي از
قارچهاي راستهي Ustilaginales
38-پژمردگي: (wilt)پلاسيدگي يا
ازبين رفتن شادابيگياه براثر كمبود يا ازدست دادن آب، پژمردگي ممكن
است براثر اختلال درانتقال يا جذبآب.
39-زردي: (yellows)اصطلاحي براي
توصيف بيماريهايگياهي كه نشانهي عمده و شهود آنها زردي است.
40-هوازي: (aerobe)موجود زندهاي
كه براي فعاليت و رشد نياز به اكسيژندارد.
-بيهوازي:
(anaerobe)
موجود زندهاي كه درنبود اكسيژن (O2) آزاد، فعاليت
و رشد ميكند.
42-غيرزنده: (a biotic)واژهاي براي
توصيف بيماريهايي كه براثر عوامل غيرزندهبوجود ميآيد.
-آفلاتوكسين:Aflatoxin )زهرابهاي كه قارچ
Aspergillus و برخي ديگر از
قارچها توليد ميكنند و براي انسان و حيوان زيانآوراست.
44-باكتري: (bacterium)موجودزندهي
پروكاريوت و معمولاً تك سلولي با ديوارهي مشخص كه تكثيرآن به روش تقسيمدوتايي
انجام ميشود.
45-بيماري باكتريايي: (bacteriosis) هرنوععفونت يا
بيماري كه عامل آن باكتري باشد.
46-سازگاري: Compatibility)
47-تشخيص: (diagnosis)شناسايي
بيماري، اختلال يا عارضه و نيز شناسايي عاملآنها.
48-خفتگي: (dormancy)حالتغيرفعال
موجودات زنده براثر شرايط
49-دوز: (dose) 1- ميزان آفتكش
درواحد سطححجم يا وزن
2- مقدار بيمارگر كه براي مايهزني به كار ميرود.