صدفي ماداگاسکاري:

صدفي ماداگاسکاري:
منبع دارويي مورد استفاده در درمان ديابت و سرطانهاي ويژه مانند بيماريهاي چکين ولوسمي حاد است.

گنه گنه:
پوست اين درخت استوايي داراي ماده اي به نام کنين است. کنين در جلوگيري و درمان مالاريا به کار ميرود.

زعفران علفزار:
اين گياه کوچک ماده اي شيميايي به نام کلشيسين دارد که براي درمان رماتيسم ونقرس به کار ميرود. از انجا که اين ماده مانع تقسيم سريع سلول ميشود براي سرکوب برخي از سرطانها به مصرف ميرسد.

راولفيا:
گياهي کوچک وچوبي که در جنگلهاي باراني استوايي رشد ميکند رزرپين دارد ماده اي شيميايي جهت درمان نيش زدگي مار وعقرب است. رزرپين نخستين ارام بخشي بود که جهت درمان بيماريهاي رواني به کار رفت. اين گياه سبب کاهش فشار خون ميشود.

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

گیاه غذایی همه کاره:

گیاه غذایی همه کاره:
لوبیای پرنده محصول سنتی اسیای جنوب شرقی است. دانه های ان غلاف دانه ها برگها وریشه ها همه خوراکی هستند ومقدار زیادی پروتئین دارند این امر باعث شده تا لوبیا غذایی همه کاره باشد و به مبارزه با قحطی در سراسر جهان کمک کند.

استتار:
تشخیص گیاه ریگی با توجه به برگهای خاکستری و گوشتی ان از سنگ ریزه های پیرامون دشوار است و فقط گلهای ان اند که اشکارش میکنند. بیشتر جانوران برگهای این گیاه را با سنگریزه های حقیقی اشتباه میگیرند و تلاشی برای خوردن ان نمی کنند.

بر روی میزبان:
گیاه برومولیاد در جنگلهای بارانی استوایی زندگی میکند .
این گیاه به دنبال نور در شاخه های بلند میزبان رشد میکند و از ریشه های خود به عنوان لنگر استفاده میکند.
برگهای برومولیا باران را مستقیما به سوی قلب گیاه هدایت میکند
گیاهانی که بدین صورت خود را به دیگران میچسبانند ولی غذا از ان ها نمیگیرند دارچسب نامیده میشوند.
برگ دارچسب مانند قیف عمل میکند واب را به مرکز گیاه حمل میکند.

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

آفت کش های نانو

آفت کش های نانو

 

آشنايي با چند آفت‌کش‌نانومقياس پيشرفت روزافزون در زمينة فناوري نانو و کاربردهاي گوناگون و گستردة آن در گرايش‌هاي مختلف علمي و صنعتي ، باعث شده است که شرکت‌هاي توليدکنندة سموم دفع آفات نيز براي بهبود مشخصات محصولات خود، به دنبال بهره‌گيري از اين فناوري باشند. تحقيقات نشان داده است که مي‌توان با استفاده از فناوري نانو مزاياي فراواني در آفت‌کش‌ها ايجاد نمود که مواردي مانند کاهش مصرف سموم، افزايش کارايي، سازگاري بيشتر با محيط زيست، بهبود کيفيت و کاهش خطرات تماسي از آن جمله است. در اين مقاله فعاليت‌هايي كه شركت‌هاي بزرگ توليد كنندة سموم دفع آفات در اين مسير انجام داده‌اند و محصولات جديد آنها معرفي شده اند متن مقاله چکيده پيشرفت روزافزون در زمينه فناوري نانو و کاربردهاي گوناگون و گسترده آن در گرايش‌هاي مختلف علمي و صنعتي ، باعث شده است که شرکت‌هاي توليدکننده سموم دفع آفات نيز براي بهبود مشخصات محصولات خود، به دنبال بهره‌گيري از اين فناوري باشند. تحقيقات نشان داده است که مي‌توان با استفاده از فناوري نانو مزاياي فراواني در آفت‌کش‌ها ايجاد نمود که مواردي مانند کاهش مصرف سموم، افزايش کارايي، سازگاري بيشتر با محيط زيست، بهبود کيفيت و کاهش خطرات تماسي از آن جمله است. در اين مقاله ف

ادامه نوشته

انگل کامل:

انگل کامل:
دودر گیاهی انگلی است که قادر به انجام فرایند فوتوسنتز نیست. برگهای این گیاه به فلسهای قهوه ای کوچک تبدیل شده اند. از انجا که این گیاه کلروفیل ندارد باید تمامی غذای خود را از گیاه میزبان بگیرد. دودر به پیچک ان یک بالا رونده است . ساقه اش دور میزبان می پیچد ومکنده هایی به نام هوستوریا می سازد که به میزبان حمله میکنند وغذای ان را میگیرند.

سرقت غذا:
همچنان که دودر بزرگتر وقویتر می شود هوستوریای بیشتری تولید می کند وغذای بیشتری از میزبان می گیرد در نهایت میزبان ضعیف میشود و میمیرد.
انگل گلدهنده:
رافلزیا ارتولدی گیاهی انگل است که بزرگترین گل جهان را دارد این گل در جنگل های بارانی اسیای جنوب شرقی میروید این گیاه برای بدست اوردن غذا به ریشه های زیر زمینی حمله میکند.
گاهی وقتها ساقه ای از یکی از ریشه های رافلزیا بیرون میزند . این ساقه به گلی غول اسا تبدیل میشود که قطر ان به 1 متر میرسد .


نرسیده به درخت کوچه باغیست که از خواب خدا سبز تر است

که در ان عشق به اندازه ی پر های صداقت ابیست
زنبق ابی زرد:
گیاهان ابی برای بقای خود مشکلات خاصی دارند گلهای زنبق ابی یا در سطح اب شناورند یا در انتهای ساقه های بلند قرار دارند.
سطخ بالای هر برگ مومی است و اب را دفع میکند. برگهایی پهن در سطح اب شناورند وبه وسیله ی ساقه های دراز حفظ میشوند. این ساقه ها از حجره های هوا پر شده و برای تنفس گیاه اکسیژن فراهم میکنند.

شکوفه های صحرایی:
یک روزه ها گیاهانی هستند که صحرا را پس از یک باران نادر فرش میکنند. این گیاهان در ظرف چند روز جوانه میزنند رشد میکنند گل میدهند و دانه تولید میکنند .
دانه های بعضی از گیاهان یک روزه به وسیله ی مواد شیمیایی پوشیده شده اند که مانع از شکفتن ان ها میشود مگر این که اب باران ان ها را بشوید.

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

کشاورزی ارگانیک

کشاورزی ارگانیک

امروزه رویکرد جهانی به سمتکشاورزی ارگانیک است. در این سیستم از کشاورزی که شاید برگرفته ازکشاورزی سنتی باشد سعی بر این است تا از نهاده هایی که منشا شیمیایی دارند استفاده نشود (سیلسپور، م.، ممیزی، م. ر. 1385). تاثیر نامطلوب و اثرات باقیمانده مصرف انواع کودهای شیمیایی، سموم، هورمون ها، ... در تولیدات غذایی در کشورهای صنعتی پیشرفته موجب شده استکشاورزی در جهتی کاملا متضاد با روش مدرن تحول یابد و آن جلوگیری از مصرف هرگونه مواد شیمیایی یا نهاده مصنوع انسان در تولیدات و پخش محصولات زراعی و باغی و دامی است. اینکشاورزی بهکشاورزی ارگانیک موسوم است و در کشورهای مختلف به نام های گوناگون چونکشاورزی بیولوژیکی،کشاورزی پایدار وکشاورزی با مصرف کم موادشیمیایی نامیده می شود. (Organic Farming, Biofortified Farming System, Sustainable Agriculture, and Low Input Sustainable Agriculture)
کشاورزی ارگانیک بازگشت به سیستم صد سال گذشته نیست، چراکه با استفاده از تکنولوژی و علوم مختلف می توان بالاترین میزان و مناسب ترین روش تولید را درکشاورزی بوجود آورد. قدرت تولیدکشاورزی ارگانیک و جوابگویی نیاز غذایی جمعیت دنیا با استفاده از روش های جدید بیوتکنولوژی امکان پذیر است (ملکوتی، م. ج. 1378).
علت رشد سریع سیستمکشاورزی ارگانیک را می توان نیاز جامعه، اقتصادی بودن و اهمیت اکولوژیکی آن دانست. پیشرفت تکنولوژی، علوم پزشکی و مشخص شدن اثرات سوء و ناهنجار بقایای مواد شیمیایی در تولیداتکشاورزی که باعث بروز انواع سرطان ها و اثرات مضر بر روی سلسله اعصاب در انسان و حیوان گردیده منجر به هوشیاری جوامع با این موضوع و استقبال از تولیدات عاری از هرگونه باقیمانده شیمیایی گشته است. اگرچه در بیشتر این جوامع به علت قدرت و نفوذ سیاسی شرکت های تولید کننده مواد شیمیایی و تبلیغات سو مبنی بر کاهش محصول در اثر عدم مصرف مواد شیمیایی و نفی اثرات ناهنجار این کودها موجب تاخیر در توسعه سریع این سیستم شده است، لیکن پیگیری مردم و جوامع علمی منجر به تغییر روش در سیاست دولت ها، کنترل و حذف مصرف بعضی از مواد شیمیایی شد. از نظر اقتصادی نیز برای زارعان عدم مصرف مواد شیمیایی با توجه به قیمت گران آن (قیمت گران کودهای شیمیایی در کشورهای پیشرفته) مقرون به صرفه بوده و کشاورزان به جای استفاده از کودهای شیمیایی و سموم به منابع بیولوژیکی و متدهای ارزان روی می آورند. استفاده از حشرات مفید (نظیر کفشدوزک) و کود سبز از خانواده لگومینوز مثال هایی از کشت ارگانیک هستند. به خصوص در سال های نخستکشاورزی ارگانیک، به وجود آوردن یک تعادل مناسب میان اجزای بیولوژیکی در این سیستم، حاصلخیزی خاک بالا رفته، باعث از بین رفتن علف های هرز و جلوگیری از فرسایش خاک شده و درنهایت در سال های بعدی، تولید گیاهان زراعی پرمنفعت آغاز می گردد. واضح است در چنین سیستمی نظر به شرایط بیولوژیکی و قدرت حاصلخیزی و تولیدی مناسب خاک و گیاه، بروز امراض و آفات به حداقل رسیده و نیازی به استفاده از سموم یا کودهای شیمیایی نبوده و هدف سوم که حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست می باشد نیز بدست خواهد آمد. از دیگر دلایلی که موجب ترغیب زارعان به تبدیلکشاورزی ارگانیک شده، بالا بودن میزان سود حاصله به دلیل قیمت مناسب و بالای فروش این تولیدات و عدم وجود واسطه ها برای فروش این تولیدات است. نظر به اینکه در بیشتر موارد مصرف کننده این تولیدات افراد مرفه جامعه راتشکیل می دهند قدرت خرید بالاتری دارند و خواهان تولیدات سالمتر حتی با قیمت بالاتر هستند. یکی دیگر از مواردی که باعث ترویجکشاورزی ارگانیک می شود آگاهی مردم از مضرات مصرف مواد شیمیایی در تهیه محصولاتکشاورزی می باشد. لذا آگاهی جوامع به ایمنی غذایی و حفاظت محیط زیست و سلامتی جوامع می تواند از طریق تحقیق و برنامه ریزی دقیقکشاورزی ارگانیک حاصل گردد تا نسل های آینده بتوانند از شرایط مناسب برخوردار گردند (ملکوتی، م. ج. 1378).
در دهه 1330 قبل از آنکه تولید و مصرف کودهای شیمیایی در کشور مطرح شود، مصرف کودهای آلی در سطح کشور رایج بود. همزمان با ورود کودهای شیمیایی به کشور، سازمان ترویج کشاورزی، مصرف این نوع کودها را تشویق نمود. بسیاری از زارعین، کودهای شیمیایی را حرام دانسته و کاربرد آن ها را مشروع نمی دانستند، ولی با گذشت زمان و انجام فعالیت های ترویجی، کار به جایی رسید که در بعضی از مزارع تا چهار تن در هکتار نیز کود شیمیایی مصرف می شد. به عبارت دیگر مصرف کودهای آلی فراموش شده و اکثر زارعین به کودهای شیمیایی روی آورده و از این فلسفه تبعیت می کنند که هرچه کود بیشتر مصرف کنند عملکرد بیشتری خواهند داشت. غافل از اینکه کودهای شیمیایی، نمک هایی مقوی و مخرب هستند که در درازمدت خصوصیات فیزیکو شیمیایی خاک ها را تخریب می کنند (ملکوتی، م. ج. 1378).
سودآوری بیشتر محصولات ارگانیک در کشورهای در حال توسعه: نظر به نیاز نیروی انسانی، میزان مخارج تولید در کشاورزی ارگانیک نسبت به سیستم صنعتی، با توجه به بالابودن مزد کارگر، بسیار بالا می باشد، ولی در کشورهای توسعه نیافته با توجه به پایین بودن مزد روزانه کارگر، مخارج بسیار ناچیز بوده و چنانچه این تولیدات در بازارهای جهانی مقایسه شوند میزان سود حاصله برای کشورهای در حال توسعه به مراتب بیش از کشورهای پیشرفته است. مخصوصا نظر به اینکه تمامی مواد شیمیایی در کشورهای توسعه نیافته تولید نمی شود می توان گفت که این سیستمکشاورزی می تواند در صرفه جویی در خروج ارز از این کشورها بسیار با صرفه تر ازکشاورزی صنعتی می باشد(ملکوتی، م. ج. 1378).

امکانات طبیعی ایران برای کشت ارگانیک:
کمیته محصولات ارگانیک در سال 1380 به دستور معاون زراعت در سازمان حفظ نباتات کشور تشکیل شد. کل سطح کشت محصولاتی که در کشور بدون استفاده از سموم و کودهای شیمیایی تولید شده اند حدود 239462 هکتار است که شامل 125802 هکتار محصولات باغی و 113659 هکتار محصولات زراعی می باشد. میزان سطوح کشت محصولات زراعی و باغی که تولید آنها بدون استفاده از کود و سم انجام می گیرد به ترتیب 1 و 2/7 درصد از کل سطوح کشت محصولات زراعی و باغی کشور را تشکیل می دهد (نصر اصفهانی، ا.، میرفندرسکی، س. 1385). خوشبختانه هنوز در مناطقی دور افتاده در ایران وجود دارند که به علت عدم دسترسی به مواد شیمیایی هیچگونه کود یا سم مورد استفاده قرار نمی گیرد و تولیدات ارگانیک دارند. چنانچه این باغ ها، مزارع و سایر مراکز تولیدکشاورزی شناخته شوند با بهره گیری از تکنولوژی و علوم جدید می توان موجب افزایش تولید گشته و حتی تولیدات را با قیمت مناسب برای صادرات یا مصرف داخلی به فروش رسانند و موجب فقرزدایی در این مناطق محروم گردند (ملکوتی، م. ج. 1378). البته تشکل هایی نیز در کشور اقدام به کشت ارگانیک می کنند که تولید سیب زمینی در بیدستان خرم بید استان فارس از آن جمله است (نصر اصفهانی، ا.، میرفندرسکی، س. 1385). در منطقه فریدن اصفهان، با مصرف 30 تن کود حیوانی در هکتار علاوه بر افزایش مواد آلی خاک، بهبود خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک، عملکرد نیز در حدود 30% بیشتر گردید. در اکثر آزمایش ها به هنگام مصرف کودهای حیوانی، اثرات آنها مانند کودهای شیمیایی در افزایش عملکرد در سال اول چشمگیر نبوده بلکه تاثیر آنها معمولا در گذشت زمان مشهود می باشد. در اثر استمرار مصرف کودهای حیوانی در خاک های آهکی، پ_ هاش خاک کاهش یافته و درنتیجه علاوه بر بهبود خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک های زراعی، حلالیت تعدادی از عناصر غذایی به ویژه فسفر

ادامه نوشته

مديريت تلفيقي سن گندم

مديريت تلفيقي سن گندم
ـ مهم ترين عامل افزايش جمعيت و طغيان سن گندم در 25 سال اخير، تخريب مراتع( خصوصآ در ديم زارهاي كشور) و كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده بوده است. اين كار در افزايش وزن، افزايش ميزان تخم ريزي و تبديل سن هاي ساكن مراتع به سن هاي مهاجر، موثر بوده است(رجبي، 1372).

در سال هاي خشك و كم باران اراضي ديم كم بازده برداشت نمي شوند و يا به دليل كمبود آب، نداشتن تجهيزات مناسب سمپاشي و اقتصادي نبودن مبارزه، كنترل شيميايي سن گندم در آنها صورت نمي گيرد و باعث انتقال جمعيت قابل توجهي از آفت از سالي به سال ديگر مي شوند. جلوگيري از كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده و اختصاص دادن اراضي ديم كم بازده به كشت گياهان مناسب ديگر، در كاهش جمعيت اين آفت بسيار موثر است و لازم است به عنوان يك راهكار اساسي، برنامه ريزي هاي لازم در اين خصوص صورت گيرد.

ــ سن گندم دشمنان طبيعي فراواني دارد و در بين آنها زنبورهاي پارازيتوئيد تخم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم از نظر كاهش جمعيت اين آفت از اهميت بيشتري برخوردارند(شكل4).

http://www.iranwheat.ir/introduction/Pests/wheat%20pests_files/image006.gif
شكل4- مهم ترين دشمنان طبيعي سن هاي زيان آور غلات

زنبور پارازيتوئيد تخم(‍
Trissolcus grandis) (رديف اول، سمت راست)، تخم هاي پارازيته شده (رديف اول، سمت چپ)، مگس پارازيتوئيد سن گندمHeliozeta helluo) ) (رديف دوم، سمت چپ)، تخم مگس پارازيتوئيد روي بدن سن (رديف دوم، سمت راست)، سن تلف شده در اثر قارچ بيماري زا Beaveria(رديف سوم)

مهم ترين گونه هاي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم به خانوادة
Scelionidae وجنس Trissolcus تعلق دارند و مهم ترين گونه هاي آن به شرح زيرمي باشند(رجبي، 1359):

Trissolcus grandis Thomson



Trissolcus semistriatus Nees



Trissolcus vassilievi Mayr



Trissolcus rufiventris Mayr



Trissolcus basalis Wollaston



در بين گونه هاي فوق
T. grandis گونة غالب اين زنبورها در اكثر مناطق كشور مي باشد. ميزان پارازيتيسم تخم توسط اين زنبورها از منطقه اي به منطقة ديگر متفاوت است و در اكثر مناطق كشور اين زنبورها يكي از عوامل كليدي كاهش جمعيت سن گندم به شمار مي آيند. اين زنبورها بيشتر در زير پوستك درختان ميوة سردسيري زمستان گذراني مي كنند و قبل از ورود به مزارع از شهد گل هاي اين درختان تغذيه مي كنند(رجبي، 1379). جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه و ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي از طريق ايجاد باغ و يا كاشت درختاني مثل بيد و بادام و غيره در كنار نهر هاي حاشية مزارع، روشي مناسبي براي حفظ و حمايت اين زنبورها و افزايش كارايي آنها است.

كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از پرورش انبوه زنبورهاي پارازيتوئيد تخم طي سال هاي (43-1325) در ورامين و اصفهان صورت گرفته است(زمردي،1340 و زمردي، 1371). دياپوز اجباري سن گندم و عدم امكان پرورش انبوه آن براي تكثير زنبورها، عدم اطلاع دقيق از بيواكولوژي اين زنبورها و گرايش به سمت استفاده از سموم شيميايي به دليل سهولت كاربرد و كم اطلاع بودن از اثرات جانبي مصرف اين سموم، كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از اين عوامل متوقف شد. از آن زمان تا كنون تحقيقات وسيعي در رابطه با زنبورهاي پارازيتوئيد سن گندم صورت گرفته است. بيواكولوژي اين زنبور ها وپرورش انبوه آنها توسط صفوي(1352)، رجبي و اميرنظري(1367)، تقدسي(1370) و ايراني پور(1375) صورت گرفته و اميرمعافي (1379) سيستم ميزبان- پارازيتوئيد بين
T.grandis و تخم سن گندم را مطالعه كرده است. در رابطه با پرورش انبوه اين زنبورها با استفاده ازتخم سن(L.) Graphosoma lineatum بررسي هاي در خور توجهي توسط عسگري(1374)، شاهرخي(1376) و عسگري(1380) صورت گرفته است. با استفاده از مجموع اطلاعات بدست آمده درخصوص اين زنبورها، مي توان پرورش انبوه و رهاسازي آنها را به عنوان يكي از روش هاي مبارزه در برنامة مديريت تلفيقي سن گندم مورد استفاده قرار داد.

دستة دوم دشمنان طبيعي سن گندم كه از اهميت زيادي برخوردارند، مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم هستند كه به خانواده
Tachinidae تعلق دارند. اين مگس ها پوره هاي سنين 4 و 5 و سن هاي بالغ را پارازيته مي كنند و ميزان پارازيتيسم آنها با توجه به شرايط منطقه از 2-25 درصد (در موارد استثنايي تا 40 درصد) گزارش شده است. اسامي علمي گونه هاي مهم مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم در زير آمده است:

Heliozeta helluo F.



Phasis subcoleoptrata L.



Ectophasia crassipenis F.



Elomyia lateralis Meig.



Ectophasia oblonga Role-Desv.

ادامه نوشته

آيا در مورد take-all چيزي شنيده ايد؟

آيا در مورد take-all چيزي شنيده ايد؟

يك بيماري گندم است. كه ريشه ي گياه را بدان مبتلا مي سازد و جريان بآفت را

مسدودمي كندو ما يع بالا برنده را كم مي سازد.از نشانه هاي بيماري در ابتدا شامل ؛ از رشد باز ما ندن (يابه عبارتي كوتاه شدن ) و زرد شدن مي باشد و مي توان آنها را بوسيله ي مشخصه ي ”سر سفيدشان” (
White heads) تشخيص داد؛ كه در داخل يك محصول سالم ظاهر ميشوند.

مكرراً ديد مي شود. , به كرات نارس (
White heads) در اغلب جاليزهاي مدور و وسيع سرهاي سفيد و رنگ ريشه هاي بيمار سياه مي باشند، و همچنين ممكن است پايه ي ساقه ها اين علائم را ظاهر كنند. به علت پيشرفت ريشه هاي نا مرغوب وضعيف (بيماري) به آساني برروي گياهان خارج از زمين تأثيرمي گذار. (Take-all) يك بيماري گندم است، كه ريشه ي گياهان را بدان آ لوده مي كند.



چرخه ي زندگي:

در اوايل كاشت محصولات بيشترآ ماده ي ابتلا به امراض هستند. (
Take-all) با آلوده كردن غلات و

گيا هان گندمي وبقاياي علف هاي در خاك به زندگي خود ادامه مي دهد.گياهان قارچي برروي بقايا و پس مانده مي باشند،وسپس بآفت ريشه هاي جوان را آلوده مي كند.همچنين(
Take-all ) با تركيب فوق يعني: (Eahpyh)مي‌تواند؛كه بيماري رابواسطه ي خاك بين گياهان گسترش دهد و به اين دليل است كه اغلب بيماريها در جاليزمشا هده شده اند

كنترل بيماري:

پي در پي و مكررا ً؛ بيماري به طور يكنواخت هركجا كه محصولات غله تشكيل شده باشند رشد-

مي كند .و يا اگر علف هاي هرزه را وجين كنند، اين ضعف قابل كنترل مي باشد . كنترل غلف هاي هرز مقدم تر از كاشت و داشت و دروكردن محصول است و بايد در ابتدا، اين روي داد يعني؛(انتقال بيماري) بهريشه هاي باقيمانده را احتمال كافي داد.

بارش هاي تابستاني نيز مي توانند كمك به تجزيه ي تركيبات و يا ماهيت ريشه ها در خاك كند و اين

مشروط بر آن است كه به صورت اختياري علف هاي هرزه در سر تا سر اين دوره كنترل شده باشد .

نكته:

(اين قارچ) ( (
Gaeumannomyces graminis var. Tritici and var. avenaeمحصول جهش چهار""nitroquinolene-oxide كه رفتاري از پروتوپلاستهاست ميباشد!



كيسه ي قارچ گياه قارچي ((
Gaeumannomyces graminis از عامل سببي بيماري (( take-all در_ غلات مي باشد.

(
Take-all) و (Gaeumannomyces graminis) يك گياه قارچي با هم خانواده هايشان هستند.

(
Take-all) يك بيماري است كه در گيا ه گندم و جو و (غلات) يآفت ميشود. وبر روي ريشه هاي گياه تاثيرمي گذارد.برنامه هاي بيماري زايي گندم ، كنترل ،تأثيرات انها را برسي مي كنيم؛دانشمندا ومحققين در تحقيقات و پژوهشهاي خود تأثيربيماري زايي گياهان را كشف كردند.علت يا سبب (Take-all) به وسيله ي ( (Gaeumannomyces graminis var. Tritici and var. avenaeاست كه مهمترين بيماري ريشه هاي گندمي يا (گندم) درسر تا سر جهان مي باشد . از سالهاي گذشته_ تحقيقات بسياري بر روي (Take-all) صورت گرفته است .كه مطبوعات آنها را با صداي بلند منعكس مي كنند . كه دانشمندان و محققين بيماري را تا آن اندازه كه قابل فهم و تشخيص با شد مورد بررسي قرار ميدادند ؛ كه تا كنون به درجه ي قابل ملاحظه اي از كشفيات در اين باره كه به درك جنبه هايي از بيماري منتهي شده است؛ دست يا فته اند .

به هر حال؛ كنترل مؤثر و اقتصادي بيماري باقي مي ماند و براي كاربرد تكنيك هاي مولكولي و ذره اي
G.graminis (G و با توجه به نتايج و گذارشات و تهقيقات مربوط به قارچ ها به مقاديري از پيشرفت هاي عمده منتج شده است ، كه مخصو صاً در پيشرفت از بهبود يافتن روشها براي شناسايي

و روشن كردن يا تو ضيح نقش آنزيمي (
Avenacinase) به عنوان يك عا مل مولد بيماري در جو و گندم مي باشد . مانند ؛ عا مل تعيين كننده ي بيماري زايي در (Take-all) و (G. Graminis var. avenae)در جريا ن شناخت بسياري از ديگر فا كتور هاي تعيين كننده كه ممكن است در حيطه و محدوده ي _ميزبان ايفاي نقش كنند يعني ؛ مقدار پيشرفت در شنا خت عوامل ديگر كه در محدوده ي ميزبان تعيين كننده ي نقش مي باشند كه ممكن است با يكد يگر در گير با شند و مولد بيماري را بسازند ؛ علير غم مشكلاتي كه آناليزهاي ژنتيكي را نشان مي دهند ونبود و فقدان معتبر دگرگوني و شكل سيستم ها _نيز جز‍‍ء ديگر مي باشد.

(
Perithecia) محصو لي است بر روي ريشه هاي گندم در هنگام پوسيدگي و فاسد شدن آنها و با نشر و رها سا زي اسيد آن ها را احاطه مي كند ؛ (b) G. Graminis var. tritici: هاگها- درون ها گدان يا (آسکاپورها) تنها درون آسک ها يا (کيسه های هاگ) هستند. آسکاپور ها آسکها را تجزيه می کنند .

در( :
var.tritici (G.graminis ، و در تاريکی ((hyphae مطمئناً روی ريشه ی گندم حرکت می کند .قسمتی يا قطعه ای را از رشد باز می دارد وگياهان گندم را زرد می کند.

معرف يا شاخص
Take All در تابستان سرهاي سفيدشان مي باشد سرهاي سفيد محصول گياهان را با Take All آلوده مي نمايد در تابستان اخير تشابه و شباهت هست آنها در بي رنگي ريشه هاي گندم سبز مي شود . و ساقه ها و ريشه ، پايه و ستون در گندم سياه مي شوند و با هم نيز متفاوتند .


علت بوسيله آلوده شدن با ،

G.graminis Var . tritici (Ggt) (left) , G , graminis Var .graminis (Ggg) (center). , p . graminicola (right) ,

(
g) Phialophora sp . آزمايش باتست بيماري زای

(
lobed – hyphopodia) غلاف يا پوشش سنگين پايه و ساقه و ريشه گياه گندم است .

(
lobed – hyphopodia ) . phia lophora SP h : سلولهاي متورم با سوراخ خاي ريز و يا منافذي (مي دانيد كه مثلا رشد ساختماني يا تركيبي متوقف مي شود و به عبارتي پايان مي پذيرد و يا كيسه هاي كوچك ايجاد مي شود) در ريشه گندم حاصل مي شود .

اسم علمي (
G . graminis Var . tritici : )

نظريه ها و پيشنهادات را كنترل مي كنيم

توصيف :بيماري گندمي
Ake AllT از نشانه هاي بسيار آشكار و واضح در عنوان مقالات و سر صفحه ها مي باشد . كه اين بيماري براي گياهان بيمار و مريض در داخل جاليز مزارع و زمين هاي كشاورزي رخ مي دهد و نيز آنها كوتاهند در ارتفاعات و بلندي ها و آنها احاطه كنندة گياهان سالم مي باشند و بخشها يا به عبارتي سرهاي آنها به صورت نابهنگام مي ميرند و سرهاي آنها رنگ رفته اند . (Whiteheads ) ممكن است نازا و نارس نيز باشند و محتوي اندكي داشته باشند چروكيدگي شديد دانه ها و تخم ها .

به طور نمونه ، در (
Take All ) گياهان آلوده به خارج عقب نشيني مي كنند و غذاي آنها در رديفي يا سطحي از خاك مي باشد در پايه و ساقة گياهان آلوده ريشه هاي كم پشت و تنكي ايجاد شده است و از مشخصة آنها قهوه اي ـ سياه شدگي و پوشيده شدن را در طوقه يا حلقة گل مي توان ديد .

پاية ساقدار را در جهت جوانه هاي زيرين برگها كه با نيام يا غلافي پوشيده شده است رابط مي دهد . سطح يا رويه اي از اين قهوه اي ـ سياه شدگي پوسيده يا فاسد شده براق و درخشان مي باشد و تشخيص علامت و نشانة آن در تاريكي بوسيلة (
my ce/ ial ) كه مي تواند به گل نشيند يا ( به عبارتي گل دهي داشته
باشد ) آن را مي توان به كمك ميكروسكوپ مشاهده نمود .

قارچي كه سبب ايستادگي و مقاومت و بقا يافتن
Take All مي شود در آلوده كردن بقاياي گندم و آلوده كردن گياه گندم مي باشد .

ريشة محصولات ديگر هنگامي آلوده مي شوند كه آنها در ميان خاكي نزديك به مكان آلوده يا (آثار آلوده) رشد كنند . گياه قارچي در ابتدا در ريشة گياهان گندمي جوان ساكن مي شود پيش از اينكه طوقه ها يا حلقه هاي گلها قرار گيرد . اگر اين آلودگي ريشه ها در مرحله اي از پاييز (فصل خزان) و يا در اوايل بهار قرار گيرد بنابراين بيماري خيلي بيشتر و سخت تر مي شود نخستين آلودگي و سكونت و بقاي آنها به كمك دماي ميان (50 درجه به 70 درجه فارنهايت
F ) و به وسيلة رطوبت و نم كافي تشكيل مي شود

AC-1-961 patrick E . lipps Take All . بيماري گندمي از (1-AC )پتريك ئي ـ ليپس 961 است



پيدايش اوليه
Take All در استراليا و بيش از 100 سال پيش بوده است و آن را اين چنين توصيف كرده بودند كه يك پژمردگي شديد بذرچه يا نهال تخمي است كه تمامي پايه هاي گندم را خراب مي كرده است .

در ايالت اوهايو ؛ ب

ادامه نوشته

تري فلورالين (‌ترفلان)

تري فلورالين (‌ترفلان)

 

 

گروه شيميايي دي نيترو آنيلين : ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي :‌ماده تكنيكال تري فلورالين يك جامد كريستالي زرد ـ نارنجي و بدون بو است . خلوص تقريبي ماده تكنيكال 96% است . تري فلورالين براحتي در آب حل نمي شود .

 

ماندگاري در محيط زيست پايداري تري فلورالين در خاك بسته به شرايط محيط متوسط تا زياد است . توسط ميكروارگانيزمهاي خاك تجزيه مي شود . ممكن است تري فلورالين كه پس از استفاده در سطح خاك باقي مانده است بوسيله اشعه ماوراي بنفش تجزيه شود و يا تثبيت گردد . اين تركيب در مقابل حركت بهمراه آب مقاوم است و در خاك گرم و مرطوب قبل از 12 ماه از بين مي رود و پس از شش ماه و يكسال هشتاد تا نود درصد از فعاليت آن كاسته مي شود .

 

سميت :‌ LD50 > 5000 mg/kg

 

ممكن است تماس مداوم و طولاني مدت با تري فلورالين سبب التهاب و حساسيت شود . براي پرندگان و زنبورها تقريباً سمي نيست اما براي ماهيها و ديگر موجودات آبزي بسيار سمي است .

موارد مصرف :‌علف كش ، تري فلورالين قبل از كاشت و سبز شدن محصول كشاورزي علف هرز و يا هر دو استفاده مي شود مهمترين كاربرد اين علف كش در پنبه ، سويا و يونجه و براي كنترل اغلب برگ باريكها و برگ پنها مي باشد . در برخي گياهان زراعي مثل گوجه فرنگي ،‌سيب زميني ، چغندر قند ، طالبي ،‌كدو و هندوانه در مرحله نشاء و يا گياه كامل مورد استفاده قرار مي گيرد . زيرا براي دانه سميت دارد و دانه به آن حساس است . تري فلورالين روي بعضي از گياهان چند ساله مثل پيچك و قياق خوب اثر مي كند .

 

پادزهر : پادزهر اختصاصي ندارد .

 

فرمولاسيون : مايع قابل حل در آب SL %41 w/w

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

درو کردن گیاهان و اجزای آنها:

درو کردن گیاهان و اجزای آنها:
تعدادی از آللوتوکسین های شناخته شده خیلی گران هستند و به راحتی به دست نمی آیند.بعضی از شرکت ها ممکن است آنها را به صورت شیمیایی و به شکل جامد حمل کنند که زمان زیادی لازم دارد و در آزمایشگاه باید آنها را دوباره با زحمت زیاد به صورت محلول درآورند.اگرچه اکثر طبقه مردم پشتوانه و سرمایه لازم را ندارند و یا به این مواد دسترسی ندارند، بنابراین ممکن است گروهی فقط آن را برای اجرای آزمایشات برداشت کنند.

بعضی از محققین احتیاج به تحقیق بیشتر دارند که در چه بخشهایی از گیاهان و گونه های آللوپاتیک تجمع بیشتری دارند.برای نمونه درگردوی سیاه ژوگلون وجود دارد که می تواند در سراسر گیاه پیدا شود و مخصوصا در پوست و برگها و ریشه ها. بنابراین یک طرح کلاسیک ممکن است در گروها و بخش های دیگر محصول و نتیجه این آزمایشات نقض پیدا کند.

این موضوع مهمی است که وقتی گیاهان یا بخشهایی ازگیاهان را هرس می کنیم برای گیاه خطری نداشته باشد و مطمئن باشیم که حمل کردن آنها از راههای مختلف، به گیاه و محیط اطراف آن آسیبی نمی رساند.البته در هنگام هرس باید گیاه سالم و شرایط باید برای آن مساعد باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: مرکز مقالات کشاورزی AKE( بزرگترین وبلاگ کشاورزی ایران )

 

تحقيقات روي بيش از 2000 كشاورز ارتباط بين ايجاد آسم و آفتكشهاي گروه فسفره و كاربامات را نشان داده اس

تحقيقات روي بيش از 2000 كشاورز ارتباط بين ايجاد آسم و آفتكشهاي گروه فسفره و كاربامات را نشان داده است.

حشره كشهاي كاپتافل، سولفور، پيرترين و پيرتروييد داراي اثرات متاكوليني ( همانند كولين استراز) روي ششها هستند
تحقيق ديگري در آلمان نشان داد 40 در صد از كشاورزاني كه از سموم آميترول، بنوميل، كاپتان، ، پاراتيون ، آزينفوس متيل ، دي كوات و سيمازين استفاده مي كنند دچار آسم مي باشند.
تحقيق روي 101 فرد نشان داد كه در تماس بودن با سموم در ميزان بروز بيماري گرانوله شدن سلولي وگنر

ادامه نوشته