بررسي هاي تاكسونوميك سفيد بالك ها (Homoptera: Aleyrodidae) در استان اصفهان

بررسي هاي تاكسونوميك سفيد بالك ها (Homoptera: Aleyrodidae) در استان اصفهان

 

 

 

تعداد 14 گونه سفيد بالك (Homoptera: Aleyrodidae: Aleyrodinae) در استان اصفهان جمع آوري و شناسايي گرديد كه عبارتند از Trialeurodes vaporariorum سفيد بالك گلخانه) از روي ختمي چيني، شاه پسند درختي، محبوبه شب و برگ رنگ ؛) Bemisia tabaci عسلك پنبه) و Bemisia argentifolii از روي ختمي چيني، شاه پسند درختي و گاو پنبه، Bemisia hancoki از روي گاو پنبه و يونجه،( Aleyrodes proletella (=Aleyrodes brassica از روي كلم،Aleyrodes rosae از روي رز، Bulgarialeurodes cotesiiاز روي برگ رنگ (بنت قنسول) Aleyrodes singularis و Trialeurodes packardi، از روي انارTrialeurodes ricini، از روي محبوبه شب و رز،Aleurolobus moundi وAleurolobus selangorensis ، از روي نارنج،Siphoninus phillyreae از روي نارون و Acaudaleyrodes citri از روي نارنج. تمام گونه هاي فوق براي اولين بار از استان اصفهان و دو گونه A.proletella وB.argentifolii از ايران گزارش مي كردند. كليد تشخيص و توصيف زير خانواده ها، قبيله ها، جنس ها و گونه ها بر اساس مرحلة پوياريومي و براي گونه هاي جديد ايران بر اساس حشره كال و نيز اسامي همنام و تصاوير مرفولوژيك گونه هاي شناسايي شده در اين بررسي، تهيه گرديد.

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

گونه هايي از نماتدهاي شكاري و انگل گياهي استان بوشهر

گونه هايي از نماتدهاي شكاري و انگل گياهي استان بوشهر

 

 

 

 

به منظور بررسی نماتدهای شکارگر از زیر راسته Mononchina از مناطق مختلف زراعی استان بوشهر 32 نمونه از خاک اطراف ریشه درختان میوه و گیاهان زراعی جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفت. در این بررس تعداد 13 جنس نماتد مشخص و شناسائی گردید که در بین آنها 3 گونه از نماتدهای شکارگر به نام های Mylonchulus sigmaturus (Cobb, 1917) Altherr 1953, Clarkus papillatus (Bastian 1965) Jairajpuri, 1970, Mononchus aquaticus Coetzee 1968 بود که گونه سوم برای اولین بار از ایران گزارش می گردد. هدف از انجام این بررسی تعیین میزان پراکندگی و شرایط حضور و شناسائی جنس و گونه نماتدهای شکارگر موجود در استان بوشهر بوده است. بدین لحاظ از مناطق دشتستان (برازجان) در مرکز، آبدان و کنگان در شرق، لارو، خورموج، دشتی، ثنا، شنبه در جنوب، تنگه ارم، تنگه فاریاب، رود فاریاب، ده رود و سایر مناطق زراعی پشتکوه در شمال و نیز چاه موشی، چاه قندی، شبانکاره، درودگاه، آب پخش، چم درواهی، گناوه، قائد، بنار سلیمان، سربست، جهوک و ده انجیر در غرب استان نمونه برداری شده، نتایج بدست آمده جمعیت نماتدهای شکارگر را 300-1 عدد در هر 500 گرم خاک در مناطق برازجان آب پخش، شبانکاره، درودگاه، پشتکوه، تنگه فاریاب، رود فاریاب و گناوه نشان می دهد.

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

بررسي اثر تناوب زراعي در كاهش جمعيت نماتد مولد سيست چغندر قند Heterodera schachtii

بررسي اثر تناوب زراعي در كاهش جمعيت نماتد مولد سيست چغندر قند Heterodera schachtii

 

 

 

در ادامه مطالعات مربوط به اجرای طرح ملی «بررسی نماتد مولد سیست چغندر قند و روش های مدیریت کنترل آن در ایران» در فاصله سال های 75-1370 در یک مزرعه آلوده به نماتد مولد سیست در شهرستان خوی یک تناوب 5 ساله با 5 تیمار و 4 تکرار در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در کرت هائی به ابعاد 10×5 متر به مورد اجرا گذاشته شد. در این آزمایش برای کشت های جایگزین، گیاهان زراعی غیر میزبان و متداول در منطقه انتخاب گردید. نتایج نشان داد که اجرای تناوب 5 ساله جمعیت اولیه نماتد را 95% کاهش داد و جمعیت نهائی نماتد در زمین های تحت کشت لوبیا، یونجه،

ادامه نوشته

آفات و بیماری های گیاهی و روش های مقابله با آن ها

 آفات و بیماری های گیاهی و روش های مقابله با آن ها

مقالات موجود

۱-آسيب شناسي و بررسي تأثير ويروس NbNPV روي سنين مختلف لاروي پروان? برگ خوار چغندر قند (كارادرينا) Spodoptera exigua Hb. (Lep., Noctuidae)

۲-اثرات متقابل نماتد مولد غده ريشه Meloidogyne incognita (Race 1) و قارچ عامل پژمردگي Fusarium oxysporum f. sp. Ciceri در ارقام نخود

 

آسيب شناسي و بررسي تأثير ويروس NbNPV روي سنين مختلف لاروي پروان? برگ خوار چغندر قند (كارادرينا) Spodoptera exigua Hb. (Lep., Noctuidae)

 

 

 

ويروس NbNPV از قدرت بيماريزائي بالائي در لاروهاي پروانه برگ خوار چغندر قند برخوردار است و مي تواند عامل مهمي در کنترل آن به شمار آيد. در آلودگي سطحي دسته هاي تخم اين پروانه، تمام لاروهاي به دست آمده از تفريخ تخم ها در روز سوم از بين رفتند. ميزان LC50 براي لاروهاي سن دوم تغذيه کرده از غذاي مصنوعي آلوده به دزهاي مختلف ويروس، 12.58 پلي هدر بر ميلي متر مربع سطح ماد? غذايي و زمان لازم براي ايجاد تلفات 50% (LT50) با دز 63.10 پلي هدر بر ميلي متر مربع سطح ماد? غذايي براي همين سن لاروي، 6.12 روز محاسبه گرديد. تلفات ايجاد شده با دز اخير براي لاروهاي سن اول تقريباً ده برابر لاروهاي سن پنجم بود.

 

در برش هاي عرضي تهيه شده از بدن لاروهاي سن چهارم به فواصل زماني 24 و 48 ساعت پس از آلودگي، در مقايسه با شاهد تغييرات هيستوپاتولوژيک مشخص در ميکروسکوپ نوري مشاهده نگرديد. بزرگ شدن هست? سلول هاي اپيدرم و بافت چربي، همچنين ايجاد تغييرات محسوسي در حالت ظاهري شبک? کروماتين (تشکيل استروماي ويروژنيک) عمدتاً از روز سوم پس از آلودگي قابل

ادامه نوشته

بیماری غربالی درختان میوه Shot hole or Coryneum Blight

بیماری غربالی درختان میوه Shot hole or Coryneum Blight تاریخچه و مناطق انتشار: این بیماری اولین بار در سال 1842 در کشور فرانسه بوسیله Leveille شناخته شده است امروزه در کلیه نقاط جهان از جمله در آمریکا شمالی و آمریکای جنوبی و اروپا و استرالیا و نیوزلاند و سایر نواحی جهان وجود داشته و خسارت زیادی وارد می نماید. (زمستان 1343). در ایران اولین بار اسفندیاری در سال 1375 این بیماری را روی درختان میوه هسته دار در مازندران ، گیلان ، گرگان و آذربایجان گزارش نموده است . بیماری در اکثر مناطق کشور کم و بیش وجود دارد و تا کنون از شهرهای شیروان ،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماکو ، خوی و نهبندان و بسیاری از شهرهای دیگر گزارش گردیده است . شدت بیماری در استان آذربایجان و بویژه در باغهای قدیمی زیاد ا ست (اشکان ،‌اسدی 1350، ارشاد 1356) در ایران تا کنون این بیماری روی درختان زرد آلو ، گیلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شلیل و بادام دیده شده است و خسارت عمده آن بیشتر متوجه درختان زرد آلو می باشد. اهمیت بیماری : بیماری غربالی نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول میشود بلکه بدلیل لکه ها و زگیل هائیکه روی میوه بجای می گذارد ارزش صادراتی برگه و قیسی حاصله از میوه های آلوده را نیز به نحو بارزی پائین می آورد. در بسیاری از باغهای آذربایجان شرقی و غربی و همچنین بعضی از باغهای خراسان و همدان بیماری شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه های درخت زرد آلو در اثر این بیماری خشک شده و درخت عملاً استفاده ای ندارد. درختان آلوده ایکه به حیات خود ادامه می دهند نیز بدلیل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گیاه بطور غیر مستقیم لطمه دیده و در نتیجه مقدار محصول آنها پائین می آید. میزان خسارت سالیانه این بیماری در ایران بطور دقیق معلوم نیست و روی محصول زرد آلو معادل 224 میلیون ریال بر آورد شده است (اشکان واسدی 1350) علائم بیماری : زرد آلو ، هلو،‌گیلاس ، آلو و آلبالو از میزبانهای مهم این بیماری است. سرشاخه, گل, برگ, میوه و جوانه های درختان فوق مورد حمله این بیماری قرار می گیرند منتها اندام های مورد حمله و علائم آنها روی میزبانهای مختلف با هم فرق دارند. بدین معنی که در زرد آلو میوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار می گیرند ولی علائم روی سرشاخه ها دیده نمی شود. در بادام علائم روی سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر می شود در صورتیکه به میوه خسارت وارد نمی آید در گیلاس علائم بیماری روی میوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح دیده می شود در حالیکه در هلو نشانه های بیماری را روی میوه بندرت می توان دید در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه های خواب این گونه به شدت مورد حمله قرار می گیرند. در زرد آلو و قیسی خسارت مهم و شدید این بیماری روی برگ و میوه می باشد و حتی جوانه های برگ و گل را مورد حمله قرار می دهند و اصولاً شاخه های جوان بندرت مبتلا می شوند. الف-نشانه های غربالی روی برگ: حالت غربالی و سوراخ شدن برگها مشخص ترین و فراوانترین علائم بیماری است. در زرد آلو علائم بیماری همزمان با موقعی که جوانه های برگ باز میشود و هنوز برگ شکل و اندازه و حتی رنگ طبیعی بخود نگرفته بصورت لکه های گرد که در ابتدا برنگ قرمز متمایل به بنفش و در وسط تیره تر است بروز می کند. بتدریج این لکه های کوچک بزرگتر شده و از وسط شروع به خشک شدن نموده و برنگ قهوه ای در می آیند در این حالت حاشیه لکه ها بسیار مشخص و اغلب قهوه ای تیره می باشد. در این مرحله پیشروی لکه ها متوقف می شود و بتدریج بافت مرده برگ از نسج زنده به طریق پاره شدن پارانشیم وبشره جدا می گردد. به محض اینکه این پارگی کامل شد قسمت داخلی جدا شده و می افتد و در نتیجه سوراخی در پهنگ برگ ایجاد می شود که پیرامون آن یک نوار چوب پنبه ای قهوه ای کشیده شده است. شکل سوراخها معمولاً دایره ای بیضی و گاهی اشکال غیر هندسی و نامنظم می باشد. اندازه تنها بسته به زمان وقوع آلودگی از ته سنجان تا قطر 6 میلیمتر و گاهی بیشتر تغییر می کند ولی لکه های دایره ای شکل معمولاً 4 تا 5 میلیمتر هستند. گهگاهی چند تا از لکه های بیماری بهم پیوسته و سوراخهای بزرگ و بیشکل بوجود می آیند که ممکن است با حشره خوردگی اشتباه شود. این حالت یعنی توسعه بهم پیوستگی لکه های بیماری روی برگ بیشتر در موارد وقوع آلودگی های شدید اولیه در مرحله ایکه برگها دارای بافت لطیفی هستند رخ میدهد و در آلودگی های دیر هنگام چون برگها ضخامت کافی پیدا کرده اند و نیز بدلیل عدم رطوبت کافی و مناسب در محیط علائم برگی معمولاً به صورت سوراخهای منفرد ، ‌ریز و ته سنجاقی بروز می کند. احتمالاً واریته های مختلف نیز مقاومتشان در مقابل بیماری فرق داشته باشد. در هلو لکه ها معمولاً در حاشیه برگها در طرفین و رگبرگ اصلی ظاهر می شود و یکنواختی سوراخ های ایجاد شده از نظر اندازه و شکل بیشتر از زرد آلو است. لکه ها و سوراخهای ایجاد شده روی برگ گیلاس بزرگتر از لکه های برگ آلو و بادام میباشد. شکل و اندازه آنها بسیار نامنظم و متغییر است. معمولاً چند تا لکه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگی از پهنک برگ را فرا می گیرد. در گوجه و آلبالو لکه و سوراخهای غربالی نسبتاً منظم و مدور می باشد ولی اندازه آنها در آلو بزرگتر است. ظهور علائم بیماری روی برگ بادام خیلی شبیه علائم آن روی برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پیدایش برگها می باشد. معمولاً اندازه سوراخها یکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 میلیمتر متغییر است و از سوراخهای برگ زرد آلو کوچکتر حاشیه سوراخهای ایجاد شده روی برگ بادام قهوه ای مشخص و تعداد آنها نیز نسبت به زرد آلو بیشتر و متراکمتر است. لازم به ذکر است که مشبک شدن برگ و پیدایش لکه های نکروزه فقط مربوط به بیماری غربالی نبوده بلکه قارچهایی مثل: Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali باکتریهایی از قبیل : Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum و ویروسهائی مانند ویروس لکه حلقوی هلو نیز لکه ها و سوراخهایی شبیه علائم غربالی در برگ درختان میوه بوجود می آورند. ب-نشانه های غربالی روی میوه : میوه زرد آلو ،‌گیلاس و آلبالو مورد حمله این بیماری قرار میگیرند علایم روی درختان گوجه ای که بشدت مورد حمله بیماری غربالی قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگی زیاد میوه های آن بدون وجود لکه مشخص دیده شده که احتمالا ًناشی از آلودگی به بیماری غربالی می باشد. روی میوه زرد آلو وقتی به اندازه مغز پسته است علائم غربالی به صورت لکه های قرمز مایل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر می گردد بتدریج که میوه درشت میشود این لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته یا خال جوش در می آید و رنگشان قهوه ای می شود لکه ها و برآمدگیها ابتدا در سطح فوقانی میوه ها بصورت پراکنده یا تراکم بروز می کند و بعداً به سطح زیرین میوه نیز می رسد. در مواردی دیده شده است که حمله بیماری به میوه ها در بعضی ارقام و یا در شرایط خاص ، مواجه با عکس العمل آن میشود بدین معنی که بجای ظهور خال جوشها, گوشت میوه تحریک شده و به صورت پستانک نوک تیزی بالا آمده و رشد آن متوقف می شود در مواقعی که شرایط جوی برای رشد و نمو بیماری مناسب است, تعداد زیادی خال جوش بطور متراکم در سطح میوه ظاهر می شود. بطوریکه در این قسمت اپیدرم میوه کاملاً فاسد و چوب پنبه ای شده و از آن شیره تراوش می شود که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در می آید گهگاهی بد شکلی هم در میوه های زرد آلو دیده می شود. حمله غربالی به میوه های جوان ،‌منجر به ریزش آنها می گردد بهمین جهت حدود 5 درصد از میوه های ریز در همان مراحل اولیه رشد در اثر حمله این بیماری ریخته و از بین می رود حمله بیماری به میوه زردآلو یکی از مخرب ترین حالات خسارت بیماریست. نشانه غربالی روی میوه هلو به دو صورت ظاهر می شود: الف) میوه های هلو در مراحل اولیه رشد مورد حمله قرار گرفته و می ریزد. بهمین جهت میوه های باقیمانده روی درخت علائمی معمولاً از خود نشان نمی دهند , میوه های بسیار ریزیر حالیکه هنوز میوه ها شکلی به خود نگرفته شروع به ریزش می کنند و این عارضه معلول تاخت و تاز مستقیم قارچ روی میوه و همچنین نصف سر شاخه هائیکه روی آن شانکرهای بیماری به فراوانی مستقر است. این علامت در هلوهای ایران زیاد به چشم میخورد. ب) وقتی میوه به درشتی میوه زیتون رسید تعداد زیادی لکه های کوچک مدور که ابتدا قرمز و بعد قهوه ای می شود روی آن مخصوصاً در حوالی دم میوه ظاهر می شود. اپیدرم میوه در قسمت لکه ها کرک طبیعی خود را از دست داده و به صورت پوسته ای در می آید که ممکن است بعداً بیافتد. ریزش این پولکها باعث ناهموار شدن سطح میوه می شود البته لکه های میوه هلو سطحی بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمی کند. (Viemont Bourgin, 1949) اینگونه علائم در ایران هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدی 1350). علایم روی میوه گیلاس بیماری به صورت لکه های قهوه ای تیره ظاهر می شود که بتدریج گوشت میوه در محل لکه ها فرو رفتگی پیدا کرده و خشک و سیاه و ترکدار می شود گودیهای ایجاد شده معمولاً عمیق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته می رسد . در اینصورت گوشت میوه در پیرامون حفره های ایجاد شده به سمت داخل کشیدگی پیدا می کند قطر این حفره ها 5 تا 6 میلیمتر است. روی میوه آلبالو لکه ها شبیه گیلاس است ولی فرو رفتگی حفره کمتر از آن می باشد به نظر می رسد. مکانیزم ایجاد فرو رفتگی در میوه گیلاس و آلبالو بدین ترتیب باشد که میوه در مراحل اولیه تشکیل و در دوران نارسی مورد حمله بیماری قرار گرفته و موجب چوبی شدن و توقف رشد قسمت آلوده می شود و رشد بعدی سایر قسمتهای گوشت میوه باعث می گردد که محل لکه به صور مختلفی ،‌فرو رفتگی پیدا کند. ج)نشانه های غربالی روی سرشاخه ها و جوانه ها : علائم این بیماری روی سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگی ظاهر میشود و تشخیص آن احتیاج به دقت و آشنایی چشم دارد . آلودگی سرشاخه ها از آن جهت مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت می گردد. سرشاخه های درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بیماری غربالی نمی گیرد و علائمی روی آن مشهود نیست لیکن جوانه های آن باین بیماری مبتلا می شود . جوانه های آلوده معمولاً رنگشان تیره گاهی پوشیده از یک لایه ترشحات خشک صمغ به مانند است. غربالی روی سرشاخه های نازک و سبز گیلاس ابتدا به صورت لکه های قهوه ای و برجسته ظاهر میشود که بتدریج با پیشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود می گیرد. این حالت در مراحل آخر شبیه نیمرخ دانه گندم در طرف شیار آن می باشد . معمولاً قایقی شکل و اندازه آنها به 3 تا 2 میلیمتر می رسد پیدایش این زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهمیت است زیرا چنانچه زیر جوانه های گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهانی رشد گیاه و خشک شدن سرشاخه ها و شکوفه ها می گردد در حالتهای شدید ،‌بسیاری از جوانه های گل و برگ و سر شاخه های درخت گیلاس به این ترتیب از بین می رود تشخیص این حالت بیماری معمولاً مشکل و با توجه به علائم روی برگ و میوه امکان پذیر است. سرشاخه های سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالی قرار می گیرد و سرتاسر آن لکه های گرد یا بیضی شکل ظاهر می شود قطر لکه های گرد بین 3 تا 4 میلیمتر تغییر می کند ولی پاره ای از اوقات لکه ها دراز و کشیده بوده و طول آن به 6-7 میلیمتر می رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغوانی و سپس قهوه ای می شود . معمولاً مرکز لکه قهوه ای روشن است که وسیله نوار قهوه ای تیره محاط شده است. این دو رنگی به لکه های سرشاخه های بادام حالت چشم میدهد. گاهی لکه ها ترک خورده و از آنها صمغ تراوش می شود. شانکرهای غربالی روی شاخه های هلو شبیه علائم آن روی شاخه های بادام است با این تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحویکه گاهی اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال می کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهای بالایی می شود صمغ زدگی در سرشاخه های هلو بیشتر از بادام اتفاق می افتد . روی سرشاخه های آلو و گوجه علامتی از غربالی دیده نشده است (اشکان واسدی1350) . عامل بیماری : قارچ Stigmina carpophila - Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ( Dematiaceae-) این قارچ دوازده همنام دیگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بیماری Coryneum beijerinckii معرفی شده است. اندامهای رویشی و باروی این قارچ منحصر به میسلیوم ، کنیدی و کنیدیوفور است، قارچ دارای میسلیوم استوانه ای و بند بند بوده, رنگ آن متمایل به قهوه ای است و میسلیوم روی تمام قسمتهای مورد حمله(پارانشیم برگ و پارانشیم ناحیه پوست شاخه های جوان و سطح میوه) دیده می شود. اندامهای زادآوری قارچ اسپورودوکیوم نام دارد که در زیر کوتیکول یا اپیدرم اندامهای آلوده تشکیل می شود. کنیدها تیره به رنگ سبز زیتونی متمایل به قهوه ای 3 تا 5 سلولی ، کمی خمیده و دو سر گرد می باشد. چرخه بیماری : قارچ عامل بیماری غربالی ،‌زمستان و همچنین سایر مواقع نامساعد را به صورت ریسه ، استروما و کنیدی در جوانه های آلوده و یا زخمهای روی سرشاخه ها به سر می برد . کنیدیها به صورت آزاد و یا چسبیده به توده های صمغ مترشحه از زخمها و یا در استروما خود را از سرما و یا سایر شرایط نامساعد حفظ کرده و از سالی به سال دیگر باقی می ماند عامل بیماری در مواقع نامناسب در هلو و بادام به صورت ریسه ،‌در زخم سرشاخه ها و جوانه های آلوده به سر می برد. ریسه هائیکه در شانکرها و یا جوانه های درخت وجود دارد در بهار و به محض مناسب شدن شرایط جوی تولید کنیدی می کند . کنیدیها به وسیله باران و باد پخش شده و روی میوه و برگها قرار می گیرند. تولید کنیدی در دمای 9 درجه سانتیگراد شروع و در حرارت 19 الی 23 درجه سانتی گراد به اوج میرسد. چنانچه هوا مرطوب و بارانی باشد کنیدیها به محض رهائی جوانه زده و تولید آلودگی می نمایند. بهمین جهت در سالهایی که پائیز آن ملایم و میزان رطوبت بالاست جوانه ها قبل از خواب زمستانه به شدت آلوده می شوند وو منبعی برای آلودگیهای بهار سال بعد خواهند بود. لوله تندش از راه نفوذ مستقیم و یا از روزنه ها وارد بافت گیاه می گردد. بنابر مطالعات ساموئل در سال 1927 آلودگی برگ بادام به طریق نفوذ مستقیم لوله تندشی در کوتیکول اتفاق می افتد بازتاب و واکنش هائیکه در برگ بادام در اثر قارچ S. carpophila اتفاق می افتد عبارتست از افزایش اندازه سلولها درمزوفیل سالم مجاور نسج منهدم شده که منجر به انسداد فضای بین سلولی و در نتیجه ظهور یک خط لهیدگی و هم چنین چوبی شدن و پیدایش سلولهایی داخل این ناحیه می گردد. در این حالت اگر رطوبت زیاد و برگها نسبتاً جوان باشند ،‌بریدگی اپیدرم در دو سطح برگ پیدا شده و تیغه های بین جدار سلولهای خارج ناحیه چوبی شده حل شده و قرص آلوده می افتد. سلولهای ناحیه مریستم معمولاً سعی می کنند بریدگی را ترمیم نمایند . دوره کمون بیماری از 3 الی 20 روز بسته به نوع اندام مورد حمله تغییر می کند.درجه حرارت مناسب برای رشد قارچ 19 درجه سانتیگراد است.(اشکان و اسدی 1350)قارچ عامل بیماری انگل اختیاری بوده و روی محیط غذایی مصنوعی می توان آن را کشت داد.از لکه های برگ مخصوصاًوقتی مسن باشد، جدا کردن قارچ مشکل است ولی از لکه های روی میوه زردآلوجدا سازی عامل بیماری به سهولت انجام می شود. باران برای جوانه زدن کنیدیها ضرورت دارد. از لحاظ انتشار عامل بیماری، باران کنیدیها را از لابه لای فلسهای جوانه ها و شاخه های مریض شسته و از قسمتهای بالای درخت به قسمت پائین منتقل می نماید و بدین لحاظ است که قسمت پائینی درخت شدیدتر آلوده می باشد. کنیدی برای جوانه زدن احتیاج به یک غشاء نازکی از رطوبت که اطرافش را بگیرد دارد و تحت اثر این رطوبت است که کنیدی می تواند تندش پیدا کرده و لوله ای از خود خارج ساخته و در نسج نبات نفوذ کند لذا از این نکته نتیجه گرفته می شود که در هوای خشک به هیچ وجه بیماری به وسیله این قارچ ایجاد نمی گردد . کنترل : از بین بردن کنیدیهای قارچ در قسمتهای آلوده درخت با مواد شیمیایی هیچ گاه با موفقیت قطعی توأم نبوده است فقط بر اثر مبارزه شیمیایی، بیماری کنترل و از شدت خسارت آن کاسته شده است. در مورد این بیماری سمپاشیهای پیشگیری کننده کاملاً مؤثر بوده است. پروفسور R.E.Smith در سال 1906 محلول بردو(10-10-100)به منظور مبارزه با قارچ عامل بیماری غربالی به کار برد و از آلودگی جدید به طور کامل جلوگیری کرد ولی در بعضی از درختان به رشد و نمو درخت صدمه وارد شد(اثرات سوزانندگی مس)به عقیده دکتر Smith شرط موفقیت در مبارزه شیمیایی، انتخاب موقع سمپاشی است که باید بلافاصله قبل و یا بعد از بارانهای متعدد اواخر پائیز تا اوایل بهار صورت گیرد. ـ تجربیات پروفسور E.E. Wilson در کالیفرنیا در مبارزه با بیماری غربالی با محلول بردو را دلخواه و مطلوب نشان داده است زیرا این سم می تواند کنیدی قارچ را به خوبی کشته و دوام خوبی در مقابل شستشوی باران و سایر عوامل جوی نشان می دهد. در حدود4/1 مس مصرف شده در محلول بردو که در پائیز به درختان پاشیده شده در بهار روی ساقه ها اندازه گیری شده است.سمپاشیهای پائیزه از آلوده شدن جوانه های خواب در طول فصل پائیز و زمستان جلوگیری می کند. تحقیقات و مطالعات زیادی در استرالیا و ایالت کالیفرنیا درباره موقع مبارزه به عمل آمده و به این نتیجه رسیده اند که برای جلوگیری از آلودگی میوه و برگ موقعی که شکوفه از جوانه های خواب زمستانی بیرون آمده ولی هنوز گلبرگها باز نشده اند باید سمپاشی نمود.گاهی اوقات هم سمپاشی دوم بهار بلافاصله پس از ریختن گلبرگها لازم می شود. در نروژ برای مبارزه از محلول بردو(8-8-100)و یا(4-3-100) قبل از گل کردن و بعد از گل کردن درختان استفاده می شود. اشکان و اسدی(1350)،آزمایش های متعددی در امر مبارزه شیمیایی علیه بیماری غربالی انجام داده اند که به اختصار شرح داده می شود: از میان قارچکش های آزمایش شده کاپتان(ارتوساید 50)، ملپرکس، پولیرام و لوناکول که برای سمپاشی بهاره به کار رفته است، قارچکش کاپتان برای مبارزه با بیماری غربالی بهترین است.کاپتان نه تنها در جلوگیری از بیماری مؤثر است بلکه برگ و مخصوصاً میوه های درختانی که با آن سمپاشی شده اند شفافیت و جلای خاصی پیدا می کند.بهترین نتیجه از سمپاشی موقعی حاصل می شود که درختان مبتلا 1 مرتبه در اواخر زمستان قبل از بیدار شدن درختها و تورم جوانه ها با محلول بردوی 2 درصد و 3 مرتبه در بهار با کاپتان 3 در هزار سمپاشی شود که اولین سمپاشی بهاره بلافاصله بعد از ریزش گلبرگها و در سمپاشی به فاصله 14 روز از همدیگر توصیه می گردد سمپاشی با محلول بردو بهتر است 2 مرتبه یکی در پائیز پس از ریزش برگها و دیگری در اسفند ماه قبل از بیدار شدن درختها صورت گیرد و بدین ترتیب می توان سمپاشی بهاره را تا حتی 1 مرتبه هم تقلیل داد. مبارزه بیولوژیک: بررسی حالت تضاد قارچهای ساپروفیت با عامل بیماری غربالی زردآلو مشاهده گردید که در میکوفلور اندامهای هوایی درختان زردآلو، قارچ Trichoderma viride Pers دارای حالت تضاد با عامل بیماری غربالی است.با استفاده از این پدیده ممکن است از قارچ viride T.در مبارزه بیولوژیک علیه بیماری غربالی درختان زردآلو در باغات میوه استفاده نمود.
ادامه نوشته

بیماری غربالی درختان میوه Shot hole or Coryneum Blight

بیماری غربالی درختان میوه Shot hole or Coryneum Blight تاریخچه و مناطق انتشار: این بیماری اولین بار در سال 1842 در کشور فرانسه بوسیله Leveille شناخته شده است امروزه در کلیه نقاط جهان از جمله در آمریکا شمالی و آمریکای جنوبی و اروپا و استرالیا و نیوزلاند و سایر نواحی جهان وجود داشته و خسارت زیادی وارد می نماید. (زمستان 1343). در ایران اولین بار اسفندیاری در سال 1375 این بیماری را روی درختان میوه هسته دار در مازندران ، گیلان ، گرگان و آذربایجان گزارش نموده است . بیماری در اکثر مناطق کشور کم و بیش وجود دارد و تا کنون از شهرهای شیروان ،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماکو ، خوی و نهبندان و بسیاری از شهرهای دیگر گزارش گردیده است . شدت بیماری در استان آذربایجان و بویژه در باغهای قدیمی زیاد ا ست (اشکان ،‌اسدی 1350، ارشاد 1356) در ایران تا کنون این بیماری روی درختان زرد آلو ، گیلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شلیل و بادام دیده شده است و خسارت عمده آن بیشتر متوجه درختان زرد آلو می باشد. اهمیت بیماری : بیماری غربالی نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول میشود بلکه بدلیل لکه ها و زگیل هائیکه روی میوه بجای می گذارد ارزش صادراتی برگه و قیسی حاصله از میوه های آلوده را نیز به نحو بارزی پائین می آورد. در بسیاری از باغهای آذربایجان شرقی و غربی و همچنین بعضی از باغهای خراسان و همدان بیماری شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه های درخت زرد آلو در اثر این بیماری خشک شده و درخت عملاً استفاده ای ندارد. درختان آلوده ایکه به حیات خود ادامه می دهند نیز بدلیل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گیاه بطور غیر مستقیم لطمه دیده و در نتیجه مقدار محصول آنها پائین می آید. میزان خسارت سالیانه این بیماری در ایران بطور دقیق معلوم نیست و روی محصول زرد آلو معادل 224 میلیون ریال بر آورد شده است (اشکان واسدی 1350) علائم بیماری : زرد آلو ، هلو،‌گیلاس ، آلو و آلبالو از میزبانهای مهم این بیماری است. سرشاخه, گل, برگ, میوه و جوانه های درختان فوق مورد حمله این بیماری قرار می گیرند منتها اندام های مورد حمله و علائم آنها روی میزبانهای مختلف با هم فرق دارند. بدین معنی که در زرد آلو میوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار می گیرند ولی علائم روی سرشاخه ها دیده نمی شود. در بادام علائم روی سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر می شود در صورتیکه به میوه خسارت وارد نمی آید در گیلاس علائم بیماری روی میوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح دیده می شود در حالیکه در هلو نشانه های بیماری را روی میوه بندرت می توان دید در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه های خواب این گونه به شدت مورد حمله قرار می گیرند. در زرد آلو و قیسی خسارت مهم و شدید این بیماری روی برگ و میوه می باشد و حتی جوانه های برگ و گل را مورد حمله قرار می دهند و اصولاً شاخه های جوان بندرت مبتلا می شوند. الف-نشانه های غربالی روی برگ: حالت غربالی و سوراخ شدن برگها مشخص ترین و فراوانترین علائم بیماری است. در زرد آلو علائم بیماری همزمان با موقعی که جوانه های برگ باز میشود و هنوز برگ شکل و اندازه و حتی رنگ طبیعی بخود نگرفته بصورت لکه های گرد که در ابتدا برنگ قرمز متمایل به بنفش و در وسط تیره تر است بروز می کند. بتدریج این لکه های کوچک بزرگتر شده و از وسط شروع به خشک شدن نموده و برنگ قهوه ای در می آیند در این حالت حاشیه لکه ها بسیار مشخص و اغلب قهوه ای تیره می باشد. در این مرحله پیشروی لکه ها متوقف می شود و بتدریج بافت مرده برگ از نسج زنده به طریق پاره شدن پارانشیم وبشره جدا می گردد. به محض اینکه این پارگی کامل شد قسمت داخلی جدا شده و می افتد و در نتیجه سوراخی در پهنگ برگ ایجاد می شود که پیرامون آن یک نوار چوب پنبه ای قهوه ای کشیده شده است. شکل سوراخها معمولاً دایره ای بیضی و گاهی اشکال غیر هندسی و نامنظم می باشد. اندازه تنها بسته به زمان وقوع آلودگی از ته سنجان تا قطر 6 میلیمتر و گاهی بیشتر تغییر می کند ولی لکه های دایره ای شکل معمولاً 4 تا 5 میلیمتر هستند. گهگاهی چند تا از لکه های بیماری بهم پیوسته و سوراخهای بزرگ و بیشکل بوجود می آیند که ممکن است با حشره خوردگی اشتباه شود. این حالت یعنی توسعه بهم پیوستگی لکه های بیماری روی برگ بیشتر در موارد وقوع آلودگی های شدید اولیه در مرحله ایکه برگها دارای بافت لطیفی هستند رخ میدهد و در آلودگی های دیر هنگام چون برگها ضخامت کافی پیدا کرده اند و نیز بدلیل عدم رطوبت کافی و مناسب در محیط علائم برگی معمولاً به صورت سوراخهای منفرد ، ‌ریز و ته سنجاقی بروز می کند. احتمالاً واریته های مختلف نیز مقاومتشان در مقابل بیماری فرق داشته باشد. در هلو لکه ها معمولاً در حاشیه برگها در طرفین و رگبرگ اصلی ظاهر می شود و یکنواختی سوراخ های ایجاد شده از نظر اندازه و شکل بیشتر از زرد آلو است. لکه ها و سوراخهای ایجاد شده روی برگ گیلاس بزرگتر از لکه های برگ آلو و بادام میباشد. شکل و اندازه آنها بسیار نامنظم و متغییر است. معمولاً چند تا لکه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگی از پهنک برگ را فرا می گیرد. در گوجه و آلبالو لکه و سوراخهای غربالی نسبتاً منظم و مدور می باشد ولی اندازه آنها در آلو بزرگتر است. ظهور علائم بیماری روی برگ بادام خیلی شبیه علائم آن روی برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پیدایش برگها می باشد. معمولاً اندازه سوراخها یکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 میلیمتر متغییر است و از سوراخهای برگ زرد آلو کوچکتر حاشیه سوراخهای ایجاد شده روی برگ بادام قهوه ای مشخص و تعداد آنها نیز نسبت به زرد آلو بیشتر و متراکمتر است. لازم به ذکر است که مشبک شدن برگ و پیدایش لکه های نکروزه فقط مربوط به بیماری غربالی نبوده بلکه قارچهایی مثل: Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali باکتریهایی از قبیل : Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum و ویروسهائی مانند ویروس لکه حلقوی هلو نیز لکه ها و سوراخهایی شبیه علائم غربالی در برگ درختان میوه بوجود می آورند. ب-نشانه های غربالی روی میوه : میوه زرد آلو ،‌گیلاس و آلبالو مورد حمله این بیماری قرار میگیرند علایم روی درختان گوجه ای که بشدت مورد حمله بیماری غربالی قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگی زیاد میوه های آن بدون وجود لکه مشخص دیده شده که احتمالا ًناشی از آلودگی به بیماری غربالی می باشد. روی میوه زرد آلو وقتی به اندازه مغز پسته است علائم غربالی به صورت لکه های قرمز مایل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر می گردد بتدریج که میوه درشت میشود این لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته یا خال جوش در می آید و رنگشان قهوه ای می شود لکه ها و برآمدگیها ابتدا در سطح فوقانی میوه ها بصورت پراکنده یا تراکم بروز می کند و بعداً به سطح زیرین میوه نیز می رسد. در مواردی دیده شده است که حمله بیماری به میوه ها در بعضی ارقام و یا در شرایط خاص ، مواجه با عکس العمل آن میشود بدین معنی که بجای ظهور خال جوشها, گوشت میوه تحریک شده و به صورت پستانک نوک تیزی بالا آمده و رشد آن متوقف می شود در مواقعی که شرایط جوی برای رشد و نمو بیماری مناسب است, تعداد زیادی خال جوش بطور متراکم در سطح میوه ظاهر می شود. بطوریکه در این قسمت اپیدرم میوه کاملاً فاسد و چوب پنبه ای شده و از آن شیره تراوش می شود که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در می آید گهگاهی بد شکلی هم در میوه های زرد آلو دیده می شود. حمله غربالی به میوه های جوان ،‌منجر به ریزش آنها می گردد بهمین جهت حدود 5 درصد از میوه های ریز در همان مراحل اولیه رشد در اثر حمله این بیماری ریخته و از بین می رود حمله بیماری به میوه زردآلو یکی از مخرب ترین حالات خسارت بیماریست. نشانه غربالی روی میوه هلو به دو صورت ظاهر می شود: الف) میوه های هلو در مراحل اولیه رشد مورد حمله قرار گرفته و می ریزد. بهمین جهت میوه های باقیمانده روی درخت علائمی معمولاً از خود نشان نمی دهند , میوه های بسیار ریزیر حالیکه هنوز میوه ها شکلی به خود نگرفته شروع به ریزش می کنند و این عارضه معلول تاخت و تاز مستقیم قارچ روی میوه و همچنین نصف سر شاخه هائیکه روی آن شانکرهای بیماری به فراوانی مستقر است. این علامت در هلوهای ایران زیاد به چشم میخورد. ب) وقتی میوه به درشتی میوه زیتون رسید تعداد زیادی لکه های کوچک مدور که ابتدا قرمز و بعد قهوه ای می شود روی آن مخصوصاً در حوالی دم میوه ظاهر می شود. اپیدرم میوه در قسمت لکه ها کرک طبیعی خود را از دست داده و به صورت پوسته ای در می آید که ممکن است بعداً بیافتد. ریزش این پولکها باعث ناهموار شدن سطح میوه می شود البته لکه های میوه هلو سطحی بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمی کند. (Viemont Bourgin, 1949) اینگونه علائم در ایران هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدی 1350). علایم روی میوه گیلاس بیماری به صورت لکه های قهوه ای تیره ظاهر می شود که بتدریج گوشت میوه در محل لکه ها فرو رفتگی پیدا کرده و خشک و سیاه و ترکدار می شود گودیهای ایجاد شده معمولاً عمیق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته می رسد . در اینصورت گوشت میوه در پیرامون حفره های ایجاد شده به سمت داخل کشیدگی پیدا می کند قطر این حفره ها 5 تا 6 میلیمتر است. روی میوه آلبالو لکه ها شبیه گیلاس است ولی فرو رفتگی حفره کمتر از آن می باشد به نظر می رسد. مکانیزم ایجاد فرو رفتگی در میوه گیلاس و آلبالو بدین ترتیب باشد که میوه در مراحل اولیه تشکیل و در دوران نارسی مورد حمله بیماری قرار گرفته و موجب چوبی شدن و توقف رشد قسمت آلوده می شود و رشد بعدی سایر قسمتهای گوشت میوه باعث می گردد که محل لکه به صور مختلفی ،‌فرو رفتگی پیدا کند. ج)نشانه های غربالی روی سرشاخه ها و جوانه ها : علائم این بیماری روی سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگی ظاهر میشود و تشخیص آن احتیاج به دقت و آشنایی چشم دارد . آلودگی سرشاخه ها از آن جهت مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت می گردد. سرشاخه های درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بیماری غربالی نمی گیرد و علائمی روی آن مشهود نیست لیکن جوانه های آن باین بیماری مبتلا می شود . جوانه های آلوده معمولاً رنگشان تیره گاهی پوشیده از یک لایه ترشحات خشک صمغ به مانند است. غربالی روی سرشاخه های نازک و سبز گیلاس ابتدا به صورت لکه های قهوه ای و برجسته ظاهر میشود که بتدریج با پیشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود می گیرد. این حالت در مراحل آخر شبیه نیمرخ دانه گندم در طرف شیار آن می باشد . معمولاً قایقی شکل و اندازه آنها به 3 تا 2 میلیمتر می رسد پیدایش این زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهمیت است زیرا چنانچه زیر جوانه های گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهانی رشد گیاه و خشک شدن سرشاخه ها و شکوفه ها می گردد در حالتهای شدید ،‌بسیاری از جوانه های گل و برگ و سر شاخه های درخت گیلاس به این ترتیب از بین می رود تشخیص این حالت بیماری معمولاً مشکل و با توجه به علائم روی برگ و میوه امکان پذیر است. سرشاخه های سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالی قرار می گیرد و سرتاسر آن لکه های گرد یا بیضی شکل ظاهر می شود قطر لکه های گرد بین 3 تا 4 میلیمتر تغییر می کند ولی پاره ای از اوقات لکه ها دراز و کشیده بوده و طول آن به 6-7 میلیمتر می رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغوانی و سپس قهوه ای می شود . معمولاً مرکز لکه قهوه ای روشن است که وسیله نوار قهوه ای تیره محاط شده است. این دو رنگی به لکه های سرشاخه های بادام حالت چشم میدهد. گاهی لکه ها ترک خورده و از آنها صمغ تراوش می شود. شانکرهای غربالی روی شاخه های هلو شبیه علائم آن روی شاخه های بادام است با این تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحویکه گاهی اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال می کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهای بالایی می شود صمغ زدگی در سرشاخه های هلو بیشتر از بادام اتفاق می افتد . روی سرشاخه های آلو و گوجه علامتی از غربالی دیده نشده است (اشکان واسدی1350) . عامل بیماری : قارچ Stigmina carpophila - Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ( Dematiaceae-) این قارچ دوازده همنام دیگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بیماری Coryneum beijerinckii معرفی شده است. اندامهای رویشی و باروی این قارچ منحصر به میسلیوم ، کنیدی و کنیدیوفور است، قارچ دارای میسلیوم استوانه ای و بند بند بوده, رنگ آن متمایل به قهوه ای است و میسلیوم روی تمام قسمتهای مورد حمله(پارانشیم برگ و پارانشیم ناحیه پوست شاخه های جوان و سطح میوه) دیده می شود. اندامهای زادآوری قارچ اسپورودوکیوم نام دارد که در زیر کوتیکول یا اپیدرم اندامهای آلوده تشکیل می شود. کنیدها تیره به رنگ سبز زیتونی متمایل به قهوه ای 3 تا 5 سلولی ، کمی خمیده و دو سر گرد می باشد. چرخه بیماری : قارچ عامل بیماری غربالی ،‌زمستان و همچنین سایر مواقع نامساعد را به صورت ریسه ، استروما و کنیدی در جوانه های آلوده و یا زخمهای روی سرشاخه ها به سر می برد . کنیدیها به صورت آزاد و یا چسبیده به توده های صمغ مترشحه از زخمها و یا در استروما خود را از سرما و یا سایر شرایط نامساعد حفظ کرده و از سالی به سال دیگر باقی می ماند عامل بیماری در مواقع نامناسب در هلو و بادام به صورت ریسه ،‌در زخم سرشاخه ها و جوانه های آلوده به سر می برد. ریسه هائیکه در شانکرها و یا جوانه های درخت وجود دارد در بهار و به محض مناسب شدن شرایط جوی تولید کنیدی می کند . کنیدیها به وسیله باران و باد پخش شده و روی میوه و برگها قرار می گیرند. تولید کنیدی در دمای 9 درجه سانتیگراد شروع و در حرارت 19 الی 23 درجه سانتی گراد به اوج میرسد. چنانچه هوا مرطوب و بارانی باشد کنیدیها به محض رهائی جوانه زده و تولید آلودگی می نمایند. بهمین جهت در سالهایی که پائیز آن ملایم و میزان رطوبت بالاست جوانه ها قبل از خواب زمستانه به شدت آلوده می شوند وو منبعی برای آلودگیهای بهار سال بعد خواهند بود. لوله تندش از راه نفوذ مستقیم و یا از روزنه ها وارد بافت گیاه می گردد. بنابر مطالعات ساموئل در سال 1927 آلودگی برگ بادام به طریق نفوذ مستقیم لوله تندشی در کوتیکول اتفاق می افتد بازتاب و واکنش هائیکه در برگ بادام در اثر قارچ S. carpophila اتفاق می افتد عبارتست از افزایش اندازه سلولها درمزوفیل سالم مجاور نسج منهدم شده که منجر به انسداد فضای بین سلولی و در نتیجه ظهور یک خط لهیدگی و هم چنین چوبی شدن و پیدایش سلولهایی داخل این ناحیه می گردد. در این حالت اگر رطوبت زیاد و برگها نسبتاً جوان باشند ،‌بریدگی اپیدرم در دو سطح برگ پیدا شده و تیغه های بین جدار سلولهای خارج ناحیه چوبی شده حل شده و قرص آلوده می افتد. سلولهای ناحیه مریستم معمولاً سعی می کنند بریدگی را ترمیم نمایند . دوره کمون بیماری از 3 الی 20 روز بسته به نوع اندام مورد حمله تغییر می کند.درجه حرارت مناسب برای رشد قارچ 19 درجه سانتیگراد است.(اشکان و اسدی 1350)قارچ عامل بیماری انگل اختیاری بوده و روی محیط غذایی مصنوعی می توان آن را کشت داد.از لکه های برگ مخصوصاًوقتی مسن باشد، جدا کردن قارچ مشکل است ولی از لکه های روی میوه زردآلوجدا سازی عامل بیماری به سهولت انجام می شود. باران برای جوانه زدن کنیدیها ضرورت دارد. از لحاظ انتشار عامل بیماری، باران کنیدیها را از لابه لای فلسهای جوانه ها و شاخه های مریض شسته و از قسمتهای بالای درخت به قسمت پائین منتقل می نماید و بدین لحاظ است که قسمت پائینی درخت شدیدتر آلوده می باشد. کنیدی برای جوانه زدن احتیاج به یک غشاء نازکی از رطوبت که اطرافش را بگیرد دارد و تحت اثر این رطوبت است که کنیدی می تواند تندش پیدا کرده و لوله ای از خود خارج ساخته و در نسج نبات نفوذ کند لذا از این نکته نتیجه گرفته می شود که در هوای خشک به هیچ وجه بیماری به وسیله این قارچ ایجاد نمی گردد . کنترل : از بین بردن کنیدیهای قارچ در قسمتهای آلوده درخت با مواد شیمیایی هیچ گاه با موفقیت قطعی توأم نبوده است فقط بر اثر مبارزه شیمیایی، بیماری کنترل و از شدت خسارت آن کاسته شده است. در مورد این بیماری سمپاشیهای پیشگیری کننده کاملاً مؤثر بوده است. پروفسور R.E.Smith در سال 1906 محلول بردو(10-10-100)به منظور مبارزه با قارچ عامل بیماری غربالی به کار برد و از آلودگی جدید به طور کامل جلوگیری کرد ولی در بعضی از درختان به رشد و نمو درخت صدمه وارد شد(اثرات سوزانندگی مس)به عقیده دکتر Smith شرط موفقیت در مبارزه شیمیایی، انتخاب موقع سمپاشی است که باید بلافاصله قبل و یا بعد از بارانهای متعدد اواخر پائیز تا اوایل بهار صورت گیرد. ـ تجربیات پروفسور E.E. Wilson در کالیفرنیا در مبارزه با بیماری غربالی با محلول بردو را دلخواه و مطلوب نشان داده است زیرا این سم می تواند کنیدی قارچ را به خوبی کشته و دوام خوبی در مقابل شستشوی باران و سایر عوامل جوی نشان می دهد. در حدود4/1 مس مصرف شده در محلول بردو که در پائیز به درختان پاشیده شده در بهار روی ساقه ها اندازه گیری شده است.سمپاشیهای پائیزه از آلوده شدن جوانه های خواب در طول فصل پائیز و زمستان جلوگیری می کند. تحقیقات و مطالعات زیادی در استرالیا و ایالت کالیفرنیا درباره موقع مبارزه به عمل آمده و به این نتیجه رسیده اند که برای جلوگیری از آلودگی میوه و برگ موقعی که شکوفه از جوانه های خواب زمستانی بیرون آمده ولی هنوز گلبرگها باز نشده اند باید سمپاشی نمود.گاهی اوقات هم سمپاشی دوم بهار بلافاصله پس از ریختن گلبرگها لازم می شود. در نروژ برای مبارزه از محلول بردو(8-8-100)و یا(4-3-100) قبل از گل کردن و بعد از گل کردن درختان استفاده می شود. اشکان و اسدی(1350)،آزمایش های متعددی در امر مبارزه شیمیایی علیه بیماری غربالی انجام داده اند که به اختصار شرح داده می شود: از میان قارچکش های آزمایش شده کاپتان(ارتوساید 50)، ملپرکس، پولیرام و لوناکول که برای سمپاشی بهاره به کار رفته است، قارچکش کاپتان برای مبارزه با بیماری غربالی بهترین است.کاپتان نه تنها در جلوگیری از بیماری مؤثر است بلکه برگ و مخصوصاً میوه های درختانی که با آن سمپاشی شده اند شفافیت و جلای خاصی پیدا می کند.بهترین نتیجه از سمپاشی موقعی حاصل می شود که درختان مبتلا 1 مرتبه در اواخر زمستان قبل از بیدار شدن درختها و تورم جوانه ها با محلول بردوی 2 درصد و 3 مرتبه در بهار با کاپتان 3 در هزار سمپاشی شود که اولین سمپاشی بهاره بلافاصله بعد از ریزش گلبرگها و در سمپاشی به فاصله 14 روز از همدیگر توصیه می گردد سمپاشی با محلول بردو بهتر است 2 مرتبه یکی در پائیز پس از ریزش برگها و دیگری در اسفند ماه قبل از بیدار شدن درختها صورت گیرد و بدین ترتیب می توان سمپاشی بهاره را تا حتی 1 مرتبه هم تقلیل داد. مبارزه بیولوژیک: بررسی حالت تضاد قارچهای ساپروفیت با عامل بیماری غربالی زردآلو مشاهده گردید که در میکوفلور اندامهای هوایی درختان زردآلو، قارچ Trichoderma viride Pers دارای حالت تضاد با عامل بیماری غربالی است.با استفاده از این پدیده ممکن است از قارچ viride T.در مبارزه بیولوژیک علیه بیماری غربالی درختان زردآلو در باغات میوه استفاده نمود.
ادامه نوشته

سفیدك سطحی ( پودری = واقعی ) سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew

سفیدك سطحی ( پودری = واقعی ) سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew

 

 

 

هر جا كه سیب كشت می شود این بیماری نیز وجود دارد بویژه در خزانه های سیب در سراسر جهان بیماری مهمی محسوب می گردد در ایالات متحده این بیماری با ایجاد شبكه زنگاری (زبر و چوب پنبه ای Russeting) روی پوست میوه موجب كاهش ارزش میوه تا 50% می شود.

 

علائم:

سفیدك سطحی سیب به قسمتهای مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و میوه ها حمله می كند.

علائم روی برگها بصورت لكه های خاكستری تا سفید كثیف ظاهر می شوند و اگر برگهای جوان آلوده شوند دچار پیچ خوردگی و بد شكلی شده و نهایتاً خشك می شوند. شكوفه های درخت بر اثر زمستانگذارانی قارچ در جوانه های زایشی زودتر از بقیه قسمتها آلوده می شوند. در اثر آلودگی شكوفه ها ،‌گلبرگها چروكیده و كاسبرگها گوشتی و كلفت می شوند

ادامه نوشته

بيماري آتشک( Fire Blight):

بيماري آتشک( Fire Blight):

شرايط شيوع بيماري

 

چرخه بيماري

 

 

 

بيماري آتشک( Fire Blight):

 

آتشک از قديمي ترين بيماري هاي باکتريائي است که عامل آن باکتري Erwinia Amylovora مي باشد و ميتواند بيش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد . بيماري در درختان سيب و گلابي بيشتر مخرب است .

 

باکتري عامل بيماري در شانکر هاي نسبتاً فرو رفته زمستان گذراني کرده و در بهار، زماني که دماي محيط مساعد باشد و باران هاي مکرري روي دهد باکتري شروع به فعاليت کرده و به سرعت زياد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده مي شود .

 

اين بيماري بيش از 200 سال است که در آمريکاي شمالي شناخته شده ولي کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بيماري مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بيماري مشخص است به دلايل مشروحه زير کنترل بيماري مشکل تر شده است.

 

1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته ميشد در حاليکه امروزه جهت افزايش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته ميشود و براي انجام اين امر لزوماً درختاني از واريته هائي که قد و قواره مناسب دارند انتخاب مي شود که اکثراً در مقابل بيماري حساس هستند .

 

2- تقاضاي بازار خريد و داشتن محصولاتي بظاهر مطلوب باغداران را تشويق ميکند که به کاشت واريته هاي جديدي اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بيماري آتشک حساس هستند .

 

3- داشتن درختان زياد و محصول بيشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانيزم هاي فيزيولوژيکي طبيعي در دفاع از بيماري ها مي گردد .

 

 

 

شرايط شيوع بيماري:

 

نظر به اينکه بيماري آتشک در درختاني که رشد زياد دارند شديدتر است لذا بايد در کود دهي (مخصوصاً کودهاي ازوته ) توجه بيشتري مبذول گردد . کوددهي نبايد تابع برنامه ساليانه باشد بلکه بايد ديد درخت کي و چه مقدار کود احتياج دارد . درختان سيب نبايد بيش از 25 تا 30 سانتيمتر و درختان گلابي بيش از 15 تا 20سانتيمتر رشد سر شاخه داشته باشند . تجربه نشان داده است که در خاک هاي سنگين و کمتر آبکش ، درختان حساسيت بيشتري براي بيماري دارند و دليل اين امر ميزان زياد ازت و همچنين آب ذخيره شده در خاک مي باشد که موجب رشد زياد درخت ميگردد . ميزان ازت در برگ هاي درختان سيب و گلابي حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصيه شده است .

 

حساسيت به بيماري آتشک در خاک هاي اسيدي که قاعدتاً کلسيم و منيزيوم کمتري دارند بيشتر است . نگهداري سطح زيرين خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقاني خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصيه شده است . نقصان پتاسيم خاک هم موجب حساسيت است و ميزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصيه مي شود .

 

شرايط ديگر شيوع بيماري داشتن رطوبت نسبتاً زياد و باران هاي مکرر ، دماي 21 تا 27 درجه سانتيگراد ، طولاني بودن دوره گل در شرايط سرد و رطوبي فصل بهار ونيز حضور باکتري در شانکر ها مي باشد .

 

علائم بيماري

 

در اوايل بهار ، حدود دو هفته قبل از باز شدن گل ها ، گلبرگ ها آب سوخته ، قهوه اي رنگ و سپس سياه مي شوند و روي درخت باقي مي مانند . شاخه هاي کوچک پژمرده و سياه رنگ شده و بعضاً با 180 درجه خميدگي عصائي شکل مي شوند . روي بعضي از شاخه هاي قديمي که از طريق گل ها و شاخه هاي کوچک آلوده مي شوند شانکر هاي چروکيده و بعضاً فرو رفته تشکيل مي شود که ممکن است شکاف برداشته و چوب زيرين نمايان گردد . مايع کرم رنگي که حامل ميليون ها باکتري مي باشد از شانکرها خارج مي شود و در شرايط رطوبي بطرف پائين روي تنه و شاخه ها سرازير مي شود . حشرات با اين ترشحات آلوده شده و هر کدام با بيش از يکصد هزار باکتري موجب آلودگي گل ها مي شود .

 

علائم بيماري روي ميوه بستگي به زمان آلودگي دارد. اگر آلودگي زودتر اتفاق بيافتد ، ميوه کوچک مانده و تغيير رنگ ميدهد و به حالت چروکيده روي درخت باقي مي ماند . در صورتيکه ديرتر آلوده شود به اندازه ميوه نارس چروکيده نشده و تغيير رنگ نمي دهد .ميوه هاي آلوده که با تگرگ يا حشرات آسيب ديده اند به رنگ هاي قرمز ، قهوه اي يا سياه در مي آيند . از ميوه هاي آلوده ممکن است قطرات مايع زرد رنگ باکتري خارج شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چرخه بيماري :

 

زماني که شرايط محيط مساعد شد باکتري در شانکر که از سال گذشته در آن زمستان گذراني کرده است بسرعت با تقسيم سلولي تکثير يافته و مايع کرم رنگ، شيرين و چسبنده اي به نام Bacterial Ooze توليد مي کند . حشرات باکتري را به گل ها ، برگ ها وشاخه هاي تازه منتقل مي کنند . در بهار و در دماي مساعد بين 18 تا 30 درجه سانتيگراد مدت زمان بين آلودگي و ظهور بيماري حدود 5 روز است . در شاخه هاي جديد آلودگي بسرعت در حدود روزانه 15 سانتيمتر پيشرفت مي کند . باکتري از طريق شاخه هاي جديد بشاخه هاي قطورتر و تنه اصلي ميرسد و در آنجا با تشکيل شانکر ها زمستان گذراني مي کند تا سال بعد چرخه بيماري را آغاز کند .

 

ادامه نوشته

سفيدك حقيقي(پودری) سيب

سفيدك حقيقي(پودری) سيب

 

 

 

Apple powdery mildew

 

 

 

بيماري ناشي از قارچ podosphaera leucotricha است. اين قارچ به شاخ وبرگ جوان، گل وميوه ميزند واغلب باعث خشكيدن شاخه هاي جوان ميشود. بروي برگ نيزايجاد پيچيدگي

ادامه نوشته

virus

virus

بيماري گسترش جهاني دارد. در ايران نيز وجود دارد.علائم بيماري دير ظاهر مي‌شود. گاهي دو تا سه سال بعد از آلودگي علائم ظاهر مي‌شود و به همين دليل به آنApple larent virus هم مي‌گويند.حالت كلروز روي برگها ايجاد مي‌شود در نهايت درخت دچار زوال مي‌شود.

ادامه نوشته

سرطان طوقه سيب

سرطان طوقه سيب

apple crown gall

 

بيماري ناشي از باكتري Agrobacterium tumefaciens است.علائم آن تشكيل گال در محل طوقه وندرتا ريشه وساقه است.

ادامه نوشته

پوسيدگي سياه سيب apple black rot

پوسيدگي سياه سيب apple black rot

پوسيدگي در تمام اندامهاي هوايي

ادامه نوشته

شته کلزا

شته کلزا

 

شته كلزا-كلزا Rapeseed

 

كلزا « Golza » يا Rapeseed يا كانولا (نوعي رقم اصلاح شدة كلزا):

 

 

 

مقدمه

 

در سال هاي اخير كلزا Rapeseed آنقدر اهميت پيدا كرده است كه بي نياز از تشريح توسط نگارندگان اين نشريه باشد. ولي به دليل رعايت اصول متداول،‌ لازم است اهميت آن به صورت مختصر شرح داده شود:

 

كلزا «Golza» يا Rapeseed يا كانولا(نوعي رقم اصلاح شدة كلزا) (3) در بين دانه هاي روغني يكساله جايگاه بسيار مهمي را به خود تخصص داده است. در 20 سال اخير ميزان توليد كلزا از تمام دانه هاي روغني يكساله وچند ساله، بيشتر بوده است و دليل آن وجود امكانات بالقوه براي توسعه كشت،

 

مزيت هاي نسبي توليد، توان و ايستايي و قدرت گياه در مقابله با عوارض سوءطبيعي، و تحمل شرايط نامطلوب حرارتي (سرد) است.

 

كوشش و فعاليت مختصصان برجسته اصلاح نبات در زمينه ايجاد رقم هايي با خصوصيات برجسته بوتانيكي از گونه هاي مختلف جنس براسيكا (Brassica campestris, B.oleracea., B – nigra) منجر به توليد B.napus, B.carinata, B.Juncea شده كه بدليل داشتن اسيدهاي چرب با ارزش و پروتيين محتوي اسيد امينه هاي اصلي موردنياز بدن انسان و حيوانات، كلزا را به صورت يك گياه مهم روغني و پروتييني با 49- 40 درصد روغن، 39 ـ 35درصد پروتيين(بعداز روغن كشي)در آورده است (4).

 

كاهش تركيبات نامناسب مانند اسيدروسيك ـ و گلوكوزينوليت هاي آليفاتيك و فيتات ها در حد حذف آنها، نگراني از مصارف ممتاز تغذيه اي آن را از بين برده است. (3)

 

در حال حاضر كلزا به عنوان مهم ترين گياه روغني و پروتييني يكساله در منطقه معتدله سرد و سرد مرطوب (در شرايطي كه گياهان روغني ديگر قادر به رشد مطلوب نيستند) همچنين در مناطق نيمه گرم

 

مي تواند پروتيين و روغن قابل ملاحظه اي در واحد سطح توليد كند.

 

در سال 1998 توليد جهاني كلزا با استناد به آمار (F.A.O Year Book vol.54)F.A.O 33568000تن از 24987000 هكتار با ميانگين توليد 1343 كيلو در واحد سطح در مقام سوم بعد از سويا158327000 قرار گرفت.

 

تفاوت مقادير، توليد در رشد سريع و ميزان توليد در 20 ساله اخير است. ممكن است در آينده اي نزديك توليد كلزا به توليد بسيار وسيع سويا نزديك شود. شواهد نشانگر افزايش سريع سطح زيركشت و راندمان محصول درهكتار كلزاست توليد كلزا توانسته است از رقيبان برجسته اي چون آفتابگردان و بادام زميني پيشي گيرد.

 

ادامه نوشته

قارچ چیست؟

قارچ چیست؟

 

قارچ‌، ميوه‌اي‌ از تيره‌ي‌ رويندگان‌ قارچي‌ است‌؛ مشابه‌ سيبي‌ بر يكي‌ درخت.‌ بيشتر قارچ‌ها، به‌دليل‌ تشكيل‌ كولوني‌ به‌ جذب‌ مواد مغذي‌ از چوب‌، برگهاي‌ فرو افتاده‌ و تركيبات‌ موجود در خاك‌و غيره‌، قابل‌ مشاهده‌ نيستند. به‌ عنوان‌ يك‌ مجموعه‌، قارچ‌ها مي‌توانند بر سطح‌ هر منبعي‌ كه‌داراي‌ كربن باشد، به‌ شكل‌ لايه‌اي‌ رشد كنند. يك‌ گياه‌ قارچي‌ از تارهاي‌ شاخه‌ شاخه‌ ولوله‌اي‌ شكل‌ متعددي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌ كه‌ Hyphae نام‌ دارند. مجموعه‌ Hyphae ها راميسيليوم‌ مي‌نامند. بسياري‌ از گياهان قارچي‌، كه‌ برخي‌ از قارچ‌ها را نيز شامل‌ مي‌شود،Soprophyte (پوده‌زي‌) هستند و غذاي‌ خود را با تشكيل‌ كولوني‌ بر تركيبات‌ ارگانيك‌ مرده‌بدست‌ مي‌آورند. اگر يك‌ ميسيليوم‌ پژمرده‌ شود، همچنان‌ انرژي‌ كافي‌ را براي‌ باز توليد خود داراخواهد بود. هنگامي‌ كه‌ تركيبات‌ دما، رطوبت‌ نسبي‌، ميزان‌ دي‌اكسيد كربن‌ و...همگي‌ مناسب‌باشند، گياهان قارچي‌ ساختار پيشرفته‌اي‌ را سازمان‌ مي‌دهند كه‌ همان‌ قارچ‌ آشناست‌. قارچ‌ها،ميليون‌ها هاگ‌ را مي‌پراكنند كه‌ عملي‌ مشابه‌ دانه‌ي‌ گياهان دارند. شماري‌ از اين‌ قارچ‌هاي‌پوده‌زي‌، براي‌ قارچ‌هاي‌ قابل‌ خوردني‌ كه‌ به‌ عمل‌ مي‌آورند، كشت‌ مي‌شوند.

 

برخي‌ از اين‌ قارچ‌ها انگل‌ هستند و بر گياهان‌، جانوران‌ و يا ساير قارچ‌ها مي‌زيند. برخي‌انگل‌ها، بيماري‌ زا و مضرند و برخي‌ نيز سودمند مشاركت‌ دو طرفه‌ي‌ قارچي‌ كه‌ در ريشه‌ي‌ گياهي‌زندگي‌ مي‌كند (گياهي‌ كه‌ مواد قندي‌ قارچ‌ را تلقين‌ مي‌كند) با آن‌ گياه‌ (كه‌ تركيبات‌ معدني‌ را ازقارچ‌ دريافت‌ مي‌كند)، را Mycorrhiza مي‌نامند. بسياري‌ از قارچ‌ها، در رابطه‌اي‌ Mycorrhiza با درختان‌ به‌ سر مي‌برند. و درست‌ به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ جنگلها نسبت‌ به‌ جويندگان‌ قارچ‌ بسيارسخاوتمند از: برخي‌ از قارچ‌ها، مانند پودكيني‌، ماتسوتا كه‌ و چانتلوز، جزو قارچ‌هاي‌ ميكور ميزان‌هستند و به‌ هيچ‌ وجه‌ قابل‌ كشت‌ نيستند. مگر آنكه‌ خود آن‌ درختان‌ نيز كشت‌ شوند. اين‌ قارچ‌ها،گاهي‌ اوقات‌ در فروشگاهها يافت‌ مي‌شوند؛ وانگهي‌ همگي‌ آنها از جنگل‌ جمع‌آوري‌ شده‌اند.

 

 

 

قارچ‌هاي‌ بسيار مرغوب‌ چيستند؟

 

محبوبترين‌ قارچي‌ كه‌ امروزه‌ در ايالات‌ متحده‌ي‌ امريكا مصرف‌ مي‌شود، قارچ‌هاي‌ دكمه‌اي‌سفيد هستند. از آنجا كه‌ اين‌ قارچ‌، بازار را در تصرف‌ خود دارند. بسياري‌ قارچ‌ ديگري‌ را بهترين‌قارچ‌ موجود مي‌شناسند. پورتوبلو (Portobolle) محبوبترين‌ قارچ‌ مرغوب‌ است‌. با اين‌ همه‌،اين‌ قارچ‌ تنها، نژاد قهوه‌ي‌ قارچ‌ دكمه‌اي‌ سفيد است‌. در ايالات‌ متحده‌، قارچ‌هاي‌ مرغوب‌ ديگرعبارتند از: Enoki, Oyster, Shiitake چند قارچ‌ قابل‌ كشت‌ ديگر نيز وجود دارد، اما به‌ شكل‌گسترده‌اي‌ در دسترس‌ نيستند.

 

 

 

از چه‌ سطوح‌ كشتي‌ براي‌ رشد قارچ‌ استفاده‌ مي‌شود؟

 

اگر چه‌ قارچ‌هاي‌ دكمه‌اي‌ عادي‌، بر لايه‌اي‌ از كود نباتي‌ مي‌رويند، بشيتر قارچ‌هاي‌ مرغوب‌، برسطحي‌ از خك‌ اره‌ كه‌ به‌ آن‌ مواد مغذي‌ ديگري‌ افزوده‌ شده‌ است‌. رشد داده‌ مي‌شوند. بيساري‌ ازانواع‌ چوب‌ مناسبند، اما در اين‌ ميان‌، توسكا و بلوط‌ بهترين‌ها هستند. سدر و ماهوت‌ در برابرعسل‌ تشكيل‌ كلني‌ توسط‌ گياهان قارچي‌ مقاومند و نبايد مورد استفاده‌ قرار گيرند. صنوبر نيز ازآنجا كه‌ قارچ‌ كاشته‌ شده‌ توسط‌ صمغ‌ درخت‌ خنثي‌ مي‌شود، نامناسب‌ است‌. درشتي‌ دانه‌هاي‌خاك اره‌ بايد به‌ اندازه‌ي‌ دندانه‌هاي‌ اره‌هاي‌ معمولي‌ باشد.

 

تراشه‌هاي‌ بزرگتر نيز مي‌توانند اضافه‌ شوند. خاك اره‌ را بايد در دماي‌ ْF250 در فشاري‌ درحدود 15 پاوند بر اينچ‌ مربع‌ استريليزه‌ كرد. اين‌ عمل‌ را مي‌توان‌ در يك‌ ديگ‌ و يا يك‌ مخزن‌گرمايي‌ ـ فشاري‌ انجام‌ داد. دستورالعمل‌ معمول‌ براي‌ تهيه‌ خاك اره‌ي‌ مغزي‌ شده‌ عبارت‌ است‌ از:

 

76% خاك اره‌، 12% اوزن‌، 12% سبوس‌ و بعلاوه‌ 65% رطوبت‌. در نظر داشته‌ باشيد كه‌دستورالعمل‌ها هميشه‌ مبتني‌ بر وزن‌ عوامل‌ مذكور در حالت‌ خشك‌ (وزن‌ خشك‌) هستند، چراكه‌ گنجايش‌ رطوبت‌ اين‌ عوامل‌ (عناصر)، تغيير مي‌كند. ظرف‌ صنعتي‌ استاندارد براي‌ رشد دادن‌قارچ‌ خوردني‌ مرغوب‌ در خاك اره‌، يك‌ ظرف‌ پلاستيكي‌ مقاوم‌ در برابر گرماست‌ كه‌ يك‌صفحه‌ي‌ فيله‌ي‌ به‌ آن‌ متصل‌ شده‌ است‌؛ اين‌ فيلتر، اجازه‌ي‌ مبادله‌ي‌ گاز را مي‌دهد اما از ورودميكروارگانيسم‌هاي‌ آلوده‌ كننده‌ جلوگيري‌ مي‌كند.

 

 

 

قارچ‌ها چگونه‌ رشد داده‌ مي‌شوند؟

 

راههاي‌ بسياري‌ براي‌ رشد دادن‌ قارچ‌ها وجود دارد؛ اما توليد هميشه‌ در سه‌ مرحله‌ اصلي‌انجام‌ مي‌شود. بذرپاشي‌، كاشت‌ در زمين‌، تبديل‌ به‌ ميوه‌ به‌ بار آمدن‌ بذرها، تشكيل‌ كامل‌ كلني‌ِ برروي‌ سطحي‌ مناسب‌ است‌ كه‌ با تلقيح‌ آن‌ سطح‌ ادامه‌ مي‌يابد؛ اين‌ عمل‌ را بذرپاشي‌ مي‌گويند گام‌دوم‌، كاشت‌، مرحله‌ي‌ رشدي‌ است‌ كه‌ در آن‌ Pinhead (كلاهك‌ها) تشكيل‌ مي‌شوند. كلاهك‌هاجوانه‌هاي‌ كوچك‌ ميسيليوم‌ هستند كه‌ در انتهاي‌ تكامل‌ خود، تبديل‌ به‌ قارچ‌ها مي‌شوند. تمام‌گونه‌هاي‌ قارچ‌ها، براي‌ كاشت‌ نيازمند مجموعه‌اي‌ (set) از شرايط‌ زيست‌ محيطي‌ اي‌ هستند كه‌ميان‌ شرايط‌ براي‌ رشد بهينه‌ي‌ ميسيليان‌، تفاوت‌ مي‌كند. اگر چه‌ نه‌ همه‌ي‌ آنها، اما بيشتر افرادقارچ‌ها را در دماي‌ پايين‌تر از حالت‌ تشكيل‌ كولوني‌ بر سطح‌ خاك‌، كشت‌ مي‌كنند. آخرين‌ مرحله‌،تبديل‌ به‌ ميوه‌، تكامل‌ كلاهك‌ها به‌ قارچ‌هاي‌ بالغ‌ است‌.

 

گام‌ اول‌: بذرپاشي‌، پس‌ از اينكه‌ سطح‌ خاك مخصوص‌ كشت‌ آماده‌ گرديد و در ظرف‌پلاستيكي‌ يا هر مخزن‌ ديگري‌ استريليزه‌ شد، دانه‌ها بدان‌ اضافه‌ مي‌شوند. دانه‌ها، بر سطح‌استريلزه‌ مي‌رويند بوسيله‌ي‌ دستگاه‌ پرورش‌ دهنده‌ي‌ توليد مي‌شوند و يا از گلخانه‌هاي‌ پرورش‌قارچ‌ بدست‌ مي‌آيند. درصد خلوص‌ بذر بسيار حياتي‌ است‌. در بسياري‌ از قارچ‌هاي‌ مرغوب‌،بذر به‌ نسبت‌ 205% يا بيشتر وزن‌ خشك‌ سطح‌ خاك بدان‌ اضافه‌ مي‌شود. پس‌ از اينكه‌ ظرف‌پلاستيكي‌ با دقت‌ مسدود شد، با تكان‌ دادن‌ ظرف‌، بذر را بر سطح‌ خاك اره‌ پخش‌ مي‌كنند.سيستم‌ به‌ اندازه‌ي‌ قارچ‌، سطح‌ خاك به‌ طور كامل‌ به‌ مدت‌ 2 تا 6 هفته‌ توسط‌ ميسيليوم‌ پوشانيده‌مي‌شود. دماي‌ محيط‌ در زمان‌ پخش‌ بذر بايد حدود 70 ـ 75 فارنهايت‌ باشد.

 

گام‌ دوم‌: كاشت‌ در زمين‌: براي‌ شكل‌ دادن‌ فرم‌ قارچ‌ها، دماي‌ محيط‌ براي‌ 2 راز تا 2 هفته‌ كاهش‌داده‌ مي‌شود، ميزان‌ CO2 با وارد كردن‌ هواي‌ تازه‌ كاهش‌ داده‌ مي‌شود و بر محيط‌ نور تابانيده‌مي‌شود. اغلب‌، ظروف‌ پلاستيكي‌ باز هستند و به‌ اطاقك‌ رشد منتقل‌ مي‌شوند.

 

گام‌ سوم‌: توليد ميوه‌: ظرف‌ پلاستيكي‌ كه‌ اينك‌ دانه‌ها در آن‌ در حال‌ رشدان‌، در اطاقك‌ رشد،در دمايي‌ پايين‌ (63 فارنهايت‌ براي‌ بيشتر قارچ‌ها، دماي‌ ميانگين‌ مناسبي‌ است‌) و نيز رطوبت‌نسبي‌ بالا 85 - 95%) قرار داده‌ مي‌شود. اگر چه‌، قارچ‌ دكمه‌اي‌ سفيد معمولي‌ نيازي‌ به‌ تامين‌تابش‌ نور ندارد، تمامي‌ اشكال‌ ديگر قارچ‌ها كه‌ در اين‌ جا مورد بررسي‌ قرار مي‌گيرند، براي‌ رشددرست‌ نياز به‌ نور دارند. براي‌ بيشتر قارچ‌هاي‌ مرغوب‌، ظرف‌ پلاستيكي‌ را مي‌توان‌ پس‌ از فرآيندبذرپاشي‌، از رويه‌ي‌ خاك اره‌ جدا كرد. در توليد قارچ‌هاي‌ Oyster Lions mane, سوراخهايي‌در ظرف‌ پلاستيكيي‌ بوجود مي‌آورند و قارچ‌ها اجازه‌ مي‌يابند تا از ميان‌ اين‌ سوراخها رشد كنند.در توليد قارچ‌ shiitake، ظرف‌ پلاستيكي‌، معمولاً به‌ طور كامل‌ برداشته‌ مي‌شود چرا كه‌ اين‌ نوع‌قارچ‌، پوسته‌اي‌ سخت‌ بر سطح‌ خاك اره‌ مي‌سازد.

 

 

 

آيا تجهيزات‌ ويژه‌اي‌ براي‌ رشد دادن‌ قارچ‌ لازم‌ است‌؟

 

اگر چه‌، فرآيند بذرپاشي‌ در هر اطاق‌ پاكيزه‌اي‌ با دمايي‌ كنترل‌ شده‌ و هوايي‌ تازه‌، قابل‌ انجام‌است‌، اما تكنيك‌هاي‌ استريل‌ براي‌ كشت‌ موفقيت‌آميز بسياري‌ از قارچ‌ها، مطلقاً ضروري‌ است‌.بيشتر روش‌ها شامل‌: يك‌ سكوي‌ آزمايشگاهي‌ پاكيزه‌، (ضد عفوني‌ شده‌ توسط‌ 35% ليسول‌،10% سفيد كننده‌ يا 70% اتيل‌ الكل‌). دستان‌ شسته‌ شده‌ (شسته‌ شده‌ توسط‌ صابون‌ و ريختن‌الكل‌)؛ لباس‌هاي‌ تميز؛ و هواي‌ پاكيزه‌ با اين‌ كه‌ فيلترهاي‌ HEPA كاملاً در محيط‌ كاري‌ شماضروري‌ نيستند، (ذرات‌ با اندازه‌ي‌ ـ 0.3 ميكرون‌ با 99% بازده‌ از محيط‌ زدوده‌ مي‌شوند و تنها 1ذره‌ از 10.000 ذره‌ در آن‌ اندازه‌، از ----- عبور مي‌كند) بسياري‌ از پرورش‌ دهندگان‌ قارچ‌، دست‌كم‌، يك‌ عدد از اين‌ فيلترها را مورد استفاده‌ قرار مي‌دهند. توجه‌ كنيد كه‌ هواي‌ پاكيزه‌ بدون‌ فيلتر،حاوي‌ 200.000 ذره‌ي‌ غبار در هر فوت‌ مكعب‌ است‌ و در مناطق‌ شهري‌ اين‌ ميزان‌، به‌ 10 برابرافزايش‌ مي‌يابد.

 

اطاقك‌ رشد نيازمند شرايطي‌ ويژه‌ است‌. بعلاوه‌ وسايل‌ خنك‌ كننده‌( 65 تا 63 فارنهايت‌)رطوبت‌ مي‌بايست‌ در حدود 95% (يا حتي‌ در برخي‌ شرايط‌؛ بيشتر) حفظ‌ شود و نيز وسايلي‌براي‌ به‌ حركت‌ درآوردن‌ هواي‌ راكد حركت‌ شديد هوا، حتي‌ در محيطي‌ با رطوبت‌ بالا، باعث‌خشك‌ شدن‌ سطح‌ زير كشت‌ مي‌شود و مي‌تواند به‌ كلاهك‌هاي‌ حساس‌، آسيب‌ رساند. بوجودآوردن‌ محيطي‌ بسيار مرطوب‌ براي‌ پرورش‌ قارچ‌ نيز شايد عامل‌ محدوديت‌ پرورش‌ خانگي‌ اين‌محصول‌ باشد. آكواريوم‌ها، چادرهاي‌ پلاستيكي‌، يخدان‌ها و با منفذهاي‌ سلوفوي‌ و...مخزن‌هاي‌ مفيد رطوبتي‌ هستند كه‌ براي‌ پرورش‌ قارچ‌ مورد

ادامه نوشته

شاخه کیتر یدیومیکوتا (Chytridiomycota) :

شاخه کیتر یدیومیکوتا (Chytridiomycota) :

 

 

شاخه کیتریدیومیکوتا دارای تنها یک رده chytridiomycetes بوده و فقط اعضایی از سلسله قارچها را در بر می گیرد که در برخی مراحل زندگیشان سلولهای متحرک تولید می کنند. به استثنای چند گونه با سلولهای پرتاژک (polyflagelate)، سلولهای متحرک این موجودات (زئوسپورو گامت) تنها یک تاژک شلاقی عقبی دارند. صفات دیگر گونه های این شاخه که متداول بوده وممکن است سایر قارچها هم آنها را نشان دهند عبارتند از :

 

(1) ساختار پیوسته یا تال، هم یاخته (coenocytic) ساختار کروی یا تخم مرغی شکل، ریسه ساده طویل یا میسلیوم خوب توسعه یافته

 

(2) تبدیل تخم به یک اسپور استراحتی یا مقاوم یا (resting spore) اسپورانژیوم استراحتی، یا در یک راسته، رشد آن به یک تال دیپلوئید ختم میشود. دیوار سلولی این قارچها حاوی کیتین و گلوکان است. سلولز فقط در یک گونه ثابت شده است ؛ های پاتوژن گیاهی از جمله : ,Olpidum ,synchytrium physoderna maydis و Urophlyctis alfalfa

 

گونهS.endobioticum باعث بیماری مهمی در سیب زمینی به نام بیماری زگیل سیاه می گردد در حالی که O.brassicae بیمارگر ریشه کلم است و ناقل مهمی برای تعدادی از ویروسهای گیاهی بااهمیت اقتصادی، می باشد.

 

گونه هایی اندوبیوتیک (endobiotic) هستند که کاملا داخل سلولهای میزبانشان زندگی می کنند. تال بالغ توسط دیوار سلولی احاطه می شود. گونه های دیگر، اپی بیوتیک (epibiotic) هستند و اندامهای تولید مثلی خود را در سطح میزبان زنده و برخی تکه های مواد آلی بی جان تولید می کنند و اندامهای جذبی آنها درون یافتهای مرده یا زنده که روی آن زندگی می کنند فرورفته است. در اشکال هولوکارپیک (holocarpic) تال به طور کامل ممکن است به یک یا چند اندام تولید مثلی تبدیل شود. در گونه های دیگر، اندامهای تولید مثلی فقط از یک قسمت تال یا شبه ریشه یا ریزوئید مجزا ایجاد می شود که آنها یوکارپیک (eucarpic) نامیده می شوند. هر تالی که فقط یک مرکز رشدی و تولید مثلی واحد تولید کند، تک مرکزی یا تک کانونه (monocentric) است. اگر بیش از یک مرکز رشدی تولید گردد، چند مرکزی یا چند کانونه (polycentric) نامیده می شود.

 

تکثیر غیرجنسی در کیتریدها توسط زئوسپورهاست که در اسپورهاست که در اسپورانژ تولید می شوند. در اوایل توسعه، اسپوانژ حاوی پروتوپلاسم تقسیم نشده یا هسته های فراوان است. همچنانکه اسپورانژیوم توسعه می یابد کل پروتوپلاست به بخشهای تک هسته ای کوچک و فراوان تقسیم می شود که هر یک به صورت زئوسپوری با تاژک عقبی در می آیند. زئوسپورها ممکن است زمانی که اسپورانژیوم تخلیه می شود از طریق یک یا چند پستانک (papilla) ظاهر شوند. یک پستانک یا پاپیل تخلیه (discharge papilla) در دیوار اسپورانژیوم یا در نوک لوله خارج شده از آن تشکیل می شود.

 

در برخی گونه ها تجمع ریبوزومی، ساختار مشخص و جالبی است که کلاهک هسته ای (nuclear cap) نامیده می شود.

 

روشهای گوناگون پلاسموگامی کیتریدها :

 

1- آمیزش پلانوگامتی (planogametic copulation) :

 

الف) تلقیح پلانوگامتهای همسان : دو گامت که از نظر شکل ظاهری مشابه اما از نظر فیزیولوژیکی متفاوتند، در آب شنا کرده و برای تشکیل یک زیگوت متحرک ترکیب می شوند، در برخی گونه ها، گامتهای حاصله از یک گامتانژیوم در محل تولید ترکیب نخواهند شد.

 

ب) تلقیح پلانوگامتهای غیرهمسان: یکی از پلانوگامتها به طور قابل توجهی بزرگتر از دیگری است. ترکیب در آب انجام میشود و یک تخم متحرک تشکیل می گردد.

 

ج) باروری یک گامت ماده غیر متحرک (تخمک)

ادامه نوشته

قارچ شناسي !!

قارچ شناسي !!

 

 

راسته یوستیلاجینال (Ustilaginales) :

 

قارچهای سیاهک :

 

راسته Ustilaginales شامل قارچهای بیمارگر گیاهی بوده و عموما بعنوان قارچهای سیاهک شناخته می شوند. این نام به گرد سیاه توده تلیوسپور برمی گردد که به صورت دوده روی گیاهان بیمار مشاهده می گردند.همه این قارچها به عنوان مولد بیماری، روی اندام زنده فعالیت دارند و مراحل ورت غیربیمارگر می باشند. حدود 1200 گونه از قارچهای سیاهک وجود دارد که در 50 جنس جای می گیرند. این قارچها به حدود 4000 گونه گیاه نهان دانه در بیشتر از 75 خانواده حمله می نمایند و علامت بیماری ایجاد می کنند. با اینکه بعضی قارچهای سیاهک از نظر جغرافیایی به مناطق کوچکی محدود می شوند ولی بقیه در هر جا که میزبان رشد نماید پیدا می شوند. گونه ای که غالبا در همه جا پیدا می شود Ustilago maydis می باشد که سیاهک معمولی ذرت را به وجود می آورد. گونه U. avenae سیاهک آشکار یولاف و گونه Urocystis magica که سیاهک پیاز و گونه های Tilletia بیماریهای سیاهک پنهان را در انواع غلات ایجاد می کنند.

 

بیماری سیاهک از نظر اقتصادی با اهمیت است، میلیونها دلار خسارت و ضرر روی گیاهان غذایی و زینتی به وجود می آورد. بسیاری از بیماریهای سیاهک که عموما پراکنش زیادی دارند مشکلات جدی روی گیاهان زراعی که مورد تغذیه بسیاری از جمعیتهای دنیا می باشند، ایجاد می کنند. برای مثال بیماریهای سیاهک پنهان اخیرا مشکل عمده در جهان تولید کننده گندم است. مثال دیگر همان سیاهک هندی است (karnal bunt) که بوسیله Tilletia indica ایجاد می شود. ابتدا در منطقه بومی، بیماری ناچیزی بود و گسترش یافته و مشکل عمده ای در بسیاری از مناطق گندم کاری دردنیا شده است. قارچ عامل این بیماری (T.indica) روی پوشش یا قسمت بیرونی جنین میزبان زندگی می کند و چون مواد غذایی گندم از طریق آوندها تامین می شود موجب گرسنگی آندوسپرم جنین می گردد. با اینکه بیماری قسمتی از میزبان را مورد حمله قرار می دهد نام سیاهک محدود یا نیمه به این بیماری اطلاق می گردد. سیاهک پنهان دیگری که به صورت جدی روی گندم فعالیت دارد، سیاهک پنهان معمولی و پاکوتاه نام گرفته است و دو گونه به نام T.tritici و T. laevis و گونه T. controversa عامل این بیماریند. این عوامل بیمارگر مثل سیاهک هندی عمل می کنند گندمها خسارت می بینند و تلیوسپورهای سیاه را به وجود می آورند و بوی اطراف مزرعه به علت تری متیل آمین (حالت بوی ماهی پوسیده) می باشد و سیاهک بدبو نام گرفته اند. بیماری سیاهک موجب آلودگی گندم پایین آمدن ارزش آن برای تغذیه انسان می شود. تعداد زیادی از تلیوسپورها به وسیله هوا در موقع برداشت توزیع می شوند و بیماری را در منطقه توسعه می دهند و حتی در افرادیکه روی گندم کار می کنند حساسیت ایجاد می نمایند.

 

برای کنترل سیاهک پنهان می توان از قارچ کشها قبل از کشت گندم استفاده نمود. گرچه مواد شیمیایی خوبی برای کنترل سیاهک پاکوتاه نیست ولی ارقام میزبان مقاوم برای کنترل سیاهکها موفق بوده است. در امریکا سیاهک پاکوتاه در مناطق خاصی که با برف مدتی پوشیده می شوند مشکل ایجاد می کند، ولی به هر حال گندمهای صادر شده چین این بیماری را دارند. البته ممکن است گندمها در ابتدا آلوده به قارچ عامل بیماری نباشند ولی داخل انبار و یا وسایل حمل و نقل و سایر موارد ممکن است قارچ بیماری یعنی T. controversa را منتقل نمایند.

 

با توجه به اهمیت اقتصادی بیماریهای سیاهک بهتر است یکی از آنها مثل سیاهک ذرت با گونه Ustilago maydis مورد بحث قرار گیرد. این بیماری عموما در هر جا که ذرت کشت می شود یافت می گردد، البته ممکن است روی ذرت شیرین نیز خسارت عمده داشته باشد. به هر حال این عامل بیمارگر روی دانه ذرت غده ایجاد می کند و این ذرتها ممکن است به صورت غذا در قسمتهایی از دنیا مورد استفاده باشد و با این حالت آلودگی دانه های ذرت تولید گالهای زیاد را شامل شده است.

 

خانواده دیگر از قارچها که باعث سیاهک علفهای هرز می شوند متعلق به Caryophyllaceae بوده که آلودگی سیستمیک در میزبان خود ایجاد می کند. تلیوسپورها در پرچمهای گلهای گیاهان آلوده تولید می شوند و با حشرات هاگدانها و شیرابه گلها به سایر گیاهان پخش می گردند، گرچه حضور عامل بیماری به عادت حشره مربوط نمی شود. علفهای هرز معمولی مثل Silene alba و M. ciolacceum گلهای ماده را به گلهای نر منتقل می کنند و هاگ نیز جابه جا می شود.

 

گونه های زیادی از سیاهک روی گیاهانی که از نظر اقتصادی مهم نیستند واقع می شوند و لذا به صورت ضعیف شناخته شده اند. البته جنس Doassansia گونه های زیادی دارد و در گیاهان آبی فعالیت می کنند، در مناطق پرآب ممکن است گونه های زیادی باشند و یا سیاهکها در سیستم غیرکشاورزی در گیاهان بومی یافت می گردند.

 

خصوصیات عمومی سیاهکها :

 

قارچهای سیاهک به نظر می رسند بیمارگر اجباری در گیاهان گلدار باشند و در طبیعت چرخه زندگی دو هسته ای دارند. گرچه قسمتهای متنوعی از گیاهان میزبان ممکن است آلوده باشند، از جمله برگها، ساقه ها، حتی ریشه ها ولی عمدتا قسمتهای گلدار گیاه را مورد حمله قرار می دهند. در بعضی میزبانها آلودگی دائمی وجود دارد زیرا عامل بیماری در زمستان در بافت میزبان باقی می مانند، رشد اولیه در بهار از مناطق آلوده آغاز شده و به مناطق دیگر گسترش می یابد. گفته می شود تعداد کمی از گونه ها مکینه تولید می کنند ولی در حال حاضر شواهد چنین اشکالی را بیان نمی کند. ریسه بعضی گونه ها در بین سلولهای میزبان غیر مشخص رشد می کنند و موجب مرگ سلولها نمی شوند لذا اثر ریسه در سلولها خیلی کم است. جدار ریسه های انتهایی در قارچ سیاهک دارای روزنه کوچک است و شبیه پل ارتباط می شوند که در ریسه دو هسته ای یعنی قارچهای سیاهک بحث می شود. البته ریسه در تقسیمهای انفرادی همیشه دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای نمی باشند، در مرحله توسعه اولیه ریسه، قسمتها اغلب چند هسته ای و در بعضی گونه ها به نظر می رسد دو هسته ای دیر توسعه یابد. در بعضی موارد دو هسته ای آشکار تا قبل از اسپورزایی قابل مشاهده نیست. گونه های جور هسته در قارچهای سیاهک بیمارگر نیستند و به راحتی در محیط کشت مغذی ساده رشد می کنند، اصولا گونه های جور هسته مانند مخمرها رشد می نمایند. این سلولها معمولا به Spordia بر می گردد و بیشتر قارچهای سیاهک روی آمیزش ریسه ها آزمایش می شوند. ریسه های دو هسته ای در بسیاری از گونه ها در محیط کشت حاوی اسپوریدی به وجود می آید. رنگ سفید و شکل نخی موجب نمایش عملی دو هسته ای شدن می شوند.

 

دوهسته ایها به سختی در محیط کشت باقی مانده و سریع شکسته می شوند، به هر حال مرحله دوهسته ای در تعداد کمی گونه برای طول زیاد در محیط کشت رشد می کند. قارچهای سیاهک پنهان Tilletia controversa و سیاهک نیشکر Ustilago scitaminea در محیط کشت، تلیوسپور تشکیل می دهند.

 

تلیوسپورها و تکثیر :

 

تلیوسپورها که اسپورهای سیاهک نامیده میشوند، اسپورهای در حال استراحت قارچهای سیاهک می باشند. اینها در توده ای که سوری (sori) نام دارد تشکیل می شوند و در محل گلهای میزبان، جنین بذور، برگها، ساقه ها حتی ریشه ها به وجود می آیند. الگوهای متنوعی در توسعه اسپورها در قارچهای سیاهک یافت می شود، ابتدا میسلیوم در محل اسپورزایی توسعه یافته، در بعضی گونه ها ریسه در فضای بین سلولی در میزبان ایجاد می شود در بعضی دیگر در داخل سلولهای میزبان توسعه می یابند. این حالت توسعه که در داخل سلولها می باشد در سیاهک نواری برگ با گونه U.striiformis واقع می شود.

 

در بسیاری از بیماریهای سیاهک توسعه ریسه موجب سبززردی (کلروز) و متورم شدن بافت میزبان می شود. به هر حال در گیاهان ذرت آلوده با U.maydis بر اثر پررشدی و پرازدیادی سلولهای میزبان گالها توسعه می یابند.

 

در تعداد کمی جنس مثل Entyloma و Entorhiza و بعضی گونه های Tilletia تلیوسپورها به صورت انفرادی در انتهای ریسه به وجود می آیند و ممکن است در مرحله رسیدن دارای دم پایه نیز شده و در بعضی گونه ها با وجود قسمتها از یکدیگر متمایز می شوند. در مورد دیگر دیوار ریسه مولد تلیوسپور ژلاتینی است و موجب تغییر پروتوپلاسم به تلیوسپور می گردد . این شرایط موجب تولید کلامیدوسپور در گونه های مختلف می شود و بعضی از آنها به عنوان تلیوسپور نام می برند. در بعضی قارچهای سیاهک میسلیومها قبل از تشکیل تلیوسپور توسعه می یابند و بعضی میسلیومها سترون به نظر می رسند و برای تهیه اسپور رشد نمی کنند. بعضا ستونک درست می کنند که می تواند در تشخیص گونه ها مفید باشد.

 

بدون توجه به نحوه تولید تلیوسپور به نظر می رسد آنها از ریسه های دوهسته ای به وجود می آیند. در بعضی گونه ها هسته آمیزی در تشکیل تلیوسپور خیلی زود اتفاق می افتد و لذا جوانترین اسپور یک هسته دو برابر می باشد ولی در بقیه گونه ها تلیوسپورها در اواخر دو هسته خواهند شد. میوزها در جوانه زدن تلیوسپورها واقع می شود.

 

خصوصیات تلیوسپور مثل اندازه، شکل، رنگ و زینتی بودن آنها در طبقه بندی راسته Ustilaginales بااهمیت خواهند بود. سطح زینتی آنها خیلی مهم است وحداقل در سطح گونه ها به کار می رود، الگوهای متفاوت زینتی بودن وجود دارد. بعضی اسپورها مشبک، بعضیها خاردار یا زگیل دار می باشند و بعضیها سطح صافی دارند. بیشتر تلیوسپورها کروی شکل، زرد رنگ، قهوه ای و سیاه رنگ می باشند، ولی رنگهای تلیوسپور در میکروسکپ با رنگ توده آنها یکنواخت نیست و یا اسپوری که در میکروسکپ قرمز رنگ است ممکن است در توده سیاه رنگ به نظر برسد. تعدادی سلول ممکن است با هم مجتمع شده و توپهای اسپور به نظر برسند، این حالت در سلولهای جنسی یا سترون متفاوت است.

 

تلیوسپورهای بعضی قارچهای سیاهک قادرند برای چند سال در خاک بمانند، جوانه زنی گونه های راسته Ustilaginales در مناطق معتدل مطالعه شده و حرارت کم نیز مورد علاقه آنها بوده است. البته سرما خفتگی را در بعضی گونه های شمال آمریکا می شکند ولی به هر حال، سرما برای جوانه زنی گونه های جنوب لازم نبوده است.

 

علاوه بر حرارت، رطوبت، PH و وجود یا عدم وجود انواع مواد، نور ممکن است در جوانه زنی تلیوسپور قارچهای سیاهک اثر داشته باشند.

 

قبل از ترک جوانه زنی تلیوسپور و تشکیل بازدید یوسپور باید توجه شود که این حوادث در قارچهای سیاهک بسیار متنوع است، تنوع به گونه ها و شرایط محیطی بستگی

ادامه نوشته

قارچ کش های آلی

قارچ کش های آلی

 

دی تیو کارباماتها(Dithiocarbamates)

 

کشف محصولات خانواده دی تیو کاربامات در دهه های 1930 و 1940 اغلب به عنوان آغاز دوره سنتز قارچ کش های آلی پذیرفته شده است.

 

همانند بسیاری از قارچ کش های حفاظتی غیر متحرک، دی تیو کارباماتها قارچ کش هایی با طیف وسیع بوده و برای استفاده شاخ و برگ، خاک و بذرو در درختان میوه استفاده می شوند. دی تیو کارباماتها علیه سفیدکهای پودری بی اثر هستند(Erysiphales).

 

زیرام، زینب، فربام و تیرام مثالهایی از دی تیو کارباماتها می باشند. معمولا دی تیو کارباماتها گیاهسوزی ندارند. این مواد گاهی می توانند خسارت ناشی از کمبودها را در بعضی محصولات در شرایط استثنایی کاهش دهند. برای مثال استفاده از مانکوزب یا زینب روی گیاهان حساس به کمبود روی.

 

مثالی از قارچ کشهای دی تیو کاربامات:

 

(CH3)2N.CS.SZnS.CS.N(CH3)2

 

زیرام

 

[-SCS.NHCH2CH2NHCS.S.Zn-]X

 

زینب

 

[-SCS.NHCH2CH2NHCS.s.Mn-]x

 

مانب

 

[(CH3)2NCS.S]2FeSCS.N(CH3)2

 

فربام

 

[-SCS.NHCH2CH2NHCS.S.Mn-]x(Zn)y

 

مانکوزب

 

(CH3)2N.CS.SS.CS.N(CH3)2

 

تیرام

 

 

 

فتالیمیدها(Phthalimides)

 

فتالیمیدها در سال1952 میلادی با معرفی کاپتان(Captan) مشابه آن فولپت(Folpet) تولید شدند. این مواد کنترل حفاظتی طیف وسیعی از پاتوژنهای قارچی را مهیا می کنند و به طور فراوان به شکل محلول پاشی، فرو بردن ریشه و ضد عفونی بذر به کار می روند و برای کنترل بیماری مرگ گیاهچه(Damping-off) مناسب هستند. این قارچ کش ها برای کنترل Venturia spp. در سیب و گلابی، P. viticola وB. cinerea در انگور، Ascochyta spp ,Colletitrichum spp, B. cinerea, Phoma spp, Pythium spp و Thielaviopsis basicola در سبزیجات و گیاهان زینتی، Glomerella cingulata در قهوه وP. infestans و Alternaria solani در سیب زمینی مناسب بوده ولی علیه اعضای راسته Erysiphales بی اثر می باشند..

 

کاپتان، کاپتافول(Captafol) و فولپت ترجیحاً با گروههای سولفیدریل آنزیم واکنش می دهند ولی، ممکن است به گروههای آمینی نیز حمله کرده و ازعمل آنزیمهایی که گروههای سولفیدریل ندارند ممانعت نماید.

 

 

 

سولفامیدها(Sulphamides)

 

دیکلوفلوآنید(Dichlofluanid) از لحاظ شیمیایی به قارچ کش فتالیمید نزدیک است و نحوه اثر و طیف فعالیتی مشابه آن دارد. جایگزینی اتم کلر بوسیله فلور، بعضی فعالیتهای واضح، علیه عوامل سفیدکهای پودری را تحریک میکند ولی تاثیر کمتری روی طیف استفاده آن دارد(Venturia spp. در سیب و گلابی،P. viticola وB.cinerea در انگور،P. infestans وA. solani در سیب زمینی و گوجه فرنگی وP. humuli و B. cinerea در رازک).

 

 

 

تریازین ها(Triazines)

 

آنیلازین(Anilazine) ،5،3،1- تریازین است و مثالی ابتدایی از یک قارچ کش آلی حفاظتی غیر متحرک می باشد. آنیلازین اولین بار در سال 1955 گزارش شد و این ماده می تواند به عنوان قارچ کش شاخ و برگ برای کنترل تعدادی از پاتوژن های قارچی در سبزیجات(B. cinerea , A. solani) و چمن(Rhizoctonia spp, Helmenthosporium spp, Gerlachia nivalis) ، گندم (Stagonospora nodorum) قهوه (Helminthosporium spp, Cercospora spp) و گیاهان زینتی(B. cinerea) استفاده شود.

 

ادامه نوشته

بیشترین و وسیع ترین مطالعات در مورد عوامل ضدقارچی طبیعی

بیشترین و وسیع ترین مطالعات در مورد عوامل ضدقارچی طبیعی روی فیتوالکسین ها(Phytoalexin) انجام شده است. هر چند اکنون عوامل دیگری شامل کیتینازها(Chitinases) ،بتاگلوکانازها (β(1,3) glucanases) ،لکتین های متصل به کیتین ، زآمایتین ها(Zeamatins) ،تیونین ها (Thionins) و پروتئین های غیر فعال کننده ریبوزوم، به عنوان تنظیم کننده های مهم
ادامه نوشته

كارگاه آموزشي «بيوتكنولوژي عوامل ميكروبي كنترل بيولوژيك آفات و بيماريهاي گياهي»

كارگاه آموزشي «بيوتكنولوژي عوامل ميكروبي كنترل بيولوژيك آفات و بيماريهاي گياهي»

 

كارگاه آموزشي «بيوتكنولوژي عوامل ميكروبي كنترل بيولوژيك آفات و بيماري‌هاي گياهي» از روز دوشنبه 18 آبان تا چهارشنبه 20 آبان ماه سال جاري در پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي برگزار مي‌شود.

 

 

دكتر غلامرضا صالحي جوزاني، رييس بخش تحقيقات بيوتكنولوژي ميكروبي و ايمني زيستي و دبير علمي كارگاه در خصوص اين دوره آموزشي بيان داشت: بحث كنترل بيولوژيك آفات و بيماريهاي گياهي به عنوان يكي از راهكارهاي كشاورزي سبز و پايدار مي‌باشد كه در چند سال اخير به آن توجه ويژه‌اي شده و در كشور ما نيز در حال توسعه مي‌باشد.

 

با توجه به كاربرد فراوان سموم و آفتكش‌هاي شيميايي در دنيا و خصوصا در كشورمان و مشكلات زيست‌محيطي و بهداشتي كه به تبع استفاده از اين محصولات رخ مي‌دهد، دانشمندان در تمام جهان به دنبال راهكارهاي كم خطر تر براي توليد محصولات كشاورزي سالم مي‌باشند و به همين دليل در حال حاضر كنترل بيولوژيك و توليد محصولات ارگانيك به طور قابل توجهي در دنيا مورد استقبال واقع شده است.

 

از عوامل طبيعي مهم مورد استفاده در كنترل بيولوژيك مي‌توان به ميكروارگانيسم‌هاي مفيد موجود در طبيعت اشاره كرد كه قسمت اعظم فراورده‌هاي بيولوژيك را تشكيل مي‌دهند و كارگاه آموزشي بيوتكنولوژي عوامل ميكروبي كنترل بيولوژيك آفات و بيماريهاي گياهي در راستاي آشنايي تئوري و عملي كارشناسان و متخصصان بيوتكنولوژي و گياه پزشكي با روش‌هاي شناسايي مولكولي، اصلاح مولكولي (مهندسي ژنتيك)، فرايندهاي توليد (فرمنتاسيون و فرمولاسيون) عوامل ميكروبي كنترل بيولوژيك آفات و بيماريهاي گياهي برگزار مي‌شود.

 

عضو هيات علمي پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي اضافه كرد: در اين كارگاه آموزشي مباحثي مانند كنترل بيولوژيك آفات و بيماري‌هاي گياهي، عوامل ميكروبي كنترل بيولوژيك آفات و بيماري‌هاي گياهي، روش‌هاي شناسايي عوامل بيوكنترل باكتريايي و قارچي، روش‌هاي مولكولي متداول در شناسايي عوامل بيوكنترل (Specific genes, ITS, PCR, Isozyme)، اصلاح مولكولي و مهندسي ژنتيك عوامل بيوكنترل براي افزايش قدرت كنترل، كاربرد عوامل بيولوژيك در مهندسي ژنتيك گياهي و بهينه سازي فرايندهاي توليد (فرمنتاسيون - فرمولاسيون) به بحث و تبادل نظر گذاشته مي‌شود.

 

دبير عملي كارگاه در ادامه اساتيد اين دوره آموزشي را اعضاي هيات علمي پژوهشكده بيو تكنولوژي كشاورزي،‌ دانشگاه تهران و موسسه تحقيقات گياهپزشكي كشور اعلام كرد.

 

دكتر صالحي جوزاني در پايان افزود: شركت كنندگان اين كارگاه آموزشي تعداد 25 نفر مي‌باشند و آخرين فرصت براي ثبت نام در كارگاه مذكور پايان مهرماه سال جاري مي باشد.

 

همچنين سايت پژوهشكده بيوتكنولوژي كشاورزي () ‌جهت كسب اطلاعات بيشتر متقضايان معرفي مي‌شود.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

 

 

گیاه پزشکی

گیاه پزشکی

رشته گياه پزشكي از آن رشته هاي نوپا ، كاربردي جذاب است كه علاقمندان خود را جذب كرده است . عنوان گياه پزشکي در علوم کشاورزي ايران از سال 1342 به جاي «دفع آفات و حفاظت گياهان» مطرح شده است. به طور کلي، در اين رشته تشخيص و شناسايي آفات و عوامل بيماري گياهان زراعي، باغي، زينتي، جنگلي، مرتعي و فرآورده هاي گياهي و همچنين شناخت علايم و چگونگي اثر آفات و عوامل بيماريهاي انگلي و غيرانگلي بر گياهان و آشنايي کامل با اصول و روشهاي مبارزه، مورد بحث قرار مي گيرد.

 

1- گياه پزشکي

1-1) تعريف و هدف

 

در دوره کارشناسي مهندسي کشاورزي، عنوان گياه پزشکي به رشته اي اطلاق مي شود که در آن علوم و فن آوري در زمينه هاي شناخت آفات و عوامل بيماري زاي گياهي و اصول و روشهاي مبارزه با اين عوامل مورد بررسي قرار مي گيرد.

 

هدف از ايجاد اين رشته، تربيت کارشناساني است که علاوه بر داشتن معلومات علمي و فني کشاورزي عمومي، در زمينه گياه پزشکي، علوم مربوط به شناخت آفات و عوامل بيماري زاي گياهي را در حد کارشناسي به صورت نظري و عملي بياموزند و با فنون و روشهاي مختلف حفظ محصولات کشاورزي، همچنين مبارزه با آفات و بيماريهاي گياهي نيز به صورت علمي و کاربردي آشنايي کافي پيدا کنند تا بتوانند به عنوان مدرس در هنرستانهاي کشاورزي، کارشناس اجرايي تحقيقات در مراکز پژوهشي کشاورزي و مدير و مجري امور حفاظت گياهان در موسسه هاي دولتي و خصوصي بخش کشاورزي خدمات شايسته اي را ارائه دهند. بر اساس آيين نامه آموزشي دوره کارشناسي، طول دوره کارشناسي گياه پزشکي چهار سال است و دانشجويان به طور متوسط اين دوره را در همين مدت طي مي کنند. حداکثر طول زمان تحصيل مجاز در اين دوره 6 سال و هر سال تحصيلي شامل دو نيم سال است. هر نيم سال تحصيلي شامل 17 هفته کامل آموزشي است. نظام آموزشي اين دوره به صورت واحدي است و براي هر واحد درس نظري در هر نيمسال 17 ساعت آموزش کلاسي منظور مي شود.

 

1-2) اهميت و جايگاه در جامعه

 

با توجه به اهميت محوري بخش کشاورزي در امر تغذيه و اقتصاد کشور و از آن جا که رسيدن به خودکفايي و استقلال اقتصادي در اين عرصه، تضمين کننده استقلال سياسي ما نيز خواهد بود. هر گونه تلاش براي افزايش توليدات کشاورزي، بسيار ارزشمند و حياتي است. يکي از راههاي افزايش محصول، جلوگيري از زيانهاي آفات و بيماريهاي مختلف گياهان و فرآورده هاي گياهي است که هر سال، ضرر و زيان قابل توجهي را بر کشور تحميل مي کند. با توجه به دانش و فن آوري روز، لازم است روشهاي علمي جديد، جايگزين شيوه هاي سنتي مبارزه با آفات و بيماريهاي گياهي

ادامه نوشته

نماتد گالی توتون و تنباکو(نماتد ریشه گرهی)

نماتد گالی توتون و تنباکو(نماتد ریشه گرهی)

 

Root Knot nematode

 

گونه های مختلف Meloidogyne شامل M. javanica، M. hapla، M. incognita و M. arenaria عامل بیماری هستند.

 

از بیماریهای مهم توتون و تنباکو در ایران محسوب میشود و در بعضی مناطق خسارت به گونه ای است که تمام مزرعه ضعیف و کوتوله شده، ریشه تغییر شکل داده و روی آن گره تشکیل میشود. میزبانهای این نماتدها خیلی زیادند (حدود 3000 گونه گیاه) و بیشتر علفهای هرز میزبان این نماتد هستند. بنابراین مبارزه با آن خیلی مشکل است.

 

علایم بیماری در مواقع گرم سال بصورت پژمردگی دیده میشود که با

ادامه نوشته

Nutsedge

Nutsedge

 

()

 

 

 

Nutsedge (Cyperus esculentus) is a perennial weed that usually appears in colonies. Common in moist soils throughout much of North America, nutsedge reproduces by shedding seeds and by developing nut-like edible "chufas" on its root tips. Plants grow 1 to 4 feet tall, and bear clusters of spikelets in late summer. Pull young plants when the soil is moist, and expect replacements to appear for several more seasons. Organic herbicides containing acetic acid will kill back the leaves, but plants will regrow from the roots in a few weeks. Mow larger plants to reduce reseeding.

Weed Control Techniques

 

Pulling. Most young weeds can be pulled from the soil. They will slide out most easily if you pull them when the soil is wet. Getting the root up is crucial, so think of the main stem as the root's handle, and grasp it as close to the soil line as you can. If you find that the weeds are breaking off at the crown as you pull, slip a kitchen fork, dandelion weeder, or similar tool under the weed, and pry and twist as you pull it up. Weeds that have taproots, such as dandelion and plantain, usually must be pried out. A flexible pair of waterproof gloves will keep your hands comfortable as you weed, and it's good to have a nice sitting pad, too. Let pulled weeds bake in the sun for a day or so before composting them. If pulled weeds are holding mature seeds, compost them separately in a hot, moist pile before using this compost in the garden.

Organic herbicides. There are several herbicides made from natural ingredients. Those that contain clove oil (eugenol) give the best control of young broadleaf weeds. Products containing acetic acid, often in combination with citric acid, do a good job on young grasses. Some products contain both clove oil and acetic acid, so they are useful for a broad variety of weeds. Soap-based herbicides dehydrate leaves by cutting through their protective layer of cutin. All of these types of organic herbicides work best on young weeds and pose only a temporary setback to well-rooted perennial weeds. To minimize damage to neighboring plants, spray only in dry, still weather. To maximize effectiveness, spray young weeds when temperatures are above 70 degrees F and the sun is shining brightly. Be aware that repeated applications of a product containing acetic acid (which is very strong vinegar) can lower the soil's pH, making it more acidic.

Reducing reseeding. Most weeds reproduce primarily from seeds, and the seeds of some weeds can remain viable when buried in the soil for decades. So it's essential to keep weeds from shedding seeds in the garden. Garden weeds that are neglected until they reach seed-bearing age can be lopped off near the soil line with pruning shears, a stout knife, or a string trimmer with a blade attachment. Cutting back perennial weeds again and again not only reduces reseeding, it also forces the plants to use up food reserves stored in their roots. In a garden that has gone hopelessly weedy, mowing it down promptly, raking out the seed-bearing debris, and starting over next year is a big step in the right direction. Mowing regularly helps keep weeds under control in lawns. When mowing lawns where seed-bearing weeds are present, collect the clippings in a bagger and dispose of them in a shady place.

 

garden.org منبع

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

Quackgrass

 

()

 

 

Quackgrass (Agropyron repens) is a persistent perennial weed in the northern half of North America. Plants usually appear in broad, 1- to 3-foot-tall clumps, because new shoots grow from wandering underground rhizomes. To avoid spreading root pieces, do not cultivate soil where quackgrass is present. Instead, carefully dig plants from beneath, and gather up all the root pieces you can. Between digging sessions, brush patches with an organic herbicide containing acetic acid. Crowd seedlings and root-borne sprouts with dense plantings. Mulch to reduce seed germination. Mow mature plants to reduce reseeding.

 

Weed Control Techniques

 

Digging. Weeds that regrow from persistent roots must be dug. Use a spade or digging fork to dig spreading perennials, such as bindweed, Canada thistle, and quackgrass. Start digging a foot away from the plant's center to loosen the soil. Then lift the weed from beneath, which reduces how many root pieces are likely to break off and regrow. Dandelion, dock, and other weeds that grow from persistent taproots can be dug the same way, or you can use a special fork-like tool called a dandelion weeder to pry them up. Dig very large taproots that are difficult to pry loose. In lawns and other places where digging dandelions is not practical, use a sharp knife to slice off the leaves and the top inch or two of taproot at a diagonal angle. Some weeds that are easily pulled when the soil is moist must be dug from dry soil.

 

()

 

 

Organic herbicides. There are several herbicides made from natural ingredients. Those that contain clove oil (eugenol) give the best control of young broadleaf weeds. Products containing acetic acid, often in combination with citric acid, do a good job on young grasses. Some products contain both clove oil and acetic acid, so they are useful for a broad variety of weeds. Soap-based herbicides dehydrate leaves by cutting through their protective layer of cutin. All of these types of organic herbicides work best on young weeds and pose only a temporary setback to well-rooted perennial weeds. To minimize damage to neighboring plants, spray only in dry, still weather. To maximize effectiveness, spray young weeds when temperatures are above 70 degrees F and the sun is shining brightly. Be aware that repeated applications of a product containing acetic acid (which is very strong vinegar) can lower the soil's pH, making it more acidic.

Crowding plants. When plants grow so close together that the ground between them is shaded, sun-seeking weeds, such as pigweed and purslane, don't have a chance. Use double rows rather than single ones whenever possible in your vegetable garden. In flower beds, place flowers in closely spaced groups. As plants need more room to grow, thin them gradually so weeds get only a fleeting chance at good light. Plants with broad leaves, such as squash and cabbage, do a good job of crowding out weeds. Vigorous lawn grasses that form a tight turf naturally crowd out weeds. To keep turf tight, apply a slow-release organic fertilizer during your lawn's most active season of new growth. The recommended cutting height varies with different species of grass, but with any type of grass it's a good weed-preventive strategy to mow high and often. Long blades of grass often do a good job of shading out germinating weed seeds.

Mulching. Mulch that's more than 2 inches thick can deprive most weed seeds of the light they need to germinate and grow. In vegetable and flower gardens, you can mulch with wheat straw (which has fewer weed seeds than hay), chopped leaves, grass clippings, or many other organic materials. Where weeds are numerous, try covering the soil with four to six sheets of newspaper. Then cover the newspapers with 2 to 3 inches of organic mulch. Pieces of scrap carpeting make a good weed-suppressing mulch to use in pathways between rows. When mulching beneath shrubs and trees, place a sheet of landscape fabric over the soil, then cover it with 3 inches of organic mulch. An edging (a 4- to 6-inch-wide strip of rot-proof material driven into the ground vertically) of brick, stone, or metal will help the mulch stay put, halt invasion by creeping weeds, and make the bed look neat and well groomed.

Reducing reseeding. Most weeds reproduce primarily from seeds, and the seeds of some weeds can remain viable when buried in the soil for decades. So it's essential to keep weeds from shedding seeds in the garden. Garden weeds that are neglected until they reach seed-bearing age can be lopped off near the soil line with pruning shears, a stout knife, or a string trimmer with a blade attachment. Cutting back perennial weeds again and again not only reduces reseeding, it also forces the plants to use up food reserves stored in their roots. In a garden that has gone hopelessly weedy, mowing it down promptly, raking out the seed-bearing debris, and starting over next year is a big step in the right direction. Mowing regularly helps keep weeds under control in lawns. When mowing lawns where seed-bearing weeds are present, collect the clippings in a bagger and dispose of them in a shady place.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

گل هایی که علف هرز هستند

Black Medic

 

()

 

Black medic (Medicago lupulina) is a thrifty yellow-flowered clover that usually grows as an annual. Common in lawns and gardens around the world, black medic often colonizes dry, infertile spots where little else will grow. Plants stay close to the ground until they are ready to bloom. By the time flowers appear, the stems may be 6 to 26 inches long. Providing lawn grass with adequate nitrogen and phosphorous discourages this weed. It is also important to pull young weeds during spring and early summer. In addition, a corn gluten herbicide applied in spring will help prevent germination of black medic seeds.

 

Weed Control Techniques

 

Pulling. Most young weeds can be pulled from the soil. They will slide out most easily if you pull them when the soil is wet. Getting the root up is crucial, so think of the main stem as the root's handle, and grasp it as close to the soil line as you can. If you find that the weeds are breaking off at the crown as you pull, slip a kitchen fork, dandelion weeder, or similar tool under the weed, and pry and twist as you pull it up. Weeds that have taproots, such as dandelion and plantain, usually must be pried out. A flexible pair of waterproof gloves will keep your hands comfortable as you weed, and it's good to have a nice sitting pad, too. Let pulled weeds bake in the sun for a day or so before composting them. If pulled weeds are holding mature seeds, compost them separately in a hot, moist pile before using this compost in the garden.

Corn gluten herbicides. Powdered herbicides made from corn gluten keep crabgrass and other weed seeds from germinating and growing. They are typically spread on established lawns, but they also can be used in gardens where no seeds will be planted, such as in perennial beds. As the corn gluten degrades, it provides a small amount of nitrogen to the soil. Crabgrass begins to germinate at about the time that azaleas, dogwoods, and forsythias bloom, so spread corn gluten at that time for best results. Application procedures vary with the particular product; be sure to read and follow the directions on the label. Do not use corn gluten in newly seeded lawns, or in garden beds where you plan to sow seeds.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

یک نوع علف هرز

 

 

Broadleaf Plantain

 

()

 

Broadleaf plantain (Plantago major) is found throughout North America, usually in compacted places in lawns or in garden pathways. A tap-rooted perennial, plantain becomes dormant in winter, and new leaves appear in mid-spring. Control plantain by pulling young plants with a dandelion weeder, or dig them out with a digging fork. In summer, pop off seed heads to reduce reseeding by mature plants. To prevent future plantain problems, add organic matter to the soil to improve its texture and drainage.

Weed Control Techniques

 

Pulling. Most young weeds can be pulled from the soil. They will slide out most easily if you pull them when the soil is wet. Getting the root up is crucial, so think of the main stem as the root's handle, and grasp it as close to the soil line as you can. If you find that the weeds are breaking off at the crown as you pull, slip a kitchen fork, dandelion weeder, or similar tool under the weed, and pry and twist as you pull it up. Weeds that have taproots, such as dandelion and plantain, usually must be pried out. A flexible pair of waterproof gloves will keep your hands comfortable as you weed, and it's good to have a nice sitting pad, too. Let pulled weeds bake in the sun for a day or so before composting them. If pulled weeds are holding mature seeds, compost them separately in a hot, moist pile before using this compost in the garden.

Digging. Weeds that regrow from persistent roots must be dug. Use a spade or digging fork to dig spreading perennials, such as bindweed, Canada thistle, and quackgrass. Start digging a foot away from the plant's center to loosen the soil. Then lift the weed from beneath, which reduces how many root pieces are likely to break off and regrow. Dandelion, dock, and other weeds that grow from persistent taproots can be dug the same way, or you can use a special fork-like tool called a dandelion weeder to pry them up. Dig very large taproots that are difficult to pry loose. In lawns and other places where digging dandelions is not practical, use a sharp knife to slice off the leaves and the top inch or two of taproot at a diagonal angle

ادامه نوشته

Hawkweed

Hawkweed

 

 

Hawkweed (Hieracium spp.) often forms dense colonies in areas of the lawn where the soil is infertile and acidic. A hardy perennial found throughout North America, hawkweed holds its rosettes of wildly hairy leaves close to the soil surface, safe from mower blades. Orange hawkweed (Hieracium aurantiacum) and meadow hawkweed (Hieracium pratens) are invasive forms that send up orange or yellow, respectively, dandelion-like flowers on 12-inch-tall leafless stalks. Established plants send out shallow bud-bearing stolons, which form new plants. Dig colonies in spring, and promptly repair the spot with seed or sod. Apply lime if the soil's pH is below 5.5. Sites infested with hawkweed benefit from organic fertilizers, which help the turf grass grow stronger and crowd out the hawkweed.

 

Weed Control Techniques

 

Digging. Weeds that regrow from persistent roots must be dug. Use a spade or digging fork to dig spreading perennials, such as bindweed, Canada thistle, and quackgrass. Start digging a foot away from the plant's center to loosen the soil. Then lift the weed from beneath, which reduces how many root pieces are likely to break off and regrow. Dandelion, dock, and other weeds that grow from persistent taproots can be dug the same way, or you can use a special fork-like tool called a dandelion weeder to pry them up. Dig very large taproots that are difficult to pry loose. In lawns and other places where digging dandelions is not practical, use a sharp knife to slice off the leaves and the top inch or two of taproot at a diagonal angle. Some weeds that are easily pulled when the soil is moist must be dug from dry soil.

 

Crowding plants. When plants grow so close together that the ground between them is shaded, sun-seeking weeds, such as pigweed and purslane, don't have a chance. Use double rows rather than single ones whenever possible in your vegetable garden. In flower beds, place flowers in closely spaced groups. As plants need more room to grow, thin them gradually so weeds get only a fleeting chance at good light. Plants with broad leaves, such as squash and cabbage, do a good job of crowding out weeds. Vigorous lawn grasses that form a tight turf naturally crowd out weeds. To keep turf tight, apply a slow-release organic fertilizer during your lawn's most active season of new growth. The recommended cutting height varies with different species of grass, but with any type of grass it's a good weed-preventive strategy to mow high and often. Long blades of grass often do a good job of shading out germinating weed seeds.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

Henbit

 

 

Henbit (Lamium amplexicaule) is a mint cousin that's common in gardens in the eastern half of the United States. In the north it is a spring annual. In the south, henbit sprouts in fall and blooms in early spring. The pretty pink flowers are attractive, but the spreading plants will take over a lawn or garden. Mulch discourages this weed, which needs sun to sprout and grow. Henbit is easily controlled by pulling. When cultivating soil infested with henbit, rake out the plants to keep them from rerooting.

 

Weed Control Techniques

 

Mulching. Mulch that's more than 2 inches thick can deprive most weed seeds of the light they need to germinate and grow. In vegetable and flower gardens, you can mulch with wheat straw (which has fewer weed seeds than hay), chopped leaves, grass clippings, or many other organic materials. Where weeds are numerous, try covering the soil with four to six sheets of newspaper. Then cover the newspapers with 2 to 3 inches of organic mulch. Pieces of scrap carpeting make a good weed-suppressing mulch to use in pathways between rows. When mulching beneath shrubs and trees, place a sheet of landscape fabric over the soil, then cover it with 3 inches of organic mulch. An edging (a 4- to 6-inch-wide strip of rot-proof material driven into the ground vertically) of brick, stone, or metal will help the mulch stay put, halt invasion by creeping weeds, and make the bed look neat and well groomed.

 

Pulling. Most young weeds can be pulled from the soil. They will slide out most easily if you pull them when the soil is wet. Getting the root up is crucial, so think of the main stem as the root's handle, and grasp it as close to the soil line as you can. If you find that the weeds are breaking off at the crown as you pull, slip a kitchen fork, dandelion weeder, or similar tool under the weed, and pry and twist as you pull it up. Weeds that have taproots, such as dandelion and plantain, usually must be pried out. A flexible pair of waterproof gloves will keep your hands comfortable as you weed, and it's good to have a nice sitting pad, too. Let pulled weeds bake in the sun for a day or so before composting them. If pulled weeds are holding mature seeds, compost them separately in a hot, moist pile before using this compost in the garden.

 

 

Cultivating. Slicing and dicing weeds with a hoe works best when the soil is relatively dry, and the same goes for cultivating with a tiller. With their tops mangled and roots cut, most young weeds will quickly shrivel up and die. Be careful to cultivate only the top inch or two of soil or you may injure nearby garden plant roots and drag new weed seeds to the surface. A sharp hoe works much better than a dull one, so refresh the edge on your hoe with a steel file between weeding sessions. After using either a hoe or tiller to cultivate weeds, go back the next day to nip out any survivors. When battling perennial weeds, you can weaken the plants by chopping them down with a sharp hoe, but it's best to combine hoeing with digging to achieve good control. Never use a tiller in soil that is infested with bindweed, quackgrass, or other weeds that regrow from small pieces of root; they are easily spread by rototilling.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

Hop Clover

 

Hop clover (Trifolium dubium) seeds that find their way into dormant warm-season lawns quietly grow into sturdy rosettes during the winter months. In spring, stems studded with classic three-leaf clovers (and the occasional four-leaf version) lengthen and produce small yellow flower clusters. Use a sharp knife to cut plants off at the soil line to reduce reseeding. The root system left behind will not grow, but will add to the soil's supply of nitrogen as it decomposes. In mild winter climates, pull seedlings when you see them in the lawn during the winter months.

 

Weed Control Techniques

 

Reducing reseeding. Most weeds reproduce primarily from seeds, and the seeds of some weeds can remain viable when buried in the soil for decades. So it's essential to keep weeds from shedding seeds in the garden. Garden weeds that are neglected until they reach seed-bearing age can be lopped off near the soil line with pruning shears, a stout knife, or a string trimmer with a blade attachment. Cutting back perennial weeds again and again not only reduces reseeding, it also forces the plants to use up food reserves stored in their roots. In a garden that has gone hopelessly weedy, mowing it down promptly, raking out the seed-bearing debris, and starting over next year is a big step in the right direction. Mowing regularly helps keep weeds under control in lawns. When mowing lawns where seed-bearing weeds are present, collect the clippings in a bagger and dispose of them in a shady place.

Pulling. Most young weeds can be pulled from the soil. They will slide out most easily if you pull them when the soil is wet. Getting the root up is crucial, so think of the main stem as the root's handle, and grasp it as close to the soil line as you can. If you find that the weeds are breaking off at the crown as you pull, slip a kitchen fork, dandelion weeder, or similar tool under the weed, and pry and twist as you pull it up. Weeds that have taproots, such as dandelion and plantain, usually must be pried out. A flexible pair of waterproof gloves will keep your hands comfortable as you weed, and it's good to have a nice sitting pad, too. Let pulled weeds bake in the sun for a day or so before composting them. If pulled weeds are holding mature seeds, compost them separately in a hot, moist pile before using this compost in the garden.

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

Rosa multiflora

 

osa multiflora (Multiflora Rose, Baby Rose, Rambler Rose) is a species of rose native to eastern Asia, in China, Japan

and Korea.

 

It is a scrambling shrub climbing other plants to a height of 3-5 m, with stout stems with recurved thorns (sometimes absent). The leaves are 5-10 cm long, compound, with 5-9 leaflets and feathered stipules. The flowers are produced in large corymbs, each flower small, 1.5-4 cm diameter, white or pink, borne in early summer. The hips are reddish to purple, 6-8 mm diameter.

 

Two varieties are accepted by the Flora of China:

 

* Rosa multiflora var. multiflora. Flowers white, 1.5-2 cm diameter.

* Rosa multiflora var. cathayensis Rehder & E.H.Wilson. Flowers pink, to 4 cm diameter.

 

 

 

Rosa multiflora is grown as an ornamental plant, and also used as a rootstock for grafted ornamental rose cultivars.

 

In eastern North America, Multiflora Rose is now generally considered an invasive species, though it was originally planted as a soil conservation measure and to attract wildlife. It is readily distinguished from American native roses by its large inflorescences, which bear multiple flowers and hips, often more than a dozen, while the American species bear only one or a few on a branch.

 

Some places classify Multiflora rose as a "noxious weed" . In grazing areas, this rose is generally considered to be a serious pest, though it is considered excellent fodder for goats.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

Rosa gallica

 

 

Rosa gallica, (Gallic Rose, French Rose, or Rose of Provence) is a species of rose native to southern and central Europe eastwards to Turkey and the Caucasus. The rosa gallica officinalis is also called Apothecary's Rose.

 

It is a deciduous shrub forming large patches of shrubbery, the stems with prickles and glandular bristles. The leaves are pinnate, with three to seven bluish-green leaflets. The flowers are clustered one to four together, single with five petals, fragrant, deep pink. The hips are globose to ovoid

ادامه نوشته

Nutsedge

Nutsedge

 

 

Nutsedge (Cyperus esculentus) is a perennial weed that usually appears in colonies. Common in moist soils throughout much of North America, nutsedge reproduces by shedding seeds and by developing nut-like edible "chufas" on its root tips. Plants grow 1 to 4 feet tall, and bear clusters of spikelets in late summer. Pull young plants when the soil is moist, and expect replacements to appear for several more seasons. Organic herbicides containing acetic acid will kill back the leaves, but plants will regrow from the roots in a few weeks. Mow larger plants to reduce reseeding.

Weed Control Techniques

 

Pulling. Most young weeds can be pulled from the soil. They will slide out most easily if you pull them when the soil is wet. Getting the root up is crucial, so think of the main stem as the root's handle, and grasp it as close to the soil line as you can. If you find that the weeds are breaking off at the crown as you pull, slip a kitchen fork, dandelion weeder, or similar tool under the weed, and pry and twist as you pull it up. Weeds that have taproots, such as dandelion and plantain, usually must be pried out. A flexible pair of waterproof gloves will keep your hands comfortable as you weed, and it's good to have a nice sitting pad, too. Let pulled weeds bake in the sun for a day or so before composting them. If pulled weeds are holding mature seeds, compost them separately in a hot, moist pile before using this compost in the garden.

Organic herbicides. There are several herbicides made from natural ingredients. Those that contain clove oil (eugenol) give the best control of young broadleaf weeds. Products containing acetic acid, often in combination with citric acid, do a good job on young grasses. Some products contain both clove oil and acetic acid, so they are useful for a broad variety of weeds. Soap-based herbicides dehydrate leaves by cutting through their protective layer of cutin. All of these types of organic herbicides work best on young weeds and pose only a temporary setback to well-rooted perennial weeds. To minimize damage to neighboring plants, spray only in dry, still weather. To maximize effectiveness, spray young weeds when temperatures are above 70 degrees F and the sun is shining brightly. Be aware that repeated applications of a product containing acetic acid (which is very strong vinegar) can lower the soil's pH, making it more acidic.

Reducing reseeding. Most weeds reproduce primarily from seeds, and the seeds of some weeds can remain viable when buried in the soil for decades. So it's essential to keep weeds from shedding seeds in the garden. Garden weeds that are neglected until they reach seed-bearing age can be lopped off near the soil line with pruning shears, a stout knife, or a string trimmer with a blade attachment. Cutting back perennial weeds again and again not only reduces reseeding, it also forces the plants to use up food reserves stored in their roots. In a garden that has gone hopelessly weedy, mowing it down promptly, raking out the seed-bearing debris, and starting over next year is a big step in the right direction. Mowing regularly helps keep weeds under control in lawns. When mowing lawns where seed-bearing weeds are present, collect the clippings in a bagger and dispose of them in a shady place.

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

Quackgrass

 

Quackgrass (Agropyron repens) is a persistent perennial weed in the northern half of North America. Plants usually appear in broad, 1- to 3-foot-tall clumps, because new shoots grow from wandering underground rhizomes. To avoid spreading root pieces, do not cultivate soil where quackgrass is present. Instead, carefully dig plants from beneath, and gather up all the root pieces you can. Between digging sessions, brush patches with an organic herbicide containing acetic acid. Crowd seedlings and root-borne sprouts with dense plantings. Mulch to reduce seed germination. Mow mature plants to reduce reseeding.

 

Weed Control Techniques

 

Digging. Weeds that regrow from persistent roots must be dug. Use a spade or digging fork to dig spreading perennials, such as bindweed, Canada thistle, and quackgrass. Start digging a foot away from the plant's center to loosen the soil. Then lift the weed from beneath, which reduces how many root pieces are likely to break off and regrow. Dandelion, dock, and other weeds that grow from persistent taproots can be dug the same way, or you can use a special fork-like tool called a dandelion weeder to pry them up. Dig very large taproots that are difficult to pry loose. In lawns and other places where digging dandelions is not practical, use a sharp knife to slice off the leaves and the top inch or two of taproot at a diagonal angle. Some weeds that are easily pulled when the soil is moist must be dug from dry soil.

 

 

Organic herbicides. There are several herbicides made from natural ingredients. Those that contain clove oil (eugenol) give the best control of young broadleaf weeds. Products containing acetic acid, often in combination with citric acid, do a good job on young grasses. Some products contain both clove oil and acetic acid, so they are useful for a broad variety of weeds. Soap-based herbicides dehydrate leaves by cutting through their protective layer of cutin. All of these types of organic herbicides work best on young weeds and pose only a temporary setback to well-rooted perennial weeds. To minimize damage to neighboring plants, spray only in dry, still weather. To maximize effectiveness, spray young weeds when temperatures are above 70 degrees F and the sun is shining brightly. Be aware that repeated applications of a product containing acetic acid (which is very strong vinegar) can lower the soil's pH, making it more acidic.

Crowding plants. When plants grow so close together that the ground between them is shaded, sun-seeking weeds, such as pigweed and purslane, don't have a chance. Use double rows rather than single ones whenever possible in your vegetable garden. In flower beds, place flowers in closely spaced groups. As plants need more room to grow, thin them gradually so weeds get only a fleeting chance at good light. Plants with broad leaves, such as squash and cabbage, do a good job of crowding out weeds. Vigorous lawn grasses that form a tight turf naturally crowd out weeds. To keep turf tight, apply a slow-release organic fertilizer during your lawn's most active season of new growth. The recommended cutting height varies with different species of grass, but with any type of grass it's a good weed-preventive strategy to mow high and often. Long blades of grass often do a good job of shading out germinating weed seeds.

Mulching. Mulch that's more than 2 inches thick can deprive most weed seeds of the light they need to germinate and grow. In vegetable and flower gardens, you can mulch with wheat straw (which has fewer weed seeds than hay), chopped leaves, grass clippings, or many other organic materials. Where weeds are numerous, try covering the soil with four to six sheets of newspaper. Then cover the newspapers with 2 to 3 inches

ادامه نوشته

Rosa canina

Rosa canina

 

Rosa canina (lit. Dog Rose, often called incorrectly Rosehip) is a variable scrambling rose species native to Europe, northwest Africa and western Asia.

 

It is a deciduous shrub normally ranging in height from 1-5 m, though sometimes it can scramble higher into the crowns of taller trees. Its stems are covered with small, sharp, hooked spines, which aid it in climbing. The leaves are pinnate, with 5-7 leaflets. The flowers are usually pale pink, but can vary between a deep pink and white. They are 4-6 cm diameter with five petals, and mature into an oval 1.5-2 cm red-orange fruit, or hip.

 

 

Cultivation and uses

 

The plant is high in certain antioxidants. The fruit is noted for its high vitamin C level and is used to make syrup, tea and marmalade. It has been grown or encouraged in the wild for the production of vitamin C, from its fruit (often as rose-hip syrup), especially during conditions of scarcity or during wartime. The species has also been introduced to other temperate latitudes. During World War II in the United States Rosa canina was planted in victory gardens, and can still be found growing throughout the United States, including roadsides, and in wet, sandy areas up and down coastlines.

 

During the Vietnam War, for soldiers fighting with the North, Rosa canina was dried and then smoked with tobacco to produce mild hallucinogenic effects and abnormal dreams.[citation needed]

 

Forms of this plant are sometimes used as stocks for the grafting or budding of cultivated varieties.

 

The wild plant is planted as a nurse or cover crop, or stabilising plant in land reclamation and specialised landscaping schemes.

 

Numerous cultivars have been named, though few are common in cultivation. The cultivar Rosa canina 'Assisiensis' is the only dog rose without thorns.

 

The hips are used as a flavouring in the Slovenian soft drink Cockta.

 

The dog rose was the stylized rose of Medieval European heraldry, and is still used today.[citation needed]

 

The dog rose is the flower of Hampshire.

 

Etymology

 

The name 'dog' has a disparaging meaning in this context, indicating 'worthless' (by comparison with cultivated garden roses) (Vedel & Lange 1960).

 

Howard (1987) states that it was used in the eighteenth and nineteenth centuries to treat the bite of rabid dogs, hence the name "dog rose" arose.

 

Other old folk names include rose briar (also spelt brier), briar rose, dogberry, herb patience, sweet briar, wild briar, witches' briar, and briar hip.

 

In Turkish, its name is kuşburnu, which translates as "bird nose."

 

In Swedish, its name is nypon, which doesn't really translate.

 

In Azeri, its name is itburunu, which translates as "dog nose."

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

 

 

 

Rosa dumalis

 

Rosa dumalis (Glaucous Dog Rose) is a species of rose native to Europe and southwest Asia. Not all authorities accept it as distinct, with the Flora Europaea treating it as a synonym of Rosa canina.

 

It is a shrub that grows 1-2 m high. It has long, bent thorns. It bears dark or light pink flowers in June and July. The hips are oval and quite soft. It may be confused with R. canina, but when flowering

ادامه نوشته

Rosa gallica

Rosa gallica

 

 

Rosa gallica, (Gallic Rose, French Rose, or Rose of Provence) is a species of rose native to southern and central Europe eastwards to Turkey and the Caucasus. The rosa gallica officinalis is also called Apothecary's Rose.

 

It is a deciduous shrub forming large patches of shrubbery, the stems with prickles and glandular bristles. The leaves are pinnate, with three to seven bluish-green leaflets. The flowers are clustered one to four together, single with five petals, fragrant, deep pink. The hips are globose to ovoid, 10-13 mm diameter, orange to brownish.

 

Cultivation

 

The species is easily cultivated on well drained soil in full sun to semishade; it can survive temperatures down to −25 °C. It is one of the earliest cultivated species of roses, being cultivated by the Greek and Romans and it was commonly used in Mediaeval gardens. In the 19th century it was the most important species of rose to be cultivated, and most modern European rose cultivars have at least a small contribution from R. gallica in their ancestry.

 

Cultivars of the species R. gallica and hybrids close in appearance are best referred to a Cultivar Group as the Gallica Group roses. The ancestry is usually unknown and the influence of other species can not be ruled out.

 

The Gallica Group roses share the vegetative characters of the species, forming low suckering shrubs. The flowers can be single, but most commonly double or semidouble. The colours range from white (rare) to pink and deep purple. All Gallica Group roses are once flowering. They are easily cultivated.

 

The semidouble cultivar 'Officinalis', the "Red Rose of Lancaster", is the county flower of Lancashire.

 

In 2004, a cultivar of the Gallica Group named 'Cardinal de Richelieu' was genetically engineered to produce the first blue rose.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

واژگان عمومی گیاه‌پزشکی

واژگان عمومی گیاه‌پزشکی

 

● پاتولوژی گیاهی: (Plant Pathology )

پاتولوژی گیاهی به علم مطالعه‌ی بیماری‌های گیاهی گفته می‌شود، این علم عوامل بیماری‌زا، چگونگی ایجاد بیماری، چگونگی فعل و انفعلات، ارتباط میان گیاه میزبان و عوامل تولیدکننده‌ی بیماری آن و درنهایت روش‌های مبارزه با آن‌ها را مورد بررسی قرارمی‌دهد.

بیماری‌شناسی گیاهی: (phytopathology )

علم مطالعه‌ی بیماری‌های گیاهان، شناسایی، ‌مطالعه و مبارزه با عوامل زیان‌آور به گیاه و فرآورده‌های گیاهی و آثار ناشی از این عوامل.

بیماری فیزیولوژیکی: (physiological disease) هرگونه اختلال در فیزیولوژی گیاه که عامل آن موجود زنده نباشد مانند اختلال ناشی از کمبود مواد غذایی، سرمازدگی و آلودگی هوا. بدیهی است همه بیماری‌ها جنبه فیزیولوژیکی دارند ولی اصطلاح دربیماری فیزیولوژیکی اغلب به معنایی است که دربالا آورده شده

● بیمارگر: (Pathogen)

پاتوژن‌ها به دو گروه زنده Animate و غیرزنده Inanimate تقسیم‌بندی می‌شوند که عامل تولید بیماری هستند.

● پارازیتیسم: (Parasitism)

رابطه‌ی میان انگل و میزبان که دراکثر مواقع به ضرر میزبان تمام می‌شود.

● پارازیت: (Parasit)

یا انگل به موجودی گفته می‌شود که حداقل یک قسمت از چرخه‌ی زندگی خود را داخل یا روی موجود زنده‌ی دیگر که به آن میزبان یا host گفته می‌شود به سرمی‌برد و تمام یا قسمتی از موادغذایی موردنیاز خود را از آن موجود کسب کند.

● انگل‌های اجباری: (Obligate Parasite)

یعنی برخی از پاتوژن‌ها مانند ویروس‌ها، نماتدها و عده‌ای از قارچ‌ها برای تغذیه و تکمیل چرخه‌ی زندگی خود، وابستگی کامل به سلول زنده‌ی میزبان دارند و درمحیط غذایی غیرزنده قادر به رشد نمی‌باشند.

● ساپروفیت اجباری: (Obligate Saprophyte)

قادر به تغذیه از سلول زنده نمی‌باشند بلکه موادآلی موردنیاز خود را از منابع غیرزنده یا بقایای پوسیده تامین می‌کنند مانند باکتری‌ها، مایکوپلاسماها و بسیاری از قارچ‌ها که قادرند هم از سلول گیاهی و هم درمحیط غیرزنده رشد کنند.

● دوره‌ی بیماری:

فواصلی که درتوسعه‌ی یک بیماری رخ می‌دهند را دوره یا چرخه‌ی بیماری می‌نامند که شامل مراحل زیراست:

▪ تلقیح: (Inoculation)

عبارت از تماس عامل بیماری‌زا با گیاه است. عامل بیماری‌زا را مایه‌ی تلقیح می‌گویند.

▪ رخنه: (Penetration)

رخنه عبارت از ورود عامل بیماری‌زا مستقیم یا از منافذ طبیعی و زخم‌ها به داخل میزبان صورت می‌گیرد. قارچ‌ها، نماتدها و گیاهان گلدار انگل می‌توانند به داخل گیاه نفوذ کنند. محل تماس قارچ با سطح گیاه کمی متورم شده و آپرسوریوم (Appresorium) تشکیل می‌شود ازمحل آپرسوریوم یک هیف ظریفی به نام میخ رخنه خارج شده و به کمک آن وارد گیاه می‌شود. گیاهان انگل گلدار نیز آپرسوریوم و میخ رخنه تولید می‌کنند. تمام باکتری‌ها و بسیاری از قارچ‌ها توسط روزنه‌های هوایی، آبی، عدسک‌ها و زخم وارد گیاه می‌شوند ویروس‌ها و بعضی از باکتری‌ها و پاتوژن‌های دیگر می‌توانند توسط نیش حشرات به داخل بافت میزبان رخنه کنند.

▪ عفونت: (Infection)

عفونت مرحله‌ای است که پاتوژن ‌درداخل میزبان با سلول‌های حساس ارتباط برقرارکرده، غذای خود را ازآن‌ها جذب می‌کند. گیاه دراین مرحله مکانیسم دفاعی مختلفی ازخود آشکار می‌سازد.

▪ دوره‌ی نهفتگی بیماری:(Latent Period)

مدت زمان بین تلقیح تاظهور علایم بیماری را دوره‌ی نهفتگی یا کمون می‌گویند.

▪ تهاجم: (Invasion)

دراین مرحله عوامل بیماری‌زا به‌صورت‌های گوناگون و به درجات متفاوت در بافت میزبان خود پخش می‌شوند.

▪ تولیدمثل: (Reproduction)

نحوه‌ی تولیدمثل درانگل متفاوت است. باکتری‌ها به‌صورت تقسیم دوتایی سلول و به‌ندرت ازطریق جنسی تکثیر می‌شوند. قارچ‌ها ازطریق تولید اسپورهای جنسی و غیرجنسی و میکوپلاسماها، پروتزوآها با تقسیم ساده تکثیر می‌شوند ویروس‌ها و ویروئیدها ازطریق همانندسازی (replication) با استفاده از تقسیم سلول، نماتدها با تخمگذاری و گیاهان گلدار انگل با تولید بذر تولیدمثل می‌کنند.

▪ انتشار پاتوژن: (Transmission)

انتشار انگل‌ها مانند زئوسپورهای قارچ، باکتری‌، نماتد می‌توانند مسافت کوتاهی را طی کنند اما دراکثر مواقع انگل‌ها به صورت غیرفعال توسط باد، باران، حشرات، آب آبیاری، ‌بذر، ‌غده و نشاءهای آلوده، جانوران و ادوات کشاورزی و باغبانی انتشار پیدا می‌کنند.

▪ زمستان گذرانی: (Over wintering)

انگل‌های گیاهان چندساله زمستان را در گیاهان می‌گذرانند. قارچ‌هایی که انگل گیاهان یکساله هستند ممکن است زمستان را به شکل اسپور، میسلیوم درحالت خواب، اسکلرت (سختینه) درروی بقایای گیاهی و یا دربذر و غده سپری کنند، باکتری‌ها نیز درداخل بذر، غده، گیاهان آلوده و خاک زمستان را می‌گذرانند. نماتدها در بیشتر مواقع به‌صورت تخم درخاک و یا به‌ندرت به‌شکل لارو در بذر زمستان گذرانی می‌کنند. ویروس‌ها در حشرات ناقل، گیاهان میزبان، بذر و غده زمستان را می‌گذرانند...

● بی‌رنگی: (etiolation)

ازبین رفتن رنگ سبز گیاه به علت رشد درتاریکی یا دراثر مواد تولید شده در میکروارگانیزم‌ها

● سبزردی یا کلروز: (chlorosis)

به از بین رفتن جزئی یا کلی رنگ سبز اندام‌های گیاهی دراثر کمبود موادغذایی یا حمله‌ی پاتوژن‌ها با وجود نور کافی گفته می‌شود. کلروز با برطرف شدن عامل آن محو شده و گیاه رنگ طبیعی خود را به دست می‌آورد.

● ملانوز: (melanose)

به قهوه‌ای یا سیاه شدن غده و اندام‌های گوشتی می‌گویند، این بیماری دراثر کمبود اکسیژن پدید می‌آید.

● موزائیک: (mosaic)

ایجاد لکه‌های زرد در پیکره‌ی سبز پهنک را موزائیک می‌نامند که از بیماری‌های ویروسی است.

● پلاسیدگی: (wilting)

درگیاهانی دیده می‌شود که ریشه یا آوندهای‌شان مورد حمله قرارگرفته باشند.

● لکه‌دارشدن برگ و میوه:

بسیاری از انگل‌ها تولید لکه دربرگ و میوه می‌کنند. اندازه، شکل، رنگ، لکه‌ها می‌تواند درتشخیص بیماری مهم باشد.

● ریزش اندام‌های گیاهی:

ریزش برگ، گل، جوانه، میوه در صورتی که غیرطبیعی و ناشی ازبیماری است که بی‌اندازه باشد.

● نانیسم: (nanisme)

نانیسم یا کوتولگی اندام‌های گیاهی دراثر کاهش تعدادی از سلول‌های گیاهی هیپوپلازی (hypoplasia) و یا کوچک شدن اندازه‌ی سلول‌ها هیپوتروفی (hypotrophy) پدید می‌آید.

● ژیگانتیسم: (gigantism)

عبارت از رشد بی‌اندازه‌ی اندام‌های گیاهی دراثر افزایش تعداد سلول‌ها هیپرپلازی (hyperplasia) و یا رشد بی‌اندازه‌ی سلول هیپرتروفی (hypertrophy) می‌باشد. ژیگانتیسم در اثر افزایش ازت خاک، عوامل نامساعد محیط، بیماری‌های باکتریایی و... بوجود می‌آید.

● عدم تقارن دربرگ:

با ازبین رفتن تقارن بین دوقسمت پهنک بوجود می‌آید.

● جارویی شدن:

شاخه‌ها از فواصل نزدیک بهم رشد کرده، شکل جارو به خود می‌گیرند.

● روزت: (rosette)

فاصله‌ی میان گره هاکم شده و برگ‌ها به‌صورت کپه‌ای مانند گلبرگ‌های گل سرخ شده.

● تاولی شدن:

بافت میان رگبرگ‌ها رشد فوق العاده‌ای پیدا کرده و در روی پهنک به شکل تاول ظاهر می‌شود.

● غده یا گال (سرطان):

دراثر تحریک سلول‌ها وعمل هیپروتروفی یا هیپرپلازی بوجود می‌آید.

● تغییراستحکام بافت گیاهی:

دراثر بیماری ممکن است بافت گیاهی استحکام خود را ازدست داده، پوسیده شود.

● نکروز: (necrosis)

نکروز دراثر مرگ سلول‌های گیاه بوجود می‌آید که به‌صورت بافت مرده یا لکه‌ی قهوه‌ای خشک ظاهر می‌شود.

● بلایت یا بادزدگی: (blight)

مرگ سریع برگ، جوانه، شاخه و اندام گیاهی می‌گویند.

● شانکر: (canker)

به ناحیه‌ی مرده نکروتیک فرورفته با حاشیه‌ی مشخص در پوست ریشه، تنه یا شاخه می‌گویند.

● مرگ سرشاخه: (dieback)

مرگ سریع سرشاخه‌ها از انتها به پائین گسترش می‌یابد.

● آنتراکنوز: (anthracnose)

به لکه‌های زخم مانند نکروتیک روی برگ، ساقه، میوه یا گل می‌گویند.

● جرب:‌(scab)

لکه‌های موضعی روی برگ، میوه، غده و یا سایرقسمت‌های گیاه که به‌طور عمده کمی برجسته یا فرورفته بوده و ترک خورده نیز می‌باشند.

● وارت: (wart)

زگیل

● زنگ: (rust)

تاول‌های شبیه به زنگ آهن درروی برگ و یا سایر اندام‌های هوایی گفته می‌شود.

● سفیدک: (mildew)

لکه‌های زرد یا نکروتیک (خشک) روی برگ، ساقه و میوه اند که به‌طورمعمول با ریسه یا اندام‌های بارده قارچ همراه هستند.

● لکه: (blotch)

قسمت‌های نسبتاً وسیع ونامنظم تغییر رنگ یافته یا مرده روی اندام‌های گیاه

● مومیایی: (mummy)

میوه‌ای که براثر حمله‌ی قارچ پوسیده و سپس چروکیده و خشک شده باشد.

● سیاهک: (smut)

بیماری ناشی از قارچ‌های راسته‌ی Ustilaginales

● پژمردگی: (wilt)

پلاسیدگی یا ازبین رفتن شادابی گیاه براثر کمبود یا ازدست دادن آب، پژمردگی ممکن است براثر اختلال درانتقال یا جذب آب.

● زردی: (yellows)

اصطلاحی برای توصیف بیماری‌های گیاهی که نشانه‌ی عمده و شهود آن‌ها زردی است.

● هوازی: (aerobe)

موجود ‌زنده‌ای که برای فعالیت ‌و رشد نیاز به اکسیژن دارد.

● بی‌هوازی: (anaerobe)

موجود زنده‌ای که درنبود اکسیژن (O۲) آزاد، فعالیت و رشد می‌کند.

● غیرزنده: (a biotic)

واژه‌ای برای توصیف بیماری‌هایی که براثر عوامل غیرزنده بوجود می‌آید.

● آفلاتوکسین:(Aflatoxin)

زهرابه‌ای که قارچ Aspergillus و برخی دیگر از قارچ‌ها تولید می‌کنند و برای انسان و حیوان زیان‌آور است.

● باکتری: (bacterium)

موجود زنده‌ی پروکاریوت و معمولاً تک سلولی با دیواره‌ی مشخص که تکثیرآن به روش تقسیم دوتایی انجام می‌شود.

بیماری باکتریایی: (bacteriosis)

هرنوع عفونت یا بیماری که عامل آن باکتری باشد.

● تشخیص: (diagnosis)

شناسایی بیماری، اختلال یا عارضه و نیز شناسایی عامل آن‌ها.

● خفتگی: (dormancy)

حالت غیرفعال موجودات زنده براثر شرایط

● دوز: (dose)

۱) میزان آفت‌کش درواحد سطح حجم یا وزن

۲) مقدار بیمارگر که برای مایه‌زنی به کار می‌رود.

گیاه تله: (decoy crop)

گیاهی زراعی که به منظور جلب بیمارگر و کاهش جمعیت آن کشت می‌شود کاهش جمعیت بیمارگر از طریق حذف گیاه تله انجام می‌شود.

● گردپاشی: ‌(dusting)

پاشیدن آفت‌کش‌ها به صورت گرد.

● اپی فیت: (epiphyte)

موجود زنده‌ای که بدون داشتن رابطه‌ای انگلی روی سطح گیاه به سرمی‌برد.

● قارچ: (fungus)

موجود زنده‌ای با هسته‌ی حقیقی که اندام رویشی آن معمولاً به شکل ریسه است و موادغذایی خود را ازطریق جذب گرفته و تولیدمثل آن با تشکیل هاگ‌های جنسی، غیرجنسی یا هردو است.

● زیستگاه: (habitat )

محل طبیعی زندگی موجود زنده

● دامنه‌ی میزبانی: (host range)

مجموعه‌ی میزبانان یک بیمارگر که به طورطبیعی شناخته شده و یا به طورآزمایشی تعیین شده باشد.

● ریسه: (hypha )

رشته‌ای لوله‌ای شکل که واحد ساختمانی اغلب قارچ‌ها است.

● میسلیوم: (mycelium )

توده ریسه (hyphae) قارچ‌ها

● قارچ‌شناسی: (mycology)

علم مطالعه قارچ‌ها

● میکوپلاسمایی: (mycoplasma)

موجودات شبیه باکتری ولی بدون دیواره یاخته

● نماتد: (nematode)

جانورکرمی شکل یا نخ مانند از شاخه‌ی Nematoda که ممکن است انگل گیاه یا حیوان باشد و به‌طور آزاد درآب یا خاک زندگی می‌کند.

● نماتدشناسی: (nematology)

علم مطالعه‌ی نماتدها

● پاتووار: (pathovar)

زیرگونه‌ای از باکتری که ازلحاظ دامنه‌ی میزبانی متمایز باشد.

● پاتوتیپ: (pathotype)

زیرگونه‌ای از بیمارگر که ازلحاظ بیماریزایی (به‌ویژه دامنه‌ی میزبانی) متمایز باشد.

● سختینه: (sclerotium)

اندامی سخت، فشرده و مقاوم دربرابر شرایط نامساعد محیط که می‌تواند زمانی طولانی به حالت غیرفعال باقی بماند و پس از مساعد شدن شرایط جوانه زند.

● تنش: (stress)

اثر نامساعد محیط خارج روی گیاه وبیماری

● استایلت: (stylet)

قطعات دهان دراز، باریک و توخالی برخی حشرات و نماتدها برای سوراخ کردن بافت میزبان و کشیدن مواد غذایی ازآن.

● همزیستی: (symbiosis)

زندگی دوموجود زنده غیرمشابه باهم به نحوی که این نوع زندگی برای هر دومفید باشد.

● تحمل: (tolerance)

نوعی واکنش درمقابل بیمارگر که درآن گیاه آلوده می‌شود ولی خسارت چندانی نمی‌بیند یا نشانه‌های شدیدی درآن به وجود نمی‌آید. که درواقع تحمل نوعی پذیرندگی است.

ویروس‌شناسی:‌(virology)

علم مطالعه‌ی ویروس‌ها

● پرآزاری: (virulence)

شدت بیماریزایی بیمارگر

● زهرابه: (toxin)

۱) ترکیباتی که به‌وسیله‌ی بیمارگر تولید و موجب بروز تمام و یا قسمتی از نشانه‌های بیماری درگیاه می‌شود.

۲) هرگونه ترکیبی که ازموجودی تولید می‌شود و برای برخی موجودات دیگر زیان‌آور است.

 

/

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

مقايسة سموم بروماديالون، کول کلسيفرول و فسفيد روي برموش

مقايسة سموم بروماديالون، کول کلسيفرول و فسفيد روي برموش

 

 

چکيده: در اين بررسي آزمايش هاي غذايي اجباري و انتخابي با تک تک موش هاي ورامين اسير شده به منظور ارزيابي کارايي طعمه هاي بروماديالون، کول کلسيفرول و فسفيد روي انجام شد. تحت آزمون اجباري (1 روزه و 3 روزه) موش هاي نر از طعمة بروماديالون کمتر مصرف کردند. به هر حال از نظر جنسيتي تفاوت معني داري مشاهده نشد. تحت آزمون غذايي انتخابي، تفاوت بين جذب طعمة بروماديالون و جنسيت معني دار نبود. تحت طعمة کول کلسيفرول، طعمة تيمار شده بيشتر از طعمة معمولي مصرف شد. در ميان طعمه هاي بررسي شده، کول کلسيفرول اثر خوبي براي کنترل موش ورامين نشان داد.

 

مقدمه

جوندگان از آفات اساسي سيستم هاي زراعي هستند و به کاهش توليد محصولات کشاورزي در سراسر جنوب شرقي آسيا کمک مي کنند. موش ورامين(Nesokia indica) از آفات مهم کشاورزي مي باشد و توزيع وسيعي در پاکستان، هند، ايران، عراق، مصر، سوريه، شمال عربستان، چين و جنوب روسيه دارد.

در پاکستان موش ورامين خسارت سنگيني به مزارع گندم، برنج و نيشکر وارد مي کند. همچنين سبب خسارت هاي قابل ملاحظه اي به سيستم هاي آبياري از طريق انسداد راه کانال ها و مخازن آبي مي شوند. کنترل شيميايي اساسا روشي است که در سطح وسيعي براي کنترل انتشار جوندگان استفاده مي گردد. در پاکستان، فسفيد روي، از سموم حاد و راکومين- آنتي کواگولانت مولتي دوز، از جونده کش هاي ثبت شده براي جوندگان شهري و کشاورزي مي باشند. متأسفانه، کارايي فسفيد روي متغير است و اغلب کنترل کاملي انجام نمي گيرد. راکومين بايستي براي کمتر از 6 تا 7 روز مجددا تهيه شود که اين ورد منجر به اتلاف وقت، مواد و کارگر مي گردد.

گسترش مقاومت به اولين نسل آنتي کواگولانت ها، عاملي براي بهبود جونده کش ها بوده است. محققين توجه زيادي به دومين نسل جديد آنتي کواگولانت ها براي مثال بروماديالون داشته اند زيرا اثرات مثبت و قابل ملاحظه اي بر روي جوندگان مضر کشاورزي داشته است. اين سموم براي جوندگان بسيار سمي هستند و مواد غذايي كمتري نسبت به هر آنتي كواگولانت قبلي نياز است. اگر چه مرگ با تأخير انجام مي گيرد تنها يكبار تغذيه مرگ را به دنبال خواهد داشت.اخيرا دومين نسل آنتي كواگولانت ها براي كنترل جوندگان كشاورزي با موفقيت زيادي در سراسر جهان بكار گرفته مي شود. كول كلسيفرول (ويتامين D3) پتانسيل كنترل سنجاب صخره (Spermophilus variegates) و رات ها Rattus rattus) و (Rattus norvegicusدارد. در اين مطالعه، اولين اطلاعات در دسترس بر روي كارايي آزمايشگاهي بروماديالون، كول كلسيفرول و فسفيد روي براي كنترل موش ورامين از آفات مهم كشاورزي مورد بررسي قرار مي گيرد.

مواد و روش ها

آزمون حيوانات

رات هاي تحت آزمايش از مزارع برنج و نيشكر گرفته شدند و جنسيت حيوانات تعيين شدند سپس وزن شدند و جداگانه در قفس هاي جداگانه آزمايشگاه براي 3 هفته به منظور خو گيري آنها قبل از آزمون، قرار گرفتند. ماده هاي حامله، شيرده و به بلوغ نرسيده از دور خارج شدند. درجه حرارت اتاق 25 درجه سانتي گراد و سيكل تاريكي/روشنايي 12/12 ساعت بود. رات ها قبل از آزمايش تحت رژيم غذايي آزمايشگاه قرار گرفتند.

آزمون هاي غذايي

تجربيات به شكل آزمون هاي غذايي اجباري و اختياري تنظيم شدند. براي اجراي اين آزمون ها، 10 رات (5 تا از هر جنس) يكي يكي در قفس هاي جداگانه قرار گرفتند. تحت آزمون اجباري 1 روزه و 3 روزه، رات ها با يك نوع طعمة تر به وزن 15 و 20 گرم تغذيه شدند و طعمه هاي خورده نشده بعد از 24 ساعت جمع آوري شدند و براي محاسبة ميانگين مصرف رات ها روزانه وزن شدند.

تحت آزمون انتخابي، جذب نسبي طعمه تعين شده در مقابل مواد غذايي معمولي محاسبه شدند، موقعيت ظرف هاي تغذيه روزانه، براي اجتناب از سازش مكاني تغيير داده مي شدند

ادامه نوشته

نماتد ساقه و پیاز Ditylenchus dipsaci

نماتد ساقه و پیاز Ditylenchus dipsaci

 

stem and bulb nematode

 

نماتد ساقه و پیاز Ditylenchus dipsaci (Kuehn) Filip گسترش جهانی دارد. بیشتر در مناطق معتدل شیوع دارد و خسارت می‌زند. بیماری اولین بار در هلند درسال1883 ودر ایالات متحده درسال 1931 گزارش شده است.

در ایران نماتد Ditylenchus dipsaci در روی یونجه گزارش شده است. علاوه براین نماتد به 400 گونه گیاه حمله می‌کند. اما نژاد خاصی از نماتد به پیاز حمله می‌کند. سبزیهائی از قبیل،سیر، لوبیا، باقلا، کلم، هویج، کرفس، مارچوبه، جعفری، نخود، سیب‌زمینی و کدو مورد حمله نماتد Ditylenchus dipsaci قرار می‌گیرد.

 

مرفولوژی و بیولوژی

 

عامل بیماری نماتد Ditylenchus dipsaci (Kuehn) Filip می‌باشد که طول آن3/1-1 میلیمتراست وحدود30 میکرومترقطر دارد. روی بدن استوانه‌ای آن خطوط اریب دیده می‌شود. دم نماتد نر و ماده تیز است هر نماتد ماده 200تا500 تخم می‌گذارد. اولین پوست‌اندازی در تخم انجام می‌شود. پوره مرحله دوم از تخم خارج شده، به سرعت پوست دوم و سوم را نیز انداخته و پوره قبل از بلوغ یا عفونت‌زا را تولید می‌کند.این پوره می‌تواند شرایط یخبندان و خشکی شدید را تحمل کرده و در داخل بافتهای گیاهی مثل ساقه‌ها، برگها، پیازها، بذرها یا درداخل خاک به سر می‌برد.هنگامی که قسمتهای هوایی گیاه میزبان با غشائی از آب پوشیده می‌شود،نماتدها به طرف بالا حرکت کرده و خود را به سر شاخه‌ها و برگهای جدید و جوان می‌رسانند و سپس از طریق روزنه‌ها، شکافها یا مستقیما به داخل پایه ساقه‌ها یا محور برگ رخنه می‌کند. بعد از ورود به گیاه میزبان پوست چهارم را انداخته ،تبدیل به نر یا ماده می‌شود. چرخه کامل زندگی حدود19تا25 روز طول می‌کشد. تولیدمثل فقط مواقعی که هوا سرد است متوقف یا کند می‌شود. وقتیکه پیازها شدیدا آلوده شدند ،می‌پوسند، پوره‌های قبل از بلوغ ازآنها خارج شده و گاهی اوقات دراطراف ساقه زیرزمینی پیازهای خشک شده به صورت توده سفید خاکستری پنبه‌ای که پشم نماتد خوانده می‌شود اجتماع کرده وبرای سالهای سال در همین جا می‌تواند زنده بمانند.

 

وقتی که نماتد‌ها به بذر در حال جوانه زدن یا گیاهچه جوان حمله می‌کنند، از نزدیکی کلاهک ریشه هیپوکوتیل یا از نقاطی که هنوز داخل بذر است وارد می‌شوند. نماتدها بیشتر روی سلولهای پارانشیمی پوست تغذیه می‌کنند. در همین حال سلولهای اطراف نماتدها شروع به تقسیم شدن و بزرگ شدن می‌کنند. نتیجتا برجستگیهایی روی گیاه بوجود می‌آید. گیاهچه‌ها بسته به اندازه و تراکم این برجستگیها ممکن است ناقص‌العضوشده پیچیده شوند،انحنا حاصل کنند ویا بصورت دیگری تغییر شکل دهند. شکاف برداشتن اپیدرم اغلب راه ورود برای مهاجمین ثانوی از قبیل باکتریها و قارچها باز می‌کند. بعد از رخنه نماتد سلولها بزرگ می‌گردند، کلروپلاستها ناپدید، فضاها بین سلولی داخل بافت پارانشیم افزایش می‌یابند. این اثرات اغلب قبل از تماس نماتد باسلولها ایجا می‌شود. واین دال براین است که تراوشات بزاقی قبل از پیشرفت نماتد منتشر می‌گردند.

 

علائم و نشانه‌های خسارت :

 

در مزارع آلوده به نماتد Ditylenchus dipsaci ظهور گیاهچه‌های پیاز به کندی انجام گرفته، میزان سبز شدن گیاه بطور قابل ملاحظه‌ای تقلیل می‌یابد. بیشتر از نصف تعداد گیاهچه‌های ظاهر شده بیمار و زرد رنگ هستند، پیچ خورده و هلالی بنظر رسیده ودر امتداد کوتیلودون نواحی برجسته‌ای دیده می‌شود. کوتیلودونها معمولا باد کرده‌اند و اپیدرمشان به صورت توری ترک برداشته و بیشتر گیاهچه‌های مریض ظرف سه هفته بعد از کاشت از بین می‌روند و بقیه بعدا می‌میرند. وقتی که در داخل خاک آلوده پیاز کاشته می‌شود علائم روی گیاهان درحال رشد تقریبا بعد ازسه هفته شروع می‌گردد وشامل کوتولگی، لکه‌های زرد کم رنگ، آماس و زخمهای باز روی برگهاست.

 

روی ساقه،جوانه‌ها یا گیاهان جوان برآمدگیها‍یی بوجود می‌آید وبرگها کوتاه وپیچیده می‌شوند. نوک برگها از بین می‌رود و برگهای مسن‌تربه دلیل ازبین رفتن تیغه‌ی میانی سلولها چنان ضعیف می‌شوند که نمی‌توانند خود را قائم نگهدارند و روی زمین می‌غلطند. ساقه و گردن پیاز نرم می‌گردد. پیازهای آلوده ممکن است شکاف بردارند یا اینکه جوانه زده و دوپیازه و ناقص شوند. پیازهای آلوده گاهی از بیرون سالم به نظر می‌رسند اما در انبار می‌پوسند.

 

کنترل:

 

1- تناوبهای طولانی (2-3 سال) با گیاهان مقاوم از قبیل اسفناج، چغندر، کاهو و گیاهان خانواده غلات

2- استفاده ازپیازو بذرعاری ازنماتد

3- ضد عفونی پیازو بذرآلوده با قراردادن درآب 46 درجه سانتیگراد به مدت یک ساعت

4- مبارزه درمزارع بوسیله فومیگاسیون خاک

5- بعداز کاشت سموم نماتدکشDD

6- برای جلوگیری ازآلودگی مجدد ضد عفونی وسایل کشاورزی

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

نماتدهاي مولد زخم ريشه غلات

نماتدهاي مولد زخم ريشه غلات

نماتدهاي Pratylenchus thornei و P. Neglectus و نماتد ديگري به نام Paratylenchoides ritteri در استانهاي مازندران، گلستان، آذربايجان شرقی، كرمانشاه، ايلام، لرستان، خوزستان،گيلان انتشار دارد و به ريشه غلات خسارت مي‌زند.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

نماتد مولد غده ريشه

نماتد مولد غده ريشه

Meloidogyne naasi

 

نماتد Meloidogyne naasi دامنه ميزباني وسيعي دارد. آلودگي از طريق گره‌ها يا گالهاي كوچكي كه روي ريشه ايجاد مي‌شود،قابل تشخيص است. نوك ريشه‌هاي آلوده دچار پيچ خوردگي مي‌شود. در برخي موارد انشعاب شديد ريشه‌ها ديده مي‌شود. نماتداغلب در بهار يا اوايل تابستان گياه را مورد حمله قرار مي‌دهد. باعث ايجاد غده يا گال روي ريشه‌ها مي‌شود. در داخل هر غده يك يا چند نماتد ماده وجود دارد.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

نماتـــــــــد کیستی توتون

نماتـــــــــد کیستی توتون

Tobacco cyst nematode

 

گونه Globodera tabacum و یا G. solanacearum که در توتون باعث کوتولگی بوته، توقف رشد ریشه و تشکیل کیستهای سفید تا قهوه ای ریشه می شود.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

نماتد گالي گندم

نماتد گالي گندم

 

seed gall nematode

 

نماتد گالي گندم Anguina tritici، اولين نماتدي است كه به عنوان انگل در غلات شناخته شده است. اين نماتد علاوه بر گندم،ممكن است چاودار، تريتيكاله و ديگر گونه‌هاي مشابه را نيز مورد حمله قرار دهد. نماتد گالي در خاور ميانه و خاور دور خسارت زيادي به مزارع گندم مي‌زند.

 

علائم:

 

در مراحل اوليه رشد گياه،علائم به صورت چروكيدگي برگها ظاهر مي‌شود. در مراحل رشد نهايي گياه ،گالها در داخل اندامهاي گل،شكل گرفته، جايگزيندانه مي‌شوند. دانه‌هاي آلوده تقريباً شبيه دانه‌هاي سالم هستند؛ ولي رنگ آنها كمي تيره‌تر واندازه آنها كمي كوچكتراز دانه‌هاي سالم است و بسيارسخت‌ترند. در هر گال تعداد بسيار زيادي پوره نماتد وجود دارد. وجود گالها به صورت مخلوط با بذر سالم، باعث انتشار نماتد مي‌شود.

 

مناسبترين روشهاي كنترل:

 

1- تناوب زراعي

 

2- استفاده از ارقام مقاوم

 

3- استفاده از بذر سالم و عاري از گال نماتد( بهترين روش پيشگيري )

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

نماتد مركبات

نماتد مركبات

citrus nematode

 

 

 

نماتد مركبات Tylenchulus semipenetrans اولين بار در سال1912 توسط يك بازرس اداره باغباني كاليفرنيا به نامR.Hdges در يكي از باغات لس‌آنجلس مشاهده شد. اولين نمونه‌برداري در ايران درشيراز انجام شد. نماتد درفسا، جهرم، كازرون، برازجان، انديمشك، اهواز، آبادان نيزنمونه‌برداري شده است.

 

مرفولوژي و بيولوژي

 

داراي دو شكل جنسي بوده و ماده‌ها تخم‌مرغي شكل و درخارج ريشه روي آن قرار مي‌گيرد.نرها باريك مي‌باشند. Bursa ديده نمي‌شود. ماده‌ها بروي ريشه‌هاي فرعي ضخيم كه رشدشان متوقف شده ويك لايه از خاك روي آنها را پوشانده است قرار مي‌گيرند.اين توده خاك در اثر ترشح مخاطي ريشه باقي مي‌ماند و نماتد را در مقابل شكارچي‌ها و دشمنان طبيعي محافظت مي‌نمايد.

 

طول بدن ماده‌ها بين 0.35 تا 0.40ميليمترمتغير بوده و داراي بدني كيسه‌اي شكل است،كه معمولابه سمت شكم در ناحيه *************** درست در سمت جلو ودر فاصله كوتاهي از دم خم شده است. حفره دفعي خوب رشد يافته ودر جلو *************** قرار گرفته است. Ovary معمولا داراي دو خميدگي بوده و به ناحيه مري مي‌رسد.

 

اولين پوست اندازي درون تخم انجام مي‌شود. از مجموع پوره‌ها در حدود26% تبديل به نماتد نر مي‌شود.مرحله دوم پورگي قبل ازتوده تخم خارج شوند بوجود مي‌آيد و طول آنها بين 0.28 تا0.34 ميكرون تغيير مي‌كند. مرحله دوم پورگي نرها 48ساعت مرحله سوم 108 ساعت ومرحله چهارم پورگي180 ساعت طول مي‌كشد.معمولا نرها يك هفته پس از تفريخ به سن بلوغ مي‌رسند. درسن چهارم طول بدن به0.26 تا 0.33 ميليمتر مي‌رسد و Testis و Spicule قابل رويت مي‌باشد،اما stylet نامشخص باقي مي‌ماند و مري باقي مي‌ماند.

 

مرحله دوم پورگي ماده در حدود 14 روز وقت لازم دارد تا ظاهر شود واز سلولهاي ريشه تغذيه نمايد و خود را براي پوست اندازي آماده نمايد. در اين مرحله وقتي خاك مورد مطاله قرارمي‌گيرد نماتد مشاهده مي‌شود و در صورت نبود گياه ميزبان مي‌تواند به زندگي خود ادامه دهد.

 

*************** بصورت يك شكاف عميق وحفره‌ي دفعي خيلي برآمده است. دم نسبتا مخروطي و به سمت پشت برگشته است و به يك نوك كلفت خاتمه مي‌يابد.anus و rectum مشاهده نمي‌شود.ماده‌هاي جوان وماده‌هاي سن چهارم 21 روز بعد از ورود نماتد به داخل

ادامه نوشته

نماتد سیست چغندر قند

نماتد سیست چغندر قند

 

Cyst nematode

 

 

 

 

 

نماتد چغندر قند ابتدا در آلمان در سال 1859 توسط Hermans Schact در مزارع چغندر كاري كشف شد و بعداً در سال 1871 اشميدت Schmidt اين انگل را تحت نام Heterodera schachtii نامـگذاري كرد. اين نماتد علاوه بر چغندر قند به سبزيهاي مختلف مثل چغندر لبويي ، كلم بروكلي ، كلم ، گل كلم ، شاهي ، ترب ، مارچوبه،تربچه، اسفناج، گوجه فرنگي ، و شلغم حمله مي‌كند در حال حاضر در اروپاي شمالي ،انگلستان ، امريكا ، كانادا و ژاپن گزارش شده است . اين نماتد اولين بار در ايران در سال 1348 توسط شفر و اسماعيل پور از مزارع چغندر قند تربت حيدريه استان خراسان جمع آوري گرديده است . علاوه بر استان خراسان ،اين نماتد در آذربايجان ، اصفهان كرمانشاه ، و فارس شيوع دارد . در ايران انواع كلم ، ترب ، تربچه ، شلغم ، و شاهي و اسفناج نيز از ميزبانهاي آن تعيين و شاخته شده است .

 

بر اساس مطالعات كلاكلي و فريور ميهن (1358) نماتد Heterodera schachtii شكل جنسي ماده و نر مي باشد ماده هاي جوان و كامل به طور طبيعي ليموئي شكل و در ابتداي امر رنگ آنها سفيد شيري است كه به آساني و با چشم غير مسلح بر روي ريشه گياه ميزبان ديده مي شود و معمولاً بين 0.6 تا 0.8 ميليمتر طول و 0.4 تا 0.5 ميليمتر عرض آنها مي باشد . رنگ سفيد ماده هاي جوان پس از افتادن در خاك بدون گذراندن مرحله زرد رنگشان از سفيد تبديل به قــهوه‌اي مي‌گردد. در اين مواقع به آنها سيست اطلاق مي شود . هر سيست محتوي تعداد 5 تا 300 تخم ( لارو سن يك داخل تخم مي باشد ) و لارو سن دوم مي باشد كه بسته به شرايط اين تعداد متفاوت است نماتد نر بر خلاف ماده كرمي شكل مي باشد و طول آنها بين 1.3 تا 1.6 ميليمتر و اسپير spear آن گره دار و قوي است.

 

چرخه زندگي نماتد شامل تخم ، لارو نر و ماده كه قبل از بلوغ داراي چهار مرحله لاروي بوده و سرانجام سيست ماده مي باشد تخم كوتاه ، استوانه اي ، دو طرف گرد و تعداد كمي فقط در سيست ماده مي باشند تعدادتخم از 50 تا 600 عدد تغيير مي‌كند آنها در داخل سيست مادر تفريخ مي شوند و يا اينكه در داخل ماده ژلاتيني چسبيده به بدن مادر كه از بدن مادر به خارج هدايت شده است تفريخ مي گردند.

 

نماتدها در خاك آلوده گسترش يافته و همچنين نشاهاي آلوده ، وسايل كشاورزي و ماشين آلات براحتي بيماري را انتقال مي دهند.Globodera در يك طيف درجه حرارت نسبتاً محدود تكثير مي‌كند . تفريخ تخمها و نفوذ لارو بداخل ميزبان در پايين تر از 14 درجه ساتيگراد بندرت اتفاق بيافتد . تفريخ و نفوذ در دماي 16 درجه شروع شده و دماي بهينه آن 25 درجه سانتيگراد مي باشد و تقريباً در بالاتر از 29.5 درجه هيچ تفريخ يا نفوذ صورت نمي‌گيرد. رطوبت زياد و دماي بالا سيست ها را به آساني از بين مي برد . بيشتر آنها در آب 54 درجه سانتيگراد به مدت 5 دقيقه از بين مي روند.

 

علائم و نشانه‌هاي خسارت :

 

علائم اندام هوايي گياه ارتباط به سن ، فصل و دما دارد . اولين علائم بيماري در روي چغندر قند در اوايل فصل تابستان و در هنگام تابش آفتاب به صورت پژمردگي برگهاي بوته چغندر بروز مي كند و در هنگام شب ودر هواي خنك برگها مجدداً حالت عادي و شادابي خود را باز مي يابند .شكل عمومي بوته عقب افتاده و زرد و كم رشد است

 

بعد از حمله Globodera roostochiensis ريشه اصلي كوچكتر از معمول ولي داراي ريشكهاي فرعي زياد از حد و افشان مي‌باشند. تقريباً در همه موارد بعد از نفوذ نماتد قارچها حمله كرده و سبب سياهي بافت ريشه مي‌شود. اگر تعداد زيادي لارو به ريشه حمله كند، سبب از بين رفتن ريشه‌ها مي‌گردد. مهمترين علائم حمله نماتد وجود سيست (Cyst)هاي سفيد رنگ به اندازه حدود يك ميليمتر يا ته سنجاق است كه با چشم عادي و غير مسلح قابل رؤيت هستند. اگر چه بافت مورد حمله نماتد قدري ضخيم مي‌شود اما هيچ برآمدگي يا غده‌اي در درون بافت گياه مانند نماتد مولد غده بوجود نمي‌آيد.

 

کنتــــــــــــرل:

 

اگر چه تناوب زراعي كاملاً در حذف Globodera موثر نيست ولي اگر هر 4 سال يك بار محصول حساس كاشته شود سيست ها به ندرت مي‌توانند آلودگي ايجاد كنند تناوب طولاني ترنيز بهتر است اگر به مدت 12 سال گياه حساس در زمين كاشته نشود ، آلودگي تقريباً از بين خواهد رفت تناوب بايد همراه با حذف همه علفهاي هرز حساس باشد.

 

روش ديگر مبارزه اين است كه به محض اينكه دما اجازه دهد بايد كاشت انجام شود بعضي از ارقام سيب زميني و كروسيفر در دماي زير 15درجه مي‌توانند رشد كنند و اين گياهان قبل از اينكه خسارت بزنند بخوبي رشد نموده و محصول توليد مي‌نمايند.

 

PH پايين خاك يعني حدود 4 و يا PH بالا سبب كندي تفريخ تخم ها مي شود اما PH=6 براي تفريخ بسيار مناسب است استفاده از بخار آب در مواردي از قبيل خزانه ، گلخانه و شاسي ها امكان پذير است. در مزرعه بايد از سموم نماتدكش استفاده نمود . كيسه ها ، وسايل كشاورزي و ماشين آلات بايد در زير پوشش با سموم گازي شكل ضد عفوني شوند موقعي كه وسايل و ماشين آلات از مزرعه اي مشكوك انتقال داده شده و مورد استفاده قرار گيرند ، بايد ضد عفوني شود . متيل برومايد يك گاز بسيار خطرناك بوده بايد با احتياط از آن استفاده گرد. فضايي كه بايد ضد عفوني شود بايد حتماً محاسبه گردد و به نسبت 380 گرم در متر مكعب بايد گاز متیل برومايد استفاده شود حداقل به مدت 16 ساعت بايد وسايلي كه ضد عفوني مي‌گردد پوشانده شود. دماي محيط كمتر از 15 درجه سانتيگراد نباشد . در هنگاميكه پوشش برداشته مي شود بايد از ماسك ضد گاز استفاده نمود . برچسب كپسول گاز بايد بخوبي مطالعه گرد.

 

خاك مزرعه را با نماتد كش هاي مختلف مي‌توان ضد عفوني نمود. يكي از بهترين سموم نماتد كش كه تاكنون عرضه شده است عبارتست از (Dichloropropene + Dichloropropane) D-D. خاك مورد ضدعفوني بايد رطوبت متوسطي داشته ودماي آن حداقل 15 درجه سانتيگراد باشد . مواد فرار بايد در عمق 15 تا 30 سانتيمتر در خاك تزريق شود اين ماشينها بايد خوب كاليبره شده تامواد سمي با غلظت معيني در خاك تزريق گردد. براي ساير نماتدها بايد غلظت دو برابر استفاده شود. گاهي دو نوبت سمپاشي به فاصله 3 تا 4 هفته توصيه مي‌گردد. هيچ گياهي حداقل تا دو هفته بعد از استعمال سم نبايد كاشته شود .

 

اگر امكان داشته باشد، تناوب طولاني بعد از ضد عفوني خاك بايد رعايت شود سموم متام سديم (Metham sodium ) ، دازومت (Dazomet ) مي توانند مورد استفاده قرار گيرد. گاهي اوقات D-D درعمق 20سانتيمتري در خاك تزريق مي شود و سپس سم متام سديم در عمق كمتري تزريق مي‌گردد تا نماتدها سطح خاك نيز از بين بروند.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

نماتدها

نماتدها

 

نماتدها یا همان کرم های حلقوی گیاهان که با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند.

 

نماتد ساقه و پياز

stem and bulb nematode

 

نماتد ساقه و پياز Ditylenchus dipsaci(Kuehn) Filip گسترش جهاني دارد. بيشتر در مناطق معتدل شيوع دارد و خسارت مي‌زند. بيماري اولين بار در هلند درسال1883 ودر ايالات متحده درسال 1931 گزارش شده است.

 

در ايران نماتد Ditylenchus dipsaci در روي يونجه گزارش شده است. علاوه براين نماتد به 400 گونه گياه حمله مي‌كند. اما نژاد خاصي از نماتد به پياز حمله مي‌كند. سبزيهائي از قبيل،سير، لوبيا، باقلا، كلم، هويج، كرفس، مارچوبه، جعفري، نخود، سيب‌زميني و كدو مورد حمله نماتد Ditylenchus dipsaci قرار مي‌گيرد.

 

مرفولوژي و بيولوژي

 

عامل بيماري نماتد Ditylenchus dipsaci(Kuehn) Filip مي‌باشد كه طول آن3/1-1 ميليمتراست وحدود30 ميكرومترقطر دارد. روي بدن استوانه‌اي آن خطوط اريب ديده مي‌شود. دم نماتد نر و ماده تيز است هر نماتد ماده 200تا500 تخم مي‌گذارد. اولين پوست‌اندازي در تخم انجام مي‌شود. پوره مرحله دوم از تخم خارج شده، به سرعت پوست دوم و سوم را نيز انداخته و پوره قبل از بلوغ يا عفونت‌زا را توليد مي‌كند.اين پوره مي‌تواند شرايط يخبندان و خشكي شديد را تحمل كرده و در داخل بافتهاي گياهي مثل ساقه‌ها، برگها، پيازها، بذرها يا درداخل خاك به سر مي‌برد.هنگامي كه قسمتهاي هوايي گياه ميزبان با غشائي از آب پوشيده مي‌شود،نماتدها به طرف بالا حركت كرده و خود را به سر شاخه‌ها و برگهاي جديد و جوان مي‌رسانند و سپس از طريق روزنه‌ها، شكافها يا مستقيما به داخل پايه ساقه‌ها

ادامه نوشته

زیستگاههای جلبکها

زیستگاههای جلبکها

 

 

جلبکها دارای گونه‌های متعددی هستند که در مناطق مختلف زندگی می‌کنند. به نواحی زندگی جلبکها زیستگاه آنها گفته می‌شود.

 

اطلاعات اولیه

تالوفیت‌ها یا ریسه‌داران به سه گروه تقسیم بندی می‌شوند: قارچها یا تالوفیت‌های بدون کلروفیل ، جلبکها یا تالوفیت‌های دارای کلروفیل و گلسنگها (Lichens) که از اجتماع قارچها و جلبکها تشکیل شده‌اند. جلبکها چون دارای کلروفیل هستند، اتوتروف بوده و می‌توانند با جذب نور خورشید ، مواد غذایی مورد نیاز خود را بسازند. جلبکها ، دارای گونه‌های متعددی هستند که در گروههای ویژه ، رده بندی می‌شوند.

 

 

 

 

بزرگترین گروههای جلبکها شامل جلبکهای قهوه‌ای و جلبکهای قرمز است. جلبکها در زیستگاههای مختلف ، در آبهای شیرین ، شور ، در سطح یا داخل خاک ، در روی تنه درختان ، در چشمه‌های آب گرم و در روی برف و یخ دیده می‌شوند. جلبکها گیاهانی هستند که فاقد ریشه و ساقه و برگ بوده و اندام رویشی آنها در فرم تال یا ریسه است.

 

 

 

هیدروفیت‌ها ، ادافوفیت‌ها ، آئروفیت‌ها ، کرایوفیت‌ها ، آندوفیت‌ها ، سمبیوتیک‌ها ، آندوزئوفیت‌ها و پارازیت‌ها تقسیم بندی جلبکها بر اساس زیستگاه آنها می‌باشد.

ادامه نوشته

طبقه بندی جلبکها

طبقه بندی جلبکها

 

 

اطلاعات اولیه

 

جلبکها گروه بزرگی از گیاهان هستند که از لحاظ شکل و اندازه ، تنوع وسیعی دارند. برای اولین بار ، لینه گیاه شناس ، در سال 1754 ، این گیاهان را با نام آلجی معرفی کرد. رومیها از واژه fucus ، چینیها از واژه tsao و مردم هاوایی از واژه limo برای معرفی این گیاهان استفاده می‌کردند. در تقسیمات جهانی گیاهی ، جلبکها 1800 جنس و 21000 گونه دارند. بیشتر جلبکها ، آبزی هستند. در جلبکها هر سلول دارای 1 تا 2 عدد کلروپلاست و بندرت دارای کروماتوفور هستند.

 

در جلبکها ساختارهای تولید مثلی بطور کامل به هاگ یا گامت تبدیل می‌شوند. جلبکها یا یوکاریوت هستند، یا پروکاریوت. تولید مثل در جلبکها به دو طریق جنسی و غیر جنسی صورت می‌گیرد. جلبکها فاقد هر نوع منفذ یا روزنه هستند و ریزوئیدها در آنها در صورت وجود بسیار ساده است. اندامهای جنسی در جلبکها یا تک سلولی است یا پرسلولی. ذخیره غذایی در جلبکها ، نشاسته است و به صورت اتوتروف زندگی می‌کنند و دیواره سلولیدر آنها از سلولز تشکیل شده است.

 

تفاوت بین جلبکها و قارچها

 

جلبکها در زیستگاههای آبی ، در خاک ، در سطح گیاهان یا داخل آنها ، بر سطح یا داخل موجودات جانوری ، در سنگها یا برف و یخ دیده می‌شوند. قارچها عمدتا ساپروفیت یا پارازیت (انگل) هستند.

 

جلبکها ترجیحا در نور زندگی می‌کنند و قارچها در جاهای تاریک یا مکانهای دارای نور کم زندگی می‌کنند.

 

در جلبکها دیواره سلولی از سلولز تشکیل شده و در قارچها دیواره از کیتین ، سلولز قارچی و قندهای 5 کربنی ساخته شده است.

 

در جلبکها ، پیکره تالوئیدی از سلولهای پارانشیمی حقیقی است. در قارچها پیکره از سلولهای پارانشیم کاذب ، ساخته شده است.

 

در جلبکها پیگمانهای فتوسنتزی مانند کلروفیل و کاروتن‌ها وجود دارند، در حالی که قارچها فاقد کلروفیل هستند.

جلبکها اتوتروف هستند، در صورتیکه قارچها هتروتروف می‌باشند.

 

ذخیره غذایی در جلبکها نشاسته و در قارچها به صورت گلیکوژن است.

ادامه نوشته

تولید مثل انواع جلبک

تولید مثل انواع جلبک

 

 

مقدمه

 

جلبکها ساده‌ترین موجودات واجد کلروفیل هستند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه وبرگ‌ هستند، ثانیا در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکها یاخته‌های محافظ وجود ندارد، ثالثا جنین در جلبکها دیده نمی‌شود. در طبیعت جلبکها در محیطهای گوناگون یافت می‌شوند. آب محیطی است که بیشترین جلبکها را در خود جای داده است.

 

در سطح خاکهای مرطوب نیز تعداد بسیار زیادی جلبک یافت می‌شود. بخشهای هوایی درختان و همچنین سنگها و صخره‌ها محلهای دیگری هستند که جلبکها می‌توانند بر روی آنها رشد کنند. بعضی از جلبکها می‌توانند در محیطهای غیر معمولی ، مثل دریاچه‌های نمک ، چشمه‌های آب گرم و یخچالهای طبیعی و حتی در درون بدن و بافتهای موجودات زنده زیست کنند.

ادامه نوشته

جلبک قهوهای

جلبک قهوهای

 

مقدمه

 

جلبکها موجودات ساده‌ای هستند که دارای رنگیزه کلروفیل می‌باشند و فاقد ریشه و ساقه و برگ هستند و فاقد اندامها یا ساختارهای زایشی هستند و جنین در آنها دیده نمی‌شود. به منظور رده بندی جلبکها از ویژگیهایی مانند ساختار تال ، کلروپلاست ، انواع مواد ذخیره‌ای و محل گرفتن آنها ، شکل کلروپلاست و نوع رنگیزه موجود در آنها استفاده می‌کنند.

 

 

 

ویژگیهای جلبکهای قهوه‌ای

 

رنگیزه‌های موجود در کلروپلاست آنها شامل کلروفیل a و c و کاروتن و رنگیزه قهوه‌ای رنگی است به نام فوکوگزانتین که مقدار آن از مقدار کلروفیل بیشتر بوده و در نتیجه باعث ایجاد رنگ قهوه‌ای در تال می‌شود. مواد غذایی ذخیره در یاخته شامل مانیتول و لامینارین است و در ترکیبات دیواره یاخته‌ای جلبکهای قهوه‌ای ، غیر از سلولز مواد دیگری از جمله اسید آلژینیک وجود دارد که از نظر اقتصادی دارای اهمیت زیادی است. تال در جلبکهای قهوه‌ای تماما پریاخته‌ای است. در این جلبکها ، تال تک یاخته‌ای و همچنین به صورت کلونی دیده نمی‌شود. و یاخته‌های متحرک آنها قلوه‌ای شکل بوده و دارای دو تاژک در قسمت جانبی هستند.

 

پراکندگی جلبکهای قهوه‌ای

 

به جز چند نمونه که از آنها در آبهای شیرین یافت می‌شوند بقیه آنها تماما در آبهای شور دریاها و اقیانوسهای مناطق سرد زیست می‌کنند. بعضی از آنها نیز در آبهای گرم دیده می‌شوند. عده ای از جلبکهای قهوه‌ای در آبهای کم عمق و در فاصله جزر و مد دریا بر روی سنگها زیست می‌کنند.

 

ساختار تال در جلبکهای قهوه‌ای

 

تال جلبکهای قهوه‌ای ، بسیار پیشرفته و در واقع تکامل یافته‌ترین نوع تال در بین جلبکهاست. در این جلبکها ، تال تک یاخته‌ای و یا به صورت کلونی وجود ندارد. جلبکهای قهوه‌ای پست دارای ریسه منشعب‌اند. تال پارانشیمی در جلبکهای قهوه‌ای تکامل یافته‌تر دیده می‌شود. تال معمولا از 3 بخش پهنک ، پایه و قسمت نگاهدارنده تشکیل شده است.

 

در جلبکهای قهوه‌ای دارای تال پارانشیمی ، تال از چند لایه یاخته تشکیل شده است. هر لایه متشکل از یاخته‌ها و یا مجموعه چند لایه‌ای یاخته‌هاست که یک بافت را می‌سازند و نقش ویژه‌ای را به عهده دارند. لایه بیرونی در رشد و فتوسنتز ، لایه میانی در ذخیره مواد غذایی و لایه درونی در جذب و انتقال مواد دخالت می‌کنند.

 

 

 

 

تولید مثل در جلبکهای قهوه‌ای

 

در جلبکهای قهوه‌ای ، هر سه نوع تولید مثل رویشی و جنسی دیده می‌شود. روش معمولی تولید مثل رویشی ، قطعه قطعه شدن تال است. تولید مثل غیر جنسی در ساختاری به نام اسپورانژیوم (هاگدان) و با تولید هاگهایی به نام زئوسپور انجام می‌شود. زئوسپورها قلوه‌ای شکل‌اند و در قسمت جانبی خود دارای 2 تاژک ، یکی از نوع تنسل و دیگری از نوع شلاقی هستند. تولید مثل جنسی به روش ایزوگامی و ائوگامی در جلبکهای قهوه‌ای بسیار رواج دارد.

 

چرخه زندگی

 

سه نوع چرخه زندگی در جلبکهای قهوه‌ای دیده می‌شود. در جلبکهای قهوه‌ای پست ، چرخه از نوع ایزومورفیک است. دو گیاه هاپلوئید و دیپلوئید یا گامتوفیت و اسپوروفیت کاملا

ادامه نوشته

جلبک قرمز

جلبک قرمز

 

مقدمه

 

 

جلبکها جزء ساده‌ترین موجودات واجد کلروفیل بشمار می‌آیند. برخلاف گیاهان عالی ، ساختار رویشی جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ است. به چنین ساختار ابتدایی تال می‌گویند. مانند گیاهان در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکها یاخته‌های محافظ وجود ندارد و جنین نیز در جلبکها دیده نمی‌شود. با آنکه گفته می‌شود جلبکها موجودات بسیار ساده‌ای هستند ولی این تعریف در مورد تمام آنها عمومیت ندارد.

 

در بعضی از موارد این موجودات نه تنها ساده نیستند بلکه از بسیاری از جهات پیشرفته ، تکامل یافته و دارای ساختار رویشی و زایشی بسیار پیچیده‌ای هستند. تعاریفی ، از جمله نداشتن یاخته‌های نازا و جنین ، درباره همه آنها صادق نیست. جلبکها را به زبان لاتین آلگی یا آلجی ، به معنی علف دریایی می‌گویند. علمی که به مطالعه و بررسی جلبکها می‌پردازد، به نام جلبک شناسی نامیده می‌شود.

 

 

 

رده بندی جلبکها

 

ویژگی بارزی که در جلبکها بیشتر نظر انسان را جلبک می‌کند رنگهای گوناگون آنهاست.در گذشته ، با استفاده از این ویژگی ، جلبکها را به چهار رده جلبکهای سبز-آبی ، سبز ، قهوه‌ای و قرمز تقسیم می کردند. در رده بندی جلبکها ، غیر از مطالعه انواع رنگیزه‌ها در کلروپلاست که یکی از بارزترین ویژگیهای آنهاست از ویژگیهای دیگری نظیر ساختار تال ، ساختار شیمیایی دیواره یاخته‌ای ، تعداد ونوع ومحل قرار گرفتن تاژک ، نوع مواد غذایی ذخیره در یاخته ، ساختار یاخته استفاده می‌شود. جلبکها را به 8 شاخه تقسیم می‌کنند: جلبکهای سبز-آبی یا سیانوفیتا ، جلبکهای سبز یا کلروفیتا ، اوگلنوفیتا ، کاروفیتا ، کریسوفیتا ، جلبکهای قهوه ای فئوفیتا ، جلبکهای قرمز یا رودوفیتا و دینوفیتا.

 

ویژگیهای جلبکهای قرمز

 

جلبکهای قرمز جزء زیباترین علفهای دریایی به شمار می‌آیند. تال آنها ، غیر از رنگ قرمز به انواع رنگها از جمله قرمز مایل به قهوه‌ای ، ارغوانی ، صورتی ، سبز زیتونی، سبز-آبی و بنفش دیده می‌شود. رنگهای گوناگون تال به علت وجود رنگیزه‌های موجود در کلروپلاستهای آنهاست. این رنگیزه‌ها شامل کلروفیل a و d ، کاروتن ، گزانتوفیل و دو نوع رنگیزه بیلی پروتئین به نامهای فیکواریترین و فیکوسیانین است. رنگیزه فیکواریترین ، قرمز رنگ و رنگیزه فیکوسیانین به رنگ سبز- آبی است.

ادامه نوشته

جلبک سبز

جلبک سبز

 

مقدمه

 

 

جلبک های موجودات ساده‌ای هستند که دارای کلروفیل می‌باشند و از خصوصیات مهم آنها نداشتن ریشه ، ساقه و برگ است. به چنین ساختار ساده‌ای تال می‌گویند. سه تفاوت عمده بین جلبکها و گیاهان عالی وجود دارد. اولا جلبکها فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند. ثانیا در اطراف اندامها یا ساختارهای زایشی جلبکهای یاخته‌های محافظ وجود ندارد و ثالثا جنین در جلبکها دیده نمی‌شود. به منظور رده بندی جلبکها ، ویژگیهایی از قبیل ساختار تال ، شکل کلروپلاست ، انواع مواد ذخیره‌ای یاخته را در نظر می‌گیرند و آنها را به هشت شاخه تقسیم می‌کنند.

 

 

 

ویژگیهای جلبکهای سبز

 

جلبکهای سبز به رنگ سبز علفی هستند و مانند گیاهان عالی در کلروپلاست خود دارای رنگیزه‌هایی مانند کلورفیل a و ، گزانتوفیل و کاروتن هستند. همچنین در داخل کلروپلاست اغلب آنها اجسام کروی شکل و از جنس پروتئین به نام پیرنوئید وجود دارد که محل ذخیره غذایی نشاسته است.

 

بعضی از جلبکهای سبز تک یاخته‌ای و برخی کلونی متحرک هستند و حرکت آنها توسط 2 یا 4 تاژک انجام می‌گیرد. شکل کلروپلاست در جلبکهای سبز سهم عمده‌ای در شناسایی جلبکهای مختلف آن دارد. کلروپلاست ممکن است فنجانی شکل ، زین اسبی ، مارپیچ ، ستاره‌ای ، مشبک و بشقابی باشد.

 

زیستگاه جلبکهای سبز

 

اغلب جلبکهای سبز آبزی هستند در آبهای شور و شیرین به صورت غوطه‌ور (فیتوپلانکتون) و یا متصل زیست می‌کنند. جلبکهای سبز ، در خاک نیز جمعیت زیادی را تشکیل می‌دهند. حتی تعدادی از جلبکهای سبز به عنوان انگل دیگر موجودات شناخته شده‌اند که مهمترین آنها سفالئوروس است که انگل گیاهانی از قبیل چای ، قهوه و مرکبات به شمار می‌رود.

ادامه نوشته

فتیله نارنجی ( سیتوسپورا ) Valsa or Cytospora canker

فتیله نارنجی ( سیتوسپورا ) Valsa or Cytospora canker

 

این بیماری شانکری گسترش جهانی داشته و از این بیماری های که ایجاد شانکر میکنند بیشترین گونه های گیاهی را مبتلا می سازد ، این پاتوژن چندین گونه دارد و طبق گزارشات انجام شده بیش از 70 نوع درخت میوه ، درختان جنگله و سایه دار و از انواع بوته ها و مخروطیان بوسیله گونه های این پاتوژن مورد حمله قرار می گیرند . چون قارچ گونه Valsa اغلب به فرم غیر جنسی یعنی Cytospora sp. دیده میشود و بنابراین بیماری به نام " شانکر سیتوسپورا" نامیده میشود .

 

بیشترین خسارت این بیماری در درختان هلو و سایر درختان میوه هسته دار و نیز در سیب و گلابی و تبریزی و بید می باشد ولی اغلب در خیلی از درختان سایه دار و جنگلی نیز مهم می باشد . در واقع کمتر باغی از صدمات این بیماری در امان می ماند .در خیلی از درختان صدمات ناشی از شانکر در تنه اصلی یا شاخه ها بسیار زیاد است . شاخه های آلوده درختان بیمار در اثر وزش باد به علت سنگینی بار میوه اغلب می شکنند . شدیدترین صدمه بیماری در درختانی است که در اثر شرایط نا مساعد طبیعی ضعیف گشته اند . این قارچ اغلب بصورت گندرو در پوست مرده درخت زندگی می کند ولی با ضعیف شدن درخت قارچ به حالت انگلی در می آید . اما وجود قارچ سیتوسپورا روی یک شاخه مرده دلیل مرگ شاخه در اثر قارچ مزبور نیست .

 

آلودگی شاخه های کوچک سبب مرگ سرشاخه ها گشته بدون اینکه شانکر بروز کند . شانکرها روی تنه و شاخه های بزرگ درخت بوجود می آیند . در ابتدا شانکر بشکل بافت مرده دایره ای شکل دایره ای شکل دیده می شود . محل آلوده قهوه ای رنگ و فرو رفته می شود و اغلب بافت کالوس برآمده در اطراف شانکر ایجاد می شود در بعضی از میزبان ها ، بخصوص در درختان میوه هسته دار پوست بیمار داخلی تیره رنگ گشته و بو می گیرد و صمغ زیادی از بافت مرده ترشح می شود . در محل شانکر بعداً پوست چروکیده گشته و از چوب زیرین و پوست سالم اطراف جدا می شود . پیکنیدهای کوچک و جوش مانند قارچ روی پوست مرده محل شانکر ظاهر می شوند . و بعداً پوست چروکیده شده و ممکن است بصورت ورقه ای کنده شده و چوب مرده زیرین را در معرض هوا قرار می دهد . اندازه شانکرها سال به سال بزرگتر شده و بشکل تورم های بدشکل در می آیند . در نتیجه رشد شانکرها و احاطه دور تا دور شاخه ، خیلی از شاخه ها می میرند .

 

شانکرهای سیتوسپورا در اثر آلودگی بوسیله کنیدی قارچ ایجاد می شوند . مرحله پریتس بندرت تشکیل می شود . کنیدی ها در داخل پیکنید به وجود می آیند . پیکنیدها دارای فرو رفتگی های زیادی است که همه آنها به یک روزنه منتهی می شوند . اسپورها کوچک ، بیرنگ ، یک سلولی و کمی خمیده هستند . این پیکنیوسپورها در داخل یک ماده ژلاتینی تشکیل شده اند که در هوای مرطوب لعاب ژلاتینی آب بخود جذب کرده ، متورم شده و توده اسپورها بشکل ستونک مارپیچ لعابی از روزنه پیکنید خارج می شود . در هوای مرطوب و در عدم بارندگی توده اسپورها به شکل فتیله نارنجی رنگی از پیکنید خارج شده و در محل شانکر ممکن است خشک شده و در آنجا باقی بماند . آلودگی معمولا در پاییز یا زمستان صورت می گیرد ولی در درختان ضعیف آلودگی در طول فصول رشد گیاه نیز ممکن است . قارچ از راه زخمهای مختلف وارد بافت گیاه می شود . قارچ در پوست مرده مستقر می شود و به داخل لایه های خارجی چوب نبز رشد می کند .

 

هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری به عمل آورد ، در پیشگیری از بیماری موثر است . در موقع هرس درختان بایستی توجه داشت که از ایجاد زخمهای بزرگ که بهترین راه برای نفوذ قارچ است ، جلوگیری بشود . شاخه های آلوده و شانکرهای که ممکن است به وجود آید هرچه زود تر بایستی آنها را برید و منهدم ساخت .

 

تعدادی از گونه های ایجاد کننده فتیله نارنجی در درختان میوه .

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

سفیدك سطحی ( پودری = واقعی ) سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew

سفیدك سطحی ( پودری = واقعی ) سیب و گلابی Pear&Apple Powdery Mildew

 

 

 

هر جا كه سیب كشت می شود این بیماری نیز وجود دارد بویژه در خزانه های سیب در سراسر جهان بیماری مهمی محسوب می گردد در ایالات متحده این بیماری با ایجاد شبكه زنگاری (زبر و چوب پنبه ای Russeting) روی پوست میوه موجب كاهش ارزش میوه تا 50% می شود.

 

علائم:

سفیدك سطحی سیب به قسمتهای مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و میوه ها حمله می كند.

علائم روی برگها بصورت لكه های خاكستری تا سفید كثیف ظاهر می شوند و اگر برگهای جوان آلوده شوند دچار پیچ خوردگی و بد شكلی شده و نهایتاً خشك می شوند. شكوفه های درخت بر اثر زمستانگذارانی قارچ در جوانه های زایشی زودتر از بقیه قسمتها آلوده می شوند. در اثر آلودگی شكوفه ها ،‌گلبرگها چروكیده و كاسبرگها گوشتی و كلفت می شوند و توانایی تشكیل میوه را از دست می دهند. كاسبرگها خیلی حساس هستند.میسلیومها كنیدیوفورها و كنیدیهای قارچ روی سرشاخه ها منظره سفید رنگی را ایجاد می كنند رشد این شاخه ها متوقف شده و فواصل میانگره ها كوتاه می ماند و نهایتاً سرشاخه ها خشك می شوند معمولاً روی سرشاخه ها فرم جنسی قارچ (كلیستوتسیوم) تشكیل می شود . میوه ها نیز آلوده شده و حالت شبكه چوب پنبه ای در سطح میوه ها (زنگار میوه) بوجود می آید. در مورد گلابی هم پوشش سفید میوه تا اواسط تابستان روی میوه باقی می ماند و بعد این پوشش محو می شود و اثر آن بصورت لكه زنگاری(Russet) باقی می ماند در خزانه ها قارچ به همه برگهای در حال رشد حمله كرده و موجب كندی رشد قسمت های انتهایی شاخه ها می شود .

 

عامل بیماری :

روی سیب و گلابی قارچ زیر است:

 

Te) Podosphaera leucotricha (Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)

An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)

 

 

 

كلیستوتس P.leucotricha دارای زوائد دو شاخه ای شكل اند هر چند در این گونه حالت دو شاخه ای به سختی دیده می شود داخل كلیسترتسیوم فقط یك آسك وجود دارد كه حاوی 8 آسكوسپور بیضوی است . این قارچ هتروتالیك است.

كنیدیهای O.farinosum شفاف، تك سلولی و دو سر تخت و استوانه ای شكل اند و بصورت زنجیری روی كنیدیوفور تشكیل می شوند.

 

چرخه بیماری :

 

 

 

ریسه درون جوانه ها مهمترین بخش زمستانگذران قارچ می باشد این قارچ انگل اجباری است . اگر آسكوكارپ تشكیل گردد می تواند موجب بقاء قارچ گردد ولی بنظر نمی رسد كلیستوتسیوم در چرخه زندگی قارچ نقش داشته باشد و آسكوسپورهای P.leucotricha موجب آلودگی نمی شوند در بهار به مجرد مناسب شدن شرایط محیطی ریسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و تولید كنیدیوم می كند كنیدی ها با باد پخش شده و موجب آلودگی اولیه می شوند سپس از زخمها و لكه های جدید نیز كنیدیوفورها تولید كنیدیهای جدید را كرده و موجب انتشار بیماری و آلودگی های ثانویه می گردند. فعالیت قارچ در تابستان شدیداً كاهش می یابد ولی در اواخر تابستان و پائیز مجدداً فعال شده و با انتشاركنیدیها موجب آلودگی های جدید می گردد، نهالهای موجود در خزانه بعلت اینكه تا اواخر پائیز رشد می كنند بسیار مستعد آلودگی هستند. البته برگهای جوان درخت سیب فقط تا چند روز بعد از باز شدن به آلودگی حساس هستند و پس از آن آلودگی فقط در برگهایی دیده می شود كه بطور مكانیكی صدمه دیده اند. كنیدیها در سطح برگ وقتی رطوبت نسبی حدود 70% باشد به خوبی تندش می كنند. اوج تولید و آزاد سازی اسپورها در ظهر انجام می شود. قارچ در گستره دمایی0C 32-4 فعالیت می كند ولی بهینه دمای آن 0C20-16 است. این بیماری در مناطق نیمه خشك به فراوانی دیده می شود ولی به ندرت در مناطق خشك ظاهر می شود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن كنیدیها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خیلی بیش تر از رطوبت است زیرا میزان آب در داخل كنیدیها بالا بوده و رطوبت تأثیر كمتری در جوانه زنی اسپور قارچ دارد. بعد از عفونت میسلیوم قارچ در جوانه های آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقی می مانند و جوانه های انتهایی مهمترین مكان برای زمستانگذرانی قارچ عامل بیماری هستند.

اگر آلودگی 3 هفته قبل تا 3 هفته بعد از مرحله گلدهی صورت گیرد حالت زنگار روی میوه های سیب و گلابی بوجود می آید.

 

کنترل :

1- هرس شاخه ها و سرشاخه های آلوده: می تواند موجب كاهش مایه تلقیح اولیه گردد. كاهش مایه تلقیح اولیه و حفاظت برگ، میوه و جوانه از عفونت ثانویه در مبارزه با این بیماری مهم است.

2-ارقام مقاوم: ارقام سیب با حساسیت كمتر عبارتند از : سیب زرد لبنانی ، دلیشز،گلدن دلیشز، واین ساپ ، یورك ایمپریال ، نیتانی، لورد لمبورن.

ارقام گلابی مقاوم به سفیدكهای سطحی عبارتند از :دوآنژو،لوئیزبون Louise Bonne

3-شیمیایی: قارچكشهای علیه سفیدكهای حقیقی عبارتند از : گوگرد ، بنزیمدازول ها، ضد بیوسنتز ارگوسترول

(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپریمات ، پیرازوفوس،تری آدیمفون، دینوكاپ (كاراتان).

قبل از پیدایش گلها ، مصرف سفیدك كشهای بسیار مؤثر مثل تری آدیمفون كه به شدت از تولید كنیدی جلوگیری می كنند ضرورت ندارد. در اروپای غربی به علت وجود هوای ملایم در زمستان و شرایط مناسب بیماری در بهار ، درختان باغ را 15 بار با قارچكش ها سمپاشی می كنند.

 

زمان سمپاشی:

الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها كه ترجیحاً از سموم سیستمیك استفاده می شود . چون خنكی هوا مانع تسعید گوگرد است و از طرفی دیگر سموم سیستمیك روی آلودگی درون جوانه ها مؤثرند.

ب)نوبت دوم بعد از ریزش گلبرگها كه می توان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنین كاراتان و سایر سموم سیستمیك نیز قابل استفاده اند(بعضی ارقام سیب و گلابی به گوگرد حساسند و موجب گیاهسوزی آنها می شود كه بایستی دقت نمود).

ج) نوبت سوم : بستگی به شرایط جوی و میزان پیشرفت بیماری دارد بیش از 3 نوبت هم ممكنست لازم به سمپاشی باشد. قارچ كشهای باز دارنده بیوسنتز ارگوسترول زمانیكه بیماری هنوز شدت پیدا نكرده است بسیار موثرند.

 

منبع : سبزینه Sabzineh.iR

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

چوبخوار درختان ميوه

چوبخوار درختان ميوه

 

 

 

Sphenoptera kambyses

(Col.: Buprestidae)

 

در تمام مناطق ميوه خيز كشور فعاليت دارد. روي تمام درختان ميوه هسته‌دار متعلق به خانواده رزاسه به جز آلبالو ديده شده است. روي گيلاس فعاليت متري دارد. اين گونه بيشتر در مناطق گرم و بسيار گرم فعال مي‌باشد در صورتيكه گونه S. davatchii درمناطق سرد فعال مي‌باشد.

 

 

 

زيست‌شناسي

اين حشره يك نسل در سال دارد. قسمتي از تابستان و سراسر پاييز و زمستان را به صورت پيش شفيره داخل خانه‌هاي شفيرگي ايجاد شده در چوب با دياپوز اجباري مي‌گذراند. حشره كامل در بهار ظاهر مي‌شود. سوراخهاي خروجي بيضي شكل و به ابعاد 4/4*4/2 ميليمتر است. خروج حشره كامل تدريجي مي‌باشد. حشره كامل از برگ درختان ميوه تغذيه مي‌نمايد. حشره ماده پس از جفت‌گيري تخم‌هاي خود را به طور تك‌تك در روي تنه و شاخه‌هايي كه بيشترين مقدار آفتاب را دريافت مي‌كنند، مي‌گذارد. دوره نشو و نماي جنيني در طبيعت 8 تا 13 روز و دوره لاروي آن4 ماه در حاليكه دوره لاروي گونه S.davatchii ده ماده مي‌باشد.

 

مسير حركت لارو در درختان جوان و نيمه مسن از بيرون مشخص، بدين معني كه اين مسير به علت عكس‌العمل شديد گياه كه بوسيله ترشح صمغ خودنمايي مي‌كند متورم شده و مي‌تركد. از شكافهاي ايجاد شده صمغ پوشيده از فضولات و باقي مانده گياهي ناشي از فعاليت لاروها، خارج مي‌شود. لارو در مسير خود آوندهاي آبكش را قطع كرده و اگر حركات آن دوراني باشد به علت تخريب بيشتر آوندهاي آبكش باعث خشكيدن عضو مورد حمله مي‌گردد. منطقه فعاليت لاروها به علت گرما دوست بودن آنها اكثراً محدود به قسمتي از گياه است كه بيشتر آفتاب مي‌گيرد. پوست قسمت مورد حمله بعد از مدتي خشكيده و مي‌ريزد در اين صورت چوب يا سوراخهاي ايجاد شده روي آن كه مدخل خانه‌هاي شفيرگي مي‌باشند، ديده مي‌شود. لاروها پس از رسيدن به رشد كافي در قمست عريض دالان اطاق شفيرگي خود را داخل چوب تعبيه مي‌كنند، سراسر پاييز و زمستان به صورت پيش شفيرگي طي مي‌گردد. در اوايل بهار پيش شفيره‌ها تبديل به شفيره مي‌شوند و پس از 10 تا 16 روز به حشره كامل تبديل مي‌شوند.

 

 

 

کنترل:

1ـ درختان ميوه‌اي که مورد حمله اين حشره واقع مي‌شوند از دسته هسته‌دارها هستند. گونه‌هاي درختان هسته‌دار در مقابل حملات حشرات چوبخوار و يا هر عامل ديگري كه منجر به ايجاد شكاف، سوراخ و يا هر نوع پارگي گردد با ترشح صمغ از خود واكنش نشان مي‌دهند. اگر درخت به حد كافي قوي باشدصمغ ترشح شده لارو يا حشره كامل حمله كننده را خفه كرده و آن را از پيشروي باز مي‌دارد. ولي بايد توجه داشت كه همين ترشح صمغ كه منجر به نابودي تعدادي از افراد حشره چوبخوار مي‌شود در عوض باعث ضعف درخت نيز شده و گياه را براي حمله مجدد افراد ديگر حشره چوبخوار آماده مي‌سازد. ترشح صمغ علاوه بر خفه كردن تعدادي از افراد چوبخوار سبب از بين رفتن لاروهاي ريز تازه از تخم خارج شده از طريق جلوگيري از ورودشان به داخل پوست و شاخه به علت سفت بودن بش از حد مي‌شود.

 

پارازيتوئيد لارو Atanycolus sculpturatus (Hym.: Braconidae)

 

پارازيتوئيد لارو Oxysyohus sp. (Hym.: Pteromalidae)

 

3ـ بهترين راه درمان مبارزه با اين آفت و ساير آفات چوبخوار تقويت درختان با عمليات به زراعي از قبيل آبياري به موقع و كافي، دادن كود، هرس به موقع، يا بيل كردن و نيز انتخاب محل مناسب براي كشت درخت مي‌باشد. درختان سالم و قوي بندرت مورد حمله اين گونه آفات قرار مي‌گيرند.

 

 

 

 

 

پر طاووس گلابي

پر طاووس گلابي

 

Saturnia pyri

 

(Lep.: Saturnidae)

 

حشره كامل با بالهاي باز حدود 140 ميليمتر، خاكستري مايل به قهوه‌اي و روي هر بال لكه درشتي شبيه به چشم وجود دارد. لارو سبز رنگ در حداكثر رشد اندازه آن به 120 ميليمتر مي‌رسد و روي حلقه‌هاي مختلف داراي غده‌هاي آبي رنگ با موهاي بلند است. به گلابي، سيب، بادام و گاهي پسته خسارت مي‌زند. لارو از برگ تغذيه مي‌نمايد. زمستان گذراني به صورت شفره و يك نسل در سال دارد.

 

کنترل: با جمع‌آوري لاروهاي درشت مي‌توان به روش مكانيكي با آن مبارزه نمود

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

سفيده رگ سياه

سفيده رگ سياه

 

(Black – Veined White)

 

Aporia crataegi

 

(Lep: Pieridae)

 

پروانه‌اي سفيد رنگ با رگبالهاي تيره مي‌باشد. روز پرواز، به طول 20 ميليمتر با شاخك سنجاقي است. در نرها مفصل آخر شاخك و در ماده‌ها چهار مفصل آخر سفيد رنگ است. در اكثر مناق كشور وجود دارد. لارو اين آفت از برگهاي درختان ميوه مانند سيب، گلابي، گوجه، بادام، آلبالو و گيلاس تغذيه مي‌نمايد. زمستان را به صورت لاروهاي غير كامل (لاروهاي سنين 3 و 4) در داخل لانه‌هايي از تارهاي خود و برگ درختان تهيه نموده است به سر برده و يك نسل در سال دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کنترل:

 

زنبور Apanteles glomeratus از Braconidae لاروهاي اين آفت را پارازيته مي‌كند. بريدن و سوزاندن لانه‌هاي زمستاني آفت، موقع هرس درختان نقش عمده‌اي در كاهش آفت خواهد داشت.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

ليسه سيب

ليسه سيب

 

Yponomeuta malinelus

(Lep: Yponomeutidae)

 

اين آفت سرما دوست بوده، در نتيجه حشره‌اي است مخصوص ارتفاعات و در اغلب استانهاي ايران فعاليت دارد. ميزبان اصلي آن سيب و گاهي به گلابي نيز خسارت مي‌زند. از هسته‌دارها به آلو، بادام و گوجه خسارت مي‌زند. برخي معتقدند در ايران اين آفت مونوفاژ بوده و فقط روي سيب فعاليت مي‌نمايد.

 

 

 

زيست‌شناسي

زمستان را به صورت لارونئونات در زير پولك به سر مي‌برد. در اوايل بهار يكياز لاروها پولك را سوراخ و از آن خارج مي‌گردد. بقيه لاروها به تريج از همان سوراخ خارج و سپس به حد فاصل بين دو غشاء تحتاني و فوقاني برگ رفته و از پارانشيم برگ تغذيه و به عبارتي مانند لاروهاي مينوز يا Leaf miner عمل مي‌نمايند. پس از مدتي از برگها خارج و مستقيماً از برگهاي مجاور تغذيه و فقط رگبرگها را به جا مي‌گذارند. لاروها در اين هنگام از خود تارهايي مي‌تنند كه حالت تار عنكبوتي به درخت مي‌دهد. فعاليت لاروها دسته جمعي و در هر لانه گاهي تا 100 لارو ديده مي‌شود. در اواسط تابستان كه لاروها به حداكثر رشد مي‌رسند پيله‌هاي سفيد رنگي تنيده و درون آنها به شفيره تبديل مي‌شوند. دوره شفيرگي 3 تا 5 هفته و بتدريج حشرات كامل ظاهر مي‌گردند. خروج پروانه‌ها از اوايل خرداد تا نيمه شهريور بتدريج انجام گرفته و متعاقباً تخمريزي نيز به تدريج صورت مي‌گيرد.

 

پروانه‌هاي ماده تخمهاي خود را در دستجات 20 تا 60 تايي زير هر پولك مي‌گذارند. دوره نشو و نماي جنيني حدود دو هفته سپس لاروهاي ريز كه همان لاروهاي نئونات مي‌باشند زير پولكها بوجود مي‌آيند و به همين حالت تا بهار سال آينده زير پولكها باقي مي‌مانند. بنابراين ليسه سيب در هر سال فقط يك نسل دارد.

 

 

 

کنترل لیسه:

Hym.: Ichneumonidae

 

پارازيتوئيد شفيره Campoplex ensator

 

پارازيتوئيد شفيره Itoplectic europeator

 

پارازيتوئيد شفيره Pimpla turionellae

 

Hym.: Encyridae: Encyrtus fuscicollis

 

پارازيتوئيد لارو مي‌باشد كه به شكل تقسيم جنيني تكثير مي‌يابد. بدين معني كه اين زنبور بيش از يك تخم در داخل بدن ميزبان خود نمي‌گذارد ولي در اين تخم جنين به جنين‌هاي ديگري تقسيم شده به طوريكه در انتهاي فعاليت لاروي اين زنبور، بدن ميزبان مملو از لاروهاي آن مي‌گردد (Polyembriony). از يك تخم 52 تا 80 زنبور خارج مي‌گردد.

 

کنترل شیمیایی:

 

1. مالاتیون EC57% و 2در هزار

 

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

 

زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

ابريشم باف ناجور

ابريشم باف ناجور

( Gypsy moth)

Lymantria dispar

 

(Lep: Lymantriidae)

 

اين حشره آفتي است پلي فاژ و در دنيا به بيش از 500 گونه حمله مي‌نمايد. در ايران گاهي به حالت طغياني درمي‌آيد و به خصوص در نواحي شمال روي درختان جنگلي پهن برگ و درختان ميوه خسارت مي‌زند.

 

زيست‌شناسي

زمستان را به صورت تخم و در حالت دياپور سپري كرده و در اوايل بهار بتدريج تخمها تفريخ ولاروها خارج مي‌شوند. لاروها 45 تا 70 روز فعاليت برگخواري شديد از خود نشان مي‌دهد. انتقال لاروهاي جوان يا لاروسن اول بوسيله باد و بوسيله رشته‌هاي ابريشمي مي‌باشد. لارو پس از تغذيه در محل مناسبي تبديل به شفيره مي‌شود. شفيره بوسيله تارهاي ابريشمي به تنه درخت يا چيز ديگر خود را متصل مي‌كند. مرحله شفيرگي 10 تا 14 روز به طول مي‌انجامد. پروانه‌هاي ماده پس از خروج به علت سنگيني بدن خود قادر به پرواز دور نمي‌باشند و در همان حول و حوش محل خروج از شفيره پس از جفت‌گيري، تخمهاي خود را به صورت توده‌هاي بيضي شكل به تعداد 500 تا 2000 عدد در رويپوست صاف تنه و شاخه‌هاي جوان ميزبان و يا روي قسمت‌هاي مختلف درخت روي سنگ و روي كنده‌هاي بريده شده درخت قرار مي‌دهند. تخمها تا اندازه‌اي گرد و كرم رنگ هستند. از اواسط تابستان تا بهار آينده نزدگي خود را به حالت تخم مي‌گذارنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مبازه

1ـ دشمنان طبيعي

 

پارازيتوئيد شفيره Brachymeria intermedia (Hym.: Chalcididae)

 

پارازيتوئيد لارو Exorista larvarum (Dip.: Tachinidae)

 

پارازيتوئيد لارو Apanteles sp. (Hym.: Braconidae)

 

2ـ کنترل شیمیایی

 

استفاده از ديفلوبنزورون (ديميلين) به نسبت 0.3 در هزار يا باکتری B.t به نسبت 2.5 تا 3 در هزار

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

ليسه ميوه

ليسه ميوه

 

Yponomeuta padellus

(Lep.: Yponomeutidae)

 

درختان مورد حمله اين ليسه شامل سيب، گوجه، زردآلو، قيسي، زالزالك، گلابي، ازگيل، به، آلو، بادام و برخي درختان غير مثمر مي‌باشد. تعداد خالهاي ليسه سيب 25 تا 26 عدد ولي در ليسه ميوه 30 عدد است كه در 3 رديف طولي قرار گرفته‌اند. طرز زندگي و طرز خسارت آن شبيه ليسه سيب مي‌باشد ولي اختلافات عمده كه در زندگي ان ديده مي‌شود به شرح زير است:

 

1ـ پروانه ليسه ميوه زودتر از ليسه سيب شروع به پرواز مي‌كند.

 

2ـ در ليسه ميوه، لاروها از زير پولك زمستانه كه بيرون آمدند به صورت مينوز داخل بافت پارانشيم برگ نمي‌شوند، بلكه در روي برگهاي جوان پراكنده شده، مشغول بستن تار و تغذيه مي‌گردند.

 

لاروهاي ليسه ميوه تك تك در قسمت‌هاي مختلف درخت به خصوص بين برگها در پيله سفيدرنگ به شفيره تبديل مي‌شوند و پيله‌ها برخلاف ليسه سيب به طور متراكم در نزديكي هم قرار ندارد (مبارزه مانند ليسه سيب مي‌باشد).

 

کنترل شیمیایی:

 

1. مالاتیون EC57% و 2در هزار

 

2. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار

 

زمان مبارزه: پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )