دانلود زیباترین فونت فارسی ایران نستعلیق
زیباترین فونت فارسی
** از اینجا دریافت کنید **
روش نگهداری گل های مختلف!
روش نگهداری گل های مختلف!

قبل از مطالعه مقاله ی برای آنانکه به گل ها علاقه مندند را بخوانید.
شما در این مقاله با روش نگهداری گل های نرگس ،شقایق ،داوودی و مینا آشنا می شوید :
گل نرگس : این گل در آب کم عمق می تواند عمر بسیار درازی داشته باشد. به ویژه اگر ساقه های آن را به طور مکرر کوتاه کرده و آب را عوض کنید و غذای مکمل به آن اضافه نمایید. هر دو تا سه روز یکبار تنها در نیمی از گلدان آب بریزید. می توانید پوسته محافظ را به حال خود باقی گذاشته و یا آن را به آرامی از ساقه جدا کنید. زمانیکه ساقه های نرگس را کوتاه می کنید این پوسته ها از خود نوعی شیره در داخل آب ترشح می کنند که عمر سایر گل ها را کوتاه می کنند. برای جلوگیری از این مشکل می توانید پس از برش ساقه ها برای 12ساعت آنها را در یک گلدان مجزا قرار دهید و سپس با گل های دیگر در یک گلدان قرار دهید. در گل آرایی های جدید دیده می شود که گل نرگس را همراه با پیاز و ریشه آن تزئین می کنند. به این منظور گل روی ریشه ها را با آب شسته و می توانید از کلیه گیاه از ریشه گرفته تا ساقه و برگ و گل لذت ببرید.
گل شقایق: همان مراقبت های متداولی که در ابتدا توضیح داده شد در مورد گل شقایق هم صدق می کنند، اما از آنجاییکه ساقه های آنها خیلی لطیف و آسیب پذیر می باشند، باید آنها را با ملایمت در دست گرفته و به آرامی کوتاه کنید. طبیعت حساس و لطیف گل های شقایق حاکی از این مطلب است که عمری بیش از3 تا5 روز ندارند.

گل داودی: این گل ها در رنگ ها و اشکال مختلف یافت شده و با تعداد گلبرگ های مجزا یافت می شوند. گاهی اوقات در رنگ های غیرمعمول دیده شده و با شکوفه های تکی و یا چند تایی در هر ساقه، دارای زیبایی خاصی می باشند. هر یک از گلبرگ ها که زرد شده و یا رو به پلاسیدگی می رفتند، باید از ساقه جدا شوند. برگ های این گل گاهی اوقات از گلبرگ ها نیز زودتر پلاسده می شوند. کوتاه کردن ساقه ها جذب مطلوب آب را افزایش داده و عمر گل را در داخل گلدان افزایش می بخشد. عمر متوسط گل های داودی در گلدان چیزی در حدود 7تا12 روز می باشد.

گل مینا: کلیه موارد ذکر شده برای مراقبت و نگهداری از سایر گل ها درمورد این گل نیز صدق می کند ، تنها با این تفاوت که باید به یاد داشته باشید این گل نیازمند میزان آب زیادی است به همین دلیل باید به طور مکرر گلدان را چک کنید و آن را همیشه پر از آب نگه دارید.
نکاتی چند در مورد نگهداری گل های آپارتمانی
نکاتی چند در مورد نگهداری گل های آپارتمانی

از قدیم گفته اند « عقل سالم در بدن سالم » است. در این جمله منظور از عقل همان روان ، و روحیه سالم و سرحال داشتن و پر انرژی بودن است.
آلودگی هوا همان طور که بر روی تنفس ( اکسیژن رسانی) و جریان خون، قلب، مغز و ... اثر می گذارد، روان انسان را نیز درگیر می کند. در این زمینه تحقیقاتی نیز به عمل آمده که نتایج آن را در برخی از روزنامه ها و مجلات تحت عنوان « افسردگی همه گیر» مطالعه کرده ایم. انسان موجودی طبیعت گراست و می تواند با محیط، مبادله انرژی داشته باشد؛ بنابراین هر قدر محیط سالم تر، زیباتر و آرام تر باشد این تبادل به نحو مفیدتری صورت خواهد گرفت.
رنگ سبز، رنگ بودن، گرمی، آرامش، مهربانی و دعوت کننده است. رنگی که خداوند با طیف بسیار گسترده ای آن را در جای جای طبیعت گسترده است و این گستره زیبایی، پیام آور آرامش و سلامتی است. افسوس که ماشینیزم، بهره وری انسان را از این نعمت محدود ساخته است. اما با این محدودیت و آلودگی رو به افزایش چه باید کرد؟ آیا گل ها و گیاهان آپارتمانی می توانند جایگزینی مناسبی برای این نعمت باشند؟ و ما انسان ها چگونه می توانیم از وجود این گیاهان برای تقویت روح و روان خود استفاده کنیم؟
« در آپارتمان های امروزی به علت نبود نور و انرژی کافی، گیاهان دست ساز و بی جان جای گیاهان طبیعی را گرفته اند که نه آب می خواهد، نه کود و نور؛ و به راحتی قابل شستشو است. برقراری ارتباط با چنین وسایل بی جان به مراتب سخت تر از جانداران سبز و با نشاط است. لطافت و سرزندگی یک گیاه زنده و جاندار به راحتی می تواند ما را به سوی خود دعوت کند و اگر ما راه های کسب انرژی را بیاموزیم و بتوانیم با دنیای درون خود ارتباط برقرار کنیم، به راحتی پاسخگوی این دعوت خواهیم بود. ما می توانیم با گیاهان صحبت کنیم، درددل کنیم و به زبان دیگر همنشینی داشته باشیم. وقتی در فضای کوچک آپارتمان خود پنجره را به هوای چند گلدان باز می کنیم، خودمان هم کمی هوای تازه استنشاق می کنیم ( البته اگر مه و دود نباشد).
ریزش برگ های کهنه و قدیمی و رویش مجدد برگ های نو الگویی است برای بازسازی، تلاش و سازندگی ما که همنشین این موجودات با طراوت و سرشار از زندگی هستیم. اگر گلدانی در منزل دارید حتماً این کلمات برایتان معنادارتر خواهد بود زیرا مأنوس شدن با این مخلوقات زیبای بی کلام، بسیار لذت بخش خواهد بود. به طوری که اگر آفتی به خاک یا برگ های گیاهتان بیفتد ناراحت می شوید و درصدد رفع آن برمی آیید، به مغازه های مختلف سر می زنید تا چاره ای بیابید و وقتی که گل و گیاهتان را مجدداً سرحال می بینید، گویی دوباره انرژی گرفته اید و خوشحال می شوید. این همان احساسی است که مزرعه داران، کشاورزان و کسانی که در دل طبیعت زندگی می کنند، بارها و بارها تجربه کرده اند؛ ولی با مقیاسی کوچک تر و شهری. وقتی نمی توانیم گلستان داشته باشیم، چرا خود را از گل محروم نماییم؟
با کمک تکنیک های گوناگون، با چگونگی ارتباط با دنیای درون خود – که هنوز متداول نشده– آشنا شوید تا نیازهای ناشناخته درون خود را ملموس، و از سطح ناهوشیار به سطح هوشیار خود منتقل سازید. در این صورت است که می توانید با دنیای گیاهان رابطه برقرار کنید. زیرا آن هنگام است که زبان سکوت را فرا گرفته اید.
با چشم دل ببینید و با گوش جان بشنوید. به خصوص برای افرادی که تنها زندگی می کنند، نگهداری گیاه در چهار دیواری خانه بدون حیاط بسیار مفید خواهد بود. مونس و همدمی که آزار رسان نیست. آسیب ها و زخم های عاطفی و روانی را نه تنها نمک پاش نیست بلکه مرهمی بی دردسر است. انرژی دهنده ای که توقع و انتظارات عصبی ندارد و شما را نمی آزارد. با شما مهربان است و همراه سکوتش دریایی از آرامش را به شما هدیه می کند.

شرایط نگهداری بعضی از گیاهان آپارتمانی
فیکوس ، بنجامین ، آگلونما ، دراسنا، دیفن باخیا ، اسپاتی فیلم، تپوس، برگ انجیری ، فیلودندرون ، گوش گرگی یا سینگونیوم، سانسوریا و فیکوس الاستیکا ( فیلتوس) نام چند گیاه آپارتمانی است.
فیکوس بنجامین
شامل انواعی مانند بنجامین سبز، ابلق، سیلور، زعفرانی، آمستر، شیدا، پرتقالی و مینیاتوری است. این گیاه به مکانی پر نور نیاز دارد که بهترین محل برای آن پنجره های جنوبی و نور غیر مستقیم از پشت پرده است. آبیاری این گیاه در تابستان باید هفته ای دوبار و در زمستان هفته ای یک بار باشد. بنجامین در تابستان، یک روز در میان احتیاج به اسپری آب روی برگ هایش دارد تا رطوبت نسبی اش تأمین شود. مهندس مهدی بابایی، مسئول دفتر فضای سبز شهرداری منطقه چهارده درباره شرایط نگهداری سایر گیاهان آپارتمانی چنین می گوید:آگلونما گیاهی بوته ای است. بهترین شرایط نوری برای این گیاه، پشت پنجره های شمالی و مکان های کم نور است. برای تأمین رطوبت نسبیِ، این گیاه در تابستان باید هر روز اسپری آب شود و در زمستان هر دو روز یک بار. اما دراسنا که شامل دراسنای بلالی سبز، در اسنای بلالی ابلق، دراسنای پرچمی و دراسنای قرمز است، باید پشت پنجره های جنوبی گذاشته شود تا از نور غیرمستقیم استفاده کند. این گیاه باید در تابستان هفته ای دو بار آبیاری شود. اما فاصله بین دو آبیاری با توجه به شرایط دمایی باید به گونه ای تنظیم شود که سطح خاک گلدان خشک باشد.
دیفن باخیا یا سُم برگ از نظر شرایط نوری همانند دراسنا است، اما آبیاری آن در تابستان هر چهار روز یک بار و در زمستان هر ده روز یک بار کفایت می کند و رطوبت نسبی این گیاه در تابستان باید یک روز در میان از طریق اسپری روی برگ ها تأمین شود.
پتوس یکی دیگر از گیاهان آپارتمانی است که شامل دو نوع سبز و ابلق است. این گیاه به نور حساسیت زیادی نشان می دهد و حتی در محیط هایی با نور کم می تواند به رشد خود ادامه دهد. آبیاری پتوس در تابستان هفته ای دوبار و در زمستان هر ده روز یک بار کفایت می کند اما به جهت حفظ طراوات و شادابی برگ ها باید هر روز اسپری آب کم املاح انجام شود.
اما نگهداری گیاهان آپارتمانی، مشکلاتی را هم با خود به همراه دارد. دو مشکل عمده ای که اکثر گیاهان آپارتمانی در تهران با آن مواجه هستند یکی وجود توده های متحرک سفید رنگ با پوشش آردی به نام شپشک آردآلود است. این حشره از شیره پرورده گیاه تغذیه کرده و باعث افت گیاه می شود. شیوه مبارزه با این حشره، استفاده از سموم تماسی مانند مالاتیوم، دیازنیون، گوزاتیون به صورت وتاول(پودر) به نسبت به یک قاشق مرباخوری ( دو سی سی در یک لیتر آب به اضافه پنج تا شش قطره مایع ظرفشویی ) است که باید روی سطح برگ ها و پشت آنها اسپری شود و در صورتی که مؤثر واقع نشود باید دو هفته بعد تکرار شود. اما نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که با عنایت به این که این حشرات از شیره گیاهی تغذیه می کنند، می توان از سموم سیستمیک نیز جهت مبارزه استفاده کرد.
دومین مشکل، وجود کرم خاکی یا خرخاکی داخل خاک گلدان هاست که این امر با توجه به وجود این گیاهان در داخل آپارتمان باعث کثیفی محل سکونت و بد منظر شدن اطراف گیاه می شود. روش مبارزه با این مشکل استفاده از سموم سوین یا لیندین ( وتاول پودری) به نسبت یک قاشق مرباخوری در یک لیتر آب است. این آب باید به عنوان آب آبیاری روی سطح خاک استفاده شود.
بدون تردید رعایت نکات علمی برای نگهداری از گیاهان آپارتمانی و فراهم کردن شرایط مناسب زیستی برای این گیاهان، تأثیر به سزایی در رشد، پرورش، سبزی و طراوت آنها دارد، اما نباید این نکته را فراموش کرد که گیاهان همانند ما انسان ها دارای احساسات و عواطف هستند و احساس ما را نسبت به خودشان به خوبی درک می کنند. اگر ما یاد بگیریم که جمله های تأکیدی مثبت را برای خود نهادینه کنیم ، بهتر می توانیم این نعمت های الهی را باور کرده، با آنها ارتباط برقرار کنیم و بهره وری مثبت داشته باشیم.
بیایید احساسات خود را به آزمون بگذاریم، امتحان کنیم و نتیجه اش را ببینیم. به طبیعت روی آوریم. اگر نمی توانیم باغ و باغچه داشته باشیم، سبزی هر چند کوچک را در گلدان های گلی به خانه هایمان دعوت کنیم. به امید روزی که لطافت این سبزی روح و روان ما را فراگیرد.
بررسی روش های اقتصادی کاهش ضایعات محصولات کشاورزی
موضوع بحث انگيز روند افزايشي ضايعات مواد غذايي، يكي از چالشهاي جدي اكثر كشورها به ويژه، كشورهاي در حال توسعه است، سياستمداران و انديشمندان مجامع علمي در جهان سوم درصدد برآمده اند براي كاهش ضايعات محصولات كشاورزي در مراحل كاشت، داشت و برداشت و مراحل توزيع و مصرف چاره انديشي كنند. بر همين اساس ضرورت دارد به خط مشي سياست كلان، راهكارهاي عملي و اجرايي جهت جلوگيري از ضايعات از جانب دولت و نيز بالا بردن سطح آگاهي عمومي در كاهش ضايعات اهميت داده شود. در اين مقاله همچنين مسايل مبتلا به مراحل كاشت، داشت و برداشت و نيز مرحله مصرف، تاثير ضايعات در قيمت غذايي كشور، اثر فرسودگي ماشينهاي كشاورزي در افزايش ضايعات، حمايت از كشاورزان در جهت افزايش بهره وري، اصلاح نظام خريد تضميني، بسته بندي، خود كفايي در غلات در افق ده ساله، سهم كشاورزي در عوامل توليد ملي و ارزش توليد در اقتصاد ملي تجزيه و تحليل شده است. در بخش ديگري از مقاله برنامه كنار گذاري كشت محصول (Set aside)، سياستهاي كاهش هزينه مبادله (Transaction cost)، كاهش يارانه بعضي از محصولات غذايي، بكارگيري مناسب خريد تضميني، افزايش كيفيت بسته بندي، كاهش ضايعات از طريق بازاريابي مناسب (كارايي سيستم بازاريابي و ضايعات در سيستم بازاريابي) و نقش مجموعه فعاليت هاي بازاريابي، وظيفه متخصصين بازاريابي و پرهيز از دور باطل توليدات نامناسب، نقش بازاريابي نامناسب و در افزايش ضايعات مورد بحث قرار گرفته است. با توجه به اهميت استراتژيك بخش كشاورزي در ارزش توليد ناخالص كشور و ارزش صادرات غير نفتي و اشتغال كشور كاهش ضايعات مي تواند علاوه بر افزايش عملكرد محصولات زراعي و باغي، در ايجاد اشتغال، توسعه صادرات غير نفتي و ايجاد امنيت غذايي از اهميت بالايي برخوردار است.
لغات كليدي: كاهش ضايعات، امنيت غذايي، اصلاح نظام خريد تضميني، برنامه كنار گذاري كاهش هزينه مبادله، كيفيت بسته بندي، بازاريابي مناسب
مقدمه:
يكي از سياستهاي جدي دولتها در امر امنيت غذايي، كاهش ضايعات غذايي است و از طرف ديگر سازمان FAO راههايي را براي جلوگيري از ضايعات مواد غذايي به مسئولان كشاورزي و تأمين كنندگان موادغذايي دولتهاي عضو، ارائه داده است.
موضوع با اهميتي كه دولتمردان هر كشوري بايد درنظر بگيرند تعيين خط مشي كلان در رابطه با كاهش ضايعات مي باشد و بعد از تعيين خط مشي و سياست كلان بايستي مسئوليتها و وظايف، سازمانهاي خصوصي و دولتي مشخص
چالشها و راهکارهاي شكوفايي کارآفريني در کشاورزي
سيد موسي حسيني/ دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي كشاورزي دانشگاه آزاد اسلامي واحد قائمشهر
دكتر غلامرضا ميرزايي/ عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد قائمشهر
چكيده
عليرغم گسترش روزافزون دانشکده هاي کشاورزي در کشور، چراهنوزکشاورزي ايران از توسعه شايسته خودبازمانده است ؟ زماني عقيده براين بودکه گسترش دانشکده هاي کشاورزي وتربيت نيروي تحصيلکرده منجربه توسعه کشاورزي خواهدشد. لذا دراين راستا قدمهاي زيادي براي تربيت نيروي انساني ماهر برداشته شد بطوريکه امروزه به جرات مي توان گفت کشورمان در زمينه نيروي تحصيلکرده کشاورزي، البته به لحاظ کمي، نه تنها کمبودي ندارد بلکه مشکل بيکاري انبوه فارغ التحصيلان اين بخش خود به معضل عمده ديگري تبديل شده است. به راستي براي رسيدن به توسعه قابل قبول در بخش کشاورزي چه بايد کرد؟ با بررسي روند رشد اقتصادي کشورهاي توسعه يافته، مشخص مي شود که کارآفرينان در رشد اقتصادي و اشتغال زايي نقش زيادي داشته اند. يکي از کارکردهاي اصلي آموزش در سطوح مختلف بويژه آموزش عالي تربيت فارغ التحصيلان خلاق و کارآفرين مي باشد. نگاهي اجمالي به کارايي فارغ التحصيلان رشته هاي کشاورزي و توانمنديهاي عملي آنها براي ايجاد تحول در بخش کشاورزي کشور نشان دهنده اين واقعيت ناخوشايند مي باشد که آموزش عالي در رسيدن به اين مهم از کارايي چنداني برخوردار نبوده است. سوالي که مطرح مي شود اين است که موانع تحقق کارآفريني در کشاورزي ما کدامند؟ آيا راهکارهايي براي رفع اين موانع وجود دارند؟ مطالعه حاضر با هدف پاسخگويي به اين سوالات انجام گرديده است.
كلمات كليدي: كارآفريني،كشاورزي،توسعه،نوآوري
مقدمه
در دنياي امروز،كارآفريني يكي از جنبههاي كشاورزي است كه روز به روز بر اهميت آن افزوده ميشود.تغييرات صورت گرفته در بازار(جهاني شدن،رشد جمعيت،دگرگوني در بازار كشاورزي،امنيت غذايي،رقابتي شدن)سياستهاي كشاورزي(فائو،سازمان تجارت جهاني،اتحاديه اروپا و حركت به سوي كشاورزي تجاري مبتني بر بازار)و...
نقش كشاورزي پايدار در توسعه مناطق محروم و تامين امنيت غذايي
سيد حسين محسني
چكيده
امروزه نقش اجراي سيستم هاي كشاورزي پايدار در توسعه منا طق محروم با توجه به كمبود امكانات و نهادههاي توليد در اين مناطق، خرد بودن اراضی ، كافي نبودن شرايط اقتصادي و آموزشي جهت فعاليت هاي كشاورزي، بعنوان اصلي ترين فعاليت اقتصادي آن، لزوم اجراي مديريت در چارچوب مقتضيات منطقه و نوع فرهنگ بومي جاري و تعامل با بخش هاي مختلف اجرايي و علمي در جهت اجراي شيوه هاي نوين در راستای جلوگيري از به زوال رفتن امكانات موجود و کاهش روند مهاجرت نيروهاي جوان و سرازير شدن آنها به شهرها و تشديد مشكل بيكاري و بروز ناهنجاري هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي و همينطور پايداري در فرايند توليد غذا را بيش از پيش نمايان مي سازد. استفاده بيش از حد از زمين در طول ساليان و بكارگيري بیش از حد انواع سموم و كودهاي شيميايي و روش های نامناسب بهره برداری از منابع آب و خاک و بطور کلی استفاده
نقش كشاورزي پايدار در توسعه مناطق محروم و تامين امنيت غذايي
سيد حسين محسني
چكيده
امروزه نقش اجراي سيستم هاي كشاورزي پايدار در توسعه منا طق محروم با توجه به كمبود امكانات و نهادههاي توليد در اين مناطق، خرد بودن اراضی ، كافي نبودن شرايط اقتصادي و آموزشي جهت فعاليت هاي كشاورزي، بعنوان اصلي ترين فعاليت اقتصادي آن، لزوم اجراي مديريت در چارچوب مقتضيات منطقه و نوع فرهنگ بومي جاري و تعامل با بخش هاي مختلف اجرايي و علمي در جهت اجراي شيوه هاي نوين در راستای جلوگيري از به زوال رفتن امكانات موجود و کاهش روند مهاجرت نيروهاي جوان و سرازير شدن آنها به شهرها و تشديد مشكل بيكاري و بروز ناهنجاري هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي و همينطور پايداري در فرايند توليد غذا را بيش از پيش نمايان مي سازد. استفاده بيش از حد از زمين در طول ساليان و بكارگيري بیش از حد انواع سموم و كودهاي شيميايي و روش های نامناسب بهره برداری از منابع آب و خاک و بطور کلی استفاده
حلزون گلخانه حلزون گلخانه
حلزون گلخانه
توضیحات:
یک حلزون بالغ گلخانه حدود70-50 میلیمتر طول دارد.رنگ بدن آنها خاکستری با سیاه و بدون علائم مشخص(نقش و نگارهایی )است.
پوشش بدن دارای دانه های کمی است.بخش مرکزی بدن که برهنه است(بدون صدف)ذارای یک شیار نعلی شکل می باشد.سوراخ تنفسی قسمت راست نیمه عقبی بدن قرار گرفته.ماده مخاطی هم بیرنگ است.
تخم ها:
تخمهای این آفت کدر و تا اندازه ای سفید، بیضی شکل و حدود 5/2 میلیمتر ضخامت دارند.
زیست شناسی:
پراکندگی:این حلزون اولین بار از آمریکا به اروپا معرفی شد و در تمام مناطق معتدل دنیا یافت می شود.
خسارت:
حلزون گلخانه با تمام حلزون های دیگر از نظر اینکه در خاک پنهان می شوند متفاوت است.این آفت می تواند باعث ایجاد خساراتی به ریشه و ساقه می شود.اگد تعداد اندکی از این حلزونها در روی گیاهان دیده شود بدین معنی است که تعداد زیادی از این آفت در سطح زیرین خاک وجود دارند.
چرخه زندگی:
تخمهایشان را در یک تونل در 5-3 سانتی متری سطح خاک می گذارند که ممکن است بصورت انفرادی یا خوشه ای(حدود 16تایی)می گذارد.حشره بالغ انتهای این تونل را توسط ماده ای لزج می پوشاند که پس از خشک شدن شبیه سطح خاک می شود.تخمها بسته به دمای محیط پس از 24-11 محیط باز می شوند.بکرزایی در این آفت دیده شده است.مطالعات چنین نشان می دهد که حلزونها قسمتهای خشک را در طول روز ترجیح می دهند و در شب به مناطق مرطوب تغییر مکان میدهند.
کنترل:
اولین مرحله از کنترل این آفت گذاشتن طعمه بر سر راه این آفت است.اگر بخواهیم اثر این طعمه ها افزایش یابد بهتر است آنها را در زیر یک تخته ، صفحه ،گلدان یا در زیر یک سطح هموار قرار دهیم.برای مبارزه شیمیایی بهتر است که به نشریه های شرکت تعاونی یا مدیریت آفات رجوع نماییم یا با آژانسهای توصیه سموم مشورت کنیم.
اصلاح نوعی برنج هوازی راه حلی برای مقابله با بحران كمبود آب
اصلاح برنج هوازی راه حلی برای مقابله با بحران كمبود آب
منبع: Bas Bouman ,International Rice Research Istitute ( IRRI)
ترجمه: تيمور رضوي (خاک شناسی، فیزیک و رابطه آب و خاک)
محققين مؤسسه بينالمللي تحقیقات برنج در فیلیپین، كارتهيه و آماده كردن نوعي از برنج را شروع كرده اند كه بهجاي برنجي كه در حالت معمول بهصورت غرقابي رشد ميكند، ميتواند در مناطق خشك تحت آبياري نيز رشد كرده و عملكرد بالايي داشته باشد. اين برنج در واقع از ارقامي تهيه ميشود كه در شرايط عادي در مناطق استوایی كشت ميگردد. اين محققين رقم جديد را برنج هوازي نامگذاري كرده و انتظار دارند تا پنج سال آينده به آن دست يابند. اما آن ها در اين راه با مشكل شدیدی روبرو شده اند و آن مسأله كاهش عملكرد در اين مناطق است. اين پروژه با علم و آگاهي از كاهش منابع آبي كشاورزي به دليل سرازير شدن مقدار زيادي از آن به شهرها جهت مصرف شرب و صنایع شروع شد. روش كاشت مرسوم اين است كه برنج در طول دوره رشد 4 تا 5 ماهه خود به حالت غرفاب باقي ميماند و مقدار قابل توجهي از آب آن از طريق نفوذ عمقي بداخل خاك، تبخير، و نيز بصورت تراوشات جانبي از دسترس ريشه گياه خارج ميشود
هرس کردن درختچه ها و محافظت آنها در برابر سرما
بيماريهاي مهم گياهان آپارتماني
بیماری غربالی درختان میوه Shot hole or Coryneum Blight آنتراکنوز گردو Walnut anthracnose بلاست

تاریخچه و مناطق انتشار:
این بیماری اولین بار در سال 1842 در کشور فرانسه بوسیله Leveille شناخته شده است امروزه در کلیه نقاط جهان از جمله در آمریکا شمالی و آمریکای جنوبی و اروپا و استرالیا و نیوزلاند و سایر نواحی جهان وجود داشته و خسارت زیادی وارد می نماید. (زمستان 1343).
در ایران اولین بار اسفندیاری در سال 1375 این بیماری را روی درختان میوه هسته دار در مازندران ، گیلان ، گرگان و آذربایجان گزارش نموده است . بیماری در اکثر مناطق کشور کم و بیش وجود دارد و تا کنون از شهرهای شیروان ،گنبد ، بجنورد ، قوچان ،ماکو ، خوی و نهبندان و بسیاری از شهرهای دیگر گزارش گردیده است . شدت بیماری در استان آذربایجان و بویژه در باغهای قدیمی زیاد ا ست (اشکان ،اسدی 1350، ارشاد 1356)
در ایران تا کنون این بیماری روی درختان زرد آلو ، گیلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شلیل و بادام دیده شده است و خسارت عمده آن بیشتر متوجه درختان زرد آلو می باشد.
اهمیت بیماری :
بیماری غربالی نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول میشود بلکه بدلیل لکه ها و زگیل هائیکه روی میوه بجای می گذارد ارزش صادراتی برگه و قیسی حاصله از میوه های آلوده را نیز به نحو بارزی پائین می آورد. در بسیاری از باغهای آذربایجان شرقی و غربی و همچنین بعضی از باغهای خراسان و همدان بیماری شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه های درخت زرد آلو در اثر این بیماری خشک شده و درخت عملاً استفاده ای ندارد. درختان آلوده ایکه به حیات خود ادامه می دهند نیز بدلیل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گیاه بطور غیر مستقیم لطمه دیده و در نتیجه مقدار محصول آنها پائین می آید. میزان خسارت سالیانه این بیماری در ایران بطور دقیق معلوم نیست و روی محصول زرد آلو معادل 224 میلیون ریال بر آورد شده است (اشکان واسدی 1350)
علائم بیماری :
زرد آلو ، هلو،گیلاس ، آلو و آلبالو از میزبانهای مهم این بیماری است. سرشاخه, گل, برگ, میوه و جوانه های درختان فوق مورد حمله این بیماری قرار می گیرند منتها اندام های مورد حمله و علائم آنها روی میزبانهای مختلف با هم فرق دارند. بدین معنی که در زرد آلو میوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار می گیرند ولی علائم روی سرشاخه ها دیده نمی شود. در بادام علائم روی سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر می شود در صورتیکه به میوه خسارت وارد نمی آید در گیلاس علائم بیماری روی میوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح دیده می شود در حالیکه در هلو نشانه های بیماری را روی میوه بندرت می توان دید در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه های خواب این گونه به شدت مورد حمله قرار می گیرند.
در زرد آلو و قیسی خسارت مهم و شدید این بیماری روی برگ و میوه می باشد و حتی جوانه های برگ و گل را مورد حمله قرار می دهند و اصولاً شاخه های جوان بندرت مبتلا می شوند.
الف-نشانه های غربالی روی برگ: حالت غربالی و سوراخ شدن برگها مشخص ترین و فراوانترین علائم بیماری است. در زرد آلو علائم بیماری همزمان با موقعی که جوانه های برگ باز میشود و هنوز برگ شکل و اندازه و حتی رنگ طبیعی بخود نگرفته بصورت لکه های گرد که در ابتدا برنگ قرمز متمایل به بنفش و در وسط تیره تر است بروز می کند. بتدریج این لکه های کوچک بزرگتر شده و از وسط شروع به خشک شدن نموده و برنگ قهوه ای در می آیند در این حالت حاشیه لکه ها بسیار مشخص و اغلب قهوه ای تیره می باشد. در این مرحله پیشروی لکه ها متوقف می شود و بتدریج بافت مرده برگ از نسج زنده به طریق پاره شدن پارانشیم وبشره جدا می گردد. به محض اینکه این پارگی کامل شد قسمت داخلی جدا شده و می افتد و در نتیجه سوراخی در پهنگ برگ ایجاد می شود که پیرامون آن یک نوار چوب پنبه ای قهوه ای کشیده شده است. شکل سوراخها معمولاً دایره ای بیضی و گاهی اشکال غیر هندسی و نامنظم می باشد. اندازه تنها بسته به زمان وقوع آلودگی از ته سنجان تا قطر 6 میلیمتر و گاهی بیشتر تغییر می کند ولی لکه های دایره ای شکل معمولاً 4 تا 5 میلیمتر هستند. گهگاهی چند تا از لکه های بیماری بهم پیوسته و سوراخهای بزرگ و بیشکل بوجود می آیند که ممکن است با حشره خوردگی اشتباه شود.
این حالت یعنی توسعه بهم پیوستگی لکه های بیماری روی برگ بیشتر در موارد وقوع آلودگی های شدید اولیه در مرحله ایکه برگها دارای بافت لطیفی هستند رخ میدهد و در آلودگی های دیر هنگام چون برگها ضخامت کافی پیدا کرده اند و نیز بدلیل عدم رطوبت کافی و مناسب در محیط علائم برگی معمولاً به صورت سوراخهای منفرد ، ریز و ته سنجاقی بروز می کند. احتمالاً واریته های مختلف نیز مقاومتشان در مقابل بیماری فرق داشته باشد.
در هلو لکه ها معمولاً در حاشیه برگها در طرفین و رگبرگ اصلی ظاهر می شود و یکنواختی سوراخ های ایجاد شده از نظر اندازه و شکل بیشتر از زرد آلو است.
لکه ها و سوراخهای ایجاد شده روی برگ گیلاس بزرگتر از لکه های برگ آلو و بادام میباشد. شکل و اندازه آنها بسیار نامنظم و متغییر است. معمولاً چند تا لکه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگی از پهنک برگ را فرا می گیرد. در گوجه و آلبالو لکه و سوراخهای غربالی نسبتاً منظم و مدور می باشد ولی اندازه آنها در آلو بزرگتر است.
ظهور علائم بیماری روی برگ بادام خیلی شبیه علائم آن روی برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پیدایش برگها می باشد. معمولاً اندازه سوراخها یکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 میلیمتر متغییر است و از سوراخهای برگ زرد آلو کوچکتر حاشیه سوراخهای ایجاد شده روی برگ بادام قهوه ای مشخص و تعداد آنها نیز نسبت به زرد آلو بیشتر و متراکمتر است. لازم به ذکر است که مشبک شدن برگ و پیدایش لکه های نکروزه فقط مربوط به بیماری غربالی نبوده بلکه
قارچهایی مثل:
Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali
باکتریهایی از قبیل :
Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum
و ویروسهائی مانند ویروس لکه حلقوی هلو نیز لکه ها و سوراخهایی شبیه علائم غربالی در برگ درختان میوه
بوجود می آورند.
ب-نشانه های غربالی روی میوه :
میوه زرد آلو ،گیلاس و آلبالو مورد حمله این بیماری قرار میگیرند
علایم روی درختان گوجه ای که بشدت مورد حمله بیماری غربالی قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگی زیاد میوه های آن بدون وجود لکه مشخص دیده شده که احتمالا ًناشی از آلودگی به بیماری غربالی می باشد.
روی میوه زرد آلو وقتی به اندازه مغز پسته است علائم غربالی به صورت لکه های قرمز مایل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر می گردد بتدریج که میوه درشت میشود این لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته یا خال جوش در می آید و رنگشان قهوه ای می شود لکه ها و برآمدگیها ابتدا در سطح فوقانی میوه ها بصورت پراکنده یا تراکم بروز می کند و بعداً به سطح زیرین میوه نیز می رسد. در مواردی دیده شده است که حمله بیماری به میوه ها در بعضی ارقام و یا در شرایط خاص ، مواجه با عکس العمل آن میشود بدین معنی که بجای ظهور خال جوشها, گوشت میوه تحریک شده و به صورت پستانک نوک تیزی بالا آمده و رشد آن متوقف می شود در مواقعی که شرایط جوی برای رشد و نمو بیماری مناسب است, تعداد زیادی خال جوش بطور متراکم در سطح میوه ظاهر می شود. بطوریکه در این قسمت اپیدرم میوه کاملاً فاسد و چوب پنبه ای شده و از آن شیره تراوش می شود که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در می آید گهگاهی بد شکلی هم در میوه های زرد آلو دیده می شود. حمله غربالی به میوه های جوان ،منجر به ریزش آنها می گردد بهمین جهت حدود 5 درصد از میوه های ریز در همان مراحل اولیه رشد در اثر حمله این بیماری ریخته و از بین می رود حمله بیماری به میوه زردآلو یکی از
مخرب ترین حالات خسارت بیماریست.
نشانه غربالی روی میوه هلو به دو صورت ظاهر می شود:

الف) میوه های هلو در مراحل اولیه رشد مورد حمله قرار گرفته و می ریزد. بهمین جهت میوه های باقیمانده روی درخت علائمی معمولاً از خود نشان نمی دهند , میوه های بسیار ریزیر حالیکه هنوز میوه ها شکلی به خود نگرفته شروع به ریزش می کنند و این عارضه معلول تاخت و تاز مستقیم قارچ روی میوه و همچنین نصف سر شاخه هائیکه روی آن شانکرهای بیماری به فراوانی مستقر است. این علامت در هلوهای ایران زیاد به چشم میخورد.
ب) وقتی میوه به درشتی میوه زیتون رسید تعداد زیادی لکه های کوچک مدور که ابتدا قرمز و بعد قهوه ای می شود روی آن مخصوصاً در حوالی دم میوه ظاهر می شود. اپیدرم میوه در قسمت لکه ها کرک طبیعی خود را از دست داده و به صورت پوسته ای در می آید که ممکن است بعداً بیافتد. ریزش این پولکها باعث ناهموار شدن سطح میوه می شود البته لکه های میوه هلو سطحی بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمی کند. (Viemont Bourgin, 1949) اینگونه علائم در ایران هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدی 1350).
علایم روی میوه گیلاس بیماری به صورت لکه های قهوه ای تیره ظاهر می شود که بتدریج گوشت میوه در محل لکه ها فرو رفتگی پیدا کرده و خشک و سیاه و ترکدار می شود گودیهای ایجاد شده معمولاً عمیق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته می رسد . در اینصورت گوشت میوه در پیرامون حفره های ایجاد شده به سمت داخل کشیدگی پیدا می کند قطر این حفره ها 5 تا 6 میلیمتر است.
روی میوه آلبالو لکه ها شبیه گیلاس است ولی فرو رفتگی حفره کمتر از آن می باشد به نظر می رسد. مکانیزم ایجاد فرو رفتگی در میوه گیلاس و آلبالو بدین ترتیب باشد که میوه در مراحل اولیه تشکیل و در دوران نارسی مورد حمله بیماری قرار گرفته و موجب چوبی شدن و توقف رشد قسمت آلوده می شود و رشد بعدی سایر قسمتهای گوشت میوه باعث می گردد که محل لکه به صور مختلفی ،فرو رفتگی پیدا کند.
ج)نشانه های غربالی روی سرشاخه ها و جوانه ها :

علائم این بیماری روی سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگی ظاهر میشود و تشخیص آن احتیاج به دقت و آشنایی چشم دارد . آلودگی سرشاخه ها از آن جهت مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت می گردد.
سرشاخه های درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بیماری غربالی نمی گیرد و علائمی روی آن مشهود نیست لیکن جوانه های آن باین بیماری مبتلا می شود . جوانه های آلوده معمولاً رنگشان تیره گاهی پوشیده از یک لایه ترشحات خشک صمغ به مانند است.
غربالی روی سرشاخه های نازک و سبز گیلاس ابتدا به صورت لکه های قهوه ای و برجسته ظاهر میشود که بتدریج با پیشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود می گیرد. این حالت در مراحل آخر شبیه نیمرخ دانه گندم در طرف شیار آن می باشد . معمولاً قایقی شکل و اندازه آنها به 3 تا 2 میلیمتر می رسد پیدایش این زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهمیت است زیرا چنانچه زیر جوانه های گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهانی رشد گیاه و خشک شدن سرشاخه ها و شکوفه ها می گردد در حالتهای شدید ،بسیاری از جوانه های گل و برگ و سر شاخه های درخت گیلاس به این ترتیب از بین می رود تشخیص این حالت بیماری معمولاً مشکل و با توجه به علائم روی برگ و میوه امکان پذیر است.
سرشاخه های سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالی قرار می گیرد و سرتاسر آن لکه های گرد یا بیضی شکل ظاهر می شود قطر لکه های گرد بین 3 تا 4 میلیمتر تغییر می کند ولی پاره ای از اوقات لکه ها دراز و کشیده بوده و طول آن به 6-7 میلیمتر می رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغوانی و سپس قهوه ای می شود . معمولاً مرکز لکه قهوه ای روشن است که وسیله نوار قهوه ای تیره محاط شده است. این دو رنگی به لکه های سرشاخه های بادام حالت چشم میدهد. گاهی لکه ها ترک خورده و از آنها صمغ تراوش می شود.
شانکرهای غربالی روی شاخه های هلو شبیه علائم آن روی شاخه های بادام است با این تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحویکه گاهی اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال می کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهای بالایی می شود صمغ زدگی در سرشاخه های هلو بیشتر از بادام اتفاق می افتد . روی سرشاخه های آلو و گوجه علامتی از غربالی دیده نشده است (اشکان واسدی1350)
عامل بیماری : قارچ
Stigmina carpophila - Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ( Dematiaceae-)
این قارچ دوازده همنام دیگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بیماری Coryneum beijerinckii معرفی شده است.
اندامهای رویشی و باروی این قارچ منحصر به میسلیوم ، کنیدی و کنیدیوفور است، قارچ دارای میسلیوم استوانه ای و بند بند بوده, رنگ آن متمایل به قهوه ای است و میسلیوم روی تمام قسمتهای مورد حمله(پارانشیم برگ و پارانشیم ناحیه پوست شاخه های جوان و سطح میوه) دیده می شود.
اندامهای زادآوری قارچ اسپورودوکیوم نام دارد که در زیر کوتیکول یا اپیدرم اندامهای آلوده تشکیل می شود. کنیدها تیره به رنگ سبز زیتونی متمایل به قهوه ای 3 تا 5 سلولی ، کمی خمیده و دو سر گرد می باشد.
چرخه بیماری :
قارچ عامل بیماری غربالی ،زمستان و همچنین سایر مواقع نامساعد را به صورت ریسه ، استروما و کنیدی در جوانه های آلوده و یا زخمهای روی سرشاخه ها به سر می برد . کنیدیها به صورت آزاد و یا چسبیده به توده های صمغ مترشحه از زخمها و یا در استروما خود را از سرما و یا سایر شرایط نامساعد حفظ کرده و از سالی به سال دیگر باقی می ماند عامل بیماری در مواقع نامناسب در هلو و بادام به صورت ریسه ،در زخم سرشاخه ها و جوانه های آلوده به سر می برد. ریسه هائیکه در شانکرها و یا جوانه های درخت وجود دارد در بهار و به محض مناسب شدن شرایط جوی تولید کنیدی می کند . کنیدیها به وسیله باران و باد پخش شده و روی میوه و برگها قرار می گیرند. تولید کنیدی در دمای 9 درجه سانتیگراد شروع و در حرارت 19 الی 23 درجه سانتی گراد به اوج میرسد. چنانچه هوا مرطوب و بارانی باشد کنیدیها به محض رهائی جوانه زده و تولید آلودگی می نمایند. بهمین جهت در سالهایی که پائیز آن ملایم و میزان رطوبت بالاست جوانه ها قبل از خواب زمستانه به شدت آلوده می شوند وو منبعی برای آلودگیهای بهار سال بعد خواهند بود. لوله تندش از راه نفوذ مستقیم و یا از روزنه ها وارد بافت گیاه می گردد. بنابر مطالعات ساموئل در سال 1927 آلودگی برگ بادام به طریق نفوذ مستقیم لوله تندشی در کوتیکول اتفاق می افتد بازتاب و واکنش هائیکه در برگ بادام در اثر قارچ S. carpophila اتفاق می افتد عبارتست از افزایش اندازه سلولها درمزوفیل سالم مجاور نسج منهدم شده که منجر به انسداد فضای بین سلولی و در نتیجه ظهور یک خط لهیدگی و هم چنین چوبی شدن و پیدایش سلولهایی داخل این ناحیه می گردد. در این حالت اگر رطوبت زیاد و برگها نسبتاً جوان باشند ،بریدگی اپیدرم در دو سطح برگ پیدا شده و تیغه های بین جدار سلولهای خارج ناحیه چوبی شده حل شده و قرص آلوده می افتد. سلولهای ناحیه مریستم معمولاً سعی می کنند بریدگی را ترمیم نمایند . دوره کمون بیماری از 3 الی 20 روز بسته به نوع اندام مورد حمله تغییر می کند.درجه حرارت مناسب برای رشد قارچ 19 درجه سانتیگراد است.(اشکان و اسدی 1350)قارچ عامل بیماری انگل اختیاری بوده و روی محیط غذایی مصنوعی می توان آن را کشت داد.از لکه های برگ مخصوصاًوقتی مسن باشد، جدا کردن قارچ مشکل است ولی از لکه های روی میوه زردآلوجدا سازی عامل بیماری به سهولت انجام می شود.
باران برای جوانه زدن کنیدیها ضرورت دارد. از لحاظ انتشار عامل بیماری، باران کنیدیها را از لابه لای فلسهای جوانه ها و شاخه های مریض شسته و از قسمتهای بالای درخت به قسمت پائین منتقل می نماید و بدین لحاظ است که قسمت پائینی درخت شدیدتر آلوده می باشد. کنیدی برای جوانه زدن احتیاج به یک غشاء نازکی از رطوبت که اطرافش را بگیرد دارد و تحت اثر این رطوبت است که کنیدی می تواند تندش پیدا کرده و لوله ای از خود خارج ساخته و در نسج نبات نفوذ کند لذا از این نکته نتیجه گرفته می شود که در هوای خشک به هیچ وجه بیماری به وسیله این قارچ ایجاد نمی گردد .
کنترل :
از بین بردن کنیدیهای قارچ در قسمتهای آلوده درخت با مواد شیمیایی هیچ گاه با موفقیت قطعی توأم نبوده است فقط بر اثر مبارزه شیمیایی، بیماری کنترل و از شدت خسارت آن کاسته شده است.
در مورد این بیماری سمپاشیهای پیشگیری کننده کاملاً مؤثر بوده است. پروفسور R.E.Smith در سال 1906 محلول بردو(10-10-100)به منظور مبارزه با قارچ عامل بیماری غربالی به کار برد و از آلودگی جدید به طور کامل جلوگیری کرد ولی در بعضی از درختان به رشد و نمو درخت صدمه وارد شد(اثرات سوزانندگی مس)به عقیده دکتر Smith شرط موفقیت در مبارزه شیمیایی، انتخاب موقع سمپاشی است که باید بلافاصله قبل و یا بعد از بارانهای متعدد اواخر پائیز تا اوایل بهار صورت گیرد.
ـ تجربیات پروفسور E.E. Wilson در کالیفرنیا در مبارزه با بیماری غربالی با محلول بردو را دلخواه و مطلوب نشان داده است زیرا این سم می تواند کنیدی قارچ را به خوبی کشته و دوام خوبی در مقابل شستشوی باران و سایر عوامل جوی نشان می دهد. در حدود4/1 مس مصرف شده در محلول بردو که در پائیز به درختان پاشیده شده در بهار روی ساقه ها اندازه گیری شده است.سمپاشیهای پائیزه از آلوده شدن جوانه های خواب در طول فصل پائیز و زمستان جلوگیری می کند. تحقیقات و مطالعات زیادی در استرالیا و ایالت کالیفرنیا درباره موقع مبارزه به عمل آمده و به این نتیجه رسیده اند که برای جلوگیری از آلودگی میوه و برگ موقعی که شکوفه از جوانه های خواب زمستانی بیرون آمده ولی هنوز گلبرگها باز نشده اند باید سمپاشی نمود.گاهی اوقات هم سمپاشی دوم بهار بلافاصله پس از ریختن گلبرگها لازم می شود.در نروژ برای مبارزه از محلول بردو(8-8-100)و یا(4-3-100) قبل از گل کردن و بعد از گل کردن درختان استفاده می شود.
اشکان و اسدی(1350)،آزمایش های متعددی در امر مبارزه شیمیایی علیه بیماری غربالی انجام داده اند که به اختصار شرح داده می شود:
از میان قارچکش های آزمایش شده کاپتان(ارتوساید 50)، ملپرکس، پولیرام و لوناکول که برای سمپاشی بهاره به کار رفته است، قارچکش کاپتان برای مبارزه با بیماری غربالی بهترین است.کاپتان نه تنها در جلوگیری از بیماری مؤثر است بلکه برگ و مخصوصاً میوه های درختانی که با آن سمپاشی شده اند شفافیت و جلای خاصی پیدا می کند.بهترین نتیجه از سمپاشی موقعی حاصل می شود که درختان مبتلا 1 مرتبه در اواخر زمستان قبل از بیدار شدن درختها و تورم جوانه ها با محلول بردوی 2 درصد و 3 مرتبه در بهار با کاپتان 3 در هزار سمپاشی شود که اولین سمپاشی بهاره بلافاصله بعد از ریزش گلبرگها و در سمپاشی به فاصله 14 روز از همدیگر توصیه می گردد سمپاشی با محلول بردو بهتر است 2 مرتبه یکی در پائیز پس از ریزش برگها و دیگری در اسفند ماه قبل از بیدار شدن درختها صورت گیرد و بدین ترتیب می توان سمپاشی بهاره را تا حتی 1 مرتبه هم تقلیل داد.
مبارزه بیولوژیک:
بررسی حالت تضاد قارچهای ساپروفیت با عامل بیماری غربالی زردآلو مشاهده گردید که در میکوفلور اندامهای هوایی درختان زردآلو، قارچ Trichoderma viride Pers دارای حالت تضاد با عامل بیماری غربالی است.با استفاده از این پدیده ممکن است از قارچ viride T.در مبارزه بیولوژیک علیه بیماری غربالی درختان زردآلو در باغات میوه استفاده نمود.

زنگ برگ یک بیماری جدی گندم، چاودار، تریتیکاله وبسیاری از گندمیان است که توسط قارچ Puccinia recondita ایجاد میشود. پاتوژن روی جو، قدرت پارازیتی ضعیفی دارد، اما یولاف را آلوده نمیکند. گونه دیگری از قارچ به نام P.hordei وجود دارد که اغلب به جو حمله میکند. علائم بیماری به صورت جوشهای بیضی شکل کوچک و پراکنده با رنگ سیاه متمایل به قرمز ، در سطح پهنک و روی غلاف برگ ظاهر میشود. بر خلاف زنگ ساقه گندم، توده یوریدیوسپور بیشتر در بافت میزبان فرو میرود و باعث از هم پاشیدن اپیدرم نمی شود. یوریدیوسپورهای Puccinia recondita قرمز پرتقالی تا سیاه مایل به قرمز، خاردار ، کروی و معمولاً به قطر 20- 28 میکرون هستند. تلیوسپورها سیاه مایل به قهوهای، دو سلولی با دیواره ضخیم هستند. قسمت انتهایی اسپور ممکن است گرد یا پهن باشد. تلیا در طول مراحل نهایی رشد گیاه به صورت جوشهایی روی غلاف برگها و یا در سطح پهنک برگ به وجود میآیند. تلیوسپورها در بافت برگ باقی میمانند و به وسیله اپیدرم پوشیده میشوند. گونههای جنسهای تالیکتروم و آنچوسا Thalictrum وAnchusa ، به عنوان میزبانهای واسط پوکسینیا رکوندیتا معرفی شدهاند و وجود آنها در بعضی از مناطق اروپا گزارش شدهاست، اما در ایجاد نژاد جدید این قارچ نقشی ندارند. در مناطق معتدل، پاتوژن از سالی به سال دیگر به صورت میسلیوم یا مناطق گرم نیز تابستانگذرانی قارچ در ارتفاعات بلند و در مناطق خنکتر انجام میشود. زنگ برگ با استفاده از ارقام مقاوم غلات یا کشت مولتی لاین بخوبی کنترل میشود.

کنترل زنگ قهوه ای گندم:
قارچکشهایی مثل تریادیمفون (بایلتون) وبوتریزول( ایندار) در کنترل زنگ قهوهای مؤثر هستند و در صورت وجود اپیدمی، مصرف آنها اقتصادی است.
سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار
تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار
فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار
پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار
عامل بیماری قارچP.oryzae) Pyricularia grisea ) با فرم جنسی Magnaporthe grisea از گروه آسکومیست است. سال 637 درچین آنرا تب برنج Rice fever می نامیدند. در ژاپن از حدود سال 1700 بیماری را می شناختند. در قرن نوزده عامل بیماری شناسایی و نامگذاری شد. فرم غیرجنسی قارچ خیلی مهم است. فرم جنسی قارچ توسط ژاپنی ها در شرایط آزمایشگاه تشکیل و شناسایی شده است. قارچ تولید کنیدیوفورهایی میکند که مرتب رشد کرده و دوباره کنیدیوم میدهد. کنیدیوم سه سلولی است و به رنگ سبز زیتونی می باشد. زیرا کنیدیوم یک زائده کوچک دارد. معمولاً سلولهای پایینی و بالایی کنیدیوم جوانه می زنند. شکل جنسی قارچ تولید پریتسیوم می کند. آسکوسپورها هم معمولاً 3 یا 4 سلولی هستند. قارچ هتروتالیک است. در طبیعت، فرم جنسی احتمالاً خیلی کم تشکیل میشود و مهم نیست.
در ایران این قارچ را قبلاً از شمال گزارش دادند و امروزه از شمال، اصفهان، غرب کشور، آذربایجان، خوزستان و فارس گزارش می شود.
قارچ بذرزاد است. علائم در تقریباً همه جای گیاه غیر از ریشه دیده میشود. در طوقه، غلاف گره ها، دم خوشه و دانه و برگ لکه های خاکستری به وجود می آید که حاشیه کشیده شده دارند و وسط لکه خاکستری است و اطراف لکه قهوه ای. در مناطق مرطوب روی برگ و خوشه و بخشهای درون آن خیلی مهم است. در مناطق خشک مثل فارس بیماری روی گره یا طوقه است و باعث مرگ گیاه میشود. عمده خسارت و اپیدمی بیماری روی برگ است. پرخسارت ترین مرحله زمانی است که قارچ به دم خوشه حمله میکند. اگر دانه نبسته و قارچ به گلوم بزند باعث میشود دانه نبندد. مهمترین میزبان این قارچ برنج است.
سیکل زندگی به صورت کنیدیوم و میسلیوم است. گاهی کلامیدوسپور هم ذکر شده که در بقایا تشکیل میشود. بقاء قارچ در بقایای آلوده بخصوص قسمتهای گره ساقه است که پوسیده نمی شود و به صورت میسلیوم یا کنیدیوم روی بذر بقا دارد. میسلیوم در شرایط خشک تا یک سال در کلش باقی مانده و روی گره 4-2 سال باقی مانده است.
پس تسریع کردن پوسیدگی بقایا باعث ضعیف کردن قارچ میشود. اسپور روی کلشها تولید شده و توسط آب و باد وارد مزرعه میشود. اگر رطوبت زیاد باشد روی برگ آلودگی ایجاد میکند و مقدار زیادی اسپور تولید کرده و با باد پخش شده و بیماری اپیدمی میشود. بنابراین برای کنترل بیماری بقایا و بذر آلوده را باید در نظر داشت. تولید کنیدیوم در شرایط رطوبت بالای 90% صورت می گیرد. حتی برای جداشدن کنیدی رطوبت نیاز است. پخش اسپور معمولاً از نیمه شب که رطوبت زیاد است شروع و تا نزدیکی صبح ادامه می یابد در شرایط خشک فارس هم اگر شب رطوبت بالا رود ممکن است آلودگی برگ داشته باشیم. اسپور تا دو کیلومتر هم در هوا با باد بالا میرود. در فارس اگر برنج را به سیستم بارانی بکارند مسئله خواهیم داشت.
هر چه رطوبت خاک بیشتر باشد بلاست کمتر است و اگر رطوبت خاک کم شود به بلاست حساس خواهد شد. درجه حرارت پایین آب نیز حساسیت گیاه را افزایش می دهد. این در موردی است که از آب سد استفاده میشود. کنیدیومها در دمای 28-24 درجه سانتیگراد حداکثر آلودگی را ایجاد میکنند. بعد از 5-4 روز لکه های روی برگ تولید کنیدیوم میکنند.

عوامل مهم در آلودگی:
1- رطوبت خاک. 2- ارقام مقاوم. 3- زیادی ازت موجب افزایش آلودگی میشود. همین طور فسفر هم آلودگی را افزایش می دهد. 4- درجه حرارت بهینه دما 28-24 درجه سانتیگراد است. 5- رطوبت هوا.6- قارچ دارای نژادهای زیادی است.
کنترل بیماری:
1-جلوگیری از انتقال مواد گیاهی آلوده (بذر و کلش).
2-کود ازته و کود فسفره زیاد داده نشود. کود را در چند مرحله به برنج بدهند.
3-نشاکاری را زود انجام دهند.(خزانه کاری را زودتر انجام دهند.)
4- آب سرد ندهند (در حوضچه آب را گرم کنند.)
5-مقدار سیلیس خاک را با دادن سیلیکات کلسیم و کمپوست افزایش دهند.
6-استفاده از بذر سالم (از ضدعفونی بذر مهمتر است.)
7-بقایای گیاهی را تا آنجا که ممکن است از بین ببرند.
8-ارقام مقاوم،راه اساسی و اقتصادی است ولی همیشه ممکن نیست. برای این کار باید نژادهای موجود منطقه را شناسایی کرد.
9-مطالعات هواشناسی برای پیش بینی اپیدمی مهم است. در صورت لازم سمپاشی توصیه میشود. تری سیکلازول به میزان 2.25 گرم در صد متر مربع به خاک داده میشود. Pyroquilon برای ضد عفونی بذر و سمپاشی شاخ و برگ مهم است.
10-تری سیکلازول(بیم) wp75% نیم کیلو گرم در هکتار
11-ادیفنفوس(هینوزان) EC50% یک لیتر در هکتار
زمان مبارزه شیمیایی: پس از ظهور 40- 30درصد خوشه ها و با توجه به پیش آگاهی و شرایط جوی

این بیماری که به آن بلاچ گردو و گاهی لکه ی سیاه گردو هم گفته می شود،اولین بار در 1815،یعنی 190 سال پیش از اروپا گزارش شد .آنتراکنوز گردو در ایران در بیشتر مناطق گردو خیز به ویژه نواحی ای که در بهار معمولا باران می بارد و رطوبت هوا زیاد است،شیوع دارد و در سال های پر باران و مرطوب شدت پیدا می کند .
نشانه های بیماری :
عامل این بیماری قارچ Gnomonia leptostyla است .
آنتراکنوز گردو به برگ،دمبرگ،سر شاخه ها و میوه های جوان حمله می کند.روی برگها ابتدا لکه های کوچک گرد به قطر 5-2 میلی متر با حاشیه ی دندانه دار به رنگ قهوه ای مایل به قرمز با مرکز قهوه ای مایل به خاکستری تشکیل می شوند.همان طورکه در شکل 1 ملاحظه می کنید این لکه ها به تدریج بزرگ شده به صورت نواحی بافت مرده،بدون شکل هندسی مستقر بین رگبرگها،بیشتر در حاشیه و نوک برگ ها درمی آیند که گاهی اندازه ی آنها به 3-2 سانتی متر هم می رسد. بعدا از اردیبهشت تا اوایل خرداد ماه در متن اين لكه ها نقاط سياه رنگي به طور پراكنده يا در دواير متحد المركزبيشتر در سطح زيرين برگها به وجود مي آيند.
نشانه های بیماری روی سر شاخه های جوان درختان بیمار بصورت زخم های بیضوی تا گرد نامنظم و کمی فرو رفته به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری پدیدار می شوند.
نقطه هاي سياه بر روي پوست گردو
نشانه های بیماری روی پوست سبز میوه های جوان به صورت لکه های گرد نامنظم و کمی فرو رفته ظاهر می شود. میوه های جوان آلوده ممکن است بریزند.لکه های پیشرفته روی میوه ممکن است منجر به پیدایش لکه های بافت مرده ی تیره رنگ در مغز گردو شوند.
مبارزه :
1.اقدامات زراعی: انهدام برگ ها و میوه های آلوده ی ریخته شده روی زمین باغ یا دفن آنها زیر خاک و رعایت فاصله کافی بین درختها برای جریان هوا در کاهش شدت بیماری و منابع عفونت موثراند.
2.سمپاشی درختها: در مواردی که بیماری شدید و مبارزه با آن مقرون به صرفه باشد می توان قبل و در خلال اوقات خروج آسکوسپورها، درختان را با قارچ کش های مناسب سمپاشی کرد.
قارچ کش های گروه بنزیمیدازول ها در کنترل بیماری موثرند.
قارچ کش ها ی اروماتیک نیتریل،دی تیو کاربامات ها و ترکیبات مسی نیز در کاهش شدت بیماری موثرند آزمایش های انجام شده در ایران نشان می دهند که سمپاشی درختان با زینب بیماری آنتراکنوز گردو را به طور رضایت بخشی کنترل می کند و اثر آن از قارچ کش های مسی بهتر است.
3.کاربرد ارقام مقاوم در برابر بیماری:استفاده از این روش در حال حاضر عملی نیست.
بیماری لکه شکلاتی باقلا Broad bean chocolate spot

عامل بیماری Botrytis fabae است. این بیماری بصورت لکه های کوچک و بزرگ نکروتیک و قهوه ای رنگ کرد در تمام نقاط گیاه دیده می شوند (روی برگ، ساقه و غلاف بذر). لکه ها از 10-1 mmقطر داشته و ممکن است باهم بپیوندند. البته باید توجه داشت که هر گونه صدمه مکانیکی که به باقلا وارد شود باعث ایجاد لکه های قهوه ای رنگ روی آن میشود که ممکن است با این بیماری اشتباه شود، بنابراین برای تشخیص دقیق بیماری نیاز به کشت قسمتهای آلوده وجود دارد.
این بیماری در استانهای فارس و خوزستان شایع است و شدت بیماری باعث ریزش برگ ها میشود. قارچ بوتریتیس پارازیت ضعیفی است و بیشتر به قسمتهای مسن و ضعیف گیاه حمله میکند. بنابراین برگچه های جوان گیاه به این بیماری مقاومند. شرایط بهینه بیماری رطوبت زیاد و دمای خنک (20درجه سانتیگراد) میباشد. در شرایط خشک لکه ها کوچک می مانند و هر چه رطوبت بیشتر باشد لکه ها بزرگتر میشوند.
مبارزه:
1- استفاده از ارقام مقاوم.
2- سمپاشی با کاپتان و سموم مشابه.
بيماري لكه چشمي غلات Graminicola eye spot
لكه چشمي غلات كه بوسيله قارچ pseudocercosporella herpotrichoides ايجاد مي شود ، در روي گندم زمستاني اهميت بيشتري دارد ولي در بسياري ازمناطق دنيا ميتواند به غلات بهاره نيز خسارت زيادي وارد كند .اين بيماري اغلب قسمتهاي پاييني گياه را مورد حمله قرار ميدهد . با وجود اين علائم بيماري روي ريشه تا حدود 9 سانتيمتر بالي سطح خاك بندرت مشاهده مي شود تمامي غلات و بسياري از گراسها ميزبان خوبي براي قارچ هستند . آب وهواي سرد و خنك بيماري را شدت ميبخشد .علائم بيماري با افزايش سن گياه بيشتر مشخص ميشود . زخمهاي بيضوي يا چشم مانند روي غلاف برگهاي پاييني و همچنين روي پايين ترين ميان گره (سطح خاك ) مشهوداست . زخمهاي تازه ، قهوهاي و مركز انها كاهي رنگ است . لكه ها ممكن است تمام قسمت پايين را احاطه كند قسمت مركزي زخمها با افزايش سن گياه تيره تر مي شود . حمله شديد قارچ موجب بروز خوابيدگي (ورس) در بوتهها ميشود . اسپورزايي قارچ در هواي سرد و مرطوب اوايل بهار شديد است و در تابستان كاملاً متوقفمي شود . اسپوردر روي ساقههاي مسن بسختي تشكيل مي شود . كنيدي برها راست ، بدون انشعاب و كوتاه در روي ميسليومهاي فشرده شبه استروما ، بوجود ميآيند . كنيديها شفاف و كشيده، به طرف نوك باريكتر شده ممكن است كمي خميدگي داشته باشند. كنيدي داراي ابعاد 1.5-3.5*30-60 ميكرون با3-7 ديواره عرضي است . قارچ در روي بقاياي گياهي به صورت ميسيليوم زمستانگذراني ميكند .آلودگي اوليه ممكن است از كنيديومهاي تشكيل شده روي كاه و كلش آلوده يا از ميسليومها فعال موجود روي غلاف برگهاي آلوده پاييني ، شروع شوند . ميسليوم قارچ در عمق وجوانب بافت ساقه گسترش مي يابد و در مركز ساقه كه تو خالي است ، ميسليومهاي پنبه اي شكل توليد ميشوند . كنيديها در مراحل اوليه رشد گياه بيمار تشكيل شده ، به عنوان منبع ثانويه آلودگي عمل ميكنند.
کنترل:
تأخير در تاريخ كاشت پاييزه وتناوب با گياهاني غير از غلات ، موجب كاهش ميزان ماده تلقيح قارچ مي شود و دركنترل بيماري موثراست .
پژمردگی آوندی فوزاریومی(زردی فوزاریومی) پنبه Cotton Fusarium wilt

این بیماری توسط Fusarium oxysporum f.sp.Vasinfectum که اختصاصی پنبه است ایجاد می شود ولی اهمیت آن در ایران به اندازه ورتیسلیوم نیست.در خاکهای اسیدی و شنی یا آلودگی نماتد ریشه گرهی بیماری زیادتر است.
علائم بیماری از موقع کاشت تا موقع برداشت دیده میشود ومیزان آن بستگی به میزان آلودگی خاک دارد.علائم به صورت پژمردگی در گیاه دیده میشود و آوندها نیز قهوه ای میشوند و حتی برگریزی نیز پدید می آید. منتهی تفاوتهایی نیز با ورتیسلیوم دارد.از جمله اینکه در اینجا بیشتر زردی دیده میشود و گیاهان آلوده کمی کوتاه می مانند.در فوزاریوم رنگ قهوهای آوندها خیلی تند و سیر می باشد و تغییر رنگ فقط در ناحیه آوندها دیده میشود ولی در ورتسلیوم تغییر رنگ در ناحیه مغز ساقه هم دیده میشود.
فوزاریوم یک قارچ ناقص است و تولید ماکرو کنیدی و میکروکنیدی میکند و نیز اسپورهای مقاومی به نام کلامیدوسپور تولید می نماید. فرم تخصص یافته ای که به پنبه می زند دارای پنج نژاد می باشد که از نظر دامنه میزبانی (ارقام پنبه ای که آلوده میکند) تفاوت دارند. بقایای قارچ به صورت کلامیدوسپور است که پس از جوانه زدن و ورود به ریشه وارد آوندها شده و تولید میکروکنیدیوم می کند. براثرسمی که قارچ ترشح میکند پارانشیم آوندی به داخل آوندهاهجوم آورده و جلوی انتشار قارچ را با ایجاد تایلوز می گیرد. زردی گیاه به علت توکسین وتیلوز می باشد. وقتی که آوندها کاملاً نابود شدند قارچ از آوند وارد بافت های دیگر شده در آنها کلامیدوسپور تولید میکنندکه این کلامیدوسپورها همراه با بافت مرده گیاه وارد خاک میشوند.

کنترل بیماری :
1- استفاده از ارقام مقاوم (ارقام ساحل و ورامین).
2- تناوب 3ساله با غلات ویونجه.
3- کنترل نماتد خصوصاً درخاک های سبک زیرا نماتد مقاومت گیاه را می شکند.
4- استفاده از کودهای ازته وپتاسه
این قارچ گرما دوست است (بهینه دما 28 درجه سانتی گراد) و در نتیجه در خیلی از مناطق جنوبی ایران می تواند مشکل ساز شود.
پوسیدگی فیتوفتورایی طوقه و ریشه ی گردو Walnut Phytophthora crown and root rot
قارچphytophthora cactorum عامل این بیماری است.
پوسیدگی فیتوفتورایی طوقه و ریشه در بیشتر کشورهای میوه خیز جهان در باغ های میوه های دانه دار،هسته دارو خشکباری مخصوصا پسته،گردو و بادام شیوع دارد و خسارت هنگفتی به آنها وارد می سازد.در ایران نخستین بار پوسیدگی طوقه و ریشه ی گردو در استان فارس و پس از آن در استان کرمان گزارش شد.
نشانه های بیماری :
درختان گردو در سنین مختلف مبتلا به این بیماری می شوند .نشانه های اصلی آن در ریشه،طوقه و بن تنه و علایم ثانوی روی اندام های هوایی ظاهر می شوند. نشانه ها روی اندام های هوایی،ضعف عمومی و کم برگ شدن درختان و پدیدار شدن زردی خفیف در برگها هستند. پوست طوقه و گاهی بخشی از بن تنه ترک می خورد و شیرابه ی سیاه رنگی از آنجا به خارج تراوش می شود.همچنان که در شکل شماره 3 مشاهده می کنید بافت زیر پوست بن تنه در محل شانکر به رنگ قهوه ای مایل به سیاه در می آید. ریشه های اصلی و فرعی تیره رنگ شده بعدا بر اثر فعالیت دیگر میکرو ارگانیزم ها به رنگ سیاه در می آیند درختهای بیمار ممکن است خشک شوند .
مبارزه :
اقداماتی را که در کنترل بیماری موثرند می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
1. به حداقل رساندن مدت اشباع خاک باغ،به ویژه درقسمت نزدیک به سیستم ریشه.
2. احداث باغ د ر زمین هایی بدون زه آب و نیز زهکشی و تهویه ی خاک های زه آب دار و مرطوب باغ های احداث شده .
3. کاشت درختان روی خاک پشته های کم ارتفاع به گونه ای که هنگام آبیاری،آب،اطراف تنه و طوقه ی درختان را فرانگیرد.
4. استفاده از پایه های متحمل در درختهای پیوندی ،پایه های گردوی ایرانی و گردوی سیاه نسبت به دورگه ی پارادوکس حساس ترند.
5. استفاده از قارچ کش های سیستمیک، مانند فوزتیل آلومنیوم تا اندازه ای در جلوگیری از پیدایش بیماری و کنترل آن در درختان بیمار موثر است .توضیح اینکه این قارچ کش خاصیت پیشگیری ندارد یعنی در زمان حضور عامل بیماری بر آن اثر کرده،آن را از بین می برد.برای این منظور می توان حدود120 گرم گرانول 15% فوزتیل آلومنیوم را به شعاع 5/1 متر پیرامون تنه ی هر درخت پاشید و با بیل خاک را شخم زد تا گرانول سم به زیر خاک منتقل شود و سپس درختان تیمار شده را آبیاری کرد.تیمار درختان گردو با آلیت باید 4دفعه در سال ،3 دفعه در بهار به فاصله ی یک ماه و دفعه ی چهارم در پاییز تکرار شود.
6 - تراشیدن قسمت های پوسیده و عفونی تنه ،طوقه و ریشه ها و انهدام بقایای تراشیده شده و اندودن محل ها ی تراشیده شده با مایعی غلیظ محتوی پودر وتابل 80% آلیت، پودر تالک و آب ،جلوگیری از آب گرفتگی و خیس شدن قسمت های عفونی شده ، توسعه ی بیماری را در درختان بیمار کاهش داده، مرگ آنها را به تاخیرمی اندازد.
سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان sunflower downy mildew
سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان sunflower downy mildew

عامل بیماری قارچ p.helianth ) Plasmopra halstedii )می باشد که ازگروه Oomycetes است. یکی از بیماری های مهم آفتاب گردان است که از کشورهای زیادی از جمله ایران گزارش شده است. حدود سال 1343 برای اولین بار در آذربایجان دیده وگزارش گردید. در آذربایجان،گیلان و کردستان بیماری مهمی است. درفارس هم دیده شده است. این بیماری بذرزاد است. خسارت این بیماری خیلی زیاد است زیرا ممکن است اصلاً بذر تشکیل نشود. ویا اینکه میزان روغن آن پایین بیا ید و گاهی اوقات تا 50%محصول راازبین ببرد. قارچ عامل بیماری روی جوانه زنی بذر هم اثر دارد،چراکه بذرها کوچک مانده وقدرت جوانه زنی آنها کاهش می یابد ویا اینکه تولید گیاهان غیرنرمال(کوتوله) می کند .
علائم بیماری:
علائم بیماری بصورت کوتولگی با لکه های کلروتیک در اطراف رگبرگها وایجاد حالت موزائیکی می باشد(شبیه علائم بیماری های ویروسی ). این علائم هم دربرگهای اولیه ودر برگهای بزرگتر دیده می شود.درزیر برگ پوشش کرکی دیده می شود که به شناسایی سفیدک کرکی کمک می کند. اگردرگیاه آ لوده طبق تشکیل شود روبه بالا ست که علامت خوبی برای تشخیص بیماری است. این قا رچ درگیاه سیستمیک می شود بنابراین به اندام گل وارد شده و باعث تغییر شکل آن می گردد وحتی پوسته بذر هم سبز می شود. این بیماری تولید مرگ گیاهچه هم می کند. قارچ عامل بیماری یک Oomycetes است که اسپورانجیوفور و اسپورانجیومهای خود را درسطح زیرین برگ ودر شرایط مرطوب تشکیل می دهد.انشعابات اسپورانجیوفور دو شاخه وعمود بر هم هستند ودرانتها به استریگمای سه شاخه(صلیبی) ختم می شود ودرروی آنها اسپورانجیوم تولید می شود. این قارچ تولید Oospore می کند که می تواند جوانه زده و تولید ریسه یا زئوسپور نماید. Oospore عامل بقای قارچ می باشد و اگر وارد خاک شد ریشه کن کردن آن مشکل است. بیماری بیشترخاکزاد است تا هوا زاد واهمیتش بیشتر ازطریق آلودگی ریشه است تا اندامهای هوایی. اگراسپور درخاک باشد وتولید زئوسپور کند این زئوسپورها به راحتی جذب منطقه رشد طولی ریشه شده و وارد ریشه می شوند و آلودگی ایجاد می نمایند.
قارچ درگیاه جوان (مرحله8-6 برگی) به راحتی ایجاد آلودگی سیستمیک کرده و وارد قسمتهای هوای میشود . برگهای جوان نیز ممکن است بصورت موضعی آلوده شوند و قارچ از طریق روزنه ها وارد برگ شود. برای ایجاد آلودگی اولیه از طریق خاک لازم است که رطوبت خاک اشباع وحساسیت گیاه بالا وحرارت خاک پایین(15 درجه سانتیگراد) باشد. اگر حرارت خاک بالا باشد(20درجه سانتیگراد وبالا تر) زئوسپور تولید نمی شود. قارچ عامل بیماری از طریق هیپوکوتیل هم وارد گیاهچه های اولیه می شود وبصورت ریسه درگیاه حرکت کرده و در نهایت داخل بذر شده وقسمتهای داخلی آن یعنی گیاهچه را آلوده می کند. دربرگ های ریخته شده اُاُسپور فراوان است. Over wintering دربذر و دربقایا بصورتOospre می باشد.
کنترل بیماری:
1- تناوب طولانی 10-4ساله.
2- حذف گیاهان آلوده در اویل فصل وسوزاندن آنها.
3- ضد عفونی بذر با قارچ کشهای سیستمیک مثل متالاکسیل (ریدومیل).
4- ارقام مقاوم و بذر سالم استفاده شود (بهترین روشها).
لکه قهوه ای کاهو
این بیماری که خسارت اصلی آن در مناطق مرطوب بیشتر است در نقاط مختلف کشت کاهو در ایران مخصوصا در خوزستان همه ساله خسارت زیادی چه در مزرعه و چه در موقع حمل محصول به آن وارد میآورد. این بیماری از مدتها پیش در ایران وجود داشته، در بهار 1343 و زمستان 1342 در کاهوهای شمال ایران به شدت شایع شد و خسارت آن را نصف تا ثلث محصول تخمین زدند.
در اسفند 41 و بهار 42 بطوری که این بیماری در مزارع کردکوی شایع بود که زارعین به علت شیوع بیماری از برداشت محصول خودداری کردند. در نقاط دیگری مثل گرگان ، مازندران ، گیلان تا آستارا بیماری گزارش دادهاند. در جنوب ایران در برازجان و خوزستان که مرکز کشت کاهو زودرس میباشد نیز بیماری خسارت زیادی وارد میآورد.
علائم بیماری
در روی برگهای کاهو لکههای کوچکی در ابتدا به رنگ سبز کمرنگ بوده و به تدریج تغییر رنگ یاخته و به رنگ قهوهای درمیآید. این لکهها غالبا مدور بوده و در وسط آنها نسج گیاه خشک و نکروز شده و در بعضی از نمونهها این لکهها به صورت دوایر متحدالمرکزی درمیآیند. عموما لکهها دارای هالهای شفاف در اطراف خود میباشند در شرایطی که رطوبت محیط زیاد باشد و در مدتی که شدت بیماری زیاد باشد لکهها به یکدیگر متصل شده و تمام سطح برگ را فرا میگیرد بطوری که کاهو ارزش بازاری خود را از دست میدهد و طعم و مزهاش نیز تغییر میکند. بیماری معمولا از نوک برگها به طرف پایین و از برگهای خارجی و حسن به برگهای مرکزی پیشروی میکند.
مشخصات قارچ عامل بیماری
فرم غیر جنسی قارچ عامل بیماری لکه قهوهای کاهو از تیره Dematiaceae و ژانر Stemphylium میباشد. کنیدیفرها به رنگ قهوهای دارای دیواره عرضی میباشد. در روی کنیدیفرها کنیدهایی به رنگ قهوهای مایل به سیاه تشکیل میشود. شکل کنیدیها بیضی یا چهار گوش و یا مستطیل بوده ولی عموما دارای شکل غیرمنظم میباشند. این کنیدیها دارای دیوارههای عرضی و طولی بوده و اغلب طح خاری آنها دارای خارهای ریزی میباشند. فرم جنسی این قارچ از تیره pleosporaceae است. این فرم قارچ در داخل برگهای مرده و پوسیده بوجود میآید. در محیط آزمایشگاه نیز توانستهاند این حالت از قارچ را ایجاد نمایند.
بیولوژی قارچ S.botyosum
این قارچ هم به صورت پارازیت و هم به صورت ساپروفیت در روی قسمتهای مختلف گیاهان زندگی میکند. تظاهرات زندگی آن در ابتدای فعالیت به صورت لکههای رنگ پریده و سپس به صورت لکههای قهوهای مدور در سطح برگ کاهو که یکی از میزبانهای آن میباشد دیده میشود. در سطح این لکهها کنیدیفرو در انتهای آن کنیدی در اثر طویل شدن جدار خارجی کنیدیفر بوجود میآید. بدین ترتیب که موقع جوانه زدن اسپور جدارهای داخلی از خارجی جدا شده و باعث رشد کنیدی میشود.
کنیدیها به علت سبکی توسط باد ، آب و یا عوامل دیگر به آسانی منتشر میشود و بیماری از بوتهای به بوته دیگر و از مزرعهای مزرعه دیگر منتقل میگردد. اسپورهایی که در محل مناسب قرار گیرند تندش پیدا کرده و از راه روزنهها وارد گیاه میزبان خود میشوند و وجود خراش و یا زخمها برای آلودگی لزومی ندارد. میسلیوم حاصله از تندش کنیدی در پارانشیم برگ گسترش یافته ولی معمولا حدود رشد آن در روی برگ زنده محدود نمیشود. در این تماما برگ خشکیده و قارچ فاصله بین سلولها و داخل سلولها را پر میکند. از هر اسپور پس از جوانه زدن 1 تا 2 لوله تندش خارج شده و با ایجاد رشتههای میسلیوس وارد روزنه و پارانشیم برگ میشود، دوره کمون بیماری فقط یک تا دو روز میباشد.
وقتی رشد قارچ کامل شد تولید کنیدیفر و کنیدی میکند که هر دو به رنگ قهوهای میباشند، این اندامها از سطح برگ خارج شده و با انتشار خود بیماری را در مزارع و اطراف منتشر میکند.
مرحله ساپروفیتی از موقعی شروع میشود که برگهای مبتلا به سطح زمین میافتند. در اثر وجود رطوبت کافی قارچ رشد خود دو مرتبه شروع نموده و ایجاد پریتس مینماید که این پریتسها حاوی آسک و آسکوسپورهایی هستند که فصول نامساعد را میگذرانند و بیماری را از سال به سال دیگر منتقل میکنند. پرتیسهای این قارچ پس از 2 تا 3 هفته از کشت در محیط غذایی (P.D.A) محیط کشت سیب زمینی بوجود میآیند که در داخل آنها آسکها و آسکوسپورها به خوبی قابل تشخیص میباشند.
مبارزه
بهترین راه مبارزه مصدوم نمودن بقایای گیاهان سال قبل است، چون در روی این اندامهای بیمار است که قارچ زمستان را به سر برده و با ایجاد پریتس بیماری را برای سال بعد نگه میدارد. این مورد بهترین راه شخم عمیق است. کنترل آبیاری نیز در کم کردن بیماری موثر است. چون این بیماری در مناطق مرطوب سرعت در مزرعه منتشر میشود باید بلافاصله پس از مشاهده اولین آ ثار بیماری کاهوها را با سمومی مثل زینب یا لوفاکول به نسبت 1.5 تا 2 در هزار هر 15 روز یک بار سمپاشی نمود بطوری که آخرین سمپاشی 20 روز قبل از برداشت محصول انجام پذیرد.
آنتراکنوز لوبیا Bean anthracnose

فرم غیر جنسی عامل بیماریColletotrichum lindemuthianum و فرم جنسی آنGlomerella lindemuthiana (آسکومیت) نام دارد.
این بیماری در مناطق مرطوب خیلی رایج است و در شمال کشور به مقدار زیاد دیده میشود. ولی تا بحال از استان فارس گزارش نشده است. قارچ عامل این بیماری بذرزاد میشود. و کافی است بذر آلوده در مناطق مرطوب کشت شود تا بیماری شیوع پیدا کرده و خسارت بزند. این قارچ به خصوص به غلاف می زند و تمام غلاف را می پوشاند و پوشش گلی رنگی، که اسپورهای قارچ عامل بیماری هستند، روی آن دیده میشود. این قارچ تولید آسروول میکند. و لابه لای کنیدیوفورها خار (seta) دیده میشود. این قارچ به تمام قسمت های هوایی گیاه حمله میکند و اسپورهایی که تولید مینماید حالت لزج و چسبناک دارند بنابراین باد هیچ نقشی در انتقال آنها ندارد و حتماً بوسیله باران منتشر میشوند. پس بارندگی و آبیاری بارانی هم در شیوع بیماری موثرند. بقای قارچ در بقایای گیاهی آلوده و روی بذرها صورت میگیرد.

کنترل:
1- استفاده از بذر سالم و غیره آلوده (بذر از مناطق خشک بگیرند).
2- آیش و تناوب دو ساله.
3- استفاده نکردن از آبیاری بارانی.
4- برای اطمینان ضدعفونی بذر بابنومیل و توپسین و..
برق زدگی نخود سفید chickpea Ascochyta blight

این بیماری در بیشترنقاط ایران از روی نخود ایرانی و باقلا گزارش شده است که در باقلا به آن آسکوکیتای باقلا گویند. عامل بیماری در برق زدگی نخودAscochyta rabiei و در برق زدگی باقلا Ascochyta fabae میباشد. فرم جنسی قارچ Didymella rabieiiبا نام قدیمی Mycosphaerella rabie است. این قارچ یک آسکومیست است که در مرحله غیر جنسی تولید پیکنیدیوم و در فرم جنسی تولید آسکوکارپ از نوع پریتسیوم کاذب مینماید که البته فرم جنسی در شرایط ایران چندان مهم نیست. پیکنیدیوم وپیکنیدیوسپورهای دو سلولی شفاف آن در اپیدمیولوژی بیماری خیلی مهم هستند. این بیماری در مناطق نخودکاری ایران و از جمله استان فارس وجود دارد.
این بیماری در مناطق معتدل وگرمتر بیشتر دیده میشود. علایم بیماری خیلی واضح است. در مزرعه نخود قسمتی مثل این است که صاعقه زده باشد و زرد وخشک شده بنظرمی رسد. این بیماری در مزرعه بصورت لکه ای دیده می شود. بارندگی شدید سبب پخش اسپور قارچ و شیوع شدید آلودگی میشود. شرایط مساعد جهت گسترش بیماری بارندگی شدید همراه با باد میباشد.
روی برگچه وکپسول ها لکه های گرد و روی ساقه لکه های کشیده سفید رنگ که بعداً قهوه ای شده و درآنها نقاط ریز سیاهرنگی که پیکنید یوم ها هستند، تشکیل میشود. چون به کپسول میزند سبب آلودگی بذر می شود. بذرهای به شدت آلوده، لاغروچروکیده می شوند و روی آنها پیکنیدیوم تشکیل میشود. اگر بذر آلوده کشت شود و رطوبت هم بالا باشد اولین علایم آلودگی روی طوقه نباتات کوچک دیده میشود که در شرایط گرم ومرطوب قارچ از روی طوقه به قسمتهای بالایی رفته وبرگچه ها را آلوده میکند و آلودگی شیوع می یابد.
بقای قارچ در روی بقایای گیاهی وبذر انجام می گیرد . این قارچ هتروتا لیک است. احتمال دارد زمستانگذرانی قارچ در فارس بصورت آسکو کارپ در کاه وکلش باشد چون درفارس هر دو تیپ قارچ مشاهده شده است. آسکوسپورها نیز شبیه پیکنید یوسپورها هستند. مهمترین کانون آلودگی بذر آلوده است. گاهی تا 2% آلودگی بذردیده شده است. برای این قارچ 1% آلودگی بذر بسیار بالاست و کافی است که تمام مزرعه را آلوده کند. بهنیه دما 20 درجه سانتیگراد و هوای مرطوب برای اپیدمی لازم است. در آمریکا قارچ را از علفها ی هرزی مثل تاج خروس ،پیچک و حتی نوعی عدس ، یونجه و تاجریزی جدا کرده اند.
کنترل:
1- تناوب وشخم عمیق. چون سالیان دراز در خاک نمی ماند تناوب دو ساله کافی است.
2- بذر سالم. بذررا باید از جاهایی که بیماری نیست تهیه کرد.
3- آبیاری بصورت کرتی یا بارانی نباشد.
4- تنظیم تاریخ کاشت ، طوری که به بارندگی نخورد. بخصوص در زمان تشکیل غلاف.
5- سمپاشی. هم ضد عفونی بذر میتوان انجام داد وهم سمپاشی بعد از هر بارندگی موًثر بوده است. اکسی کلرورمس باعث سوختگی گیاه میشود وحتی برای ضد عفونی بذر هم مناسب نیست چون باعث مرگ جوانه میشود. دراستان فارس 3-2 سمپاشی کافی است.
6- ارقام مقاوم استفاده شود. نخودهای سیاه (لپه) تا حدود زیادی مقاومند
دیپلودیا در ذرت
بیماری دیپلودیای ذرت گسترش جهانی داشته و از شایعترین بیماریهای پوسیدگی خوشه ذرت در ایالات متحده است. بعد از کاکل رفتن خوشهها در دوره رسیدن آنها ، اگر هوای سرد و مرطوب حکمفرما باشد بیماری بیشترین خسارت را خواهد زد. بیماری دیپلودیا ابتدا به عنوان یک بیماری پوسیدگی خوشه
پوسیدگی خشک سیب زمینی

این بیماری یکی از بیماریهای مهم سیبزمینی در دنیا است که معمولا در زمستان و بهار مشهود بوده و اغلب بیش از 20 درصد محصول سیبزمینی که در بازار کشور به فروش میرسد، مبتلا به این بیماری میباشد. این بیماری در 1904 میلادی توسط پتیویج شناخته شده شناخته شده و به علت ورود بیرویه غدههای سیبزمینی بیمار به ایران ، هم اکنون در اکثر مناطق ، بخصوص در آذربایجان ، اصفهان ، شهرکرد ، کاشان ، تهران و خراسان شایع است.
خسارت این بیماری مخصوصا در سالهای اخیر که برداشت سیبزمینی با ماشین انجام میشود، به علت زخمی شدن غدهها و سهولت نفوذپذیری قارچ عامل بیماری به داخل غده بیشتر است. ضمنا محصولاتی که در انبارهای بسته نگهداری شود، بیش...
پوسیدگی طوقه ی سیب
پوسیدگی طوقه ی سیب
اين بيماري كه در مناطق شمال اروپا بسيار شايع است در كشور فرانسه كمتر از شانكر مشترك سيب و گلابي ديده شده است.
قارچ مولد بيماري Phytophthora cactorum نام دارد.
نشانه هاي بيماري:
در اثر آلودگي به بيماري شانكر فيتو فاتورايي، به تدريج قدرت رويشي درخت و همچنين رشد شاخه هاي باريك و سرشاخه ها كاسته شده و درخت ظاهري ضعيف و پژمرده به خود مي گيرد.پوست درخت در ناحيه ي طوقه برنگ بنفش در آمده و ترك بر مي دارد، سپس،پوست اين ناحيه به شكل اسفنجي و مرطوب در مي آيد و بوي زننده و مشمئز كننده اي از آن متصاعد مي شود و بالاخره درخت نابود شده و مي ميرد.
چرخه ي زندگي:
قارچ روي ريشه هاي فرعي و باريكتر رشد كرده و سپس به سمت طوقه ي درخت هجوم مي برد، سپس از طريق سيستمهاي ريشه اي از درختي به درخت ديگر انتقال يافته و انتشار مي يابد.بارانهاي زياد و رطوبت بالاي خاك رشد و نمو اين قارچ را تسريع مي كند.
روشهاي مبارزه:
باغداران مي توانند:
_از نهالهي پيوندي و پايه هاي مقاوم نسبت به بيماري استفاده كنند.
_تزريق محلول اتيل فسفيت آلومينيوم به خاك پاي درخت و طوقه ي آن بوسيله ي انژكتورهاي مخصوص.
کپک خاکستری پیاز
بیماری خاکستری پیاز ابتدا توسط Sorauer در آلمان تشریح شده و در ایران منوچهری و شیرزادی وجود آن را در سال 1338 از کرج گزارش کردهاند. این بیماری یکی از خطرناکترین بیماریهای پیاز میباشد که در اکثر نقاط جهان ، چه در مزرعه و یا در موقع برداشت و حمل و نقل ، و چه در انبار به پیاز و سیر حمله کرده و خسارت میرساند. ارقام مختلف پیاز سفید در مقابل این بیماری حساسیت زیادی داشته و بخصوص در انبار خسارت زیادی به آن وارد میشود. ولی ارقام زرد کمتر از ارقام سفید ، و پیازهای قرمز بندرت از این بیماری خسارت میبینند.
غالبا اتفاق میافتد که یک هفته پس از حمل پیاز به انبار ، آلودگی شروع و صد در صد آنها با ایجاد بویی نامطبوع پوسیده میشوند. این بیماری در تمام مناطق دنیا وجود دارد و مخصوصا در انبار خسارت شدیدی به پیاز وارد میآورد. غالبا در فصل بهار اگر هوا گرم و مرطوب باشد، بوتههای پیاز و سیر در مزرعه از ناحیه طوقه پوسیدگی پیدا کرده و پس از چند روز زرد شده و از بین میروند.
عامل بیماری
قارچ عامل بیماری به نام Botrytis alliimunn دارای رشتههای میسلیومی دیوارهدار قطور استوانهای شکل میباشد. کنیدیفرها خوشهای شکل و شاخهشاخه و به رنگ زیتونی هستند. کنیدیها تک حجرهای بوده و دارای غشاء نازک و ظریفی میباشند و اندازه آنها 16 - 6 میکرومتر است. عامل بیماری در مرحله جنسی آسکوسپور درون آسک در آپوتسیوم روی اسکلروتیوم تولید مینماید.
علائم بیماری
شروع این بیماری بیشتر از ناحیه طوقه میباشد و بندرت در سایر قسمتهای پیاز دیده شده است، مگر اینکه قسمتی از پیاز قبلا زخمی شده باشد که در این صورت قارچ از محل زخم وارد شده و باعث آلودگی میشود. بافتهای آلوده به نظر فرورفته بوده و بیماری بتدریج به قسمتهای سالم پیشروی مینماید. در برش پیازهای پوسیده و در قسمتی که بیماری پیشرفته باشد، بافت مورد حمله خیس خورده به نظر میرسد و چندی بعد در قسمت آلوده و فرو رفته یک طبقه نمدی خاکستری رنگ که اجتماعی از میسلیومهای قارچی میباشد تشکیل میشود.
در صورت وجود رطوبت کافی توده خاکستری رنگ گردآلودی که دارای منظره داندان میباشد، تشکیل میشود. در ضمن ، توده قارچی به قسمتهای داخلی هم نفوذ کرده و به سرعت تمام غده پیاز را فرا میگیرد. در سطح توده خاکستری مایل به سیاه کنیدیفرها و کنیدیهای قارچ ظاهر میشود. اسپورهای قارچ بعد از رسیدن آزاد شده و توسط جریان هوا به اطراف پراکنده میشوند و این اسپورها میتوانند تا چند روز زنده بمانند و اگر در شرایط مناسب رطوبتی و حرارتی قرار گیرند، پس از 7 تا 8 ساعت جوانه زده و از آن رشته میسلیومی خارج میشود که آلودگی جدید را بوجود میآورد و این دوره مرتبا ادامه پیدا میکند.
پیازهایی که بطور کامل به قارچ آلوده شده باشند، به صورت پیچیده و مومیایی درآمده و در غالب اوقات قسمتهای سیاه مایل به خاکستری که همان سختینه یا اسکلروتهای قارچ میباشند به اندازههای مختلف و به ابعاد 0.5 تا 1 سانتیمتر دیده میشود. این اسکلروتها معمولا در شرایط نامساعد حرارتی بوجود آمده و در مواقعی که درجه حرارت پایینتر از صفر باشد. رشتههای میسلیومی تولید کنیدیفر و کنیدی نکرده و تشکیل اسکلروت را میدهند. دیوارههای خارجی اسکلروت کمکم تیرهتر شده و داخل آن از رشتههای میسلیومی قطوری که مملو از مواد غذایی میباشند تشکیل میشود.
زیست شناسی
اسکلروتها اندام مقاوم قارچ را تشکیل میدهند و شرایط نامساعد محیطی را به خوبی تحمل میکنند. اگر اسکلروتها را در جای مرطوب کشت دهند، پس از مدتی تولید کنیدی و کنیدیفر میکند و در موارد خیلی استثنایی ایجاد پزیز و آسک و پارافیز کرده که در داخل آسکها آسکوسپور قرار دارند. در طبیعت در حرارت 22 تا 25 درجه سانتیگراد از اسکلروتها اسپورهایی بوجود میآید که در فضا منتشر میشوند.
اسپورها قادر به آلوده نمودن بافتهای سالم پیاز نبوده و فقط بافتهای زخمی شده و یا له شده را مورد حمله قرار میدهند و از این راه به قسمتهای سالم پیاز سرایت میکنند. حرارتهای بالا و رطوبت توام با آن باعث توسعه بیماری و شدت حمله آن میشود. شروع بیماری از مزرعه بوده و سیکل بیماری در انبار ادامه پیدا میکند، بنابراین بهترین راه مبارزه با بیماری ، جلوگیری از آلوده شدن پیازها در مزرعه میباشد.
مبارزه
پیازهای سفید رنگ که بافت آبدار دارند در مقابل بیماری حساستر از پیازهای قرمز و زرد میباشد.
مبارزه فیزیکی بهترین راه جلوگیری از بیماری است. بدین منظور باید پیازها را پس از برداشت و قبل از انبار نمودن آنها را تا مدتی در محل خشک نگهداری نمود تا مقداری از رطوبت سطحی آن گرفته شود. بدین منظور در نقاطی که فصل برداشت مصادف با بارندگی نباشد، مانند کرج پیازها را پس از خارج کردن از خاک در همان مزرعه بدون قطع برگها به مدت 2 تا 3 هفته در روی زمین پهن میکنند به طریقی که پیازها روی هم انباشته نشوند. ولی در نقاط مرطوب باید حتما آنها را زیر سرپناهی که در آنجا جریان هوا بخوبی برقرار باشد خشک نمود.
در نقاطی که به علت وجود شرایط مناسب بیماری همه ساله بروز میکند، از کشت پیاز سفید که به این بیماری حساس میباشد خودداری شده بجای آن پیاز قرمز بکارند.
دقت شود که پس از برداشت و قبل از خشک نمودن پیازها نباید برگ ها را قطع نمود، در غیر اینصورت به علت زخمی شدن پیاز راه نفوذ مناسبی برای ورود قارچ به داخل پیاز بوجود میآید، ولی اگر پیازها را پس از برداشت به مدت 2 تا 3 هفته در محل خشکی پهن کنند، خود به خود پس از مدتی برگها در اثر خشک شدن و چروک خوردن بدون آنکه زخمی بوجود آید میافتند. سپس این نوع پیازها را به انبار منتقل میکنند.
انباری که برای نگهداری پیاز مورد استفاده قرار میگیرد بایستی خنک (حدود 4 درجه سانتیگراد) و خشک باشد، بایستی قبل از قرار دادن پیازها در آنجا آن را ضدعفونی نمود بدین منظور میتوان به ازاء هر متر مکعب انبار ، مقدار 20 سیسی فرمالین تجارتی مصرف نمود.
هرگاه پیازها را قبل از انبار کردن مدت 24 ساعت در محیط سربستهای که در هر متر مکعب آن 20 سانتیمتر مکعب فرمل تجارتی تبخیر شده است قرار دهیم، در اثر وجود بخار فرمل ، اسپورهای قارچ که در مزرعه روی پیاز قرار گرفتهاند کشته خواهد شد، و از این راه به سالم ماندن پیاز در انبار اطمینان حاصل میشود. بخار فرمل جذب پیاز نمیشود و برای مصرف کننده زیانی ندارد.
منبع:
زنگ سیاه ساقه گندم wheat black stem rust
زنگ سیاه ساقه گندم wheat black stem rust

زنگ سیاه ساقه یکی از بیماریهای شناخته شده غلات است. تقریباً در تمامی مناطقی که این محصول کشت میشوند وجود دارد. Puccinia graminis tritici گندم، پوکسینیا P. g. avenae یولاف، و گونه پوکسینیا P.g.secalis چاودار را آلوده میکند. علائم بیماری بیشتر روی ساقه وغلاف برگها ظاهر میشود پهنک برگ و خوشهها نیز ممکن است آلوده شوند. اسپور روی میزبانهای مختلف غلات تولید میشود. یوریدیوسپورها در داخل تاولها یوریدیا توسعه یافته پس از مدتی اپیدرم را پاره کرده، تودهای از اسپورهای قهوهای مایل به قرمز آشکار میشوند. تاولهای زنگ نواری بزرگتر است.
یوریدیا بیضی شکل یا کشیده وبافت اپیدرم در اطراف آنها پاره شده است. تاولها ممکن است در هر دو سطح زیرین و رویی برگ ظاهر شوند. یوریدیوسپورهای P.graminis قهوهای مایل به قرمز، تخم مرغی شکل، با زواید خار مانند هستند. تولید اسپور تا زمانی که گیاه به مرحله رسیدن نزدیک میشوند ادامه مییابد. با شروع مرحله رسیدن گیاه تولید یوریدیوسپور کاهش مییابد. در این زمان تلیوسپورها درون تلیا که در محل یوریدیها در سایر قسمتها تشکیل میشود، به وجود میآیند. تلیوسپورها دو سلولی، تقریباً سه گوش وبه رنگ قهوهای تیره هستند. تلیوسپور قسمتی از پایه خود را همراه داشته، دارای دیواره ضخیم است. سلول انتهایی گرد یا نسبتاً نوک دار است. تلیوسپورها اغلب اپیدرم را پاره کرده از آن خارج میشوند. در طول زمستان تلیوسپورها در بافت گیاهی باقی مانده یا ممکن است با تولید بازیدیوسپور، به صورت اولین مرحله تولید مثل جنسی به سربرند. زرشک معمولی Berberis vulgaris گونههای جنس ماهونیا Mahonia میزبانهای واسط برای Puccinia graminis هستند.
باد یوریدیوسپورهای زنگ سیاه غلات را به مناطق دور دست منتقل میکند. در طی دوره رشد گیاهان میزبان ، چرخههای تولید یوریدیا هر 14-21 روز تکرار شده، موجب پخش سریع بیماری در مناطق وسیع میگردد. این بیماری به همراه زنگ قهوهای شدیداً مورد توجه متخصصان بیماری شناسی گیاهی، اصلاح نباتات وسایر دانشمندان است. در گذشته پیدایش نژادهای فیزیولوژیک جدید از طریق تولید مثل جنسی، روی میزبان واسط، زرشک، باعث کاهش شدید محصول میشد و کارایی ارقام مقاوم را کاهش میداد . جود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.
کنترل زنگ سیاه ساقه:
ریشه کنی زرشک و کار حساب شده روی ارقام مقاوم ، از جمله عوامل مهم در افزایش پایداری مقاومت به زنگ ساقه و کاهش اپیدمی زنگهاست.
سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار
تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار
فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار
پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار.
کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.
سفیدک پودری غلات Cereal powdery mildew

سفیدک حقیقی یکی از بیماریهای مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بیماری قارچ Erysiphe graminis (Blumeria graminis) است که یک انگل اجباری است و روی جو بیشتر از سایرغلات خسارت وارد می کند .
علائم بیماری بصورت لکه های سفید رنگ است که توسط توده میسلیومی سفید مایل به خاکستری در سطح برگ و سنبله ها نیز آلوده شوند . اندامهای باردهی قارچ به رنگ خاکستری مایل به زرد تا تیره در سطح میسلیومهای پیر تشکیل می شود . در سطح زیرین برگ ؛ در محل آلودگی ، نقاط زرد ریز با بافت مرده دیده می شود . در سطح میسلیومهای کنیدی برها به وجود میآیند که کنیدیهای پودری زیادی تولید میکنند .
در اواخر فصل رویش ، اندامهای باردهی جنسی قارچ ( کلیستوتیشیوم ) ، به رنگ تیره در سطح توده میسلیوم ، به صورت پراکنده قابل تشخیص است . میسلیومهای قارچ معمولاً به صورت سطحی توسعه می یابند . و تناه در قسمتهای که هوستوریوم تولید می شود ، میسلیوم به داخل سلولهای اپیدرمی نفوذ می کند . در سطح میسلیوم کنیدی برهای زیادی تشکیل می شود که حامل کنیدی های تخم مرغی ، شفاف و تک سلولی به ابعاد 8- 10* 20-35 میکرون است . اندامهای تولید مثل جنسی (کلیستوتیشیوم ) قارچ کروی ، سیاهرنگ با دیواره سخت و به قطر 150-300 میکرون است . این اندامها برای تولید آسکوسپور رسیده و به شرایط آب و هوایی و یا زمستانگذرانی نیاز دارند و کلیستوتیشیومهایی که روی گیاهان در حال رشد دیده می شود ، معمولاً دارای آسکوسپورهای نارس هستند. قارچ E.graminis از حالت تخصصی بالایی در مقابل میزبان برخوردار است ، به طوری که برای هر یک از میزبانها ، فرمهای اختصاصی مخصوص به آن میزبان وجود دارد. مثلاً ترتیکاله نسبت به فرمهای مربوط به جو و گندم مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد . هر یک از فرمهای اختصاصی نیز نژادهای فیزیولوژیک مختلفی را شامل می شود .
عکس العمل ارقام مختلف میزبان متفاوت است وجود لکه های زرد و قهوه ای همراه با رشد توده میسلیوم و اسپور زایی زیاد ، از مختصات ارقام حساس محسوب میشود : در حالیکه در ارقام مقام لکه ها روشن بوده ، توده میسلیومی دیده نمی شود .کلیستوتیشیوم قارچ بوفور در روی بافت آلوده میزبن تشکیل می شود ؛ اما آسکوسپور رسیده در آنها بندرت یافت می شود . ظاهراً آسکوسپورها در ایجاد آلودگی اولیه نقش زیادی ندارند . توسعه قارچ بیشتر توسط میسلیومهایی که در روی بقایای گیاهی آلوده یا سایر گیاهان زنده زمستانگذرانی میکنند صورت میگیرد .
کنترل:
بهترین روش کنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشی اندامهای هوایی گیاه توسط قارچکشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نیز در بعضی از مناطق متداول است
منبع:
زنگ نواری یا زنگ زرد گندم Wheat stripe rust
زنگ زرد یا زنگ نواری(سرخو)Puccinia striiformis یکی از بیماریهای مهم گندم و جو است و تا حدودی تریتیکاله و چاودار و بعضی از گرامینههای دیگر را تحت تاثیر قرار میدهد. به نظر میرسد یولاف نسبت به این بیماری مصون باشد. تا کنون میزبان واسطی برای آن شناخته نشده است. این بیماری در درجه حرارت پایینتر از درجه حرارت مناسب برای توسعه زنگ ساقه و برگ صورت میگیرد. یوریدیها به صورت نوارها یا خطوط زرد باریک عمدتاً روی برگها و سنبلچهها تشکیل میشوند. زمانی که خوشهها آلوده میشوند تاولها در سطح داخلی پوشینهها و پوشینکها ظاهر شده، در بعضی مواقع دانههای درحال تشکیل را مورد حمله قرار میدهند. یوریدیوسپورهای دو سلولی ، به رنگ قهوهای تیره و از نظر شکل و اندازه شبیه به P.recondita است. تلیوسپورها نقش چندانی در چرخه زندگی قارچ ندارند. تلیاها بر روی سطح غلاف وبرگ به صورت نوارهای قهوهآی تیره که به وسیله اپیدرم پوشیده شدهاند، به وجود میآیند. در مناطقی که درجه حرارت خیلی پایین نیست ، قارچ به صورت یوریدیوسپور ومیسلیوم روی غلاتی که در پاییز کشت شدهاند، زمستانگذرانی میکند. شیوع وتهاجم ثانوی در شرایط خنک بهار آغاز میشود هستند.
کنترل زنگ زرد:
استفاده از ارقام مقاوم و یا متحمل در اولویت قرار دارد.
سایپروکونازول(آلتو) SL 10% نیم لیتر در هکتار
تبوکونازول(فولیکور) EW 25% یک لیتر درهکتار
فلوتریافول(ایمپکت) SC 12.5% یک لیتر در هکتار
پروپیکونازول(تیلت) EC 25% نیم لیتر درهکتار
کنترل شیمیایی به محض مشاهده اولین علائم کانون کوبی شود. درصورت وجود اپیدمی در مرحله سنبله مبارزه انجام شود.
سیاهک پاکوتاه (سیاهک بدبو) (dwarf bunt (stinking smut
سیاهک پاکوتاه (سیاهک بدبو) (dwarf bunt (stinking smut

سیاهک پنهان(common bunt) که توسط گونههای مختلف جنسTilletia ایجاد می شوند، از بیماریهای مخرب گندم هستند که علاوه بر گندم، به جو و تعداد معدودی از گونههای غلات نیز آسیب میرسانند. اغلب گونههای دیگر بندرت آلوده میشوند.
چرخه زندگی قارچهای مولد سیاهک پنهان، شباهت زیادی به سیاهک سخت جو دارد. بوتههای آلوده معمولاً کوتاهتر از حد طبیعی شده، تعداد پنجه در آنها افزایش مییابد. میزان کاهش ارتفاع بوته های آلوده، به نژاد قارچ و رقم گیاه بستگی دارد. علائم بارز بیماری غالباً بعد از مرحله خوشهدهی گیاه آشکار می شود. سنبلههای آلوده دارای رنگ سبز مایل به آبی هستند و گلومهای آنها نسبت به سنبله های سالم بازتر میشود. پس از رسیدن محصول، سنبلههای آلوده با رنگ تیرهتر و سنبلچههای بازتر که نوک دانههای آلوده در آنها قابل رؤیت است، براحتی از سنبلههای سالم قابل تفکیک است.
اختلاف در ارتفاع، شکل و اندازه غیرطبیعی سنبله های آلوده نیز به تشخیص آنها کمک می کند. سنبلههای آلوده معمولاً بلندتر و تراکم سنبلچههای آنها کمتر از سنبلههای سالم است.
دانههای آلوده به جای رنگ زرد طلایی، دارای رنگ خاکستری مایل به قهوهای هستند. شکل دانه آلوده شبیه دانههای سالم، اما معمولاً کمی گردتر و کوچکتر است. با فشار دادن دانه، پودر سیاه (تلیوسپورهای قارچ) از آن خارج می شود که دارای بوی ماهی گندیده است. اسپورها در زمان خرمنکوبی پخش شده و دانه های سالم و خاک را آلوده میکنند. تلیوسپورها تا زمانی که رطوبت و شرایط مناسب برای جوانهزنی فراهم نشده، زنده باقی می مانند. در شرایط مساعد، تلیوسپورها جوانهزده، میسلیوم اولیه از آن خارج می شود و روی آن 8-16 عدد اسپریدی اولیه یا بازدیدیوسپور سوزنی شکل بوجود میآید که دو به دو با هم تلاقی کرده، ساختمان H شکل را به وجود میآورند. در نهایت اسپوریدیهای ثانویه و هیف بیماریزا به وجود میآید. هیف آلوده کننده گیاهچه جوان و یا نقاط رویشی پنجهها را قبل از خروج از خاک مورد حمله قرار میدهد و پس از ورود، خود را به بافت مریستم میرساند و به صورت درون بافتی، همراه با گیاه رشد می کند و در مرحله خوشهدهی محتویات تخمدان را مورد حمله قرار میدهد. عامل بیماری در شرایط آب و هوایی معتدل روی گندمهای پاییزه بخوبی رشد میکند.
سه گونه مختلف قارچ از جنس تیلشیا که دارای خصوصیات مشابهی هستند، به عنوان مهمترین عوامل ایجاد بیماری سیاهک پنهان در گندم شناخته شدهاند که عبارتند از: گونههای Tilletia Foetida و T.caries وT.laevisکه سیاهک معمولی را ایجاد می کنند؛ گونه T.controversa که سیاهک پا کوتاه را به وجود میآورد.
گونههای T.caries و Tilletia Foetida از نظر مرفولوژی، چرخه زندگی، مراحل رشد و پیدایش نژادیهای فیزلوژیک کاملاً مشابهند، به طوری که میتوانند واریانتهای یک گونه محسوب شوند. البته این دوگونه از نظر شکل تلیوسپور و بافت دیواره اسپور با هم تفاوت دارند. در T.caries دانههای آلوده تقریباً کروی و دارای رنگ قهوهای مات هستند، در صورتی که در Tilletia Foetida دانههای آلوده کشیدهتر هستند. تلیوسپورهای T.caries تقریباً گرد و کروی با قطر 15-22 میکرون و سطح دیواره مشبک هستند. توده اسپور نیز به رنگ سیاه متمایل به قهوهای است. تلیوسپورها در Tilletia Foetida کروی تا بیضوی با دیواره صاف و قطر 17-22 میکرون است.
تفکیک گونه T. Controversa (عامل سیاهک پا کوتاه) از گونه T. caries از روی خصوصیات ظاهری بسیار مشکل است اما خصوصیات دیگری وجود دارد که این دو گونه را کاملاً از هم جدا می کند. در سیاهک پا کوتاه ، توقف رشد در گیاه میزبان بمراتب بیشتر از T . caries (سیاهک معمولی) است. قارچ T. Controversa به مناطقی که دارای پوشش برف زمستانی هستند ، محدود می شود. اسپورهای T. Controversa برای جوانه زنی به مدت زمان بیشتری نیاز دارند و در نتیجه این تأخیر ، آلودگی توسط این قارچ بیشتر در مرحله 2-3 برگی شدن گیاه صورت می گیرد.
کنترل:
موثرترین روش مبارزه با سیاهک پنهان گندم ، استفاده توأم از قارچکشها ( برای ضد عفونی بذر ) و ارقام مقاوم است . از جمله قارچکشهایی که در کنترل اسپورهای خاکزاد و بذر زاد موثرهستند ، میتوان هگزا کلرو بنزن ( HCB)، پنتاکلرو نیترو بنزن (PCNB ) کربوکسین و تیابندازول را نام برد.
دیفنوکونازول(دیویدند) DS 3% دو در هزار ضد عفونی بذر
تیابندازول(تکتو) WP 52.5% یک و بیست و پنج صدم در هزار ضد عفونی بذر
لکه سیاه گلابی Pear scab
مقدمه :
اسم علمی عامل بیماری Venturia pirina Adena ، اسم انگلیسی pearscab میباشد. این قارچ برای اولین بار توسط مادام لابیرت در بلغارستان ( 1832) مشاهده شده است همچنین در سال 1840 از فرانسه نیز گزارش شد. لکه سیاه گلابی خیلی شبیه لکه سیاه سیب است اما عینا همان قارچ نیست و هر کدام از این دو گونه قارچ محدود به میزبان خود میباشند و میزبان خاص خود را دارند. هر دو گونه آسکوسپورهای دو سلولی دارند که یک سلول...
بیماری پیچیدگی برگ هلو Peach Leaf Curl
بیماری پیچیدگی برگ هلو Peach Leaf Curl
مقدمه:
این بیماری که منجر به پیچیدگی و تورم و تغییر رنگ و شاخه و میوه هلو میگردد نخست در اروپا و سپس در سال 1857 توسط برکلی در آمریکا شناخته شده و در ایران در سال 1325 توسط اسفندریاری گزارش گردیده است. جنس Taphrina که به اسم مشابه Exoaseus (تولید آسکهایی بطور آزاد روی بافت گیاه آلوده) نیز نامیده شده است شامل گونههای متعددی است (حدود 100 گونه) که همه آنها انگل اجباری بوده و بر روی اندامهای میزبان خود فعالیت داشته و با فروبردن میسلیومهای خود در بافت گیاه منجمله برگها ایجاد هیپرتروفی مینمایند که در نهایت به پیچیدگی برگ هلو ختم میگردد.
مناطق انتشار و میزبان:
این بیماری اصولا در جاهای گرم و خشک اهمیت زیادی ندارد و بیشتر در جاهای سرد و یا مرطب حائز اهمیت است. عامل بیماری از 10 درجه سانتیگراد به بالا شروع به فعالیت نموده و مناسبترین درجه حرارت رشدی قارچ 20 درجه سانتیگراد میباشد. این بیماری در آمریکای شمالی و جنوبی ، استرالیا ، آفریقا ، ژاپن ، چین و بسیاری از کشورهای اروپای غربی انتشار دارد. در اصفهان و شمال ایران مخصوصا گرگان ، آذربایجان ، زنجان ، خراسان و قسمتهای مرکزی ایران به وفور دیده میشود. میزبان های آن نیز متنوع میباشد. جز هلو به بادام ، هلوی زینتی ، شلیل و زردآلو نیز حمله میکند اما در کشورهای اروپایی بیشتر روی هلو مشاهده شده است.
علائم بیماری:
علائم بیماری در تمام اندامهای هوایی گیاه مشهود است ولی در برگ علائم نمایانتر است. پیچیدگی ، تورم ، تغییر رنگ و خشکیدگی سرشاخهها و بالاخره ضعف عمومی و عدم تعادل فیزیولوژی در نبات از اهم مسائل ایجاد شده است. علائم روی برگ نسبت به سنین مختلف برگ نیز فرق میکند. درختان جوان به این بیماری حساسترند. پیچیدگی به این نحو است که میسلیوم در بین سلولهای گیاه میزبان رشد کرده و در آن نفوذ مینماید و در نتیجه ایجاد هیپرتروفی و تورم در برگ میکند و برگ را از منظره طبیعی خود خارج میکند و همچنین باعث تغییر رنگ آن هم میشود. به این صورت که ابتدا رنگ برگ سبز روشن و سپس صورتی رنگ میگردد.
ایجاد هیپرتروفی چون در رگبرگها انجام نمیشود در نتیجه تمام قسمتهای برگ به یک اندازه رشد نمیکند و برگ درخت هلو به دور خود میپیچد. برگهای کامل که دیرتر مبتلا میگردند دیگر میسلیوم قارچ قادر به نفوذ عمیق در آن نخواهد بود و در نتیجه تغییر شکل برگ کمتر است. مجموعه پیچیدگی و تورمها و یا تاولهای ترد و شکننده و رنگ قرمز تا ارغوانی به برگ شکلی بسان لب شتر میدهد. این برگها در شرایط مرطوب سیاه رنگ میشوند. بار خاکستری رنگ قارچ به صورت پودر نیز سطوح برگها را میپوشاند. ریزش برگها در آب و هوای گرم سریعتر بوده و برگ های جدیدی که تشکیل میگردد آلوده نمیشوند.
علائم روی شاخهها :
روی شاخهها نیز تورم در بافت و پیچیدگی و در نهایت خشکیدگی صورت میپذیرد. باید دانست که محل آلوده در روی پوست ، ضمن متورم شدن ، تغییر رنگ به صورت ارغوانی یا قرمز بوده و در بعضی ارقام ایجاد زخم یا شانکر هم مشهور است در نتیجه همین تورم است که شاخهها نمیتوانند به رشد طبیعی خود ادامه دهند و درخت بارور نمیگردد.
علایم روی گل و میوه :
عامل بیماری بر روی گل و میوه نیز تغییراتی حاصل کرده و ریزش گلها و دفرمه شدن میوهها را سبب میگردد. در بعضی موارد موجب شکاف و از بین رفتن میوه میشود و تعداد محدودی میوه که روی درخت باقی میماند عموما کوچک و غیرقابل استفاده خواهد بود.
سیکل زندگی قارچ :
زندگی این قارچ از آسکوسپور شروع میشود. بدین صورت که در اوایل ، آسکوسپور از آسک خارج شده و مانند یک مخمر شروع به جوانه زدن میکند که تعداد زیادی سلولهای هاپلوئیدی بوجود میآید. این سلولها که به نام بلاستوسپور نامیده میشوند به سرما و گرما و رطوبتهای بالا و پایین و عوامل دیگر محیطی مقاومند و نقش زمستانگذرانی قارچ را به عهده دارند که در لابلای فلسهای درخت به صورت کلنیهایی باقی میمانند. این اسپورها پس از جوانه زدن ایجاد رشته میسلیومی میکنند.
این میسلیومها زندگی انگلی خود را شروع میکنند و به داخل برگ یعنی زیر کوتیکول و بشره برگ رشد و نمو نموده و با وجود بین سلولی بودن هوستوریوم ندارند. در هیفهایی که به زیر کوتیکول برگ میآیند در همین جا قبل از تشکیل آسک در آنها کاریوگامی صورت گرفته و 2n کروموزومی میگردند. سلولهای دیپلوئیدی رشد کرده و هسته دیپلوئید آن با یک تقسیم میتوز دو تا شده و سلول تحتانی از فوقانی بوسیله ایجاد یک غشا از هم جدا گردیده سلول تحتانی پایه آسک را بوجود میآورد و سلول بالایی باعث بوجود آمدن آسک میگردد.
در سلول مادر آسک (بالایی) یک مرحله میتوز تقسیم بدون کاهش کروموزومی و یک مرحله به صورت میوز تقسیم صورت گرفته در آسک 8 آسکوسپور ایجاد میشود. آسکها پوسته کوتیکولی را کنار زده و بطور ردیفی در روی بشره یا بافت برگ قرار میگیرند. سیکل زندگی قارچ فقط یکبار در طول فصل رویش انجام میگیرد و آلودگی ثانویه دیده نمیشود. دوره کمون بیماری دو هفته است آسکوسپورها پس از جوانه زدن تولید بلاستوسپور مینمایند و زمستانگذرانی عامل بیماری معمولا به صورت بلاستور انجام میگیرد.
بطور کلی این قارچ به برگهای جوان بیشتر حمله میکند تا به برگهای پیر یعنی برگهای پیر مقاومتر و برگهای جوان حساسترند. و اگر مبارزه با قارچ صورت نگیرد در اواسط تابستان درخت عاری از برگ میشود و در زمستان به علت سرما از پای درمیآید. روی همین اصل به درخت کودهای ازته و فسفره داده میشود که مقاومت آن را نسبت به سرمای زمستان بیفزاید.
مبارزه :
همانطور که از سیکل زندگی قارچ برمیآید اسپورهای زمستانگذران در اواخر پاییز بر روی شاخهها و زیر پوسته جوانهها و احتمالا در برگها ریخته شده کف باغ زمستانگذرانی دارند و با شروع بهار و حرارت 10 درجه سانتیگراد شروع به تندش نموده و ایجاد آلودگی مینماید. لذا مبارزه در زمان مشخص میباشد:
در پاییز هنگامی که بلاستورها روی شاخهها هستند.
سمپاشی دیگر که موثرتر هم هست قبل از باز شدن جوانهها و یا حتی قبل از بیرون آمدن جوانهها انجام میگیرد.
روشهای مبارزه :
-
مبارزه زراعی
جمعآوری و معدوم نمودن برگهای آلوده
کاشت ارقام مقاوم
-
مبارزه شیمیایی
مبارزه زمستانه: در فصل پاییز و پس از ریزش برگها با یک قارچکش و یا محلول برد و یا کاپتان 3 در هزار بایستی درختان آلوده را سمپاشی نمود.
مبارزه بهاره: موثرترین قارچ کش محلول برد و به نسبت 2 درصد میباشد. کاپتان نیز مورد مصرف است کما اینکه در خوشرنگ کردن میوه هم نقش دارد. از سموم قارچ کش دیگر مانند کوپراویت 2 در هزار و یا از زیرام و فربام به نسبت 4-2 در هزار میتوان نام برد.
پا خوره غلات Take _ all
عامل بیماری :
عامل بیماری قارچی است به نامGaeumanomyces graminis از رده آسکومیست ها و رسته DIAPORTHALES می باشد که VAR. TRISICI برای گندم تا حدودی اختصاصی است. اما ممکن است به علف پشمکی (BROMWS SPP) ، علف گندمی و مرغ نیز حمله می کند اسکوسپورهای این قارچ رشته ای است .
علائم بیماری :
بیشتر گیاهان به آلودگی های خفیف ریشه مقاومت نشان می دهند و فاقد علامت هستند در گیاهان آلوده علائم بیماری عمدتاً در زمان خوشه دهی ظاهر می شوند بوته ها ارتفاع نا برابر دارند و خوشه های آلوده به طور معمول کوچکتر وسفید هستند مقدار پنجه زنی نسبت به بوته های سالم کاهش می یابد. مرگ قبل از بلوغ منجر به تولید خوشه های سفید و بلوغ زودرس منجر به چروکیده شدن بذرهای داخل خوشه شده و آنها را مستعد پذیرش کپک های دوره ای می کند . ریشه های بوته آلوده کم پشت ، تنک ، ترد و شکننده میشود و گیاهان بیمار به راحتی از خاک خارج می شوند و یا در نزدیکی سطح خاک می شوند . علائم بیماری در ریشه بارز ترند . در صورت وجود رطوبت کافی در خاک درطول فصل رویشی گیاه پوسیدگی ریشه به طوقه و قسمت های پایین ساقه توسعه پیدا می کند با گسترش بیماری میسلیوم تار عنکبوتی و تیره رنگ قارچ در سطح ریشه تا پای ساقه ظاهر می شود که صفت تشخیص این بیماری است . به تدریج بافت های پای ساقه تغییر رنگ داده و بالاخره به رنگ تیره در می آید. سیستم ریشه بوته گیاه آلوده محدود و تیره رنگ بوده و به دلیل چسبیدن ذرات خاک به آنها ، ریشه ضخیم تر به نظر می رسد .
شرایط مناسب برای بیماری :
معمولاً در خاکهای با اسیدیته خنثی یا قلیایی و مرطوب همراه هوای گرم این بیماری مسئله ساز است و عمدتاً در گندم پاییزه دیده می شود .
مناطق انتشار :
این بیماری در سالهای اخیر از بیشتر استانهای کشور گزارش شده و انتشار آن در مزارع گرگان ، مازندران بسیار چشمگیر است در استان فارس این بیماری در مزارع شهرستان اقلیدنیز مشاهده شده است.
زیست شناسی :
قارچ عامل بیماری به صورت پرتیس در گیاهان آلوده و در بقایای محصول و در خاک زمستانگذرانی می کند هم هیف و هم آسکوسپورها قارچ به عنوان منبع اولیه آلودگی محسوب می شود ریشه گندم اولین نقطه ای است که توسط قارچ مورد حمله قرار می گیرد وقتی ریشه گندم در مجاورت بقایای آلوده گیاهی در خاک شروع به رشد می کند آلودگی شروع می شود . درجه حرارت 12 تا 18 درجه سانتی گراد همراه با رطوبت شرایط مناسبی را برای گسترش آلودگی فراهم می کند توسعه آلودگی از ریشه به طرف طوقه موجب پوسیدگی بافت های پای ساقه تا اولین گره می گردد . آلودگی از یک بوته به بوته دیگر توسط هیف های رونده در ناحیه ریشه گیاه صورت می گیرد بخشی از قارچ عامل بیماری از طریق انتقال خاک و بقای میزبان آلوده صورت میگیرد.
مدبریت تلفیق بیماری :
1-تناوب زراعی :بهترین راه کنترل پا خوره است . معمولاً کشت گندم بعد از یونجه شدت بیماری را در اثر کاهش میکرواورگانیسم های آنتاگونیست قارچ افزایش می دهد.
تناوب گندم با یولاف ، ذرت و گیاهان خانواده بقولات در خاک های مرطوب به منظور کاهش بیماری مناسب است .
2-آیش : معمولاً یک یا دو سال نکاشت گندم یا جو ، جمعیت قارچ را در خاک پایین می آورد .
3- عدم جابجایی بوته های آلوده: با توجه به اینکه عامل بیماری قادر است به فرم جنسی (پرتیس)در خاک و بقایای گیاهی آلوده باقی بماند از جابه جایی بوته های آلوده باید خودداری شود.
4- شخم :به علت اینکه تراکم عامل تحت تاثیر فعالیت میکرو بیولوژیکی خاک به سرعت کاهش می یابد . انجام شخم بلافاصله بعد از برداشت گندم در جلوگیری از توسعه بیماری موثر است .
5- حذف علفهای هرز گرامینه و بقایای آلوده گیاه
6- تنظیم زمان کشت :کشت دیر در کاهش آلودگی موثر است .
7-استفاده بهینه از کود های ازته : کود اوره نیترات به افزایش شدت بیماری کمک می کند .
8- کنترل بیولوژیکی به دو صورت :
1 -تلقیح بذر گندم با باکتری PSEUDOMONAS FLUORESENS2-79 در کاهش بیماری و افزایش محصول موثر است .
2- زوال پا خوره غلات :عبارت است از کشت پیاپی گندم در خاکهی کمی اسیدی که باعت تجمع میکرو ارگانیسم هایی که آنگونیست عامل پا خوره هستند می شود .
9-تنظیم دوره آبیاری
10- اصلاح بافت خاک
منبع:www.ake.blogfa.com
پوسیدگی ذغالی سویا Soybean Charcoal Rot
عامل بیماری قارچ Tiarosporella phaseolina) Macrophomina phaseolina) می باشد. ازبیماریهای خیلی مهم سویا میباشد. قسمتهای ازساقه را آلوده و سیاه میکند که در درون آنها اسکلروتهای ریز سیاهرنگ به تعداد زیاد یافت میشوند که سبب سیاه شدن و پوک شدن ساقه میشود. در بعضی مناطق تولید پیکنیدیوم میکند. این قارچ در استان فارس خیلی زیاد است وبیشتر مربوط به مناطقی است که بارندگی کم بوده وبنابراین درسالهای خشک بیماری خیلی مهمی محسوب میشود. این قارچ بعنوان ساپروفیت روی ریشه های اکثر گیا هان مرده در همه جای ایران دیده میشود. میزبانهای زیادی دارد و در دمای 35-28 درجه سانتیگراد بسیار فعال است. وقتی در گیاه تنش آبی داشته باشیم قارچ خیلی متهاجم است. مبارزه با آن خیلی مشکل است.
کنترل:
1- استفاده ازارقام مقاوم.
2- تقویت کودی وآبی نبات.
3- بذر سالم زیرا گاهی بذرزاد می شود
فواید استفاده از شاهی
شاهي كه موجب تندرستي بدن است سرشار از ويتامين هاي آ ـ ب ـ ث C ـ B ـ A است.
شاهي از سبزيهاي خنك است كه مواد معدني را به بدن مي رساند.
يك فنجان كوچك آب شاهي را صبح ناشتا ميل كنيد زيرا آب شاهي كرم را از بين مي برد و سموم بدن را دفع مي كند.
براي التيام زخمهاي چركي، از مرهمي كه از شاهي كوبيده و چند قطره روغن زيتون يا بادام به دست مي آيد، استفاده مي شود.
براي رفع لكه هاي پوست سه قسمت آب شاهي را با يك قسمت عسل مخلوط كنيد و آن را خوب به هم بزنيد تا به صورت مايعي كامل درآيد. سپس به كمك يك تكه پنبه هيدروفيله، صورت را با اين محلول صبح و شب بشوييد و بگذاريد خودش خشك شود و بعد آن را با آب و صابون تميز بشوييد. شاهي چون ضد نيكوتين است براي اشخاصي كه سيگار مي كشند مفيد است
خاک مناسب جهت کاشت داودی

خاک گلدان های داودی باید نسبتا سبک باشد.بنابراین در مخلوط خاک می بایستی مقداری ماسه اضافه شود و برای بهبود خاک مواد الی کافی به ان افزوده می شود. از تورب یا کود دامی پوسیده ویا خاکبرگ پوسیده برای این منظور استفاده می شود. در صورتی که خاک اصلی یک خاک نسبتا سنگین باشد می شود.در صورتی که خاک اصلی یک خاک نسبتا سنگین باشد ۱/۴مخلوطرا این مواد الی تشکیل می دهندو در خاک های سبک تر مقدار مواد الی به ۱/۳ تنزیل می یابد.
ضد عفونی کردن خاک برای جلوگیری از بیماری های اوندی توصیه شده است.در ضد عفونی خاک باید کلیه شرایط مربوط را در نظر داشت تا بعد از ان مسمومیت گیاهان روی ندهد. در این مورد گل داودی نسبت به افزایش امونیاک خاک به شدت حساسیت نشان می دهد.
منبع :گلکاری دکتر خلیقی
پنج ساعت-گل ساعتی

گياهي است بارونده و احتياج به قيم دارد.برگها 5 قسمتي و هميشه سبز،متعلق به خانواده ي پاسيفلوراسه،ريشه ي فارسي آن به علت شباهت گلبرگ ها و پرچمها و مادگي به شماره ها و عقربه هاي ساعت است...
مومی یا وژیک (Miniature Wax Plant)
مومی یا وژیک (Miniature Wax Plant) :
با نام علمی Hoya bellaبهترین و زیباترین گل برای استفاده به عنوان سبد آویزان می باشد.برگها سبز و مومی ساقه ها خزنده و آویزان و گلها به صورت خوشه ای سفید رنگ با رنگ قرمز در وسط که با آویزان شدن از سبد منظره زیبایی به گلدان می دهند.شهد گلها وسایل نزدیک به گلدان را کثیف می نماید و نام فارسی اصیل (وژیک) هم برگرفته از همین معنی است (وش = شیرین + ژیک = قطره باران) که اشاره دارد به شهد شیرین که از گل آن فرو می چکد.این گونه را نباید با هویا (پیچ شمعی) اشتباه گرفته شود و...


