بزرگترین وبلاگ مقاله کشاورزی ایران
 
وبلاگ دانشجویان دانشکده کشاورزی سراوان با بیش از 10000مقاله کشاورزی رایگان

کیسه کشیش

 

نام علمی: Capsella bursa-pastori

نام تیره:Crucifera

نام فارسی: کیسه کشیش

نام انگلیسی:Shepherd

 

گیاهی یک ساله، با بذر تکثیر می یابد. دارای ریشه ای دوکی شکل، در تمام خاک ها رشد می نماید و نیاز کمی در خاک دارد، ولی خاک ترد و پوک را ترجیح می دهد.

دوره رویش: تقریبا در تمام طول سال مخصوصا پاییز

برگ ها کوتیلدونی:تخم مرغی کشیده، خیلی کوچک، برگ دم کوتاه

برگ های شاخه: در ابتدا مدور یا قاشقی شکل، اولین برگ معمولا کامل و بدون دندانه، برگ های بعدی کشیده، دندانه دار یا با لوب های حاشیه مواج تا عمیقا شکاف دار، همه برگ ها دارای برگ دم، برگ های ساقه نیزه ای اغلب بدون شکاف، بدون برگ سر نیزه ای شکل.

ساقه: افراشته، ساده یا با یکی دو انشعاب آشکار، صاف یا با کرک های پراکنده، بلندی تا 50 سانتی متر

گل: کوچک، سفید، انتهایی، در ارایش خوشه ای

دوره گلدهی: تقریبا در تمام مدت سال

مشخصات دانه: میوه خورجین قلبی شکل، به طول 9-4 میلی متر، ریشه چه به وسیله یک شیار باریک محدود می شود. ریشه چه به انداره لپه ها و یا کمی بلند تر از لپه هاف به رنگ زرد تا قهوه ای ، مات، صاف تا کمی زبر

مناطق انتشار در ایران: در تمام نواحی ایران از جمله: تهران، کرج، غرب ایران، کرمانشاه، گیلان، مشهد، نیشابور، کرمان، همدان و . . .

 

تکثیر غیر جنسی

 

منبع مقالات کشاورزی ، مقالات باغبانی ، مقالات گیاهان داروئی مقالات زراعت مقالات ماشین های کشاورزی مقالات بیماریهای گیاهی مقالات حشره شناسی مقالات دامپروری و  جدیدترین تحقیق های کشاورزی عکس های کشاورزی و...  www.ake.blogfa.com    www.ake.blogfa.com          

 


نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی
پیچیدن پیچک

 

 

 قطعات ساقه یا برگ تغییر یافته هستند حین رشد حرکت دورانی در عین حال نوسانی می کنند و بدین ترتیب فرصت خود را در دستیابی به یک تکیه گاه بالقوه افزایش می دهند.بعد از آن که به چنین چیزی برخورد میزان و جهت رشد خود را تعدیل میبخشد تا تکیه گاه خارجی را بگیرد و گیاه را بالا بکشد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس مهرداد فرهنگی

پنیرک صحرایی

 

نام علمی:Malva sylvestris

نام تیره:Malvaceae

نام فارسی: پنیرک صحرایی

نام انگلیسی:Common mallow

 

گیاهی است دو ساله تا پایا و ندرتا یک ساله، بوسیله بذر تکثیر و انتشار می یابد. گیاه هرز مکان های خشک و آفتابی است. به خاک های غنی از مواد غذایی و غنی از هوموس، لومی و شنی احتیاج دارد.

دوره رویش: بهار تا پاییز

برگ ها کوتیلدونی:قلبی شکل، پایه بلند، لبه پایینی قلبی در قسمت پایه

برگ های شاخه: متناوب، مدور-قلوه ای شکل،لوب دار پنجه ای، 7-3 لوب با چین های بی قاعده، در رگبرگ ها دارای کرک، برگ دم بلند

ساقه: افراشته، راست، منشعب، کرک دار، قسمت پایین ساقه چوبی، بلندی ساقه 120-25 سانتی متر

گل: مجتمع در دسته های 6-2 عددی جانبی، جام گل بلند 5/2-3 سانتی متر، 4-3 برابر درازتر از کاسه گل، عمیقا حاشیه دار، به رنگ ارغوانی با نوارهای طولی تیره

دوره گلدهی: اواخر بهار تا پاییز

مشخصات دانه:گرد با یک شکاف ضعیف، سطح پشتی راست،لبه ها پهن گرد،سطوح جانبی صاف تا برامده،دانه خاکستری قهوه ای با شیارهای ظریف،درازای دانه 6/1-9/1میلی متر، دانه ها به تعداد 9 تا 11 عدد در میوه ای با شکل ظاهری گرد دیسک مانند با یک شکاف که سطح پشتی آن پوشیده از حفره های مشبک و دندانه ای، سطوح جانبی دارای دندانه های صاف تا ضعیف.

مناطق انتشار در ایران: اطراف تهران، آذربایجان، اراک، فارس، کرمان، ارومیه، اصفهان، تربت حیدریه، بروجرد

 

 

منبع مقالات کشاورزی ، مقالات باغبانی ، مقالات گیاهان داروئی مقالات زراعت مقالات ماشین های کشاورزی مقالات بیماریهای گیاهی مقالات حشره شناسی مقالات دامپروری و  جدیدترین تحقیق های کشاورزی عکس های کشاورزی و...  www.ake.blogfa.com    www.ake.blogfa.com          


نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

هویج وحشی

 

نام علمی: Dacus carota

نام تیره:Umbellifera

نام فارسی: هویج وحشی

نام انگلیسی:Wild carrot

 

گیاهی است معمولا دو ساله، با بذر تکثیر و انتشار می یابد. دارای ریشه دوکی شکل، عمودی با بافت چوبی، به رنگ مایل به سفید است. به خاک خشک و مکان گرم احتیاج دارد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

 

بیدگیاه(علف گندمی)

Agropyrum repens

 

Quack grass

 

گیاهی است علفی چندساله و ریزوم دار که مبارزه با ان کار چندان ساده ای نیست.از خانواده Poaceae که از طریق بذر و ریزوم تکثیر می یابد.این ریزوم ها تا اندازه ای آبدار،سفید مایل به زرد با انتهای تیز و مقاوم بوده وقادر به نفوذ در خاکهای سخت و حتی در غده ها و ریشه های گیاهان دیگر است.

 

بید گیاه دارای گوشک کوچک بوده و در مرحله رویشی، برگهایش در نزدیک نوک ، به صورت افقی مچاله شده است. گل آذین آن از نوع سنبله است و سنبلچه های آن به صورت دو ردیف بلند مانند تخت خوابیده، بر روی ساقه قرار گرفته اند.هر سنبلچه از دو پوشینه یا گلوم بزرگ و مشخص تشکیل شده است.

 

ساقه ها راست ،منشعب،برگها به صورت شل و ول(Lax leaves) و سبزرنگند. در قسمت بالایی برگها تعداد کمی وجود دارد و دارای لیگول غشایی است که روی هم قرار گرفته اند(Clasping)و دارای4-7گلچه که در هر خوشه چه قسمتهای پهن در مقابل محور خوشه قرار گرفته اند.

 

بید گیاه از علفهای هرز مزارع گندم و جو میباشد.

 

در مورد مبارزه با این گیاه کار تحقیقاتی انجام نشده و در حال حاضر وجین دستی انجام میشود.

__________________

علوم دامی ... باغبانی ... گیاهپزشکی .. منابع طبیعی و جنگلداری .. علوم آب و خاک..صنایع غدایی .. ماشین آلات کشاورزی و...

 

 

منبع مقالات کشاورزی ، مقالات باغبانی ، مقالات گیاهان داروئی مقالات زراعت مقالات ماشین های کشاورزی مقالات بیماریهای گیاهی مقالات حشره شناسی مقالات دامپروری و  جدیدترین تحقیق های کشاورزی عکس های کشاورزی و...  www.ake.blogfa.com    www.ake.blogfa.com          


نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

همیشه بهار صحرایی Calendula arvensis

 

 

همیشه بهار صحرایی

 

نام علمی:Calendula arvensis

نام تیره:Compositae

نام فارسی: همیشه بهار صحرایی

نام انگلیسی: Field marigold گیاهی است یک ساله ، با بذر تکثیر می شود. در خاک های غنی از مواد غذایی ، لومی تا رس دار ، در مکان های گرم با زمستان متوسط به خوبی رشد میکند و تمایل زیاد به زمین های آهکی دارد.

دوره رویش:بهار



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی
برگ بیدی

(گروه ترادسكانتیا)The TRADESCANTIA Group

این گروه از خانواده ی كملیناسه و دارای گونه های متعدد است و بیشتر آنها را برای تزئین طاقچه ی گلخانه ها و پشت پنجره ها و بالكن های سرپوشیده نگهداری می كنند و احتیاج به خاك مرغوب و تقویت شده دارد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس مهرداد فرهنگی

مدیریت اسید شویی در سیستمهای آبیاری قطره ای

 

 

 

 

 

امروزه با توجه به بحثهای جدی شکل گرفته در زمینه توسعه روشهای آبیاری نوین به منظور استفاده بهینه و موثر از منابع آبی و مقابله با محدودیتهای آبی بوجود آمده در دنیا، موضوع مدیریت و نگهداری این نوع سیستمها نیز مطرح می شود. اعمال صحیح این نوع مدیریت در تداوم بکار گیری این نوع سیستمها و حفاظت از منابع آبی نسبت مستقیم داشته و فرهنگ گسترش صحیح این نوع سیستمها را بهمراه خواهد داشت.

عدم رعایت رفتار صحیح در نگهداری و بهره برداری از این سیستمها عواقب ناگواری در بسیاری از مناطق دنیا بهمراه داشته به طوری که علی رقم سرمایه گذاریهای سنگین در این بخش نه تنها فرهنگ استفاده و گسترش بکارگیری سیستمهای آبیاری رشدی نشان نداده بلکه تاثیر منفی در اذهان و تفکرکشاورزان آن مناطق را بهمراه داشته است.

از این رو متن حاضر قدمی است هر چند کوچک در شناساندن رفتار های عملی در نحوه نگهداری و مدیریت بهره برداری از اینگونه سیستمها. در متن حاضر نخست به مدیریت اسید شویی به منظور پیشگیری از انسداد اجزای سیستمهای آبیاری قطره ای پرداخته شده است، امید است در آینده نزدیک به دیگر ارکان مدیریت بهره برداری و نگهداری سیستمهای آبیاری تحت فشار پرداخته شود.

اسید شویی

اسید در سیستمهای آبیاری به منظور شستشوی رسوبات تثبیت شده درون لوله ها و قطره چکانها که ناشی از مواد شیمیایی محلول در آب آبیاری می باشد کاربردهای فراوانی دارد. این نوع رسوبات یا از آب آبیاری ناشی شده(به دلیل وجود بی کربنات و کربنات کلسیم به میزان بالاتر از حد مجاز 200 ppm ) و یا به دلیل بکار گیری و تزریق کودهای محلول نا مرغوب در آب آبیاری بوجود می آید. جهت تزریق کود به درون سیستم آبیاری می بایست از کودهای اسیدی که خود به دلیل داشتن pH بسیار پایین موجب نگهداری مناسب سیستم می شوند استفاده نمود.

البته از اسید علاوه بر بر طرف نمودن انسداد در قطره چکانها ، جهت ارتقای مشخصات فیزیکی و شیمیایی خاک مزرعه نیز استفاده می گردد که در این مورد پس از آزمایش خاک با کارشناس خاکشناسی خبره می بایست مشورت شود.

نحوه اسید شویی

جهت اجرای موثر اسید شویی می بایست pH آب آبیاری هنگام کار در سیستم بین 2 الی 3 پایین آورده شود در این حالت آب آبیاری قادر خواهد بود ذرات رسوب درون قطره چکانها و لوله ها را حل کرده و به بیرون هدایت کند.

همگام تزریق اسید دقت شود به ریشه های حساس گیاهان صدمه ای وارد نشود. در صورت رعایت موارد زیر میزان خسارت احتمالی به ریشه گیاهان به حداقل خواهد رسید:

1- قبل از تزریق اسید با آبیاری میزان آب موجود در خاک را به ظرفیت مزرعه برسانید(در این حالت اسید به محض ورود به خاک رقیق شده و میزان خسارت به حداقل می رسد)

2- مدت تزریق اسید در شبکه به دقت محاسبه شود.

3- پس از تزریق اسید به شبکه سیستم به مدت حداقل 1 ساعت به حالت خاموش در آید تا اسید به صورت کامل رسوبات را حل نماید. با انجام این عمل خاصیت اسیدیته محلول خروجی نیز

کاهش می یابد.

4- پس از خروج اسید از سیستم، شبکه حداقل برابر مدت تزریق اسید با آب شستشو داده شود.

5- جهت اطمینان بیشتر از خروج اسید از محیط رشد ریشه بهتر است به مدت 2 ساعت خاک زراعی تحت آبیاری قطره ای قرارگیرد.

توجه نمایید در هنگام کار با انواع اسید تمامی نکات ایمنی لازم در هنگام بکار گیری و تزریق آن را رعایت نموده و هنگام رقیق نمودن اسید همواره اسید را به آب اضافه نمایید. از آنجایی که برخی از فلزات مانند آهن در برابر اسید مقاوم نیستند بنابر این قبل از تزریق اسید به درون سیستم از جنس کلیه قطعات نصب شده بر روی سیستم خود آگاه شوید. لوازم ساخته شده از جنس پلی اتیلن و پی وی سی معمولا در برابر اسید مقاوم هستند.

اسیدهای مناسب جهت شستشوی سیستم به شرح زیر می باشد:

- اسید هیدروکلریک

- اسید سولفوریک

- اسید فسفریک

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

ارزش و محاسبه کارایی مصرف آب گیاهان زراعی در چهار محصول استراتژی

 

 

چکیده :

چالشی بزرگ در بخش کشاورزی، تولید غذای بیشتر از آب کمتر است که می تواند با افزایش بهره وری آب گیاهان (CWP) بدست می آید. بر اساس مرور چندین منبع علمی همراه با نتایج تحقیقاتی که قدمت آنها بیش از 30 سال نیست، مشخص شد که دامنه ای برای CWP گندم، برنج ، پنبه و ذرت که قبلاً توسط FAO گزارش شده بود، وجود دارد. کلاً میانگین ارزش CWP اندازه گیری شده در هر واحد کاهش آب به ترتیب عبارتست از 09/1 ، 09/1، 65/0، 23/0 ، 80/1 برای گندم، برنج ، پنبه دانه ، پنبه (Lint) و ذرت. دامنه CWP بسیار گسترده است ( گندم ، 6/0 تا 7/1 ؛ برنج 6/0 تا 6/1 ؛ پنبه دانه 41/0 تا 95/0 ؛ پنبه (Lint) 14/0 تا 33/0 و ذرت 1/1 تا 7/2 ) و بنابراین فرصت های فوق العاده ای برای حفظ یا افزایش تولیدات کشاورزی با 20-40% منابع آبی کمتر را بدست می دهد . تنوع CWP را می توان به :

(1) آب و هوا

(2) مدیریت آب در آبیاری

(3) مدیریت خاک ( مواد معدنی ) نسبت داد.

کمبود فشار بخار آب با CWP رابطه معکوس دارد . کمبود فشار بخار ، همراه با عرض جغرافیایی ، کاهش می یابد و بنابراین نواحی مناسب برای کشاورزی با آبیاری مدبرانه ، در عرضهای جغرافیایی بالاتر قرار می گیرند . نتیجۀ بسیار مهم آنست که CWP ممکن است به طرز چشمگیری افزایش یابد اگر آبیاری کاهش و مخصوصاً کمبود آب زراعی مرتفع گردد.

لغات کلیدی : بهره وری آب زراعی ، کمبود آب ، گندم ، برنج ، پنبه و ذرت

 

1- مقدمه :

با افزایش سریع جمعیت جهان ، فشار بر منابع محدود آب شیرین ، افزایش می یابد . کشت آبی ، بزرگترین بخش مصرف کنندۀ آب است و با نیازهای متناقص دیگر بخشها مانند بخش های صنعتی و خانگی ، مواجه می شود. با جمعیت فزاینده و آب کمتری که برای تولیدات کشاورزی در دسترس است ، تضمین امنیت غذایی برای نسل های آینده ، مبهم است.

بخش کشاورزی با چالشهایی برای تولید بیش غذا با آب کمتر بواسطه افزایش بهره وری آب زراعی (CWP) مواجه است (Kijneetal .2003a) . CWP بالاتر ، هم از تولیدات با منابع آب کمتر یا از تولیدات بیشتر با منابع آب یکسان ناشی می شود و این بخاطر برخورداری مستقیم برای سایر استفاده کنندگان از منابع آب می باشد.

CWP معمولاً در منابع به کارآیی مصرف آب (WUE) منسوب است . اما در این بحث بعنوان عملکرد محصولات تجاری که عمدتاً تحت تاثیر تبخیر و تعرق می باشد، تعریف می گردد.

(1)

در اینجا Yact عملکرد واقعی محصول تجاری است و Etact میزان آب زراعتی است که بصورت تبخیر و تعرق مصرف می شود . هنگام بررسی این رابطه ، از نقطه نظرفیزیکی ، باید صرفاً تعرق را بررسی کرد.

جدا سازی فرآیند تبخیر- تعرق به تبخیر و تعرق در آزمایشات مزرعه ای ، مشکل است و بنابراین راه حل عملی نیست . علاوه بر این ،تبخیر ، مولفه ای است که همیشه به رشد اختصاصی محصول ، زمین زیر کشت و شیوه های مدیریت آب وابسته است و این آب مدت زیادی برای سایر مصرف کنندگان یا استفاده مجدد ، در دسترس نیست . تا زمانیکه تبخیر و تعرق بر مبنای جذب آب از ریشه، جذب از طریق بارش باران ، آبیاری و خاصیت مویینگی باشد در هماهنگی هستند. علی رغم اینکه CWP عامل کلیدی در برنامه ریزی دراز مدت و استراتژیک منابع آب است ، عناصر عمده و ممکن از نظر عملی ، به ندرت شناخته شده اند. کاملترین کار بین المللی ، خیلی پیش تر توسط Doorenbos و Kassam (1979) که فاکتورهای واکنش عملکرد گیاه زراعی (ky) برای نسبت ETact به Yact را استفاده کردند ، گرد آوری شد. مشکل موجود در روش کار این است که بایستی عملکرد ماکزیمم مشخص شود , که با روشهای کشت و زرع موجود در تضاد است.

(2003b)Kijnetal ، استراتژیهای متعددی برای افزایش CWP از طریق یکسان سازی ( هماهنگ کردن ) اصلاح نژاد و مدیریت بهتر منابع در سطح گیاه ، سطح مزرعه و سطح agro-climatic ارائه دادند . مثالهایی از راهها و شیوه های انجام شده عبارتست از: افزایش شاخص برداشت ، بهبود مقاومت به خشکی و شوری ( سطح گیاه ), بکار بردن کم آبیاری ، تنظیم تاریخ های کاشت و شخم حداقل برای کاهش تبخیر و افزایش نفوذ ( سطح مزرعه ) ، استفاده مجدد آب و آنالیز فضایی برای تولید ماکزیمم و ETact مینیمم ( سطح agro-ecological).

با افزایش تحقیقات در زمینۀ زراعت محصولات مختلف و شیوه های بهبود یافته مدیریت زمین و آب ، CWP در طی سالها ، افزایش یافته است . بعنوان مثال ، Grismer (2002) تحقیقی بر روی ارزش CWP برای پنبه آبیاری شده در آریزونا و کالیفرنیا انجام داد و نتیجه گرفت که دامنه CWP از دامنه ای که توسط Doorenbos و Kassam (1979) ارائه شده بود ، در بسیاری موارد فراتر می رود. در تولید برنج ، CWP در اثر دوره های کوتاهتر رشد (TUong, 1999) و در اثر افزایش نسبت فتوسنتز به تعرق (Pengetal , 1998) افزایش دارد . این امیدوار کننده است که CWP برای سایر محصولات به صورت بسیار معنی داری تغییر کرده است . تحقیقات متنوعی ، رابطه بین کاربرد آب و عملکرد را در محصولات و غیره در شرایط مشخص با شیوه های مدیریت آبی و کشت ویژه بررسی کرده اند . بحث حاضر ، نتایج آزمایشات مزرعه ای که در چند سال اخیر اجرا شده است را جمع آوری نموده و سعی دارد که دامنه ای قابل قبول برای چهار محصول عمده اصلی :

گندم (Triticum aestivum L.) ، برنج (oryza sativa L.) ، پنبه (Gossypium spp) و ذرت (zea mays L.) را پیدا کند.

 

2- پایگاه داده ها و کاربرد اصطلاحات

پایگاه داده ها توسط اطلاعات CWP جمع آوری شده از آزمایشات مزرعه ای گزارش شده در مقالات بین المللی ، صورتجلسات همایش ها و گزارشات فنی حاصل می شود . اکثر آزمایشات مزرعه ای ، در ایستگاههای آزمایشی تحت شرایط متنوع رشد ، شامل تنوع در آب و هوا ، آبیاری ، حاصلخیزی ، خاکها ، شیوه های کشت و غیره اجرا شده است . از آنجا که هدف این بحث ، یافتن دامنه های قابل قبول CWP طبق شرایط مدیریت کشاورزی است ، تمام ارزشهای CWP اندازه گیری شده در آزمایشات در پایگاه داده گنجانده شده است . برای آنکه داده ها در پایگاه گنجانده شوند ، نتایج آزمایشات بایستی به طور مختصر تبخیر – تعرق واقعی اندازه گیری شده فصلی (ETact) و روشهای بکار رفته در تعیین (ETpot) و عملکرد محصول Yact را ارائه دهند. اغلب مطالعات، ETact را اندازه گیری نمی کنند و بجای آن تبخیر – تعرق بالقوه (ETpot) را بکار می برند.این مطالعات معمولاً در پایگاه داده ها ثبت نمی شود و به این دلیل ، در این بحث استفاده نمی شود. نتایج حاصل از آزمایشات گلخانه ای ، آزمایشات گلدانی و مدلهای شبیه سازی بالانس آب ، در نظر گرفته نشد. همچنین آزمایشاتی که بر مبنای روشهای تبخیر – تعرق (Allen et al , 1998) بود ، در این بررسی ، مناسب تشخیص داده نشد؛ در واقع تبخیر – تعرق اندازه گیری نشد, اما تخمین زده شد. لیزیمتر یک ابزار مناسب و متداول در تعیین ETact است. روشهای متوازن کردن آب خاک که محتوی آب خاک را در هنگام فصل رشد از طریق تعیین رطوبت خاک تعیین می کند یا از طریق دستگاههای شکافت هسته ( کاوش هسته ای ) یاتوسط روش (TDR) ,

Time – domain – reflectometry اغلب کاربرد دارد . تکنیکهای اندازه گیری میکروهواشناسی ، مثل ضریب Bowen و روشهای eddy – correlation اغلب در اینگونه مطالعات معمول نیست ( آنها عمدتاً برای مطالعات میکروهواشناسی و اقلیمی کاربرد دارد و گزارشی از نقش آنها در عملکرد محصولات گزارش نشده است ) . عملکرد ، بعنوان بخش تجاری تولید بیوماس نهایی در سطح زمین تعیین می شود ، برای گندم ، ذرت و برنج ، مجموع عملکرد دانه و برای پنبه مجموع عملکرد Lint و یا مجموع عملکرد بذر آن بررسی شده است .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

کاربرد های کامپیوتر در مسائل مربوط به زهکشی

 

 

 

 

امروزه کامپیوتر در تمام ابعاد و جنبه های مختلف سیستم ها زهکشی وارد شده است. با استفاده از کامپیوتر و مدل های کامپیوتر حتی نیاز به کارهای موسوم آزمایشگاهی نیز نمی باشد. ورود کامپیوتر به مباحث زهکشی مفاهیم و روش های جدیدی را باعث شده است. با این وجود گرچه روش های کامپیوتری جایگزین روش های قدیمی محاسباتی قدیمی شده اند اما برنامه های کامپیوتری نمی توانند درک صحیحی از فرایندها را به مهندسین القا نمایند. لذا توصیه می شود مهندسان طراح سیستم های زهکشی به روش های محاسبات دستی هم آسنا باشند و نیز قادر باشند از برنامه های کامپیتری استفاده کنند.

 

 

 

 

 

 

 

1- کاربردهای کامپیوتری در طراحی زهکش

 

 

 

برخی از برنامه های کامپیوتری فقط برای محاسبا طراحی به کار برده می شوند. مثلا قادرند معادلات هوخهات، مانینگ و استریکلر را حل نمایند. این برنامه ها ممکن است عملیات رسم نقشه ها یا تهیه جدول طراحی را نیز انجام دهند. از جمله این نرم افزارها می توان به بسته نرم افزاری CAD (طراحی به کمک کامپیوتر، Computer Aided Design) اشاره کرد. اکثر برنامه های کامپیوتری که در طراحی سیستم های زهکشی به کار گرفته می شود توسط افراد یا شرکت های خصوصی و برای مصارف داخلی تهیه شده و در بازار موجود نمی باشد. با این وجود تعدادی نرم افزار تجارتی نیز ساخته شده است که دسترسی عموم به آن آزاد است.

 

 

 

 

 

 

 

1-1سیستم های مزرعه

 

 

 

فائو و برخی موسسات دیگر نرم افزارهایی را برای طراحی زهکش های مزرعه تهیه و ارائه نموده اند. این نرم افزارها در دو حالت ماندگار و غیر ماندگار کاربرد دارند. در این نرم افزارها برای شرایط ماندگار از روش توکسوز- کرکهام استفاده شده و با داشتن قطر لوله فاصله زهکش ها محاسبه می شود.

 

 

 

یکی از نرم افزارهای موجود DrainCAD می باشد که توسط مرکز مهندسی آبیاری در دانشگاه لوون بلژیک تهیه شده است. برای استفاده از این نرم افزار لازم است نقشه زمین مورد نظر در اتوکد دیجیت شده تا نرم افزار فاصله زهکش ها را مطابق با شرایط زمین از طریق فرمول های هوخهات و گلوور- دام محاسبه نماید. این برنامه قادر است به سیستم اطلاعات جغرافیایی مانند ARC/INFO نیز اتصال پیدا کند.

 

 

 

سازمان طرح های زهکشی وابسته به وزارت منابع آب مصر نیز نرم افزاری با عنوان DrainGIS ارئه نموده است که محاسبات طراحی سیستم های مرکب لوله های زهکش را با استفاده از اطلاعات صحرایی و نقشه های دیجیت شده انجام و نقشه سازه های وابسته به سیستم را نیز تولید می کند. مهندسان مشاور آمریکایی و کانادایی نرم افزارهای مختلفی را برای طراحی در مقیاس بزرگ تهیه و در پروژه هایی مانند طرح ISAWIP در مصر یا طرح RAJAD در هندوستان با موفقیت به کار برده اند.

 

 

 

 

 

 

 

1-2سیستم های کانال

 

 

 

از کامپیوتر به خوبی می توان در محاسبات طراحی کانال ها استفاده کرد. در روش های محاسبات دستی غالبا از جداول و گراف ها استفاده به عمل می آید که دارای دقت کافی نمی باشند. علاوه بر این کامپیوتر این امکان را فراهم می سازد کهمحاسبات را برای شرایط مختلف و در مدت بسیار کوتاه تکرار کرد. برنامه های موجود در بازار، طراحی کانال ها را در دو وضعیت ماندگار و غیر ماندگار انجام می دهند. از جمله این نرم افزارها می توان به HEC-2 اشاره کرد که توسط مهندسان مشاور ارتش آمریکا تهیه شده و در اختیار عموم قرار دارد. نرم افزار دیگری که قادر است طراحی را در وضعیت غیر ماندگار انجام دهد HEC-RAS می باشد که توسط سازمان حفاظت منابع آمریکا (NRCS) تهیه شده است. از برنامه های موجود دیگر نرم افزار موسوم به DUFLOW می باشد که معادلات سنت و نان را برای کانال ها در وضعیت غیر ماندگار به صورت عددی حل می کند. برخی از این برنامه ها دارای امکانات لازم به منظور لحاظ کردن وضعیت کیفی آب نیزمی باشند.

 

 

 

 

 

 

 

1-3تهیه نقشه ها و فهرست اقلام

 

 

 

برای تهیه نقشه های سیستم زهکشی و پروفیل طولی و عرضی خطوط لوله و کانال ها و نیز تهیه لیست اقلام مورد نیاز طرح و فهرست قیمت ها نیز نرم افزارهای متعددی در بازار موجود است که می توان از آنها استفاده کرد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

راهنمای تهیه محلول غذایی برای کشت هیدروپونیک

 

 

 

 

<> 

آزمایشها نشان می دهد که هر یک از عناصر مورد نیاز گیاه کار بخصوصی در رشد گیاه انجام می دهد. بنابراین شناخت نقش عناصر و علائم کمبود و زیادی آنها برای کنترل تغییرات محلول الزامی است .

 

عناصر اصلی و مهم

 

نیتروژن:

نیتروژن یکی از اجزای موجود در پروتئین است که به صورت غذا در گیاه ذخیره می شود. نیتروژن معمولا در بخشهای دیگری از سلول مثل کلروفیل و همچنین در ساختار آمینو اسیدها نیز وجود دارد.

علائم کمبود: روشن تر شدن قسمتهای سبز گیاه - تغییر رنگ برگهای پیر به رنگ سبز روشن و علائم شدیدتر رنگ برگ به زردی می گراید و سرانجام موجب مرگ برگ می شود.

علائم زیادی: افزایش نیتروژن باعث تولید گیاه پر آب و ضخیم و در نتیجه تغییر رنگ شاخ و برگ به رنگ سبز تیره می شود. همچنین گیاه نسبت به بیماریها و آفات حساسیت زیادی پیدا می کند.افزایش نیتروژن در محصولات میوه ای باعث آسیب شکوفه و گل می شود و کیفیت محصول را کاهش می دهد.

بهترین میزان برای یونهای نیترات 75% و برای آمونیوم25% می باشد. در سیستم های چرخه ای 5% آمونیوم از کل نیتروژن کافی است ولی در سیستم های غیر چرخه ای یک درصد بیشتری احتیاج است.

افزایش غلضت نیترات باعث کاهش تعداد تارهای کشنده ریشه نیز می شود. اگر منبع اصلی تامین نیتروژن آمونیوم با شد می تواند گیاه را مسموم کند. آثار این مسمومیت در ساقه و برگها توسعه پیدا می کند و برگها به صورت پیاله ظاهر می شوند و همچنین بافت های آوندی خراب می شوند. آمونیوم مانع از عملکرد کلسیم، که برای نگهداری دیواره سلولی لازم است می شود در نتیجه گیاه پژمرده می شود. اگر شاخه های مبتلا شده را از وسط ستون ریشه ای ببریم یک محیط سیاه و فاسد از بافت پیوندی را مشاهده می کنیم.

غلظت نیتروژن در اکثر فرمولهای محلول غذایی بین 100 تا 200 mg/l است و نسبت نیترات به آمونیوم در حدود 3 یا 4 به 1 است .

منابع نیتروژن عبارتند از : منو یا دی هیدروژن فسفات آمونیوم به عنوان معمولی ترین منبع تهیه آمونیوم می باشد. ولی در کل از نیترات کلسیم ، نیترات پتاسیم و اسید نیتریک برای تهیه نیترات و از نیترات آمونیوم برای تهیه آمونیوم استفاده می شود .

 

فسفر:

میزان فسفر در گیاهان از 2/0 تا 5/0 درصد در ماده خشک تغییر می کند.

علائم کمبود: اولین علامت کمبود در رشد دیده می شود و سپس برگهای پیرتر به رنگ زرشکی سیر(ارغوانی) تبدیل می شوند.

علائم زیادی: اگر از 1% در ماده خشک بیشتر باشد باعث مسمومیت فسفر می شود. مسمومیت فسفر بر روی سایر عناصر مانند آهن، منگنز و روی تاثیر می گذارد.

غلظت فسفر در محلول غذایی: در اکثر فرمولهای غذایی غلظت فسفر بین 30 تا 50 mg/l می باشد. شکل فسفر در محلول غذایی به صورت منو یا دی هیدروژن فسفات است.

 

پتاسیم:

میزان پتاسیم در گیاه 25/1 تا 3 درصد در ماده خشک تغییر می کند.

علائم کمبود: کاهش رشد و کلورز حاشیه ای. علائم کمبود پتاسیم مانند سوختگی برگ است به صورتی که در کنار برگها بیشتر است. در اکثر فرمولهای محلول غذایی غلظت پتاسیم در حدود 200 mg/l و به صورت کاتیون است.

منابع تهیه پتاسیم: نیترات پتاسیم - سولفات پتاسیم یا کلرید پتاسیم

 

کلسیم:

میزان کلسیم در گیاهان در حدود 5/0 تا2% در ماده خشک است.

علائم کمبود: کمبود کلسیم به صورتی است که برگها به رنگ قهوه ای و یا سیاه ظاهر می شوند و حاشیه برگها نیز در هم فرو می روند. یکی دیگر از تاثیرهای کمبود کلسیم مرگ و پوسیدگی شکوفه و گل است.

علائم زیادی: باعث کمبود کاتیونهای مهم مثل پتاسیم و منیزیم می شود. غلظت کلسیم در اکثر محلول های غذایی در حدود 200 mg/l می باشد.

مهمترین منابع تهیه کلسیم در محلول غذایی نیترات کلسیم می باشد. در صورتی که حلالیت در آب کم باشد می توان از سولفات کلسیم به عنوان یک منبع تکمیلی استفاده کرد.

 

منیزیم:

میزان منیزیم در گیاه باید حدود 5/0 تا 2/0 درصد باشد. منیزیم در ساختار کلروفیل موجود است.

علائم کمبود: کلروز داخلی برگهای پیر. غلظت منیزیم حدود 50 mg/l و به شکل +mg2 در محلول غذایی است. منبع تهیه منیزیم سولفات منیزیم است.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

سیستم های آبیاری

 

 

سیستم آبیاری سنترپیوت به دلیل هزینه کارگری کم ، انعطاف پذیری زیاد ، راحتی اجرا و بهره برداری آسان ، یک سیستم آبیاری انتخابی درامر کشاورزی است . وقتی که سیستم سنترپیوت درست طراحی شود و به پخش کننده های آب با راندمان بالا تجهیز شود ، می تواند در منابع پردازش خود( آب ، انرژی ، زمان ) صرفه جویی نماید . از انواع مختلف این پخش کننده ها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

 

حالت پخش اسپری در ارتفاع متوسط mid-elevation spray application ))، حالت پخش اسپری در ارتفاع کم( low-elevation spray applicator ) وحالت پخش دقیق با انرژی کم( low energy precison application).

 

حالت آبیاری موضعی زیرسطحی (subsurface drip irrigation ) ، به علت راندمان بالا با روش های ذکر شده قابل قیاس است.راندمان یکنواختی بالای آبیاری که منجر به تولید محصول و راندمان آب مصرفی بالا می شود ، بهترین وسیلة مقایسه روش های آبیاری برای مناطق و محصولات ویژه می باشد .

 

در آزمایشات مختلف محققان روشهای آبیاری LEPA ، MESA ، LESA ، SDI با 5 نرخ آبیاری ناقص(I0 ، I25 ، I50 ، I75 و I100) به صورت نسبت آب تهیه شده به مقدار آبیاری کامل برای گیاهان مختلف مورد ارزیابی قرار می گیرد ،که نرخ آبیاری کامل بر اساس ET پتانسیل محاسبه شده از ET گیاه مبنا و اعمال ضریب گیاهی محل تعیین می گردد.

 

براساس مطالعات انجام یافته عملکرد محصول و راندمان آب مصرفی( WUE ) در نرخ های I25 و I50 تحت روش SDI بیشتر از دیگر روش های آبیاری است و در روش LEPA معمولاً بیشتر از Spray ، اما از SDIکمتر می باشد . روند روش ها در نرخ I100معکوس بوده و عملکرد محصول و WUE در روش Spray بیشتر از LEPA و SDI می باشد . در نرخ آبیاری I75، نیز این مطلب صادق است .

 

کاهش محصول در آبیاری های کامل در نتیجة راناف سطحی برای روش LEPA و نفوذ عمقی برای SDI می باشد . در روش SDI با کاربرد مقادیر کمتر آبیاری نفوذ کاهش می یابد و تبخیر نیز با کاهش سطح خیش شده کاهش می یابد و فقط آبی که به بالا حرکت می کند تبخیر می شود.

 

هنگامی که روش LEPA با تدابیری از قبیل شیب کمتر از1 درصد ، کشت دایره ای ، ایجاد خاکریز فارو ، کنترل رطوبت خاک و برنامة آبیاری مناسب همراه باشد، بیش از 95 درصد آب در اختیار گیاه قرار خواهد گرفت .مدیریت راندمان بالای آبیاری Spray نیز شامل کاربرد نازل هایی با قطرات آب درشتتر ، اجرای نسبتاً کند پیوست برای تهیة‌ آب کاربردی عمیق تر و اجتناب از آبیاری اسپری در شرایط باد شدید می باشد.   

 

تانسیومتر : اندازه گیری پتانسیل ماتریک با وسایل ساده ای به نام تانسیومتر انجام می شود . تانسیومترها یا از نوع جیوه ای هستند و یا از نوع فلزی . تانسیومتر جیوه ای ، لوله ساده و خمیده ای است پر از آب که یک طرف آن منتهی به کلاهک سرامیکی است . طرف دیگر لوله وارد یک مخزن جیوه می شود . حال اگر کلاهک سرامیکی در داخل یک خاک قرار گیرد ، پس از مدتی توازن پتانسیل رطوبتی بین آب داخل تانسیومتر و آبی که در بیرون از آن در داخل خاک وجود دارد برقرار می گردد . برقراری تعادل با وارد شدن یا خارج شدن آب به داخل لوله تانسیومتر از طریق کلاهک آن که نسبت به آب نفوذپذیر است انجام می شود . اگر خاک خشک باشد ، آب را از داخل تانسیومتر به طرف خود خواهد کشید . در این وضعیت خلا ایجاد شده در داخل تانسیومتر موجب می شود که در طرف دیگر لوله ، جیوه صعود می نماید . مقدار بالا آمدن جیوه متناسب با پتانسیل آب در خاک خواهد بود .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی
بنفشه آفريقايي Gesneriaceae

 

گياه بنفشه آفريقايي اولين بار در جنگل‌هاي آفريقا توسط يک گياه شناس بنام سن پل شناسايي شد و نام علمي جنس آن Saintpaulia inonata است.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس مهرداد فرهنگی

سیستم های آبیاری

 

 

سیستم آبیاری سنترپیوت به دلیل هزینه کارگری کم ، انعطاف پذیری زیاد ، راحتی اجرا و بهره برداری آسان ، یک سیستم آبیاری انتخابی درامر کشاورزی است . وقتی که سیستم سنترپیوت درست طراحی شود و به پخش کننده های آب با راندمان بالا تجهیز شود ، می تواند در منابع پردازش خود( آب ، انرژی ، زمان ) صرفه جویی نماید . از انواع مختلف این پخش کننده ها می توان به موارد زیر اشاره کرد :

 

حالت پخش اسپری در ارتفاع متوسط mid-elevation spray application ))، حالت پخش اسپری در ارتفاع کم( low-elevation spray applicator ) وحالت پخش دقیق با انرژی کم( low energy precison application).

 

حالت آبیاری موضعی زیرسطحی (subsurface drip irrigation ) ، به علت راندمان بالا با روش های ذکر شده قابل قیاس است.راندمان یکنواختی بالای آبیاری که منجر به تولید محصول و راندمان آب مصرفی بالا می شود ، بهترین وسیلة مقایسه روش های آبیاری برای مناطق و محصولات ویژه می باشد .

 

در آزمایشات مختلف محققان روشهای آبیاری LEPA ، MESA ، LESA ، SDI با 5 نرخ آبیاری ناقص(I0 ، I25 ، I50 ، I75 و I100) به صورت نسبت آب تهیه شده به مقدار آبیاری کامل برای گیاهان مختلف مورد ارزیابی قرار می گیرد ،که نرخ آبیاری کامل بر اساس ET پتانسیل محاسبه شده از ET گیاه مبنا و اعمال ضریب گیاهی محل تعیین می گردد.

 

براساس مطالعات انجام یافته عملکرد محصول و راندمان آب مصرفی( WUE ) در نرخ های I25 و I50 تحت روش SDI بیشتر از دیگر روش های آبیاری است و در روش LEPA معمولاً بیشتر از Spray ، اما از SDIکمتر می باشد . روند روش ها در نرخ I100معکوس بوده و عملکرد محصول و WUE در روش Spray بیشتر از LEPA و SDI می باشد . در نرخ آبیاری I75، نیز این مطلب صادق است .

 

کاهش محصول در آبیاری های کامل در نتیجة راناف سطحی برای روش LEPA و نفوذ عمقی برای SDI می باشد . در روش SDI با کاربرد مقادیر کمتر آبیاری نفوذ کاهش می یابد و تبخیر نیز با کاهش سطح خیش شده کاهش می یابد و فقط آبی که به بالا حرکت می کند تبخیر می شود.

 

هنگامی که روش LEPA با تدابیری از قبیل شیب کمتر از1 درصد ، کشت دایره ای ، ایجاد خاکریز فارو ، کنترل رطوبت خاک و برنامة آبیاری مناسب همراه باشد، بیش از 95 درصد آب در اختیار گیاه قرار خواهد گرفت .مدیریت راندمان بالای آبیاری Spray نیز شامل کاربرد نازل هایی با قطرات آب درشتتر ، اجرای نسبتاً کند پیوست برای تهیة‌ آب کاربردی عمیق تر و اجتناب از آبیاری اسپری در شرایط باد شدید می باشد.   

 

تانسیومتر : اندازه گیری پتانسیل ماتریک با وسایل ساده ای به نام تانسیومتر انجام می شود . تانسیومترها یا از نوع جیوه ای هستند و یا از نوع فلزی . تانسیومتر جیوه ای ، لوله ساده و خمیده ای است پر از آب که یک طرف آن منتهی به کلاهک سرامیکی است . طرف دیگر لوله وارد یک مخزن جیوه می شود . حال اگر کلاهک سرامیکی در داخل یک خاک قرار گیرد ، پس از مدتی توازن پتانسیل رطوبتی بین آب داخل تانسیومتر و آبی که در بیرون از آن در داخل خاک وجود دارد برقرار می گردد . برقراری تعادل با وارد شدن یا خارج شدن آب به داخل لوله تانسیومتر از طریق کلاهک آن که نسبت به آب نفوذپذیر است انجام می شود . اگر خاک خشک باشد ، آب را از داخل تانسیومتر به طرف خود خواهد کشید . در این وضعیت خلا ایجاد شده در داخل تانسیومتر موجب می شود که در طرف دیگر لوله ، جیوه صعود می نماید . مقدار بالا آمدن جیوه متناسب با پتانسیل آب در خاک خواهد بود .

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

زهکشی Drainage

 

 به زبان ساده میتوان گفت زهکشی خارج کردن آب و املاح اضافی از بستر و یا عمق خاک است .در کشاورزی هدف از زهکشی ، بیشتر فراهم کردن محیطی مناسب برای رشد ریشه گیاه است ( از نظر تهویه و شوری)  در تعریفی جامع تر میتوان گفت زهکشی به معنی خارج شدن طبیعی یا مصنوعی آب مازاد از یک منطقه بوده و از مباحث بنیادی هیدرولوژی مهندسی است . 

 

اهمیت زهکشی : هر وقت زمین را آبیاری میکنیم سطح آب سفره زیرزمینی بالا می آید و امر تهویه در منطقه ریشه با مشکل مواجه میشود ضمنا تجمع املاح نیز باعث ایجاد شوری در خاک میگردد .

 

 مسائلی که به خاطر عدم تهویه در خاک بوجود می آیند : 

 

1-کاهش تنفس ریشه و موجودات زنده 2-کاهش نفوذپذیری و حرکت کند املاح در خاک3- تشکیل ترکیبات سمی در خاک ( انجام عملیات احیا به جای اکسیداسیون)4-کاهش تولید مواد غذایی در خاک

 

 بعضی از زمینها بصورت طبیعی زهکشی شده اند ( به علت وجود شیب و با کمک نیروی ثقل )و در بعضی از موارد زهکشی بصورت مصنوعی انجام میشود مانند کانال یا لوله .

 

نگاهی به مقایسه درصد مصرف آب در کشورهای مختلف جهان میتواند اهمیت زهکشی را برای ما نمایان تر سازد.

 

 

 

 

تاریخچه زهکشی

 

 زهکشی کشاورزی،‌ بنا به عقیده سازمان خواربار و کشاورزی جهانی، نه هزار سال پیش در بین‌النهرین آغاز شد. در آن هنگام لوله به کار برده نمی‌شده بلکه به احتمال زیاد از سنگ و سنگ‌ریزه و شاخ و برگ گیاهان بهره‌گیری می‌شد. اولین لوله‌های زهکشی حدود چهار هزار سال قدمت دارند. در اروپا، اولین زهکشی زیرزمینی حدود دو هزار سال پیش نصب شده‌است. 

 

در کتابی که در حدود سه هزار سال پیش در چین نگاشته شده، نقشه‌هایی از سیستم زهکشی مشاهده می‌شود. هرودت،‌ در حدود 2400 سال قبل،‌اشاره‌هایی به کاربرد زهکشی در درّه نیل دارد.

 

 اولین مدارک ثبت شده زهکشی بوسیله شخصی به نام کاتو در دو سال ق . م .ثبت شده است .  یک سال ق. م . شخصی به نام پلینگ، سیستم زهکشی خندقی را پیشنهاد کرد که از ریگ و شاخ و برگ پر شده بود و به عنوان یک زهکش زیرزمینی عمل میکرد.البته قنات که ابداع آن در حدود سه هزار سال قبل توسط ایرانیان صورت گرفته است یکی از قدیمیترین سیتمهای زهکشی محسوب میشود و در اینجا بد نیست اشاره ای نیز به سیستم زهکشی تخت جمشید کرد که این سیستم در نوع خود در جهان از نظر تاریخی بی نظیر است .  زهکشی مدتی در جهان به فراموشی سپرده شد تا اینکه در 1544 میلادی در انگلستان دوباره زندگی جدیدی یافت. اولین تنبوشه ساز سفالی در 1840 در انگلستان به کار گرفته شد. در امریکا زهکشی لوله‌ای در دو سدة پیش آغاز شد.. 

 

زهکشی در ایران :

 

احداث اولین شبکه‌های نوین آبیاری و زهکشی در دهه 1310 در جنوب کشور صورت گرفت و اولین زهکش روباز با استفاده از ماشین در حوالی سال 1335 در شاوور خوزستان ساخته شد. در سال‌های 1341 و 1342 اولین شبکه زهکشی زیرزمینی با استفاده از لوله‌های سفالی در دانشکده کشاورزی دانشگاه جندی شاپور (شهید چمران) واقع در ملّاثانی (رامین) اهواز در وسعتی حدود 500 هکتار با نیروی کارگری به اجرا در آمد. در همین سال‌ها بود که اولین ماشین زهکشی وارد کشور شد. اولین طرح بزرگ زهکشی به وسعت 11000 هکتار در هفت تپه به اجرا درآمد. سپس زهکشی اراضی شرکت کشت و صنعت کارون و همزمان با آن زهکشی اراضی آبخور سد وشمگیر در گرگان آغاز شد. دشت‌های مغان، دالکی در بوشهر،‌ زابل، میان‌آب، بهبهان، طرح‌های هفت‌گانه توسعه نیشکر در خوزستان از جمله طرح‌های بزرگ دیگری هستند که اجرای آنها به اتمام رسیده است.

 

 اهداف زهکشی : 

 

1-جمع آوری و خارج کردن املاح اضافی 2-جمع آوری آبهای سطحی ناشی از روان آب ،که این مساله بیشتر در مناطق مرطوب کاربرد دارد و لازم به ذکر است در مناطق مرطوب کانالهای سطحی زهکش را بصورت عریض میسازند.3-ایجاد تهویه مناسب در محیط خاک ریشه 4-بهبود کارایی ماشین آلات ( مخصوصا کشاورزی ) 5 -استحکام بخشیدن به ساختمان خاک و ...

 

 فواید زهکشی : 

 

از فواید زهکشی میتوان جلوگیری از وقوع سیل ، به زیر کشت بردن اراضی جدید، زودتر گرم شدن خاک در فصل بهار ، شروع زودتر عملیات کشاورزی ، کیفیت و کمیت بهتر محصولات ، شستشوی املاح اضافی و بهتر شدن وضعیت مسائل بهداشتی را نام برد .در تعریفی جامع تر از این فواید میتوان گفت فواید زهکشی به شرح زیر است .

 

 1-کنترل و جلوگیری از ماندابی شدن ، ۲.کنترل و جلوگیری از شورشدن اراضی ، ۳.کنترل فرسایش ، ۴.کنترل سیل ، ۵.حفاظت محیط زیست ، ۶.سلامت عمومی و بهداشت ، ۷.جلوگیری از راکد شدن آب و ایجاد بوی تعفن و نامطبوع در محیط مزرعه ،۸.حفاظت از ابنیه و تاسیسات عمومی و ۹.توسعه روستایی و امنیت غذایی 

 

معایب زهکشی :

 

 1-شستن و خروج بعضی از املاح مفید خاک به همراه املاح مضر 2- هزینه بر بودن مطالعه و اجرا 3-ازبین بردن اکوسیستم طبیعی منطقه به علت کم کردن رطوبت و نتیجتا غیر قابل زیست شدن آن منطقه برای بعضی از موجودات مانند پرندگان به علت کم شدن رطوبت 4- ازبین رفتن علفهای طبیعی منطقه 5- اشغال بخشی از زمین زراعی و تقسیم زمین به قطعات جداگانه 6- افزایش خطر آتش سوزی 

 

منشاء زه آب: 

 

 

 

 زه آب ممکن است ناشی از بارندگی ، ذوب برف ، آب آبیاری ، جریانات سطحی و نشت زیر سطحی از اراضی مجاور ، سریز و طغیان رودخانه ها، نشت از کانالهای آبیاری و صعود سطح ایستابی باشد.

 

 در نواحی مرطوب بارندگی های مداوم ؛ در نواحی سردسیرتغذیه ناشی از ذوب برف و در نواحی سردسیر تغذیه ناشی از ذوب برف و در نواحی خشک ونیمه خشک ، آبیاری طغیانهای فصلی ، آبشویی اراضی و صعود سطح ایستابی ، منشآ اصلی زه آبها به دشمار میروند.با توجه به موارد ذکر شده ، عواملی چون روش آبیاری ( ثقلی - تحت فشار)، فیزیوگرافی (توپوگرافی، شکل زمین)، شبکه آبراهه ، عمق لایه نفوذ ناپذیر ،لایه بندی خاک، ویژگیهای هیدرودینامیکی خاک (نفوذ پذیری سطحی ، هدایت هیدرولیکی) و خصوصیات شیمیایی خاک( شوری ،کسر آبشویی ، قلیائیت)بطور غیر مستقیم بر زهدار شدن اراضی موثرند. 

 

انواع سیستم های زهکشی :

 

 از دیدگاههای متفاوت ، زهکشها را به انواع مختلفی تقسیم بندی می نمایند .در صورتی که نوع زه آب از نظر سطحی یا زیر سطحی مورد توجه باشد ، زهکشها را به دو دسته زهکشهای سطحی و زیر سطحی تقسیم بندی می نمایند . در شرایطی که سازه های زهکشی مورد توجه باشند ،زهکشها را به دو دسته زهکشهای روباز و زهکشهای لوله ای(زیر زمینی) تقسیم بندی می نمایند که در مورد اخیر زهکشی قائم ( چاه زهکش )را نیز در بر میگیرد. توجه به این نکته ضروری است که زهکشهای روباز علاوه بر زه آبهای سطحی ،پروفیل خاک را نیز زهکشی می نمایند.هر سیستم زهکشی دارای اجزایی است که بسته به نوع سیستم ،ابنیه ابی متفاوتی را شامل میشود. 

 

سیستم زهکشی سطحی : برای مناطق مرطوب بیشترین کاربرد را دارد و به خاطر اینکه بارندگی در سطح زمین تجمع پیدا میکند ، این سیستم بصورت کانالهای عریض و کم عمق( شبکه نهرهای قابل گذر) بکار میرود بطوریکه ماشین آلات هم میتوانند براحتی از روی آن حرکت کنند .

 

 

 

 

 

 سیستم زهکشی زیرزمینی: بصورت کانال روباز عمیق تا عمق حدود 2 متر و یا لوله گذاری زیرزمینی است . زهکشی زیر زمینی بصورت عمودی نیز میتواند باشد ( حفر چاه )   لوله های زهکش زیر زمینی بصورت قطعه قطعه می باشند که یا بصورت ساده است و یا بصورت نرو مادگی . 

 

انواع زهکش:

 

 

 

1-روباز  2- لوله ای 

 

 )  Mole drian3-لانه موشی (  4-عمودی ( چاه ) 5-زهکش حائل 

 

زهکش روباز : کانال با مقطع معمولا ذوذنقه ای شکلی است .

 

 

 

 درکانال زهکشی به مراتب بیشتر از کانال آبیاری است .free board

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

مدیریت و مصرف انرژی در کشاورزی پایدار

 

 

کشاورزی به‌عنوان مهمترین روش تأمین غذای انسان، ساختمان و عمل اکوسیستم‌های طبیعی را به شدت تغییر داده است. بهره‌برداری انسان از منابع طبیعی همواره به‌صورت یک‌جانبه و بی‌رویه بوده و بهره‌برداری از این منابع بدون رعایت جنبه‌های حفاظتی آن و تنها براساس تأمین منافع کوتاه‌مدت انجام می‌گیرد. رشد فزاینده جمعیت و بحران کمبود غذا، سبب بهره‌برداری بیش از اندازه از منابع طبیعی و در نتیجه برهم خوردن توازن بیولوژیکی بودهاست. مصرف بی‌رویه مواد شیمیائی نیز در کشاورزی، سبب بروز مشکلات زیست‌محیطی گوناگونی شده است. کشاورزی پایدار (Sustainable Agriculture) به مدیریت صحیح منابع کشاورزی اطلاق می‌گردد که در جهت رفع نیازهای درحال تغییر بشر به کار برده شود و در عین حال منابع طبیعی و نیز کیفیت محیط زیست را حفظ کرده و حتی بهبود بخشد. کشاورزی پایدار سودمند و مستمر، متکی بر حفظ منابع طبیعی است. این شیوه کشاورزی، اقتصادی‌ترین و در عین حال سودمندترین نحوه استفاده از انرژی و تبدیل آن به محصولات کشاورزی، بدون تخریب حاصل‌خیزی خاک و کیفیت محیط زیست می‌باشد.

 

 

 

این روش کشاورزی، دیدگاهی ورای اقتصاد تولید صرف را دارد. به‌طوری که در آن همبستگی بین اقتصاد تولید، ثبات اکولوژیک و حفظ محیط زیست به‌صورتی جامع در نظر گرفته می‌شود. در کشاورزی پایدار، افزایش جریان انرژی در اکوسیستم کشاورزی و نجات کشاورز مبتدی از زراعت برای خود مصرفی و نیز صرفه‌جوئی در مصرف انرژی در راستای حفاظت از کشاورزی پایدار و حفظ محیط زیست دنبال می‌شود. کشاورزی پایدار نوعی بینش جامع می‌باشد که در آن جنبه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و حتی فلسفی با یکدیگر تلفیق یافته‌اند و ابعاد فرهنگی آن کمتر از جنبه‌های فنی و تکنیکی نمی‌باشد. در این روش، به‌منظور کاهش مصرف سموم، علف‌کش‌ها و کودهای شیمیائی از تناوب زراعتی، عملیات مبارزه بیولوژیکی و استفاده از شیوه‌های به‌زراعی و به‌نژادی و نیز جایگزینی کود سبز و انواع کودهای حیوانی به‌جای کودهای شیمیائی استفاده می‌شود. در نتیجه میزان خسارت و اثرات سوء مواد شیمیائی به سلامت انسان، منابع طبیعی، محیط زیست و جوامع روستائی و شهری به حداقل کاهش می‌یابد. در ابتدای قرن بیستم مفاهیم کلی‌گرائی در مقابل فردگرائی شکل گرفت.

ظهور افکار کلی‌گرائی که در آن به سیستم‌های طبیعی به‌عنوان یک الگو می‌نگرد و بر نقش کشاورز در توسعه سیستم‌ها متکی است، منجر به توسعه مفاهیمی شد که امروزه به کشاورزی جایگزین (Replaceable Agriculture) نامیده می‌شود. طی دهه اول ۱۹۰۰، کشاورزی جایگزین به موازات کشاورزی صنعتی شکل گرفت. اولین شرکت سازمان یافته کشاورزی، جنبش کشاورزی بیودینامیک (Bodynamic Agriculture) بود که از سخنرانی‌های ”رودلف استینر“ بنیان‌گذار علم شناسائی طبیعت انسانی در سال ۱۹۲۴ شروع شد. اصول کشاورزی بیودینامیک روش‌های مناسب زراعت و باغبانی را شامل می‌شود و تنوع کشت، چرخه مجدد مواد، اجتناب از مصرف مواد شیمیائی، عدم تمرکز تولید و توزیع و غیره را در بر می‌گیرد.

 

 

از دهه ۱۹۲۰ کشاورزان بیودینامیک این اصول را توسعه دادند و برخی از روش‌های مناسب سنتی را مجدداً معرفی کردند. از دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ نظریه کشاورزی با استفاده از هوموس (Humus) به‌عنوان بخشی از فلسفه بیودینامیک مطرح گردید و به‌تدریج توسعه یافت. اصول تهیه کمپوست (Compost) و استفاده از آن تدوین شده و از آن زمان به بعد تحقیقات زیادی در مورد کاربرد زباله‌های شهری و روش‌های مناسب تهیه آن انجام گرفته است. نورث برن (۱۹۴۰) نخستین کسی بود که واژه کشاورزی ارگانیک (Organic Agriculture) را به کار برد.

 

 

فالکنر (۱۹۴۰) تراژدی بیولوژیکی و انسان ناشی از تکنولوژی نامطلوب را تشریح کرد. لوئیس بروم فیلد (۱۹۵۰) نیز در توسعه کشاورزی ارگانیک که در آن انسان، گیاه و دام در یک سیستم زنده با هم در ارتباط هستند، سهیم بوده است.

کمبود انرژی در ابتدای دهه ۱۹۷۰، نوعی آگاهی به‌وجود آورد و برای نخستین بار احساس شد که منابع طبیعی محدود هستند. از سال ۱۹۷۰ به بعد به‌دلیل برخی عوامل پیچیده اکولوژیکی و اقتصادی، بسیاری از متخصصین به این نتیجه رسیدند که مفهوم حداکثر عملکرد با استفاده از حداکثر نهادها نمی‌تواند پایداری طولانی داشته باشد و اعتقاد بر این یافتند که سیستم‌های کشاورزی بایستی تغییر کند.

 

 

با مقایسه دو روش کشاورزی عمقی (Intensive Agriculture) که تماماً مکانیزه بوده و با تخریب محیط زیست همراه است و فاقد ثبات اقتصادی در دراز‌مدت است، با کشاورزی پایدار که بر ثبات عملکرد در طولانی‌مدت با حداقل تأثیر بر محیط تأکید می‌کند، به این نتیجه می‌رسیم که نبایستی منافع آنی را فدای آرمان‌های آتی کرد. از نظر مدیریت، اکوسیستم‌های زراعتی پایدار که براساس اصول اکولوژیکی و متکی بر مصرف کم نهاده‌ها هستند، پیچیده‌تر از سیستم‌هائی‌اند که با نهاده زیاد اداره می‌شوند و بدین ترتیب نیاز به اصول منطقی و مدیریت صحیح‌تری دارند. در ارتباط با این پدیده، در سال ۱۹۸۸ قوانینی به تصویب رسید که هدف و کانون توجه آن، کشاورزی پایدار با مصرف نهاده کم یا LISA) Low input sustainable agriculture) بود. اهداف اعلام شده (LISA) حفظ کشاورزی خانوادگی، حفظ منابع طبیعی و بهبود کیفیت محیط زیست می‌باشد. علت این‌که مصرف نهادهای کمتر باعث پایداری در کشاورزی می‌شود. بنابراین اکوسیستم در کشاورزی سنتی که از انرژی مصرفی یا نهاده‌های کشاورزی کمتری برخوردار است، دارای ثبات بیشتری می‌باشد. از انواع سیستم‌های کشاورزی پایدار که سبب افزایش بازدهی انرژی در اکوسیستم‌های کشاورزی می‌شوند، می‌توان چندکشتی (Multiple Cropping)، مخلوط‌کاری (Interctopping)، شخم حفاظتی یا شخم حداقل (Minimum Tillage)، ایجاد جنگل ـ زراعتی (Agroforestry) و تلفیق دام با گیاه (Agroanimal) را نام برد.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

انتخاب روش های آبیاری در کشاورزی

 

 

آبیاری سطحی

آبیاری سطحی به گروه گسترده ای از روش های آبیاری اطلاق می شود که در آنها آب به وسیله نیروی ثقل در سطح مزرعه پخش می شود. اب عموماً در یک نقطه مرتفع یا در امتداد یک ضلع زمین رها شده و سطح مزرعه را تحت جریان سطحی می پوشاند. بازده و یکنواختی آبیاری به یکنواختی خاک، کیفیت ترازبندی زمین، توپوگرافی زمین و کنترل رابطه میان جریان، سرعت نفوذ آب به خاک و زمان آبیاری بستگی دارد. استفاده از خاک به عنوان محیط انتقال (در مقابل انتقال آب از طریق خطوط لوله یا از میان هوا توسط آب پاش ها)، شکل شناخته شده ای از روش های آبیاری سطحی است. همچنین این خاک است که عمق نفوذ را در زمان نفوذ کنترل می کند (در مقابل میزان جریان که توسط آب پاش ها یا قطره چکان ها کنترل می شود). علاوه بر این، در اراضی تحت آبیرای سطحی به سبب تغییر مشخصه های نفوذ و پیشروی آب نسبت به زمان، تعیین و پیش بینی بسیاری از توصیه هایی که از نظر مدیریت ضرورت دارد ممکن نیست. در روش های آبیاری سطحی کنترل آبیاری باید از طریق مدیریت اراضی انجام شود، در حالی که در سیستم های مکانیکی، طراحی و تجهیزات، جایگزین بخش عمده ای از مدیریت های لازم شده اند.

 

روش های آبیاری سطحی به دو دسته اساسی تقسیم می شوند:

 

غرقابی و جریانی.

روش های جریانی برای تضمین نفوذ کافی آب در پایین دست مزرعه باید مقداری رواناب داشته باشند. معمولاً برای جلوگیری از خروج آب از مزرعه، نیاز به سیستم برگشت رواناب به چرخه آبیاری وجود دارد. این سیستم در صورت طراحی مناسب، امکانات ارزشمندی را برای کاهش نیروی کارگری و یکنواختی بهتر پخش آب،فراهم می آورند.

 

انواع روش های آبیاری سطحی

آبیاری کرتی

آبیاری کرتی یکی از روش های آبیاری غرقابی است که برای آبیاری اراضی مسطح مرزبندی شده، استفاده می شود (شکل 3-1) در این روش سطح خاک به صورت غرقابی باقی نمی ماند. از آنجا که خاک تا زمانی که اب نفوذ می کند، غرقاب باقی می ماند، در این روش رواناب وجود ندارد. در مناطق بارانی باید ملاحظاتی برای تخلیه آب مازاد نفوذی انجام گیرد. آبیاری کرتی تحت عناوین گوناگونی مانند ابیاری غرقابی کنترل شده، نوارهای مسح، ابیاری کنترل شده، آبیاری کرتی کنترل شده، آبیاری کرتی مسطح ته بسته و آبیاری کرتی مسطح، بیان می شود. از این شیوه آبیاری می توان برای محصولات ردیفی و غیر ردیفی، با مرزهای داخلی یا بدون آب، و یا در بسترهای پهن همواره استفاده نمود. این شیوه همچنین در باغات و تاکستان ها نیز به کار برده می شود. از انجا که یکنواختی نفوذ نسبت به تغییرات نفوذ پذیری بسیار حساس است سرعت نفوذ باید در هر کرت ثابت باشد. نیازی نیست که کرت ها حتماً مستطیلی یا دارای مرزهای مستقیم باشند. پشته ها نیز لزوماً دائمی باشند. تحت یک مدیریت خوب، حجم معینی از آب به سرعت در کرت تخلیه خواهد شد.

جدول 3-1- روش های آبیاری سطحی و گونه های مختلف آنها

 

روش

کرتی نواری

جریان دائمی

و غرقابیشیاری (فارو) شیارهای کوچک

 

 

انواع

کرتی مسطحکرتی بستر سازی شده یا با جوی و پشتهکرتی همراه با آبیاری و تخلیه متناوب کرت نوارهای شیب دار با روانابنوارهای کم شیب ته بستهنوارهای موازی خطوط تراز نهرچه های تراز (غرقابی وحشی)شیارهای شیب دار سنتیشیارهای شیب دار جدید (مکانیزه)شیارهای مسطح و کم شیبشیارهای موازی خطوط تراز

 

گونه های مختلف آبیاری کرتی شامل کرت های مسطح و پشته دار (مرزبندی شده، شیاری شده ویا جوی و پشته ای) هستند. گیاهانی که کاشت آنها در کرت های مسطح موفقیت آمیز بوده تقریباً نامحدودند و کشت آنها تنها به خاک مزرعه بستگی دارد. برای محصولات ردیفی (جایی که ممانعت از غرقاب شدن ضروری باشد و یا هنگامی که کاربرد کم آب به سبب پهنای پشته ها بحرانی و مشکل باشد) معمولاً از کرت های پشته دار استفاده می شود. در این روش معمولاً از مرزهای باریک تا پشته های عریض برای کاشت سبزیجات، هندوانه، پنبه، ذرت، سیب زمینی، چغندرقند و بسیاری دیگر از محصولات ردیفی استفاده می کنند.کرت ها مسطح برای محصولات ردیفی و غیر ردیفی که برای مدت زمانی کوتان به شرایط غرقابی حساس نیستند، بسیار مناسب هستند. محصولات غیر ردیفی مانند یونجه، گندم، سورگوم، جو، پنبه و ... معمولاً بدین شیوه آبیاری می شوند.

کاشت گیاه در کرت های مسطح به رفع مشکلات شوری کمک کرده و استفاده از آبیاری سنگین را آسان می سازد. محصولات باغی و تاکستان ها را می توان در کرت های مسطح و یا روی پشته ها یا نقاط بلند مزرعه کشت نمود. کرت های جوی و پشته دار به ویژه برای محصولات ردیفی که به کنترل رطوبت در پشته ها احتیاج دارند، مناسبند. برای مثال، پشته های مسطح موجب سهولت یکنواختی توزیع رطوبت و جوانه زدن می شوند. در حالی که این امر در جوی و پشته دشوار به نظر می رسد. اما دستیابی به آن در کرت های کوچک نسبتاً آسان است. با وجود این، اگر کرت ها خیلی بزرگ باشند، دبی زیاد، لبه های جوی را در بالا دست و در زمان پیشروی غرقاب ساخته و موجب نابودی گیاه یا تخریب بستر بذر خواهد شد. خسارات ناشی از غرقابی شدن زمین را می توان با استفاده از تسطحیح دقیق کرت ها کاهش داد. آب باران و مازاد آب آبیاری به جای آن که در گودال های پست یا در پایین دست زمین(که معمولاً در آنجا به گیاه خسارت وارد می شود)، تجمع پیدا کند، به صورت یکنواخت در تمام منطقه توزیع خواهد شد. به هر حال، از آنجا که در این روش آبیاری، رواناب سطحی وجود ندارد، مصرف آب اضافی، در اثر آبیاری یا بارندگی اضافی موجب وارد آمدن خساراتی به محصول خواهد شد. در نواحی که دارای بارندگی های بسیار شدید بوده و خاک هایی با درجه نفوذپذیری پایین دارند استفاده از شبکه زهکشی سطحی ضروری است.کرت ها نسبت به سایر روش های آبیاری کنترل شده، دستی، به دلیل سهولت اجرا، سادگی تجهیزات و نیروی کم کارگری مورد نیاز و همچنین امکان استفاده از دبی های ثابت زیاد، از مزایایی برخوردارند. این روس در خاک های یکنواخت با تسطیح دقیق زمین و با نهرهای بزرگ متناسب با سطح کرت، بهترین بازده را خواهد داشت. هیچ یک از این موارد، از جمله احتیاجات مطلق این روش نیستند، اما موجب بهبود بازده کرت ها خواهند شد. آبیار یا سرپرست آبیاری برای محاسبه دقیق جدول زمان آبیاری به دانستن دبی ورودی، مساحت کرت، بازده مطلوب و یکنواختی ممکن نیاز دارد، یک اشتباه 6 دقیقه ای در یک دوره زمانی 60 دقیقه ای معادل 10 درصد خطا خواهد بود. یکنواختی به اندازه نهر، نسبت به پیشروی، نامنظمی سطح خاک و سرعت نفوذ بستگی دارد. نسبت به پیشروی به صورت زیر تعریف می شود:مدت زمان آبیاری/ مدت زمان پیشروی آب =AR به فرصت زمانی مطلوب برای نفوذ کمبود رطوبت خاک (SMD)، «زمان آبیاری» گفته می شود. در عمل، این زمان برابر، کوچک ترین زمان فرصت نفوذ در کرت یا شیار است. «فرصت نفوذ» مدت زمانی است که آب با سطح خاک در مزرعه در تماس است. در مواردی که از نهرهای بزرگ به صورت نوبتی استفاده می شود، نیاز به کارگر آبیاری کم است. به هر حال، باید بتوان از این کارگر در منطقه یا کارهای دیگر استفاده نمود. کار جسمی آبیار در این روش آبیاری تنها با باز کردن یک دریچه یا یک دهانه بدون تنظیم دبی کل، محدود می شود. براس سیستمی که خوب طراحی شده باشد، یک آبیار کم تجربه یا با اطلاعات نه چندان زیاد کافی است اما سرپرست آبیاری باید دقیقاً روابط بین دبی جریان، مدت ابیاری و کمبود رطوبت خاک (SMD) را درک نماید. در سیستم های کرتی مسطح، به ویژه برای محصولات ردیفی روی پشته، شیارها می توانند از هر دو انتها باز بوده و به نهرهای ثانویه متصل شوند. جریان آب شیارهای با سرعت پیشروی بالاتر، در نهر ثانویه انتهای کرت جمع آوری شده و سپس به درون شیارهایی که پیشروی در آن کندتر است، باز می گردد. این کار، غیر یکنواختی زمان غرقابی را کاهش می دهد. آب را می توان از هر دو سوی یک کرت مسطح تأمین نمود. آب را می توان از یک نقطه گوشه به کرت های متعدد نیز توزیع نمود. این امر در هر دو جهت می شود. همچنین این کار ممکن است به کاهش طول نهر مورد نیاز مزرعه بیانجامد. در زمین های مسطح، کرت ها معمولاً با آرایش منظم شبکه، با توجه به مرزهای مالکیت و تغییرات بافت خاک تنظیم می شوند. در زمین های شیب دار، طول کرت ها معمولاً در امتداد خطوط تزار قرار می گیرد . جریان آب به سمت پایین شیب تنظیم می شود. اگر کانال انتقال آب پایین تر از سطح زمین باشد، با استفاده از بند، سطح آب را برای توزیع آب کنترل می کنند. از این کانال می توان، هم برای آبیاری کرت و هم به عنوان کانال زهکش سطحی استفاده نمود. هنگامی که از شیار و پشته در یک کرت استفاده می شود، آب تحت تأثیر نیروی ثقل از نهرهای ثانویه بالا سر به درون شیارهای مجزا توزیع می شود. در این حالت احتیاجی به جداسازی جریان ورودی به کرت وجود نداشته و می توان آب آبیاری را از یک ورودی واحد به درون زمین هدایت نمود. در صورت انجام صحیح امور زراعی، به دخالت آبیار نیز احتیاجی نخواهد بود. در صورت زیاد بودن جریان ورودی، انجام برخی اقدامات برای کنترل فرسایش در ورودی کرت ضروری است. به هر حال، سازه های استاندارد کنترل فرسایش نیز وجود دارند. در مواردی که کانال انتقال پایین تر از سطح تراز زمین باشد، هیچگونه فرسایشی روی نخواهد داد زیرا برای آبیاری، سطح آب در کانال تا جایب که آب به درون شیارها یا کرت ها جاری شود، بالا آورده می شود. به منظور نیل به یکنواختی بالا، آب را می توان به سرعت در سطح کرت جاری نمود. اگر زمان لازم را برای پوشش کرت توسط آب در مقایسه با زمان غرقابی کوتاه باشد (نسبت پیشروی کم 1:4 تا 1:2) کرت باید از یکنواختی نفوذ مطلوبی متناسب با دقت شیب بندس زمین و یکنواختی خاک برخوردار باشد. افزایش شیب در کرت، موجب تجمع آب در مناطق پست تر کرت برای مدت زمانی طولانی تر خواهد شد. تسطیح ناکافی یا صاف نکردن برخی شیب ها، ممکن است هزینه های اولیه را کاهش دهد، اما به طور کلی، موجب کاهش یکنواختی کاربرد آب می شود. نوسانات کوچک سطح خاک در حدود یک سانتیمتر، حتی در صورت تسطیح لیزری، می توانند موجب بروز عمق نفوذ غیر یکنواخت با توجه به مقدار غرقاب شود. در یک کرت مسطح می توان عملیات کشاورزی را در هر جهت انجام داد. از آنجا که هر نهر آبیاری قادر به آبیاری کرت ها از دو طرف است، طول نهر کاهش می یابد. در هنگامی که از خطوط لوله زیرزمینی برای آبرسانی استفاده شود، طول کرت مانع عملیات کشاورزی نخواهد شد. احداث کرت های بزرگ با مقادیر خاکبرداری و خاکریزی زیاد معمولاً غیر ضروری و به ندرت اقتصادی است. کرت های باریک را می توان حتی در زمین های نسبتاً شیب دار بر روی خطوط تراز احداث کرد. در این صورت، هزینه ها بیشتر شده و سطح غیر قابل کشت نیز به سبب ایجاد تراس های بزرگ، افزایش خواهد یافت. میزان تسطیح به اندازه کرت و توپوگرافی منطقه بستگی دارد. معمولاً هر چه کرت کوچکتر باشد، عملیات تسطیح نیز کمتر خواهد بود، اما در این گونه کرت ها استفاده از ابزار کنرل لیزری تسطیح بسیار دشوار است. اندازه کرت ها از چند متر مربع (کل 3-2) تا 10-15 هکتار متغیر است. اندازه و طول کرت معمولاً تحت تأثیر توپوگرافی منطقه، تغییرات بافت خاک، نفوذپذیری، عمق خاک سطح الارض (هنگامی که تسطیح زیادی صورت می گیرد) اندازه نهر موجود، شیب و ماشین آلات و ادوات موجود کشاورز محدود می شود. از دیدگاه طراحی، یکنواختی خاک، سرعت نفوذ، اندازه نهر موجود و نیز فرسایش پذیری خاک، طول کرت را محدود را می سازد. در کرت های بزرگ باید انحنای زمین را نیز در تسطیح مدنظر قرار داد، چرا که یک سطح افقی از انحنای زمین تبعیت نمی کند. شکل 3-2- آبیاری کرتی دست ساز همراه با جوی و پشته در مقایس کوچک به طور کلی روش های کرتی برای عمق کمینه آب طراحی می شوند. با بزرگ شدن نسبت پیشروی آب، استفاده از حجم کم آب ناکارآمد خواهد بود. در برخی موارد، در صورت استفاده از حجم کم آب، تمامی کرت از آب پوشیده نخواهد شد. عمق های آبیاری معمول برای محصولات زراعی 70-100 میلیمتر است. برای حفظ نسبت پیشروی مطلوب با مصرف آب کمتر می توان از کرت های کوتاه تر استفاده نمود. با مصرف بیشتر آب، توزیع یکنواخت آب بهتر انجام خواهد گرفت، اما این امر ممکن است موجب نفوذ عمقی بیش از حد یا زمان غرقابی طولانی تر گردد. دستیابی به عمق های ابیاری کوچکتر 30-50 میلیمتر در برخی خاک ها، در کرت های پشته دار با جویچه های باریک و پشته های پهن با استفاده از فنون غرقابی که در بخش روش غرقابی توضیح داده خواهد شد ممکن می گردد. ابعاد کرت باید با توجه به سرعت نفوذ و دبی ورودی موجود طراحی شود. الگوی کشت، عمق کاربرد آب، یکنواختی مطلوب، دبی ورودی و سایر موارد عملی نیز می توانند موجب محدودیت اندازه و طول کرت شوند. در خاکهایی با بافت درشت و قدرت نفوذپذیری بالا، طول کرت نباید از 100 متر تجاوز کند. برای خاک هایی با بافت متوسط تا ریز معمولاً از طول 400 متر استفاده می کنند. برای خاک هایی با نفودپذیری نهایی بسیار کم به زهکشی سطحی برای کنترل اب مازاد احتیاج است. روش غرقابی برای این گونه خاک ها مناسب تر است. کرت های کوتاه، رسیدن به نسبت های پیشروی کوچک (بین 25/0 تا 35/0) را ممکن می سازند. این نسبت ها موجب یکنواختی مناسب تر توزیع می شوند. دبی ورودی موجود، عرض لازم کرت را برای تأمین دبی ورودی واحد قابل قبول، تعیین می کند. به سبب وابستگی نسبت به پیشروی و یکنواختی به طول کرت، دبی ورودی واحد بر آنها نیز اثر می گذارد.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی
بگونياسه Begoneaceae

 

خانواده بگونياسه با برگ‌هاي زيبا و رنگين توجه همه را جلب مي‌كند. اين خانواده از لحاظ ارقام و اعداد گستردگي فراواني دارد. اولين بار يک گياه شناس بنام بگونيا گياه بگونياسه را کشف کرد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس مهرداد فرهنگی

مفهوم کشاورزی پایدار

 

 

 

 

مفهوم کشاورزی پایدار پاسخ نسبتا جدیدی است به کاهش در کیفیت منبع طبیعی پایه که وابسته به کشاورزی مدرن می باشد . امروزه ، تواید محصولات کشاورزی از یک موضوع کاملا فنی ( تخصصی) به مجموعه ای با خصوصیات اجتماعی ، فرهنگی ، بعد های سیاسی و اقتصادی مشخص تکامل یافته است . مفهوم پایداری اگرچه بحث انگیز است و با تعریف های متضاد با یکدیگر توصیف شده است . و معنی تفسیر های آن سودمند می باشد زیرا آن یک مجموعه ای از وابستگی هایی راجع به کشاورزی است . چنان که از نتیجه تکامل مشترک بین سیستم های اجتماعی – اقتصادی و سیستم های طبیعی مطرح شده است .

 

برای درک وسیع تری در این زمینه به مطالعه مابین کشاورزی ، محیط زیست و نظام های اجتماعی نیاز می باشد . نتایج پیشرفت کشاورزی از مجموعه واکنش متقابل تعدادی از عوامل بوده است . و آن به واسطه درک عمیق تر از اکولوژی سیستم های کشاورزی است که درهایی را به سوی اختیارات بیشتر مدیریت با اهداف درست کشاورزی پایدار باز خواهد کرد .

 

چندین راه حل ممکن برای حل مشکلات زیست محیطی وجود دارد . که بوسیله سرمایه و سیستم های کشاورزی فشرده ( مکانیزه) پیشنهاد شده است . هدف اصلی کاهش یا حذف نهاده های شیمیایی به واسطه تغییرات در مدیریت تغذیه کافی گیاه و حفاظت گیاه بوسیله منابع غذایی آلی و مدیریت آفات و … می باشد. همچنین صدها پروژه تحقیقی زیست محیطی با اهداف پیشرفت تکنولوژی انجام شده است . فشار زیاد تکنولوژیکی هنوز به کاهش عوامل بازدارنده و یا پوشش علایم خطرناک اکوسیستم زراعی تاکید دارد .

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

انتخاب روش های آبیاری در کشاورزی

 

 

آبیاری سطحی

آبیاری سطحی به گروه گسترده ای از روش های آبیاری اطلاق می شود که در آنها آب به وسیله نیروی ثقل در سطح مزرعه پخش می شود. اب عموماً در یک نقطه مرتفع یا در امتداد یک ضلع زمین رها شده و سطح مزرعه را تحت جریان سطحی می پوشاند. بازده و یکنواختی آبیاری به یکنواختی خاک، کیفیت ترازبندی زمین، توپوگرافی زمین و کنترل رابطه میان جریان، سرعت نفوذ آب به خاک و زمان آبیاری بستگی دارد. استفاده از خاک به عنوان محیط انتقال (در مقابل انتقال آب از طریق خطوط لوله یا از میان هوا توسط آب پاش ها)، شکل شناخته شده ای از روش های آبیاری سطحی است. همچنین این خاک است که عمق نفوذ را در زمان نفوذ کنترل می کند (در مقابل میزان جریان که توسط آب پاش ها یا قطره چکان ها کنترل می شود). علاوه بر این، در اراضی تحت آبیرای سطحی به سبب تغییر مشخصه های نفوذ و پیشروی آب نسبت به زمان، تعیین و پیش بینی بسیاری از توصیه هایی که از نظر مدیریت ضرورت دارد ممکن نیست. در روش های آبیاری سطحی کنترل آبیاری باید از طریق مدیریت اراضی انجام شود، در حالی که در سیستم های مکانیکی، طراحی و تجهیزات، جایگزین بخش عمده ای از مدیریت های لازم شده اند.

 

روش های آبیاری سطحی به دو دسته اساسی تقسیم می شوند:

 

غرقابی و جریانی.

روش های جریانی برای تضمین نفوذ کافی آب در پایین دست مزرعه باید مقداری رواناب داشته باشند. معمولاً برای جلوگیری از خروج آب از مزرعه، نیاز به سیستم برگشت رواناب به چرخه آبیاری وجود دارد. این سیستم در صورت طراحی مناسب، امکانات ارزشمندی را برای کاهش نیروی کارگری و یکنواختی بهتر پخش آب،فراهم می آورند.

 

انواع روش های آبیاری سطحی

آبیاری کرتی

آبیاری کرتی یکی از روش های آبیاری غرقابی است که برای آبیاری اراضی مسطح مرزبندی شده، استفاده می شود (شکل 3-1) در این روش سطح خاک به صورت غرقابی باقی نمی ماند. از آنجا که خاک تا زمانی که اب نفوذ می کند، غرقاب باقی می ماند، در این روش رواناب وجود ندارد. در مناطق بارانی باید ملاحظاتی برای تخلیه آب مازاد نفوذی انجام گیرد. آبیاری کرتی تحت عناوین گوناگونی مانند ابیاری غرقابی کنترل شده، نوارهای مسح، ابیاری کنترل شده، آبیاری کرتی کنترل شده، آبیاری کرتی مسطح ته بسته و آبیاری کرتی مسطح، بیان می شود. از این شیوه آبیاری می توان برای محصولات ردیفی و غیر ردیفی، با مرزهای داخلی یا بدون آب، و یا در بسترهای پهن همواره استفاده نمود. این شیوه همچنین در باغات و تاکستان ها نیز به کار برده می شود. از انجا که یکنواختی نفوذ نسبت به تغییرات نفوذ پذیری بسیار حساس است سرعت نفوذ باید در هر کرت ثابت باشد. نیازی نیست که کرت ها حتماً مستطیلی یا دارای مرزهای مستقیم باشند. پشته ها نیز لزوماً دائمی باشند. تحت یک مدیریت خوب، حجم معینی از آب به سرعت در کرت تخلیه خواهد شد.

جدول 3-1- روش های آبیاری سطحی و گونه های مختلف آنها

 

روش

کرتی نواری

جریان دائمی

و غرقابیشیاری (فارو) شیارهای کوچک

 

 

انواع

کرتی مسطحکرتی بستر سازی شده یا با جوی و پشتهکرتی همراه با آبیاری و تخلیه متناوب کرت نوارهای شیب دار با روانابنوارهای کم شیب ته بستهنوارهای موازی خطوط تراز نهرچه های تراز (غرقابی وحشی)شیارهای شیب دار سنتیشیارهای شیب دار جدید (مکانیزه)شیارهای مسطح و کم شیبشیارهای موازی خطوط تراز

 

گونه های مختلف آبیاری کرتی شامل کرت های مسطح و پشته دار (مرزبندی شده، شیاری شده ویا جوی و پشته ای) هستند. گیاهانی که کاشت آنها در کرت های مسطح موفقیت آمیز بوده تقریباً نامحدودند و کشت آنها تنها به خاک مزرعه بستگی دارد. برای محصولات ردیفی (جایی که ممانعت از غرقاب شدن ضروری باشد و یا هنگامی که کاربرد کم آب به سبب پهنای پشته ها بحرانی و مشکل باشد) معمولاً از کرت های پشته دار استفاده می شود. در این روش معمولاً از مرزهای باریک تا پشته های عریض برای کاشت سبزیجات، هندوانه، پنبه، ذرت، سیب زمینی، چغندرقند و بسیاری دیگر از محصولات ردیفی استفاده می کنند.کرت ها مسطح برای محصولات ردیفی و غیر ردیفی که برای مدت زمانی کوتان به شرایط غرقابی حساس نیستند، بسیار مناسب هستند. محصولات غیر ردیفی مانند یونجه، گندم، سورگوم، جو، پنبه و ... معمولاً بدین شیوه آبیاری می شوند.

کاشت گیاه در کرت های مسطح به رفع مشکلات شوری کمک کرده و استفاده از آبیاری سنگین را آسان می سازد. محصولات باغی و تاکستان ها را می توان در کرت های مسطح و یا روی پشته ها یا نقاط بلند مزرعه کشت نمود. کرت های جوی و پشته دار به ویژه برای محصولات ردیفی که به کنترل رطوبت در پشته ها احتیاج دارند، مناسبند. برای مثال، پشته های مسطح موجب سهولت یکنواختی توزیع رطوبت و جوانه زدن می شوند. در حالی که این امر در جوی و پشته دشوار به نظر می رسد. اما دستیابی به آن در کرت های کوچک نسبتاً آسان است. با وجود این، اگر کرت ها خیلی بزرگ باشند، دبی زیاد، لبه های جوی را در بالا دست و در زمان پیشروی غرقاب ساخته و موجب نابودی گیاه یا تخریب بستر بذر خواهد شد. خسارات ناشی از غرقابی شدن زمین را می توان با استفاده از تسطحیح دقیق کرت ها کاهش داد. آب باران و مازاد آب آبیاری به جای آن که در گودال های پست یا در پایین دست زمین(که معمولاً در آنجا به گیاه خسارت وارد می شود)، تجمع پیدا کند، به صورت یکنواخت در تمام منطقه توزیع خواهد شد. به هر حال، از آنجا که در این روش آبیاری، رواناب سطحی وجود ندارد، مصرف آب اضافی، در اثر آبیاری یا بارندگی اضافی موجب وارد آمدن خساراتی به محصول خواهد شد. در نواحی که دارای بارندگی های بسیار شدید بوده و خاک هایی با درجه نفوذپذیری پایین دارند استفاده از شبکه زهکشی سطحی ضروری است.کرت ها نسبت به سایر روش های آبیاری کنترل شده، دستی، به دلیل سهولت اجرا، سادگی تجهیزات و نیروی کم کارگری مورد نیاز و همچنین امکان استفاده از دبی های ثابت زیاد، از مزایایی برخوردارند. این روس در خاک های یکنواخت با تسطیح دقیق زمین و با نهرهای بزرگ متناسب با سطح کرت، بهترین بازده را خواهد داشت. هیچ یک از این موارد، از جمله احتیاجات مطلق این روش نیستند، اما موجب بهبود بازده کرت ها خواهند شد. آبیار یا سرپرست آبیاری برای محاسبه دقیق جدول زمان آبیاری به دانستن دبی ورودی، مساحت کرت، بازده مطلوب و یکنواختی ممکن نیاز دارد، یک اشتباه 6 دقیقه ای در یک دوره زمانی 60 دقیقه ای معادل 10 درصد خطا خواهد بود. یکنواختی به اندازه نهر، نسبت به پیشروی، نامنظمی سطح خاک و سرعت نفوذ بستگی دارد. نسبت به پیشروی به صورت زیر تعریف می شود:مدت زمان آبیاری/ مدت زمان پیشروی آب =AR به فرصت زمانی مطلوب برای نفوذ کمبود رطوبت خاک (SMD)، «زمان آبیاری» گفته می شود. در عمل، این زمان برابر، کوچک ترین زمان فرصت نفوذ در کرت یا شیار است. «فرصت نفوذ» مدت زمانی است که آب با سطح خاک در مزرعه در تماس است. در مواردی که از نهرهای بزرگ به صورت نوبتی استفاده می شود، نیاز به کارگر آبیاری کم است. به هر حال، باید بتوان از این کارگر در منطقه یا کارهای دیگر استفاده نمود. کار جسمی آبیار در این روش آبیاری تنها با باز کردن یک دریچه یا یک دهانه بدون تنظیم دبی کل، محدود می شود. براس سیستمی که خوب طراحی شده باشد، یک آبیار کم تجربه یا با اطلاعات نه چندان زیاد کافی است اما سرپرست آبیاری باید دقیقاً روابط بین دبی جریان، مدت ابیاری و کمبود رطوبت خاک (SMD) را درک نماید. در سیستم های کرتی مسطح، به ویژه برای محصولات ردیفی روی پشته، شیارها می توانند از هر دو انتها باز بوده و به نهرهای ثانویه متصل شوند. جریان آب شیارهای با سرعت پیشروی بالاتر، در نهر ثانویه انتهای کرت جمع آوری شده و سپس به درون شیارهایی که پیشروی در آن کندتر است، باز می گردد. این کار، غیر یکنواختی زمان غرقابی را کاهش می دهد. آب را می توان از هر دو سوی یک کرت مسطح تأمین نمود. آب را می توان از یک نقطه گوشه به کرت های متعدد نیز توزیع نمود. این امر در هر دو جهت می شود. همچنین این کار ممکن است به کاهش طول نهر مورد نیاز مزرعه بیانجامد. در زمین های مسطح، کرت ها معمولاً با آرایش منظم شبکه، با توجه به مرزهای مالکیت و تغییرات بافت خاک تنظیم می شوند. در زمین های شیب دار، طول کرت ها معمولاً در امتداد خطوط تزار قرار می گیرد . جریان آب به سمت پایین شیب تنظیم می شود. اگر کانال انتقال آب پایین تر از سطح زمین باشد، با استفاده از بند، سطح آب را برای توزیع آب کنترل می کنند. از این کانال می توان، هم برای آبیاری کرت و هم به عنوان کانال زهکش سطحی استفاده نمود. هنگامی که از شیار و پشته در یک کرت استفاده می شود، آب تحت تأثیر نیروی ثقل از نهرهای ثانویه بالا سر به درون شیارهای مجزا توزیع می شود. در این حالت احتیاجی به جداسازی جریان ورودی به کرت وجود نداشته و می توان آب آبیاری را از یک ورودی واحد به درون زمین هدایت نمود. در صورت انجام صحیح امور زراعی، به دخالت آبیار نیز احتیاجی نخواهد بود. در صورت زیاد بودن جریان ورودی، انجام برخی اقدامات برای کنترل فرسایش در ورودی کرت ضروری است. به هر حال، سازه های استاندارد کنترل فرسایش نیز وجود دارند. در مواردی که کانال انتقال پایین تر از سطح تراز زمین باشد، هیچگونه فرسایشی روی نخواهد داد زیرا برای آبیاری، سطح آب در کانال تا جایب که آب به درون شیارها یا کرت ها جاری شود، بالا آورده می شود. به منظور نیل به یکنواختی بالا، آب را می توان به سرعت در سطح کرت جاری نمود. اگر زمان لازم را برای پوشش کرت توسط آب در مقایسه با زمان غرقابی کوتاه باشد (نسبت پیشروی کم 1:4 تا 1:2) کرت باید از یکنواختی نفوذ مطلوبی متناسب با دقت شیب بندس زمین و یکنواختی خاک برخوردار باشد. افزایش شیب در کرت، موجب تجمع آب در مناطق پست تر کرت برای مدت زمانی طولانی تر خواهد شد. تسطیح ناکافی یا صاف نکردن برخی شیب ها، ممکن است هزینه های اولیه را کاهش دهد، اما به طور کلی، موجب کاهش یکنواختی کاربرد آب می شود. نوسانات کوچک سطح خاک در حدود یک سانتیمتر، حتی در صورت تسطیح لیزری، می توانند موجب بروز عمق نفوذ غیر یکنواخت با توجه به مقدار غرقاب شود. در یک کرت مسطح می توان عملیات کشاورزی را در هر جهت انجام داد. از آنجا که هر نهر آبیاری قادر به آبیاری کرت ها از دو طرف است، طول نهر کاهش می یابد. در هنگامی که از خطوط لوله زیرزمینی برای آبرسانی استفاده شود، طول کرت مانع عملیات کشاورزی نخواهد شد. احداث کرت های بزرگ با مقادیر خاکبرداری و خاکریزی زیاد معمولاً غیر ضروری و به ندرت اقتصادی است. کرت های باریک را می توان حتی در زمین های نسبتاً شیب دار بر روی خطوط تراز احداث کرد. در این صورت، هزینه ها بیشتر شده و سطح غیر قابل کشت نیز به سبب ایجاد تراس های بزرگ، افزایش خواهد یافت. میزان تسطیح به اندازه کرت و توپوگرافی منطقه بستگی دارد. معمولاً هر چه کرت کوچکتر باشد، عملیات تسطیح نیز کمتر خواهد بود، اما در این گونه کرت ها استفاده از ابزار کنرل لیزری تسطیح بسیار دشوار است. اندازه کرت ها از چند متر مربع (کل 3-2) تا 10-15 هکتار متغیر است. اندازه و طول کرت معمولاً تحت تأثیر توپوگرافی منطقه، تغییرات بافت خاک، نفوذپذیری، عمق خاک سطح الارض (هنگامی که تسطیح زیادی صورت می گیرد) اندازه نهر موجود، شیب و ماشین آلات و ادوات موجود کشاورز محدود می شود. از دیدگاه طراحی، یکنواختی خاک، سرعت نفوذ، اندازه نهر موجود و نیز فرسایش پذیری خاک، طول کرت را محدود را می سازد. در کرت های بزرگ باید انحنای زمین را نیز در تسطیح مدنظر قرار داد، چرا که یک سطح افقی از انحنای زمین تبعیت نمی کند. شکل 3-2- آبیاری کرتی دست ساز همراه با جوی و پشته در مقایس کوچک به طور کلی روش های کرتی برای عمق کمینه آب طراحی می شوند. با بزرگ شدن نسبت پیشروی آب، استفاده از حجم کم آب ناکارآمد خواهد بود. در برخی موارد، در صورت استفاده از حجم کم آب، تمامی کرت از آب پوشیده نخواهد شد. عمق های آبیاری معمول برای محصولات زراعی 70-100 میلیمتر است. برای حفظ نسبت پیشروی مطلوب با مصرف آب کمتر می توان از کرت های کوتاه تر استفاده نمود. با مصرف بیشتر آب، توزیع یکنواخت آب بهتر انجام خواهد گرفت، اما این امر ممکن است موجب نفوذ عمقی بیش از حد یا زمان غرقابی طولانی تر گردد. دستیابی به عمق های ابیاری کوچکتر 30-50 میلیمتر در برخی خاک ها، در کرت های پشته دار با جویچه های باریک و پشته های پهن با استفاده از فنون غرقابی که در بخش روش غرقابی توضیح داده خواهد شد ممکن می گردد. ابعاد کرت باید با توجه به سرعت نفوذ و دبی ورودی موجود طراحی شود. الگوی کشت، عمق کاربرد آب، یکنواختی مطلوب، دبی ورودی و سایر موارد عملی نیز می توانند موجب محدودیت اندازه و طول کرت شوند. در خاکهایی با بافت درشت و قدرت نفوذپذیری بالا، طول کرت نباید از 100 متر تجاوز کند. برای خاک هایی با بافت متوسط تا ریز معمولاً از طول 400 متر استفاده می کنند. برای خاک هایی با نفودپذیری نهایی بسیار کم به زهکشی سطحی برای کنترل اب مازاد احتیاج است. روش غرقابی برای این گونه خاک ها مناسب تر است. کرت های کوتاه، رسیدن به نسبت های پیشروی کوچک (بین 25/0 تا 35/0) را ممکن می سازند. این نسبت ها موجب یکنواختی مناسب تر توزیع می شوند. دبی ورودی موجود، عرض لازم کرت را برای تأمین دبی ورودی واحد قابل قبول، تعیین می کند. به سبب وابستگی نسبت به پیشروی و یکنواختی به طول کرت، دبی ورودی واحد بر آنها نیز اثر می گذارد.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

اللوپاتی گندم

 

 

علف های هرز جزء محدود کنندهای اصلی عملکرد محصولات زراعی در اکثر سیستم های کشاورزی و بخصوص سیستم ارگانیک هستند. در سیستم کشاورزی مرسوم، علف های هرز توسط علفکش ها کنترل می شوند اما این فعالیت نگرانی هایی را در مورد سلامت انسان و محیط در پی داشته است. استفاده گسترده از علفکش ها یک مشکل جدید به نام علف های هرز مقاوم به علفکش به وجود آورده است(2).

 

اثرات آللوپاتی، ناشی از مواد بازدارنده ای است که بصورت مستقیم توسط گیاهان زنده به محیط وارد شده اند یا شامل تمامی ترشحات ریشه، مواد حاصل از آبشویی، تبخیر و بقایای گیاهی تجزیه شده، می باشد. Whittaker و Feeuy مواد سمی گیاهی را آللوکمیکال نامیدند. استفاده از آللوپاتی برای کنترل علف های هرز مطالعات زیادی را در چند دهه گذشته بخود اختصاص داده است(7).

 

گندم یکی از غذاهای اصلی در جهان است که آزمایشات بین المللی زیادی برای ارزیابی توانایی آللوپاتیک آن در جلوگیری از رشد علف هرز در جهان صورت گرفته است. اولین بررسی ها در اواخر دهه 1960 نشان داد که آللوپاتی بقایای گندم در بین ارقام متفاوت است(6). گیاهچه ها، کاه وکلش و عصاره آبی بقایای گندم باعث بروز اثرات آللوپاتی بروی رشد تعدادی از علف های هرز می شود. آللوپاتی گندم معمولا با کاهش شیوع آفات و بیماریها همراه است.

 

تحقیقات بر روی آللوپاتی گندم به بررسی اثر آللوپاتی گندم بر دیگر گیاهان زراعی، علف های هرز، آفات و بیماریها، همچنین استخراج و خالص سازی و تشخیص عوامل آللوپاتیک، خودمسمومی گندم، و مدیریت بقایای گندم می پردازد انتخاب واریته های مختلف گندم برای ارزیابی میزان پتانسیل آللوپاتیکشان در توقف علف های هرز و مطالعه بر رفتارهای ژنتیکی برای صفات آللو پاتیک، در دست بررسی است(7).

 

اثرات مفید آللوپاتی گندم

 

1. آللوپاتی گیاهچه گندم برای توقف رشد علف هرز:

 

آللوپاتی گیاهچه گندم بروی علف های هرز مشخصی ارزیابی شده است. ترشحات ریشه گیاهچه های گندم حاوی 5 Benzoxazinones و 7 فنولیک اسید می باشد. بالاترین غلظت ترکیبات آللوکمیکال در هر دو گروه شیمیایی در 8 روز پس از جوانه زنی اتفاق افتاد که این به خوبی با حداکثربازدارندگی رشد چچم توسط ترشحات ریشه گندم در این دوره مشاهده شد. که این مطلب حاکی از آن است که مواد شیمیایی قوی آللوپاتیک بازدارنده، در ترشحات ریشه وجود دارد(6).

 

Spruell در سال 1984، 284 توده گندم را برای ارزیابی پتانسیل آللوپاتیکشان در ایالات متحده غربال کرد. ترشحات ریشه هر توده با سویه T64، برای بازدارندگی رشد ریشه و ساقه در بروموس و سلمه مقایسه شد. 5 توده ترشحات ریشه ای تولید کردند که به طور معنی داری نسبت به سویه T64 اثرات بازدارندگی روی رشد ریشه های علف هرز داشتند.

 

Hashem و Adkins در سال 1998 غربال ارقام مختلف گندم را برای تعیین آللوپاتی گیاهچه بر رشد یولاف وحشی و خاکشیر آزمایش کردند و دریافتند که از 17 توده، T. speltoids بازدارنده رشد طولی ریشه یولاف وحشی است و 2 تا از 19 توده بازدارنده رشد طولی ریشه چه در خاکشیر می باشد (7).

 

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 453 توده گندم از 50 کشور را بر رشد چچم یکساله بررسی کردند و تفاوت معنی داری از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم از 9/90 – 7/9 درصد گزارش دادند. توانایی آللوپاتی گیاهچه گندم از کشورهای مختلف،تفاوت معنی داری نشان می دهد که این نشان دهنده دخالت چند ژن برای بیان صفت آللوپاتی است. از 453 توده، 63 توده اثرات آللوپاتیک بسیار قوی داشتند که اثر بازدارندگی آنها بیش از 81 درصد روی رشد ریشه چچم بود، در حالیکه 21 توده اثر آللوپاتیکی ضعیفی داشتند و اثر بازدارندگی آنها کمتر از 45 درصد بروی چچم بود.

 

میزان آللوپاتی گیاهچه گندم بطور معنی داری با کشور مبدا مرتبط است. توده هایی افغانستان، کانادا، لهستان دارای اثرات آللوپاتیک ضعیفی بودند در حالیکه توده هایی از آلمان، مکزیک و آفریقای جنوبی اثر آللوپاتیکی بسیار قوی داشتند(9).

 

در آزمایشهای انجام شده توسط ریزوی و همکاران در سال 2000 توده های گندم، یک تفاوت ژنتیکی معنی دار بین 10+ تا 30- درصد نشان دادند. ارقامی مانند قدس، خزر1، 4512PI به ترتیب موجب 9/27، 3/28 و 2/30 درصد کاهش در وزن خشک علف هرز (یولاف) شدند. ارقام bezostaya-1 ، نوید و نوید نژاد آللوپاتی مثبت داشتند و وزن خشک یولاف را به ترتیب 6/6، 9/10 و 4/10 درصد افزایش دادند. افزایش در تراکم بذر گندم بازدارندگی آللوپاتی یولاف را تقویت نمود اما باعث هیچ گونه خودمسمومی نشد. این نتایج نشان می دهد که بعضی از توده های گندم حامل ژن هایی برای صفات آللوپاتی (هم افزایش هم بازدارندگی) هستند که می تواند برای اصلاح ارقام گندم دارای توانایی آللوپاتی به منظور کنترل علف های هرز مورد استفاده قرار گیرد(5).

 

در آزمایش سه ساله ای که ریزوی و همکاران انجام دادند، بیش از 200 توده گندم مورد ارزیابی قرار گرفت که پس از غربال، 29 توده امیدبخش انتخاب شدند و برای کنترل علف های هرز در شرایط مزرعه و گلخانه مورد بررسی قرار گرفتند که دو رقم، باعث 62 و 75 درصد کاهش رشد علف هرز شدند.بنابراین، ارقامی از گندم وجود دارند که می توانند جمعیت علف هرز را به زیر سطح آستانه بیاورند (4).

 

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 92 توده گندم را از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم یکساله بررسی کردند. توانایی آللوپاتی گندم، به زمان کاشت بذر چچم و تعداد گیاهچه گندم بستگی داشت. بین ارقام گندم در مرحله گیاهچه ای از نظر توانایی آللوپاتی بر رشد طولی ریشه چچم یکساله، تفاوت معنی داری بین 91/90 – 98/23 درصد وجود داشت. تداخل بین گیاه زراعی و علف هرز در اوایل مرحله جوانه زنی، بحرانی است و اگر یک گونه علف هرز را بتوان با استفاده از آللوپاتی گیاهان زراعی در طی دوره استقرار بازداشت، گیاه زراعی بعدا برتری بیشتری نسبت به علف های هرز خواهد یافت(10).

 

2. آللوپاتی بقایای گندم برای توقف رشد علف هرز:

 

گندم به صورت موفقیت آمیزی همچون یک گیاه پوششی برای کنترل علف هرز در سیستم های مختلف کشت مورد استفاده قرار می گیرد. گیاهان پوششی مثل گندم، چاودار، سورگوم یا جو تا ارتفاع 40 تا 50 سانتیمتر رشد می کنند و سپس با یک علف کش تماسی خشک می شوند.Putnam و همکارانش در سال 1983 گزارش دادند که باقی گذاشتن بقایای گیاهان زراعی در سطح خاک باعث کنترل بیش از 95 درصد علف های هرز در مدت 30 تا 60 روز پس از خشک شدن گیاهان پوششی می شود. در بین 9 گیاه زراعی پوششی چچم پر گل (Italian ryegrass)، چچم پایدار (perennialryegrass)،علف بره قرمز (Festuca rubra L. spp.) Commutata،علف بره نی مانند (Festuca arundinacea Schreb)، شبدر سفید، چچم، گندم، جو و یولاف، گندم با کنترل شیمیایی ساده، موجب جلوگیری از رشد علف های هرز می شود، و اثرات بازدارندگی بسیار کمی بر روی جوانه های ایجاد شده خیار، سویا، لوبیا، نخود و ذرت دارد(7).

 

آزمایشات نشان می دهد که عصاره آبی بقایای گندم بروی تعدادی از علف های هرز اثر آللوپاتیک دارد و باعث کاهش جوانه زنی و رشد علف های هرز می شود. در شرایط آزمایشگاهی، عصاره استخراج شده از کاه و کلش گندم اثرات آللوپاتیک را بروی طیف وسیعی از گونه های علف هرز نشان داد.

 

Steinsiek و همکارانش در سالهای 1980 و 1982 گزارش کردند که گونه های علف هرز پاسخهای متفاوتی به عصاره آبی از خود نشان می دهند، درIpomoea hederacea L. و گاو پنبه بیشترین بازدارندگی و سوروف، Ipomoea lacunose L. و Cassia obtusifolia L. کمترین اثر بازدارندگی دیده شده است. این نتایج نشان می دهد که آللوکمیکال های موجود در کاه و کلش گندم، در خاک تحت اثر شستشو و باعث بروز اثرات انتخابی روی رشد علف های هرز مشخص در مجاورت خود شود(7).

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

تیپ های بومی برنج

 

 

سویه های برنج نسبت به محیط های تنکارشناختی، مانند: رطوبت، دما، نور، باد، عناصر کم مصرف، نمک ها و غیره و نسبت به محیط های زیستی که مشتمل بر تمام ارگانیسم های ناحیه بوم شناختی هستند، سازگاری یا تحملی را نشان می دهند. توزیع هر سویه توسط تغییر تحمل به تفاوت در هریک از عوامل محیطی تعیین می گردد. هر سویه سازگار به عنوان یک سویه متحمّل درجه حرارت پائین، دوره نوری تعدیل یافته، متحمّل کم آبی، متحمل باتلاقی، متحمّل شوری و سویه مقاوم نسبت به عوامل بیماری زا، تعریف می شود.

این سویه ها، معمولا با توجه به چنین ویژگی هایی به صورت کولتیوار طبقه بندی می گردند. ولی، نه به صورت بوم شناختی، زیرا توزیع ویژگی هایشان به یک منطقه بوم شناختی خاصّی محدود نمی شود. به هرحال، برنج آبی، دیم، آب عمیق و شناور می توانند به صورت تیپ های بومی تعریف شوند.

 

سازگاری زیست محیطی رشد برنج

 

سازگاری عبارت از ماهیت ارگانیسمی است که آن را در محیط پیرامونش پایدار می سازد. بنابراین، سازگاری خودش امری نسبی است. سازگاری از تکامل تیپ های بومی و گونه های بومی نژادی در جهت بعضی شرایط مطلوب از قبیل استفاده هرچه بهتر از منابع زیست محیطی، قدرت تولیدی بالاتر در واحد سطح یا ازبوم سازگان های پایدار تر حاصل می گردد.

عوامل متعددی نظیر: باد، آب، نور، درجه حرارت، غذا، عوامل بیماری زا، رقابت و غیره وجود دارند که توزیع یک تیپ بومی را محدود می سازد. بعضی از جزئیات کارکرد گیاه برنج، یعنی، عکس العمل دوره نوری، اثر متقابل درجه حرارت پائین و وابستگی آبی را به عنوان مهم ترین عوامل محدود کننده تمایز یابی تیپ بومی مورد بررسی قرار می دهیم.

 

عکس العمل مرحله رشد رویشی برنج به درجه حرارت

 

معلوم شده است، گیاهان معتدله و گرمسیری نسبت به درجه حرارت به همان اندازه تأثیر نور تفاوت وسیعی از نظر عکس العمل رشد دارا می باشند. درجه حرارت بهینه رشد در گونه های معتدله در حدود 25 – 20 درجه سانتی گراد و در درجه حرارت های پائینی مانند: 10 – 5 درجه سانتی گراد، فعّال است. اگرچه، درجه حرارت زیر 15 درجه سانتی گراد در بسیاری از گونه های گرمسیری سبب می شود، به طور نسبنا زیادی میزان جذب کاهش یابد و جلوگیری از رشد و نموّ اصلی مانند: نموّ اندامک درون یاخته ای، تقسیم یاخته ای، دراز شدن آن ها رخ دهد.

 

جوانه زنی و رشد نشاء برنج در درجه حرارت پائین

 

ناگا ماتسو عمل جوانه زنی را در درجه حرارت پائین در تعداد زیادی از کولتیوارها مطالعه کرد. در درجه حرارت پائین، کولتیوارهای مناطق با عرض جغرافیایی کم با سرعت کم تر از نواحی عرض جغرافیایی زیاد، جوانه زدند. ولی، در یک شیب عرض جغرافیایی که در آن حساسیت نوری به روشنی دیده می شود، اثر درجه حرارت در جوانه زنی معلوم نشد. هارا ( 1964 ) گزارش داد، بعضی از کولتیوارهای کره ای، می توانند سریع تر از ژاپنی جوانه زنند. لی و تاگوش جوانه زنی و رشد نشاء را در درجه حرارت پائین از نظر نژادی مطالعه کرد. در سری مطالعات تأثیر درجه حرارت پائین در جوانه زنی بذر برنج، ساساکی بذر پاشی مستقیم در مزارع آبی را نواحی سرد مانند هوکائیدو در ژاپن آزمایش کرد. او امکان وجود کولتیوارهای نژادی با قابلیت جوانه زنی و سرعت رشد اولیه نشاء در درجه حرارت پائین را پیشنهاد کرد. نیروی زیستی نشاء، که به وسیله ارتفاع و زردی برگ های آن تعیین می شود، یک شاخص مناسب مقاومت به سرما ست. نتیجه خسارت سرما در میزان محصول کم نتنها در مناطق با عرض جغرافیایی زیاد، بلکه در نواحی با عرض جغرافیایی کم مانند بنگال شرقی نیز رخ می دهد. اثر درجه حرارت بر روی جوانه زنی و رشد نشاء نیز بعدا تشریح خواهد شد.

اوکا ثابت درجه حرارتی را محاسبه کرد و درجه حرارت کمینه ( مینیمم ) جوانه زنی را از نتایج آزمایش های جوانه زنی بذر در درجه حرارت های مختلف اندازه گیری نمود. عموما کولتیوارهای هندی مقادیر ثابت درجه حرارت بالا تر از ژاپنی دارند و کولتیوارهای حساس به دوره نوری دارای مقادیر بیش تری نسبت به انواع غیر حساسند. این نکته پیشنهاد می کند، ثابت درجه حرارت بزرگ، حساسیت حرارتی بالا تری را در جوانه زنی نشان می دهد. درجه حرارت کمینه جوانه زنی ( پائین ترین درجه حرارتی که در طول 20 روز 50 درصد جوانه زنی انجام شود )، بر پایه نتایج آزمایش جوانه زنی بررسی شد. این اختلاف نشان داد، زیرگونه هندی برای جوانه زنی، درجه حرارت بالاتری را نسبت به ژاپنی گرمسیری و معتدله نیاز دارد.

همان طور که گفته شد، وقتی که کولتیوارهای هندی در درجه حرارت پائین جوانه بزنند و رشد کنند، تعداد زیادی از آن ها زردی شدید برگ ها را نشان می دهند. تقریبا تمام کولتیوارهای ژاپنی تحمل بالاتری را نسبت به زردی نشاء در درجه حرارت های پائین دارند. کولتیوارهای جاوایی نیز دارای تحملند، ولی اغلب کولتیوارهای هندی به استثنای تیپ بومی بورو زردی شدیدی را نشان می دهند. برو در بنگلادش در فصل زمستان کشت می شود. زردی آن نشان واسطه بین بولو جاوانیایی و اوس یا تجره هندی است. برنج وحشی در آسیا زردی قابل ملاحظه ای را نشان داد. درحالی که برنج زراعی و وحشی آفریقایی مقاومت بیش تری نسبت به درجه حرارت پائین دارند. از طرف دیگر، حتّی در زیرگونه ژاپنی از مناطق با عرض جغرافیایی بالا، در درجه حرارت پائین، کولتیوارهای متعددی زردی را نشان دادند.

ما پیشنهاد کردیم، زردی که توسط بران به عنوان کمبود کلروفیل برگ ها به کار رفت، بایستی مطابق اختلاف عمل تنکارشناختی به دو نوع تقسیم شود: یک نوع به علت جلوگیری از تشکیل کلروفیل و نوع دیگر به دلیل تخریب کلروفیل که قبلا تشکیل شده می آید.

تخریب نوری ساده کلروفیل در درجه حرارت پائین و شدت نور بالا تحریک می شود، درحالی که زردی به علت ممانعت از تشکیل کلروفیل در موقعی که پریموردیوم برگ در قاعده شاخه در معرض درجه حرارت پائین قرار گیرد، بروز می نماید. اولی، ناشی از تخریب کلروفیل ممکن است در اثر متلاشی شدن کلروپلاست برگ تحت درجه حرارت پائین و شدت نور بالا باشد، که ما این نوع زردی را " سفید شدگی " می نامیم. زردی نوع دوم ناشی از ممانعت تشکیل کلروفیل تحت درجه حرارت پائین است و ما این نوع زردی را " زردی القائی درجه حرارت پائین " می نامیم.

در شرایط طبیعی، هوای سرد و آب آبیاری سرد باعث بروز زردی می شود. در مرحله پنجه زنی و تشکیل جوانه گل در نواحی گرمسیری، علائم کمبود کلروفیل با زردی و سفید شدگی تحت درجه حرارت پائین تحریک می شود. کمبود کلروفیل برگ های پائین یک نوع عادی خسارت سرما است. گاهی اوقات برگ های بالا به دنبال سفید شدگی بیش تر برگ به زرد نارنجی تغییر می یابند. این آثار زردی در تولید دانه شناخته نشده اند. مقاومت به زردی در درجه حرارت پائین، به نظر می رسد نتیجه سازش گیاه برنج در زیست محیط های حرارت پائین باشد. این پدیده سازگار تاکنون روشن نشده است. به هرحال تغییرات سازشی فعالیت استراز مشاهده شده است.

 

ویژگی های تیپ های بومی برنج

 

تیپ های بومی متعدد برنج نسبت به هریک از گونه های بومی ژاپنی، جاوایی و هندی تمایز بیش تری یافته اند. عوامل هم القاء کنندگی تمایزیابی گونه های بومی و تیپ های بومی بایستی وابسته به عوامل محیطی زیستگاه های گیاهی شان باشد. تفاوت حساسیت نوری و حرارتی در گل دهی، مقاومت به کم آبی در رشد، مقاومت به مقدار زیاد کود و نمک های محیط کشت، مقاومت به تحمل غرقابی، مقاومت به درجه حرارت بالا و پایین و غیره در گونه های بومی مشخص شده اند. به علاوه، ویژگی ریخت شناختی ابعاد و اندازه دانه به عنوان یک شاخص موثق اولیه گونه های بومی در نظر گرفته می شوند. تمایزات چنین ویژگی هایی را در میان شش تیپ بومی ذکر شده می توان شناخت. درحال حاضر، اگر چه یک محقق اعلام کرده است که این شاخص همیشه برای طبقه بندی سه گونه بومی کافی نیست.

 

1 – ابعاد دانه برنج و اندازه آن

 

به طور کلی،

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

نحوه کاشت کلزا

 

 

مقدمه

کلزا یک محصول روغنی در شمال ایالت داکوتا آمریکا می باشد که حدود ۸۸ درصد کلزای این کشور در این ایالت مورد کشت قرار می گیرد . کلزا یک گیاه روغنی خوراکی است که در سال۱۹۷۰ توسعه یافته و شامل ۴۰ درصد روغن می باشد .

واژه کلزا نامی است که به وسیله کروشرز (انجمن دانه های روغنی غرب کانادا) انتخاب شده است . واریته های کلزا اغلب شامل کمتر از ۲ درصد اسید اورسیک و همچنین ۳۰ میکرو مولکول گلوکز در هر گرم بذر می باشد کشاورزان کانادا و آمریکا واریته هایی که اسید اورسیک و گلوکز کم دارند را مورد کشت قرار می دهند این نوع کلزا اغلب در اروپا و قسمتی از کانادا و آمریکا کاشته می شود .

در ژانویه ۱۹۸۵ سازمان غذا و داروی آمریکا روغن کلزا را برای کاربرد و مصرف در غذای انسان تایید نمود . و در این راستا تقاضا در بازار افزایش یافته و به تناسب آن باعث افزایش عرضه در ایالت متحده شد که فقط قسمتی از تقاضا توسط تولیدکنندگان تأمین میگردد. روغن کلزا در ژاپن، کانادا و اروپا تحت نظر کمیته جهانی مورد مصرف قرار می گیرد.

 

سازگاری

کلزا گونه براسیکا ناپوس ال به صورت یکساله بهاره و پاییزه مورد کشت قرار می گیرد که نوع بهاره آن به شرایط شمال داکوتا سازگاری بهتری دارد و نوع زمستانه آن به این منطقه و شمال غربی مینویت سازگاری ندارد.

کلزا در اغلب خاکها قابل رویش می باشد ولی بهترین نوع خاک برای کلزا خاک رسی لومی است به شرط آنکه سله نبندد. خاک مورد کشت کلزا بایستی دارای زهکش سطحی کامل و داخلی نسبتاً خوب باشد بطوریکه در خاکهای که دارای آب ایستای بود و زهکشی آن نامناسب است کلزا در آن خاک قابل رویش نخواهد بود. اگر رطوبت خاک به حد کافی از محصول سال قبل برای کشت کلزا باقی نمانده باشد بایستی بعنوان یک محصول زراعی بعد از آیش در نظر گرفت.

 

تناوب زراعی

بهترین تناوب زراعی کلزا کاشت آن بعد از غلات دانه ای و یا آیش می باشد. در تناوب زراعی ۳ ساله کاشت کلزا میان دو محصول در نظر گرفته می شود. اولین محصول در این نوع تناوب بایستی به محصول اختصاص داده شود که دارای مقاومت کامل یا نسبتاً خوب به بیماری ساق سیاه باشد. کلزا به پوسیدگی ساقه حاصل از اسکلروتینیا بسیار حساس می باشد .

محصولاتی نظیر آفتابگردان ، لوبیا خشک خوراکی (چشم بلبلی ) که حساس به بیماری اسکلروتینیا می باشد خطر آلودگی به این بیماری را در کلزا افزایش می دهد ، به شرط آنکه قبل از این محصول مورد کشت قرار گیرد . اگر در تناوب زراعی از چغندر استفاده می شود بایستی حداقل ۲ سال بین این دو محصول (کلزا و چغندر قند ) فاصله انداخته شود و اگر در تناوب زراعی سه ساله از محصولات حساس به اسکلروتینیا به ضرورت استفاده می شود بایستی از سموم قارچ کش استفاده نمود .

محصولاتی نظیر سویا ، کتان ، نخود و عدس که دارای مقاومت نسبتاً خوبی به بیماری اسکلروتینیا می باشند بصورت موفق در تناوب زراعی با کلزا مورد زراعت واقع می شود . در سالهایی که شرایط محیطی مناسب انتقال اسپور ها توسط هوا می باشد . کاشت کلزا بدون استفاده از سموم قارچ کش و توجه به فاصله تناوب زراعی خسارت اقتصادی قابل توجهی توسط قارچ اسکلروتینیا به کلزا وارد خواهد شد .

کلزا گیاهی است که به ریزش دانه حساس است بنابراین در فصل زراعی بعد بصورت پیشروی، ظاهر خواهد شد .بنابراین غلات دانه ای بهترین گیاه برای تناوب زراعی خواهد بود که بعد از کلزا مورد کشت قرار گیرد زیرا می توان از سموم علف کش پهن برگ برای کنترل آن استفاده نمود .

از کاشت مخلوط کلزا و خردل زراعی در یک زمین زراعی جداً خودداری کنید زیرا کشت مخلوط دو محصول ارزش بازاری هر دوی آنها را کاهش می دهد. بعلاوه کلزا در زمینی که مورد هجوم خردل وحشی قرار گرفته قادر به رقابت نیست . در این گونه از مزارع به شرطی می توان از کلزا استفاده نمود که قبلاً زمین توسط دام چرانده شود و خالی از علف هرز گردد یا اینکه از رقم مقاوم کلزا به این علف هرز استفاده نمایند .

بقایای تمام سموم علف کش به غیر از سولفونیلورا ، ایمیدازولینون و تریازین که در محصولات سال قبل بر جای مانده است همراه با خود علف هرز به جوانه های کلزا آسیب می رساند . همیشه به بر چسب های موجود در روی علف کش ها رجوع کنید که در روی آن نحوه کاربرد سموم بر اساس تناوب زراعی نوشته شده است .

 

واریته ها

دو نوع واریته کلزا وجود داردکه در آمریکا کاشته می شود : یکی واریته آرژانتینی که گونه براسیکا ناپوس می باشد و دیگر واریته لهستانی به نام براسیکا راپا .

واریته آرژانتینی نسبت به واریته لهستانی دارای پتانسیل عملکرد و ارتفاع و در صد روغن بالایی می باشد . واریته آرژانتینی برای رسیدن کامل ، حدود ۹۵ روز و واریته لهستانی ۸۰ روز لازم دارد .

 

تهیه بذر و کاشت

کلزا یک گیاه بسیار حساس به سله خاک می باشد ، بستر خاک برای بذر کلزا بایستی محکم ولی نرم باشد . رطوبت بذر و خاک برای جوانه زنی بسیار حیاتی است . بنابراین کاشت کلزا در خاکهای خشک توصیه نمی شود و جوانه های کلزا در خاکهای فشرده و سله بسته به آسانی خسارت می بیند پس بایستی بستر خاک را نرم تهیه کرد ولی طوری نباشدکه به آسانی توسط باد فرسایش یابد به همین خاطر چنگ زنی گیاهک کلزا برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی گردد .

دانه کلزا را می توان با انواع بذرکار کاشت عمق مناسب برای بذر کلزا حدود ۵/۱ تا ۵/۲ سانتی متر می باشد . بیشتر از ۵/۲ سانتی متر باعث تلف شدن جوانه ها می شود . کاشت کلزا در فاصله ردیفی ۱۸-۱۵ سانتی متر با بذر کار کلزا بصورت یکنواخت در عمق خاک انجام می گیرد.

 

تاریخ کاشت و بذر افشانی

کلزا در اواسط فروردین ماه یا اوایل اردیبهشت جهت حصول بیشترین عملکرد کاشته می شود. اگر تاریخ کشت را تا آخر اردیبهشت به تعویق بیاندازیم عملکرد محصول کاهش می یابد و اگر در آخر خرداد صورت گیرد کاهش چشمگیری در عملکرد خواهیم داشت زیرا کلزا یک گیاه بسیار حساس به استرسهای گرما و خشکی در زمان گلدهی میباشد .

کاشت زودتر از اردیبهشت ماه خطر روبرویی با استرس گرما و خشکی را کاهش می دهد .جوانه کلزا مقاوم به سرماست و می تواند سرمای ۴- درجه سانتی گراد را تحمل کند .

 

خواب بذر

خواب بذر در کلزا را می توان با بذر افشانی کلزا در سرما و تقریباً در موقعی که خاک یخ زده شکست که بعد از قرار گرفتن در خاک و با مساعد شدن هوا جوانه بزند . موضوع این است که بذر بعد از کاشت تا اوایل بهار بصورت خواب باقی می ماند و وقتی در بهار شرایط هوا مطلوب گردید کلزا جوانه زده و سر از خاک بیرون می آورد . تعیین زمان کاشت در موقعی مشکل است که کشاورزان نمی توانند با تقویم ویژه تاریخ کاشت عمل کشت را انجام دهند زیرا کشاورزان به هوا نیاز دارند که در این مواقع بایستی خاک سرد شود ولی یخ نزند (صفر درجه سانتی گراد در عمق ۵ سانتی متری خاک) اگر دمای خاک به ۳ درجه سانتی گراد یا بیشتر از آن برسد بذر جوانه زده و به محض اینکه خاک یخ بزند جوانه ها خواهند مرد. در گذشته کشاورزان دریافته اند که به خواب بردن بذر کلزا وقتی که دمای خاک به نقطه انجماد نزدیک می شود بسیار مشکل است مگر اینکه اولین برف ببارد .

 

میزان بذر

میزان بذر حدود ۶-۱۰ کیلو برای رقم آرژانتینی و حدود ۶-۱۰ کیلو برای واریته لهستانی در نظر گرفته می شود .

فرمول عمومی برای بذر افشانی کلزا حدود ۶ کیلو در هر هکتار می باشد . تفاوت عمده ای در مقدار بذر در واریته های مختلف کلزا وجود دارد این نقطه بسیار مهم است که پر پشت و تنک بودن بوته را در سطح مزرعه ملاک میزان بذر قرار ندهیم . پس بسیار ضروری است که تعداد بذر در هر هکتار زمین زراعی برای هر واریته خاص که تعداد بوته گیاهان را تشکیل می دهد قبلاً مشخص باشد و بر اساس آن مقدار بذر تعیین گردد .

یک قانون کلی نشان می دهد در یک کیلو بذر کلزا هیبرید واریته آرژانتینی حدود ۱۵۰ هزار تا ۱۷۰ هزار بذر وجود دارد . برای واریته آرژانتینی با گرده افشانی آزاد حدود ۲۷۰- ۳۲۰ هزار بذر وجود دارد و این مقدار در واریته لهستانی حدود ۴۰۰ هزار بذر در هر کیلو گرم می باشد. .

تعداد بوته مناسب برای گیاه کلزا حدود ۱۵۰ بوته در هر مترمربع و ۱میلیون و ۵۰۰ هزار بوته در یک هکتار می باشد حداقل می توان ۴۵ بوته در هر مترمربع در نظر گرفت . بنابراین با توجه به اینکه کلزا مقاوم به علف کش می باشد، براین اساس می توان تعداد ۲۲ بوته در هر متر مربع در نظر گرفت تا همه آنها از فضای یکسانی استفاده کنند.

 

کوددهی

عکس العمل کلزا به کودها شبیه محصولات غلات دانه ریز بوده و بستگی به حاصلخیزی خاک دارد. ازت و گوگرد کلید موفقیت برای رسیدن به عملکرد بالا می باشد .

مواد نیتروژن دار و پتاسی نمی توانند بصورت مستقیم با بذر تماس پیدا کنند و بایستی بصورت نواری حداقل به فاصله ۵ سانتیمتر دورتر از بذر ریخته شود آزمایش خاک برای تعیین صحیح مقدار مواد غذایی مورد نیاز گیاه باید انجام شود . کلزا یک مصرف کننده زیاد گوگرد می باشد.

۲۲۵۰ کیلو گرم حاصل از هر هکتار کلزا دارای ۵/۱۳کیلو گرم گوگرد در ساقه و برگ و حدود ۱۷ کیلو گرم گوگرد در بذر می باشد در صورتیکه همین مقدار در گندم فقط دارای ۵/۶ کیلو گرم کوگرد در بذر و ۸ کیلو گرم در ساقه و برگ دارد در نتیجه مقدار گوگرد در خاک در تولید کلزا نقش بسزای دارد حتی کمبود گوگرد در خاک عدم وجود کلزا در مزرعه را رقم می زند .

یک نمونه آزمایش برای تعیین مقدار گوگرد در خاک نمی تواند نمایانگر درصد گوگرد در خاک باشد پس بایستی در مقطع مختلف زمانی و از قسمتهای مختلف مزرعه نمونه برداری شود.

بر اساس آزمایش خاک، خاکهای که دارای گوگرد متوسط یا کم دارند حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلو گرم و برای خاکهای با گوگرد زیاد ۱۵ تا ۲۰ کیلوگرم گوگرد در هر هکتار لازم است . کلزا گوگرد را به شکل سولفات جذب می کند. کود گوگرد ممکن است به شکل سولفات آمونیوم یا ترکیب سولفات آمونیوم و با عنصر گوگرد قابل تجزیه باشد .

برای کلزا کود مرکب توصیه می شود زیرا در خاکهای شنی در اثر بارش زیاد باران سولفات شسته می شود . در صورتیکه عنصر گوگرد ممکن است در طی فصل مرطوب تجزیه شود و در سال بعد بر اساس نیاز مورد استفاده قرار گیرد .بهتر است گوگرد کافی را قبل یا در حین کاشت تهیه کرد. اگر در فصل زراعی قبل از ظهور گلها کمبود گوگرد محرز گردد با بکار بردن کود تیوسولفات آمونیوم یا سولفات آمونیوم می توان به عملکرد قابل قبول دست یافت یک کود دهی به موقع بهترین عملکرد را دربر خواهد اشت .

مقدار کمی از گوگرد بوسیله برگ جذب می گردد . برای جذب کود در این زمان به باران سنگین نیاز داریم که سولفات قابل حل را به ریشه ها برساند.

 

بقیه در ادامه مطلب

 

 

 

 

 

کنترل علف هرز

جوانه کلزا به رقابت زود هنگام علف هرز بسیار حساس است . برنامه موثر مبارزه با علف هرز می تواند شامل مبارزه زراعی - مکانیکی و شیمیایی باشد .

اصولاًکلزا یک رقیب خوبی بااکثر علف هرز می باشد .خردل وحشی یک بذر آلوده کننده جدی برای کلزا است که می تواند باعث کاهش کمیت و حتی عدم قبولی آن در بازار گردد . باید توجه ویژه ای به کنترل علف هرز در پیش از کاشت داشت یا در زمین هایی که آلوده به علف هرز می باشد از کاشتن کلزا در آن اجتناب نمود .

علاوه بر عملیات زراعی برای مبارزه با علف هرز ، برای رسیدن به تراکم مناسب در کلزا اصلاح قدرت جوانه زنی باعث می شود به خوبی با علف هرز رقابت کند .

با توجه به تاریخ بذرافشانی ،میزان و عمق کاشت می توان علف هرز چند ساله را در سال قبل برای کاشت کلزا کنترل نمود به علت اینکه بذر کلزا در عمق کمی از خاک کاشته می شود کج بیل و دندان فنری دوار برای مبارزه با علف هرز توصیه نمی شود . این ابزار می تواند به جوانه های کلزا صدمه زده تعداد بوته در هکتار را کاهش دهد.

تری فلورالین و سونالان دو تا علف کش قبل از کاشت مخلوط با خاک هستند و برای مبارزه با علف هرز ارائه شده اند . سموم این علف کش ها در خاک های شنی بافت درشت به میزان کمتر و در خاک های با مواد الی به میزان کم هستند .

تری فلورالین و سونالان بایستی همیشه بصورت قبل از کاشت در خاک های خالی از کشت بکار می رود . هر دوی این سموم نازک برگان یک ساله و بعضی از پهن برگان شامل خرفه یا قازایاغی کوشیا براحتی کنترل می کند ولی خردل وحشی قابل کنترل نیست .

Sethoxydim – quizalofop – clethodim علف کشهای بعد از کاشت در علوفه های نازک برگ بسیار ضروری در کلزا می باشند.

کاربرد مخلوط برای گوزالوفوب و کلتودیم با یک علف کش پهن برگ بصورت زیاد توصیه نمی شود چون ممکن است باعث کاهش کنترل علف هرز نازک برگها شود. قبل از پر کردن مخزن سم به طور کامل بقایای سموم علف کش که برای کلزا مضرر می باشد، بشویید و پاک کنید. بقایای علف کش سلفونیولریا بعلاوه علف کش فنوکسی به مقدار ناچیز می تواند خیلی مضرر به کلزا باشد. کلزا خیلی به راندگی از طریق علف کش پهن برگها از قبیل ۲۴D و MCP - دیکامبا – گلیفسفات و علف کش سولفونیلوریا حساس می باشد. بایستی بسیار احتیاط کرد که راندگی در اثر مصرف این علف کش در زمین کلزا صورت نگیرد .

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی
خانواده فرفيون‌ها Euphorbiacea

 

آكاليفا مارجيناتا Acalypha marginata

آکاليفا مارجيناتا يا آكاليفاي برگي گياهي است که برگ‌هاي سبز تيره مايل به قهوه‌اي، شاتون‌هاي صورتي کوتاه و يک ساقه چوبي و ايستاده دارد. در شرايط کشور ما بعنوان يک گياه آپارتماني داخل منزل قابل نگهداري است.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس مهرداد فرهنگی

جو

 

 

جو ، دانه ‌گیاهی ‌یک ‌ساله ‌از جنس‌ هُردئوم‌ (تیره‌گندمیان)، دارای ‌چندین ‌گونه، که ‌جو معمولی‌ با نام‌ علمی‌ هردئوم‌ وولگاره‌ یا هردئوم‌ دیستیکُم‌، از انواع‌ کاشته ‌شده ‌این ‌غله‌ مهم ‌است‌ که ‌از قدیم ‌خوراک ‌انسان ‌و حیوان ‌بوده ‌است‌(برای ‌وصف‌ مشروح‌ انواع‌ جو و نامهای ‌علمی و محلی ‌آنها در ایران‌ رجوع کنید به طباطبائی‌، کتاب‌ 1، ص90‌ـ124). در منطقه ‌گیاهْ جغرافیایی ‌ایران ‌سیزده‌ نوع‌ جو، شامل ‌گونه‌های ‌وحشی‌ و مزروع‌، گزارش‌ کرده‌اند. گونه‌های ‌مزروع‌ عبارت‌اند از: 1) هُردئوم‌ گلاوکم‌ که ‌هم‌ کاشته‌ می‌شود و هم‌ در زمینهای ‌بایر می‌روید؛ 2) ه. اسپونتانئوم‌ که‌ به ‌صورت‌ دیم ‌کاشته‌ می‌شود؛ 3) ه. دِستیکُم؛ 4) ه. وولگاره و 5) ه . آئگیسراس‌. تقریباً همه ‌این ‌گونه‌ها، به ‌جز گونه ‌آخر، علاوه ‌بر ایران‌، در افغانستان‌، مغرب‌ پاکستان‌، ترکمنستان ‌و مشرق‌عراق‌کاشته‌می‌شوند (برای‌شرح ‌و محل‌ دقیق ‌رویش‌ هریک‌ از انواع‌ رجوع کنید به بور، ش‌17، ص‌232ـ243).

 

واژگان‌. جو در فارسی‌میانه‌ jaw (مکنزی، ذیل‌واژه‌)؛ در اوستایی‌ yava (بارتولومه، ستون 1265ـ1266)؛ در بعض‌ زبانها و گویشهای ‌ایرانی‌، از جمله ‌کردی‌ jo (شرفکندی‌، ذیل ‌واژه‌)، لریjō (ایزدپناه‌، ذیل‌واژه‌)، گیلکی‌ jo (سرتیپ‌پور، ذیل‌ واژه‌) و بلوچی‌ jō و jav (هرن‌، ذیل ‌واژه‌)؛ در نواحی ‌ترکی ‌زبان arpa (ثقفی‌، ذیل ‌واژه‌) و در عربی‌ شَعیر خوانده ‌می‌شود.

 

پیشینه ‌شناخت‌ و کاشت‌. جو یکی‌ از نخستین ‌غله‌های ‌کاشته ‌شده ‌است‌. بعضی‌، خاستگاه ‌آن ‌را غرب‌آسیا می‌دانند. بقایای ‌نیم‌سوخته‌ جو در گورهایی ‌در آسیای‌صغیر یافته شده ‌که‌ متعلق ‌به 3500 سال ‌پیش‌ از میلاد است‌( آمریکانا، ذیل‌"Barley" ). به ‌احتمال‌ دیگر، کاشت ‌جو در بلندیهای‌ اتیوپی‌ و در جنوب‌شرقی‌ آسیا از دورانهای‌ پیش ‌از تاریخ ‌آغاز شده‌است و گمان‌می‌رود که ‌پنج‌هزار سال‌ پیش‌ از میلاد در مصر کاشته‌ می‌شده‌ است‌( بریتانیکا، ذیل‌ "Barley" ؛ قس‌ طباطبائی‌، همانجا). در ایران ‌کاشت‌جو، مانند کاشت ‌گندم‌، به‌ آغازِ کشاورزی‌ باز می‌گردد. در منطقه‌ موسوم‌ به ‌هِلالِ خَصیب ‌نوعی‌جو وحشی‌(همان‌ هردئوم‌ اسپونتانئوم‌) یافت‌می‌شود. به‌ طور کلی‌جوهای‌ وحشی‌، از جمله‌ نوع‌ مذکور که‌ تنها سَلَف ‌همه‌ شکلهای‌ مزروع‌ است‌، در شمال ‌شرق‌ ایران‌ و شمال‌ افغانستان ‌تا کوههای ‌هندوکش‌ گسترده‌اند ( د. ایرانیکا، همانجا).

 

یکی‌از کهن‌ترین ‌اَسناد در باره ‌جو، به ‌عنوان ‌غله‌ای ‌مهم‌ در زندگی‌آدمیان‌، حُکمی‌است ‌که‌ در عهد عتیق‌(سِفْرِ لاویان‌، 27:16) در باره ‌ارزیابی‌ هر قطعه‌ زمین‌ بر اساس ‌مقدار جو موردنیاز برای‌ کِشت ‌آن ‌آمده ‌و ظاهراً حاکی ‌از وسعت‌ سطح ‌زیر کشت‌ جو در آن‌ روزگار است‌. همچنین ‌در عهد عتیق‌ آمده‌ که‌جو هم‌ برای‌ تهیه ‌نان‌(سِفْرِداوران‌، 7:13) و هم‌ برای‌ خوراک‌ چهارپایان (کتاب‌ اول‌پادشاهان‌، 4:28) کاشته‌می‌شده‌است‌. تصویر سه‌ سنبله‌جو منقوش‌ بر روی ‌سکه‌ای ‌از دوران‌آگریپای‌اول‌، پادشاه‌ یهود (41ـ44 میلادی‌؛ رجوع کنید به د. جودائیکا، ذیل‌"Barley" )، نیز دالّ بر اهمیت‌ این‌غله ‌در زندگی‌مردم ‌آن‌روزگار است‌. گیاهداروشناسان ‌دوره‌اسلامی‌، گندمی‌ وحشی‌ به ‌نام‌ سُلت‌(شُلت‌، کُلتا) را، به ‌اشتباه‌، نوعی‌ جو پنداشته‌اند. شاید دینوری (سده‌ سوم‌) نخستین ‌کسی ‌بوده‌ که ‌چنین‌ اشتباهی‌کرده‌است‌(رجوع کنید به ج‌2، ص‌42، ش‌527) و پس ‌از او در کتاب‌ الفلاحه‌النبطیه‌، تألیف ‌یا ترجمه ‌ابن‌وحشیه‌(سده‌چهارم‌؛ ج‌1، ص‌424ـ425)، با کلماتی ‌حاکی ‌از عدم‌ اطمینان ‌آمده ‌است‌ که‌ در بابِل ‌نوعی‌جو به‌ نام‌ کلتامی‌روید که ‌می‌گویند همان‌ شعیر رومی (= خَنْدَروس‌ ) است‌، به ‌ظاهر شبیه‌ گندم ‌است ‌اما سفتی‌ گندم ‌را ندارد و مانند جو متخلخل‌ است‌ و می‌افزاید که ‌در زبان ‌یونانی ‌این ‌گیاه‌ نامی‌ دارد که‌ نه‌ شبیه‌ نام‌ جو است‌ و نه ‌مانند نام‌ گندم‌ (محتملاً اشاره ‌او به‌ همان‌«خندروس‌» است‌). پس‌از او دیگران ‌نیز همین‌اشتباه ‌را تکرار یا از ابن‌وحشیه‌ نقل‌ کرده‌اند، از جمله‌ ابن‌سینا (ج‌1، کتاب‌2، ص‌746) و ابن‌عَوّام‌(ج‌2، ص‌46). مایرهوف‌، در شرح‌ خود بر کتاب‌ اسماء العقّارابن‌میمون‌(سده‌ششم‌)، در باره‌ هویت ‌سلت‌ نوشته‌ است‌: «سلت‌ گونه‌ای ‌گندمِ وحشی‌ شبیه ‌به‌ جو است‌» (ش‌، ص‌131ـ 132).

 

طبع‌ و خواص‌ جو. بقراط (ح 460 ـ ح 370 ق‌م‌) در کتاب ‌الامراض‌الحادّه‌، از آنچه‌ از جو به‌ دست‌می‌آید به ‌ذکر کشک‌ جو بسنده‌کرده‌ و آن ‌را بهترین‌غذا برای ‌بیماریهای‌ سخت‌دانسته‌، زیرا دارای ‌ده ‌ویژگی‌است‌که ‌به ‌گفته ‌او در چیز دیگری‌ جمع‌ نمی‌شوند، از جمله‌ لزوجت‌، نرمی‌ و رطوبت ‌معتدل ‌که‌عطش ‌را رفع‌می‌کند(به ‌نقل‌ ابن‌بیطار، ج‌4، ص‌135). به ‌نوشته ‌دیوسکوریدس‌ (سده‌اول‌میلادی‌) در هیولی ‌الطبّ فی‌ الحشائش ‌و السموم‌ (ص‌176)، غذائیت ‌جو از گندم ‌کمتر است ‌و به‌ سبب‌ وجود مادّه‌ای ‌مغذّی ‌که‌ هنگام‌ جوشیدنِ جو از آن‌ خارج‌ می‌شود، غذائیت‌ آبِ جو (ماءالشعیر) از جو بیشتر است‌ و مانع‌از خشکی‌نای ‌و جراحت‌آن‌می‌شود. به‌عقیده‌جالینوس‌(129ـ 199 میلادی‌) طبع‌جو سرد و خشک ‌در درجه‌اول‌ و خشکانندگی ‌سَویقِ(= آرد بوداده‌) جو بیش‌ از جو است‌(به ‌نقل ‌ابن‌بیطار، ج‌3، ص‌ 62). ماسَرجویه‌(سده‌ دوم‌) طبع‌جو را سرد در درجه‌ دوم‌ و خشک ‌دانسته‌، اما گفته ‌است ‌که ‌جو پوست‌کنده‌، خشکاننده (مجفّف‌) نیست‌ و نوشیدن ‌ماءالشعیر را نیز برای ‌از بین‌بردن‌لک‌ و پیس‌ مفید دانسته‌ است‌(به‌ نقل ‌رازی‌،1374ـ1390، ج‌21، قسم‌1، ص 100). به‌ نظر محمدبن‌زکریای رازی‌(250ـ313) طبع‌جو به‌ اعتدال‌ نزدیک‌تر است‌ تا به ‌سردی‌. جو نفّاخ ‌است‌ و برای‌کسانی‌ که از بیماریهای‌ناشی ‌از سردی‌ و قولنج ‌رنج‌ می‌برند مضر و برای ‌لاغر شدن‌و نیز برای‌کسانی‌ که ‌گرم‌ مزاج‌اند مفید است‌(1408، ص‌122). وی‌غذائیت ‌نان‌جو را نیز کمتر از نان‌گندم‌ دانسته‌است‌(ص‌125). به‌ عقیده‌ ابن‌وحشیه‌( الفلاحه‌النبطیه‌، ج‌1، ص‌421)، جو از گندم‌سردتر و مرطوب‌تر و خونی ‌که ‌از آن‌ به‌ وجود می‌آید کمتر از خون‌ حاصل‌ از گندم ‌است‌. وی ‌از نوشیدنی دیگری ‌به ‌نام «ماء دشیش‌» یاد کرده (همان‌، ج‌1، ص‌422) که ‌ظاهراً لعابِ حاصل از جوشاندن ‌جو در آب‌است‌. اَخَوینی ‌بخاری‌(متوفی‌ح 373) در نکوهش ‌آشامیدن‌ فقّاع ‌و شَلماب‌/ شِلماب‌(نوعی‌مُسکر که‌ از گندم‌ می‌گرفتند)، به ‌نقل ‌از پزشکان‌ پیشین ‌یا هم‌عصر خود، گفته‌است‌این‌دو سبب‌پدیدآمدن‌سودا، استسقا و ابتلا به ‌جذام‌می‌شوند و معده‌ را ضعیف‌می‌کنند (ص‌168ـ 169). به ‌نوشته‌ ابن‌بُطْلان‌بغدادی‌(سده‌پنجم‌)، جو برای ‌قوّت‌دافعه ‌سودمند و برای‌ درد شکم ‌مضر است‌ و اگر دانه‌جو تیره‌ رنگ‌ باشد برودتش‌ کمتر است‌. وی‌ پس‌ از ذکر طرز تهیه ‌کشکاب (جو خیس‌کرده ‌و پخته ‌که‌ کف ‌آن ‌را بگیرند)، در باره‌خواص ‌آن ‌گفته‌ است‌: «هم دفع‌ را تسهیل ‌می‌کند و هم‌ مُدرّ است‌و به‌ سبب ‌رطوبت ‌موجود در آن‌تشنگی ‌را رفع‌می‌کند» (ص24- 25). به ‌عقیده ‌اسماعیل‌بن‌ حسن‌جرجانی‌(متوفی‌530؛ ص‌131) نان‌جو زودتر از معده ‌و روده‌ها بیرون ‌می‌رود، به‌ همین‌سبب‌مزاج ‌را نرم ‌می‌کند، اما مصرف‌ مداوم‌ نان‌ جو بدن‌ را سرد می‌کند. ابن‌بیطار (ج‌3، ص‌63) از ترکیبی‌ متفاوت ‌یاد کرده‌است ‌که ‌ماهیت ‌آن‌ معلوم‌ نیست‌: «خمیرترش ‌آن‌[جو] را با شیرترش‌ مخلوط‌ کرده‌می‌گذارند یک ‌شب‌ بماند و سپس‌می‌نوشند. عطش‌ناشی‌ از تب ‌و گرمای‌معده ‌را فرو می‌نشاند.» به‌ عقیده‌ داوود انطاکی‌(متوفی‌1008؛ ص‌305) خوردن‌جو در بهار و تابستان ‌برای‌ کاستن‌ از غلیان‌ خون‌ و التهاب ‌صفرا و عطش‌ مفید است‌. به ‌نوشته ‌حکیم مؤمن‌(سده‌یازدهم‌؛ ص‌165)، مخلوط ‌شکر و سَویقِ جو بهترین‌غذا برای‌ کودکان است‌.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

زراعت باقلا (Vicia faba)

 

 توصیف :باقلا گیاه یک ساله دارای ساقه صاف ,عمودی و سفت و بدون پیچک می باشد و ارتفاع آن بین 30تا190 سانتمتر است و تعداد یک یا بیشتر شاخه پایه دارد.بسیار پر برگ است که هر برگ تعداد یک تا 3 جفت برگچه های صاف دارد. تعداد 2تا6 گل در محور های برگ  تولید می کند. غلاف ها بزرگ  و ضخیم هستند و بین 4تا30 سانتیمتر طول آنها می باشد و به طور کلی در هر غلاف 2تا6 دانه دارد.اندازه دانه بسیار متغیر است و در هر کیلو دانه بین 1100 تا 6500 دانه وجود دارد. این گیاه ریشه عمودی اصلی با انشعابات جانبی زیاد دارد, اما خاک را در حد متوسط و محدود اشغال می کند که نشان دهنده طبیعت قوی رشد اندام هوایی می باشد.موارد مصرف : سبز و خشک باقلا جهت مصرف انسان کاشته می شود. باقلا خشک ممکن است در تغذیه دام ازجمله نشخوار کننده گان ,طیور و حتی ماهی مصرف گردد.

 

 

 

 

باقلا یک گیاه اصلاح کننده خاک  در ابتدا به دلیل افزایش مقدار ازت بجا مانده از این گیاه لگوم مورد توجه می باشد.ریشه های باقلا ,همانند بسیاری از بقولات ,تعداد زیادی گره تولید می کنند اگر با نژاد مناسب باکتری رایزوبیوم تلقیح گردد. این گیاه نه تنها تمام ازت مورد نیاز خود برای رشد را از این طریق دریافت می کند بلکه به مقدار زیاد ازت در خاک از خود بجا می گذارد.اگر اندام هوایی گیاه با شخم به خاک برگردانده شود موجب افزایش ازت و ماده آلی خاک نیز می شود.اصلاح حاصلخیزی خاک با کشت باقلا موجب کاهش مصرف کود ازته در زراعت بعدی می شود.

 

    

 

اقلیم :باقلا به دماهای بالا به خصوص در زمان گلدهی حساس است ,که سبب ریزش گل و عدم تشکیل دانه در غلاف می شود.دماهای بالا می توانند موجب افزایش شدت بیماری گردند.این گیاه زراعی در آب و هوای خنک ماه های زمستان و بهار  مناطق گرمسیری رشد خوبی دارد و به بارندگی معتدل (یا آبیاری ) پاسخ می دهد. گیاه زراعی باقلا بایستی قبل از تخلیه رطوبت خاک رشد خوبی داشته باشد,اما آب و هوای خشک تر در طی مراحل نهایی نمو دانه و رسیدن  مطلوب می باشد.تولید موفق باقلا مستلزم تنظیم دقیق کشت با شرایط اقلیمی می باشد.

 

     

 

خاک ها :گیاه زراعی باقلا خاک های داری حاصلخیزی متوسط تا خوب ,زهکشی بسیار خوب و بافت متوسط را ترجیح می دهد.مقاومت این گیاه به شوری متوسط است , که صفت مطلوب در بیشتر مناطقی که بارندگی محدود دارند.

 

      

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

ترشک rumex sp  

 

 

گیاهی پایادارای2پایه ویک ریشه اصلی که برروی ان جوانه هاوساقه های زیرزمینی خزنده تولیدمی شودمعمولادرخاکهای اسیدی وشنی تاشنی لومی باآهک رویش داردکه توسط بذرتکثیروانتشارمی یابد

 

برگها:اولین برگ به شکل بیضی ودومین برگ لوزی شکل می باشد

 

ساقه:بارشدافراشته وارتفاع متوسط40cmبدون کرک

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

غلات

 

تعریف :

غلات در واقع گونه ای از خانواده گندمیان (گرامینه ها) هستند که گیاهان علفی تک لپه ای بوده و دانه های ریز آنها، مصرف خوراکی دارد. غلات گیاهانی یک ساله هستند، یعنی چرخه ی زندگی خود را در یک فصل زراعی به پایان می رسانند.

گونه های سردسیری غلات (گندم، جو و چاودار) در فصل پاییز و اوایل بهار کشت شده و در اواسط تا اواخر تابستان هم برداشت می شوند. گونه های گرمسیری غلات (برنج، ذرت، ذرت خوشه ای و ارزن) نیز با توجه به شرایط آب و هوایی در اواخر بهار یا اوایل تابستان کشت شده و اواخر تابستان یا اوایل پاییز هم برداشت می شوند.

 

تاریخچه:

هزاران سال است که این گونه گیاهان، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان جوامع ابتدایی توانسته اند از ویرانه های قدیمی مراکز سکونت انسان، دلایلی به دست آورند که نشان می دهد غلات در تمدن های اولیه بشری هم کشت می شده اند و برای مثال، گندم در سرزمین حاصلخیز بین النهرین به عمل می آمده است. بین النهرین امروزه بخش هایی از ترکیه، عراق، سوریه و ایران را تشکیل می دهد. شواهد به دست آمده نشان می دهد که در 16.000 تا 10.000 سال قبل از میلاد، انسان ما قبل تاریخ در این ناحیه گندم تولید می کرده است.

همچنین هر جا که جامعه ای تشکیل شده، یکی از انواع غلات در پیدایش آن نقش داشته اند. مثلاً برنج در تشکیل جوامع نخستین کشور چین و ذرت هم در تشکیل جوامع آفریقایی مؤثر بوده اند.

 

انواع غلات :

گندم: به آب و هوای خنک در فصل رشد، آب و هوای گرم و خشک در فصل برداشت نیاز دارد.

برنج: آبیاری و بارندگی در کشت این گیاه ضروری است. میانگین دما در 4 تا 6 ماه از فصل زراعی باید 21 درجه سانتی گراد یا بالاتر باشد.

ذرت: به آب و هوای گرم با رطوبت کافی نیازمند است. این گیاه معمولاً در آمریکای شمالی و جنوبی و همچنین آفریقا کشت می شود.

جو: به آب و هوای خنک در فصل رشد نیاز دارد. جو مطمئن ترین غلات در شرایط شوری خاک، خشکی یا سرمای زمستان است. جو در زمین هایی که گندم قادر به رشد در آنها نیست هم پرورش می یابد.

ارزن: از پر محصول ترین غلات در شرایط خشک است و در خاک های غیر حاصلخیز هم رشد می کند. این ماده در آسیا و آفریقا، ماده غذایی مهمی برای انسان و دام می باشد.

جو دوسر: سابقاً خوراک اصلی مردم اسکاتلند محسوب می شد. در سراسر دنیا از این ماده غذایی به عنوان خوراک دام هم استفاده می نمودند.

چاودار یا گندم سیاه: از سازگارترین غلات نسبت به شرایط سخت آب و هوایی است. در آب و هوای سرد کشت می شود.

 

اهمیت امروزی غلات:

در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، بیش از 80 درصد غذای مردم از غلات تأمین می گردد. سهم غلات در غذای مردمان اروپایی 45 تا 55 درصد بوده و در ایالات متحده آمریکا تقریباً 20 تا 30 درصد می باشد.

امروزه نزدیک به 70 درصد سطح زیر کشت یک میلیارد هکتاری جهان را غلات اشغال نموده اند. تقریباً نیمی از کل نیازهای غذایی انسان به ویژه در آسیا به طور مستقیم از غلات تأمین می گردد. همچنین تولید غلات در مقایسه با دیگر فراورده های غذایی از جمله گوشت، تخم مرغ، شیر و... بسیار بیشتر است. تولید سالانه غلات در جهان، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون تن می باشد. گندم، برنج و ذرت سه محصول مهم هستند که هر کدام تقریباً یک چهارم تولید سالانه غلات را تشکیل می دهند.

برنج، غذای عمده و روزمره مردم نواحی گرم و مرطوب است. این غله معمولاً در زمین هایی تولید می شود که بتوان آنها را در برخی فصول سال غرقاب یا گل- آب نمود. گندم به عنوان غله ای سازگار، عمدتاً در زمین های چمن طبیعی و همچنین در مناطقی که آب و هوا برای کشت ذرت مناسب نیست، به عمل می آید. گندم از غلاتی است که در نواحی سرد هم کشت می شود. این غله در سراسر جهان در فصول مختلفی کشت می شود، به طوریکه در هر ماه از سال، گندم در یکی از نقاط جهان در حال برداشت می باشد. ذرت هم به عنوان یک گیاه گرمسیری، در مناطقی که رطوبت و حرارت کافی در فصل زراعت فراهم باشد، رشد می نماید.

 

ارزش غذایی غلات :

غلات منبع انرژی برای انسان هستند. در کشورهای در حال توسعه، این دسته مواد تمام رژیم غذایی را در بر می گیرند. غلات حاوی هیدرات کربن، پروتئین، چربی، مواد معدنی و انواع ویتامین هستند که البته ضمن مراحل مختلف نگهداری و تهیه، ممکن است بخشی از مواد مغذی مذکور از بین برود.

دانه غلات که کاریوپس یا گندمه نام دارد، منبع خوبی برای تغذیه انسان می باشد. میزان پروتئین برنج از گندم کمتر است. میزان ویتامین های ضروری (از جمله تیامین) برنج صیقل داده شده هم از برنج قهوه ای کمتر می باشد، چون سبوس خود دارای ویتامین های مختلفی است که در مرحله ی صیقل دهی از برنج جدا می گردد.

البته به خاطر داشته باشید که با وجود همه ی موادی که ذکر شد، غلات غذای کاملی محسوب نمی شوند. مصرف این مواد به تنهایی نمی تواند یک رژیم غذایی متعادل و کامل محسوب گردد. میزان پروتئین و در واقع اسیدهای آمینه غلات و همچنین ویتامین موجود در آنها محدود است. برای این که یک فرد بالغ بتواند 65 تا 80 گرم پروتئین مورد نیاز خود را تنها از طریق غلات تأمین کند، باید مقدار بسیار زیادی از این دسته مواد بخورد که در عوض، به دلیل این که غلات حاوی هیدرات کربن هستند، فرد ممکن است چاق شود. بسیاری از پروتئین های گیاهی به همین دلیل که اسیدهای آمینه کافی ندارند نمی توانند به تنهایی در رژیم غذایی افراد مورد استفاده قرار گیرند، بلکه در کنار آنها باید از پروتئین های حیوانی و سبزیجات و حبوبات هم استفاده نمود. البته پروتئین های حیوانی که از انواع حیوانات تأمین می شوند، خود متکی بر منابع گیاهی و از جمله غلات هستند. چون اغلب از انواع گیاهان و غلات، به عنوان خوراک دام استفاده می شود.

امروزه مهندسین ژنتیک سعی می کنند تا با اصلاح نباتات، غلاتی با پروتئین هایی که اسیدهای آمینه ی ضروری بیشتری داشته باشند، تولید نمایند. مقدار دو اسید آمینه ضروری به نام های لیسین و ایزولوسین در غلات کم است و تمام متخصصین اصلاح نباتات تلاش می کنند غلاتی که میزان بیشتری از این دو نوع اسید آمینه داشته باشند را تولید نمایند.

غلات بیشترین شکل انرژی خود را به صورت نشاسته عرضه می



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

بررسی کاهش ضایعات بذر مصرفی گندم

 

 

 

دسته مقاله : زراعت

 

گروه : زراعت غلات-مبانی کشاورزی پایدار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیـده

 

 

 

گندم به عنوان مهمترین محصول زراعی و ماده غذایی کشور بطور متوسط 5/6 میلیون هکتار از اراضی کشور را بخود اختصاص داده و بالغ بر 5/10 میلیون تن تولید دارد. عملکرد پائین گندم در ایران در مقایسه با جهان عمدتاً بواسطه سطوح پائین نهاده ها (بویژه آب) و ضعف مدیریت زراعی است. تکیه بر افزایش عملکرد بعنوان کلیدی ترین راه حل افزایش تولید گندم، توسعه تحقیقات در       زمینه های کاهش ضایعات و ساماندهی بذر را بعنوان راهکاری مناسب طلب می نماید. بررسی منابع مختلف نشان می دهد که میزان بذر کافی و اقتصادی بطور معنی داری کمتـر از میـزان بـذری اسـت که در حال حاضـر اکثر گندمکاران کشور مصرف مـی نمایند. علت عمده این مصرف اضافی عدم اطمینانی است که زارعین از استقرار گیاه (تراکم بوته) در مزرعه دارند.

 

 

 

به منظور بررسی تراکم بوته بر عملکرد دانه و اجزاء عملکرد ارقام مختلف گندم دو آزمایش در سال های 1380 و 1381 در مزرعه دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران (کرج) بصورت طرح کرتهای خرد شده در قالب فاکتـوریـل با چهـار تکرار به اجـرا درآمد. فاکتورها شامل 4 رقم تجارتی گندم (مهدوی، قدس، مرودشت و M75-7)، تراکم بوته در پنج سطح (200،250، 300، 350 و 400 بوته در متر مربع) و دو تیمار ضد عفونی و عدم ضد عفونی بذر پیش از کاشت بودند. نتایج تجزیه مرکب دو ساله نشان داد که با افزایش میزان بذر مصرفی (تراکم بوته) برخی مؤلفه های عملکرد گندم مثل تعداد پنجه و سنبله در متر مربع افزایش یافت، اما در مقادیر بالاتر بذر مصرفی این روند افزایش کمتری داشت. به طوری که با دو برابر کردن میزان بذر مصرفی، از 200 به 400 دانه در متر مربع، تعداد پنجه و سنبله در واحد سطح به ترتیب 21 و 5/5 درصد افزایش داشتند و در مقابل، عملکرد دانه 3/0 درصد کاهش نشان داد. در بین ارقام مورد بررسی، رقم M75-7 با افزایش بذر مصرفی در واحد سطح عملکرد دانه بیشتری تولید نمود درحالیکه، ارقام مرودشت، مهدوی و قدس بیشترین عملکرد دانه را به ترتیب در تراکم های 200، 250 و 300 عدد بذر در متر مربع داشتند. تیمار ضدعفونی بذر در مقابل عدم ضد عفونی بذر بطور نسبی عملکرد دانه بیشتری تولید نمود، اما تفاوت آنها معنی دار نبود.

 

 

 

بـررسـی ارتبـاط اجزاء عملکرد نشـان داد که صفـات مـاده خشک (** 84/0=r)، شـاخص بـرداشـت (** 62/0=r) و تعداد سنبله بارور در واحد سطح (**50/0=r) همبستگی مثبت و معنی دار با عملکرد دانه داشتند. صفات دیگر نظیر، تعداد پنجه در متر مربع، ارتفاع بوته، تعداد سنبلچه و دانه در سنبله همبستگی منفی و معنی داری با عملکرد دانه نشان دادند به نحوی که با افزایش میزان بذر مصرفی افزایش عملکرد دانه از طریق کاهش این صفات میسر نگردید. بطور کلی، اثرات متقابل میزان بذر×رقم و یکسان نبودن نتایج حاصل از سالهای مورد بررسی نشان داد که عامل نوع بذر (رقم) یا اثرات مقدار بذر مصرفی برای حداکثر بهره برداری کافی نیست. اما، چنانچه کاهش ضایعات بذر مصرفی (کاهش هزینه های تولید گندم) مورد نظر باشد تراکم 200 بذر درمتر مربع با تولید حداکثر عملکرد دانه کفایت خواهد نمود، بدیهی است حصول حداکثر محصول در شرایط محیطی و مدیریتی مناسب امکان پذیر خواهد شد.

 

 

 

واژه های کلیدی: کاهش ضایعات، بذر گندم، تراکم بوته، عملکرد و اجزاء عملکرد.

 

 

 

 

 

 

مقدمه

 

 

 

عمده ترین بخش مصرف گندم در ایران مربوط به تولید نان است (90% عرضه گندم را شامل می شود)، و بخشی نیز به مصرف بذری و مصرف دامی می رسد. مصرف بذر مورد نیاز کشت سالانه در کشور بالغ بر000/000/1 تن برآورد گردیده که در شرایط معمول کشت گندم از 60 کیلوگرم در زراعت دیم لغایت200 کیلوگرم در هکتار در زراعتهای پاییزه آبی متغیر است. در زراعتهای پاییزه گندم آبی نسبت بذر مصرفی به تولید یک به بیست است. میزان بذر کمتر و یا بیشتر از معمول در برخی مواقع و به دلایل متعددی به شرح زیر توسط کشاورزان مورد استفاده قرار می گیرد. از آن جمله: واریته های بذر درشت (اندازه بذر) واریته هائی با پتانسیل (توانائی) پنجه زنی کم، کشت بهاره، کشت دیر (در پائیز یا بهار)، روش دستپاش، اراضی سنگین، درصد جوانه زنی پائین و غیره.       خسارت های وارده بر بذر گندم به هنگام داشت، برداشت و پس از برداشت توسط برخی عوامل بیماری زا و آفات (در مزرعه و انبار) باعث افزایش ضایعات بذر گندم می شود. متوسط رطوبت موجود در خاک نیز از عوامل اصلی تعیین کننده میزان بذر مصرفی است. به طوری که در مناطق کم باران میزان متوسط بذر کمتر و در مناطق نیمه مرطوب و مرطوب بذر بیشتری مصرف می شود.

 

 

 

بنابر این، جلوگیری از ضایعات گندم با توجه به مشکلات و محدودیت های موجود از نقطه نظر افزایش عملکرد در واحد سطح، افزایش سطح زیر کشت، تامین نهاده های مورد نیاز، محدودیت واردات به لحاظ تنگناهای حمل و نقل و بندری اهمیت زیادی پیدا کرده است و تأثیر آن بر درآمد زارعین و نهایتاًٌ میزان عرضه محصول قابل توجه می باشد (وزارت کشاورزی، 1362). لذا، طرح حاضر برای دستیابی به امکان کاهش میزان بذر مصرفی در هکتار به عنوان راهکاری برای کاهش ضایعات بذر جهت کشت گندم پائیزه آبی می باشد،

 

 

 

کاهش میزان بذر مصرفی بطور قطع در هزینه های نهاده ها کاهش معنی داری بر جای         می گذارد، اما بایستی دقت شود که استقرار بوته ها در شرایط های مختلف اقلیمی در نظر گرفته شود. بعبارت دیگر، بهترین بررسی آن است که آزمایش یا مطالعه منطقه ای (site by site) بوده و براساس نوع خاک، ساختمان بستر بذر، رطوبت موجود در خاک، آب و هوای زمان کاشت، در نظر داشتن خسارت مربوط به آفات و غیره باشد. همچنین برای استقرار مناسب بوته ها در مزرعه بهتر است بجای مقدار بذر، براساس تعداد بذر در واحد سطح عمل شود زیرا که اندازه بذور برای        واریته های مختلف تفاوت دارند. میزان بذر در متر مربع به طور شاخص بایستی 25 تا 50 درصد بیشتر از تعداد بوته لازم در واحد سطح باشد تا هر نقصانی را جبران نماید. بر اساس مطالعات سازمان تحقیقاتی HGCA (2000) میزان بذر در کشت های مطلوب می تواند تا حدود 70%، بدون هیچگونه کاهشی درعملکرد ارقام مختلف، کمتر شود. کاهش میزان بذر ممکن است خطر فضای خالی در مزرعه را افزایش دهد اما، در مقادیر بالای مصرف بذر خطر خوابیدگی ساقه، احتمال وقوع بیماریهای گیاهی و افزایش هزینه نهاده بذر وجود دارد. در تراکم بوته مناسب میزان بذر مصرفی آن قدر پائین خواهد بود که احتمال وقوع ریسک های یاد شده بطور اساسی کاهش می یابد.

 

 

 

میزان بذر مصرفی و توزیع بوته ها در یک مزرعه تاثیرات مشخصی را بر اجزاء عملکرد گندم خواهد داشت. افزایش میزان بذر مصرفی می تواند تعداد سنبله در واحد سطح را زیادتر کند اما، دو جزء دیگر عملکرد یعنی، تعداد بذر در سنبله و وزن دانه کاهش می یابند. خاصیت جبران کنندگی نسبی در بین اجزاء عملکرد گندم می تواند نقصان عملکرد را وقتی که یک جزء کاهش می یابد، به حداقل برساند اما چنین جبرانی ممکن است کامل نباشد (4). پیتر و همکاران (1373) گزارش نمودند که بین ژنوتیپ ها از نظر توانائی کلی جبران و توانائی هر یک از اجزاء عملکرد تفاوت وجود دارد. بعضی ژنوتیپها قادرند که تولید ناکافی اجزاء عملکرد را جبران کنند ولی برخی این توانائی را ندارند. همچنین با کوتاه شدن فصل رویش، توانائی جبران کم می شود. بنابراین، در مطالعات مربوط به مقادیر بذر و تعداد بوته، همه اجزاء عملکرد دانه بجای فرد فرد اجزاء می بایست مورد توجه قرار داشته باشند. تعداد سنبله در واحد سطح به تعداد پنجه های اصلی و تعداد پنجه های بارور در بوته بستگی دارد (7). وقتی تراکم بوته (مقادیر بذر) افزایش می یابد حداکثر تعداد پنجه در واحد سطح در یک شرایط ویژه به سرعت تشکیل می شود. ولی ، درصد پنجه هائی که باقی مانده و تولید سنبله  می کنند پائین خواهد بود البته، در تراکم پایین بوته نیز 100 درصد پنجه ها زنده باقی             نمی مانند ‌(8).

 

 

 

قبادی و همکاران (1379) در بررسی تاثیر تراکم های مختلف بوته بر عملکرد و اجزاء عملکرد چهار رقم گندم نان به این نتیجه رسیدند که اثرات رقم و تراکم بوته بر تعداد سنبله در متر مربع، تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه در سطح یک درصد معنی دار بودند، ولی اثر متقابل فقط برای تعداد سنبله در متر مربع و وزن هزار دانه معنی دار شد. در هر چهار رقم، با افزایش تراکم بوته، تعداد سنبله در متر مربع تنها مولفه ای از اجزاء عملکرد بود که افزایش نشان داد و اجزاء دیگر از قبیل تعداد سنبلچه در سنبله، تعداد دانه در سنبله و وزن هزار دانه کاهش یافتند.

 

 

 

لازم به ذکر است در طرح هائی که بر روی تراکم بوته در واحد سطح انجام گرفته نتیجه بدست آمده به طور قطع مطلوب ترین تراکم بوته نبوده است. چون ممکن است تراکمی خارج از تراکم به کار برده شده وجود داشته باشد که در آن تراکم عملکرد دانه حداکثر شود. لذا، هالیدی (1960) و سالازار و همکاران (1994) برای به دست آوردن تراکم مطلوب بوته استفاده از معادلات درجه دوم (رگرسیونی) را مورد تاکید قرار داده اند، و بدین صورت مشخص شده است که عملکرد دانه با تراکم بوته در واحد سطح رابطه سهمی دارد و بالاتر از حد مطلوبی از تراکم بوته، عملکرد دانه کاهش خواهد یافت. بعبارت دیگر، با افزایش تراکم بوته، فرایند خود تنظیمی  وارد عمل شده و وابستگی عملکرد به تراکم روند مجانبی خواهد داشت.

 

 

 

بطور خلاصه، دستیابی به حداکثر عملکرد یا بوسیله افزایش تراکم گیاهی و یا با افزایش عملکرد تک بوته امکان پذیر است. ولی چون اثرات فرایندهای تشکیل دهنده عملکرد در رابطه با رقم، عملیات کاشت و شرایط اقلیمی روند ثابتی ندارد، درنتیجه تراکم کاشت می بایست براساس هر مورد تعیین شود و به دنبال مشخص شدن تحقیقاتی این چنین است که می توان مقدار بذر مصرفی در واحد سطح را توصیه نمود.

 

 

 

 

 

مواد و روش ها

 

 

 

    این بررسی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران، با طول 50 درجه و 57 دقیقه شرقی و عرض جغرافیائی 35 درجه و 48 دقیقه شمالی و ارتفاع 1313 متر از سطح دریا، در سالهای 1381 و 1382 اجرا شد. طرح آزمایشی مورد استفاده فاکتوریل در قالب کرتهای خرد شده در چهار تکرار بود. در کرتهای اصلی ارقام گندم (مهدوی، مرودشت، قدس و M75-7) در چهار سطح و در کرتهای فرعی تراکم بوته در پنج سطح (200، 250، 300، 350 و 400 بذر درمتر مربع) به همراه دو تیمار ضد عفونی (با قارچکش ویتاواکس تیرام به میزان 3-2 در هزار) و عدم ضد عفونی بذر بصورت فاکتوریل قرار داده شدند. میزان بذر مصرفی براساس وزن هزار دانه ارقام مورد بررسی محاسبه و منظور گردید.

 

 

 

    هر کرت آزمایشی مشتمل بر چهار خط به طول 6 متر و با فاصله خطوط 20 سانتی متر کشت گردید. علمیات تهیه زمین و مصرف کود پایه و سرک به نسبت 50- 50-250 کیلوگرم در هکتار (سولفات پتاسیم – سوپر فسفات- اوره) در کلیه کرت ها یکنواخت انجام گرفت. تاریخ کاشت در طی دو سال 23 آبان ماه بود و مزرعه با توجه به شرایط آب و هوائی یک یا دو نوبت در فصل پایِیز و در طول فصل بهار تا موقع برداشت آبیاری شد. علفهای هرز با استفاده از علفکش توفوردی کنترل شدند.

 

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی
 

انواع درختچه زینتی

پیراکانتا       

 Rosaceae    :نام خانواده

درختچه همیشه سبز و پهن برگ                                          

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس مهرداد فرهنگی

مختصری در مورد زراعت لوبیا (( Phaseolus sp .

 

 

 

 

 

دسته مقاله : زراعت حبوبات- غلات

 

 

 

مقدمه

 

 

 

لوبیابا نام انگلیسی Common Bean  از راسته   Rosales خانواده Leguminosae زیر خانواده Papilionidae شاخه Phaseolae  زیر شاخه Phaseoliae  و جنس Phaseolus میباشد . بیش از پنجاه گونه از جنس Phaseolus  وجود دارد . لوبیا سازش خوبی با ارتفاعات  و مناطق مختلف در جهان دارد . و در 7 – 5/5 = PH می تواند کشت و زراعت شود .

 

 

 

الف -کاشت لوبیا

 

 

 

در ایران کاشت لوبیا معمولا در بهار و با تراکم ده سانتی متری و فواصل ردیف کاشت 50 سانتی متر انجام می گیرد .  

 

 

 

ب‌-         تناوب زراعی لوبیا

 

 

 

در سیستم زراعی بهترین تناوب زراعی لوبیا با غلات مانند گندم وجو می باشد. لوبیا ازت هوا را در خاک توسط باکتریهای مخصوص بنام Rhizobium phaseolie تثبیت می نماید که باعث حاصلخیزی خاک می شود . باید توجه نمود که لوبیا نباید با گیاهان غده ای و ریشه ای از جمله پیاز و سیب زمینی کشت شود زیرا احتمالآلودگی قارچی برای لوبیا زیاد خواهد شد .    

 

 

 

ت‌-         علف های هرز و کنترل آن

 

 

 

کنترل علف های هرز در لوبیا بسیار حائز اهمیت است و از سموم مختلف مانند ترفلان به میزان 5/1 در هزار قب از کاشت وی توان استفاده نمود از سموم علف کش بعد از کاشت در لوبیا هنوز اطلاعات دقیقی در دست نیست .  

 

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

کوددهی در برنج

 

 

 نیتریت ها موادی هستند که از کود اوره تولید و مستقیما وارد آب شده و زندگی انسانی را تهدید می نمایند. اوره به نیترات تجزیه می گردد و نیترات نیر سپس به نیتریت تبدیل و از طریق مصرف غذایی انسانی وارد بدن وی می گردد. اگر مقدار نیتریت در آب شرب بیش از 1000 پی پی ام باشد، در زندگی انسان مشکلاتی از قبیل نابینایی اطفال، سرطان کبد، سرطان رحم و ریه، بیماری مغز استخوان و سیروز کبدی را به وجود می آورد. تصور نشود، تنها سموم هستند که محیط زیست را آلوده می کنند، بلکه تمام موادشیمیایی کشاورزی ممکن است، آب های آشامیدنی را در شهر و روستا آلوده سازند و به ویژه افراد فقیر جامعه را که پروتیین کم تری وارد بدنشان می شود، با انواع مشکلات روبرو گردند.

 

سازگان غذایی خاک

 

      بهم زدن خاک وآب را با پیشکاول، پیش از نشاء کاری باتلاقی کردن گویند. باتلاقی کردن خاک در وضعیت عناصر غذایی خاک تأثیر زیادی برجای می گذارد. دست رسی بعضی از عناصر غذایی در اثر این عمل افزایش می یابد و بعضی از عناصر در ذرات خاک تثبیت می گردند و یا از طریق محلول خاک از دست می روند. تغییر در دست رسی مواد غذایی به دلیل فرآیند های اکسیداسیون – احیاء زیست شناختی خاک است که از اکسیژن خاک باتلاقی پدید می آید.

 

عناصر غذایی پرمصرف

 

 

 

     عمل نیتروژن در خاک باتلاقی به طور محسوسی از عمل آن در خاک های با زهکشی خوب که از اکسیژن هوا استفاده می کند، متفاوت است. یون های آمونیوم (NH4+ ) در سطح منطقه اکسیده شده وجود دارد. این یون با کود دهی وارد خاک می شود و به وسیله باکتری ها  به نیتریت و نیترات، اکسید می گردد. این رادیکال های نیترات دارای بار منفی هستند. بنابراین، آن ها نمی توانند کلوئید های کمپلکس خاک را به وجود آورند و در اثر خاک شویی از بین می روند. رادیکال های نیترات به دلیل تحرّک بسیار بالایشان، به منطقه احیاء شده پایین تراوش می کند، پس از احیاء شدن به نیتریت، به وسیله باکتری های تجزیه کننده نیتراتی به اکسید نیترو و عنصر N تجزیه شده و به اتمسفر فرستاده می شود و ازاین طریق از دست رس گیاه خارج می گردد.

 

     غرقابی کردن مداوم خاک منجر به افزایش فسفات های نامحلول و قابل استخراج خاک می گردد. معمولا  به صورت فسفات فریک تا فرّو محلول و هیدرولیز ترکیبات P انتشار می یابد. علاوه بر استفاده از همه منابع فسفری مورد بهره برداری در محصولات دیم، برنج باتلاقی دارای قابلیت استفاده از فسفات های فریک است که برای محصولات دیم ارزش اندکی دارند. با باتلاقی کردن خاک پتاسیم کم تر از نیتروژن و فسفر تحت تأثیر قرار می گیرد. در نتیجه عمل زیر آب رفتن، شرایط احیائی باعث می شود، جزء بیش تری از یون پتاسیم از حالت کمپلکس به محلول خاک انتقال یابد. مقدار زیادی از یون های فرّو، منگنز دو ظرفیتی و آمونیوم در نتیجه جابجایی یون های پتاسیم از کمپلکس در محلول خاک به وجود آید.

 

 عناصر کم مصرف

 

 

 

در ضمن عمل باتلاقی کردن خاک، بعضی از عناصر غذایی مانند: کلسیم، منیزیم تنها به مقدار محدودی به تغییر می کنند. ترکیبا فرّیک و منگنیک در شرایط بی هوازی احیاء می شوند و در زیر آب بیش تر در دسترس گیاه برنج قرار می گیرند. غلظت مولیبدن محلول در آب در نتیجه احیاء اکسید های فرّیک در خاک باتلاقی افزایش می یابد. این عمل برای ایجاد لایه ای از جلبک تثبیت کننده N می تواند سودمتد باشد. باکتری های بی هوازی در خاک احیائی و باکتری های هوازی در ریشه فعّال هستند. شرایط باتلاقی نیز غلظت عناصر روی و مس قابل حل در آب را کاهش داده و موجب کمبود این ریز مغذی ها در گیاه برنج می گردد.

 

مدیریت کود های پر مصرف

 

 در تولید برنج، کود نیتروژنی مهم ترین و ضروری ترین نقش را برعهده دارد.

 

 بازدهی مصرف کود نیتروژنی

 

    

 

     بازدهی استفاده از هرگونه کودی به معنی مقدار افزایش محصول برداشت شده بر واحد کود به کار رفته است. اگر گیاه برنج به 100 کیلوگرم نیتروژن در هکتار نیاز داشته باشد و برنج کار 120 کیلوگرم بر هکتار در مزرعه به پاشد، و گیاه 100 کیلوگرم را به تواند جذب کند، بازدهی تولید بسیار عالی خواهد بود. این به ندرت پیش می آید. درصورتی که برنج کار 100 کیلوگرم برهکتار از این کود را به کار ببرد و گیاه 30 کیلوگرم را جذب کند، بازدهی کم خواهد شد. برنج در مزرعه آبیاری بارانی غیر بازده ترین مصرف نیتروژن را دارد، به طوری که، بازدهی مصرف نیتروژن در شرایط چنین مزرعه ای بیش تر از 30 – 20 درصد نخواهد بود. یعنی، یاگر برنج کار چهار کیسه کود اوره را در مزرعه بپاشد، تنها یک کیسه توسط گیاه جذب می گردد و سه کیسه دیگر ازدست خواهد رفت.

 

 

 

راه های اتلاف کودهای نیتروژنی

 

 

 

     بخش بزرگی از کودهای نیتروژنی، ممکن است از راه تبخیر، آبشویی، تجزیه و تثبیت در خاک ازدست رود. شدت یا درجه این اتلاف به عوامل متعددی مانند خاک، آب و هوا و شرایط زراعت بستگی دارد.

 

 

 

اتلاف ار راه تبخر

 

           آمونیاک که برای برنج کاری مورد استفاده قرار می گیرد، اگر در محوطه باز قرار گیرد، ممکن است تبخیر شود. این نوع اتلاف با افزایش pH آب جاری، زیاد خواهد شد. جلبک های آب در تنظیم pH آب جاری نقش مهمی برعهده دارند. درطول روز، جلبک ها فتوسنتز کرده و میزان دی اکسید کربن آب را کم می کند. درنتیجه، pH آن ممکن است افزایش یابد. افزایش pH تبخیر شدن آمونیاک را فعّال تر می سازد. می توان تخمین زد، 5 تا 6 درصد نیتروژن به کار رفته از راه چنین فرآیندی تلف شود. در درجه حرارت بالا و تابش خورشیدی زیاد، اتلاف از راه تبخر در هوا بیش تر رخ می دهد. برای به حداقل رساندن این اتلاف، بایستی کود آمونیاک را در داخل خاک یا در لایه های احیائی آن به عمق 10 سانتی متر تزریق کرد. به کار بردن کود های پوشش دار مانند اوره پوشش داده شده با گوگرد و گچ نیز مانع

 

اتلاف کود نیتروژنی از راه تخلیه آب مزرعه

 

      در یک دوره زراعی 1000 تا 2000 میلی متر آب ممکن است از راه زهکش از مزرعه تخلیه شود. نیتروژن حل شده در آب نیز همراه آن از مزرعه خارج می گردد. هنگامی که کود نیتروژنی به عنوان کود سرک پاشیده شود، نیتروژن از راه آبشویی نیز ممکن است از دسترس گیاه خارج گردد. نزدیک به 15 درصد نیتروژن به کار رفته، ممکن است از راه آبشویی خارج شود. برای جلوگیری از اتلاف آبشویی، برنج بایستی در خاک های با بافت خوب کشت شود. خلل و و فرج خاک دیکس خورده کاهش می یابد. مترجم: درعمل شخم زنی با گاوآهن کلوخه های درشت ایجاد می شود. این کلوخه با دیکس پشت تراکتوری خرد می گردد. در زبان فارسی به هردو عمل شخم گفته می شود. اما در گیلکی به اولی شخم و به دومی دیکس یا دیکس خورده می گویند. مانند این را می ماند که در دامداری به بچه تازه به دنیا آمده گاو می گویند، مانده ( گیلکی ) و کمی که بزرگ شد می گویند گوساله و بازهم بزرگ تر شد، مثلا یک ساله شد، اگر نر باشد می گویند، گودرو اگر ماده باشد می گویند، لیشه  و وقتی خیلی بزرگ شد و به بلوغ جنسی برای تکثیر رسید نر را می گویند، ورزا و ماده را میگویند گاو. اما در فارسی بدبختانه این جوری نیست و در همه این مراحل رشد و نموّ این حیوان می گویند گاو. کندوکاو خاک در مراحل مختلف نیزنام هایی دارد که با هم متفاوت است و آن ها را بایستی در زبان های محلی جستجو کرد. در زبان فارسی تا زمین را بکنی می گویند، زمین را شخم زدی، و مشخص نیست چه هدفی داشته ای و یا حتی چه عملی انجام داده ای. همیشه کود به شکل آمونیاکی را در عمق خاک به کار می برند. از آبگیری زیاد خاک مزارع برنج، خود داری می شود. مترجم: وقتی که کود با خاک مزرعه باتلاقی به خوبی مخلوط شود، قابلیت آبشویی خود را از دست خواهد داد. من عادت داشتم، کود اوره را پیش از وجین در مزرعه شخصی خودم بپاشم. متوجه بودم، پس از عمل وجین حتی نیم متر کود در مزرعه جابجا نمی شود. کود در اثر وجین در خاک دفن می شود. 

 

 تثبیت کردن کود نیتروژنی در خاک

 

 

 

     تثبیت نیتروژن درخاک به وسیله جمعیت های میکروبی انجام می شود. این موجودات ریز نیتروژن را به مصرف رسانده و آن را در بدن خود به شکل مواد آلی ذخیره می کنند. این عمل، مقدار نیتروژن در دسترس گیاه برنج را کاهش می دهد. کود در مزارع خشک بیش از باتلاقی تثبیت می شود. نتایج تحقیقات نشان می دهد، 20 درصد نیتروژن ممکن است در خاک حبس شود. در کنار میکروب ها، ذرات رسی نیز یون های آمونیاکی می توانند جذب کرده و آن ها را بین صفحات سیلیکاتی شان درگیر سازند. در صورتی که از کود سبز یا کود آلی حیوانی استفاده می شود، یک هفته قبل از کشت بایستی به خاک اضافه گردد. این عمل باعث تجزیه کامل آن ها می شود و مواد غذایی به سهولت در دسترس گیاه برنج قرار می گیرد.

 

نیتروژن زدایی خاک

 

      هرجسمی که وارد مزرعه برنج کاری شود، خروج گازهای هوا مانندی به شکل حباب را از سطح خاک باتلاقی آزاد می کند. 10 تا 95 درصد حجم گازهای آزاد شده از مزرعه به صورت نیتروژن است. نیترات های موجود درخاک به وسیله باکتری های معروف به نیتروژن زا، در خاک زیر آب به گاز آزاد N تبدیل می شوند. ازدست رفتن نیتروژن از طریق نیتروژن زدایی خاک، در خاک های فاقد زهکش مناسب، 68 درصد تخمین زده می شود. البته، حرارت و مواد آلی خاک عمل باکتری های نیتروژن زا را تشدید می نمایند. گاهی اوقات، حدود 30 تا 40 درصد نیتروژن پاشیده شده در سطح مزرعه در مدت زمان یک هفته پس از نشاء کاری، ممکن است به هوا آزاد گردند. حتی اگر کودهای آمونیاکی پاشیده شوند، در مجاورت اکسیژن قرار گرفته و به شکل نیترات در می آیند. این نیترات ها به طرف پایین باتلاق حرکت کرده و پس از رسیدن به خاک احیائی ، نیتروژن آزاد شده و به صورت گاز به فضا انتقال می یابند. برای کاهش نیتروژن زدایی، کودهای اوره یا آمونیاک بایستی در منطقه ریشه و درمحلی که فاقد اکسیژن است، قرارداده شود. اوره پوشش داده شده با مواد مشابه کودها یا اوره آز مسدود کننده اوره نیز به آهستگی حل شده و فعالیت نیتروژن زدایی را کاهش می دهد. اوره دانه درشت را مستقیما می توان درداخل خاک فروبرد. این دانه های اوره، در یک محل جمع می شوند و فعالیت اوره آز مسدود کننده، مقدار آنزیم تولید شده به وسیله باکتری نیتروژن زا را کاهش می دهند. همراه با رخ دادهای بالا، اتلاف تبخیری به طور چشمگیری نیز کاهش می یابد.

 

 راه های ارتقاء اثر کودهای نیتروژنی زیاد

 

  1 – ارقامی را کشت کنید که به کود پاسخ مثبت می دهند. یعنی با افزایش کود رشد و نموّ آن بیش تر شود و محصول بیش تری دهد.

 

2 – کودها رشد علف های هرز را زیاد می کنند. بنابراین، برای حداکثر تأثیر کود بایستی با علف هرز مبارزه کرد.

 

3 – به مزارع باتلاقی دایمی کود نیتروژنی زیادی بدهید.

 

4 – اگر مزرعه به طور متناوب و با فاصله زمانی باتلاقی گردد، نیتروژن به طور کامل نمی تواند مورد استفاده گیاه برنج قرار گیرد.

 

5 – از کودهای نیتروژنی پوشش دار مختلف زیر استفاده کنید. مترجم:ممکن است، چنین کودهایی در ایران یافت نشوند:

 

الف – با لایه پوششی اورهآز

 

     اوره بالایه پوششی Neem

 

     اوره با لایه پوششی Mahua

 

     اوره با لایه پوششی نیجر

 

     اوره با لایه پوششی هندی

 

ب – پوشش مصنوعی

 

     اوره با پوشش پلاستیکی یا پلی مری

 

     اوره با پوشش لاک

 

     اوره با پوشش موم

 

     اوره با پوشش لاستیک

 

ج – پوشش شیمیایی

 

     اوره با پوشش گوگردی

 

     اوره با پوشش فسفات معدنی

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

مدیریت مراتع و چرای دام ها در خشکسالی

 

 

 

                                                                                 

 

دانلود مقاله شماره ۲  (متن انگلیسی )

 

                                        

 

                                                                                

 

ترجمه کامل متن در زیر

 

                                   

 

هند بوک دانشگاه آریزونا - درجه مقاله  ۱

 

                                                             

 

راهنمایی در مورد مدیریت خشکسالی درمراتع و چراگاه ها

 

عموما ً خشکسالی به این صورت تعریف شده که یک مدت زمان طولانی که بارش سالانه کمتر از 75 درصد میانگین باشد. بر اساس این تعریف، خشکسالی در حد 21% از بارش سالانه در دشتهای وسیع شمالی در سال 1940 اتفاق افتاد ( Holechek et at. 1989). توزیع ضعیف بارش در یک سال یا کمتر از میانگین بارش در سالهای پی در پی هم می تواند سبب خشکسالی شود.

 

خشکسالی یک عامل اصلی در مرتعداری است. در یک سال معین، پوشش گیاهی مرتع یا در فاز ترمیم یا تحت تاثیر خشکسالی ست. خشکسالی باعث تاثیرات بلند مدت میشود در حالی که ترمیم و بهبودی  یک پروسه طولانی ست. راهبردهای مدیریت باید   با فرصتهایی توان و انرژی گیاهان را برقرار یا بهبود ببخشد.

 

سرعت ذخیره سازی ابزار بسیار مهمی برای مدیریت چرا، بویژه تحت شرایط خشکسالی است. در این مورد هیچ روشی برای جبران چرای بیش از حد نیست. سرعتهای ذخیره سازی چراگاه های منحصر به فرد باید مبنی بر هدف سطوحی از بین بردن برگ گیاهان برای گونه های کلیدی باشد. بطوریکه شرایط مرتع تاثیرات نسبی کاهش خشکسالی را افزایش میدهد. موثرترین مدیریت خشکسالی آمادگی در سالهای قبل از خشکسالی ست. بهترین زمان برای تدارک حالاست.

 

همواره خشکسالی یک خسارت برای صنعت دام مراتع بویژه برای دامدارانی که در دوره تر سالی پیش بینی لازم را انجام ندهند خواهد بود. لازم است دامداران در سالهای خوب در سطوح میانگین بالایی از علوفه تولید شده سرمایه گذاری کنند، اما تنظیمات بموقع باید با بالانس نیازهای دام با علوفه دسترس پذیر و منابع غذایی هنگامی که خشکسالی رخ می دهد همراه باشد. انعطاف پذیری در مدیریت برای بقا لازم است. اهداف بنیادی مدیریت خشکسالی عبارتند از: 1- کاهش خسارت به منابع مرتع در خلال و بعد از خشکسالی. 2- کاهش خسارت مالی . دامدارانی که به این اهداف عمل می کنند ، سریا ً می توانند بر علوفه اضافی در سالهای خوب سرمایه گذاری کنند.  هنگامی که دامداران به موقع تصمیم بگیرند،خسارت  به علوفه و منابع زمین کاهش می یابد و سود ( درآمد ) بالقوه افزایش می یابد. دامداران می توانند اطلاعات قابل توجهی در طی خشکسالی های گذشته بدست آورده و از آن استفاده کنند. روش های بیشماری که برای گسترش مدیریت خشکسالی بکار می روند، مضوع بحث در این مقاله است. تصمیمات حساس می تواند پیشگیری کند با بررسی به موقع راه ها و اجرای درست طرحهای مدیریت خشکسالی. موفقیت روی مشاهده نمودن خشکسالی بعنوان رویداد طبیعی از محیط تولید دام مرتع، نه بعنوان یک رویداد فاجعه آمیز وابسته می باشد.

 

 

 

منظر تاریخی    

 

غیر قابل پیش بینی بودن دوره بازگشت خشکسالی یک عامل عمده محدودیت استفاده و گسترش منابع در دشتهای بزرگ است (Schumacher 1974 ). سیکلهای ترسالی و خشکسالی اثر بزرگی بر قیمتهای زمین، جمعیت و برنامه های دولتی در دشتهای بزرگ داشته است. در سال 1890 خشکسالیها سبب مهاجرت از منطقه ی درگیر شد. مهاجرت از مناطق تحت تاثیر خشکسالی های اخیر با مداخله برنامه های دولت در جهت کاهش ضربه اقتصادی خشکسالی محدود شده است.

 

اداره نظارت بر کشاورزی (AAA)، سرویس حفاظت خاک ( SCS )، کیفیت نواحی حفاظت خاک در خلال سال 1930 تاسیس شد. قطعات زمین نیمه حاشیه ای در نظر گرفته شده برای کشت توسط دولت فدرال خریداری شد به ماندن در علفزار یا دوباره تخم افشاندن به علفزار. این زمین ها توسط خدمات جنگل  U Sاز سال 1954 به عنوان چمنزارهای ملی اداره شد. تصویب قانون برنامه بانک خاک و برنامه حفظ منابع طبیعی دشتهای بزرگ در خلال خشکسالی 1950 مورد پذیرش واقع شد. این برنامه ها به حل مسائل ناشی از خشکسالی و کشت زمین نامناسب برای تولید محصول کمک کردند.

 

در طی دوره های نیک بینی مابین خشکسالی، بیشتر مردم متقاعد شدند که آب و هوا دگرگون شده و بایستی بهتر شود. در روزهای نخست، مروجان و سخنرانان زمین برای خط راه آهن ادعا کردند که بارندگی از شخم زمین پیروی می کند. اگرچه این مفهوم اساس علمی نداشت، اسطوره برای سالها پافشاری کرد. در طی دوره های ترسالی یا دوره های مطلوب، قیمتهای کالا، ارزشهای زمین افزایش می یابند و مرتع اضافی شکسته شده و مورد کشت واقع می شوند. برای مثال، از 1974 تا 1977 تقریباً 000,690 جریب از مراتع در جنوب Dakota برای تولید محصول شخم زده شدند.

 

خشکسالیها در دشتهای بزرگ با الگوهای گردش جوی غیر نرمال در ارتباط بوده که علت آن چندین فاکتور از جمله چرخه ی لکه خورشیدی و دمای سطح اقیانوس آرام. به هر حال، زمانیکه احتمال یک خشکسالی تعیین می شود، هنوز هواشناسان پیشاپیش  نمی توانند شدت خشکسالی را پیش بینی کنند. در نتیجه، احتمال وقوع خشکسالی این نیاز به آگاه بودن به یک بخش از  طرح مدیریت هر سال  را برنامه ریزی می کند. 

 

 

 

مشاهدات اکولوژیکی اولیه خشکسالی

 

تغییرات تاثیر انگیز در ترکیب گونه ها و قدرت تولید چراگاه های بومی در خلال خشکسالی بزرگ 1930 مستند شد. خشکسالی سطح مرطوب خاک را در 1930 تا 1931 کاهش داد، اما تاثیر اندکی در عمق ریشه  پوشش گیاهی چمنزار داشت. تابستان 1934 توسط ( Weaver 1968) شرح داده شد بعنوان برگترین خشکسالی  که تا به حال در چمنزار دائمی ثبت شده است. بطوریکه شرایط خشک ادامه یافت ، فشارها شدیدتر شدند و تا 1941 ایستادگی شد.

 

ترکیب گونه ها در پی پیشرفت خشکسالی به شدت تغییر یافت. بطوریکه در پی خشکسالی مقاوم ترین گونه ها از بین رفتند، زمین لخت شروع به ظاهر شدن در چمنزار های بلند کردند (Weaver 1968 ). در سالهای بین 1935، 36 تا 75 درصد منطق وسیعی از انواع  گیاهان چند ساله در علفزار بلند در   Nebraska و  Kansasاز بین رفتند. 

 

گیاهان معمولی نسبت به محیط های بسیار خشک، از جمله چمنزار، نخود آبی و بوفالو گراس در باختری غربی، به همان نسبت  کاهش گونه های  علفزار بلند، افزایش یافتند (Weaver 1968). چمنزار باختری غربی که در ابتدا جزء کوچکی از گراس های بلند بودند، اکنون به صورت  گونه غالبی در آمده اند که چراگاه ها را به سمت قهقرائی سوق داده اند. در اوایل بهار، تولید دانه بارور و توانا به انتشار به سوی مناطق جدید توسط ریزومهای بلند و باریک چمنزار باختری غربی با قابلیت سازگاری زیاد با محیطهایی که رطوبت خاکشان اندگ است ( (Weaver 1968. در 1941، مناطق وسیعی از چمنزارهای بلند توسط چمن های باختری غربی پوشیده شدند.

 

مرزهای بین گونه های گیاهان اصلی در دشتهای بزرگ در نتیجه خشکسالی  به سوی شرق منتقل شدند. بعد از 7 سال بواسطه رطوبت کم خاک ، منطقه چمنزار مخلوط 100 تا 150 مایل به سوی شرق حرکت کرد جایی که قبلا ً چمنزار های بلند بوده است (Weaver 1943). حتی بدون چرا، تعداد زیادی از گیاهان نوع چمنزار مخلوط به اجتماع های گیاهی کوتاه قد کاهش یافته بودند (Albertson and Weaver 1946).

 

از سال 1933 تا 1935، رطوبت خاک در چمنزار مخلوط کانزاس غربی در عمق کم نفوذ ریشه بکلی تهی شده بود. در جایی که در آغاز در هم آمیخته بود و در رقابت با shortgrass ها ، 90 تا 100 درصد از گیاهان اندک bluestem از بین رفتند. اگرچه بیشتر  sideoats grama  و big bluestem  تلفاتی را متحمل شدند اما بعضی بهبودی هایی در خلال دوره های ادواری بواسطه شرایط رشد مطلوب رخ داد. چمنزارهای کوتاه قدر که توسط blue grama  و buffalograssمسلط شده بودند تلفات کمی داشتند هنگامی که چرا نشده بودند، اگرچه چندین گونه  از علفها کاملا ً از بین رفتند. رشد سریع استولون این اجازه را به buffalograss داد تا سریعا ً زمین لخت را تحت پوشش قرار دهد هنگامی که شرایط رطوبتی خاک موقتا ً بهتر می شد. بنابر این پوشش اساسی buffalograss در بعضی سالها در طی 1930 بیش از 2 برابر شد. بوته های بومی مقاوم به خشکسالی و عفها با گسترش یا سیستمهای ریشه ای عمیق نیز در خلال خشکسالی بزرگ افزایش یافتند. گونه هایی که معمولا ً افزایش داشت شامل شوکران زهردار، اقطی‌ گل‌ درشت‌، بوته گل مینا، میله طلا ، western ragweed و پنیرک طلایی بودند.

 

هنگامی که بارش های مقطعی رخ داد، رشد تعداد زیادی از فرصت طلبان یکساله سبب یک تغییر دراماتیک در پیدایش مرتع شد. مناطقی که از خاکهای ترک خورده پوشیده بود و از پوشش گیاهی دائمی تهی بود ، جوانه زنی به کمال مطلوب در آن رخ داد. دانه ها توسط باد در تمام دشتهای بزرگ انتشار یافتند.

 

 

 

مدیریت خشکسالی در حین وقوع آن شامل مراحل زیر می باشد:

 

مرحله اول؛ شامل تشکیل ستادهای مرکزی و ستادهای اجرایی و عملیاتی مناطق بحرانی: ضروری است به محض اعلام خشکسالیها همکاری و عضویت در ستادهای مرکزی، ستاد اجرایی و اکیپ های اجرایی انجام پذیرد.

 

مرحله دوم؛ انجام مدیریت عمومی توسط اکیپ ستاد مرکزی است، که مدیریت کلی از طریق اکیپ های مختلفی که تشکیل شده است انجام می شود.

 

مرحله سوم؛ انجام مدیریت بررسی توسط ستاد اجرایی:

 

الف: تعیین و تخمین خشکسالی: جهت انجام بهینه مدیریت ضروری است ابتدا مناطق مورد تهدید شناسایی و محدوده های جغرافیایی بحران مشخص گردد و با بررسی شاخص های خشکسالی درجه آن تعیین گردد و پیش نیازهای دانشی جهت انجام این مهم به شرح ذیل است: - تعریف خشکسالی و مناطق مورد تهدید در کشور، - درجه بندی خشکسالی و انواع آن، - شاخص ها و درجه بندی خشکسالی،

 

ب: تعیین موارد مورد تهدید و چگونگی تعیین خسارت خشکسالی: بدیهی است در هر خشکسالی ابتدا بایستی موارد مورد تهدید شناسایی تا بتوان خسارات وارده را تعیین و در این رابطه راه کارهای مناسب جهت تخفیف اثرات مخرب را بکار بست. موارد مورد تهدید و اثرات آن بر روی اکوسیستم های طبیعی گیاه، دام و انسان بدین شرح است: - ایجاد پدیده بیابانزایی- گرایش قهقرایی مرتع و افزایش شیوع آفات گیاهی، - نا پایداری آب و خاک(فرسایش خاک)، - کاهش کمی و کیفی تولید علوفه، - محدود شدن ارزش رجحانی گیاه برای دام و ...

 

تعیین شدت تهدید خشکسالی جهت اولویت بندی: با توجه به نظام های مختلف بهره برداری و نوع مدیریت نگهداری و گونه دام شدت تهدید متفاوت می باشد. مدیریت سنتی بیشترین تهدید پذیری را در مقابل خشکسالی دارد.

 

ج- تعیین خسارت به نظامهای بهره برداری: از آنجاییکه نظام بهره برداری در هر منطقه متفاوت می باشند، بنابراین میبایستی ضمن شناخت اولیه این نظامها در رابطه با اولویت بندی شدت تهدید در نتیجه انجام عملیات اجرایی مناسبی را به مرحله اجرا در آورد که پیش نیازهای دانشی بدین شرح است: - آشنایی با انواع روش های بهره برداری و شیوه های مدیریت نگهداری دام سبک و سنگین: سه روش گله داری و دامداری با سه شیوهی مدیریت سنتی، نیمه صنعتی و صنعتی وجود دارد.

 

د- مانیتورینگ دام در حالت خشکسالی و تعیین شاخص های بحران: انجام مدیریت اجرایی مناسب نیازمند تعیین اولیه شاخص های بحران می باشد. به عبارت دیگر پس از تعیین شاخص های بحران نوع و مقدار خسارت و عملیات اجرایی قابل اجرا می باشد.

 

ه- تعیین دام های مازاد در شرایط بحران: از آنجاییکه به جهت جلوگیری از خسارت بیشتر به منابع طبیعی و دام ضروری است، تعادل دام در مرتع صورت پذیرد، پس باید بتوان دام مازاد را تعیین نمود. جهت انجام این مهم آگاهی از نیاز غذایی دام سبک در مرتع و نیز تعیین ظرفیت موجود در شرایط بحران از اقدامات ضروری در زمان خشکسالی است. با توجه به محاسبات انجام شده بازاء کاهش هر یک درصد از نزولات میبایستی یک درصد از دام مولد با همراهان ترکیب گله از مرتع خارج گردند.

 

مرحله چهارم؛ انجام مدیریت اجرایی توسط اکیپهای اجرایی:

 

پس از انجام مدیریت عمومی و بررسی، مدیریت اجرایی به مرحله اجرا در خواهد آمد. بدین معنی که اکبپهای اجرایی تخصصی بر اساس تخمین نیاز تجهیزاتی و اعتباری به منطقه گسیل خواهند شد و در پایگاههای عملیاتی که به این منظور بر پا شده اند مستقر خواهند شد. این اکیپ ها شامل اکیپ های ثابت وسیار خرید دام، توزیع و فروش علوفه، پشم چینی، دامپزشک، آبرسان، اقتصادی و اجتماعی و آمار و اطلاعات بوده که هر کدام وظایف خاصی را انجام خواهند داد.

 

شناخت اثرات مخرب خشکسالی:

 

- اثرات مخرب بر روی خاک: در زمان خشکسالی اثرات مخرب خاص بر اکوسیستم های طبیعی شامل پدیده بیابان زایی در اثر فرسایش و بادی، فرسایش خاک، خاک زدایی و تغییرات مواد معدنی خاک اتفاق می افتد.

 

- اثرات مخرب بر روی مرتع: در زمان خشکسالی گرایش مرتع منفی بوده و با افزایش بیماری های گیاهی و شیوع آفات، توازن منفی رشد و نمو گیاهان پر کیفیت علوفه ای، باعث از بین رفتن بیشتر مرتع و فرسایش آن  می شود.

 

- اثرات مخرب بر روی منابع آب: در زمان خشکسالی نه تنها کاهش منابع آبی وجود دارد، بلکه به دلیل افت سطح آبهای زیرزمینی باعث مشکلات استحصال آب می گردد و این در حالی است که خشکسالی باعث رشد و نمو باکتریها و انگل ها در آب گردیده و مواد معدنی و املاح مضر در آنها افزایش یافته است.

 

- اثرات مخرب بر روی مسائل اقتصادی و اجتماعی: در زمان خشکسالی کاهش تولیدات اتفاق می افتد و در نتیجه بروز مشکلات اقتصادی دامداران اجتناب ناپذیر بوده و حتی طبعات ناشی از این مشکل اقتصادی که شامل مهاجرت و خالی گذاشتن قطب های تولیدی، نگهداری بیش از حد دام جهت ترمیم گله و غیره باعث افزایش مشکلات می شود.

 

 

 

راه کارهای اجرایی

 

در رابطه با جلوگیری از اثرات مخرب بر روی اکوسیستم های طبیعی می بایستی روش های مبارزه با فرسایش خاک و آب توسط ارگانهای ذیربط به دامداران و مرتع داران آموزش داده شود و طرح های لازم دولتی پیشنهاد و اجرا گردد.

 

به منظور جلوگیری از اثرات مخرب بر روی مرتع می بایستی روش های مبارزه با سیر قهقرایی مرتع توسط ارگان های ذیربط به  دامداران و مرتع داران آموزش داده شود. معرفی و تشویق به کاشت گیاهان بوته ای و مقاوم جدید به مرتع و عملیات آبخیزداری با لحاظ کیفیت علوفه گیاهان از راهکارهای مناسب اجرایی می باشد.

 

 

 

در رابطه با کاهش اثرات مخرب اقتصادی و اجتماعی انجام عملیات زیر ضروری است:

 

- واگذاری یارانه خشکسالی به دامداران جهت تداوم زندگی مناسب

 

- واگذاری یارانه خسارت های پرداخت نشده

 

- پرداخت یارانه علوفه پس از خشکسالی به منظور تقویت بنیه مالی دامداران

 

- ایجاد انگیزه و حمایت های مالی جهت نگهداری دام های سنگین به جای دام های سبک با مدیریت صنعتی

 

- ایجاد تشکل های دامداری و حمایت های لازمه

 

اجرای طرح های ملی در مناطق تهدید شده با بهره گیری از تجربیات کسب شده به منظور اصلاح نظام بهره برداری و روش مدیریت، مثل استفاده از تجربیات طرح تعادل دام و مرتع که می توان با مدیریت بهتر و رفع نقص های آن به نحو احسن از آن بهره گیری کرد.

 

 بقیه در ادامه مطلب

 

ترجمه بهار٨٧ توسط :  سید مهدی شمس 

 

 

 

مدیریت گله

 

مدیریت تناوبی بهترین راه تامین علوفه در زمان خشکسالی است تقسیمات و تبدیلات میزان موجودی در زمان خشکسالی:

1. بهینه سازی عملکرد حیوانات

2. کاهش کامل و قیمت غذای زمستانه

3. به حداقل رساندن تلفات علوفه

4. افزایش میزان بازسازی مراتع و علفزارها بندبال بروز خشکسالی

 

به محض اینکه کمبود یا جابه جایی در میزان علوفه اش رخ دهد قابل پیش بینی است زیرا بازار ها ازابتدای شروع خشکسالی اقدام به ذخیره علوفه کرده بودند اگر کمبود در میزان علوفه وجود داشته باشد هزینه های اضافی از جمله (خوراک - کارگر- و...9 ) یا حمل گاو به منطقه ای دیگر با میزان خوراک و علوفه بیشتر به آن افزوده میشود اگر محاسبه هایتان نشان دهد که این خرج و مخارج به طور نامعقولی بالاست تولید کننده گوساله ها راازشیر میگیرد ویا در موارد احتیاط هم قسمتی با تمام گله را میفروشد شیوه های بیان شه در زیر میتواند کمک تا  حداقل ضرر ممکن از گله داری حاصل شود:

1. زود از شیر گرفتن میتواند میزان علوفه پایه را افزایش دهد : اغلب گاوها ، مشغول شیر دادن به گوساله هستند در یک وضعیت به بازدهی انرژی میرسیم تا زمانیکه این دوران تمام شود وضعیت آنها برای یک دوره بلند مدت بهتر میشود و یا ساکن باقی میماند با بهبود وضعیت گاو الزامات غذای غذای آن در زمستان کاهش یافته و پتانسیل حاملگی مجدد آن در سال بهتر میشود معمولا از شیر گرفتن زودتر گوساله ها و تغذیه آنها بصورت جداگانه اقتصادی تر است معمولا گرفتن گوساله ها از شیردرمیانه سپتامبر بهتر از اواسط اکتبراست چون میتواند به مقدار قابل توجهی در بهبود وضع گاوها کمک میکند حتی ممکن است ازشیر گرفتن گوساله ها در سن 40تا80 روزگی بامدیریت خوب و صحیح مواد غذایی مناسب است . هزینه تغذیه گوساله ای از شیرگرفته شده میتواند بالا باشد بدلیل احتیاجات آنها به غذایی با کیفیت بالاتر. در نبراسکا یک نمونه میدریت از شیر گرفتن گوساله ا توسط دفتر محلی تعاونی آنجا صورت گرفته است.

2. انجام عملیات سنگین جداسازی دام ویخزایی آنهااز گاوهای قدیمیتر

3. انتقال از علفزارهای سال گذشته: انتقال دام برروی مراتع بصورت تناوبی در مراتعی که با کمبود علوفه روبرو شده اند و پیش بینی درست دراین موردنباید دام را درمدت زیادی درمراتعی که باخوراک اضافه اداره میشوند نگه داریم مگر اینکه توجیه اقتصادی روشن داشته باشیم برای انجام اینکار برای دام باید همیشه مقدار غذا به صورت ذخیره ای داشته باشیم تا بااستفاده از آن حداقل خسارت به مرتع برسد

4. توجه به کاهش تولید گوساله ای جایگزین برای سال بعد ، همیشه نیازهای غذایی برای تلیسه های جایگزین شونده در فصل زمستان گذرانی بید مورد توجه باشد مگر اینکه سن متوسط در میان گاوها بالا باشد دراین صورت برای داشتن تعداد زیادی گاو کم کردن جانشین تولید گوساله ماده برای یک تا دو سال ضروری است که این اقدام در ارائه عملکرد تجاری اهمیت دارد

5. پیش بینی ترقی قیمت ممکن است در انواع دیگر گاوها ممکن باشد در این فصل تولید مثل آنها حائز اهمیت است این امر که بخوبی بتوان شرایط افزایش قیمت را پیش بینی کرد در طول فصل تولید مثلی مهم و به کار برده میشود

6. نگه داری 1 درصد از دام های گله که به آسانی قابل عرضه در بازار هستند از قبیل دام های یکساله یا دام های جوان بهترین انعطاف پذیری کسب شده زمانی دیده شده که نیازهای علوفه ای گله برابر60 تا 70% مجموع حیوانات در ماه در دسترس باشد ازمنابع مرتعی و چراگاهی مقدار علوفه مورد نیاز در دورهای 12 ماه تامین میشود

 

کمک کردن به توسعه وتوازن میان علوفه مراتع در دوره های سالیانه برنامه هایی از سرویس حفاظت خاک آمریکا و خدمات جنگل داری و توسعه تعاونی است . برنامه گیاهان آنالیز آنها در طول سال یک برنامه هدایت شده است که در بند نبراسکا توسط توسعه تعاونی ها درحال اجراست این کتاب شامل توضیحاتی در مورد مبانی نحوه مدیریت کردن برای برآورد میزان درصد ذخیره در گذشته و مدیریت میزان چرای دام درآینده و در طی خشکسالی ها که فاکتوری است از میزان رویش پوشش های گیاهی مراتع و عکس العمل آنها به خشکی است.

 

میدرها تصورکنندهیچ افزایشی در میزان دامهایشان صورت نگرفته برا اینکه هیچ افزایشی در تعداد دام هایشان صورت نگرفته مقدار علوفه مصرفی در چراگاه برروی سایز حیوان وتعداد حیوان و تعداد روزهای چرا تاثیر گذاشته و وابسته است اندازه متوسط گاوها و گوساله ها و حیوانات یکساله بعد از 10سال باافزایش روبه رو بوده است که از 10 تا40 سال افزایش میزان میانگین وزن حیوانات راشاهد بودیم. در میزان گله توجه نکردن به افزایش دام ها میتواند به چرای بیش از حد و همچنین کاهش قدرت گیاه در ترمیم خود قبل از خشکی منجرشود همه تولید کنندگان دامی احتیاج دارند باارزیابی وضعیت بحرانی و وزن حیوانات بدانند که چه موقع یک واحد دامی مناسب میتواند در یک شرایط سخت همچنان کار کند و راهکارهای زیر به ازای هر 100IB  وزن بدن گوشت گاو برابر 0.1 در صد   AU  که بی توجهی به ذخیره سازی میتواند در عملکرد حیوان تاثیر کاهشی گذاشته و به منبع علوف خسارت بزند  .

 

 

 

عکس العمل حیوانات به خشکی

 

تراکم چرا رابطه ای مابین مجموع علوفه قابل مصرف و میزان علوفه مصرفی دام در یک روز باتوجه به زمان است میزان دام تنظیم میکند و چرای آن در مرتع میزان کمیت و کیفیت مرتع را مشخص میکند تراکم بیش از حد و بالای چرا ممکن است در زمان خشکسالی رخ بدهد حتی زمانیکه تعداد دام هم کم باشد خیلی اوقات میزان دام برحسب حیوان /مقدار زمین / فصل  علوفه مورد نیاز حیوان در یک جریب هم وجود ندارد بنابراین میزان تولید دام باید براساس علوفه قابل مصرف کاهش داده شده باشد، برااساس میزان عملکرد حیوانی تنظیم شود.

 

اگررشد گیاهان اضافه صورت نگیرد مقدار علوفه کاهش میابد بطوریکه علوفه ها ازبین میروند کیفیت علوفه هم کاهش میابد چون دام بطور انتخابی اول علوفه های با کیفیت رامصرف میکند میزان کاهش در کمیت و کیفیت علوفه در یک دوره خشکسالی خودش رابیشترازیک دوره معمولی رویش نشان میدهد در این صورت رشد از متوسط هم کمتر است و این امر بسرعت خودش را در عملکرد رشد حیوانات نشان میدهد (شکل جدول 5) این یک کاهش است زیرا کیفیت علوفه بابلغ تر شدن گیاه بهبود میابددر طی دوره خشکسالی بهره از چربی گاو ممکن است کاملا و به اندازه گوساله شود .

 

تفاوت های موجود بین علفهای بلند قد و کوتاه قد نیزدر ارائه عملکرد حیوان و دام در مرتع نیز اهیمت دارد ودر بهترین وضع ممکن در حدود 600تا700 ای بی میباشد درپایان فصل معمولا مقدار علوفه باقیمانده  همیشه بانسبت ساقه بیشتر به برگ است که باعث میشود شکل مرتع مثل علفزار های کوتاه قد بشوددر این حالت بسیار بعید است که رستنی های کوچک و ضعیفتر بتوانند بامقابله در برابر آبشویی و یاباد دوام آورده و سالم بمانند نسبت رشد گیاهان در محیط به شدت در عملکرد حیوان تاثیر میگذارد مثلا هنگامیکه تعدادعلوفه قابل مصرف برای دام  چه از لحاظ کیفیت و چه کمیت  کمترازنیاز غذایی دام شود باعث کاهش شیردهی میشود همچنین بلوغ دام با نسبت وزنی آن رابطه داشته وبا وزن آن مرتبط است اگر رشد گوساله ها به تاخیر بافتد  طول دروره چرا بیشتر شده و درطی تابستان دردوره جایگزینی تلیسه های بعدی تاخیرایجاد میکند همچنین سوء تغذیه هم یک اثر نامطلوبدرنرخ آبستنی ها است به خصوص در جمعیت گاوها به صورتیکه باعث میشود تعداد گاوهای آبستنی  کاهش و سرانجام تعداد گوساله های گوشتی کمترشود همینطور شیردهی که یکی ازالزامات  کمتر که این خود یعنی مراقبت بیشتر از دام و درواقع سوء تغذیه  دراین مواقع البته زود ازشیر گرفتن گوساله ها موثرترین مدیریت دردسترس برای حفظ کردن عملکردزایشی در هنگام تنش های تغذیه ای است خشکسالی ممکن است به طور چشمگیر زمان رشد علوفه قابل مصرف دام کاهش بدهد درهرحال علوفه با کیفیت درمراحل اولیه رشد گیاه همیشه وجود داردو زمانیکه به نیمه فصل رویش برسیم ممکن است نیمی از گیاهان دیگر مناسب نباشند بطور کلی نتیجه میگیریم که توضیحات فوق بیان میکند درطی خشکسالی برای ارائه حداکثر عملکرد دام چرا تا سپتامبر به اتمام برسانیم.

 

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

عوامل موثر بر طول عمرمفید گام شیری

 

 

روشهای مدیریتی که در کل باعث سلامت گوساله می شوند: ۱) واکسینه کردن گاو علیه اشرشیا کلای و ویروس ها جهت ایجاد وتقویت ایمنیت آغوز ۲) اطمینان از سلامت وبهداشت زایمان و تدابیر ویژه در زمان آلودگی به بدن ۳) تغذیه از آغوز با کیفیت تا دو روز ۴) غذای تازه تمیز وبا کیفیت ۵) جایگاه خشک ومناسب برای استراحت و بهره مندی از هوای تازه

الف) مرحله ی تولد تا از شیرگیری

مدیریت گوساله هادر سه ماه اول بسیار مهم است زیرا در این مدت حیوان دوره ی تولد،ارتباط با محیط مصرف آغوز وشیرخوارگی را تجربه می کند. از طرف دیگر وضعیت فیزیولوژیکی حیوان در این دوره ازجنبه های حائز اهمیت می باشد که شامل توانائی جذب مولکولهای درشت ایمنوگلوبین در روده ، توانائی هضم بالای چربی و ساکارید ها بدون عارضه ی متابولیسمی، مستعد بودن حیوانبه عفونت های روده ای و اسهال و تغییرات معنی دار درشکل ، حجم و ترکیب مواد مغذی و عادت یافتن سیستم بدن باآن می باشد.

● زایمان گاو و مراقبت از گوساله :

در صورت رعایت اصول انتخاب اسپرم و تغذیه مناسب، زایمان طبیعی خواهد بود. نکته ی اساسی و حیاتی درمورد گوساله در ۱۵ دقیقه ی اول بعد از تولد است که رفلکس تنفسی باید فعال گردد و گوساله باید خشک شود؛ درصورت زایمان طبیعی و عدم شیوع یون گاو باید خود این گاو با لیس زدن گوساله انجام دهد. گوساله ۷۲-۲۴ساعت زمان لازم دارد تا به حد آستانه ی تنظیم دمائی بدن برسد (۳). تا ۶ ساعت اول بعد اززایمان جذب ایمنوگلوبین حداکثر است ودر این مدت تا۵ درصد وزن بدن و در روز اول تا ۱۰- ۸ درصد وزن بدن باید آغوز بخورد(به دلیل اهمیت آغوز توصیه شده که درصورت امتناع گوساله با لوله یمری آن را به صورت اجباریخورانده شود) مدت خشکی مادر ،کیفیت تغذیه ی آن از لحاظ سلنیوم ویتامین های A ، Eو K ، سن مادرومیزان ایمن زائی درآن زمان مصرف آغوز توسط گوساله در کیفیت عملکرد آغوز موثر است، میزان ایمنوگلوبین در شیر مادر از ۲۲تا ۵۰ میلی گرم در میای لیتر متغیر است(۳). مصرف آغوز علاوه برایجاد ایمنی غیر فعال(میزان۱۰۰ گرم) برای گوساله به دلیل غنی بودن از ویتامین ها ،انرژی ، پروتئین ، عوامل محرک رشد نا شناخته و هورمون ها ، باعث بالارفتن بنیه ی عمومی گوساله میشود و به عنوان پایه و زیر بنای دام درکل زندگی محسوب می شود. درمورد گوساله های متولد شده از سخت زائی راباید توجه ویژه کرد چون از یک طرف به علت ضعف مادر توانائی لیسیدن ساقط می شود واز طرف دیگر به دلیل تاخیرزایمان تنفس گوساله از مایعات رحمی رفلکس تنفس فعال نمی شود وباید با سر و ته کردن گوساله وخارجکردن مایعات آن را فعال کرد. قطع بند ناف ازاعمال حیاتی است که محل قطع و نحوهضدعفونی آن برای سلامت گوساله مهم است. خوراندن بیش از حد آغوز باعثناراحتی گوارشوبالطبع آن باعث بروز اسهال وبه هم خوردن توازن گوساله می شود.

جایگاه تمیزبرای گوساله از موارد تاثیر گذار در سلامت آن است و احتمال ایجاد عفونترا کاهش میدهد. تغذیه ی آغوز ۲-۱ روز اول طول می کشد بعد از آن تغذیه ی شیر شروع می شود . باتوجه به اینکه قیمت شیر کامل بالاست برای بالا بردن سود می توان تمام یا بخشی از آنرا با جانشین شونده ی مناسب جانشین کرد که به قیمت شیر ، قیمت جانشین شونده ،ارزش غذائی آن ، میزان آغوز و شیرهای دور ریختنی ( شیرهای و آلوده و غیرقابل استفاده توسط انسان) بستگی دارد. در مورد گوساله های ماده توصیه می شود که در ۳ هفته ی اول از شیر کامل تغذیه کنند که واین به به علت این است که مادران و مولدین آینده گله خواهند بود . شیر اورام پستانی نیز تنها باید به گوساله های نر داد . در صورتی که امکان جداسازی گوساله های ماده از همدیگر وعدم مکیدن پستانهای هم و جود داشته باشدمصرف شیر اورام پستان مانعی ندارد. در صورت تغذیه ی جانشین شونده باید به احتیاجات مواد معدنی،ویتامین ها و ... توجه شود. جیره های استارتر را می توان از هفته ی دوم به بعد در اختیار گوساله گذاشت. در مورد مصرف علوفه هم اختلاف نظر وجود دارد. ازجنبه ی افزایش حجم پیش معده و تحریک نشخوار و هضم صحیح (زمان ماندگاری ) و قیمت خوراک مفید است از طرف دیگر با توجه به غیر فعال بودن شکمبه در ابتدا و عدم هضم فیبر و ایجاد مشکلات، زیر۸ هفته توصیه نمی شود مگر مقدارکمی برگ یو نجه با کیفیت که دراستارتر گنجانده می شود(۳).

گوساله ها برای استفاده از علوفه و مواد متراکم نیاز به فلور مناسب شکمبه وپرزهای گسترده جهت جذب دارند . غلات با ایجاد اسید های چرب فرار بوتیرات و پروپیو نات باعث گسترش پرز ها و بالا رفتن قابلیت جذب اسید های چرب فعال می شوند. ایجاد بوتیرات و پروپیونات در اثر تخمیر مناسب ناشی ازفلور میکروبی مناسب ایجاد می شود واین مجموعه هضم و جذبرا افزایش داده ودر نهایت رشد گوساله را افزایش می دهد.

مصرف آب ودر اختیار گذاشتن آب در کنار شیر یاجایگزین شیر باعث افزایش ماده ی خشک مصرفی می شود. البته ممکن است که گوساله که به طور آزادانه آب در اختیار دارد بیش از مورد نیاز آب مصرف کند ودر فرآیند لخته شدن شیر مشکل ایجاد کرده وموجبات اسهال را فراهم کند.

با توجه به قیمت بالای موادمغذی مصرفی گوساله ها سعی بر این است که گوساله در حد نیاز رشد مناسب تغذیه شود ومصرف بیش از حد آن باعث چاقی می شود و قابل قبول نخواهد بود.زیرا از یک طرف هزینه ی تمام شده ی پرورش بالا می رود واز طرف دیگربا توجه به پروسه ی از شیرگیری امکان ازخوراک افتادن واز بین رفتن این هزینه ها بیشتر خواهد بود مضاف بر آن باتوجه به هزینه ی رشد پائین دربعد از شیرگیری به صرفه تر است که حتی المکان به آن دوره موکول شود.

از شیرگیری گوساله ها و تبدیل خوراک مایع به جامد و تغییرکیفیت ماده ی خوراکی می تواند گوساله ها را با مشکل مواجه کند که باید با سیاست هائی نظیر حذف تدریجی شیر و تامین احتیاجات به طور کامل از مواد خو راکی می توان این استرس را به حداقل رسانید گفته می شود که گوساله زمانیکه ۱ درصد وزن بدن ، ماده ی خشک مصرف کند می تواند از شیر گرفته شود که مو ثر از حجم پیش معده، کیفیت پرزهای آن و فلورمیکروبی آن است.

● عوامل موثر بر مرگ ومیرگوساله ها:

▪ اسهال

چیزی حدود ۵-۷ درصد گو ساله ها تا پایان دوره ی پرورش تلف می شوند(۳) که متاثر از عوامل تغذیه ای، محیط و پاتوژنیک است که رقم قابل توجه و تعیین کننده دراقتصاد گاوداری می باشد . علاوه بر مرگ و میر ،هزینه های درمان و باز گرداندن دام به حالت اول نیز هزینه ی قابل توجه را به خود معطوف میکند.عنوان شده اسهال در سال ۱۹۹۱ ،۲۵۰میلیون دلار برای صنعت گاو شیری امریکا هزینه به دنبال داشته است.

بخش عمده ای از مرگ و میر در گوساله ها به علت اسهال رخ می دهد که این اسهال می تواند با منشا تغذیه ای و پاتوژنیک باشد. معمو لا عوامل تغذیه به مقدار کمتر باعث کاهش قوام مدفوع نسبت به عوامل پاتوژنیک می شود و قابلیت برگشتبه حالت اول در آنها راحت تر است. گوساله های تازه متولد شده در اثرعواملی مانند ؛محیط غیربهداشتی ، مصرف ناکافی آغوز ،مصرف آغوز یا شیر نا مطلوب یا مصرف بیش ازحد مستعد ابتلا به اسهال شونده میزان شیوع پاتوژن های ایجاد کننده ی اسهال نیز تاثیرقابل توجهی دارد. از گونه های عمومی می توان به باکتری اشریشیا کلای (که در هفته ی اول منجر به اسهال کشنده می شود ) باکتری سالمونلا( از هفته ی اول تا هفته یچهارم عمل میکند ) و ویروس هایرتاویروس و کورناویروس (که به ترتیب از هفته ی اول و دو،سه روز اول اتفاق می افتند و منجر به اسهال آبکی وکشندهمی شوند)اشاره کرد. قبل ازشروع اسهال آگاهیهایی نظیر آرام شیر خوردن و بازی کردن با شیر وعدم تمایل به نوشیدن،خوردن ودراز کشیدن به پهلوی راست و کاهش مدفوع از آن جمله می باشند. بعد از بروزاسهال به علت کاهش آب بدن و دفع الکترولیتهای ضروری وعدم هضم وجذب کافی مواد خوراکی گوساله به شدت احساس ضعف می کند در مواردی هم عامل عفونی واردخون شده وایجاد سپتیسمی می کند که مجموع عوامل فوق سبب مرگ دام می شود ممکن است که دام جان سالم به در برد ولی به تجربه ثابت شده که گاوی که از گوسالگی سابقه اسهال داشته نسبت به گاوهای دیگر در ادامه زندگی آسیب پذیرتر بوده است .

ـ اقداماتی که در زمان اسهال باید انجام داد :

۱) جدا کردن گوساله آلوده از دیگر گوساله ها

۲) جایگزین کردن مایعات با الکترولیت ها جهت بالا بردن قوام مدفوع وتامین نیازدام

۳) مصرف شیر والکترولیت به صورت یک درمیان

۴) با کمک دامپزشک عامل را شناسایی کنیم و از بین ببریم

▪ پنومونی

از موارد دیگر ایجاد کننده مرگ و میر درگوساله ها پنومونی استکه همانآلودگی ریه ها است .

گوسالهها با بینی باز نفس می کشند وسرفه می کننددر ادامه تب دار می شوند واز خوردن غذا امتناع می کنند در صورت عدمرسیدگی در مدت ۴-۳روز تلف میشوند پنومنی با انتقال اجرام بیماری زا از سایر گوساله ها یا گاو هایدیگر منتقل می شود گوساله های که یک بارمبتلا شده اند دچار حساسیت بیشتر اند ونسبت به اجرام دیگر هم آلوده می شوند . قرار دادن در باکس های مجزا،تهویه و رطوبتمناسب مصرف آنتیبیوتیک زیر نظر دام پزشک ودر نهایت تشخیص عامل وفائق آمدن بر آن ازاعمال مفید در مدیریت پنومونی میباشد .

ـ روشهای مدیریتی که در کل باعث سلامت گوساله می شوند:

۱) واکسینه کردن گاو علیه اشرشیاکلای و ویرو س ها جهت ایجاد وتقویت ایمنیت آغوز

۲) اطمینان از سلامتوبهداشتزایمان و تدابیر ویژهدر زمان آلودگی به بدن

۳) تغذیه از آغوز با کیفیت تا دوروز

۴) غذایتازه تمیز وبا کیفیت

۵) جایگاه خشک ومناسب برای استراحت و بهرهمندی از هوای تازه

ب) عوامل موثربرطول عمرمفید تلیسه ها (از۶ ماه به بعد)

سالانه۳۵-۲۵درصدگله های شیری حذف می شوندوبرای حفظ گله دوشا بایدجانشینهای آنها ازبین تلیسه های موجود درسالقبل انتخاب شوند پس بایددرنظرداشت که هرگونه فعالیت وشدت وضعف مدیریتیدراین زمانبه طورغیرمستقیمبرعملکردتولیدی اثرمعنی داری خواهدگذاشت عنوان شدهکه۲۰-۱۵درصدهزینه های تولیدشیرمربوط به تلیسه های جایگزیناست وبایدتلاش شودتاحتیالامکانتلیسه های باوضعیت بدنی مناسب،زایش درسن قابل قبول وسلامت داموتولیدگوسالهوشیرمناسب درزایشاول وهمینطوردرزایش های بعدی ایجادکرد وهرگونه آثارمثبت ومنفیدرزمان تولید میتواند ناشی ازدوران تلیسگیباشد.در استراتژی پرورش تلیسههابایدامادگی برای تلقیح درسن۱۵-۱۳ماهگی شودکه دام بایدبه۶۰درصدوزنبلوغ جسمیخودرسیده باشد.ارتفاعازجدوگاه۱۳۰cmودارای امتیازبدنی ۳باشد.دررابطه باامتیازبدنیبایدسعی شودکه گوساله هاازابتداچاق نشوندودرحداحتیاج،انرزی وپروتئینمصرف کند.چاقیباعث افزایش حجمچربی بدن واگرهمراه عدم تامین پروتئین مطلوب باشدسبب کوتاهی قد عدمرشداستخوان لگن وتوسعه اندام های تولیدمثلیمی شودکه سن اولین تلقیح راافزایش میدهد(باوجوداینکه وزن بدن به حدمطلوب رسیده ولی این وزن ناشیازذخائرچربی است.)ازطرفدیگرچربی بانفوذدرغددپستان ممانعت فضایی برای توسعه مجاری شیری درآنوکاهش تولیدپساززایش میشود.درصورت آبستنی،زایمان بامشکل مواجه می شودواحتمال ناهنجاری پساززایمان نیزبالامی رود.ازطرف دیگرباتوجه بههزینه بالای خوراک مصرف وعدم نیازدامبه این مقدارخوراک بارهزینه مضاعف به بدنه پرورش وارد می شودکه قابلقبولنیست.تغذیه ناکافی نیزباعثعدم رشد و سلامت کافی وکاهش طول عمر مفیددام میشود.بایدبااستفاده ازجداول استاندارد احتیاجات دام رابهبهترین نحوبراوردکرد.ازمیانمراحل مختلف تغذیه مرحله تلقیح تازایش یکی ازبخش های مهم تغذیهتلیسه هاست که بایددرهنگام زایمانباامتیازبدنی۳.۷۵-۳.۵داشته باشیم.ازطرفدیگراحتیاجات آبستن دراواخرآن بایدمنظورشودهمچنین تغذیه مناسب قبلاززایش جهت عادتدهی به مصرفمیزان مناسب کنسانتره بعدازایش وهمینطورتامین کلسیم وسایرعناصروویتامینهای ضروری برای تولیدآغوزوشیروسلامت داملازم است.

● عوامل موثر برسلامت تلیسهها

تلیسه ها به دلیل عدم تولید شیر کمتر با نوساناتمتابولیسمیمواجه اند وبا یکمدیریت مناسب می توانند به راحتی این دوره را طی کنند ؛ این موضوعگا ها باعث بی توجهی پرورش دهندگان وبا سوءمدیریت هایی که روی آنها انجام می دهندباعث ایجاد مشکلات در آنها می شوند که نتایج آن در زمان تلیسه گیوتولیدمواجه پرورشدهندگانخواهد شد از مهمترین موارد بحث جایگاه است که به دلیل مسائل رفتاری وجلوگیری از آسیب دیده گی ها وارائه ی مدیریتخوب تغذیه توصیه می شودکه این دام هادر گروه های با حداقل اختلاف سنی ممکن دسته بندی شوند

تمیزی و خشکی بستر تلسیهها ، وجود گل ولای در بستر و چسبیدن آن بهبدن گوساله باعث کاهش سرعت رشد و تعویقزمان اولین زایش می شود و دام را به بیماری انگلی مبتلا می کند و ازطرف دیگر باعثتخریب فیزیکی وپاتوژنیک اندام های حرکتی وسمها می شوند

مشکلات ورم پستان نیزاز مسائلی است که از دوران تلیسه گی شروع می شود و در دام های بالغ خودرا نشان میدهد که بخش مربوطتوضیح داده خواهد شد. از مسائل مهم تاثیر گذار در دورهانجامواکسیناسیون است که طبق پروتوکل های منطقهای وعلمی اجرا می شود داده خواهد شد.

ج) عوامل موثر بر طول عمر مفیدگاوهایشیری در مرحله ی تولید

با پیشرفت صنعت گاوشیری وافزایش پتانسیلتولیدی گاوها حساسیت آن ها هم بالاترمی رود و از جمله یآن حساسیت ها نسبت به بعضیمتابولیت های سمی است که با توجه به حجم بالای تولید و افزایشمتابولیسم بدن ایجادمی شوند. در صورتی که قصوری در بخشی از شرایط استاندارد رخ دهد حیوان از تعادلخارجمی شود و باز گرداندن آنبه شرایط استاندارد مشکل خواهد بود از سوی دیگر تغییراتیکه در مراحل مختلف تولید در سیستم فیزیولوژی حیوان رخ میدهد می تواند زمینه سازخروج ازتعادل متابولیتی باشند . با توجه به کاهش تولید شیر در اواخر آبستنی ازاحتیاجات دام در این دوره کاسته می شود وحجم خوراک ونوع مواد خوراکی تغییر می کندو اوج آن در دوره ی خشکی رخ می دهد در این حال سیستم گوارشی و اندامهای وابسته باسطح و کیفیتخوراک آدابته می شوند .

زایمان باعث تغییرات معنی دار درسطحمتابولیت خون و همین طور اشتهای دام نیز کاهش می یابد واز مقدار مصرفی خوراک کاستهمیشود بخصوص اگر دام بیش از حد چاق شده باشد. درادامه حیوان آدابته به خوراککموتولید رو به افزایش مواجهاست که نیاز غذای ی بالایی را می طلبد میزان تولید تا ۶۰روزه گی به اوج خود می رسد در صورتی که مقدار خوراک ۸۰-۷۰روز طول می کشد تا به اوجخودبرسد که این تفاوت باعث می شود که حیوان با بالانس منفی انرژی مواجه شود. مجموعاین عوامل باعث می شود کهاکثر بیماری های متا بولیک از زایمان تا یک ماه بعد از آنرخ دهند.

تغییرات دما و کیفیتبستر و سیستم شیر دوشش در تشدید این حساسیت ها سهم بالایی دارند نوعجیره نویسی وتامین احتیاجاتحیوان به صورت قابل جذب تامین توازن احتیاجات در خوردن فیبر کافی وگرفتن قدرت انتخاب از گاو ازمواردی که درکنترل این ناراحتی ها مفید خواهد بود

نکته ی حائز اهمیت وابستگی این ناهنجارها به یکد یگر است که ممکن استدر گاو درواحد زمان به تعدادزیادی از آنها مبتلا شوند که معمو لا ابتلا به یکی ا زآنهازمینه ی مبتلا شدن به سایرین را ایجاد میکند .

نکته ی دیگر این استکه تغییراتمتابولیتی در بدن بهصورت پیوسته است و به یک مرحله که رسید، برای پرورش دهنده قابلرویت می شود وممکن است درصد بالایی از گلهدر اندازه گیری متا بو لیت خون غیر نرمالنشان دهند که بدون نشان دادن عوارض بالینی در میزان تولید صفات تولیدمثلی و لنگشدام ایجاد تغییراتنامطلوب کنند و طول عمر تولیدی مفید حیوان را کاهش دهند .

● بیماریهای متابولیکی مهم:

۱) تب شیر

در زمان زایمان به علت مصرف زیادکلسیم که در آغوز و رحم رخ می دهد و کاهشاشتهای دام و حرکات لوله ی گوارش و نیزتاخیر ‍پاسخ به تحریک ۱و ۲۵ دی هیدروکسی ویتامینD ( تحریک پارا تیرویید و تحریک ۲۵ دی هیدروکسیویتامینD طبیعی است ) و عدمموبیلیزه شدن مقدار کافی کلسیم از روده واستخوان مقدار کلسیم خون را به مقدار( mg/dl) ۸ کاهش می یابد ( مقدار طبیعی mg/dl۸-۱۰ است) در صورتی که یکی از موارد فوق شدیدتر باشدمقدار کلسیم خون به حدیمیرسدکه مبتلا شدن به تب شیر را ایجاد می کند(۷).

که از ایستادن با لرزش درمرحله ی اول (درمقدار mg/dl۶.۵) و نشستن روی جناق همراه با افسردگی در مر حله یدوم (در مقدار mg/dl ۵.۵ ) و دراز کشیدن به پهلو و بیتوجهی به پیرامون (درمقدارmg/dl ۴.۵) در مرحله ی سوم رخ خواهد داد ودر نهایت دام به علت فلجی عضلات تنفسیتلف خواهدشد . معمولا ۷۵ درصدموارد در ۲۴ ساعت اول و ۵درصد در ۲۴ ساعت دوم زایمان رخ می دهددامی که قبلا مبتلا شده ودام های پیر حساسترند.

۲) کتو زیس

عارضه ی دیگر هنگامی رخ می دهد کهمقدار مواد مغذی جذبی به ویژه انرژی درحوالی زایمان کاهش یابد . و نتیجه ی آن کاهشگلوکز خون و افزایش موبیلیزه شدن ذخایر بدنی به ویژه چربی ها ست. بخشیاز لیپیدهایی که موبیلیزه شدهاند تبدیل به اجسام کتونی می شوند و اینبه علت نبود مقدارکافی اگزالواستات و تجمع استیل کوآانزیمA رخ می دهد. اگزالو استات به علت کمبودگلوکز دارد مسیرگلوکونئوژنز می شود نتیجه یاین فعل و انفعالات بالا رفتن اجسامکتونی خون است و حضور این اجسام در خون کاهش اشتها را تشدید می کندودام به سرعتلاغر می شود ومقدار شیر تولیدی کاهش می یابد و اجسام کتونی در شیر و ادرار مشاهدهمی شوند. شیوع این ناهنجاری از ۱۰ روز تا ۶هفته بعد از زایمان است و اوج آن درهفته ی سوم میباشد تعداد زیادی از گاو های شیری به نوع تحت بالینی یامقدماتی کتوزمبتلایند بیماریهایی مثل : جفت ماندگی ، جابه جایی شیر دان ،در گیری با جسم خارجیمی توانند زمینه ساز کتوز شوند

۳) سندروم کبدچرب:

در بالانس منفی انرژی اسید چرب آزاد شدهاز بافت آدیپوزبه سمت کبد حرکتمی کند ودر کبد در این حالت به علت کمبود اگزالواستات بخشی ار آنتبدیل به اجسام کتونی می شود و بخشی از آندر کبد تجمع می یابد وبه تری گلیسریدتبدیل می شود و به دلیل کمبود توانایی نشخوار کنندگان در تجزیه یاانتقال تریگلیسرید ها این مواددر کبد تجمع می یابند که حدود ۶۰-۳۰ درصد وزن کبد را اشغال میکنند( در حالت طبیعی مقدار ۵ درصد است .) ومنجر به مختل شدن فعالیت های حیاتی کبدمی شود .



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

بررسی اثرات ویتامین هایE وC بر خصوصیات اسپرم گاو در محیط یخچال

 

 

 

 

 

 

مقدمه 

 

 

حفظ ونگهداری سلول اسپرم در مای (5ºC) در مراکز ناباروری جهت استفاده درIVF موجب افزایش متابولیسم، کاهش قدرت باروری وتخریب آن می گردد. تاکنون . گزارشات نشان می دهند که نگهداری اسپرم طیور در محیط یخچال (5ºC) ویاآزمایشگاه برای مدت 24 تا 48 ساعت سبب کاهش باروری گردیده است

 

 (1) . سلول اسپرم برای ادامه حیات وابقاء قدرت باروری نیاز شدید به اکسیژن دارد

 

 (2) . از طرفی اسپرم نسبت به اکسیژن حاصل از پراکسیداسیون چربی حساس بوده بطوری که این امرموجب تخریب غشاء، کاهش تحرک و باروری آن می گردد

 

(3،4) .

 

دراین مطالعه ازدو نوع آنتی اکسیدان یکی ویتامین C (ascorbic acid) محلول در آب که باعث کاهش پراکسیداسیون خارج سلولی می گردد اما اثرات کمی بر غشاءسلول یا داخل سلول دارد ودیگری ویتامین  E (α-tocopherol) محلول در

 

 

 

مواد و روش ها

 

  دراین مطالعه مایع اسپرم از یک راس گاو سالم در لوله های مدرج جمع آوری و از نظــر حجم ، کــیفیت و رنگ مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه در آ ب C ْ30  قرار داده شــد. ابتدا نمونه رقــیق شد

 

(6).

 

در لوله اول ( تیمار‌1)‌ مقدار  mg / ml40‌‌ ویتــامین E و در لــوله دوم ( تیمار‌2) مقدارmg / ml  200‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ویتامین C اضافه شدند. هــر نمــونه توسط شیکر به آهســـتگی مخلوط و درºC) 5(  نگهداری شـــدند. پس از 24 ساعـــت هرتیمار به 8 قسمــت مساوی تقسیم گردید(هراپندورف حاوی  ml1 مایع سیمن رقیق شده با غلظت20میلیون اسپرم بود) . تعداد 2 عدد اپندورف ازهرتیماروگروه شاهـد از روز اول  تا چهارم  شامل :   24  E1,C1 =   48    E2,C2= 72E3,C3 =      96E4,C4 = ساعت در یـخچـال نگهـداری و برای متغیرهـای ‍pH    ،TSC ، % PSM ،SNM % ، MSC ، FSC و SMI توسط دستگاه آنـالـیزاسـپـرم مدل          (, MES,Co..USA  ( SQA II C-P مورد سـنجش قرار گرفتند. سه پارامتراولیه بجز pH جزﺀ معیارهای استاندارد بهداشت جهانی میباشند و شامل : (TSC) ، (%PSM) و (% SNM) هستند . سه پارامتر دیگر که در محدوده ی مراحل آنالیز نمونه تعریف می شوند شامل : MSC ، FSC واندیکس SMI که توسط آن می توان به وجود فضای آکروزومی طبیعی اسپرم پی برد و توسط معادله زیرمحاسبه می گردد (10) 20) + (% PSM) =  SMI  ×   (MSC   

 

 

 

   محاسبات آماری : دادها در قالب طرح کاملا″تصادفی وبا استفاده از دستور1GLM در نرم افزار Minitab ver.13 آنالیز شد. مدل آماری دادها بصورت Xij=µ+Tj+∑ij   است و  میانگین صفات تحت بررسی پس از انجام تجزیه واریانس بوسیله آزمون LSD مورد مقایسه قرار گرفت(15).

 

 

 

 

 

نتایج

 

 نتایج تیمارهای مختلف به صورت میانــگین گــزارش شــده اند. ارزیابـــی هر تیــمار در روزهـــای مــــختـلف(روز اول =E1 , C1  ، روزدوم = E2 , C2  ،  روزســـوم= E3 , C3 و روزچــهــارم = E4 , C4  ) اندازه گیری و با گـروه کـــنترل بــرای فاکتورهای pH ، TSC ، %PSM ، %SNM ، MSC ، FSC ، SMI  مقایسه شدند. ســلول های تــیمار C4 بــعلت مـرگ سـلولی مورد محاسبه قرار نگرفتند(جدول 1).

 

pH :  اثرات ویتامین های   EوC  را بــر ‍pH سیـــمن در مختلف، تیمار E1 در مقایســه با کنترل افزایش و تــیمار E4 کاهش و تیمارهای , C1 2 Cو C3، E2  ، E3 تفاوت معنی داری نسبت به گروه کنترل نشان ندادند. .

 

درصد سلول های اسپرم متحرک نرمال (%SNM ( : 

 

تیمارهای  E1،C 1  و   E2 در مقایســـه بـا شاهد افزا یش و تــیمارهای C2  E3  و   E4تفاوتی نداشت ولی تیمار C3  نـسبت بــه گــروه کنترل کاهش معنی داری پیدا نمود.

 

غلظت اسپرم نرمال باحرکت پیشرونده( FSC ) :

 

تیمار های C1،  E1و E2  درمقایسه با گروه کــنترل افــزایش معــنی داری نشـــان میدهند در حالیکه تیمار E3  تفاوتی نشان نمی دهد. اما تیمارهای C2  و C3 ،  E4نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری پیدا نمودند.

 

 ایندکس اسپرم متحرک   :  (SMI )

 

تیمارهایC1 ،  E1و E2 افزایش معنی دار نسبت به گروه  کنترل نشان مــی دهند در صورتی که تیمارهای C2، C3، E3 وE4 نسبت به گروه کنترل تفاوتی ندارند .

 

غلظت اسپرم های  متحرک درواحد حجم ( MSC ):

 

     تیمارهای C1، E1  و E2  افـــزایش مـعنی دار ،اما تیمــارهــای C2، E3و E4مشابه ، در حالیـکه تیمار C3 کاهش

معنی داری نسبت به گــروه کـنتـرل دارد.

 

درصد اسپرم های متحرک با حرکت پیشرونده  ( % PMS ) :

 

تیمارهای E1  و E2‌  افزایش در صورتـــی که تیمـارهای  C2وC3 E3  و E4  تفاوت معنی داری ندارند. هم چنین روند کاهشی معنی داری بین تیمارهای  C1>C2>C3    به ترتیب مشاهده گردید.

 

 

 

بقیه ترجمه متن در ادامه مطلب

 

  

 

 

  غلظت سلولهای اسپرم ( TSC ) :

 

تیمارهای C1،E1  و E2  افزایش ، تیمــــارهـــای C2 ، E3  و E4 تفاوت معنی داری باکنترل ندارند اما تیمار C3 کاهش

معنی داری را باکنترل نشان  میدهد.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

مقایسه اقتصادی مراتع و دیمزارها  در استان همدان1

 

 

 

 

چکیده:

 

با توجه به قرار گرفتن استان همدان در مرز مناطق مساعد و غیرمساعد برای کشت دیم و تراکم زیاد جمعیت روستایی و روندی که در تخریب و تبدیل مراتع به اراضی کشاورزی وجود داشته و دارد ضرورت  انجام  این بررسی را بیشتر مینماید. در این مقاله دو نوع بهره برداری زمین، بهره برداری از زمین به عنوان  مرتع و بهره برداری به صورت کشت دیم مورد مقایسه قرار گرفته است، سعی گردیده است که ارزش اقتصادی دیمزارها و مراتع با محاسبات دقیقتر و با آمار و اطلاعات جدید‌تر در این دو نوع بهره برداری مقایسه شود.

 

مقایسه در آمد های حاصل از دو شیوه بهره برداری از زمین حاکی است که  در آمد حاصل از بهره‌برداری هر هکتار زمین جهت چرای دام ، بصورت مرتع بیش از در آمد حاصل از هر هکتار دیمزار است.در بین محاسباتی که جهت ارزش اقتصادی مراتع صورت گرفت روش محاسبه چهارم کمترین ارزش را برای هر هکتار مرتع نشان داده است . با این روش که اصول حفظ و میزان بهره‌برداری مجاز جهت جفظ و بهبود مراتع ملاک محاسبه قرار گرفته ارزش اقتصادی هر هکتار مرتع تقریباًَ دو برابر ارزش اقتصادی هر هکتار دیم می‌باشد.

 

مقدمه:‌

 

در استان همدان ، ‌با توجه به قرار گرفتن این منطقه در مرز مناطق مساعد و غیرمساعد برای کشت  دیم و تراکم زیاد جمعیت روستایی و روندی که درتخریب و تبدیل مراتع به اراضی کشاورزی وجود داشته و دارد، ضرورت انجام این بررسی را بیشتر می‌نماید، روندی که غالباً  در تضاد با مصالح محیطی  بوده و حتی از مصالح اقتصادی نیز تبعیت ننموده و چه بسا که از انگیزه‌های اجتماعی، ‌فرهنگی، ‌قومی، ‌انگیزه تثبیت مالکیت و امثالهم ریشه گرفته باشد؛ 

 

در زمینه ارزش اقتصادی دیمزارها و مخصوصاً‌ ارزش اقتصادی مراتع تاکنون مطالعاتی انجام شده است، سعی گردیده است در محاسباتی از  آمار و اطلاعات جدیدتر در  به مقایسه اقتصادی این دو نوع بهره‌برداری استفاده کنیم .

 

اهمیت اقتصادی مراتع: مقایسه ارزش اقتصادی مراتع و دیمزارها، بواسطه رقابتی که در زمینه این دونوع کاربری دربسیاری از مناطق ایران و از جمله در استان همدان وجود دارد لازم به نظر می‌رسد و این بررسی با این فرض انجام می‌شود که حفظ مراتع نه تنها از دیدگاه اثرات مثبت زیست محیطی، حفظ خاک و کنترل نفوذآبها دارد، بلکه ازجهت اقتصادی محض نیز در شرایط تکنولوژیکی کنونی بکارگیری این چنین اراضی به شکل مرتعی دارای صرفه اقتصادی بیشتری نسبت به تبدیل آن به دیمزار می‌باشد. ارزش مرتع از نظر تولیدعلوفه:‌محاسبه ارزش علوفه تولیدی و قابل استحصال ازهر هکتار مرتع یکی از روشهای برآورد ارزش اقتصادی آن می‌باشد. علیرغم آسیبهای فراوانی که طی دهه‌های اخیر به مراتع استان همدان واردآمده هنوز علوفه مراتع یکی از منابع  اصلی تأمین غذای دام می‌باشد. این روش محاسبه مستلزم اطلاع از وسعت انواع تیپ های مرتعی و مقادیر قابل استحصال در هر تیپ مرتع می‌باشد. درخصوص وسعت و مقادیر تولید علوفه هر یک از تیپ های مرتعی استان اطلاعاتی دردسترس می‌باشد.

 

جهت بدست آوردن قیمت علوفه مرتعی از روش معادل سازی با سایر جیره‌های مورد استفاده برای گوسفند استفاده شده است؛  جیره‌ای که شامل احتیاجات رشد، دوران شیر دهی و زایمان باشد، لذا قیمت علوفه با قیمتهای جاری در تابستان 1377 به شرح اقلام ذیل می‌باشد:

 

کاه: 1000 گرم از قرار هر کیلو 140 ریال                سبوس : 300 گرم از قرار هر کیلو 350 ریال

 

یونجه: 500 گرم از قرار هر کیلو 250 ریال             جو:200 گرم از قرارهر کیلو 450 ریال

 

قیمت این جیره که دارای یک کیلو گرم  [1][1]TDN می‌باشد در این سال حدود 460 ریال برآورد شده‌است. با احتساب ضریب 55/0 برای TDN علوفه مرتعی، قیمت یک کیلوگرم ازآن حدوداً‌250 ریال تعیین می‌شود و به این ترتیب می‌توان به محاسبه ارزش اقتصادی هر تیپ مرتعی، با توجه به مقادیر علوفه تولیدی آن پرداخت.

 

جدول شماره 2: ارزش مراتع با توجه به وسعت و مقادیر تولید علوفه  درانواع مراتع استان همدان (1)‌

     

سطح مرتع (هزارهکتار)         

متوسط تولید سالانه علوفه خشک(کیلوگرم درهکتار)‌           

کل تولید علوفه در سال

 

(هزار تن)    

ارزش کل تولید علوفه (به میلیارد ریال)   

ارزش تولید علوفه هر هکتار(به ریال)

 

مرتتع نسبتاً خوب تا متوسط      

3/45          

300           

6/13          

40/3          

75000

 

مراتع نسبتاً‌ متوسط تا ضعیف   

3/294        

2/199        

6/58          

65/14        

49800

 

مراتع نسبتاً‌ضعیف تا خیلی ضعیف         

9/565        

1/100        

6/51          

16/14        

25025

 

کل مراتع     

5/905        

3/142        

8/123        

2/32          

35575

 

 

 

 

بر اساس روش فوق ارزش اقتصادی علوفه تولیدی در  یک سال ازکل مراتع استان همدان 2/32 میلیارد ریال می‌باشد. این در حالیست که علوفه تولیدی عمدتاً‌بدون هیچگونه سرمایه‌گذاری و بصورت موهبتی طبیعی مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد و در محاسبه ارش واقعی‌تر آن می‌توان ارزش افزوده حاصل از پرورش دام(‌بر روی مرتع) و سایر منافع آن نیز موردنظر قرار داد.

 

ارزش مرتع از نظر تولیدات دامی:‌

 

در این روش  مقادیر تولیدات دامی متکی  بر مراتع و آمار جمعیت دامی در این عرصه‌ها ملاک محاسبه ارزش اقتصادی مراتع می‌باشد. برای این منظور می‌توان از مقایسه هزینه‌های دامداری بسته با هزینه‌های موجود در دامداری باز( بر روی مرتع) به مزیت نسبی استفاده از مراتع در این زمینه پی برد و مابه‌التفاوت دو شیوه دامداری باز و بسته را بعنوان  ارزش افزوده ناشی از بکار گیری مراتع قلمداد نمود؛ بر این اساس می‌توان تعداد دام مجاز که جهت بهره‌برداری از مراتع تعیین شده‌اند ملاک قرار داد و به محاسبه پرداخت، از دیگر سو می‌توان تعداد واقعی  دام متکی به این عرصه‌ها را (‌صرفنظر از مجاز و غیر مجاز ) مبنای این محاسبه قرار داد، ‌علاوه بر اختلاف چشمگیری که بین ارقام تعداد دام مجاز و تعداد واقعی دام وجود دارد، بین ارقامی که از سوی مراجع مختلف به عنوان تعداد دام مجاز اعلام می‌شود تفاوت دیده می‌شود .

 

مهندسین مشاور تهران پژوهش مراتع استان همدان راتنها جوابگوی 238000 واحد دامی در طی یک فصل چرای سه ماهه (2)  و اداره کل منابع طبیعی استان رقم 832000 واحددامی (3) می‌دانند. این در حالیست که بر اساس گزارش معاونت امور دام جهاد کشاورزی تعداد دام موجود دراستان 4933000 واحد دامی (4) ( در سال 1375) اعلام شده است.

 

چنانچه مقادیرمجاز موردنظر قرار گیرد و با احتساب750 گرم مصرف روزانه TDN (5) ، بمدت یک دوره چرا ارزش علوفه استحصالی را می توان چنین محاسبه نمود:

 

علوفه برداشتی (تن)= علوفه مصرفی (کیلوگرم در روز)*تعداد روزهای یک دوره چرا * تعداد واحد دامی

 

با استفاده از رقم مجاز اعلام شده از سوی اداره کل منابع طبیعی استان همدان (تن)‌135782=36/1*120*832000

 

با استفاده از رقم مجازاعلام شده از سوی مهندسین مشاور تهران پژوهش (تن)29131=36/1*90*238000

 

با این روش و با احتساب قیمت 250 ریال برای هر کیلو علوفه مرتعی و وسعت مراتع که توسط هر یک از دو مرجع فوق بعنوان وسعت مراتع استان ذکر شده ارزش مراتع را چنین محاسبه نمود:

 

با استفاده از آمار مربوط به اداره کل منابع طبیعی استان همدان  (ریال) 37488=250000*905500÷ 135782

 

با استفاده از آمار مربوط به مهندسین مشاورتهران پژوهش (ریال) 17258=250000*422000 ÷29131

 

در صورتیکه تعداد دامی که عملاً‌ از مراتع استفاده می‌کند ملاک عمل قرار گیرد، (نه صرفاً ارقامی که بعنوان  چرای مجاز در نظرگرفته  می‌شود)  آمار و ارقام حکایت از چرای دام تا چند برابر ظرفیت‌های اعلام شده دارد. برای محاسبه مذکور نیازمند تعداد دام بر روی مرتع ومیزان اتکای دامهای مذکور  بر این منبع می‌باشیم، در این زمینه آمارهای موجود که عموماً‌ از سوی معاونت امور دام جهاد کشاورزی  ارائه شده، به تفکیک نوع دامها می‌توان دست یافت لیکن رقمی از میزان اتکا بر مرتع ارائه نشده است.

 

آمار دام استان همدان در سال 1375 معادل 5022746 واحد دامی اعلام شده که شامل گاو،  گوسفند و بز می باشد. با توجه به اتکای ناچیز گاو و گوساله به مراتع و بر عکس اتکای اصلی گوسفند و بز بر مراتع، ‌تعداد واحد دامی گوسفند و بز در استان     (2277042 واحد دامی) به اضافه جمعیت دام عشایری که طبیعتاً اتکای عمده‌ای بر مراتع دارند( 650000 واحد دامی) مجموعاً‌2927042 واحد دامی،‌ در استان بیشترین ارتباط را با مراتع می‌یابد. اگر چه تعدادی گوسفند در استان بصورت واحد های بره پرواری و یا گوسفند داشتی فعالیت می‌نمایند،‌که به شیوة‌ دامداری بسته اداره می‌شوند، اما این تعداد در مقایسه با کل واحد دامی استان ناچیز بوده و شیوة‌غالب، شیوه دامداری باز می‌باشد. برآورد می‌شود که حداقل 60% آمار دامی مذکور مستقیماً‌ متکی به مرتع می‌باشند و در خصوص فصل چرا نیز، اگر چه در بسیاری از مناطق استان تعلیف دام در عرصه‌ها بمدت 7 تا 8 ماه صورت میگیرد ،‌با توجه به وسعت گسترده  مزارع آبی و دیم و آیش ها که در همین دوره 7 تا 8 ماهه چرای آزاد دام مورد بهره برداری می باشند رقم 5 ماه ملاک قرار می‌گیرد. لذا کل TDN برداشت شده از مراتع استان برابراست با :‌

 

کیلوگرم 164646112=75/0(کیلوگرم TDN) *150(روز) *1463521 (‌واحددامی)

 

100

 

55

 

با توجه به ضریب 55/0 TDN برای علوفه مرتعی و قیمت 250 ریال برای هر کیلو  علوفه و در نظر گرفتن وسعت کل مراتع استان (905500 هکتار)‌، می‌توان چنین محاسبه نمود:

 

(ریال) 82649=905500(هکتار) ÷250 (ریال)         *164646112 (کیلوگرم)‌

 

                                                                                                                       

 

به این ترتیب ارزش هر هکتار از مراتع استان صرفاً از جهت علوفه‌ای که بصورت بالفعل ( صرفنظر از مجاز یا غیر مجاز) ازآن برداشت می‌شود 82649 ریال تعیین می‌گردد. با توجه به مشکلات و اختلافاتی که درارقام و اعداد وسعت مراتع،‌درجه بندی  و میزان علوفه قابل استحصال آنها و بالتبع اختلافاتی که در تعداد دام مجاز اعلام شده از سوی مراجع مختلف وجود دارد که مشکلاتی را در مسیر محاسبه ارزش اقتصادی بهره برداری علوفه ازمراتع ایجاد می‌کند،‌ به شیوه دیگری نیز سعی در محاسبه مذکور گردید.

 

    

 

 بقیه در ادامه مطلب

 

   

 

 

چنانچه مقدار کل گوشتی که دام در طی فصل چرا درمرتع و با تکیه برآن اضافه می‌کند محاسبه گردد و سپس هزینه‌هایی که طی این مدت صرف شده نیز محاسبه و تفاضل هزینه‌ها و درآمد ایجاد شده را می‌توان مبنای محاسبه ارزش ایجاد شده توسط مراتع قرار داد . طبق برآوردهای موجود میزان افزایش وزن زنده یک رأس واحد دامی درطول مدت چرای  150 روزه(5 ماه) 120 گرم در روز بوده (6) که با احتساب قیمت گوشت قرمز از قرار هر کیلو 12000 ریال( در تابستان  سال 1377) ، درآمد ناخالص حاصله درمدت مذکورمحاسبه می‌شود:

 

کل درآمدناخالص حاصله از افزایش وزن لاشه=قیمت هر کیلو گوشت* مدت چرا* (افزایش وزن لاشه در روز) ریال 108000=12000 ریال*150 روز*60 گرم

هزینه های لازم مطابق اقلام ذیل قابل محاسبه می باشد: ( با هزینه‌های سال 1377)‌

 

جدول شماره 3, اقلام هزینه‌های یک رأس گوسفند طی دوره چرای 150 روزه(7)‌

شرح          

هزینه/ریال

 

حق چوپان    

15000

 

دارو درمان  

300

 

آب و برق    

80

 

حمل و نقل   

460

 

استهلاک و تعمیر و نگهداری    

480

 

هزینه تلفات  

490

 

هزینه تلفات  

3000

 

هزینه سود   

8350

 

هزینه‌های پیش بینی نشده         

490

 

جمع هزینه‌ها (در طی دوره 150 روز)   

28650

 

 

با محاسبه تفاضل هزینه‌ها و درآمدها طی دوره مذکور(79350=28650-108000) میتوان رقم حاصله (79350 ریال) ‌را به عنوان درآمد متکی بر مرتع در نظر گرفت .

 

لازم بذکر است که محاسبة‌ارزش افزوده‌ای که بتوان آنرا حاصل بهره گیری از مراتع قلمداد نمود مستلزم مقایسه‌ای بین درآمدها و هزینه‌های دو شیوه دامداری باز و بسته می‌باشد که بدین طریق می‌توان به رقم ارزش افزوده مرتع نزدیکتر شد. بنابر برآوردهای موجود (8) هزینه های دامداری باز معادل43/0 هزینه‌های دامداری بسته می‌باشد که به این ترتیب می‌توان مابه‌التفاوت دامداری باز و بسته را محاسبه نمود.

 

1

 

2

 

در استان همدان تعداد گوسفند و بز و کل جمعیت دام عشایری در نظر گرفته شده و باتبدیل به واحد دامی رقم 2927042 واحد دامی محاسبه میگردد.(لازم بذکر است که اتکای دام های بزرگ در جامعه عشایری دراین استان بسیار نازل بوده، و قابل اغماض می‌باشد). با احتساب اتکای حداقل 50% واحد دامی مذکور به مراتع درآمد حاصل شده متکی بر شیوه دامداری باز چنین محاسبه می‌گردد:

 

(ریال)116130391400=79350(درآمد نگهداری هر واحد دامی)    *2927042 (تعداد واحد دامی)

 

 

 

 و با احتساب رقم ناشی از مابه‌التفاوت دامداری باز و بسته برای نزدیکتر شدن به رقم ارزش افزوده مراتع استان 61537691950 ریال می‌باشد.اگر چه آمارهایی که درخصوص وسعت مراتع در دسترس می‌باشد  قابلیت اتکای چندانی نداشته و غالباً از سوی منابع مختلف اعداد متفاوتی عرضه می‌شود،‌ با این حال جهت بدست آوردن رقمی از ارزش هر هکتار مرتع(‌که ارزش کلی آن فوقاً محاسبه شد) ،‌می‌توان دست به محاسبه‌ای بر پایة آمارهای رسمی زد .

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی
 

گشنیز

 

خصوصیات گیاهی:

گشنیز گیاهی یکساله و علفی به ارتفاع 30 تا 60 سانتیمتر بوده و دارای دو نوع برگ که نوع اول در قاعده ساقه دارای پهنک با لوبهای دندانه ای عمیق و نوع دوم برگ در



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس مهرداد فرهنگی

دستور العمل نحوه برخورد با گله های مشکوک و آلوده به آنفلوانزای فوق حاد طیور (h5,

 

 

الف: تعاریف

1- واحد مشکوک:

 

واحد مشکوک به واحدی اطلاق میگردد که دارای علائم ذیل باشد.

1-1. انتشار ناگهانی بیماری در گله

2-1. بیحالی شدید، پژمردگی و دور هم جمع شدن گله

3-1. کاهش شدید مصرف دان

4-1. افت ناگهانی و شدید تولید روزانه

5-1. شروع ناگهانی تلفات با روند افزایشی روزانه (در گله گوشتی تلفات بیش از 3%روزانه)

در این صورت لازم است اداره کل دامپزشکی استان نسبت به گزارش و نمونه برداری و ارسال آن به سازمان دامپزشکی اقدام و عملیات بهداشتی – قرنطینه ای را برابر دستورالعمل های ارسالی اقدام نمایند.

 

2- کانون آلوده

 

کانون آلوده به کانونی اطلاق میگردد که نمونه های ارسالی با یکی از آزمایشات ذیل مورد تأیید قرار گیرد

1-2. جداسازی ویروس

2-2rt-pcr .

3-2 . Hi در صورت لزوم با دو نوبت نمونه گیری و آزمایش سرمی با فاصله 14-10 روز

بدیهی است در اولین کانون، جداسازی ویروس ضروری است و در موارد بعدی کانون، مثبت بودن در Rt-pcr یا Hi کفایت میکند

 

3- منطقه آلوده

 

به منطقه ای اطلاق میگردد که حداقل یک کانون آلوده به تشخیص قطعی رسیده باشد در صورتیکه مرغداریهای موجود (طیور صنعتی، سنتی) در این منطقه دچار تلفات فزاینده و یا افت تولید ناگهانی باشد. بدون انجام آزمایشات مربوطه همراه با نمونه گیری تا شعاع 1 کیلومتری معدوم و تا شعاع 5 کیلومتری قرنطینه و در صورت وجود علائم معدوم خواهند شد و منطقه آلوده اعلام میگردد .بدیهی است در مرغداریها تا شعاع فوق بسته به شرایط نسبت به تخلیه یا معدوم سازی اقدام میگردد.

 

 

 

ب: اصول کلی1- تشکیل اکیپ مراقبت فعال یا بیماریابی شامل دکتر دامپزشک و کاردان دامپزشک جهت بررسی و مراقبت بیماری و اخذ نمونه

2- تشکیل اکیپ امحاء و معدوم سازی ویژه در هر شهرستان شامل دکتر دامپزشک، کاردان دامپزشک و چند کارگر( ترجیحاً از کارگرهای همان مرغداری بکار گرفته شوند)

3- تجهیز اکیپ مراقبت و امحاء و معدوم سازی به وسائل ایمنی شخصی از قبیل ماسک، عینک، چکمه، کلاه، لباس و ...)

4- توقف وسائط نقلیه در 500 متری کانون بیماری

5- قرنطینه کامل فارم و منع خروج از فارم بدون مجوز دکتر دامپزشک اکیپ امحاء و معدوم سازی

6- منع ورود افراد متفرقه به فارم

7- نصب تابلوی "منطقه مشکوک به آلودگی با ویروس آنفلوانزای مرغی" درموارد مشکوک و نصب تابلوی " منطقه آلوده به ویروس آنفلوانزای مرغی" در موارد تأیید شده در فاصله 500 و 100 متری جاده منتهی به مرغداری و همچنین نصب تابلو مبنی بر "واحد تحت کنترل قرنطینه " در درب ورودی به مرغداری

8- معدوم و امحاء طیور گله آلوده، ضایعات و دان مصرفی در محوطه فارم و در عمق حداقل 5/2 متری سطح زمین و حداقل یک متر بالاتر از سطح آب زیرزمینی باید باشد

9-سطح بستر قبل از سوزاندن یا کمپوست کردن، باید ضدعفونی شود

10- ویروس آنفلوانزا نسبت به بسیاری از ضدعفونی کننده ها خصوصاً نسبت به ترکیبات پراکسید ، فنلی، ترکیبات چهارتایی، گلوتارآلدئیدها و مواد قلیایی حساس است. که بسته به موارد مصرف انتخاب گردد.

11 - جلوگیری از جوجه ریزی تا شعاع 5 کیلومتری از مرکز کانون آلوده تا اطلاع ثانویه و رفع ممنوعیت کانون

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

METABOLIC DISORDERS IN DAIRY COWS گاو ودامپروری

 

 

زایمان و اولین ماه بعد از زایمان دوره بحرانی گاوهای شیری می باشد بنابراین مدیریت صحیح گاوهای خشک نقش مهمی در کنترل بیماریهای متابولیکی در زایمان یا دوره نزدیک به زایمان را بر عهده دارد، مسائل عمده بوجود آورنده این اختلالات متابولیکی که با یکدیگر در ارتباط هستند از مسائل مدیریتی تغذیه ناشی می گردند.

 

اختلالات عمده متابولیکی در گاوها تازه زا عبارتند از:

 

1- تب شیر

2- ادم یا خیز پستانی

3- کتوزیس

4- سندرم کبد چرب

5- جفت ماندگی

6- جابجایی شیردان

7- اسیدوزیس

8- لنگش (Laminitis)

 

تب شیر:

تب شیر یا فلج ناشی از زایمان یکی از اختلالات متابولیکی معمول در دوره زایمان می باشد منظور از بیماری تب شیر داشتن تب واقعی نیست. بروز تب شیر در گاو با سن دا م مرتبط می باشد و اکثراً در گاوهای پر تولید با سن بالا دیده می شود. در حدود 75 % از موارد بروز تب شیر 24 ساعت و حدود 5% آن 48 ساعت بعد از زایمان روی می دهد.

 

علایم عمومی بروز تب شیر:

- از دست دادن اشتها

- عدم فعالیت دستگاه گوارش

- سرد شدن گوشها و خشک شدن پوزه

علایم اختصاصی بروز تب شیر:

- عدم تعادل حین راه رفتن

- زمین گیر شدن گاو که این حالت در سه مرحله انجام می گیرد:

- ایستادن همراه با لرزش

- افتادن روی سینه

- افتادن روی پهلو و بی اعتنا بودن به تحریکات محیطی

تغییرات عمده در خون گاو مبتلا به تب شیر شامل کاهش سطح کلسیم خون است, حد طبیعی کلسیم در خون گاوهای خشک 8- 10 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می باشد، که این مقدار در حین زایمان به کمتر از 8 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون می رسد. در گاو مبتلا به تب شیر سطح کلسیم خون به ترتیب در سه مرحله ذکر شده به 5/6, 5/5 و 5/4 میلی گرم در 100 میلی لیتر خون کاهش می یابد که این کاهش سطح کلسیم خون همراه با کاهش فسفر و افزایش سطوح پتاسیم و منیزیم خون می باشد.

سطوح کلسیم خون در گاوهای مبتلا به تب شیربه ترتیب شامل موارد ذیل می باشد:

گاو با شیر دهی طبیعی 4/8 – 2/10 mg/dl

زایمان طبیعی                8/6 – 6/8 mg/dl

بروز تب شیر خفیف          5/7 –9/4 mg/dl

بروز تب شیر متوسط        8/6 –2/4 mg/dl

بروز تب شیر شدید          7/5 –5/3 mg/dl

علل بروز تب شیر:

تب شیر در اثر خروج کلسیم از طریق شیر بعد زایمان همراه با ناتوانی گاو در متعادل نگه داشتن سطح کلسیم خون روی می دهد. ناتوانی گاو نسبت به تغییر متابولیسم کلسیم احتمالاً در اثر عدم تعادل کلسیم, فسفر و منیزیم و افزایش سطح پتاسیم ایجاد می شود بطور کلی تب شیر با تعادل آنیونها و کاتیونها در ارتباط می باشد. گاو شیری کلسیم مورد نیاز خود را از دو منبع تامین می نماید: استخوان و جذب کلسیم از دستگاه گوارش.

در بدن تعادل کلسیم توسط هورمون پاراتیروئید تنظیم می گردد و کاهش سطح کلسیم خون باعث آزاد سازی این هورمون می شود، اثرات عمده این هورمون حرکت کلسیم از استخوان به طرف خون است. آزادسازی هورمون پاراتیروئید در گاو مبتلا به کمبود کلسیم موجب تحریک 1و25 دی هیدروکسی (ویتامین D ) می شود که باعث افزایش جذب کلسیم در روده کوچک میگردد. فرم فعال ویتامین D در گاو مبتلا به تب شیر افزایش می یابد ولی تأخیر در پاسخ به افزایش این ویتامین مانع تأثیر مناسب آن می گردد.

درمان:

روش مناسب برای درمان بیماری تب شیر تزریق وریدی محلول گلوکونات کلسیم می باشد. از دیگر روشها می توان تجویز خوراکی 100 گرم کلرید آمونیوم بمدت 204 روز و یا بلوسهای حاوی کلسیم بالا ( gr75) هشت ساعت قبل از زایمان را نام برد. گاوهایی که به درمان جواب مثبت نمی دهند می توان 800-700 گرم Epsom یا سولفات دومنیزی محلول در آب را به گاو داد تا علاوه بر تأمین منیزیم، سموم موجود در روده را نیز دفع نماید.

پیشگیری:

راه سنتی پیشگیری از بیماری تب شیر شامل محدود نمودن مصرف کلسیم در دوره خشکی گاو می باشد تا اینکه گاوها نسبت به کمبود کلسیم سازگاری یافته و توانایی مناسبی در پاسخ به احتیاجات بالای کلسیم در اوایل شیر دهی داشته باشند. بنابراین گاوهایی که در دوره خشکی با جیره های محدود از نظر کلسیم و فسفر تغذیه شده اند استخوانها و روده کوچک آنها نسبت به تحریک هورمون پاراتیروئید و ویتامین D پاسخ مناسبی میدهد.

جهت محدود کردن مصرف کلسیم در دوره خشکی از راههای زیر می توان استفاده نمود.

- کاهش مصرف کلسیم به 50 گرم در روز (کمتر از 5/0%جیره)

- کاهش مصرف فسفر به gr 45در روز (کمتر از 35/0%)

تغذیه با علوفه هایی خشبی داراى کلسیم بالا از قبیل یونجه خشک و سیلاژ در دوره خشکی گاوها باید محدودتر گردد و بخشی از یونجه جیره غذایی با گراسها یا سیلاژ جایگزین شود تا بدین ترتیب با محدود نمودن مصرف کلسیم در دوره خشکی حدالمقدور از بروز تب شیر جلوگیری نمائیم.

استفاده از مکمل نمکهای آنیونی در جیره گاوهای خشک روش موثر دیگر در پیشگیری از بروز بیماری تب شیر می باشد. نمکهای آنیونی با افزایش آزادسازی کلسیم از استخوانهابروز تب شیر را کاهش می دهند همچنین نمکهای آنیونی در جیره های با سطوح کلسیم بالا نیز موثر می باشند(150 گرم در روز).

باید توجه نمود، زمانی که سطح کلسیم جیره پایین است از نمکهای آنیونی نباید استفاده گردد بنابراین آگاهی از ترکیبات جیره غذایی بویژه علوفه ها از نظر مواد معدنی اهمیت بسیار زیادی دارد. pH ادرار با تغییرات حالت اسیدی پایه تحت تأثیر قرار می گیرد. بنابراین دامداران با کنترل نمودن pH ادرار در تعیین میزان استفاده مناسب از نمکهای آنیونی در جیره های گاوهای شیری می توانند استفاده کنند.

 

کتوزیس:

این اختلال متابولیکی در نتیجه عدم تغذیه مناسب بویژه از لحاظ انزژی در اوایل شیر دهی روی میدهد. با کاهش تدریجی سطح گلوکز خون ذخایر بدنی مورد استفاده قرار می گیرد و معمولاً 10 روز تا 6 هفته بعد از زایمان در اوایل شیردهی گاوهای پرتولید مبتلا به کتوزیس تحت کلینیکی یا کتوزیس اولیه می شوند.

مسائل دیگری نظیر جفت ماندگی، جابجائی شیردان از عوامل مستعد کننده کتوزیس هستند.

 

علائم بروز کتوزیس:

- کاهش اشتها بویژه در جهت مصرف غلات

- عدم فعالیت شکمبه

- کاهش وزن

- کاهش تولید شیر

دو تغییر عمده که در بیماری کتوزیس روی میدهد کاهش سطح گلوکز خون و افزایش سطح کتون بادیهای خون است سطح نرمال گلوکز خون در گاوهای شیری در حدود 50 میلی گرم در دسی لیتر خون است.

 blood components of normal and ketotic cow

ketotic       normal  blood

28  52        Glucose

42  3          Kerones

                  plasma

32  3          NEFA

8    14        Triglycerides

 

 

 

 

 

 

 

تشخیص:

آزمایشاتی جهت کنترل سطوح کتونها در شیر و ادرار وجود دارد. شیر گاو در حدود نصف سطح کتون بادیهای خون را دارد در حالیکه سطح کتون بادیهای ادرار چهار بار از سطح کتون بادیهای خون بیشتر است.

آزمایش ادرار جهت تشخیص وجود کتون بادیها در بسیاری از گاوها در اوایل شیر دهی مثبت می باشد که نیازی هم به درمان ندارد بهر صورت نتیجه منفی آزمایش نمایانگر عدم بروز کتوزیس می باشد آزمایش شیر دقیق تر نتیجه تعیین کتوزیس را می دهد.

درمان:

در تمام روشهای درمانی کتوزیس هدف افزایش سطح گلوکز خون و کاهش آزاد سازی ذخایر بدنی می باشد.

تزریق وریدی گلوکز:

این روش سریعترین راه برای رساندن گلوکز به بدن گاو می باشد و ظاهراً استفاده از تزریق گلوکز درمان قطعی می باشد.

استفاده از هورمون:

گلوکوکورتیکوئیدها(کورتیزون) موجب تولید گلوکز از بافتهای پروتئین می گردد, هچنن استفاده از ACTH (هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک ) ترشح گلوکوکورتیکوئید را تحریک می نماید.

استفاده از قندهای خوراکی



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

کیفیت تخم مرغ

 

 

ارتباط تغذیه با کیفیت تخم مرغ

نشریه تغذیه طیور صنعتی

 

 

 

   مهمترین خصوصیات تخم مرغ که بیان کننده کیفیت تخم مرغ هستند شامل اندازه تخم مرغ ، کیفیت پوسته ، کیفیت سفیده ، ارزش غذایی ، وجود لکه های خون در زرده و سفیده ، تغییر رنگ محتویات تخم مرغ و رنگ زرده می باشد . هر یک از این خصوصیات

می توانند بر میزان فروش تخم مرغ در بازارهای داخل و خارج مؤثر باشند . تأثیر عوامل تغذیه ای بر کیفیت تخم مرغ از جنبه های گوناگون قابل بررسی است .

 

2-1- کیفیت پوسته تخم مرغ :

 

      منظور از کیفیت پوسته ، رنگ ، ضخامت و مقاومت پوسته تخم مرغ است . برخی از مردم رنگ سفید و برخی دیگر رنگ قهوه ای پوسته را ترجیح می دهند . عامل اصلی تعیین کننده رنگ پوسته نژاد است ، به طوری که رنگ پوسته تا حد زیادی به رنگدانه هایی که برخی از نژادها تولید می کنند بستگی دارد . نوع جیره نیز در بعضی از شرایط خاص ممکن است بر رنگ پوسته تأثیرگذار باشد . موادی مانند نیکاربازین می توانند در سنتز رنگدانه ها اختلال ایجاد نمایند لذا وجود آنها در جیره ممکن است سبب تولید تخم مرغ های دارای پوسته سفید توسط نژادهایی شود که به طور طبیعی تخم مرغ های داری پوسته قهوه ای تولید می کنند . همچنین تغذیه از مقادیر بیش از حد کلروتتراسایکلین ممکن است سبب ذخیره این آنتی بیوتیک در پوسته تخم مرغ و در نتیجه تولید تخم مرغ هایی با پوسته زرد رنگ شود . البته این اثرات را نمی توان تغذیه ای نامید ، زیرا اینگونه مواد به عنوان دارو مورد استفاده قرار می گیرند .

 

      ضخامت و مقاومت پوسته بیشترین اهمیت را در کیفیت پوسته تخم دارند . عموماً فروشندگان ، حم و نقل کنندگان و خریداران تخم مرغ ، تخم مرغ هایی را با پوسته مقاوم در برابر شکستگی و نفوذ میکروارگانیسم ها ترجیح می دهند . پوسته تخم مرغ ازکربنات کلسیم تشکیل شده است ، بنابراین وجود مقادیر کافی کلسیم در جیره برای تولید تخم مرغ های دارای پوسته مقاوم ضروری می باشد . علاوه بر مقدار کلسیم ، تعادل آنیون - کاتیون و نسبت کلسیم به فسفر در جیره نیز از عوامل تعیین کننده میزان جذب کلسیم و در نتیجه مقاومت پوسته تخم مرغ می باشند . بنابراین بسته به عواملی مانند نژاد ، سن ، مرحله تخم گذاری و غیره ، تأمین کلسیم کافی در جیره و توجه به سایر عناصر و نمکهای آنها بخصوص فسفر جیره می تواند نقشی اساسی در تشکیل پوسته مقاوم ایفا نماید .

 

      تأمین ویتامینD   کافی نیز برای جذب کلسیم و تشکیل پوسته تخم مرغ ضروریست . ویتامینD   تشکیل پروتئین باند شونده به کلسیم  را در مخاط روده تحریک نموده و جذب کلسیم را افزایش می دهد . لذا کمبود ویتامینD   در جیره سبب کاهش ضخامت و نرمی پوسته تخم مرغ خواهد شد .

 

2-2- کیفیت سفیده تخم مرغ :    

 

      کیفیت سفیده تخم مرغ تاحد زیادی به استحکام یا ساختمان ژله ای سفیده مربوط می شود . به طوری که با افزایش استحکام سفیده ، کیفیت تخم مرغ افزایش می یابد . پروتئینی به نام اووسین عامل ایجاد ساختمان ژله ای در سفیده تخم مرغ می باشد . واحد نشان دهنده سفیده تخم مرغ ، واحد هاو  نام دارد ، به طوری که با افزایش اووسین سفیده تخم مرغ ، واحد هاو افزایش می یابد . مطالعات محدودی تأثیر تغذیه بر کیفیت سفیده تخم مرغ را مورد بررسی قرار داده اند اما با این حال گزارش شده است که کیفیت سفیده تخم مرغ با سطح پروتئین خام جیره رابطه ای عکس دارد به طوری که در اثر افزایش سطح پروتئین خام جیره ، کیفیت سفیده تخم مرغ کاهش می یابد .

 

2-3- ارزش غذایی تخم مرغ :

 

      تخم مرغ یکی از بهترین منابع پروتئینی مورد استفاده در تغذیه انسان است و سطح و ترکیب اسیدهای آمینه موجود در آن تا حد زیادی با نیازهای غذایی انسان مطابقت دارد  به علاوه تخم مرغ از نظر ویتامین های محلول در چربی نیز غنی است ، به طوری که مصرف 2 عدد تخم مرغ متوسط در روز حدود 25 درصد نیاز ویتامین های A وD  افراد کمتر از سن 25 سال را تأمین می نماید . گزارش شده است که سطح ویتامین های موجود در جیره مقدار ویتامین موجود در تخم مرغ را تحت تأثیر قرار می دهد ، بنابراین با افزایش سطح ویتامین های جیره می توان سطح ویتامین های موجود در تخم مرغ را افزایش داد . اما باید به این نکته توجه داشت که معمولاً اضافه نمودن ویتامین های مصنوعی در جیره برای افزایش سطح ویتامین های تخم مرغ از نظر اقتصادی به صرفه نیست و استفاده از ویتامین هایی با منشاء موادخوراکی بهتر می باشد .

 

      یکی از مباحثی که نگرانی زیادی را در مورد مصرف تخم مرغ ایجاد نموده است ، سطح کلسترول تخم مرغ می باشد . طبق آزمایش های انجام شده میزان کلسترول موجود در یک تخم مرغ بزرگ حدود 208 -  198 میلی گرم است که مقدار آن نسبت به بسیاری از مواد غذایی دیگر بالاتر می باشد . به همین دلیل توجه زیادی به امکان کاهش سطح کلسترول تخم مرغ صورت گرفته است . یکی از مهمترین راهکارهای کاهش سطح کلسترول را می توان دستکاری جیره دانست . در این زمینه گزارشهای ضد و نقیض زیادی وجود دارد اما هیچیک از این گزارشات امکان کاهش کلسترول تخم مرغ را از طریق جیره به طور قاطعانه تأیید ننموده اند . از آنجا که تقریباً تمام کلسترول موجود در تخم مرغ توسط پرنده ساخته می شود ، جیره غذایی تأثیر معنی داری بر روند ذخیره کلسترول در تخم مرغ نخواهد داشت ، مشاهده شده است که وجود برخی از مشتقات کلسترول در جیره سبب کاهش مقدار آنزیم های دخیل در متابولیسم کلسترول و در نتیجه کاهش کلسترول تخم مرغ می شود ، که البته این تأثیر اندک می باشد . روشهای دیگری نیز مانند افزایش سطح ویتامین C ، ید و نیاسین نیز برای کاهش کلسترول تخم مرغ پیشنهاد شده اند .

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

دستکاریهای تغذیه ای برای افزایش پاسخهای ایمنی در جوجه های گوشتی

 

 

ترجمه: آرش جوانمرد، نادر اسدزاده، بهزاد حافظی

 

جهاد کشاورزی استان آذربایجان شرقی

 

 موسسه تحقیقات علوم دامی کشور

 

 مقدمه: در حال حاضر، هدف از پرورش طیور تجارتی، رسیدن به بالاترین وزن نهایی و حداکثر تولید تخم مرغ به ازای هر واحد مصرف خوراک می باشد. بهر حال بین صفات تولیدی و پاسخهای سیستم ایمنی و صفات مربوط به مقاومت به بیماریها همبستگی منفی وجود دارد. به عنوان مثال این همبستگی منفی بین تولید و ایمنی باعث می شود که در در سویه های پرتولید عملکرد و تکامل سیستم ایمنی ضعیف تر باشد. شاید یکی از عوامل ایجاد کننده همبستگی منفی بین صفات تولیدی و پاسخهای ایمنی در طیور، تامین همه احتیاجات فیزیولوژیکی از طریق مصرف اقلام خوراکی محدودی مانند مواد مغذی و میزان دسترسی آنها، باشد. ژنوتیپهایی با وزن نهایی حداکثر نسبت به سویه هایی با وزن نهایی پایین تر، پاسخهای ایمنی ضعیف تری را در برابر آلودگی های ناشی از ای کولای و تیتراسیون آنتی بادی سلولهای ایمنی از خود نشان می دهند. بنابراین امروزه درآمیخته های حاصل از سویه های تجارتی احتمال بروز هر نوع اختلال در پاسخهای ایمنی بیش از هر زمانی احساس می شود. علاوه بر انتخاب ژنتیکی، بعضی از عوامل غیر ژنتیکی مانند غلظت مواد مغذی جیره، قادر است که تظاهر ژنهای مسئول پاسخهای ایمنی را از طریق ایجاد تعییر در میزان بلوغ سیستم ایمنی و همچنین میزان آنتی بادی تولید شده در برابر عفونتها تعییر دهد.

 

 مکانیزمهای دفاعی در جوجه های گوشتی: محیط سالن در شرایط پرورش متراکم جوجه ها، همواره شامل طیف وسیعی از میکروارگانیزمهایی می باشد که بطور مستمر با سیستم ایمنی در حال رقابت هستند. بطور کلی عوامل بیماریزای مهاجم از طریق آنتی بادیهای مترشحه از نوتروفیلها و یا حاصل از میکروبهای غیرفعال و ضعیف شده(واکسنها) سرکوب شده و نهایتا این لاشه سلولی این مهاجمین از طریق عمل بیگانه خواری حذف می شوند. این مکانیزم دفاعی برای کنترل پاوتوژنهای خارج سلولی مانند باکتریها و همچنین در برابر عوامل بیماریزای داخل سلولی مانند ویروسها بازدهی کاملا موثری را از خود نشان داده است. برای مقابله بر علیه عوامل بیماریزای داخل سلولی همانند ویروسها، مکانیزم ایمنی بواسطه سلول(CMI) نقش کلیدی را بر عهده دارد.

 

 در این مکانیزم با توجه به اینکه امکان از بین بردن عوامل پاتوژن از طریق ترشح آنتی بادی وجود ندارد فلذا به کمک تزریق سیتوتوکسین لنفوسیتهای نوع تی به داخل سلول آلوده، نتیجتا تخریب سلول و از بین رفتن ویروسها امکان پذیر می گردد. سیستم ایمنی در برابر ورود عوامل بیماریزا، ترکیبات متنوعی را مانند پروتینهای فاز حاد، آنزیمهای پروتئولیتیک و هیدرولیتیک، رادیکالهای اکسیژن و مشتقات نیتروژن را برای از بین بردن پاتوژنهای مهاجم یا سلولهای آلوده تولید می کند. نقش تغذیه در تعییر پاسخها سیستم ایمنی: جیره نویسی در طیور عمدتا بر اساس شاخصهای تولیدی مانند رشد، تولید تخم و بازده مصرف خوراک انجام می شود فلذا غالبا از توجه به معیارهای لازم برای پاسخهای سیستم ایمنی چشم پوشی می شود چرا که مواد مغذی همچنین بر روی تکامل سیستم ایمنی و حجم آنتی بادی تولیدی تاثیر گذار می باشد. در طول فاز حاد سیستم ایمنی، بیشترین احتیاجات تغذیه ای متوجه سنتز و آزاد شدن پروتئین فاز حاد (APS) از کبد می گردد.

 

 برای تامین عملکرد مناسب لکوسیتها احتیاجات انرژی و اسید آمینه در این مرحله بیش از احتیاجات غذایی معمول می باشد. اثر متقابل بین مواد مغذی متنوع و عدم توازن نسبتها و سمیت این مواد مغذی منجر به اختلال در فیزیولوژی طبیعی جوجه و متعاقبا اختلال در عملکرد سیستم ایمنی می گردد. انرژی: تفاوتها موجود در غلظت انرژی جیره غذایی طیور، میزان پاسخهای سیستم ایمنی را تعییر می دهد که این تعییراحتمالا از طریق تعییر در مصرف مواد مغذی موجب تاثیر بر سیستم ایمنی می گردد. انرژی مصرفی موجب تنظیم فعالیت سلولهای ایمنی ، فعالیت هورمونهای خاص مانند تیروکسین، کوتیکواستروئیدها، هورمون رشد، گلوگاگون، کاتکولامیدها می گردد و نتیجتا تعییر در فعالیت این عوامل بر سیستم ایمنی تاثیر گذار می باشد. همچنین تفاوت در سطوح و ساختار و نوع اسیدهای چرب جیره از طریق تعییر در ساختار غشاء سلولی و تغییر در سنتز پروستاگلندین بر روی عملکرد سیستم ایمنی موثر است. با افزایش سطح چربی جیره از 3درصد به 9 درصد میزان تلفات ناشی از آلودگی ای کولای و مایکروباکتریوم توبرکلوزیس کاهش می یابد. هنگام افزودن 6 درصد پیه به جیره طیور، تیتر آنتی بادی بر علیه آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی بطور قابل توجهی افزایش می یابد. گنجاندن سطوح بالایی از اسیدهای چرب غیر اشباع در جیره از طریق تحریک فعالیت ماکروفاژها باعث بهبود عملکرد سیستم ایمنی می گردد. پروتئین: رشد غدد بورس و تیموس تسبت به سایر اندامهای بدن طیور سریعتر انجام می شود و بنابراین این نکته خیلی مهم است که در اوایل رشد سطوح مناسبی از پروتئین مورد نیاز در اختیار طیور قرار گیرد. گمبود پروتئین در این مرحله موجب رشد و توسعه نامناسب اندامهای لنفوئیدی می شود. چندین مقاله تحقیقاتی پیشنهاد کردند که برای حصول به عملکرد مناسب سیستم ایمنی ،در این مرحله باید میزان اسید آمینه های جیره بیش از حد معمول توصیه شده برای رشد باشد. بهر حال تاثیر سطوح پروتئین بر تخفیف علائم بیماری بستگی به عامل و میکروارگانیزم بیماریزا دارد. هنگام افزایش سطح پروئتین جیره از 18 یا 20 درصد به 23 درصد میزان ابتلا به آلودگی ای کولای به طور معنی دار کاهش می یابد. همچنین با کاهش سطح پروتئین جیره جوجه های مبتلا به کوکسیدیوز، میزان تلفات از 32 درصد به 8 درصد در مقایسه با تیمار شاهد کاهش می یابد. سطوح بالای پروتئین جیره فعالیت تریپسین دستگاه گوارش طیور را افزایش می دهد. افزایش سطح ترشح تریپسین دستگاه گوارش متعاقبا موجب آزاد شدن سریع گوکسیدیاها از اووسیت شده و باعث تشدید علائم بیماری می گردد. سطح مناسب میتونین جیره باعث افزایش رشد شده و برای ایجاد حداکثر پاسخ ایمنی ضروری است. متیونین همچنین برای افزایش عملکرد سلولهای تی تولید شده از تیموس مورد نیاز می باشد. کمبود میتونین باعث کاهش فعالیت لنفوسیتها و تحلیل غده بورس و همچنین افزایش حساسیت به بیماریهای نیوکاسل و کوکسیدیوز می شود. افزودن سیستئین باعث تحریک ایمنی هورمونی و سلولی می گردد. کمبود اسید های آمینه شاخداری (50-16%) مانند ایزولوسین، لوسین و والین در جیره جوجه های گوشتی باعث کاهش تیتر آنتی بادی بر علیه آنتی ژن گلبولهای قرمز گوسفندی می شود. با توجه که در ساختمان ایمنوگلوبولینها مقادیر بالایی از والین و ترئونین بکار رفته است فلذا کمبود هر کدام از این اسید های آمینه پاسخهای ایمنی در جوجه های گوشتی را کاهش می دهد. در جیره های حاوی نسبت بالای لوسین/ والین+ ایزولوسین، به علت ایجاد اثرات آنتاگونیست بین ساختارهای این سه اسید آمینه عملکرد سیستم ایمنی کاهش می یابد. سطوح بیش از حد لوسین در جیره غذایی از جذب والین و ایزولوسین ممانعت می کند. افزایش غلظت اسید آمینه لیزین جیره باعث بهبود هماگلوتیناسیون و تیترآگلوتینین و همچنین افزایش ایمینوگلوبینهای جی و ام می شود. اسی آمینه آرژنین سوبسترای مسیر سنتز اکسید نیتریک می باشد . این ترکیب یک محصول سمی است که در فعالیت فاگوسیتیک ماکروفاژها نقش کمکی داشته و باعث از بین رفتن باکتریها و عوامل بیماریزای داخل سلولی می شود.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

گاوچاق کن(کدمطلب ۱۰۰۲)

 

 

این

 

گیاهی ۱ساله مقاوم به سرماوگاهی اوقات به شکل ۲ساله میباشددارای ریشه های عمودی که توسط بذرتکثیروانتشارمیابداغلب درخاکهای قلیایی خشک ونیمه خشک یافت می شود

 

 

 

دوره رویش:بهاروپاییز

 

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

اهمیت غذایی شیر و مقایسه شیر گاو و گاومیش

 

 

شیر کاملترین غذایی است که می تواند مورد استفاده انسان قرار گیرد. به همین منظور یکی از فعالیتهای اساسی دامداری در دنیا پرورش دامهای شیری است.

 

وان لکم فی الانعام لعبره نسقیکم مما فی بطونه من بین فرث ودم لبنا خالصا سائغا للشاربین (سوره نحل آیه ۶۶ )

”برای شما در چهارپایان پندی است از شیر خالص که از شکمشان از میان سرگین وخون بیرون می آید،سیرابتان می کنیم ،شیری که به کام نوشندگان گوارا است .”

شیر کاملترین غذایی است که می تواند مورد استفاده انسان قرار گیرد. به همین منظور یکی از فعالیتهای اساسی دامداری در دنیا پرورش دامهای شیری است.

این ماده غذایی از یک ترکیب پیچیده تشکیل شده که شامل چربی ، پروتئین ، قند لاکتوز ، عناصر معدنی ، ویتامینها ، آنزیمهاوآب میباشد.فرآورده های شیری بهترین منابع تامین کلسیم بدن انسان هستند. مصرف شیر وفراورده های مختلف آن به ویژه فراورده های تخمیری، منجر به افزایش طول عمر، افزایش بازده جسمی وفکری، کاهش بیماریهای عفونی، کاهش بیماریهای استخوانی ورشد مطلوب کودکان ونوجوانان میشود. استفاده از شیروانواع صنایع لبنی یک ناحیه، بطورعمده از عوامل اقتصادی وشرایط آب وهوایی ،عادات غذایی، سلیقه غذایی مردم وسطح تکنولوژی پیروی می کند. ارزش بیولوژیکی پروتئینهای موجود در این ماده غذایی معادل نسبت درصد ازت جذب شده می باشدکه برای تامین رشدوبقا در بدن نگهداری می شود.پروتئین شیر شامل۸۰ % کازئین ، ۲۰% پروتئینهای محلول می باشد. ترکیبات شیر دامها نه تنها از نوعی به نوع دیگر بلکه در نژادهای مختلف متغیر بوده ضمن اینکه عوامل محیطی (سن،فصل ،تغذیه ،بهداشت وشیردهی )نیز به نوبه خود موجب تغییراتی در ترکیب شیر می گردند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

مواد مغذی و متابولیسم آنها در نشخوار کنندگان

 

 

آب :

زندگی بدون آب غیر ممکن است. پستانداران قادرند مدت طولانی تری بدون غذا ولی مدت کوتاه تری بدون آب زنده بمانند. مطالعات انجام شده بوسیله RUBNER این مطلب را تایید می نماید. چنانچه تمامی چربی یا نصف پروتئین موجود در بدن حیوان تجزیه شود، حیوان زنده می ماند ولی از دست دادن یک دهم آب بدن بمنزله مرگ است. آب بعنوان حلال وسیله انتقال و تنظیم کننده فشار سلولی و حرارت بدن مورد نیاز است. کلیه فعل و انفعالات شیمیایی بدن حیوان در محیط مایع انجام می شود. مواد محلول بوسیله آب انتقال می یابند. با تبخیر آب، حرارت اضافی بدن انجام می شود.

آب با مدفوع، ادرار، شیر و بصورت بخار اب از طریق تنفس ششها و پوست دفع می گردد. مقدار دفع آب بدن به چند عامل بستگی دارد. بعنوان مثال هر چند دفع ادرار زیادتر باشد و هر چه کانیها و فراورده های نهایی ازت، (اوره) زیادتر دفع شوند، به همان نسبت دفع اب نیز بیشتر است. این مواد باید در آب حل و رقیق شده تا داراییک غلظت مناسب گردند.

از اینجا می توان نتیجه گرفت که هر چه مقدار پروتئین و مواد معدنی غذا بیشتر باشد، به همان نسبت باید آب بیشتری به حیوان داده شود. بطور کلی مقدار آب مورد نیاز حیوان به مقدار ماده خشک جیره غذایی بستگی دارد. بعنوان نقطه اتکا می توان چنین اظهار نظر نمود که برای خوکها به ازاء هر کیلوگرم ماده خشک غذا، 2 تا 3 کیلوگرم آب و برای گاوها 4 تا 5 کیلوگرم آب مورد نیاز است. بنابراین احتیاج روزانه آب بشرح زیر است:

 

 

6 تا 10 لیتر برای خوکهای پرواری

12 تا 25 لیتر برای خوکهای ماده

50 تا 100 لیتر برای گاو های شیرده

20 تا 60 لیتر برای گاوهای پرواری

 

در موارد خاص ممکن است مقدار آب مورد نیاز بسته به راندمان، جیره غذایی، درجه حرارت و رطوبت هوا تغییر کند. آب را می توان به اندازه دلخواه و به مقدار نامحدود در اختیار حیوان گذاشت. مصرف زیاد آب بطور کلی زیان آور نیست. در شرایط عملی آب مورد نیاز حیوان هنگامی به بهترین وجه تامین می گردد که به حیوان امکان نوشیدن آب در تمام مدت روز به دفعات مکرر داده شود.بدین ترتیب ضایعات انرژی مربوط به رساندن درجه حرارت آب به درجه حرارت بدن نیز به احتمال زیاد کمتر از موقعی خواهد بود که تمامی آب مورد نیاز در یک نوبت به حیوان داده شود.اهمیت دادن آب به دفعات متعدد را می توان به بهترین وجه در گاوهای شیرده مشاهده نمود. احتیاج آب برای تولید شیر بسیار زیاد است، تقریبا 4 تا 5 کیلوگرم آب به ازاء هر لیتر شیر. هر چه به دفعات بیشتری به گاوهای شیرده آب داده شود، مقدار مصرف آب زیادتر خواهد بود. در بعضی موارد توانسته اند از این طریق راندمان شیردهی را افزایش دهند. رعایت بهداشت آب مورد مصرف حیوانات نیز به اندازه آب آشامیدنی انسان حائز اهمیت است. آب آشامیدنی حیوان باید عاری از هر گونه مواد فاسد، مدفوع، ادرار، انگل (در آبهای راکد) و آلودگیهای صنعتی مانند فلور و فلزات سنگین باشد. آب نه تنها از طریق آب آشامیدنی ، بلکه همراه با غذا نیز وارد بدن حیوان می گردد. در جدول 1-1-3، مقدار آب برخی گروههای غذای دامی منعکس گردیده است.

همانطوری که آب بخش عمده ای از بدن حیوان را تشکیل می دهد، در گیاهان سبز نیز سهم عمده ای دارد. با پیشرفت رشد و رسیدن محصول، مقدار آب کاهش می یابد. برای اینکه بتوان علوفه را نگهداری نمود، باید آن را در حدی خشک کنند که مقدار آب آن به 15 % و یا کمتر برسد. چنانچه مقدار آب از متوسط مقدار سایر مواد موجود در غذای دامی بیشتر باشد، غذا کپک زده و تجزیه می گردد. تعلیف اینگونه غذاهای دامی فاسد، سلامتی حیوان را به خطر می اندازد.

آب یکی از اجزای مهم بدن حیوانات می باشد که 80 - 50 درصد وزن بدن دام را بر حسب سن و میزان چربی بدن تشکیل می دهد. گاو ممکن است تا 50 درصد از وزن بدن خود را(چربی، پروتئین و غیره)را از دست دهد و زنده بماند در حالی که تنها کاهش 10 درصد از آب بدن می تواند منجر به مرگ حیوان شود.پرورش موفقیت آمیز گاو نیاز به یک منبع مناسب آب دارد. هم کیفیت و هم کمیت آب بر بدن اثر گذار هستند. منبع آب مناسب در تامین نیاز گاو بسیار با اهمیت است زیرا میزان دریافت آب به میزان ماده خشک مصرفی بستگی دارد.

منابع آب :

آب در بدن 4 عمل مهم انجام می دهند که عبارتند از :

*کمک به دفع مواد زاید حاصل از هضم و متابولیسم(مدفوع یک گاو سالم 85 - 75 درصد آب دارد)

*تنظیم فشار اسمزی خون

*به عنوان یکی از اجزای مهم در ترشحات بدن (شیر و بزاق )همانطور که در زایمان و رشد مطرح است.

*تنظیم حرارت بدن به وسیله تبخیر آب از دستگاه تنفسی و سطح پوست

گاو نیاز خود به آب را از 3 منبع به دست می آورد.

*آب آشامیدنی

*آب موجود در غذا

*آب حاصل از فعالیت های متابولیکی

دو منبع اول به عنوان منابع عمده تامین آب در مدیریت پرورش گاو شیری مطرح می باشند.

احتیاجات روزانه گاو به اب به عوامل زیر وابسته است:

*نوع و اندازه حیوان

*مرحله فیزیولوژیکی که دام در آن قرار دارد

*میزان فعالیت

*میزان ماده خشکدریافتی

*شکل فیزیکی جیره

*کیفیت آب

*دمای اب مصرفی

*دمای محیط اطراف

کیفیت آب :

کیفیت آب به خصوص از لحاض املاح و احتمالا مواد سمی آن دارای اهمیت می باشد. زیرا کیفیت آب در میزان آب مصرفی توسط دام تاثیر گذار است. بیشتر مواقع آب های جاری و زیرزمینی احتیاجات دام به آب را تامین می کنند و اغلب به دلیل املاح زیاد آب، احتیاجات دام از آب مصرفی تامین نمی شود.

شوری آب در واقع میزان غلظت انواع نمک های موجود در آن می باشد. بقیه فاکتور هایی که در آب مشکل زا هستند شامل ترکیبات نیترا، قلیاییت آب یا میزان زیاد عناصر سمی موجود در آب می باشند.

 

جدول-2 راهنمای غلظت های مختلف کلیه نمک های محلول در آب جدول-1 میزان مصرف آب گاو گوشتی در دماهای مختلف محیط

دسته نوع حیوان TSS

(ppm - mg/1)

دمای محیط (درجه سانتی گراد) آب مورد نیاز

 

1 مناسب برای گاو و گوسفند در کلیه سنین 3500> 35< 15 - 8 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی

2 قابل مصرف اما کیفیت خوبی برای بره ها و گوساله ها و چهار پایان اهلی شیری ندارند. 4000 - 3500 35 - 25 10 - 4 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی

3 نا مناسب برای بره ها و گوساله ها و چهارپایان اهلی شیری و مناسب برای چهارپایان بالغ خشک 6000 - 4500 25 - 15 5 - 3 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی(حیوانات جوان یا شیری 50 - 10 درصد بیشتر آب نیازمندند)

4 مناسب برای گوسفند و گاو بالغ خشک(در دوره خشکی) 10000 - 6000 15 - 5- 4 - 2 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی

5 مناسب برای گوسفندان بالغ 15000 - 10000 -5> 3 - 2 کیلوگرم آب به ازای هر کیلوگرم ماده خشک مصرفی، افزایش دما(مثلا از 20 - به 0 درجه سانتی گراد)به دنبال یک دوره هوای خیلی سرد سبب افزایش 100 - 50 درصدی مصرف آب می شود.

6 نا مناسب برای کلیه چهارپایان 15000<

1-TSS - Total soluble salts

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی
انواع درختچه زینتی

 

ارغوان معمولي



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس مهرداد فرهنگی

ترجمه: ف.م.هاشمى

 - جهانى شدن-  فرايندى ناعادلانه است كه در آن منافع و مضرات، به طور عادلانه توزيع نمى گردد. اين عدم توازن، قطبى شدن شكاف موجود ميان اقليت بهره مند و اكثريت محروم را به دنبال داشته است. در واقع، قطبى شدن، تمركز ثروت و به حاشيه رانده شدن، همزاد فرآينده -جهانى شدن- است در اين روند، منابع سرمايه گذارى، رشد اقتصادى و تكنولوژى پيشرفته، در چندكشور انگشت شمار (عمدتاً در آمريكاى شمالى، اروپا، ژاپن و برخى از كشورهاى صنعتى شرق آسيا) متمركز مى شود و اكثر كشورهاى در حال توسعه از آن محروم مى مانند.  

۱) آزادى تجارت، سرمايه گذارى و امورمالى
جهانى شدن اقتصاد، پديده تازه اى نيست. بيش از پنج قرن است كه بنگاههاى اقتصادى كشورهاى توسعه يافته، تلاش مى كنند فعاليتهاى تجارى و توليدى خويش را به ماوراى بحار گسترش دهند (اين روند درعصر استعمار تشديدشد) و به اطراف و اكناف جهان نفوذ كنند.
اما، طى دو يا سه دهه اخير، جهانى شدن اقتصاد، سرعت بيشترى به خود گرفته است. عوامل متعددى در اين امر دخيل است كه توسعه تكنولوژى و تبعيت ازسياست آزادسازى


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط عبدالله لوشابی


چكيده:

سمير امين يكي از منتقدان سرشناس مكتب نوسازي و نئومحافظه‌كاري محسوب مي‌شود. او در اين نوشتار به تحليل تأثيرات اقتصادي ـ اجتماعي جهاني شدن سرمايه‌داري بر كشاورزان، توليدات كشاورزي و تغيير تركيب طبقات اجتماعي مي‌پردازد. از نظر نويسنده، مهم‌ترين دگرگوني اجتماعي كه نيمه دوم قرن بيستم را برجسته مي‌كند آن است كه نسبت طبقات اجتماعي پايين‌ از كمتر يك چهارم به بيشتر از يك دوم جمعيت افزايش يافته است. بنابراين جهاني شدن به تشديد نابرابري‌ها و «توسعه فقر» مي‌انجامد و بايد به جست‌وجوي سياست‌هاي بديل «آزادسازي اقتصادي» پرداخت. از نظر او جنبش‌هاي اجتماعي كه اخيراً در منازعات اجتماعي درگير شده و هدفشان تلاش براي ايجاد «جهاني ديگر» و جست‌وجو براي يك «جهاني‌سازي بي‌بديل» است، بايد براي درافكندن يك گفت‌وگوي تئوريك اصل، ابتدا خود را از حصارهاي ويروس ليبراليسم آزاد كنند



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط عبدالله لوشابی
بررسي اثر فاصله کاشت روي رشد و عملکرد گل ليليوم

 

مقدمه : 

ليليوم يکي از گلهاي زينتي منحصر به فرد پياز مي باشد که گلهاي زيبا و رنگارنگ آن از قيمت بالايي برخوردار است . اين گل دربستر هاي خاکي و غير خاکي کشت مي گردد.

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس مهرداد فرهنگی

سیاهک آشکار

                                                   

 

مقدمه

گندم از اولین گیاهانی است که به دست بشر کشت شده و دانه آن غذای اصلی اغلب مردم جهان می باشد. در ایران مصرف  سرانه گندم حدود 150کیلوگرم می باشد و50% پروتئین مورد نیاز هر فرد ایرانی از آن تأمین می شود و از اینجا اهمیت زراعت گندم در تأمین غذای مردم و ضرورت حمایت از تولید این محصول پرارزش مشخص می گردد.

بیماری قارچی موسوم به سیاهک آشکار یکی از بیماریهای عمده در نواحی مرطوب یا نسبتا مرطوب می باشد ولی خسارت آن نسبت به سیاهک پنهان گندم در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

 

تاریخچه

سیاهک آشکار گندم یکی از بیماریهای عمده در نواحی مرطوب و یا نسبتا مرطوب می باشد. اولین گزارش کتبی در مورد سیاهک های غلات مربوط به تئوفراستوس 332 تا 387 سال قبل از میلاد مسیح است. سیاهک برای رومیان باستان شناخته شده بود و آن را اوستیلاگو می نامیدند. این نام از کلمه لاتین سوزاندن مشتق شده است. به کارگیری این واژه بعدها در بسیاری از زبان های دنیا برای سیاهک متداول شد (مثلا carbon, carbone, sot, brand). شرح نشانه ها با نظریه های اولیه در مورد عامل بیماری سیاهک آشکار غلات مغایرت دارد. نظریه هایی مانند: تخمیر و خشک شدن شیره گیاهی زیاد که تصور می شد در بعضی خاک ها با شرایط آب و هوایی خاص افزایش می یابد، خشم خدایان یا عوامل شیطانی، نفرین همسایگان بدخواه، شومی ستارگان ماه و خورشید و فرضیه به وجود آوردن خود به خود بیماری در بافت گیاهی را می توان نام برد. این نظریه ها تا سال 1800 یعنی تا زمانی که علل واقعی بیماری غلات شناخته شد با ارزش بود ولی از آن به بعد ارزش و اعتبار خود را از دست داد. در سال 1890 ثابت شد که سه گونه مشخص قارچ باعث سیاهک های آشکار گندم، جو و یولاف می شوند و به زودی معلوم شد که از طریق تخمدان آلوده می شود. در ایران این بیماری ابتدا در سال 1326 گزارش و تشریح شد.

 

 اهمیت و انتشار بیماری:

این بیماری در تمام مناطق کشور وجود دارد ولی خسارت آن نسبت به سیاهک پنهان گندم در درجه دوم اهمیت قرار دارد، در حالیکه هر گیاه مبتلا از نظر محصول دهی بی ارزش به حساب می آید، لذا در صورت شیوع بیماری خسارت وارده به محصول بسیار شدید می باشد.

سیاهک آشکار گندم ustilago tritici(persoon) Rostrup  هرجا که گندم Triticum.aestivum وTriticum.turgidum   کشت شود وجود دارد. عامل بیماری بذرزاد است. به همین دلیل بشر آن را از یک منطقه به منطقه دیگر انتشار می دهد و به ندرت از طریق هوا در فواصل دور منتشر می شود.(Ustilago.Tritici)سیاهک آشکار  قبلا در آمریکا، استرالیا و جنوب آفریقا وجود نداشت ولی بعدها مهاجران اروپا آن را همراه با بذر گندم با خود به این مناطق بردند.

سیاهک آشکار هرگز مخرب و ویرانگر نبوده است و همه ساله باعث کاهش مقدار کمی از محصول می شود و بیشتر در مناطقی متداول است که آب و هوای سرد و مرطوب در زمان گلدهی داشته باشند، هرچند در آب و هوای گرم و خشک نیز خسارت آن اهمیت اقتصادی دارد. درصد آلودگی با میزان کاهش محصول مساوی است و درآمد حاصل از هر مزرعه ای به قیمت تولید مربوط می شود، از اینرو حتی یک تا دو درصد آلودگی می تواند بیست تا پنجاه درصد درآمد کشاورز را کاهش دهد.

 

میزبان ها:

گونه های گندم، میزبان های عمده سیاهک آشکار هستند و در تمام گونه های Triticum به جز T.timopheevi  یافت شده اند. سیاهک آشکار در گونه های Aegilops  دیده می شود و احتمال می رود قبل از تکامل گندم معمولی Aegilops  را آلوده کرده است. قارچ سیاهک آشکار روی چاودار (Secale cereal l. )بیماریزاست و زمانی روی این گیاه اهمیت اقتصادی داشت.

نژادهایی که مخصوص گندم دوروم و گندم نان هستند می توانند به چاودار حمله کنند اما سطح آلودگی پایین است، میزان مقاومت در چاودار از گندم خیلی بیشتر است. ارقامی از تریتیکاله (Triticosecale) به هر نژادی از پاتوژن که به گندم یا چاودار مادری حمله می کند، می تواند حساس باشد.

در طبیعت سیاهک آشکار به غیر از گونه های Aegilops  روی گرامینه های وحشی به ندرت دیده می شود. علائم ثانویه مثل واکنش نازساگاری و کوتاه ماندن گیاهان در تمام گونه های میزبان پیدا می شود. گونه هایی از گندم مورد حمله این عوامل بیماری قرار می گیرند عبارتند از:

T. aestivum

 T. durum

T. dicoccum

T. momococcum

T. Polonicum

T. turgidum

گندمهای دوروم اغلب نسبت به این بیماری مقاوم هستند.

 

عامل بیماری ( گونه های یوستیلاگو ):

سهگونه قارچ مشابه از جنس یوستیلاگو به عنوان عوامل ایجاد کننده سیاهک آشکار در غلات شناخته شده اند که عبادتند از:

Ustilago . nuda  ( عامل سیاهک آشکار گندم و جو )

Ustilago . nigra   ( عامل سیاهک آشکار جو و یولاف )

Ustilago . hordei  ( عامل سیاهک پوشیده جو )

هر یک از این گونه ها دارای نژادهای فیزیولوژیک مختلفی هستند که بر اساس عکس العمل ارقام مختلف میزبان، مورد شناسایی قرار می گیرند. در بعضی موارد وقوع تلاقی میان بعضی از فرمهای این سه گروه قارچی گزارش شده است. متخصصان معتقدند که هیبریدهای حاصل از این تلاقی ها بهتر است " واریانت" تلقی شوند تا گونه مستقل. گونه های مختلف یوستیلاگو ممکن است جو، یولاف و گندم و بسیاری در غلات دیگر را مورد حمله قرار دهد.

عامل بیماری سیاهک آشکار Ustilago tritic( persoon ) Rostrup  است. از هتروبازیدیومایست هاست. عامل بیماری سیاهک آشکار جو Ustilago nuda  است از آنجا که زیست شناسی و شکل اسپورهای این دو مشابه همدیگر است ادعا می شود که این دو بیماری بر اثر یک عامل بیماریزا ایجاد می شود. این شیوه طبقه بندی که فقط بر اساس شکل طاهری اسپورهاست منطقی نیست زیرا در این روش تفاوت های مهم زیر نادیده گرفته می شود.

- شکل پرومیسیلیوم و شکل هیف های مونوکاریوتیک و دی کاریوتیک بعد از جوانه زدن تلیوسپورهای در دو قارچ متفاوت است.

- در U . nuda  تمام ایزوله های هاپلوئید مونوکاریوتیک از تیپ MAT-2 هستند و از پرولین تغذیه می کنند و تیپ MAT-1  به دما حساس است. در حالی که این خصوصیت ها در جدایه های U. tritici  یافت نمی شوند.

-سورهای U . nuda  به هنگام ظاهر شدن خوشه های آلوده دارای غشایی نازک هستند در صورتی که سورهای U . tritici  این غشا راندارند و عریان اند.

-بین دو گونه، از نظر ایزوزایم ها و پلی پپتیدها که نشانگر تفاوت های ژنتیکی است تفاوت بارزی وجود دارد.

-تنها نژادهای خاصی از دو موجود توانایی تلاقی و هیبرید شدن دارند اما نتاج آنها زنده نخواهند ماند این تفاوت ها، متفاوت بودن U . nuda  و U . tritici   را، اگر چه دو گونه با همدیگر مرتبط هستند، ثابت می کند  هر چند که احتمال می رود U . nuda  از U . tritici  تکامل یافته باشد.

 

 

 

 

 

 

زیست شناسی:

قارچ عامل سیاهک آشکار زمستان را بصورت ریسه غیر فعال در لپه دانه های آلوده گندم و یا جو می گذراند پس از کاشت دانه های آلوده ریسه جوانه زده و فعالیت قارچ از نو آغاز می شود و ریسه حاصل بطریق بین سلولی در بافتهای جنین و گیاهچه جوان رشد می کند تا به نقطه رویشی انتهای گیاه برسد از آن پس رشد قارچ بموازاترشد گیاه درست بدنبال جوانه انهایی انجام می گیرد. در همین حال هیف هایی که در بافت های پایین ساقه قرار دارند مرده و اغلب ناپدید می شوند. وقتی که گیاه تشکیل خوشه می دهد و حتی قبل از آنکه خوشه ظاهر شود ریسه به تمام سنبله جوان حمله کرده و با رشد داخل سلولی بیشتر بافتهای خوشه بجز محور آنرا نابود می کند در این مواقع بیشتر گیاهان آلوده بلندتر از گیاهان سالم خستند و این احتمالا در اثر عوامل تحریک آمیز قارچ است. ریسه در دانه های آلوده به سرعت تبدیل به تلیوسپورهایی می شود که فقط بوسیله غشاء نازک خارجی بافت میزبان پوشانده شده اند. این غشاء پس از رسیدن تلیوسپورها پاره شده و اسپورها آزاد می گردد و با جریان هوا به گیاهان سالم مجاور منتقل می شوند. آزاد شدن اسپورهای همزمان با باز شدن گلهای گیاهان سالم انجام می گیرد. اسپورها پس از جفت شدن هیف های هاپلوئیدی که از نظر جنسی سازگارند ریسه دیکاریوتیکی بوجود می آیند که از طریق کلاله یا از طریق دیواره های تخمدان جوان به داخل گل رخنه کرده و در پریکارپ و در بافتهای لپه و غیره قبل از آنکه دانه برسد در بافت های جنینی جایگزین می شود. ریسه قارچ سپس غیرفعال شده و به حالت دورمانت یا خواب باقی می ماند تا دانه آلوده جوانه بزند.

عامل این بیماری از راه اعضای تناسلی گیاه وارد تخمدان سالم می شود هنگام برداشت سنبله های آلوده با سنبله های سالم درو می گردند سال آینده منشأ سرایت می شوند. قارچ وارد شده در تخمدان تا سال بعد همراه با جوانه زدن دانه گندم در درون دانه رشد می کند و موجب آلودگی دانه های بوته تولید شده می گردد و بالاخره فضای داخل دانه را از اسپورهای قارچ پر می کند.

رنگ طبیعی توده اسپورهای U . tritici  زیتونی تیره متمایل به قهوه ای است اسپورهای انفرادی در آب و در زیر میکروسکوپ زیتونی متمایل به قهوه ای و یک طرف آن روشن تر است زیرا دیواره این قسمت نازک تر است و مواد رنگی کمتری دارد.

اسپورهای رسیده و خشک به شکل تمشک هستند. قطر اسپور 5-10 میکرون است. سطح خارجی اسپور خارهای ریز دارد.

تلیوسپورها در حرارت بین 5-35 درجه و اپتی مم در جو 18-20 درجه و در گندم 20-25 درجه سانتی گراد جوانه می زنند.

اغلب گیاهانی که دیر کشت می شوند کمتر از گیاهانی که پیش از موقع کشت می گردند از بیماری خسارت می بینند. در کشت های دیرکاشت حرارت پایین اجازه جوانه زدن به دانه گندم را داده در حالی که قارچ در این درجه حرارت نمی تواند جوانه بزند.

 

علائم:

سیاهک آشکار معمولا تا زمانی که بوته ها به خوشه روند هیچ نوع نشانه ای ایجاد نمی کند. بونه های سیاهک زده بطور کلی زودتر از بوته های سالم به خوشه می روند و خوشه های سیاهک زده سریعا بلند شده و از خوشه گیاهان سالم بالاتر می روند.

زمانی که خوشه از غلاف بیرون می آیند تمام بافت های خوشچه ها آلوده می شوند و توده ای از اسپورهای زیتونی تیره متمایل به سیاه دیده می شود.

تنها محور خوشه سالم باقی می ماند در حالی که ممکن است طول آن از طول محور خوشه گیاه سالم کوتاهتر باشد. چند روز قبل از خوشه دهی، رنگ تیره توده اسپور از میان دیواره شکم قابل رویت است. 

باران و شبنم سنگین باعث می شود که

 

 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی

استفاده از مواد جاذب رطوبت پلیمری در کشاورزی به منظور افزایش ذخیره رطوبت خاک

 

 

چکیده :

 

یک روش جدید در پرورش گیاهان استفاده از پلیمرهای مصنوعی ژل شکل برای نگهداری آب در خاک ، به ویژه در خاک های ماسه ای است . به تازگی یک سری از این پلیمرها ، که شامل فرمول های جدید اصلاح کننده خاک می باشند ، برای تولید محصولات کشاورزی به خصوص برای استفاده در شرایط آب و هوایی خشک و نیمه خشک گسترش یافته است . نقش این مواد افزایش ظرفیت نگهداری آب ، خاک است مه به وسیله آزمایش های مزرعه ای و گلخانه ای به اثبات رسیده است (جانسون ، 1984) . تولید محصول در خاک های درشت بافت بیشتر به دلیل ظرفیت نگهداری کم آب و تلفات آب به عمق ( به علت نفوذ زیاد ) محدودیت پیدا می کند که سبب کاهش بهره دهی مصرف آب و کود به کار برده شده ، توسط گیاهان می گردد ( سیواپالان ، 2001 ) . هیدروژل های معمول در کشاورزی و باغبانی ذرات جامدی بوده که دارای ظرفیت 1500 - 400 گرم آب در هر گرم هیدروژل می باشد ( بومن و اونز ، 1991 پتروسون ، 2002 ) از این رو در مناطق خشک و نیمه خشک به دلیل کمی بارندگی و روبه رو بودن با مشک کم آبی حفظ و نگهداری آب خاک از اهمیت ویژه ای برخودار است ، تحقیقات برای استفاده از این اصلاح کننده های خاک مورد توجه واقع شده است .

 

 

 

کلمات کلیدی : پلیمر جاذب رطوبت شبکه ای ، ذخیره رطوبت ، رشد

 

ساختمان شیمیایی عمومی پلیمرهای جاذب

اختلاف در اثرگذاری هیدروژل ها به ساختمان شیمیایی آن ها بستگی دارد . دو کلاس معمول هیدروژل هایی که امروزه به کار برده می شوند شامل پلیمرهای طبیعی و مصنوعی است . پلی ساکاریدها ، هوموس ها ، پلی یورونیدها و آلجینیک اسیدها نمونه هایی از پلیمرهای طبیعی هستند . هیدروژل های مصنوعی نوع اصلی برای مقاصد باغبانی و زراعی هستند . پلیمرهای مصنوعی شامل دو گروه پلیمرهای قابل حل و غیرقابل حل در آب هستند . پلیمرهای مصنوعی را برای جلوگیری از انحلال آن ها در آب به صورت شبکه ای تبدیل می کنند . پلیمرهای جاذب رطوبت پلیمرهای شبکه ای غیرقابل حل در آب هستند .

 

علت قدرت بالای جذب آب به وسیله این مواد قرار داشتن گروه های قطبی در داخل زنجیره و در ساختمان پلیمر است ( والیس و تری ، 1998 ) . پلیمرهای هیدروژلی که در کشاورزی به کار برده می شوند ، شامل موارد زیر هستند .

کوپلیمر گرافت استارچ پلی اکریلونیتریل [1] .

کوپلیمر وینیل الکل اکریلیک اسید ( پلی وینیل الکل ها ) [2](CH20HOH-)n .

کوپلیمر اکریلات نمک های اکریل آمید (CH2CHCONH2)n یا پلی اکریل آمیدهای شبکه ای [3] ( پترسون ، 2002 : جانسون ، 1994 ) .

 

همه این هیدروژل ها در شرایط مناسب که به طور کامل منبسط شوند ، حداقل 95 درصد ذخیره آب قابل دسترس برای جذب گیاه خواهند داشت که در 4-2 = PF ذخیره می شود ( جانسون و ولتکامپ ، 1985 ) . پلیمرهای طبیعی در کمتر از دو ساعت به طور کامل هیدراته می شوند در حالی که پلیمرهای مصنوعی ( PVA ,PAM ) در حدود شش ساعت و یا بیشتر به طور کامل می توانند هیدراته شوند . پلیمرهای مصنوعی به دلیل این که کمتر در خاک تجزیه بیولوژیکی می شوند ، بیشتر از پلیمرهای طبیعی به کاربرده می شوند ( پترسون ، 2002 ) . مطالعات مربوط به PAM ها نشان می دهد که این مواد سمی نبوده و بی خطر هستند ( سیبولد ، 1994 ) .

 

     تحقیقات نشان می دهد که پلی اکریل آمیدها به اکریل آمیدها شکسته نمی شوند ، اما به نسبت به مولکول های اکریلونیتریل ، دی اکسیدکربن ، منوکسیدکربن ، سیانیدهیدروژن ، نیترات و نیتریت شکسته می شوند ( پترسون ، 2002 ) . ده ها نوع هیدروژل وجود دارد . هیدروژل ها به مدت چندین سال در خاک باقی می مانند ( پترسون ، 2002 ) .  عکسبرداری الکتریکی ( شکل 1 ) نشان می دهد که این مواد در شرایط منبسط شده دارای یک ساختمان سلولی ، با قابلیت ذخیره رطوبت قابل دسترس گیاهان ، در مخازن احاطه شده به  وسیله پل های شش گوشه می باشد . این پل ها به عنوان پایه ساختمانی و سطح انتشاری است که برای آب و بیشتر کاتیون های یک و دو ظرفیتی نفوذپذیر است . این پل ها در ذخیره آب برای فراهم کردن مقاومت فیزیکی در برابر خروج آب از ژل شرکت می کنند . ذخیره آب قابل دسترس به دو روش است . حدود 85-80 درصد در حفره های ریز ذخیره شده و باقیمانده در داخل روزنه های بسیار ریزتری است که البته آن هم قابل دسترس گیاه بوده و تامکش 98 کیلو پاسکال یعنی نقطه ای که حفره ای بزرگتر از هوا پر شوند ، در برابر از دست دادن آب مقاومت می کند ( جانسون و ولتکامپ ، 1985 ) .

 

ظرفیت نگهداری آب خاک

 

     وکلمار و چانج (1994) افزایش ظرفیت نگهداری آب را با استفاده از مواد پلیمری جاذب آب در خاک لومی ماسه ای گزارش دادند . جانسون و لا (1990) مشاهده کردند که با مصرف 2/0 و 5/0 درصد از پلیمر جاذب آب در خاک ماسه ای ، ظرفیت نگهداری آب خاک 150 تا 590 درصد افزایش می یابد . العمران ، مصطفی و شلبی ( 1987) بیان کردند که استفاده از مواد جاذب جالما سبب افزایش ذخیره رطوبت در سه نوع خاک ماسه ای ، لوم ماسه ای و رسی می گردد و اثرگذاری آن در خاک سبک بیشتر است . الحربی ، العمران ، شلبی و چادوری ( 1999 ) گزارش دادند که اضافه کردن پلیمر جاذب آب به خاک لومی ماسه ای در محیط کشت خیار ، ظرفیت نگهداری آب به خاک و راندمان مصرف آن را افزایش می دهد که با گذشت زمان این اثر افزایش می یابد . هاترمن ، ریس . زمردی (1999) با اضافه کردن هیدروژل  به خاک های ماسه ای در مقادیر 4/0 ، 2/0 ، 12/0 ، 08/0 ، 04/0 درصد وزنی ، افزایش نگهداری آب را به ویژه با افزایش مقدار هیدروژل در خاک مشاهده کردند . هیدروژل منبسط شده وقتی که به وسیله دستگاه پرژریلیت تحت فشار 15 بار قرار گرفت ، 99 درصد از آب ذخیره شده خود را رها ساخت .

 

     در حالی که با روش دیگری با استفاده از ماده گلیکول پلی اتیلن و دیالیز کردن پلیمز دارای آب در فشار اسمزی با 4 = PF تنها 50 درصد از آب ذخیره شده در پلیمر رها گردید . تفاوت بین رها سازی آب ذخیره شده در شرایط مختلف هنوز مشخص نشده است . تولید محصول در خاک های درشت بافت اغلب به دلیل ظرفیت کم نگهداری آب خاک و تلفات آب به عمق خاک محدودیت پیدا می کند که سبب کاهش راندمان مصرف آب و کود می گردد . استفاده از مواد جاذب رطوبت سبب می شود مشکل بالا بر طرف شود ( سیواپالان ، 2002 ) .

 

وزن مخصوص ظاهری خاک

 

     پترسون به نقل از آزارم در سال 2002 بیان کرد که پلی اکریل آمید وزن مخصوص ظاهری خاک ماسه ای را از 616/1 به 585/1 گرم در مترمکعب و خاک رسی ماسه ای را از 331/1 به 203/1 گرم در مترمکعب کاهش داد ( پترسون ، 2002 ) .وزن مخصوص ظاهری یک خاک آهکی لومی ماسه ای زمانی که با 4/0 درصد هیدروژل تیمار شده بود ، 4/38 - 8/6 درصد کاهش یافت . برآورد شده است که تغییرات هیدروژل ها بر وزن مخصوص ظاهری به دلیل کاهش ظرفیت هیدروژل ها هر سال 15 - 10 درصد کاهش پیدا می کند ( الحربی و همکاران ، 1999 ) . در کل اثرگذاری هیدروژل ها با گذشت زمان کم می شود ( میلر ، 1979 ) .

 

تغییر ویژگی های شیمیایی خاک

 

     سیلبربوش ، آدار و دمالاچ ( 1992 ) با استفاده از هیدروژل آگروسک در کشت ذرت مزرعه بیان داشتند که این ماده سبب رهاسازی سدیم به داخل خاک می شود . آزمایش ها نشان داده است ، گیاهانی که به شوری مقاوم هستند ، به این مواد جواب بهتری می دهند . آن ها علت رهاسازی سدیم به وسیله این مواد را وجود این عنصر در ساختمان هیدروژل بیان کردند . به دلیل این که پلیمریزاسیون این ماده در اسیدیته بالا و در حضور یک اسید قوی رخ می دهد ، بنابراین در پایان باید با یک بازخنثی شود که برای رسیدن به این مقصود از سود استفاده می گردد . پیشنهاد می شود که به جای سود از پتاس استفاده شود . با گذشت زمان از مقدار رهاسازی سدیم به وسیله این ماده کاسته می شود .

 

     فلتا و العمران ( 1995 ) طی یک آزمایش گلخانه ای ،اثر دو فاصله آبیاری ( 5 و 10 روزه ) را بر عمل یک اصلاح کننده جاذب آب در مقادیر مختلف و در خاک های آهکی لومی ماسه ای بر روی ویژگی های شیمیایی خاک بررسی کردند . فاصله آبیاری اثری بر روی ویژگی های شیمیایی خاک نداشت . مصرف این ماده اسیدیته خاک را در دو عمق 10 - 0 و 20 - 10 سانتی متری خاک در مقایسه با شاهد به طور معنی داری افزایش داد . هدایت الکتریکی در لایه بالایی خاک تیمار شده بالاتر از شاهد بوده و در عمق پایین تر تفاوت معنی داری با شاهد نداشت . مصرف این ماده سبب افزایش استخراج روی و کاهش آهن و منگنز قابلاستخراج لایه بالایی خاک گردید . استخراج مس و پتاسیم تحت تأثیر این ماده قرار نگرفت .

 

پاسخ پلیمرهای جاذب آب به نمک ها و کودها

 

     ظرفیت حمل آب به وسیله هیدروژل اغلب موقع اضافه شدن عناصر غذایی به آب و یا محلول هیدروژل ها کاهش می یابد ( بومن و اونز ، 1991 ) . در شرایط آزمایشگاهی ظرفیت حمل آب هیدروژل ها به وسیله مصرف آب دیونیزه شده تعین می شود . محلول های کودی دارای پتاسیم و آمونیوم ( کاتیون ها یک ظرفیتی ) مقدار جاذب آب هیدروژل PAM را تا 75 درصد کاهش می دهد . مصرف کلسیم ، منیزیم ، آهن و غیره ( کاتیون های دو ظرفیتی ) مقدار جذب آب را تا 90 درصد کاهش می دهد ( پترسون ، 2002 ) .

 

در تحقیقی که به وسیله بومن و اونز در سال 1991 انجام شد ، کاربرد کلسیم به فرم نیترات کلسیم مقدار آبی را که هیدروژل پلی اکریل آمید می توانست نگهداری کند ، به طور معنی داری کاهش داد . واکنش آب گریزی این هیدروژل که با نیترات کلسیم مخلوط شده بود ، به وسیله مصرفی پی در پی پتاسیم ( شستن پی در پی با نیترات پتاسیم ) کاهش یافت . هیدروژل ها دارای تعداد گروه k-coo+ هستند که ممکن است به صورت نمک رفتار کرده و سبب افزایش جذب آب به وسیله آن ها شود . ممکن است کاتیون های چند ظرفیتی به طور فعال مولکول های آب را در مکان های باردار اطراف و داخل پلیمر از جا کنده و جانشین آن شوند ( وانگ و گریک ، 1990 ) .

 

در تحقیقی دیگر ، هر سه نوع هیدروژل بیان شده ( PAM , PVA , SCP ) کاهش مقدار جذب آب را نشان دادند اما SCP کمتر تحت تأثیر اضافه کردن ترکیب های کودی قرار گرفت . با این حال SCP ها نمی توانند به اندازه گروه هیدروژل پلی اکریل آمید آب را جذب کنند . با بررسی سه گروه هیدروژل معلوم شده است که گروه PAM ها بزرگ ترین ظرفیت بافری را در خاک دارند و بنابراین آن ها به طور معنی داری قادر به نگهداری مقدار بیشتری از آب در شرایط مختلف هستند ( جانسون ، 1984 ) . در برخی موارد یک عنصر مانند نیتروژن با یک فرمول به وسیله هیدروژل نگهداری شده ، ولی با فرمول دیگر نگهداری نمی شود .

 

هنگام استفاده از این مواد در کشت گوجه فرنگی مشاهده کردند که آمونیوم CNH4+ نگهداشته شده در سطح خاک در مقایسه با شاهد افزایش پیدا کرد اما زمانی که نیترات به هیدروژل اضافه شد ، مقدار آبشویی نیترات در همه تیمارها یکسان بود . اختلاف پاسخ به دو فرمول از نیتروژن می تواند به اختلاف بار ، یون مربوط باشد و در نتیجه اختلاف انحلال را به وجود آورد . پترسون در سال 2002 به نقل از هندرسون و هنسلی بیان کرد که پلیمرها هنگامی که دهیدارته می شوند مقدار بیشتری از کاتیون ها را نگهداری می کنند و زمانی که دوباره هیدراته می شوند ، نسبت به قبل آب کمتری را در خود نگه می دارند . بیشتر هیدروژل ها PH بالا دارند . PH بالا رشد برخی از گیاهان را کاهش می دهد ( وفورد ، 1989 ) . نگهداری نیترات و آمونیوم در واسطه کشت گوجه فرنگی با افزایش مقدار مصرف هیدروژل افزایش می یابد . غلظت نیتروژن نیز در برگ های گوجه فرنگی نسبت به شاهد افزایش می یابد ( برس و وستون ، 1993 ) . استفاده از هیدروژل ها در خاک های ماسه ای درشت بهترین نتیجه را در مقایسه با خاک های دیگر خواهد داشت که می تواند به دلیل ظرفیت نگهداری کاتیونی کمتر این خاک ها نسبت به خاک های دیگر باشد . به طور کلی هیدروژل PAM بیشترین قابلیت را در جهت کاربرد وسیع دارا است و توانایی بالایی برای ایفای نقش خود در شرایط شور دارد ( پترسون ، 2002 ) .

 

گرفتن و رهاسازی عناصر غذایی

 

     زمانی که عناصر غذایی همراه با پلیمرهای جاذب آب مصرف شوند ، قادر به افزایش دادن رشد گیاه هستند و عناصر غذایی مورد نیاز گیاه را آزاد می کنند . مک گردی و کوتر در سال 1987 ، با اضافه کردن فسفر به هیدروژل ، افزایش رشد نهال را در فلفل مشاهده کردند . پترسون در سال 2002 به نقل از فینچ ساویج ، بیان کرد که با اضافه کردن فسفات سدیم به هیدروژل افزایش رشد در گیاه کاهو و پیاز مشاهده شد .اندازه پیاز بالغ افزایش پیدا نکرد اما متوسط اندازه کاهو افزایش یافت پترسون در سال 2002 به نقل از وانگ گزارش داد که هدایت هیدرولیکی آب شسته شده از یک واسطه بدون خاک مخلوط شده با هیدروژل کاهش یافت که بیانگر این مطلب بود که هیدروژل بیشتر کودها و نمک های اضافه شده را در خود نگه داشته است .

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 88/02/05 توسط مهندس محمد اکرم ایرندگانی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظ